View Full Version : Juliette Binoche In Iran (French Actress)
RedWine
04-07-2006, 12:12 PM
ترمينال پروازهاى خارجى فرودگاه مهرآباد، عصر روز سه شنبه ۱۵ فروردين. ميزبان عباس كيارستمى است. او در ميان هم وطنان خود كه براى استقبال از ميهمانانشان به فرودگاه آمده اند ابايى از شناخته شدن ندارد. بعيد است مردم عادى غير از بازيگران فيلم هاى عامه پسند و سريال هاى تلويزيونى، كارگردان ها را هم بشناسند. به ويژه اينكه آخرين بارى كه مردم ايران فيلمى از عباس كيارستمى را ديده اند، به ۵ سال پيش برمى گردد كه فيلمى از او درباره ايدز در آفريقا، نمايش محدودى در چند سينماى كوچك داشت. اما نكته جالب توجه شايد حضور كيارستمى نبود. او منتظر ورود بازيگر جديد فيلمش به ايران بود
ژوليت بينوش بازيگر مطرح سينماى فرانسه و جهان، برنده جايزه اسكار، قرار است در تازه ترين ساخته كيارستمى بازى كند. به همين خاطر كيارستمى به همراه مترجم هميشگى اش توفان گركانى به فرودگاه مهرآباد آماده است
از ازدحام خبرنگاران، از فلاش دوربين هاى عكاسان و حتى از تشريفات عادى استقبال از يك هنرمند طراز اول بين المللى در فرودگاه خبرى نيست. همه چيز كاملاً ساكت و بى سروصدا برگزار مى شود، مثل اينكه قرار بود كسى خبردار نشود، به طورى كه حضور ما نيز چيزى جز يك تصادف ناگهانى براى پوشش اين خبر داغ و دست اول معنى نمى دهد
هواپيماى خطوط هوايى ايرفرانس ساعت ۳۰/۲۰ دقيقه به زمين مى نشيند. ژوليت بينوش به شكل ناخودآگاهى مسكوت بودن ماجرا را بيشتر رعايت كرده است. لباس اش آنقدر ساده و حجابش آنقدر معمولى است كه اگر در آن جمعيت، عاشقان پروپاقرص كيشلوفسكى هم حاضر بودند نمى توانستند تشخيص بدهند آن خانمى كه به فرانسه با عباس كيارستمى خوش وبش مى كند، بازيگر فيلم آبى است
برخلاف حضور شان پن در انتخابات سال گذشته حضور ژوليت بينوش مانند يك سكانس سانسور شده از يك فيلم آغاز مى شود. كل استقبال كنندگان از او، كيارستمى و مترجمش، من و يك عكاس هستيم. حالا سئوال ها شروع مى شود.
چرا ژوليت بينوش، چرا كيارستمى و چرا آنقدر ساكت
ژوليت بينوش بازيگر سرشناس فرانسوى برنده جايزه اسكار، براى حضور در آخرين پروژه سينمايى عباس كيارستمى وارد تهران شد. بينوش بازيگر فيلم شكلات (هالستروم) برخلاف بازيگران پرزرق و برق هاليوودى در حالى كه لباس ورزشى سرمه اى به تن داشت و طبق قوانين جمهورى اسلامى ايران، موهايش را با شال ساده اى پوشانده بود در فرودگاه مهرآباد با استقبال عباس كيارستمى روبه رو شد. كيارستمى كه تاكنون در تمامى آثارش به جز «گزارش»، از هيچ بازيگر حرفه اى سينما استفاده نكرده قرار است در تازه ترين پروژه سينمايى اش كه در مرحله پيش توليد قرار دارد از ژوليت بينوش بازيگر روشنفكر فرانسوى استفاده كند. عباس كيارستمى كه در آخرين لحظات ورود بينوش وارد فرودگاه شده درباره جزئيات نقش اين بازيگر در فيلم تازه اش ترجيح مى دهد كه فعلاً سكوت كند. اما به نظر مى رسد با توجه به حساسيت هاى هميشگى اين كارگردان مطرح ايران در زمينه بازيگرى، نتيجه كار در كارنامه ژوليت بينوش كاملاً متفاوت باشد. از سوى ديگر حضور بازيگرى با سابقه حرفه اى بينوش كه جزء هنرپيشگان طراز اول جهان است در سينماى كيارستمى نيز مى تواند علاقه مندان آثار اين فيلمساز را مثل هميشه با تجربه جديدى روبه رو كند. لوكيشن فيلم تازه عباس كيارستمى كه فيلمبردارش محمود كلارى است در اطراف اصفهان واقع شده و بينوش امروز به همراه كيارستمى راهى اصفهان خواهد شد تا از محل فيلمبردارى بازديد كند
در حالى كه پيش از اين از حضور ايزابل آجانى ديگر بازيگر مطرح فرانسوى براى بازى در فيلم كيارستمى نام برده مى شد حضور ژوليت بينوش كه براى علاقه مندان سينماى جهان در ايران چهره اى آشنا و مطرح تر بود آنها را شوكه كرد.
بينوش ۴۱ساله فرزند مادرى نويسنده و پدرى بازيگر است كه علاوه بر سينما در تئاتر نيز سابقه طولانى دارد و هرگز صحنه تئاتر را به خاطر حضور در پروژه هاى سينمايى براى هميشه ترك نكرده است. او درحالى كه ۲۰ساله بود با بازى در فيلم زندگى خانوادگى (دوييون) وارد سينما شد و يك سال بعد در سه فيلم از سه كارگردان مطرح سينماى فرانسه يعنى «قرار ملاقات» (تشينه)، زنان (لانو) و سلام مريم (ژان لوك گدار) بازى كرد. اما اثرى كه او را به شهرت جهانى رساند فيلم «سبكى غيرقابل تحمل هستى» ساخته فيليپ كافمن بود كه براساس اقتباسى از رمان مشهور ميلان كوندرا ساخته شد
او با بازى در اين فيلم كه پيچيدگى هاى غريبى داشت تحسين يك صداى منتقدان را برانگيخت. و بعد از آن با بازى در فيلم «عشاق پون نوف» ساخته همسر اولش (كاراكس) نشان داد كه درخشش در فيلم كافمن اتفاقى نبوده است.
ژوليت بينوش محبوبيتش را با بازى در فيلم خسارت (مال) در نزد منتقدان سينمايى دوچندان كرد. او در اين فيلم تصوير تمام عيار معصوميت زنانه اش را با بازى در نقش يك زن افسونگر شكست و البته اين شكست در زندگى خصوصى اش هم رخ داد و به رابطه پنج ساله اش با (كاراكس) پايان داد. بينوش در گفت وگويى علت حضور در آن فيلم را توصيف منتقدان درباره خودش مى داند و مى گويد: دوست داشتم از تصوير معصومى كه حول من شكل گرفته بود خارج مى شدم.
اين بازيگر باهوش و روشنفكر با رد پيشنهاد استيون اسپيلبرگ براى بازى در فيلم «پارك ژوراسيك» (۱۹۹۳) به كريشتف كيشلوفسكى پيوست تا با بازى در شاه نقش زندگى حرفه اى اش در فيلم «آبى» وجه ديگرى از بازيگرى اش رانشان دهد. او در اين فيلم نقش زنى مستاصل كه يك فاجعه را پشت سر گذاشته آنقدر طبيعى ايفا كرد كه داوران جشنواره ونيز مجاب شدند تا شير طلايى بهترين بازيگر نقش اول را به او اهدا كنند. بيشترين معروفيت ژوليت بينوش در ايران هم به خاطر بازى در همين فيلم است
اما ملاحت و استعداد استثنايى ژوليت بينوش دست به دست هم دادند تا دو سال بعد در نقش يك پرستار در فيلم اسكارى «بيمار انگليسى» با چندان قدرتى ظاهر شود كه جايزه اسكار بهترين بازيگر نقش دوم زن را از آن خود كند.
او در گفت وگويى عنوان مى كند كه نقش برايش آنقدر ارزش دارد كه مثلاً براى بازى در بيمار انگليسى مدتى را در شرايط آب و هوايى خشك سپرى كرده و يا براى بازى در فيلم «آليس و مارتن» نواختن ويولن را آموخته است. او چند روزى را هم مهمان نويسنده رمان «شكلات» شده تا نقشى كه ايفا مى كند با آنچه خالقش در نظر داشته تفاوتى نداشته باشد. او يك سال بعد از بازى در «بيمار انگليسى» به رابطه سه ساله اش با «اوليويه مارتينس» بازيگر پايان داد و با «بنوا ماژيمل» بازيگر فرانسوى ازدواج كرد كه دخترى هم از او دارد. در سال ۲۰۰۰ نمايش فيلم شكلات با بازى بينوش و جانى دپ بار ديگر نگاه ها را به سوى او و سبك بازيگرى اش كه رابطه اى دوطرفه با نقش برقرار مى كند جلب و او را نامزد دريافت جايزه اسكار كرد. حالا ژوليت بينوش در اوج شهرت و محبوبيت به ايران آمده تا در تازه ترين پروژه سينمايى يك كارگردان مطرح ايرانى كه در كشور او محبوبيت ويژه اى دارد بازى كند. شايد ۹ سال پيش (۱۹۹۷)كه بينوش جايزه جهانى فدريكو فلينى(يونسكو) را به خاطر ساخت فيلم «طعم گيلاس» به عباس كيارستمى مى سپرد هيچ كس تصور نمى كرد كه چند سال بعد در ايران قرار است اين بازيگر روبه روى دوربين او ايفاى نقش كند
RedWine
04-07-2006, 12:14 PM
Juliette Binoche
Juliette Binoche, daughter of an actress and a sculptor, was only 23 when she first attracted the attention of international film critics with The Unbearable Lightness of Being (1988 Roger Ebert, Chicago Sun-Times film critic with an international following of his books on film and TV reviews, wrote that she was "almost ethereal in her beauty and innocence". That innocence was gone by the time Binoche completed Louis Malle's Damage (1992) (aka "Fatale"). In an interview after the film was released, Binoche said: "Malle was trying direct and wanted something more sophisticated". A year later, Krzysztof Kieslowski's Trois couleurs: Bleu (1993) was added to her film credits. After a sabbatical from film-making to become a mother in 1994, Binoche was selected as the heroine of France's most expensive ($35 million) movie ever: Hussard sur le toit, Le (1995). More recently, she has made The English Patient (1996), for which she won an Oscar for 'Best supporting actress' and Chocolat (2000).
Nickname
La Binoche
Height
5' 6" (1.68 m)
Promise Me This (2007) (announced)
Dan in Real Life (2007) (pre-production) .... Beth
Disparus, Les (2006) (pre-production) (attached) .... Marianne
Toyer (2007) (pre-production) (attached) .... Maude Garrance
Irrésistible (2007) (filming)
Quelques jours en septembre (2006) (post-production) .... Irène
Breaking and Entering (2006) (post-production) .... Amira
Paris, je t'aime (2006) (completed) .... Suzanne (segment "2nd arrondissement")
Mary (2005) .... Marie Palesi/Mary Magdalene
Bee Season (2005) .... Miriam Naumann
Caché (2005) .... Anne Laurent
... aka Hidden (International: English title) (UK)
... aka Niente da nascondere (Italy)
... aka Versteckt (Germany)
... aka [Caché] (France)
Country of My Skull (2004) .... Anna Malan
... aka In My Country (USA)
Décalage horaire (2002) .... Rose
... aka Jet Lag (Canada: English title) (International: English title)
Chocolat (2000) .... Vianne Rocher
Code inconnu: Récit incomplet de divers voyages (2000) .... Anne Laurent
... aka Code - Unbekannt (Germany)
... aka Code Unknown (Canada: English title)
... aka Code Unknown: Incomplete Tales of Several Journeys (International: English title)
... aka Code inconnu (France: short title)
Veuve de Saint-Pierre, La (2000) .... Pauline (Madame La)
... aka The Widow of Saint-Pierre (International: English title)
... aka The Widow of St. Pierre (Canada: English title)
Enfants du siècle, Les (1999) .... George Sand/Baroness Aurore Dudevant
... aka The Children of the Century (Canada: English title) (Europe: English title) (USA)
Alice et Martin (1998 .... Alice
... aka Alice and Martin (USA: literal English title)
... aka Alice y Martin (Spain)
The English Patient (1996) .... Hana
Un divan à New York (1996) .... Beatrice Saulnier
... aka A Couch in New York
... aka Couch in New York, Eine (Germany)
Hussard sur le toit, Le (1995) .... Pauline de Théus
... aka The Horseman on the Roof (USA)
Trois couleurs: Rouge (1994) .... Julie Vignon (de Courcy)
... aka Three Colours: Red (Canada: English title) (UK)
... aka Red (USA: short title)
... aka Three Colors: Red (USA)
... aka Trzy kolory: Czerwony (Poland)
Trzy kolory: Bialy (1994) .... Julie Vignon (de Courcy)
... aka Three Colours: White (Canada: English title) (UK)
... aka Three Colors: White (USA)
... aka Trois couleurs: Blanc (France)
... aka Trzy kolory: Biały (Poland)
... aka White
Trois couleurs: Bleu (1993) .... Julie Vignon (de Courcy)
... aka Three Colors: Blue (Canada: English title) (USA)
... aka Three Colours: Blue (Canada: English title) (UK)
... aka Bleu (France: short title)
... aka Blue
... aka Trzy kolory: Niebieski (Poland)
Damage (1992) .... Anna Barton
... aka Fatale (France)
Wuthering Heights (1992) .... Cathy Linton/Catherine Earnshaw
... aka Emily Brontë's Wuthering Heights (USA: complete title)
Amants du Pont-Neuf, Les (1991) .... Michèle Stalens
... aka Lovers on the Ninth Bridge (Australia: video title)
... aka The Lovers on the Bridge (USA)
Women & Men 2: In Love There Are No Rules (1991) (TV) .... Mara
... aka The Art of Seduction (UK: DVD box title)
... aka Women & Men 2
Un tour de manège (1989 .... Elsa
... aka Roundabout (International: English title: alternative title)
The Unbearable Lightness of Being (1988 .... Tereza
Mauvais sang (1986 .... Anna
... aka Bad Blood (USA)
... aka The Night Is Young
Mon beau-frère a tué ma soeur (1986 .... Esther Bouloire
... aka They've Killed Her! (UK: festival title)
Meilleur de la vie, Le (1985 .... Une amie de Véronique au bar
... aka A Better Life (UK: festival title)
Rendez-vous (1985 .... Nina/Anne Larrieux
... aka André Téchiné's Rendez-Vous (USA: video title)
Adieu blaireau (1985.... Brigitte B., dite B.B.
... aka Farewell blaireau (International: English title)
Vie de famille, La (1985 .... Natacha
... aka Family Life
Nanas, Les (1985 .... Antoinette
... aka Girls, Girls, Girls! (UK: festival title)
... aka The Chicks
'Je vous salue, Marie' (1985 .... Juliette
... aka Hail Mary (USA)
Fort bloqué (1985 (TV)
Dorothée, danseuse de corde (1983 (TV)
Liberty belle (1983 .... La fille du rallye
... aka Liberty Belle (International: English title)
gg666
04-07-2006, 12:54 PM
thnx siamak jan....cheghdr khoobe ke cinamaye irano intor ba estefade bazigaraye international ronagh midan
RedWine
04-07-2006, 12:58 PM
Hanouz moshakhas nist keh aya ejazeh khahad dasht film bazi koneh ya nah ! beh har hal houzooresh dar Iran,faghat mohem hast az lahazeh cinematographic nah az lahazeh digeh ! chon In yaroo Sean penn raft unja, azash kamelan bahreh bardari syasi kardan in akhound ha va alan ehtemal ziad hamin dastan tekrar khahad shod ba Juliet !
gg666
04-07-2006, 01:02 PM
ahhh...in akhoonda nafase hamaro gereftan...abero vase in mamlekat nazashtan...vali hamin ke ta iran oomade kolie...hala baghiasham omidvaram be saro seda tey beshe..I doubt it though!
donsaeid
04-07-2006, 02:38 PM
migam rosari che behesh miad... kheili jigar shode joone dadash...
RedWine
04-08-2006, 03:51 AM
Touyeh mahafeleh honarieh europa in ghazieh mesleh toup seda kardeh ! hala bayad didcheh barnameh haei dar pish khahad dasht dar unja ba Kiarostami !
donsaeid
04-08-2006, 03:55 AM
salam RW-.. yani chi mesle top seda karde? yekam tozih bede? positiv or negativ?
mahsaak
04-08-2006, 04:04 AM
che jalebe ke bazigari ke barandeye oskare, hazer beshe biad too iran film bazi kone, khieli haaaaaaaaaaaaaaaa, eyval be in poshte karesh. vay ek che ghade sadast, unvaght bazigaraye ma hamchini arayesh mikonan engar mikhan aroos beshan,
mersi siamak jooon
RedWine
04-08-2006, 04:33 AM
salam RW-.. yani chi mesle top seda karde? yekam tozih bede? positiv or negativ?
az in lahaz keh Juliet hata beh sakhti ghaboul mikard vaseh hollywood film bazi koneh,hala chi shodeh keh mikhad touyeh Iran keh in hameh moshkel dareh film bazi koneh ! felan ghazieh positive hast,injour mifahmam !
mahsaak
04-08-2006, 04:50 AM
BARAYE INKE MIKHAD YE DAFE DAR OMRESHAM KE KHASTE MOSBAT FIL (BEDOONE SEX BAZI KONE)
RedWine
04-09-2006, 06:50 AM
BARAYE INKE MIKHAD YE DAFE DAR OMRESHAM KE KHASTE MOSBAT FIL (BEDOONE SEX BAZI KONE)
lool,cheh chizaei migi to :D !
RedWine
04-12-2006, 11:43 AM
ژوليت بينوش بازيگر سخت گير و کم کاری است. در طول سالهای گذشته او در فيلم های معدود اما مهمی ظاهر شد و نقش هايی متفاوت و فراموش نشدنی و ماندگار بر پرده سينما آفريد.
از ژولی افسرده و تنها و غمگين فيلم آبی کريشتف کيشلوفسکی گرفته تا زن پريشان و مضطرب فيلم پنهان ميشل هانکه.
بدون شک او جايگاه مهمی در سينمای امروز فرانسه و اروپا دارد و می توان به راحتی او را در کنار بازيگران بزرگ اين سينما مثل ژان مورو، کاترين دونوو، سيمون سينيوره، ماريا اشنايدر، آنا کارينا و ايزابل هوپر قرار داد.
ژوليت بينوش چند روز قبل وارد ايران شد و يک هفته مهمان عباس کيارستمی فيلمساز سرشناس ايرانی بود. با اينکه او سعی کرد سفرش بی سروصدا باشد و کسی از اهالی مطبوعات و رسانه های گروهی متوجه حضور او در ايران نشود اما نتوانست و سرانجام در دام خبرنگاران روزنامه شرق افتاد.
با اين حال او در اين سفر کوتاه جز چند ديدار دوستانه و خصوصی با برخی از بازيگران و سينماگران ايرانی در هيچ جمع مطبوعاتی يا سينمايی رسمی ظاهر نشد و جز با روزنامه شرق و مجله فيلم با هيچ رسانه داخلی ديگری گفتگو نکرد.
پس از چندين روز تلاش برای برقراری ارتباط با او و کيارستمی سرانجام در آخرين شب اقامت او در تهران در مهمانی شام سفارت فرانسه، دو ساعت قبل از پرواز و ترک خاک ايران صورت گرفت. پس از انجام اين گفتگو ژوليت بينوش به همراه کيارستمی عازم فرودگاه مهرآباد شد.
ممکن است در باره علت واقعی سفرتان به ايران توضيح دهيد. در اين باره حرفهای ضد و نقيضی در مطبوعات ايران منتشر شد. آيا برای بازی در فيلم کيارستمی به تهران آمديد يا صرفا يک سفر عادی بوده است؟
ژوليت بينوش: قبل از هر چيز بايد بگويم که طبيعت من کنجکاوی است. دوست دارم سفر کنم، بدانم و ياد بگيرم. من با عباس کيارستمی از قبل در تماس بودم. ما درباره يک ايده با هم حرف زديم البته نه به اين مفهوم که دقيقا چه اتفاقی خواهد افتاد.
ايده اين بود که چند روز با هم باشيم و همديگر را بهتر بشناسيم و من گفتم که بهتر است به ايران بيايم و اين سفر اجازه خواهد داد که من فقط يک پيش فرض در باره ايران نداشته باشم و ديد بازی نسبت به ايران، سادگی مردم و زندگی شان، سنت ها و مسائل انسانی شان داشته باشم.
سنت مردم ايران يک سنت خوشامد گويی و واقعا مهمان نوازانه است و اين در دنيايی اتفاق می افتد که مردم از يکديگر می ترسند. اگرچه کشور شما تا حد زيادی به دنيا نزديک است. اين شيوه برخورد و خوشامد گويی نسبت به غريبه ها واقعا برايم خوشايند بود.
از طرفی من عاشق مناظر و چشم اندازها هستم. به نظر من در چشم اندازهایی با ساختمان ها و کارخانه های زياد نوعی از مفهوم پوچی زندگی نهفته است.
ما با اتومبيل به اصفهان سفر کرديم و من واقعا از اصفهان خوشم آمد و من به اندازه خود اين سفر از آن لذت بردم. اصفهان مکانی فرهنگی با تاريخی دراز است و جايی است که شوق را در شما برمی انگيزد. من خيلی تحت تاثير مردم آنجا قرار گرفتم.
شما يکی از بازيگران مشهور عالم سينما هستيد اما در اين مدت که ايران بوديد کم گفتگو کرديد و کمتر در محافل ظاهر شديد. چرا؟
من اصلا انتظار نداشتم با کسی در اينجا گفتگو کنم چرا که صرفا به عنوان يک دوست و برای ملاقات با يک دوست وارد ايران شدم.
می خواهم درباره ارتباط و همکاری تان با کيارستمی بيشتر توضيح دهيد.
اگر کسی مثل من به دنبال سکوت باشد اين سفر فرصت خوبی برايش خواهد بود. ما می توانيم در سکوت با همديگر زندگی کنيم بدون اينکه چيزی بخواهد اين فضا را پر کند.
اگرچه ما از دو فرهنگ متفاوت آمده ايم. وقتی تو سفر می کنی به سکوت احتياج داری. به خاطر اينکه اگر اين فضا را پر کنی ديگر هيچ امکانی برای برخورد وجود نخواهد داشت و من اعتقاد دارم که برخورد اصلی در سکوت روی خواهد داد چرا که تو با يک نقطه خنثی شروع می کنی. در اين سفر من و کيارستمی به تماشای فيلم های او نشستيم.
آيا قبلا هيچ فيلمی از او ديده بودید؟
البته ده سال قبل من طعم گيلاس را ديده بودم و اين بار کلوزآپ را کشف کردم که واقعا مرا تکان داد. ما در اين باره صحبت کرديم که چگونه يک نفر تلاش می کند با دروغ و خلق يک داستان، شخص ديگری باشد.
کلوزآپ واقعا فيلم جذابی است چرا که در باره خلق کردن است. درباره آدم نا اميدی که با خلق يک دنيای خيالی می خواهد اميدش را به دست آورد.
چه جنبه هايی از فيلمهای کيارستمی برايتان جالب بود؟
او سعی می کند جهان را بهتر از آنچه هست بسازد نه اينکه آن را بدتر سازد. صرفا با رسيدن به واقعيت با تمام سادگی و جدی بودنش. سعی می کند آنچه را که شاهدش هست ثبت کند بدون تاکيد بر جنبه های دراماتيک زندگی. تنها شاهد زندگی بودن و من اين جنبه از کار او را خيلی دوست دارم.
آيا فکر می کنيد اين همان جنبه از فيلمهای کيارستمی است که اغلب فرانسوی ها دوست دارند؟
من فقط از طرف خودم حرف می زنم و نمی توانم نظر عام را بگويم.
آيا اين درست است که می خواهيد در فيلم جديدش بازی کنيد.
اين برداشت يک سوء تفاهم است. در حال حاضر من نمی توانم با قاطعيت بگويم که با هم چه کار خواهيم کرد. ما يک ايده داريم ولی واقعا نمی دانيم چه خواهيم کرد. همه چيز در تغيير است خصوصا در فيلمهای کيارستمی که به ايده ها، هوا و خيلی چيزهای ديگر بستگی دارد و در باره عدم قطعيت در زندگی است
کيارستمی ايده ای دارد که دارای هر دو جنبه کمدی و تراژدی است و من اين دو وجهی بودن زندگی را دوست دارم چرا که زندگی هرگز يک وجهی نيست. او مرا با اين ايده شگفت زده کرد. البته اين يک داستان واقعی است و کيارستمی داستان پرداز خيلی خوبی است.
در صورت ايفای نقش در اين فيلم آيا نقش يک زن فرانسوی را بازی خواهيد کرد؟
فيلم کيارستمی مربوط به واقعيت است. من نمی توانم فرانسوی بودنم را انکار کنم اگرچه بيشتر جهانی فکر می کنم و اصلا شوونيست نيستم.
به هر حال آنچه مسلم است در اين فيلم، نقش يک زن ايرانی را نخواهيد داشت.
نه. من قادر به انجام اين کار نيستم. من عاشق اين کارم ولی افسوس که نمی توانم.
کيارستمی معمولا با بازيگران مشهور و حرفه ای کار نمی کند و در فيلمهايش غالبا از نابازيگران و مردم عادی استفاده می کند و به نظر من اين يکی از ويژگی های سبکی و بسيار مهم فيلمهای اوست. سوال من اين است که به عنوان يک بازيگر مشهور حرفه ای، در صورت حضور در اين فيلم چگونه خود را با اين سبک تطبيق می دهيد؟
من بازيگر حرفه ای نيستم ( بلند می خندد). من ابتدا خودم را به عنوان يک انسان و بعد به عنوان يک بازيگر می بينم و هميشه دوست دارم در بازيگری حقيقت را در نظر داشته باشم.
ما زندگی ای را خلق می کنيم که در باره بازيگری نيست بلکه در باره اعتقاد و بودن است. بنابراين برای من هيچ تناقضی در اين زمينه وجود ندارد. به نظر من شما به عنوان يک بازيگر بايد تکنيک و خيلی چيزهای ديگر را فرا بگيريد اما زمانی هم می رسد که بايد تکنيک را فراموش کنيد و صرفا به احساس درونی و يا نقطه نظر خود متکی باشيد.
بنابراين من به بازيگری اعتقاد دارم و در عين حال معتقدم که بايد از قيد آن رها شد. وقتی می بينم بازيگری دارد بازی می کند در واقع او مرا به جهان خارج از فيلم پرتاب می کند ولی يک بازيگر خوب طوری بازی می کند که تو بازی او را نمی بينی و صرفا به کاراکتر او اعتقاد پيدا می کنی.
شما غالبا نقش زنان شکننده، آسيب پذير، اندوهگين و نا اميد را در سينما بازی کرده ايد...
و قدرتمند.
و در عين حال قدرتمند. مثل شخصيت شما در نقش ژولی در آبی کيشلوفسکی يا شخصيت دختر جوان فيلم سبکی تحمل ناپذير هستی. چرا دوست داريد نقش اين گونه زنان را تصوير کنيد. چه چيزی در شخصيت شماست که شما را به چنين زنانی نزديک می سازد. ژوليت بينوشی که من الان می بينم زنی شاد و سرخوش و بازيگوش است و اين روحيه چندان با روحيه زنانی که نقش آنها را بازی می کنيد جور نيست.
نمی دانم چرا اين نقش ها را انتخاب می کنم. من در زندگی آدم شادی هستم اما گاهی نياز دارم که در فيلمهای غمگين بازی کنم. گاهی شخصيت زنان عياش برايم جذاب است. اين به خاطر تراژيک بودن يا کميک بودن آن نقش نيست. فکر می کنم موضوع فراتر از اين حرفهاست.
بنابراين وقتی زنی را می بينم که می توانم چيزی را در او بفهمم و يا کسی بتواند چيزی را در او ببيند، به نظر من اين يک نوع درمان است و به اعتقاد من بازيگران درمان گرند. ما مسئول انتخاب هايی هستيم که می کنيم و به نظر من فيلم بايد ياری گر انسان ها چه زن و چه مرد باشد.
لحظه هايی در سبکی تحمل ناپذير هستی هست که من دوست دارم. لحظه هايی در آبی هست که متناقض بنظر می رسد مثل فيلمهای کيارستمی که نمی توانيد بگوييد کمدی است يا تراژدی.
من عاشق فيلمهای کمدی هستم مثل Jet Lag که در آن کمدی بازی کردم. برای من فيلم به معنی آوردن چيزی به درون زندگی من است. مثل يک احساس يا يک واکنش. چيزی که همراه من باشد نه اينکه تمام زندگی ام را فراموش کنم بلکه مثل يک ميکروسکوپ کمک می کند تا با زندگی ام بيشتر در تماس باشم.
در اين صورت انتخاب های من بسيار قوی خواهند بود چرا که من با قلبم انتخاب می کنم. اما اين به معنی آن نيست که من نمی توانم بخندم. البته می توانم شاد هم باشم.
آيا فکر می کنيد سينمای امروز فرانسه بازنمای جامعه امروز فرانسه هست و می تواند تنش ها و بحران های موجود در آن را منعکس کند
تو بايد تصوير خودت را در سينما ببينی. تو می روی سينما تا درمان شوی. در کشوری مثل فرانسه سينما بايد چيزی بگويد. مثل ايران که سينما در آن خيلی مهم است. چرا که سوی ديگر مردم را نشان می دهد. اينکه چگونه زندگی می کنند و ما چطور در باره آنها فکر می کنيم. بين ايران و فرانسه راه زيادی نيست. با هواپيما فقط پنج ساعت راه است. به همين دليل به اينجا آمدم تا با فيلم های کيارستمی بيشتر آشنا شوم.
آيا هيچ ارتباطی بين زندگی واقعی مردم ايران و تصويری که در فيلمهای ايرانی از آنها نشان داده می شود ديده ايد؟
من فقط 7 روز اينجا بودم و اين زمان کافی نيست تا در اين باره قضاوت کنم. اما وقتی که اينجا رسيدم، آنچه مرا واقعا شگفت زده کرد زنان سياهپوش بودند.
با حجاب اسلامی راحت بوديد؟
برای من جالب بود چرا که من هيچگاه در کشورم و هيچ جا از آن استفاده نکردم. داشتن حجاب برای من به عنوان يک خاطره خوب باقی می ماند. وقتی با اتومبيل بيرون می رفتيم داخل اتومبيل هوا خيلی گرم می شد و من دلم می خواست حجاب ام را بردارم اما همراهانم می گفتند نمی توانی. پوشش سياه برای من... می دانم يک سنت و يک عادت است اما می خواهم بدانم که آيا آنها انتخاب ديگری هم دارند؟ اين پرسش من است.
نسل جديد زنان ايران را چگونه ديديد؟
سرشار از زندگی. وقتی به خانه آنها می رفتم آنها را کاملا متفاوت می يافتم. يک نوع آزادی در درون.
آيا در اين مدت چيزی در فرهنگ ايرانی بود که برايتان آزاردهنده باشد؟
من واقعا از رانندگی مردم تهران شگفت زده شدم. قبلا هرگز مشابه آن را نديده بودم. من دوست داشتم يک روز در خيابان های تهران رانندگی کنم اما واقعا از رانندگی اين مردم وحشت کردم.
رانندگی کيارستمی چطور بود؟
عباس راننده خوبی است ولی ديشب يک راننده تاکسی نزديک بود هر دوی ما را به کشتن دهد
RedWine
04-18-2007, 10:29 AM
In a recent interview with the Persepolis Cultural Association of Toulouse in France, Abass Kiarostami the Famed Iranian Film Maestro and Cannes Palme D'Or Awardee of 1997 for The Taste of the Cherry confirmed that he will be shooting a film with French Star Juliette Binoche ( Oscar Awardee for the English Patient) who visited Iran last year.
Based on a personal true story by Kiarostami the film is to be shot in Italy at the tuscan town of San Gimignano.
The film's title in Persian will be 'Roonevesht barabar Asl Ast' aka 'Copie Conforme' in French aka 'Certified Copy'.
This will be the very first Iranian film to be shot with a Western film Star (notably a former Oscar Awardee.) since the Islamic Revolution of 1979. Hollywood and Western productions with Iran had ceased. The last Major productions being Valerio Zurlini's Desert of the Tartars shot in Bam and the Hollywood Epic Caravans Starring Behrouz Vossoughi, Jeniffer ONeill and Anthony Quinn.
RedWine
07-07-2007, 07:35 AM
كيارستمي فيلمي فمينيستي با بازي ژوليت بينوشه مي سازد
عباس كيارستمي كارگردان ايراني قصد دارد، فيلم "كپي برابر اصل است" را با مضموني فمينستي و با حضور " ژوليت بينوشه " بازيگر مطرح فرانسوي بسازد.
به گزارش خبرگزاري انتخاب به نقل از راه فيروزه ، كيارستمي به تازگي به فيلم جديد خود و حضور "بينوشه" اشاره كرد و گفت : مضمون فيلم جديد شايد باعث عصباني شدن مردان شود.
كيارستمي فيلمبرداري فيلم " كپي برابر اصل است " را از شهريور ماه در ايتاليا آغاز مي*كند، هرچند او بدنبال يافتن بازيگر نقش مقابل بينوشه است.
همزمان با سفر سال گذشته "ژوليت بينوشه " به ايران، زمزمه*هايي در مورد شكل*گيري همكاري ميان او و كيارستمي مطرح شد.
بينوشه پس ازاين سفر به*ايران اعلام كرد كه مشتاق همكاري با كيارستمي است
RedWine
11-09-2007, 07:54 AM
“Modeling Naked for Playboy was equally an Act of Universal Love as well as a Feminist Act of Militancy to Change the World.” – Binoche to Playboy Magazine
Chosen by Empire magazine as one of the 100 Sexiest Stars in film history, Juliette Binoche is certainly one of the major French Stars of this decade known for her often intellectual films that combine an onscreen erotic presence with what Chicago Sun-Times film critic Roger Ebert describes as 'almost ethereal in her beauty and innocence'. An Oscar Awardee for her supporting role in Anthony Minghella’s The English Patient in which she plays a French nurse in WWII torn Europe who while taking care of a a terribly wounded Patient also falls in love with a young Sikh Indian sapper. Her humanism and beauty stole the show from her British co-stars Ralph Fiennes and Kristine Scott Thomas who were the major protagonists of this 1996 film. Truly “bridging” Movie Worlds from different continents and prestigious directors, Binoche is one of the rare actors in the international arena who has both Box Office Potential as well as has earned great respect for her often eclectic choices for more Artistically ambitious film projects with such great directors as Polish Krzysztof Kieslowski's Trois couleurs: Bleu (1993), French Louis Malle's Damage (1992), American Philip Kaufman’s critically acclaimed The Unbearable Lightness of Being (1988), Swedish director Lasse Hallström’s Chocolat (2000) or German Michael Haneke's Caché (2005). A great admirer of Iranian director Abbas Kiarostami, she is due to play in his next feature film to be shot outside Iran in Italy entitled “Copie Conforme” aka “Certified Copy” which is still in pre-production.
This Month, Playboy November issue has drawn attention for its cover featuring Juliette Binoche on its cover. She is not the first nor last Star to pose naked for the prestigious Male magazine. Former Stars like Catherine Deneuve, Brigitte Bardot made Playboy History by accepting to pose in front of the magazines talented photographers.
However many male readers ( or should I say voyeurs ) of this popular magazine may be frustrated while many feminist advocates will certainly clap at Binoche’s carnal pirouette, for most photos are shot out of focus and aimed at suggesting more than showing the French Star’s body attributes.
The magazine contains two photo sessions, one which shows her modeling in various dresses and the other where the professional actress manipulates the eye of the camera and Cameraman through some beautifully choreographed body language. Interviewed lengthily on what motivated her to pose naked for a Male Oriented Magazine like Playboy, the French Star who has often played nude scenes in her films explained that she was convinced by the utopist experience that the young photographic crew were suggesting which contrasted from what most playboy models are usually asked to showoff.
“Modeling Naked for Playboy was equally an Act of Universal Love as well as a Feminist Act of Militancy to Change the World.” She confessed to the journalists. “We decided to talk about the body in different terms by giving it a soul an not to look at it as just a carnal envelop. We have a tendency in the West to differentiate the body and emotions but we wanted on the contrary to combine both. I also wanted to prove that I was bold and comfortable about my body.”
Understandably this November issue of Playboy has sold well and will become a vintage item for collectors worldwide.
However more interestingly Binoche also makes a political statement rather than a sexual one by not entirely subscribing to the traditional requirement from “Playboy Bunnies” which is to “bare it all”. Proving that like a true actress she prefers to suggest desire rather than actually perform it.
Isn’t ART an imitation of LIFE after all?
RedWine
06-04-2008, 02:56 AM
Juliette Binoche is currently starring in Abbas Kiarostami's next film The Certified Copy. Binoche and Kiarostami were introduced by MK2 topper Marin Karmitz and have been friends for many years since the Iranian Maestro won the Palme D’Or in Cannes in 1997 for his groundbreaking film The Taste of the Cherry. The Mideast has figured highly for Binoche of late. Thesp wrapped Amos Gitai's Israel-set 'Disengagement' earlier this year and also visited Iran twice at the invitation of Kiarostami.
The French Star was interviewed recently for the French Edition of the Film Magazine Premiere in which she expressed her admiration for the Iranian film director’s compatriots and country.
Below a freely translated version of the interview:
Copie Conforme aka Certified Copy is the title of my next movie which I will be shooting with Abbas Kiarostami in Tuscany. I play the role of an Art Gallery owner. The theme of the movie sets eyes at what is perceive as an original item and what is a copy. However beyond that it is also dissecting the differences between Masculinity and Feminity between Adam and Eve and how each gender differs in their respective outlooks on Life in general.
That is why I was very curious to learn more about Abbas’ country, his mindset and the spirit and atmosphere in which he works as well as how women live in Iran. I went to Tehran twice and experienced very contradictory emotions. The first time I was amazed by how Iranian women were cultured and this appeared every time I had the opportunity to discuss with them. THEY KNOW EVERYTHING, are familiar with all kinds of music and have seen all kinds of films from all over the world. I love Persian Poets and was truly enchanted by so much culture and insight. Also I found strong similarities between Iranians and Italians: They love life, are enthusiastic, love food, speak loud and love to laugh. Also despite the fact that women are veiled, I was impressed by their degree of freedom. I wore the viel by respect for the country and naturally took it like a game for which I had to learn the rules.
The second time I visited the country, however, I realized how much the veil can be a burden and also a sign of oppression. I saw revolutionary guards arrest women deemed too “provocative”. Most women however still manage to stay feminine and seductive and I noticed many wearing colorful scarves and put on elegant make up. Unfortunately the fact that the veil is mandatory, it forces them to be more discreet. One of the negative indirect consequences of being forced to put on the veil is that most women have been obsessed with nose Job surgery operations because the nose is what is the most visibly apparent characteristic. As a result those who can afford an operation are adamant to have one… When I read Abbas’ script It made me think of some of the great dialogues from Igmar Bergman’s Scenes of Marriages, this proves that truly Great directors cross frontiers.
vBulletin® v3.6.8, Copyright ©2000-2008, Jelsoft Enterprises Ltd.