View Full Version : Akherat
م
مطالب كتاب كليد حاجات و گنجينه ي معنوي مولف:علي اسماعيلي
چند چيز باعث داخل شدن به بهشت مي گردد:
1-تقوي و درستكاري
2-فراموش نكردن مرگ
3-شرم كردن از خدا
4-خوش اخلاقي
5-نماز به جنازه ي ميت خواندن
6-زيارت كردن امام رضا
7-يك ساعت نزد عالم نشستن
8-گفتن لا اله الا الله از روي اخلاص
9-براوردن حاجت مسلمين
10-خوش گفتاري با مردم
11-تواضع و فروتني به خدا
12-ياري كردن به ضعيفان
13-ترحم كردن به يتيمان
14-انصاف با مردم داشتن
15-صله ي رحم كردن
16-مخارج و كفالت يتيم را تقبل كردن
17-حيا كردن از خداوند در مقابل نافرماني و گناهان خود
18-راضي شدن به رضاي خدا
19-كوتاه كردن آرزو
20-روزه ي مستحبي گرفتن
21-احسان به والدين
22-فراموش نكردن مرگ
چند چيز باعث محروم شدن از بهشت مي شود :
1-بخل ورزي كردن
2-سخن چيني و نمامي كردن
3-فحاشي و ناسزاگويي
4-جادو كردن
5-شراب خوردن
6-ديوثي كردن(كسي كه زن او زنا مي كند و شوهر مي داند )
7-عاق والدين شدن
8-منت گذاشتن بعد از صدقه دادن
9-مزد و اجرت كارگر را ندادن
10-مال حرام خوردن
11-قطع صله ي رحم كردن
12-آزار كردن همسايه
13-قرض ندادن مسلمان
14-فرق گذاشتن بين خود و مردم
چند چيز باعث نجات از آتش جهنم مي شود :
1-گريه كردن از ترس خدا
2-لباس دادن به مومن
3-خوش رفتاري با مردم
4-دو ركعت نماز در خلوت به جا آوردن
5-چهل روز نماز را با جماعت خواندن
6-دفع كردن غيبت مسلمان
7-روزه گرفتن
چند چيز باعث داخل شدن در جهنم مي شود:
1-بدگويي و فحاشي به مردم
2-ربا خوردن
3-تكبر كردن
4-آزار و اذيت كردن به همسايه
5-خوردن مال يتيم
6-زنا كردن
7-مصافحه با زن نامحرم
8-تشويق ظالم به ظلم كردن
9-احترام ثروتمند به جهت ثروتش
10-زياد صحبت كردن
mahsaak
04-21-2006, 10:56 AM
mersi jj bb joonam agahit vaghean bejah bood. dastet dard nakoneh
rfhr918
04-21-2006, 11:01 AM
jjbb jun dastet dard nakone khube adam ye moghehaie bazi chiza behesh yad avary she
golgol85
04-21-2006, 05:33 PM
baram akhari kheili jaleb bood: ziyad sohbat kardan baes mishe adam bere jahanam. uh oh, that doesnt sound good! :(
mersi ke rahnamayee mikoni ke che joori az atashe jahanam dour shim.
khodam ham miram jahanam az bas to inja chat mikonammmmmmmmmmmmm
golgol85
04-22-2006, 02:06 PM
khodam ham az inesh yehoo tarsidam. vali akhe khoda mikhad ma fun dashte bashim, so its okay, ta delet mikhad harf bezan faghat badgooyi o gheybat nakon! ;)
badgoi age be shoma ham rabt dashte bashe aslan iradi nadareh vali age poshte kasi badgoi koni ke az kase digari shenidi khoda mibaratet to jahanam onham jahaname sosan
baba biyad chat konid nemirid to jahanammmmmmmmmmmmm
nanakhafan
04-25-2006, 10:50 PM
haa khob alan man bayad che kar konam :D
rfhr918
04-28-2006, 12:38 PM
migam man bache budam in bachehaye hamsayamono azyat mikardam miram jahanam yani?
na azizam jahanam male adam bozorgast....
rfhr918
04-28-2006, 02:19 PM
haaaa in ke gofty yani che????
yani onvaght to kocholo bodi
donsaeid
09-27-2006, 05:45 PM
شباهتهاي رستاخيز مهدي (عج) با رستـاخيـز آخـرت
نوشتاري كه پيش رو داريد به بررسي اجمالي شباهتهاي دو مورد از ايام الله ـ يعني روزگار قيام حضرت مهدي و روز رستاخيز ـ پرداخته است.
ايام الله، ايام مخصوصي است كه نعمت و رحمت و يا عذاب و كيفر الهي در آن ظاهر ميشود. نسبت دادن اين روزها به خدا با اينكه همه ايام و همه موجودات از آن خداست، به خاطر حوادث مهمي است كه در آن رخ داده و يا خواهد داد، مانند روز قيامت كه در آن سلطنت آخرتي خدا هويدا ميگردد و روز قيام مهدي كه در آن، حكومت عدل بر گستره جهان سيطره پيدا ميكند. بعضي از ايام الله در روايت ذيل معرفي شده است:
"عَنْ مُثَنَّي الْحَنّاطِ قالَ: سَمِعْتُ اَبا جَعْفَرٍ يَقُولُ: اَيّامُ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ ثَلاثَةٌ: يَوْمٌ يَقُوُمُ الْقائِمُ، وَ يَوَمُ الْكَرَّةِ، وَ يَوَمُ الْقِيامَةِ؛1 ايام الله سه روز است؛ روز قيام مهدي عليهالسلام ، روز رجعت و روز قيامت."
نوشتار كوتاهي كه پيش رو داريد به بررسي اجمالي شباهتهاي دو مورد از ايام الله ـ يعني روزگار قيام حضرت مهدي و روز رستاخيز ـ پرداخته است.
1 ـ حوادث عجيب
يكي از وجوه مشترك بين رستاخيز آخرت و قيام مهدي عليهالسلام ، وقوع حوادث و رخدادهاي بزرگ است كه قبل از شروع آن دو، تحقق پيدا ميكند.
قيامت كبري و رستاخيز مهدي عليهالسلام ، به خاطر اهميتشان، مورد بشارت و نويد همه انبيا و اولياي الهي قرار گرفته، بلكه وجه مشترك همه اديان الهي است.
حوادث قبل از قيامت كبري
الف . متلاشي شدن كوهها
"يَوْمَ تُرْجُفُ اْلاَرْضُ وَ الْجِبالُ"2؛ "روزي كه زمين و كوهها به لرزه درآيند."
"وَ حُمِلَتِ اْلاَرْضُ وَ الْجِبالُ فَدُكَّتا دَكَّةً واحِدَةً"؛3 "و زمين و كوهها از جاي خود برداشته شوند و يكباره درهم كوبيده گردند."
ب . زلزلههاي عظيم
"يا اَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ اِنَّ زَلْزَلَةَ السّاعَةِ شَيءٌ عَظيمٌ."4؛ "اي مردم از پروردگارتان پروا كنيد؛ چرا كه زلزله رستاخيز امري بزرگ است."
"اِذا رُجَّتِ اْلاَرْضُ رَجّا"5؛ "چون زمين با تكان [سختي] لرزانده شود."
ج . بي فروغ شدن خورشيد و ستارگان
"اِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ وَ اِذَا النُّجُومُ انْكَدَرَتْ"6؛ "آنگاه كه خورشيد به هم درپيچد، و آنگاه كه ستارگان تيره شوند."
"وَ خَسَفَ القَمَرُ وَ جُمِعَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ"7؛ "و ماه بي نور گردد و خورشيد و ماه يك جا، جمع شوند."
حوادث قبل از رستاخيز مهدي عليهالسلام
الف . صيحه آسماني
امام صادق عليهالسلام ميفرمايند: "يُنادي مُنادٍ مِنَ السَّماءِ اَوَّلَ النَّهارِ؛ يَسْمَعُهُ كُلُّ قَوْمٍ بِأَلْسِنَتِهِمْ؛8 در ابتداي روز، گويندهاي در آسمان ندا ميدهد، به گونهاي كه هر قومي با زبان خود، آن ندا را ميشنود."
"اِذا نادي مُنادٍ مِنَ السَّماءِ اَنَّ الْحَقَّ في آلِ مُحَمَّدٍ فَعِنْدَ ذلِكَ يَظْهَرُ الْمَهْدِيُّ عَلي اَفْواهِ النّاس ِوَ يَشْرَبُوْنَ حُبَّهُ وَ لا يَكُونُ لَهُمْ ذِكْرُ غَيْرِهِ؛9 هر گاه گويندهاي از آسمان صدا بزند كه حق با اولاد محمد صلياللهعليهوآله است، در آن هنگام، ظهور مهدي عليهالسلام بر سر زبانها ميافتد، به گونهاي كه دل را به محبت او سيراب ميكنند و غير او را ياد نميكنند."
ب. خسوف و كسوف
از نشانههاي ظهور، كسوف در نيمه ماه رمضان و خسوف در آخر و يا اول همان ماه است.
كسوف در روزهاي نخست و روزهاي آخر ماه و خسوف در روزهاي مياني ماه، طبيعي و عادي است و در طول تاريخ، بارها و بارها، رخ داده و از نظر علمي، خسوف و كسوف در روزهاي ياد شده، پديده عادي به حساب ميآيد و از ديرباز، منجمان، بر اساس محاسبههاي دقيق رياضي و نجومي، زمان گرفتن خورشيد، يا ماه را در طول سال، پيش بيني ميكردهاند، ولي خورشيد گرفتگي در وسط ماه يا ماه گرفتگي در اول و يا آخر آن، امري غيرعادي است. البته در خود روايات هم، به غيرعادي بودن تحقق اين نشانه، تصريح شده است.10
از امام باقر عليهالسلام نقل شده است كه: "آيَتانِ تَكُونانِ قَبْلَ الْقائِمِ لَمْ تَكُونا مُنْذُ هَبَطَ آدَمُ عليهالسلام اِلَي اْلاَرْضِ، تَنْكَسِفُ الشَّمْسُ فِي النِّصْفِ مِنْ شَهْرِ رَمَضانَ وَ الْقَمَرُ في آخِرِهِ، فَقالَ رَجُلٌ يَابْنَ رَسُولِ اللّهِ تَنْكَسِفُ الشَّمْسُ في آخِرِ الشَّهْرِ وَ الْقَمَرُ فِي النِّصْفِ؟ فَقالَ اَبُو جَعْفَر عليهالسلام : اِنّي لأََعْلَمُ بِما تَقُولُ وَ لكِنَّها آيَتانِ لَمْ تَكُونا مُنْذُ هَبَطَ آدَمُ عليهالسلام ؛11 پيش از قيام مهدي عليهالسلام دو نشانه پديد خواهد آمد كه از زمان هبوط آدم عليهالسلام در زمين بي سابقه است؛ گرفتن خورشيد در نيمه ماه رمضان و گرفتن ماه در آخر آن. مردي به امام عرض كرد: اي پسر رسول خدا! كسوف در وسط و خسوف در آخر ماه؟! حضرت فرمود: همانا من به آنچه ميگويي داناترم، اين دو از آيتهاي الهي هستند كه واقع شدن آنها از زمان هبوط آدم عليهالسلام تاكنون سابقه ندارد."
به نظر ميرسد وقوع اين دو امت من در زمان مهدي عليهالسلام
به نعمتي دست يابند كه پيش از آن و در هيچ دورهاي دست نيافته بودند. [در آن روزگار[ آسمان باران فراوان دهد، و زمين هيچ روييدني را در دل خود نگاه ندارد.
پديده به صورت غيرعادي، به خاطر آن است كه اهميت مسأله ظهور، نمايان شود و مردم از خواب غفلت بيدار شوند و خود را مهيّاي مشاركت در آن نهضت عظيم سازند.
ج . بارانهاي پياپي
امام صادق عليهالسلام ميفرمايند: "اِنَّ قُدّامَ الْقائِمِ لَسَنَةٌ غَيْداقَةٌ يَفْسُدُ التَّمْرُ فِي النَّخْلِ فَلا تَشُكُّوا في ذلِكَ؛12 در آستانه قيام مهدي عليهالسلام سالي پر باران خواهد بود كه در اثر آن، خرما بر روي نخل ميپوسد. پس در اين امر، ترديدي به خود راه ندهيد."
البته براي قيام امام مهدي عليهالسلام علائم و نشانههاي بسياري بيان شده كه به ذكر عناوين برخي از آنها اكتفا ميكنيم:
د . طلوع خورشيد از مغرب
ذ . خروج يأجوج و مأجوج
ر . خروج دجّال
ز . خروج يماني
ه·· . خروج سفياني13
2 ـ برقراري عدالت
اجراي عدالت و تحقق آن، يكي از وجوه مشترك بين قيامت كبري و قيامت صغري (ظهور مهدي عليهالسلام ) است.
عدالت در قيامت كبري
"وَ نَضَعُ الْمَوازينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيمَةِ فَلا تُظْلَمُ نَفسٌ شَيْئا وَ اِنْ كانَ مِثْقالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ أَتَيْنا بِها وَ كَفي بِنا حاسِبينَ"؛14 "ترازوهاي عدل را در روز رستاخيز قرار ميدهيم، پس هيچ كس [در] چيزي ستم نميبيند. و اگر [عمل] هموزن دانه خردلي باشد آن را ميآوريم وكافي است كه ما حساب كننده باشيم."
"فَمَنْ يَعَمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرّاً يَرَهُ"؛15 "پس هر كس هموزن ذرهاي نيكي كند آن را خواهد ديد و هر كس هموزن ذرهاي بدي كند آن را خواهد ديد."
عدالت در رستاخيز مهدي
رسول خدا صلياللهعليهوآله ميفرمايند: "... اَلتّاسِعُ مِنْهُمْ قائِمُ اَهْلِ بَيْتي، مَهدِيُّ اُمَّتي، اَشْبَهُ النّاسِ بي في شِمائِلِه وَ اَقْوالِهِ وَ اَفْعالِهِ، يَظْهَرُ بَعْدَ غِيبَةٍ طَويلَةٍ وَ حَيْرَةٍ مُضِلَّةٍ، فَيُعْلِنُ أَمْرَ اللّهِ وَ يُظْهِرُ دينَ اللّهِ... فَيَمْلأَُ اْلاَرضَ قِسْطا وَ عَدْلاً، كَما مُلِئَتْ جَوْرا وَ ظُلْما؛16 نهم آنان (امامان) قائم خاندان من، مهدي امتم ميباشد. او در سيما و گفتار و كردار شبيهترين مردم به من است. پس از غيبت طولاني و سردرگمي گمراه كنندهاي ظاهر ميشود، آنگاه امر خدا را اعلان و آئين خدا را آشكار ميسازد... پس زمين را از عدل و داد لبريز ميكند."
امام باقر عليهالسلام ميفرمايد: "... وَ كَذلِكَ القائِمُ اِذا قامَ يُبْطِلُ ما كَانَ فِي الْهُدْنَةِ مِمّا كانَ فِي اَيْدِي النّاسِ وَ يَسْتَقْبِلُ بِهِمُ الْعَدْلَ؛17
همچون پيامبر صلياللهعليهوآله آنگاه كه قائم عليهالسلام قيام كند، آنچه را از راه و روشهاي غلط ميان مردم در زمان قبل از ظهور رايج است زير پا مينهد، و آيين دادگري را برپا ميدارد."
جناب حكيمه خاتون چنين روايت ميكند: آن امام بزرگ در لحظات نخستين پس از تولد، لب به سخن گشود و [همچون پيامبران كه در آغاز كودكي توان سخن گفتن دارند] به يكتائي خداوند و رسالت حضرت محمد صلياللهعليهوآله و امامت امام علي عليهالسلام و ديگر امامان گواهي داد، سپس چنين فرمود: "اَللّهُمَّ أَنْجِزْ لي ما وَعَدْتَني، وَ أَتْمِمْ لي اَمْري، وَ ثَبِّتْ وَطْأَتي، وَامْلَأِ اْلاَرْضَ بي عَدْلاً وَ قِسْطا؛ خداوندا! به آنچه به من وعده دادي وفا كن، و امر مرا (حكومت عدالت گستر جهاني) به كمال برسان، و گامهاي مرا استوار بدار، و زمين را به دست من آكنده از عدل و دادساز."
3 ـ اقتدار در حاكميت
از شباهتهاي ديگري كه بين اين دو قيام ميتوان ذكر كرد، اقتدار در حاكميت است.
اقتدار حاكميت در قيامت كبري
يكي از مهمترين منزلگاههاي قيامت كه اقتدار خداوند را به منصه ظهور ميرساند، مرحله رسيدگي به حساب خلايق در دادگاه عدل الهي با حضور شاهدان مختلف، و سنجش اعمال در ترازوي مخصوص است. دادگاهي كه همه را غرق در وحشت و اضطراب ميكند، دادگاهي كه قاضي و داورش خداي مقتدر و قوي است.
"فَما يُكَذِّبُكَ بَعْدُ بِالدّينِ، اَلَيْسَ اللَّهُ بِاَحْكَمِ الْحاكِمينَ"؛18 "پس چه چيز تو را بعد از اين به تكذيب جزا وا ميدارد، آيا خداوند، بهترين حكم كنندگان نيست."
"اَلا لَهُ الْحُكْمُ وَ هُوَ اَسْرَعُ الْحاسِبينَ"؛19 "آگاه باشيد كه حكم و داوري مخصوص اوست، و او سريعترين حسابرسان است."
"اَللّهُ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ فيما كُنْتُم فيهِ تَخْتَلِفُونَ"؛20 "خدا در روز قيامت در مورد آنچه با يكديگر در آن اختلاف ميكرديد، داوري خواهد كرد."
اقتدار حاكميت در قيام مهدي عليهالسلام
امام مهدي عليهالسلام ، در اجراي حدود و احكام الهي و مبارزه با ستمگران، قاطعيتي خدائي دارد، چشم پوشي و مسامحه در راه و روش او نيست. از ملامت ملامت گران ابايي ندارد و از هيچ مقام و قدرتي نميهراسد. قاطعيت وسازش ناپذيري، خصلت همه رهبران راستين الهي است، و در امام مهدي عليهالسلام اين خصلت در حد اوج و كمال است.
امام علي عليهالسلام ميفرمايد:
"وَ لَيُطَهِّرَنَّ اْلاَرْضَ مِنْ كُلِّ غاشٍ؛21] امام مهدي عليهالسلام ] زمين را از هر چه باعث فريب و گمراهي مردم شود، پاك ميسازد."
از امام باقر عليهالسلام نقل شده كه فرمودند: "لَيْسَ شَأنُهُ اِلاّ بِالسَّيْفِ، لا يَسْتَتيبُ اَحَدا، وَ لا يَأْخُذُهُ فِي اللّهِ لَوْمَةُ لائِمٍ؛22 شيوه [حضرت مهدي عليهالسلام ] تنها با شمشير است و توبه كسي را نميپذيرد و در راه اجراي احكام الهي، از ملامت هيچ ملامتگري نميهراسد."
4 ـ بشارت انبياء و اولياء به ظهور قيامت كبري و صغري
قيامت كبري و رستاخيز مهدي عليهالسلام ، به خاطر اهميتشان، مورد بشارت و نويد همه انبيا و اولياي الهي قرار گرفته، بلكه وجه مشترك همه اديان الهي است. به خصوص قيام مصلح جهان، كه در برخي مكاتب غير الهي نيز مورد توجه بوده است.
donsaeid
09-27-2006, 05:47 PM
بشارت به قيامت كبري
"وَ اِلي مَدْيَنَ اَخاهُمْ شُعَيْباً فَقالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ ارْجُوا الْيَوْمَ اْلآخِرَ"؛23 "و به سوي [مردمِ] مدين، برادرشان شعيب را [فرستاديم]. گفت: اي قوم من، خدا را بپرستيد و به روز بازپسين اميد داشته باشيد."
"اِذا وَقَعَتِ الْواقِعَةُ لَيْسَ لِوَقْعَتِها كاذِبَةٌ"؛24 "زماني كه آن واقعه وقوع يابد، [كه] در وقوع آن هيچ دروغي نيست."
"يا اَيُّهَا الَّذينَ امَنُوا اتَّقُوا اللّهَ وَلْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ"؛25 "اي كساني كه ايمان آوردهايد، از خدا پروا داريد، و هر كسي بايد بنگرد كه براي فردا[ي خود[ از پيش چه فرستاده است."
بشارت به رستاخيز مهدي عليهالسلام
در تمام اديان و مذاهب مختلف جهان به مصلحي نويد داده شده است كه در آخر زمان ظهور خواهد كرد و به جنايتها و خيانتهاي انسانها خاتمه خواهد داد و شالوده حكومت واحد جهاني را بر اساس عدالت و آزادي، استوار خواهد كرد. نويد آن مصلح بزرگ جهان، علاوه بر قرآن مجيد، در كتابهاي آسماني چون انجيل، تورات و زبور آمده است.26
قرآن كريم:
"وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ اَنَّ اْلاَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصّالِحُونَ"؛27 "و در حقيقت، در زبور پس از تورات نوشتيم كه زمين را بندگان شايسته ما به ارث خواهند برد."
تورات:
ـ "خداوند بر ابراهيم ظاهر گشته گفت: تمام اين زمين را كه ميبيني به تو و ذريه تو تا به ابد خواهم بخشيد.... به سوي آسمان بنگر و ستارگان را بشمار، هرگاه تواني آنها را شمرد.... ذريت تو نيز چنين خواهد بود.... من هستم يهوه كه تو را از كلدانيان بيرون آوردم تا اين زمين به ارثيت تو بخشم."28
ـ "اگر چه تاخير نمايد، برايش منتظر باش، زيرا كه البته خواهد آمد و درنگ نخواهد كرد... بلكه جميع امتها را نزد خود جمع ميكند و تمامي قومها را براي خويش فراهم ميآورد."29
انجيل:
ـ "همچنان كه برق از مشرق،ساطع شده تا به مغرب ظاهر ميشود، ظهور پسر انسان نيز چنين خواهد شد...آن گاه علامات پسر انسان در آسمان پديدگردد. و در آن وقت جميع طوايف زمين سينه زني كنند و پسر انسان را ببينند كه بر ابرهاي آسمان با قوّت و جلال ميآيد."30
ـ "كمرهاي خود رابسته، چراغهاي خود را افروخته بداريد. و شما مانند كساني باشيد كه انتظار آقاي خود را ميكشند، كه چه وقت از عروسي مراجعت كند، تا هر وقت آيد و در را بكوبد بي درنگ براي او باز كنند. خوشا به حال آن غلامان كه آقاي ايشان چون آيد ايشان را بيدار يابد .... پس شما نيز مستعد باشيد، زيرا در ساعتي كه گمان نميبريد پسر انسان ميآيد."31
زرتشتيان:
ـ "مردي بيرون آيد از زمين تازيان، از فرزندان هاشم، مردي بزرگ سر و بزرگ تن و بزرگ ساق، و بر دين جدّ خويش باشد، با سپاه بسيار، روي به ايران نهد و آباداني كند و زمين را پر از داد كند."
ـ "پيامبر عرب آخرين فرستاده است كه از ميان كوههاي مكه ظاهر شود...از فرزندان پيامبر شخصي در مكّه پديدار خواهد شد كه جانشين آن پيامبر است و پيرو دين جدّ خود ميباشد.... از عدل او گرگ با ميش آب ميخورند و همه جهانيان به آئين مهر آزماي [محمد] خواهندگرويد."32
5 ـ زندگي خوب و فراواني نعمت
در قيامت كبري و صغري، مردان مؤمن و زنان مؤمنه در ناز و نعمت زندگي ميكنند و هيچ گونه نگراني و ترسي آنها را تهديد نميكند.
زندگي در قيامت كبري
"وَ مَنْ يُطِعِ اللّهَ وَ رَسُولَهُ يُدْخِلْهُ جَنّاتٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا اْلاَنْهارُ ..."؛33 "و هر كس از خدا و پيامبر او اطاعت كند، وي را به باغهايي درآورَد كه از زير [درختانِ] آن نهرها روان است."
"اِنَّ الاَْبْرارَ يَشْرَبُونَ مِنْ كَاْسٍ كانَ مِزاجُها كافُورا"؛34 "همانا نيكان از جامي نوشند كه آميزهاي از كافور دارد."
"اوُلئِكَ لَهُم جَنّاتُ عَدْنٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهِمُ الْاَنْهارُ يُحَلَّوْنَ فيها مِنْ اَساوِرَ مِنْ ذَهَبٍ وَ يَلْبَسُونَ ثِياباً خُضْراً مِنْ سُنْدُسٍ وَ اِسْتَبْرَقٍ مُتَّكِئينَ فيها عَلَي اْلاَرائِكِ نِعْمَ الثَّوابُ وَ حَسُنَتْ مُرْتَفَقا"؛35 "آنها كساني هستند كه بهشتهاي جاودان براي آنان است، از زير [قصرها] شان جويبارها روان است. در آنجا با دستبندهايي از طلا آراسته ميشوند و جامههايي سبز از حرير نازك و ضخيم ميپوشند. در آنجا بر سريرها تكيه ميزنند. چه خوش پاداش و نيكو تكيه گاهي."
زندگي در رستاخيز مهدي عليهالسلام
در سلام به حضرت مهدي آمده است: "اَلسَّلامُ عَلي رَبيعِ اْلاَنامِ، وَ نَضْرَةِ اْلاَيّامِ؛36 سلام بر بهاران زندگي مردمان و طراوت روزگاران."
رسول گرامي اسلام ميفرمايد: "يَتَنَعَّمُ اُمَّتي في زَمَنِ الْمَهْدِي عليهالسلام نِعْمَةً لَمْ يَتَنَعَّمُوا قَبْلَها قَطُّ يُرْسِلُ السَّماءُ عَلَيْهِمْ مِدْرارا وَ لا تَدَعُ اْلاَرْضُ شَيْئاً مِنْ نَباتِها اِلاّ اَخْرَجَتْهُ؛37 امت من در زمان مهدي عليهالسلام به نعمتي دست يابند كه پيش از آن و در هيچ دورهاي دست نيافته بودند. [در آن روزگار] آسمان باران فراوان دهد، و زمين هيچ روييدني را در دل خود نگاه ندارد."
6 ـ آشكار شدن باطنها
يكي از موضوعاتي كه وجه شباهت بين دو قيام است، بر ملا شدن باطن و درون انسانها است، البته برملا شدن باطنها، در قيامت كبري با قيامت صغري متفاوت است. در قيامت كبري، آشكار شدن درون، كلي و فراگير است ولي در رستاخيز مهدي عليهالسلام ، ظاهر شدن درون مردم، براي حاكم و والي عادل ـ يعني امام زمان عليهالسلام ـ تحقق پيدا ميكند. پس به قاطعيت و سازش ناپذيري، خصلت همه رهبران راستين الهي است، و در امام مهدي عليهالسلام اين خصلت در حداوج و كمال است.
طور كلي ميتوان ظهور باطنها را يكي از وجوه مشترك بين دو قيام دانست.
در قيامت كبري
"يَوْمَ تُبْلَي السَّرائِرُ"؛38 "آن روز كه رازها [همه] فاش ميشود."
"يَوْمَ هُمْ بارِزُونَ لا يَخْفي عَلَي اللّهِ مِنْهُمْ شَيءٌ"39؛ "آن روز كه آنان ظاهر گردند، چيزي از آنها بر خدا پوشيده نميماند."
"وَ اِذَا الصُّحُفُ نُشِرَتْ"40؛ "و آنگاه كه نامهها گشوده شوند."
در رستاخيز مهدي عليهالسلام
ابان ميگويد از امام صادق عليهالسلام شنيدم كه ميفرمود: "لا تَذْهَبُ الدُّنْيا حَتّي يَخْرُجَ رَجُلٌ مِنّي رَجُلٌ يَحْكُمُ بِحُكُومَةِ داوُدِ41 وَ لا يَسْئَلُ عَنْ بَيِّنَةٍ يُعْطي كُلَّ نَفْسٍ حُكْمَها؛42 دنيا به آخر نميرسد تا مردي از من (حضرت مهدي عليهالسلام ) قيام كند و آن مرد شبيه حكم حضرت داود حكم خواهد كرد و از شاهد سؤال نميكند و حكم هر كس را به او ميدهد."
حسن بن ظريف ميگويد: در ذهن خود دو سؤال داشتم، آنها را براي امام عسكري عليهالسلام نوشتم و چنين سؤال كردم:
"اِذا قامَ الْقائِمُ وَ اَرادَ اَنْ يَقْضي اَيْنَ مَجْلِسُهُ الَّذي يَقْضِي فيهِ بَيْنَ النّاسِ؟ فَجاءَ الْجَوابُ: سَأَلْتَ عَنِ الْقائِمِ، فَاِذا قامَ يَقْضِي بَيْنَ النّاسِ بِعِلْمِهِ، كَقَضاءِ داوُد، وَ لا يَسْأَلُ الْبَيِّنَةَ؛43
وقتي حضرت مهدي عليهالسلام قيام كرد، از چه مقام و جايگاهي بين مردم رجعت، عمومي نيست، بلكه جنبه خصوصي دارد، تنها گروهي بازگشت ميكنند كه ايمان خالص يا شرك خالص دارند.
حكم خواهد كرد؟ جواب آمد [و امام در آن جواب فرمود]: سؤال از قائم كردي، پس هر گاه [مهدي عليهالسلام ] قيام كند، در بين مردم به علم خود قضاوت ميكند، شبيه قضاوت حضرت داوود و از شاهد و بينه سؤال نميكند."
7 ـ حيات مجدد
از ديگر وجوه مشترك بين قيامت كبري و رستاخيز مهدي عليهالسلام ، زنده شدن انسانهاست كه در قيامت كبري انسانها براي بهرهمند شدن از جزاء و پاداش الهي زنده ميشوند و در قيام مهدي عليهالسلام ، مؤمنين به خاطر لذت بردن و مشاركت در حكومت عدل، و كافرين به جهت زجر كشيدن از مشاهده حكومت الهي زنده ميشوند.
حيات دوباره در قيامت كبري
"ثُمَّ نُفِخَ فِيهِ اُخْري فَاِذا هُمْ قِيامٌ يَنْظُرُونَ"؛44 "سپس بار ديگر در آن [صور[ دميده ميشود و به ناگاه آنان [برپاي[ ايستاده مينگرند."
"وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ فَجَمَعْنا هُمْ جَمْعاً"45؛ "و [همين كه] در صور دميده شود، همه آنها را گرد خواهيم آورد."
"وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ فَاِذا هُمْ مِنَ اْلاَجْداثِ اِلي رَبِّهِمْ يَنْسِلُونَ"46؛ "و در صور دميده خواهد شد، پس به ناگاه از گورهاي خود شتابان به سوي پروردگار خويش ميروند."
حيات دوباره در رستاخيز مهدي عليهالسلام
چنانكه در ابتداي مقاله بيان شد، روز رجعت يكي از ايام الله است. در روايات، اقرار و ايمان به رجعت از نشانههاي مؤمن ذكر شده است.
برقي از امام صادق عليهالسلام نقل ميكند: "مَنْ اَقَرَّ بِسَبْعَةِ اَشْياءَ فَهُوَ مُؤمِنٌ وَ ذَكَرَ مِنْهَا اْلايمانَ بِالرَّجْعَةِ؛47 كسي كه به هفت چيز معترف باشد، پس او مؤمن است و از جمله آن هفت چيز، ايمان به رجعت را ذكر فرمود."
زنده شدن در رستاخيز مهدي عليهالسلام كه به رجعت معروف است، مثل قيامت كبري كلي و فراگير نيست، بلكه جزئي و نسبي است.
امام صادق عليهالسلام ميفرمايند: "اِنَّ الرَّجْعَةَ لَيْسَتْ عامَّةً، وَ هِيَ خاصَّةٌ لا يَرْجِعُ اِلاّ مَنْ مَحَّضَ اْلايمانَ، اَوْ مَحَّضَ الشِّرْكَ مَحْضاً؛48 رجعت، عمومي نيست، بلكه جنبه خصوصي دارد، تنها گروهي بازگشت ميكنند كه ايمان خالص يا شرك خالص دارند.
رجعت در قرآن
آياتي از قرآن كريم نشانگر اين است كه تاكنون در اين دنيا رجعت صورت گرفته است. برخي از اين آيات را در ذيل ميآوريم.
"فَقالَ لَهُمُ اللّهُ مُوتُوا ثُّمَ اَحياهُمْ"49؛ "پس خداوند به آنان گفت: تن به مرگ بسپاريد، آنگاه آنان را زنده ساخت."
"ثُمَّ بَعَثْناكُمْ مِنْ بَعْدِ مَوْتِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُروُنَ"50؛ "سپس شما را پس از مرگتان حيات بخشيديم، شايد شكر نعمت [او را] بجا آوريد."
اين آيه درباره بني اسرائيل است كه گروهي از آنها بعد از تقاضاي مشاهده خداوند گرفتار صاعقه مرگباري شدند و مردند، دوباره زنده شدند.
"فَاَماتَهُ اللّهُ مِأَةَ عامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ"51؛ "پس خداوند، او را (به مدت) صد سال ميرانده، آنگاه او را برانگيخت."
اين آيه در مورد پيامبري است كه از كنار يك آبادي عبور ميكرد، در حالي كه ديوارهاي آن فرو ريخته بود و اجساد و استخوانهاي اهل آن در هر سو پراكنده شده بود، از خود پرسيد چگونه خداوند اينها را پس از مرگ زنده ميكند، خدا او را يكصد سال ميراند و سپس زنده كرد و به او گفت: چقدر درنگ كردي؟ عرض كرد يك روز يا قسمتي از آن، فرمود: بلكه يكصد سال بر تو گذشت.52
8 ـ انتقام از ظالمان و ستمگران
انتقام گرفتن از ستمگران و ظالمان به طور مشترك در قيامت كبري در قيامت كبري و قيام مهدي عليهالسلام ، انسانهاي مؤمن، به پاداش و رحمت الهي ميرسند، و انسانهاي كافر و ظالم، به عذاب و كيفر الهي دچار ميشوند.
و رستاخيز مهدي عليهالسلام مطرح است. در قيامت كبري و قيام مهدي عليهالسلام ، انسانهاي مؤمن، به پاداش و رحمت الهي ميرسند، و انسانهاي كافر و ظالم، به عذاب و كيفر الهي دچار ميشوند.
donsaeid
09-27-2006, 05:49 PM
انتقام خدا از ظالمان در قيامت
"فَيَوْمَئِذٍ لا يُعَذِّبُ عَذابَهُ اَحَدٌ، وَ لا يُوثِقُ وَثاقَهُ اَحَدٌ"53؛ "پس در آن روز هيچ كس چون عذاب كردن او، عذاب نميكند و هيچ كس چون در بند كشيدن او، در بند نميكشد."
"اِنَّا اَعْتَدْنا لِلظّالِمينَ ناراً اَحاطَ بِهِمْ سُرادِقُهَا وَ اِنْ يَسْتَغيثُوا يُغاثُوا بِماءٍ كَالْمُهْلِ"54؛ "ما براي ستمگران آتشي آماده كردهايم كه سرا پردهاش آنان را دربرمي گيرد، و اگر فرياد رسي جويند، به آبي چون مس گداخته ياري ميشوند."
"اِنَّ جَهَنَّمَ كانَتْ مِرْصاداً، لِلطّاغينَ مَأبا، لابِثينَ فيها اَحْقابا، لايَذُوقُونَ فيها بَرْدا وَ لاشَرابا، اِلاّ حَميما وَ غَسّاقاً"؛55 "[آري[ جهنم [از ديرباز] كمين گاهي بود، [كه[ براي سركشان بازگشتگاهي است، روزگاري دراز در آن درنگ كنند، در آن جا نه خنكي چشند و نه شربتي، جز آب جوشان و چركابهاي."
تجلي انتقام خداوند در انتقام مهدي عليهالسلام
امام باقر عليهالسلام در بيان شباهتهاي حضرت مهدي عليهالسلام با پيامبر اكرم صلياللهعليهوآله فرمود: "فَخُرُوجُهُ بِالسَّيْفِ وَ قَتْلُهُ اَعْداءَ اللّهِ وَ اَعْداءَ رَسُولِهِ وَ الْجَبّارينَ وَ الطَّواغيتَ؛56 قيام با شمشير و كشتن دشمنان خدا و پيامبر، و جباران و سركشان [از وجوه شباهت او[ است."
donsaeid
10-10-2006, 02:28 PM
آخرالزمان بر پرده نقره*اي
عنصر سينما «تصوير» است. براي ارتباط با پديده*هاي پيراموني در هر شبانه*روز 79 درصد اطلاعاتمان را از چشممان يعني از طريق تصوير به دست مي*آوريم و اين همان نقطه اثر سينما است؛ و بهترين حربه براي تأثير مستقيم آن هم بر روي موضوعي چون «آخرالزمان» كه حجم عظيمي از ناخودآگاه هر انسان را به صورت خود اختصاص داده است.
در جهان ارتباطات مطمئناً بسياري از وسايل ارتباطي ما دچار تغييرات ساختاري و غيرساختاري مي*شود. حوزه*هاي ارتباطي انسان*ها ساحت هنر است كه ساحتي آسماني ـ زميني دارد. در تغييراتي كه در اين ساحت پديد آمد، هنر «سينما» تولد يافت. سينما به عنوان «هنر هفتم» و به صورت يك هنر صنعت توانست با سيطره و به كارگيري هنرهاي ديگر جايگاه وسيعي را در دنيا كسب كند. طبق بررسي*هايي كه صورت گرفته، كنش انساني، اغلب محصول دريافت*هاي شهودي است تا دريافت*هاي عقلاني.
عنصر سينما «تصوير» اس