PDA

View Full Version : Amin Hayaei Va Hamsarash


mahsaak
03-08-2006, 09:40 AM
مصاحبه مشترك با امين حيايى و همسرش نيلوفر خوش خلق
(مصاحبه از از مانی تهراني)

بيست وچهارمين جشنواره فيلم فجر براى اولين بار اين موقعيت را فراهم

كرد كه بازى نيلوفر خوش خلق (به آهستگى) و امين حيايى (ستاره ها)

يك جا ديده شود. امين حيايى در طول چهار، پنج سال اخير به آرامى به

جايگاهى كه استحقاق رسيدن به آن را داشته رسيده است. از سوى ديگر

خوش خلق با بازى خوبش در «به آهستگى» استعداد خود را به شكل

متفاوتى در سينماى ايران ثبت كرد. گفت وگو با امين حيايى و نيلوفر

خوش خلق به عنوان زوجى كه بازى مى كنند و بازيگرى مهمترين

مسئله شان است در حالى انجام مى شود كه شايد هر دو اين بازيگران در

يك جهش سمت و سوى كارشان و نقش هايى كه انتخاب مى كنند را تغيير

دهند. اين گفت وگو قبل از آن جهش را نشان مى دهد.

•••
•شما جاى من بوديد مصاحبه با يك زوج هنرى را با چه سئوالى شروع

مى كرديد؟


امين حيايى: شما سئوال كنيد ما جواب مى دهيم. ما كه از خودمان سئوالى نداريم.



•ترجيح مى دهم با امين حيايى شروع كنم تا برسيم به نيلوفر خوش خلق و

حرف هاى مشترك. به نظر من پرسوناى امين حيايى در فيلم «مهمان

مامان» و كار با مهرجويى را به سادگى به دست نياورده كه تن به كارهاى

نازل مى دهد.


امين حيايى: نه اين طورى نيست. بيشتر تفاوت نقش ها است چون من

فيلمنامه را مى خوانم و روى نقش تعمق مى كنم. اگر نقش برايم جذاب

باشد بازى مى كنم و البته كارگردان هم الان برايم خيلى مهم است و

عنصرى است كه من در اين مدت خيلى به آن اعتقاد پيدا كرده ام، چون

منبع انرژى گروه است و حضورش بى ترديد در كليت كار تاثيرگذار است.

مثلاً داريوش مهرجويى حضورشان در كار بسيار پررنگ و محكم بود.

همين باعث مى شد من و كلاً همه گروه عاشقانه كار كنيم. تهمينه ميلانى

هم اين ويژگى را داشت. به نظر من كارگردان بايد در كار «آن» واقعى

داشته باشد تا همه به او اعتماد كنند و به بهترين نحو كار كنند. كارهايى

هست كه در آن كارگردان نه به خودش اعتماد دارد و نه به گروهى كه در

نظر گرفته است. طبيعى است كه در اين مواقع قطعيت لازم در كار شكل

نمى گيرد.


•تحليل شما درست است اما چرا كسى كه چنين تحليلى دارد كارنامه اش در

سينماى ايران به دو دسته فيلم هاى ضعيف و خوب تقسيم مى شود.


امين حيايى: من شغلم بازيگرى است، حرفه ديگرى كه ندارم. تنها كارى كه

انجام مى دهم سينما است. البته مدتى است موسيقى را هم شروع كرده ام

كه به هر حال سدهايى سرراهش هست و بايد صبر كنم تا شكل بگيرد.

بگير نگير دارد و... به موسيقى علاقه دارم و دلم مى خواهد اين كارم در

جهتى باشد كه بتوانم در سينما گزيده كار كنم و با كارگردان هايى همكارى

كنم كه به كارشان آگاهى و شناخت كامل دارند تا نتيجه اين همه زحمتى كه

كشيده ام بى ثمر نماند. به هر حال مسئوليت زندگى هم هست. ما در ايران

مثل بازيگران هاليوودى دستمزدهاى آن چنانى نداريم. زندگى مان خيلى پر

خرج است، ارتباطات مان هم زياد است و اينها همه هزينه زيادى به همراه

دارد. با توجه به اين موضوع، من سعى دارم در ميان هجوم فيلمنامه هاى

ضعيف، اين فيلم ها را انتخاب كنم. فقط تنها راهى كه داشتم اين بود كه كار

خودم را به نحو احسن انجام دهم و در نقش خودم كم و كسرى نگذارم.

•خيلى از بازيگران مطرح سينماى جهان هم از اين تجربه ها دارند اما تاثير

خودشان را در فيلم مى گذارند؟

امين حيايى: صد درصد، در اين فيلم ها وقتى نقش اصلى باشم از جان و دل
كار مى كنم. بازيگران و عوامل ديگر هم تحت تاثير قرار مى گيرند و سعى

مى كنند كارشان را بهتر انجام دهند و اين در كارها مشهود است. ممكن

است گروه كاملاً حرفه اى نباشد ولى سعى شان را مى كنند. بحث ديگر

روابط صميمانه است كه هميشه سعى مى كنم در گروهى كه كار مى كنم به

وجود بياورم تا همه بتوانند به راحتى و در كمال آرامش كارشان را انجام

بدهند. چون معتقدم ما مثل يك خانواده هستيم كه يك ساعتى را با هم زندگى

مى كنيم. هميشه با هم نيستيم اما به قول معروف «كوه به كوه نمى رسد

آدم به آدم مى رسد.» در بعضى كارهاى جديدم شايد از كليت كار راضى

نبودم اما معتقدم همان عشقى كه بين من و گروه بود به مردم هم منتقل

شده است. حتى فيلم هايى كه خودم به آنها انتقاد دارم و فكر مى كردم مردم

بدشان مى آيد، اما برعكس ديدم واكنش مردم خوب بود و ارتباط برقرار

كردند. احساس كردم تماشاگران من جدا از فيلم ها، نقش هاى من را دنبال

مى كنند حالا اگر مثل «مهمان مامان» و «زن زيادى» عوامل، كارگردان و

بازيگران حرفه اى باشند نتيجه بهترى حاصل مى شود. بايد اين را هم

بدانيم اين نوع كارگردان ها معدودند كه به اين صورت كار كنند و اين قدر

مسلط باشند. شايد در سال دو كارگردان اين طورى داشته باشيم بقيه يا

تجربه ندارند يا در انتقال تجربيات شان موفق نبوده اند و نتوانستند به

جايگاهى دست پيدا كنند و حالا تازه مى خواهند به آن موقعيت برسند.

mahsaak
03-08-2006, 09:45 AM
•شما كه در اين گونه كارها حضور داشته ايد فكر مى كنيد اساسى ترين

ايراد اين توليدات نازل به چه عاملى مربوط مى شود؟


امين حيايى: ببينيد اين كار از همان اول قرار بود كه مردم پسند باشد و

براى مردم. صحبت كرديم كه يك كارى باشد كه مردم دوست داشته باشند و

براى شان جذاب باشد چون واقعاً الان نياز سينماى ما اين است كه بتواند

مردم را جذب كند. حتى اگر بخواهيم فيلم هاى هنرى را مورد توجه مردم

قرار دهيم بايد اول بتوانيم مردم را به سالن ها بكشانيم و جذب سينما كنيم

بعد از طريق علاقه مندى هاى مردم تفكر و انديشه را به آنها منتقل كنيم.

يك موقع اين تفكر خيلى خالص است مثل فيلم هاى جشنواره اى كه

مخاطبش روشنفكران هستند و مردم با آنها ارتباط برقرار نمى كنند. معمولاً

اين فيلم ها در جشنواره هاى خارجى جايزه مى گيرند. ما بايد ذائقه مردم را

به سمتى ببريم كه به اين شكل سينما هم نزديك شوند و درك كاملى از آن

داشته باشند و نظر داوران جشنواره هاى خارجى از نظر مردم ما چندان
دور نباشد.

•به طور طبيعى وقتى يك هنرمند كار خاص و قابل اعتنايى انجام مى دهد

توقعات از او بالا مى رود، بعد از كارى مثل «مهمان مامان»، از بازى در

كار گيشه اى وحشت نداشتيد و اينكه چهره حرفه اى تان مخدوش شود و

ديگر امثال «مهرجويى»ها دنبال شما نيايند؟

امين حيايى:من از سال ۷۰ كه كارم را شروع كرده ام پله پله بالا رفتم و هر

كارى كه انجام داده ام برايم يك تجربه بوده است. بازى در هر فيلمى

چيزهايى به من ياد داده و هر كارى توانسته پله موفقيت براى كار بعدى ام

باشد. اين پله پله جلو رفتن باعث شده هيچ وقت ترسى نداشته باشم چون

همه چيز برايم پيش آمده و موقعيت هايى كه يكى از پس ديگرى در مسير

من قرار گرفته همه متناسب با خودم بوده است. وقتى در كار مهرجويى

بازى كردم تا چند ماه قبل از آن بيكار بودم يعنى كار نگرفتم و منتظر كار

خوب بودم. تا چند هفته حالم بد مى شد تا اينكه بالاخره كار مهرجويى پيش

آمد ولى من حاضر نيستم خانواده ام سختى بكشد كه حالا من مى خواهم

كار خوب انجام بدهم. مردمى كه من را مى شناسند و دوست دارند مى دانند

كه من حداقل نقش خودم را به بهترين وجه ممكن ايفا مى كنم حالا در هر

فيلمى كه باشد و همين براى من كافى است. حالا هر چه بهتر باشم بازار

كار برايم بيشتر مى شود. دوست دارم مخاطبانم هر چه بيشتر باشند و

سعى مى كنم جذب مخاطب كنم. از هر دو قشر چه خاص چه عام. در ژانر

كودك و فانتزى هم كار كرده ام و باز هم موفق بوده ام.

من كلاً به قسمت خيلى اعتقاد دارم. خيلى وقت ها كه از اين اتفاقات برايم

پيش آمده گفتم شايد واقعاً قسمت دوستان ديگر بوده و فكر مى كنم لابد

حكمتى در بين بوده و الان هم كه خودم را رها كرده ام تا هر چه پيش آيد،

شايد خيلى شان در شرايط روحى من نبود و خيلى جاها واقعاً به نفعم بوده.

الان هر چه پيش مى آيد نگاه مى كنم اگر همه چيز مثبت است و خوب پيش

مى رود و كار قابل انجام دادن است قبول مى كنم اما كارهايى كه در آن نه

مى آيد كه خب نه آمده ديگر، به همين راحتى. وقتى هم بروى داخل گود

تازه قصه شروع مى شود. ببينيد مهمترين چيز «هدف» است. هدف من

فقط سينما نيست. هدفم اين است كه آدم درستى باشم. براى اطرافيانم مفيد

باشم. تنها وابستگى من در زندگى اول خداست بعد همسرم. بنابراين اهدافم

دلى و معنوى است. شهرت و محبوبيت را يك شبه به دست نياورده ام اما

زياد برايم اهميت ندارد و عادت كرده ام. من جوايزم را از خدا گرفته ام نه

از بنده خدا. همين كه در زندگى ام آرامش دارم برايم كافى است.

mahsaak
03-08-2006, 09:48 AM
•مثل اينكه گفت وگو خيلى به سمت امين حيايى رفت؛ حالا ممكن است خانم

خوش خلق شما كمى درباره موقعيت تان در سينما و زندگى دو بازيگر در

كنار هم بگوييد.


نيلوفر خوش خلق: آن موقع كه من با امين آشنا شدم اصلاً بازيگر نبودم و

حتى فكرش را هم نمى كردم كه يك روزى بازيگر شوم. اولين كار من يك

قسمت از سريال «روزگار جوانى» بود و بعد از آن هم در فيلم «مونس»

هم بازى امين شدم كه آن موقع هنوز ازدواج نكرده بودم.




•پس در حقيقت حيايى شما را كشف كرد.


امين حيايى:نه به خدا، خودش دختر با استعدادى است. من نيلوفر را در اين

كار رها كردم و خيلى به او سخت گرفتم تا وقتى وارد اين كار مى شود اگر

واقعاً با فكر و علاقه مند است بماند و محكم، با انديشه و حس خوبى بيايد

و نيلوفر اينها را واقعاً داشت و در كارهاى اخيرش خيلى بهتر هم شده

است. يعنى جديداً تعريف هاى زيادى از بازى هاى اخيرش شنيده ام. در اين

چهار فيلم اخيرش تنها بوده، تنها تمرين كرده و من فقط در حد روتوش

كردن كارهايش موثر بودم ولى بازى خودش است. اين را همه ديده اند.

البته سرصحنه ها همراه من بوده است.

نيلوفر خوش خلق: اين حضور در پشت صحنه ها خيلى موثر بود.

امين حيايى: بله خب كار من را ديده، روابطم را ديده، دوستى هايم را ديده،

نوع كار كردن من را ديده و متوجه شده كه علت يا راز موفقيتى كه من به

دست آورده ام چيست؟ و همان روش من را پيش گرفته است. الان زندگى

مشترك ما اين شده كه مكمل هم هستيم. يعنى من حاضرم كار گيشه اى-

پول زا- انجام دهم تا نيلوفر بتواند با خيال راحت به سينماى حرفه اى

بپردازد كه «به آهستگى» مازيار ميرى، «اگه مى تونى منو بكش» شاهد

احمدلو، «آتش بس» تهمينه ميلانى و... از آن جمله اند و از اين ميان «به

آهستگى» در جشنواره برلين هم حضور دارد.

نيلوفر خوش خلق: اين گودى كه شما گفتيد يك جاى ديگر هم معنى پيدا

مى كند و آن موقعى است كه در پشت صحنه فيلم هاى امين حضور داشتم.

در اين شرايط چون بيرون گود هستى به روابط، بازى ها و... نگاه مى كنى

و خودت را روتوش مى كنى. در حقيقت يك آموزشگاه واقعى است، همه

اين آموخته ها ملكه ذهنم شد و در كارهاى جديدم خيلى به من كمك كرد

ضمن اينكه مدام دنبال اين بودم كه خودم را در نقش ها پيدا كنم و

حس هايم را درست اجرا كنم.


•شما وقتى مى خواستيد نيلوفر خوش خلق را وارد سينما كنيد احساس

نكرديد اين كار يك ريسك است؟


امين حيايى: اتفاقاً سئوال خوبى پرسيديد. نه ريسك نبود چون نيلوفر

دخترى مرفه و صاحب خانواده است، زندگى خوبى با شرايط عالى در

خارج از ايران داشته و واقعاً از همه جا بريد و آمد سراغ من. يعنى در يك

شرايطى كه من زير صفر بودم همراهم شد. موقعى كه نه شهرت آن چنانى

داشتم نه وضع مالى و زندگى خوبى داشتم. روحيه ام خراب بود. فيلم

«قرمز» را نتوانسته بودم كار كنم، چون كاملاً به هم ريخته بودم. پدر و

مادرم بودند اما هيچ نزديكى اى با آنها نداشتم و نيلوفر تنها همدم من بود

و در همان روزها امتحانش را پس داد و ديدم واقعاً نيازمند چنين آدمى

هستم كه من را فقط براى خودم مى خواهد و بعد از آن اگر كارى برايش

انجام دادم فقط جبران محبتش بود. اينها واقعياتى است كه بين خودمان

بوده و تا به حال هم جايى بازگو نكرده ايم. من موقعى كه وارد حرفه

بازيگرى شدم كسى را نمى شناختم. كمكى نداشتم و خودم سر صحنه ها ياد

گرفتم و پيش رفتم. اين طورى گليم خودم را از آب بيرون كشيدم و براى

نيلوفر هم دقيقاً يك چنين شرايطى بود و من فقط اين وسط معرف بودم.

آنقدر سر صحنه ها شور و شوق يادگيرى داشته ام كه توانسته ام تكنيك و

حس را درك كنم و دوست داشتم براى نيلوفر هم همين شرايط باشد كه حالا

نگويند امين از موقعيتش استفاده كرده و همسرش را بازيگر جا زده است

mahsaak
03-08-2006, 09:50 AM
•از شهرت بگوييم، اوايل معمولاً دوست داشتنى است اما بعد از مدتى

دردسرساز مى شود.


امين حيايى: بستگى دارد چطور به آن نگاه كنيد. براى من- شهرت چون

نوعى الگوسازى هم به دنبال دارد _ باعث مى شود كه بيشتر در خودم

جست وجو كنم و يك نوع خودشناسى است كه ضعف هايم را برطرف و

نقاط مثبتم را بيشتر كنم. آن وجه دردسرساز هم كه مى گوييد، وقتى با

مردم عادى خوب برخورد كنى مثلاً من از ميان همين قشر هم دوستانى

دارم، مشكلى پيش نمى آيد اما بعضى از بازيگران در مقابل مردم گارد

مى گيرند. در نتيجه الان طورى شده كه مردم قبل از آنها گارد مى گيرند و

با ديدن شان واكنش خنثى يا منفى نشان مى دهند. اين ارتباط دو طرفه

است.


•مى رسيم به فيلم هايى كه شما در جشنواره داريد؟

نيلوفر خوش خلق: من از ميان كارهايى كه امسال بازى كرده ام «به

آهستگى» مازيار ميرى را در بخش مسابقه، «آتش بس» تهمينه ميلانى را

در بخش مهمان و «آرامش در ميان مردگان» مهرداد فريد را در بخش هاى

جنبى جشنواره داشيم. در «به آهستگى» كه عازم برلين هم شده نقش اول

زن را مقابل محمدرضا فروتن بازى كردم. فيلم با توجه به مضمون و

ساختارش اميدهاى زيادى به موفقيت دارد. نقش من در اين فيلم يك زن

رنج كشيده اى است كه شوهرش او را براى كار در شهرى ديگر ترك كرده

و با تنها بچه اش زندگى را به سختى اما با پاكدامنى در ميان حرف هاى

مردم مى گذراند. كار با مازيار ميرى خيلى لذت بخش بود. ايشان فضاى

بازى و ابراز خلاقيت از سوى بازيگر را به او مى داد. همان موقعى كه

سناريو را خواندم عاشق اين نقش شدم و مطمئنم اتفاقى خوبى براى فيلم

مى افتد. در «آتش بس» هم نقش لاله دوست سايه _ مهناز افشار _ را

بازى مى كردم كه در زندگى او دخالت مى كند و با حرف هايش باعث

مى شود او با شوهرش _ محمدرضا گلزار _ درگير شود. تهمينه ميلانى

كارگردان بسيار خوبى بود و بسيارى معتقدند اين فيلم در كارنامه او بسيار

متفاوت است. كار مهرداد فريد را هم فريدون جيرانى در جريانش بودند و

من را تشويق كردند و گفتند كار خوبى مى شود.


•مشخصاً معيار انتخابتان در اين كارهاى اخير چه بود؟

نيلوفر خوش خلق: نقش هاى خاص و متفاوت.



•بازى در سينماى فمينيستى ميلانى قاعدتاً براى شما كه زن هستيد

دوست داشتنى است اما از امين مى پرسم با توجه به تجربه كارى كه با

تهمينه ميلانى داشتيد اينكه مرد هميشه در فيلم هاى ايشان محكوم است

آزارتان نمى داد؟


امين حيايى: نه، «زن زيادى» را كه من بازى كردم چنين حسى نداشت و

همه چيز خيلى برابر بود. نمى دانم شايد در فيلم هاى قبلى شان اين طور

بوده باشد اما الان به اين تعادل رسيده اند.


•امين حيايى از جشنواره امسال چه سهمى داشت؟


امين حيايى: من امسال سه جلد «ستاره ها»ى فريدون جيرانى را داشتم كه

جلد اول آن- ستاره مى شود- در بخش مسابقه حضور داشت و جلد سوم

آن- ستاره بود- را به همراه «شام عروسى» ابراهيم وحيدزاده در بخش

مهمان داشتم. همچنين «نقاب» به كارگردانى كاظم راست گفتار را بازى

كردم كه متاسفانه فعلاً توقيف شده است كه اى كاش در جشنواره حضور

داشت چون خيلى فيلم گرم و گيرايى است. در سه جلد «ستاره ها» سه

نقش متفاوتى را بازى مى كنم. در «ستاره بود» سردبير يك مجله هستم كه

اين نقش فقط در حد يك سكانس بود. در «ستاره مى شود» مسئول

هنروران را بازى مى كنم و اينجا تقريباً خودم هستم و در «ستاره است»

مدير تداركات را بازى مى كنم كه اين يكى نقش كاملاً متفاوت و

فوق العاده اى است.



•بازى در سه جلد «ستاره ها» تلافى «قرمز» بود؟


امين حيايى: فيلمنامه ها را كه خواندم خوشم آمد. با فريدون جيرانى هم

خيلى دوست داشتم كار كنم و وقتى اين فرصت پيش آمد خوشحال شدم و

معطلش نكردم.


•و در آخر از علت توقيف «نقاب» بگوييد و اينكه در حال حاضر مشغول

چه كارى هستيد؟


امين حيايى: فيلم «نقاب» در دبى فيلمبردارى شده و علت توقيف آن تم اثر

است كه راجع به خيانت هاى زناشويى و زنان خيابانى است. موضوع فيلم

در جامعه ما خيلى ملموس و واقعى است و من مطمئنم روزى كشور ما به

آن حد از تكامل مى رسد كه طرح مشكلاتش ممكن باشد و «نقاب» و امثال

آن هم كه به بررسى جامعه معاصر ايران مى پردازد اجازه اكران بگيرد. من

الان مشغول بازى در «سنگ، كاغذ، قيچى» سعيد سهيلى هستم و بعد از

هشت سال دوباره با نيلوفر هم بازى شده ايم. اين فيلم شايد متفاوت ترين

تجربه دوران بازيگرى ما است و از ويژگى هاى بارز آن فيلمبردارى نو و

بى نظير عليرضا زرين دست است كه واقعاً كولاك كرده است

Parinaz_M
03-08-2006, 10:18 AM
amin hayayi zan dare?
ah, pas bayad esmesho az liste shohar khat bezanam

mahsaak
03-08-2006, 10:33 AM
hahahhah. opari jan to faghat didi ke zan dare bad nakhondi keeeeeeeee??!!!
dokhatr to dige ki hasty????

Parinaz_M
03-08-2006, 10:38 AM
man faghat jahaye mohem mohem ke be khodam rabt dashte basharo mikhonam

nikania
03-12-2006, 12:33 AM
Amin Hayayee vaghan honar pisheye khoobieh

nikania
03-12-2006, 12:33 AM
Man vaghan kheily delam mikhad filme Atash Bas e Tahmineh Milaniyo bebinam

nikania
03-12-2006, 12:34 AM
Bekhosoos inke Golzaram hast

gg666
03-12-2006, 02:51 AM
jaleb bood mahsa joon...thnx

mahsaak
03-12-2006, 02:56 AM
fadaye gg khodam

nanakhafan
03-12-2006, 12:53 PM
amin hayayi is sooo coooooooooooool
axe zanesh ham didam....
oon dokhtare too filme mani va neda bood..khode neda nabood vali
too film ba neda zendegi mikard...
..anyway thx mahsa :D

Parinaz_M
03-12-2006, 01:31 PM
nana joon hala ke shenakhtam zanesh kiye, miram nokhod baroonesh mikonam

nanakhafan
03-12-2006, 02:31 PM
lool pari

http://www.berlinale.de/external/appendix_aktuell/20060198_2.jpg

thats her

Parinaz_M
03-12-2006, 02:40 PM
vay ene???????????
man raftam soraghesh, jolo mano nagirid, bezarid beram............

nanakhafan
03-12-2006, 04:28 PM
loool..pari..
toro khod khoto narahat nakon..:D

Parinaz_M
03-12-2006, 04:30 PM
dige fayde nadare, man khoon joloye cheshmamo gerefte

nanakhafan
03-12-2006, 04:31 PM
loooll....
naaa.!!!!..man nemizarammmm...lol..:D:D:D
pari mikhay khanjar behet bedam???

Parinaz_M
03-12-2006, 04:33 PM
na mer30 man khodam ye done daram
to ye dastam khanjare to ye daste digam ye mosht nokhod
mikham beram be jang
muhaaaaaaaaaaaaa

nanakhafan
03-12-2006, 04:33 PM
loool...inshallah pirooz bargardi :D:D:D

mahsaak
03-13-2006, 12:16 PM
inam chand axe bahallllllllllllllllllllllllllllllllllllllll

Parinaz_M
03-13-2006, 01:10 PM
vayyyy, mahsa naaaaaaaa
en axaro nazar ke man delam ab mishe
man varam en zanesho nokhod baroon konam vayam

nanakhafan
03-13-2006, 03:17 PM
eee..pari mage hanooz nakoshtish

Parinaz_M
03-13-2006, 05:55 PM
na hanooz vaght nakardam,
vali to "do list" neveshtamesh ke dar avalin forsat anjamesh bedam

nanakhafan
03-13-2006, 09:31 PM
ahan.

mahsaak
03-14-2006, 04:57 AM
beghole pari pass moltafetiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii????????? ???

nanakhafan
03-14-2006, 03:34 PM
haa...moltafetam

mahsaak
03-22-2006, 01:32 PM
pari pesar dayye man kheili shabihe iamin hayaee ahst, boro zane uno nokhod tapoonesh kon, khodam shomahara beham vasl mikonam

nanakhafan
03-22-2006, 03:32 PM
loool...

Parinaz_M
03-22-2006, 03:48 PM
pari pesar dayye man kheili shabihe iamin hayaee ahst, boro zane uno nokhod tapoonesh kon, khodam shomahara beham vasl mikonam
dastet dard nakone khahar
mage enke to be fekre man bashi
pas man miram jahazamo berizam poshte vanet

mahsaak
03-23-2006, 01:37 AM
bba aval boro un zane ikbirie bozorgtar az khodesho bokosh ek manam azash badam miad
akhjoon pari shod famile maaaaaaaaaaaaaaaa
ey man ghorboone aroosemoon beram
ey khosh gela
ey asroose ma
ey googoolie khodam

nanakhafan
03-25-2006, 12:20 AM
http://i29.photobucket.com/albums/c256/nahid1234/a_1514.jpg
http://i29.photobucket.com/albums/c256/nahid1234/a_1515.jpg

me_89
03-25-2006, 12:53 AM
who cares abt them losers

mahsaak
03-25-2006, 02:50 PM
eeeeeeee nahid che bahal bood. nakone khodet azashoon ax gerefty?????????????????

me89, most the people care about them , if u dont, never come here, nobody has forced u!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!1

mahsaak
10-03-2006, 03:17 AM
مصاحبه متفاوت با امین حیایی
مجيد توكلي


در بدترين شرايط ممكن، اين گفت وگو انجام شد. فكرش را هم نمي توانيد بكنيد. ساعت 3 نصف شب، آن هم در سوز بد سرما، در بيابان هاي شهرك سينمايي دفاع مقدس، روي يك تخته چوب كه هر از چند گاهي ميخي به بدن آدم فرو مي رفت. آن هم بين يك سكانس 20 دقيقه اي كه فقط به ما مجال مي داد فكر كنيم كه چه سؤالي بايد بپرسيم. آن هم از بازيگري كه مدت هاست دنبالش ايم تا بنشينيم و گفت وگوي مفصلي انجام بدهيم. بازيگري كه در اين چند سال يا دارد فيلم بازي مي كند و يا دارد فيلم نامه مي خواند براي انتخاب فيلم بعدي. روزي هم نيست كه فيلمي از او روي پرده نباشد و او را با شكل و شمايل جديدي در سينما نبينيم. بيشتر فيلم هايش هم كه پرفروش از كار در مي آيند. در نتيجه اصلا فرصتي براي مصاحبه ندارد. فقط هم ما دنبال اين سوپراستار سينما نبوديم، خيلي از دوستان خبرنگار هم در خماري گفت وگو با او هستند. به خاطر همين، به روش خفت كردن متوسل شديم! اين كه برويم سر صحنة فيلم برداري اخراجي ها (اولين فيلم سينمايي مسعود ده نمكي) تا بين يك سكانس كوتاه، حتي در بدترين شرايط ممكن او را گير بيندازيم و مصاحبه را انجام بدهيم. باور كنيد گير آوردن حيايي سخت تر از پيدا كردن يك وزير است! ساعت از 1 بامداد گذشته بود كه داخل شهرك سينمايي دفاع مقدس شديم. همة اخراجي ها جمع بودند. شريفي نيا هم گوشه اي نشسته بود و چاي مي خورد. سوز سرما بدجوري اذيت مي كرد و يك ليوان چاي حتما مي چسبيد. خلاصه با پادرمياني شريفي نيا بالاخره روي يك تخته چوب نشستيم و گفت وگو را شروع كرديم. راستي در حين خواندن مصاحبه شايد جاي يك سري سؤال ها را خالي ببينيد. ولي فقط خودتان را بگذاريد جاي من، در آن شرايط هولناك و سوز سرما و فشارِ گرفتن پلان بعدي؛ و كمي به ام حق بدهيد. همين!
انگار نقشت توي اخراجي ها را خيلي دوست داري و خيلي برايت مهم است. حتي نسبت به جاي يك ليوان و اين كه صدايت خوب گرفته شده يا نه هم حساسيت نشان مي دهي. اين با تصويري كه آدم از امين حيايي دارد كه در هر كاري بازي مي كند و انگار هيچ وسواسي در انتخاب نقش هايش ندارد خيلي فرق دارد.
اين عشق و علاقه اي است كه در همة كارهايم دارم. سر هر كاري بروم و ببينم فضاي كار طوري است كه همه مي توانند از نظرات هم استفاده كنند، دوست دارم من هم نظرم را بدهم. ايدة من اين است كه هر كس مي تواند نظر خودش را داشته باشد. وقتي يك ليوان داشته باشيم، هر كس از زاوية خودش به آن نگاه مي كند.



اين شور و هيجان و دادن نظر و انرژي گذاشتن سر همة كارهايي كه بازي مي كني وجود دارد يا فقط در بعضي كارها اين جوري هستي؟
اين ها زماني پيش مي آيد كه ببينم خود كارگردان و گروه اين فضا را ايجاد كرده اند تا بازيگر بتواند نظرش را بگويد. فيلم هايي هم شده كه خود كارگردان احساس مي كرده به تنهايي مي تواند از پس كار بر بيايد و نيازي به ما نداشته و من هم هيچ وقت فضولي نكردم.
يعني ابتداي كار يك جورهايي كارگردان را تست مي زني، اين كه ببيني ايده هايت خريدار دارد يا نه؟
آره، تقريبا توي كار متوجه مي شوم. وقتي دو تا نظر مي دهم و مي بينم خوشش نمي آيد ديگر هيچي نمي گويم.
آن وقت به فكر اين نيستي كه اين نگفتن نظراتت، ممكن است بازي ات را خراب كند؟
در هر صورت واجب تر از هر چيزي، احترام به خود كارگردان است. ما يا يك كاري را نبايد شروع كنيم يا وقتي شروع كرديم، ديگر مجبوريم قيد خيلي چيزها را بزنيم.
اين حساسيتي كه امين حيايي به كارش دارد و انرژي كه براي هر چه بهتر شدن بازي اش خرج مي كند، از ابتداي دوران بازيگري اش با او بود يا الان به اين قضيه رسيده؟
مسلما پختگي الان، باعث شده تا به اين نتيجه برسم كه اين كار، موفقيت آدم را بيشتر مي كند. سر كما، دختر ايروني و... به اين نوع روش احترام مي گذاشتند. واقعا اگر اين فيلم ها در بين تماشاگران هم موفق بوده، اين حس در پشت صحنه هم بوده. من هم سعي كردم سر هر كاري كه مي روم اين حس را منتقل كنم و اين فضا را ايجاد كنم. شده پيش قدم هم شدم تا فضا ايجاد شود. چون بعضي از بازيگران خجالت مي كشند ولي نمي دانند كه اين كمكي به كارگردان است و به خصوص به نقش خودشان.
پس يك علت اين موفقيتي كه به دست آورده اي، به گونه اي كه حتي در فيلم هاي نه چندان خوب سينما هم خيلي خوب بازي مي كني، به خاطر همين عشق و علاقه اي است كه از آن حرف مي زني؟
بله دقيقا.
از مسيري كه تاكنون طي كردي راضي هستي؟
خيلي.
قبول داري وقتي به كارنامة بازيگري تو نگاه مي كنيم يك سري فيلم هاي سطحي هم به چشم مي خورد كه دليل انتخابش براي خيلي ها جاي سؤال دارد. شايد اين تلقي به وجود بيايد كه به كمتر فيلم نامه اي جواب منفي مي دهي.
ولي دقيقا همين فيلم ها كه خيلي ها مي گويند چرا بازي كردي، اين تجربيات را به من داده. من هميشه سر هر كاري بودم يك چيزي ياد گرفتم و يك يادگاري برايم مانده و آن فيلم ها هم در رشد من نقش داشتند.

الان به آن پختگي نرسيدي كه در بعضي از فيلم ها بازي نكني؟
البته يك سري اعتقادات هم دارم. اعتقادم اين است كه وقتي مسيري برايم باز است و اتفاقي برايم مي افتد، احساس مي كنم همان مسير، مسير من بوده. وقتي هم مسيري جلويش سد باشد و اتفاقي بيفتد كه مثلا سر يك كاري نتوانم بروم، خب با خودم مي گويم آن كار براي من نبوده. مثلا نقش اول من توي كما، نقش ساده اي بود. وقتي موقعيت جور شد و رفتم داخل كار و فيلم نامه به طور كامل شكل گرفت، نقش من عوض شد. ولي من اين جوري نيستم كه وقتي چنين اتفاقي بيفتد بي خيال كار بشوم. با آرش معيريان هماهنگ كرديم و خلاصه نقش به آن شكل درآمد. البته شايد خيلي ها هم بگويند اين پسره براي انتخاب نقش هايش استخاره مي كند.
فكر نمي كني مخاطب خيال مي كند بازيگر محبوبش به خاطر پول سر هر فيلمي مي رود؟
به هر حال كسي كه امين حيايي را شناخته باشد به اين نتيجه هم مي رسد كه حيايي توي كارش عشق دارد و حتي اگر كاري را به خاطر پول بازي كند سعي مي كند به بهترين شكل آن را بازي كند. حتي اگر ارزش مالي اش برايم مهم باشد كاري مي كنم كه بازي ام هم برايم اهميت داشته باشد. خيلي موارد پيش آمده كه نياز مالي داشتم و رفتم ولي كاري كردم كه همان كار با آرامش انجام شده و با راحتي بازي كردم تا آن چيزي كه مي خواهم در بيايد.

تو الان معيارهاي يك ستاره را در سينما داري. تا به حال اين موضوع براي تو دغدغه بوده كه مثلا تلاش كني به آن برسي؟
ارزش هايي كه توي زندگي ام برايم مطرح هست، ستاره شدن و ستاره ماندن نبوده. اين ها چيزي است كه در مراحل پله پله اي كارم به وجود آمده. شهرت، محبوبيت اين ها همه يك شبه نبوده و پله پله آمدم و پل ها را پشت سر گذاشتم و رسيدم. مي دانم كه شايد مسير آينده ام عوض بشود، ولي من ياد گرفتم توي زندگي ام ايثار داشته باشم و خيلي جاها شده كه خودم را فراموش كردم و به خاطر خانواده و مشكلات دست به هر كاري زده ام.
مگر يك بازيگري كه لقب ستاره مي گيرد بارش سنگين تر نمي شود؟
چرا حتما وظيفه ام را بيشتر مي كند. ولي شايد در گذشته نيازمند بودم و واقعا مجبور شدم فيلم نامه اي را قبول كنم كه دوست نداشتم. حالا خدا را شكر، خدا اين نياز ما را هم برطرف كرده و احساس مي كنم يكي دو سالي هست كه اين اتفاق نيفتاده. در اين مدت فيلم نامه هايي را كه انتخاب كردم، به نظرم مردم دوست خواهند داشت و حتي نظر منتقدان را هم جلب خواهد كرد.

mahsaak
10-03-2006, 03:23 AM
خودت را تا به حال با ستاره هاي هاليوود مقايسه كردي؟
اصلا قابل قياس نيست. نمي توانيم ستاره هاي هاليوود را با ستاره هاي خودمان مقايسه كنيم. ستاره هاي ما بيشتر ستاره هاي اخلاقي هستند تا ستاره هايي كه به قول معروف هاليوودي زندگي كنند. ما ستاره هايي كه داشتيم بيشتر محبوبيت داشتند و از قديم هم همين طور بوده و مردم آن ها را دوست داشتند. يعني حتي اگر فيلم ضعيف و ساده اي هم بازي مي كردند آن فيلم پرفروش مي شد. چون فقط به عشق آن بازيگر مي آمدند و فيلم را مي ديدند.
فكر مي كني الان اين اتفاق براي تو افتاده؟
ممكن است افتاده باشد ولي الان به گونه اي است كه من خودم وسواس دارم. من هميشه به بچه ها هم مي گويم كه دوست ندارم توي يك فيلم پرفروش بروم و همه بگويند فقط امين حيايي خوب بود. من دوست دارم بگويند همة فيلم خوب بوده و چقدر همه خوب بازي كردند. اين نوع فيلم براي من با ارزش هست. اگر هم توي پروندة من قرار باشد فيلم باارزشي باشد، آن نوع فيلم باارزش خواهد بود. فكر مي كنم اخراجي ها يك نمونه از همين فيلم ها خواهد بود .
از اخراجي ها گفتي. نقش ت