Announcement
Collapse
No announcement yet.
Khashayar Mostofi
Collapse
X
-
در واقع بازى اين نقش (خشايار) پيشنهاد شما بود؟
من حتى تصور نمى كردم كه كانديد شوم.
به همين خاطر براى گرفتن جايزه نرفتيد؟دريافت اين جايزه سبب نشد كه فعاليت تان را بيشتر معطوف به سينما كنيد تا تلويزيون؟
حقيقتش را بخواهيد من از همان ابتدا نسبت به تلويزيون حس مطلوب ترى داشتم. به نظرم تلويزيون فضاى سالم ترى دارد، پهنه مخاطبانش وسيع است. اين فراگيرى، افراد پايتخت نشين تا روستاييان را در برمى گيرد. بعضى از دوستان در تلويزيون كار مى كنند به شهرت مى رسند و به محض رسيدن به شهرت به سمت سينما مى گرايند. اما من به نوعى به تلويزيون عادت كرده ام. البته اين بدان معنى نيست كه از سينما بدم مى آيد. نه! سينما را هم دوست دارم و هر دو، سه سال يك بار فيلمى كه فيلمنامه اش را مى پسندم كار مى كنم، اما تلويزيون را ترجيح مى دهم.
اين علاقه به تلويزيون از كجا نشات مى گيرد؟
كلاً بازيگرى كه حرفه اصلى من است، اولين بار در تلويزيون رخ داد. من هرچه دارم از تلويزيون دارم. در كارنامه كارى ام هم سى اثر تلويزيونى وجود دارد و ۱۰ كار سينمايى. مختصات بيننده تلويزيون را وسيع تر مى دانم. نتيجه عرقى كه در پشت صحنه تلويزيون ريخته مى شود، لذت مردم است. مخاطبان سينما محدود و گزينش شده اند. شايد تنها ۱۰۰ هزار نفر. در عين حال از فضاى پشت صحنه سينما [كه پر از دو به هم زنى و زيرآب زنى است] نفرت دارم. محيط سينما خيلى فرمايشى است. سرمايه خصوصى وردست تهيه كننده است و بازيگر حكم كارگر را دارد. اما سرمايه در تلويزيون دولتى است و آنچه توليد مى شود متعلق به مردم است و بازيگر موظف است يك اثر شاخص به جامعه تحويل دهد.





MAHSA

[/CENTER]
-
وقتى آدم خودش را جاى شما مى گذارد، احساس خستگى بسيار مى كند! با كشيدگى عضلات صورت هرشب چگونه كنار مى آييد؟
بارها پيش آمده كه دوستان صميمى ام گفته اند تو در كارت خيلى انرژى صرف مى كنى... اين كار را نكن. اما من همواره يك بعد ديگر قضيه را هم ديده ام. با وجود آن كه در اين نقش تمام عضلات صورت من درد گرفته، اعصابم ضعيف شده و لرزش دستانم بيشتر، اما براى من مهم نيست. براى من بيننده مهمتر است. من با وسواس فراوان كارى خود را نثار بيننده مى كنم. ملت ايران براى من بسيار ارزشمند هستند و داراى شعور فراوان. بايد برايشان سنگ تمام گذاشت. بايد كارى كرد كه بيننده پس از تماشاى برنامه از دقت و انرژى كه گذاشته، احساس ندامت نكند.
تا چه اندازه به شخصيت خشايار تعلق خاطر داريد؟
اوايل هميشه همراه من بود اما بعدها آن را از خود جدا كردم. وقتى وارد لوكيشن مى شوم و مرا گريم مى كنند تا لحظه اى كه گريم را از صورتم پاك كنم خشايار هستم پس از آن سعى مى كنم فراموشش كنم. در حقيقت خودم را از نقش خالى مى كنم تا اثر سويى بر خانواده ام نگذارد. اما به صورت كلى خيلى شخصيت را دوست دارم و با آن عجين هستم. گاهى اوقات مانند يك دوست با او صحبت مى كنم، صلاح كارش را گوشزد مى كنم و خلأهاى كارى اش را روتوش مى كنم.
در اين چند سال كار تئاتر نكرده ايد؟پيگير تئاترهايى كه اجرا مى شوند، هستيد؟در طول مدتى كه كار كرديد كار با كدام نقش مجموعه، گروه و عوامل را دوست داشتيد؟







MAHSA

[/CENTER]
Comment
-
تا به حال پيش نيامده كه دوست داشته باشيد با كارگردان خاصى كار كنيد؟
نه! اما اصولاً دوست دارم با كارگردانان باشعور كه خود صاحب سبك هستند كار كنم. اصولاً در كارهايم خواسته هايم برآورده مى شود و زياد احساس خلأ نمى كنم و به صورت كلى خيلى متكى به كارگردان نيستم. خشايار مستوفى روزهاى اول يك آدم جدى و يك سرايدار قبراق و چالاك بود. بعد از اينكه هفت، هشت قسمت ضبط شد من نقش را تغيير دادم و آن را بارور كردم.
دغدغه نوشتن نداريد؟ پيش نيامده تا حالا كارى را كارگردانى كنيد؟
نه چندان! ترجيح مى دهم در حرفه خودم متخصص باشم و سبك منحصربه فردى را به وجود بياورم. كارگردانى به شكل رايج امروز كارى ندارد. اما كارگردانى سواد و دانش مخصوص به خود را مى خواهد. عشق و علاقه من به بازيگرى است. از اين شاخه به آن شاخه پريدن را دوست ندارم، اما شايد در آينده هنگامى كه ديگر ايفاى نقش نكنم، كارى در اين زمينه انجام دهم.
الگو و شخصيت مشوق شما در بازيگرى چه كسانى بوده اند؟به طور كلى انگيزه ها و دغدغه هايى كه بازيگر را از حالت ايستايى خارج مى كند چيست؟ چه انرژى شما را به يكى از مطرح ترين چهره ها تبديل كرد؟
بازيگر به صورت كلى بايد بازيگر به دنيا آمده باشد و حس بازيگرى در خونش جريان داشته باشد. به رغم آن كه بعضى از دوستان فكر مى كنند با ۴ سال دانشگاه رفتن يا گذراندن دوره هاى آموزشى موسسات مى شود بازيگر شد، بنده معتقدم كه نمى شود. البته رفتن به دانشگاه و داشتن وجه تئوريك قضيه به اين مسئله كمك مى كند اما داشتن جوهره بازيگرى بر داشتن دانش غالب است. بازيگر واقعى يك شبه ستاره نمى شود. اما مقوله مهم ديگر آن است كه افرادى وجود دارند كه بدون سواد آكادميك، جوهره بازيگرى و حتى چهره خوب مى خواهند بازيگر شوند. اين افراد تنها عاشق بازيگرى اند. بايد اين حقيقت را قبول كرد كه اين افراد لطمات بسيارى مى بينند و عمرشان را تلف مى كنند. من هم كه اينجا نشسته ام عشق پزشك بودن دارم اما مگر مى شود بدون تحصيلات و زحمت نكشيده وارد اتاق عمل شوم؟ اين افراد بايد بدانند حرفه بازيگرى بى رحم است. از بين پنجاه نفر تنها ۲ نفر بازيگر مى شوند. راه پيچاپيچ اين مقوله در ازاى از دست دادن همه زندگى بايد طى شود. نمى شود راحت زندگى كرد، تفريح كرد و شغل ديگرى داشت و در عين حال بازيگر هم بود. تمام بازيگران برجسته دنيا زجرهاى بسيارى كشيده اند تا ماندگار شده اند.





MAHSA

[/CENTER]
Comment
-
امروز حميد لولايى وقتى به گذشته نگاه مى كند چه احساسى دارد؟ احساس غرور مى كند؟ نه ؟
بله. البته غرور سالم. نتيجه زحماتى كه كشيده ام را مى بينم. همين كه همه مرا دوست دارند برايم كافى است. من تنها خواسته ام كه محبوبيتم حفظ شود و هميشه از خداوند خواسته ام كه ظرفيت اين تشويق ها را داشته باشم.
اهل مطالعه هستيد؟
خيلى كم. شايد ۱۰درصد. كتاب هايى كه ساليان پيش خريده ام امروز دكور خانه است. اوايل خيلى مى خواندم. اما در ده سال اخير فرصت چندانى نداشته ام. البته متن هايى كه بايد خوانده شود را كه حتماً مى خوانم.
روزنامه چطور؟
تنها روزنامه هاى تخصصى مربوط به حرفه ام كه سينما و تلويزيون باشد.
آرزوهاى حميد لولايى براى سال ۸۵ چيست؟
آرزو مى كنم بتوانم يك آپارتمان ۱۰۰ مترى بخرم تا خانواده ام در رفاه نسبى باشند و اميدوارم در سال جديد دو مجموعه داستانى (سريال) خوب كار كنم و اگر در سينما هم كار خوبى پيشنهاد شود، خوب مى شود.
و براى كشور؟
اميدوارم فرهنگ كشور متعالى تر و جهانى تر شود و اميدوارم فيلم قاعده بازى كارى از احمدرضا معتمدى كه از كارگردانان مطرح كشور ما است در جشنواره هاى خارجى مطرح شود.





MAHSA

[/CENTER]
Comment


Comment