PDA

View Full Version : Kurdistan - Iran


donsaeid
03-08-2006, 03:10 AM
Part One

كردستان به مركزيت شهر سنندج ،استاني سرسبز و خرم با وسعتي معادل ‪۲۸‬ هزار و ‪ ۲۰۳‬كيلومتر مربع در غرب ايران و در مجاورت بخش شرقي كشور عراق ( مناطق كردنشين ) قرار دارد.

اين استان كه در دامنه*ها و دشتهاي پراكنده سلسله جبال زاگرس مياني قرار گرفته است، از شمال به استانهاي آذربايجان غربي و زنجان، از شرق به همدان و زنجان، از جنوب به استان كرمانشاه و از غرب به كشور عراق محدود است.

شهرستانهاي اين استان شامل بانه، بيجار، ديواندره، سقز، سنندج ، قروه، كامياران، مريوان و سروآباد است.

استان كردستان اكنون با مجموعه شهرها و روستاهايي كه در اقصي نقاط آن پراكنده شده و استقرار يافته*اند به يكي از نواحي در حال توسعه غرب كشور تبديل شده و از پتانسيلهاي توريستي و تفرجگاهي بسياري برخوردار مي*باشد.

اين استان منطقه*اي كاملا كوهستاني است كه از مريوان تا دره قزل*اوزن و كوه*هاي زنجان جنوبي گسترده شده است.

ناهمواريهاي اين استان مشتمل بر دو بخش غربي و شرقي است، اين دو قسمت از نظر شكل پستي و بلندي و جنس زمين متفاوتند، قسمت وسيعي از سنندج، مريوان و سرزمينهاي اطراف آنها تا جنوب كردستان بخش كوهستاني غربي را تشكيل مي*دهد.

در اين ناحيه، يكنواختي و سستي جنس زمين ، اشكال مشابهي را به وجود آورده كه*از ويژگيهاي آن كوههاي گنبدي شكل با شيب يكنواخت و ملايم همراه با دره*هاي باز است.

اين يكنواختي را طبقات آهكي سخت و سنگهاي دروني كه بين لايه*هاي سست ظاهر مي*شوند، در هم ريخته و آن را به صورت صخره*هاي عريان در آورده است.

نوع مشخص اين ناهمواريها، ناحيه كوهستاني چهل چشمه در بين مريوان و سقز است كه دنباله پستي بلنديهاي اين ناحيه را در جنوب و مشرق، تشكيل داده*اند و دامنه غربي آن تا داخل كشور عراق كشيده شده است.

در اين ناحيه شعبه*هاي رود قزل اوزن در شرق و شمال شرقي و رود سيروان در حنوب چهره زمين را بطور كامل تغيير داده*اند، بخش كوهستاني شرقي، قسمتهاي شرقي سنندج را در بر مي*گيرد و در حد فاصل ناحيه غربي و شرقي، يك رشته از ارتفاعات آتشفشاني شمالي جنوبي را بوجود مي*آورد.

در شرق اين رشته كوه، شهرستانهاي قروه و بيجار قرار گرفته*اند كه شكل زمين در آنها با پستي و بلنديهاي ناحيه غربي به كلي متفاوت است.

از ويژگيهاي اين ناحيه، وجود يك حصار كوهستاني متشكل از سنگهاي دگرگوني و رسوبي است كه دشتهاي مرتفع هموار و تپه ماهوري را احاطه كرده است.

در اين ناحيه به استثناي كوه*هاي بيجار، دشتهاي نسبتا وسيعي نيز وجود دارد، اين دشتها به وسيله شعبه*هاي رود قزل*اوزن قطع شده و به صورت تپه ماهور در آمده*اند.

مرتفع*ترين دشت اين ناحيه "اوباتو" خوانده مي*شود كه با دو هزار و ‪۲۰۰‬ متر ارتفاع در شمال سنندج واقع شده است، بلندترين كوه*هاي اين ناحيه، "شاهنشين" در شمال بيجار،" شيدا" در مركز و "پنجه علي" بين قروه و سقز است.

استان كردستان بطور كلي تحت تاثير دو جريان عمده هواي گرم و سرد قرار دارد كه اقليمهاي گوناگوني را بوجود مي*آورد، بيشترين ميزان بارش جوي در ناحيه غربي استان (شهرهاي بانه و مريوان) حدود ‪ ۸۰۰‬ميليمتر در سال و كمترين ميزان بارندگي آن در ناحيه شرقي حدود چهارصد ميليمتر در سال در سنندج است.

نفوذ توده*هاي مرطوب زمستاني و بهاري در مريوان و درياچه زريوار تاثير فراواني در مرطوب و معتدل شدن هواي اين ناحيه دارد.

ميزان رطوبت و بارش مناسب باعث ايجاد جنگلهاي انبوه بلوط و گونه*هاي مختلف درختان جنگلي شده است و پوشش گياهي اين ناحيه مناظري شگفت*انگيز و باشكوه دارند.

جاذبه*ها و چشم*اندازهاي طبيعي عبارت است از مجموعه وضعيتهايي كه*انسان با چشم غير مسلح مشاهده مي*كند، مهمترين عوامل طبيعي كه در شكل بخشيدن به چشم*اندازهاي طبيعي شركت دارند ساخت اقليمي، چگونگي منابع آب و رطوبتي ساخت توپوگرافيك، پوشش گياهي و حيات وحش در هر منطقه است.

استان كردستان از اين حيث داراي غناي چشم*اندازها و منابع طبيعي است كه هر يك به عنوان يك جاذبه مهم توريستي قلمداد مي*شوند.


* حيات وحش و شكارگاه*ها
تنوع اقليمي و آب و هوايي، شرايط خاص توپوگرافي، وجود منابع آب متعدد و پوشش گياهي مناسب بويژه پوشش جنگلي در قلمرو استان كردستان زمينه مساعدي را براي زيست انواع پستانداران پرندگان بومي و مهاجر و همچنين انواع آبزيان فراهم كرده است و از اين لحاظ، منطقه به عنوان يكي از مستعدترين نقاط شكارگاهي كشور به شمار مي*رود.

براساس آمار موجود ‪ ۳۴‬شكارگاه در منطقه وجود دارد كه گونه*هاي متنوعي از انواع پستانداران و پرندگان در آنها يافت مي*شود.

كردستان داراي پنج شكارگاه درجه يك ، ‪ ۱۰‬شكارگاه درجه دو ، ‪ ۱۶‬شكارگاه درجه سه و سه شكارگاه درجه چهار و شكارگاه منطقه حفاظت شده بيجار است.

منطقه حفاظت شده بيجار، تنها ذخيره گاه طبيعي استان كردستان است، اين منطقه در شمال شرقي استان قرار گرفته و در حدود ‪ ۲۳‬هزار هكتار وسعت دارد و از شمال به روستاي حسن چاروق و حسن*آباد ياسوگند و رودخانه قم چقا و از غرب به جاده آسفالته در دامنه*هاي غربي كوه سليم و از طرف جنوب به جاده كمر زرد و امتداد رودخانه قزل*اوزن و از طرف مشرق به جاده قديمي زنجان محدود مي*شود.

منطقه حفاظت شده بيجار به دليل قرار گرفتن در ميان سلسله ارتفاعات و تحت تاثير جريانهاي رطوبتي ،از ريزشهاي جوي نسبتا كافي برخوردار بوده و به همين دليل تعداد زيادي چشمه دايمي و فصلي در اين منطقه ديده مي*شود و از لحاظ حيات وحش غني و گونه*هاي مختلفي از پستانداران پرندگان و خزندگان در آن وجود دارد.

گونه*هاي اصلي پستانداران بزرگ در اين منطقه قوچ و ميش ارمني است كه زيستگاه آن تپه ماهورها و نقاط كم ارتفاع است، تعداد كمي آهو نيز در اين منطقه زندگي مي*كند، علاوه بر اين جانوراني مانند خرس قهوه*اي، گراز، گرگ، گربه پالاس، خرگوش در اين منطقه وجود دارد.

در اطراف و داخل منطقه گونه*هاي بسياري از پرندگان بومي و مهاجر مشاهده مي*شود كه از جمله اين پرندگاه مي*توان از دليجه ، كبك ، انواع چكاوك و حواصيل خاكستري نام برد.

رودخانه*هاي قمچقا و قزل*اوزن كه در اين منطقه قرار دارند زيستگاه برخي از ماهيان نظير سس ماهي،سياه ماهي ، عروس ماهي و هم چنين محل زندگي سمور آبي يا شنگ است.

شكار پرندگان بيشتر در شهرهاي سنندج ،بيجار و مريوان و صيد انواع ماهي ها در شهرهاي مريوان و قروه حايز اهميت است، در شهرستان مريوان ، درياچه زريوار به عنوان يك اكوسيستم ، زيستگاه مناسبي را براي انواع پرندگان مانند كشيم كوچك ، كاكايي ، سرسياه ، حواصل خاكستري ، اگرت و آنقوت و بويژه مرگوس پديد آورده است.

درياچه مريوان به عنوان يكي از اصلي*ترين زيستگاه شنگ ( سمور آبي ) در ايران است، سمور آبي داراي بدني دراز و نسبتا باريك و دم بلندي است.

طول بدن اين حيوان به ‪ ۷۵‬سانتي متر مي*رسد، بدن شنگ از موهاي خيلي ظريف و نرم پوشيده شده است، رنگ كلي بدن اين حيوان قهوه*اي دراچيني ، تيره و براق است.

donsaeid
03-08-2006, 03:11 AM
* گونه غالب جانوري استان:
قوچ و ميش ارمني به عنوان غالب*ترين گونه جانوري استان كردستان قابل ذكر است، از گونه*هاي غالب ديگر جانوري استان بز وحشي و گراز است كه از جمعيت قابل ملاحظه*اي برخوردار هستند.

پس از اين گونه*ها ، گرگ، روباه و خرگوش را به عنوان گونه*هاي غالب منطقه مي*توان نام برد.

كبك ، كبك چيل به همراه پرندگان شكاري نظير عقاب طلايي و سارگپه از پرندگان غالب منطقه به شمار مي*آيند.

گرچه هر يك از گونه*اي زيست*كننده در منطقه به عنوان حلقه*اي در شبكه غذايي از نظر اكولوژيك واجد ارزش و اهميت خاص خود هستند ولي برخي ازگونه ها به سبب ارزش ملي و بين*المللي، بيشتر مورد توجه هستند.

به عنوان مثال مي*توان از گربه پالاس و سياه گوش و از پرندگان ميش مرغ را نام برد.

اين پرنده از زيباترين پرندگان قابل شكار ايران و جهان است كه در فصل مهاجرت هر ساله تعدادي از آنها در مسير حركت، در اين منطقه استراحت و تغذيه مي*كنند، زيستگاه عمده اين پرنده دشت اوباتو است.


* ميراث تاريخي و فرهنگي
امروزه از ديدگاه*هاي توسعه، ميراث فرهنگي و تاريخي فقط به عنوان ميراث ملي قلمداد نمي*شوند، بلكه داراي ارزشهاي اقتصادي قابل توجهي بوده كه موجب افزايش درآمد ملي و منطقه*اي مي*شوند.

بر اساس مطالعات تطبيقي توريسم ، ‪ ۱۷/۴‬از مجموع توريستهاي در جهان به منظور آشنايي و ديدار از قابليتهاي تاريخي ، آداب و رسوم و شيوه*هاي زندگي مردم ديگر سفر مي*كنند.

استان كردستان از حيث برخورداري از قابليتهاي تاريخي ، فرهنگي جايگاه ممتازي دارد، غار كرفتو ، قلعه زيويه، محوطه*هاي باستاني تاريخي جنوب استان ، موسيقي و رقص و آداب و رسوم رايج در استان و آثار تاريخي و مذهبي و آيينهاي دراويش قادريه و نقشبنديه در پهنه استان از جمله قابليتهاي با ارزش تاريخي و فرهنگي منطقه محسوب مي*شوند.


* جاذبه*هاي فرهنگي
آداب و رسوم كردستان، از نظر فرهنگ و تمدن داراي سابقه*اي بسيار درخشان است كه نظير آن در ساير نقاط كشور بندرت ديده مي*شود، نشانه*هاي فرهنگي زبان ، هنر ( شعر و موسيقي ) و آداب و رسوم به جاي مانده، دلالت بر ديرينگي و قدمت فرهنگي منطقه دارند.

‪ ۱‬زبان كردي
زبان كردي شاخه*اي از زبانهاي قديم ايران باستان است و ساكنان كردستان نظر به سختي مكان و بر كنار بودن از سيل تهاجمات خارجي، زبان قديم خود را حفظ كرده*اند.

امروزه زبان كردي به لهجه*هاي مختلفي تقسيم مي*شود، گويشهاي كرمانجي شمالي و كرمانجي جنوبي (سوراني) كردي و اورامي در منطقه كردستان در بين ساكنان استان رواج دارد.

اهالي مريوان با گويش كردي كرمانجي جنوبي ( سوراني ) و مناطق جنوبي مريوان با لهجه اورامامي (گوراني) صحبت مي*كنند، لهجه اورامي تا چند دهه پيش ، زبان نوشتاري و ادبي كردي بوده است.

امروزه دين مردمان منطقه اسلام است و اكثرا اهل تسنن و پيرو مذهب شافعي هستند، دو طريقت نقشبنديه و قادريه در اين منطقه پيروان زيادي دارند و مراكز اصلي آنها سروآباد و خاورميرآباد " بايره "، بوده است.

قبل از اسلام چنانكه آثار و شواهد نشان مي*دهد، ساكنان منطقه آيينهاي مختلفي داشته*اند كه مهرپرستي، ميتراييسم و زرتشتي مهمترين اين آيينها بوده*اند و اكنون رگه*ها و ريشه*هاي اين آيينها را در آيينها و موسيقي منطقه مي*توان ديد.

‪ ۲‬لباس و پوشش مردمان كرد
كردها طي قرون متمادي با لباس محلي خود پيوند عاطفي، عقيدتي و سنتي شديدي برقرار كرده*اند و علاقه زيادي به حفظ و نگهداري لباس سنتي خود كه نشانگر هويت فرهنگي آنهاست دارند.

حتي در ابتداي حكومت پهلوي، هنگام زمامداري رضاخان كه مقرر شد تمام مردم ايران لباس واحدي بپوشند، كردان در مقابل اين دستور مقاومت نشان داده، لباس خود را تغيير ندادند.

البته در شهرهاي بزرگ استان مانند سنندج، برخي از جوانان، لباس محلي را فقط در مراسم و جشنهاي خاص مي*پوشند و علاقه*اي به استفاده از آن بطور معمول ندارند به همين دليل در سنندج كمتر كسي ديده مي*شود كه با لباس محلي در خيابان طاهر شود، اما در ساير شهرها مانند سقز بانه و مريوان غالبا تمامي زنان و مردان با لباس محلي در شهر ديده مي*شوند.

لباس و پوشاك كردان از تنوع و غناي فوق*العاده*اي برخوردار است كه در زينتها و رنگهاي لباس به چشم مي*خورد، لباس كردي هرگز يك رنگ و تيره*گون نيست بلكه هميشه با تركيب رنگهاي مختلف، چشمها را به طرز مطبوعي خيره مي*كند و انسان به اين باور مي*رسد كه طبيعت و محيط پيرامون، مرغزارهاي سرسبز، گلهاي رنگارنگ ، سپيدي برفها، آسمان صاف و آبي، سيلابهاي خروشان در اين تنوع رنگ تاثير مهمي داشته*اند.

لباس زنها نيز از پيراهن بلندي تا روي پنجه پا كه گاهي با پولكهاي الوان تزيين شده و روي آن يك نيمه تنه به اسم " سوخمه " از پارچه زري يا مخمل پوشيده و بالاي سوخمه گاهي لباسي به اسم " كوا " كه از پشت تا پايين پنجه پا كشيده شده و روي آن را گاهي نيمه تنه به نام < سلته > مي*پوشند، تشكيل مي*شود.

پوشيدن هر يك از اين لباسها بستگي به سليقه زنان دارد، شلوار آنها گشاد و از جنس حرير است، پارچه*اي توري به عنوان روسري و پارچه ديگر به اسم " شتونيه" يا "شال" به طول سه متر كه روي ناحيه كمر بسته مي*شود جز لباس زنان كرد است.

زنان و دختران منطقه اورامانات گيسوان خود را به شكل رشته*هاي باريك مي*بافند و بر گيسوان بافته خود كلاه سكه دوزي شده مي*گذارند.


* پوشاك مردان كرد:
لباس مردان كرد ساكن فلات ايران تنگ و چسب بدن، با چينهاي باز، شلوار چسبان و پوتين سافه بلند است، در كوه*هاي كردستان جنوبي، مردان لباس گشاد تري مي*پوشند كه با نياز بالا رفتن ( صعود ) سازگارتر است.

شلوار آن گشاد و كت كوتاه و از جنس نمد سفيد است، يك دستار سفيد و آبي با تصوير " چشم پرنده " نيز به دور سر مي*پيچيند و از كمر بند رنگارنگ نيز استفاده مي*كنند، همچنين لباس مردانه كردي تابع مقتضيات محيط و شيوه زندگي است و در عين حال گاهي در آن تنوعهاي بسيار جالبي هم ديده مي*شود.

لباس مردان عموما تيره رنگ است كه از كت بدون يقه، شلوار ، دهانه تنگ دستاري بر سر و شالي بر كمر تشكيل شده است.

پيراهنهاي بدون يقه و سفيد مي*پوشند كه در انتهاي آستين، زباله مثلثي شكلي قرار دارد كه در حالت عادي به دور مچ يا بازو پيچيده مي*شود و آن را " لفكه سوزني" مي*نامند.

در صورتي كه پيراهن بدون لفكه باشد، اغلب هنگام كار مچها را با پارچه نوار مانندي مي*بندند، اغلب مردان از دستار و شال تيره رنگ مخصوصي به نام "رشتي" استفاده مي*كنند، زينت مردان بيشتر ساعت جيبي با زنجير آويزان در جلو سينه و گاهي ساعت مچي است.

با توجه به زمستانهاي سرد منطقه، اغلب از پالتو استفاده مي*شود، اما قشرهاي غيرمرفه نمد ضخيمي به نام " پستك " مي*پوشند و چوپانان براي جلوگيري از سرما و حفاظت از سرما وباران ، قباي نمدي دراز و بدون آستين دارند كه دو زبانه كوچك به عنوان آستينهاي كاذب در امتداد شانه*هاي آن قرار دارد.

donsaeid
03-08-2006, 03:11 AM
* موسيقي مقامي.

مقامهاي موسيقي كردي عبارتند از " الاويسي " ، " هيران " و قطار " و در اين مقامها نوازنده شماري از گونه*هاي موسيقي مقامي كهن ايران زمين را كه در اين خطه حفظ شده، اجرا مي*كند.

مقامهاي موسيقي كردي از نظر پيوستگي فرهنگي كردها با ساير اقوام ايراني و نيز دارا بودن " تم*ها " و جلوه*هاي كهن موسيقي ايراني داراي ارزش بسيار است.


* موسيقي آوازي
اين موسيقي در دو سبك و شيوه به نامهاي " هوره " و " سياه چمانه " اجرا مي*شود كه در اصل موسيقي خراباتي است.


* موسيقي مذهبي
اين موسيقي به دو صورت اجرا مي*شود، موسيقي " عزا " كه به ناج چمري ناميده مي*شود و در تمامي حوزه*هاي غربي كردستان، آذربايجان غربي، كرمانشاه و ايلام اجرا مي*شود.

شيوه اجراي مراسم، عظمت و شكوه آن يادآور سوگ " سياوش " است، نواي " چمري " در اين مراسم و نواي حزن و اندوهناك " سر حور " كه بوسيله زنان اجرا مي*شود نيز شرح زندگي مستوفي و صاحبان سوگواري كه في*البداهه توسط " چمر خوانان " ماهر و چيره*دست سروده و خوانده مي*شود.

نوازندگان " دهل " و " سرنا " با شنيدن صداي گرم زن و مرد نواي " واي واي " را مي*نوازند و همراه چمر نواي ويژه " چمري " را در " چمرگاه " اجرا مي*كنند.

موسيقي ديگر مذهبي، نواي ويژه ماه رمضان است كه از بلنداي شهرها و روستاها در سحر و مغرب براي آگاهي مردم اجرا مي*شود و دو نوا و ريتم دارد " سحري " كه قبل از اذان صبحگاهان اجرا مي*شود " نقارقان " يا نقارگان " كه هنگام افطار و پايان روزه و آغاز شام اجرا مي*شود.


* موسيقي حماسي
اين موسيقي به " هه*ل*په*ركه " يا " هه*ل په رين " معروف و به معني حمله كردن است، كردان معتقدند كه " هال په ركه " بسيار كهن است و ماندگاري آن از روزگار پرستش خدايان و مربوط به دوران مهر پرستي است.

در آن روزگار كردان و اقوام آريايي كه پيوسته در پيكار با اقوام ساكي (آشور) بودند، هنگام بازگشت از جنگ و پيكار با اهريمن آيين " هه*ل په*ركه" را در نزد الهه مهر در معابد " مهرابه*ها " انجام مي*دادند.

مراسم شرح زندگي، حمله و حوادثي است كه بر جنگجويان گذشته كه به صورت نمايش و نمادين اجرا مي*شود و در حقيقت علاوه بر حماسي بودن، جنبه تقدس نيز داشته و نوعي مراسم عبادتي به شمار مي*رود.

" دهل " ، " دف " و " سرنا " به عنوان سازهاي اصلي اجراي اين موسيقي حماسي هستند كه به وسيله نوازندگان نواخته مي*شوند موسيقي " هه ل په ركه" هفت ريتم اصلي دارد كه به ترتيب يا ساز و همراهي اجراكنندگان انجام مي- گيرد و ريتم آن از كند و آرام " گريان " شروع و به ريتم " سرپا " و ريتم هيجاني " سجاد " پايان مي*يابد و در ميان آن ريتم*هاي ديگر نواخته مي*شود.

در ريتم آرام " گريان " به نظر مي*رسد كه اجراكنندگان به " ميترا " توضيح مي*دهند كه ما آرام آرام به سوي دشمن رهسپرديم و چگونگي آن را بيان مي*كنند.

در ريتم بعدي به نام " هه ل گردن" يا " سه پا " كه ريتمي تند است به بيان حمله به دشمن مي*پردازند، ريتم " سجاد " كه بسيار تند مي*شود نشانه اين است كه راهي بسيار طي كرديم و درگيري با دشمن آغاز شد، زدند و پايمان زخمي شد.

" سرچوبي " در اين هنگام ( در حين اجراي مراسم ) خم مي*شود و با دست پايش را مي*گيرد، چنانكه زخمي شده و ديگران دور او حلقه مي*زنند و همچنانكه موسيقي و مراسم اجراي رقص ادامه دارد، پاي او را بطور نمادين مي*گيرند كه بر زمين نيفتد، زخمهاي او را پاك مي*كنند و مرهم مي*گذارند.

آنگاه سرچوبي با همان حالت كه مجروح شدن او را مي*رساند، برخاسته و دوباره " سجاد " را انجام مي*دهد، كه نشانگر اين است كه از پاي نيفتاديم و پيكار با دشمن را ادامه داديم، در اين هنگام اجراي مراسم به اوج مي- رسد و پايان مي*يابد.


* مراسم پير شهريار
يكي از جشنهاي باشكوه ديدني و بي*نظير كه ريشه*اي عميق در اسطوره*ها، اعتقادات و آيينهاي قديم مردمان اين منطقه دارد، مراسم پير شهريار در اورامانات مريوان است.

اين مراسم به علت ويژگيهاي منحصر به فرد فرهنگي و مذهبي در صورتي كه به درستي معروفي شود در پيوند با " جاذبه*هاي طبيعي " به عنوان يكي از جاذبه*هاي مهم فرهنگي - تاريخي و توريستي منطقه خواهد بود كه همه ساله گروهي از مشتاقان را به خود جذب خواهد كرد.

محل برگزاري مراسم پير شهريار روستاي اورامان تخت است، او پسر روحاني بوده از مغان زرشتي موسوم به پير شهريار ( پسر شاليار ) كه از او كتابي به نام " مارفتوپيرشهريار " باقي مانده است.

معرفت پير شهريار نزد مردم اورامان بسيار محترم است و به دست خارجي نمي*سپارند، كلماتش را در موارد بسيار به جاي مثل بكار مي*برند.

اين كتاب مركب از چند بند مسجع است و درسخنان پير شهريار اشارات بسيار به حفظ آيين قديم است و اهل محل در محبوس بودنش شكي ندارند، آرامگاه اين پير روحاني در اورامانات تخت قرار دارد.


* مراسم دراويش قادريه
دراويش قادريه پير و طريقت شيخي محي*الدين ابومحمد عبدالقادر هستند، دراويش قادريه تعلميات واعمالي اسرارآميز و خارق*العاده به شيخ عبدالقادر نسبت مي*دهند و شيخ را با لقبهايي مانند " پير " ، غوث الثقلين "، "غوث اعظم " و " شيخ مشرق " مي*خوانند.

در اين طريقت پيروان را درويش و مشايخ را پير مي*خوانند، شيخ طريقت قادريه شيخ عبدالكريم بزرنجي است، در اين طريقت داوطلبان پس از پذيرش و مريد شدن با تلفيق و پذيرش اين توانايي را مي*يابند تا دست به اعمال خارق العاده دور از ذهن و حيرت انگيزي بزنند كه براي هر بيننده*اي، غير قابل تصور است.

پيروان طريقت قادريه وصول به حقيقت را در قيل و قال و سماع مي*دانند و به همين دليل در مجالس خود با حضور شيخ و مراد دف مي*زنند و با آهنگ آن و سر و گردن به رقص مي*پردازند.

مراسم دراويش قادريه هفته*اي دو بار در روزهاي يكشنبه و پنجشنبه برگزار مي*شود.

در اين مراسم شيخ در ميان حلقه درويشان قرار مي*گيرد و جمع پيروان را راهنمايي و ارشاد مي*كند، هر ورد با آهنگ و نوايي ويژه تكرار مي*شود، همواره اوراد خواني با رقص مذهبي همراه است.

برخي از دراويش كه قلبي پاكتر و ظريف دارند حالشان دگرگون مي*شود و به مرحله جذب نزديك مي*شوند و دست به يك رشته حركات نمايشي خارق*العاده و حيرت انگيز جسماني مي*زنند، در اين حال، نقش و تاثير موسيقي ( دف ، طبل ) بسيار مهم و چشمگير است.

برخي از دراويش چانه و يا شكم خود را پاره مي*كنند و چنين به نظر مي*رسد كه انگار هيچ درد ، رنج و لطمه*اي را احساس نمي*كنند، هر درويش به يك يا چند نوع از اين گونه عمليات رغبت و اشتياق نشان مي*دهد.

بعضي آتش مي*خورند، برخي شكم خود را سوراخ و پاره مي*كنند و پاره*اي درفش در گونه و چانه خود فرو مي*برند و تعدادي از آنها شيشه و ميخ مي*بلعند.

درويشان قادري در انجام شعاير جسماني بايد از شيخ اجازه گرفته باشند و مراسم تيغ بازي و حركات حيرت انگيز آن در جشنها و مراسم مذهبي انجام مي- شود.


* موسيقي و حركات موزون محلي كردي
يكي از جاذبه*هاي مهم، ارزشمند و نشاط انگيز منطقه ، موسيقي ، آواز و رقص كردي است، موسيقي و رقص كردي در ميان موسيقيهاي محلي سرزمين ايران ، يكي از اصيل*ترين و قديمي*ترين موسيقيها و كاملا آريايي است كه با گذشت قرون متمادي هنوز اصالت خود را حفظ نموده است.

در تمام ريتمهاي رقص كردي حالتي از همداستاني ، يگانگي و بدن*سازي وجود دارد، دستهاي رقصندگان در هم گره مي*خورد، گامها همواره در يك مسير حركت مي*كند و چنان متوازن است كه به رژه مي*ماند.

موسيقي كردي كه به مناسبتهاي مختلف و در زمينه*هاي گوناگون حماسي، عزا، بيماري و جشنها اجرا مي*شود، هر بيننده*اي را به شور و حال و وجد مي*آورد و همواره بينندگان را تحت تاثير قرار مي*دهد.

سازهاي اصلي كه در موسيقي كردي مورد استفاده قرار مي*گيرند عبارتند از : دايره ، زرنا ( سرنا ) ، دوني ، ني انبان و تنبور.

موسيقي كردي در پنج زمينه اجرا مي*شود.

donsaeid
03-08-2006, 03:12 AM
* پيشينه تاريخي كردستان
استان كردستان بخشي از سرزميني است كه تحت حكومت مادها اداره مي*شد، حدود تاريخي سرزمينهاي تابع دولت ماد از شمال با اورارتو، از غرب با آشور و از جنوب غربي و جنوب با ايلام و سومر ( بابل و اكاد) محدود بود.

با توجه به وضعيت اقليمي و آب و هوايي استان كردستان و بر اساس متون تاريخي و كاوشهاي باستان*شناسي، بسياري ازمورخين معتقدند: نخستين اقامتگاه اقوام آريايي در مناطق شرق و غرب درياچه اروميه بود.

گروهي در منطقه شرق مستقر شدند و نام سرزمين " آماداي " بر آن نهادند و گروهي در غرب درياچه اروميه ساكن شدند و آن سرزمين را پارسوا (پارسوما) ناميدند.

بر همين اساس، گروه نخستين، دولت ماد را پديدآورد و گروه دوم پادشاهي نيرومند هخامنشي را ايجاد كرد.

نشانه*هاي پيشينه تاريخي و تمدني استان كردستان هم*اكنون در جاي جاي اين منطقه خودنمايي مي*كند بنحوي كه به اعتبار نظر محققان اين استان به لحاظ آثار تاريخي اگر جلوتر از اصفهان و شيراز نباشد عقب تر از آنها نيست.

براساس آمار و ارقام موجود بيش از يك هزار اثر تاريخي شامل تپه، حمام قلعه، محوطه ، مسجد و عمارت تاريخي در كردستان شناسايي شده كه قريب به ‪ ۷۰۰‬اثر آن در فهرست آثار ملي كشور به ثبت رسيده است كه در اين نوشتار بخشهايي از اين آثار را معرفي خواهيم كرد.


* غار كرفتو
غار كرفتو در شهرستان ديواندره، در ‪ ۷۲‬كيلومتري شرق شهرستان سقز قرار دارد و با توجه به تحقيقات به عمل آمده، در دوران " مزوزوييك " كرفتو در زير آب بود و در اواخر اين دوره ارتفاعات آن از آب خارج شد.

غار كرفتو از غارهاي آهكي و طبيعي است كه در ادوار مختلف جهت استفاده و سكونت انسان تغيير حالت داده و با معماري صخره*اي در چهار طبقه ، در دل كوه حفر شده است.

مستشرقين و محققين بسياري از جمله دمرگان، راولينسون، كرپورتر، خانيكف و فون گال از غار كرفتو بازديد و نقشه*هايي از آن تهيه و ارايه نموده*اند و كرپورتر نقشه غار را تهيه كرد، استين آن را تكميل و فون گال آن را تصحيح كرد.

در مقالاتي كه توسط محققين به چاپ رسيده، به دليل وجود كتيبه*اي يوناني بر سر در يكي از اتاقهاي طبقه سوم ، از اين غار به عنوان معبد "هراكلس " (هركول) نام برده شده است.

ترجمه اين كتيبه چنين است: " در آنجا هراكلس سكونت دارد باشد كه پليدي در آن راه نيابد".

طول غار حدود ‪ ۷۵۰‬متر است و راه*هاي فرعي متعددي از آن منشعب مي*شود در طول سكونت انسان در اين غار، تغييرات و دگرگونيهاي عمده و دخل و تصرفات بسيار در آن به وجود آمده و حجاران هنرمند ، به زيبايي ، فضاهايي را در مدخلهاي غار تراشيده و اتاق*ها ، راهرو و دالان*هاي متعددي را به وجود آورده*اند.

اين غار در ميان غارهاي دست كن ايران، از معماري كاملي برخوردار است، ورودي غار از دامنه كوه حدود ‪ ۲۵‬متر فاصله دارد، در گذشته راهي نسبتا سخت و دشوار در كمر كوه، بازديدكنندگان را هدايت مي*كرد ، ولي امروز با عبور از پلكاني فلزي مي*توان به دهانه ورودي غار رسيد.

در معماري صخره*اي اين غار چهار طبقه شناسايي شده است كه از اهميت ويژه- اي در معماري صخره*اي برخوردار است.

در معماري غار، علاوه بر ايجاد اتاقها و راهروهاي عبوري ، سعي شده تا اتاقها با هم مرتبط باشند و نورگيرها و پنجره*هايي به سمت بيرون و مناظر طبيعي ارتفاعات مجاور غار تعبيه شده است.

بر ديوارهاي غار در بعضي از اتاقها نقوشي به صورت تجريدي از حيوان ، انسان و گياه حجاري شده كه بيشتر جنبه آييني دارد.

اين غار در سال ‪ ۱۳۷۹‬گمانه زني شد و با بررسي باستان شناختي در محوطه بيرون و داخل غار، آثاري از دورانهاي مختلف به دست آمد.

كشف تراشه*هاي سنگي در طبقه چهارم و محوطه بيرون غار مي*تواند نشانه*اي از استفاده انسان در دوران پيش از تاريخ از اين غار باشد.

همچنين نمونه سفالها و اشياي به دست آمده، ادامه سكونت انسان را در طول دوران تاريخي اشكاني و ساساني و دوران اسلامي يعني قرون ششم تا هشتم هجري قمري را مسجل مي*سازد.

اقداماتي در طول سالهاي ‪ ۱۳۷۸‬و ‪ ۱۳۷۹‬انجام شده كه شامل سامان دهي محوطه بيرون غار، پله بندي، سكوهاي استراحت ، پاركينگ ، سرايداري ، سرويسهاي بهداشتي و برق كشي غار است.


* تپه باستاني زيويه
اين تپه در روستاي زيويه، حدود ‪ ۵۵‬كيلومتري جنوب شرقي شهر سقز واقع واز محوطه بسيار وسيعي برخوردار است، طي كاوشهاي باستان شناسي در اين تپه، قلعه باستاني زيويه از زير خاك بيرون آمد.

اين قلعه روي يكي از تپه*هاي نسبتا مرتفع منطقه ساخته شده و بر محيط اطراف اشراف كامل دارد.

در نخستين كاوش كه لوسط " ايوب ربنو " در سال ‪ ۱۳۲۵‬شمسي در اين منطقه صورت گرفت و بيشتر جنبه تجاري داشت، اشياي منحصر به فردي از يك تابوت برنزي بدست آمد كه در نوع خود از شاهكارهاي فلزكاري و سفال گري محسوب مي*شود.

همين امر موجب تخريب بسياري از آثار معماري ارزشمند اين قلعه( كاخ دژ) عظيم گرديد، اين قلعه كه به اقوام ماد و مانايي تعلق داشت، در حدود ‪۲۷۰۰‬ سال پيش ساخته شده است.

در سال ‪ ۱۳۵۴‬شمسي اولين فصل كاوشهاي علمي باستان شناسي در اين تپه آغاز شد و تا سال ‪ ۱۳۸۰‬ادامه يافت، طي چند فصل كاوش، نتايج قابل توجهي در زمينه شناخت وضعيت معماري آن بدست آمد.

از جمله اشياي به دست آمده در اين كاوشها، قطعات عاج منقوش بود كه نقوش حيواني و صحنه شكار اساطير روي آنها حك شده و از ارزش ويژه*اي برخوردار