PDA

View Full Version : SAD - bachehaye khiabanie Iran


donsaeid
04-24-2006, 10:08 PM
كودكاني رنگ پريده از والديني تكيده با لباسهاي كثيف و كهنه، زندگي در چادرهاي پاره پاره به اميد يافتن تكه*اي نان، واقعيتي تلخ است كه گروهي از هموطنانمان در سنگزارهاي حائل كرج و شهريار با آن مواجهند.

كودكاني كه مدرسه را نمي*شناسند، زنان، دختران و جواناني كه آرزوي داشتن يك دست لباس نو براي آنان يك روياست، آبي وجود ندارد كه بشود به حمام فكر كرد، بهداشت مفهومي ندارد و براي هر ‪ ۱۰۰‬نفر فقط يك توالت آنهم از نوع بياباني وجود دارد.

خوابيدن شش تا ‪ ۱۰‬آواره زير يك چادر شش - هفت متري، تحمل گرماي ‪۴۰‬ درجه*اي تابستان و سرماي زير صفر زمستان با شكمهاي گرسنه، ترس هميشگي از رانده شدن دوباره و ... اينها گوشه*اي از اوضاع اين هموطنان آواره است كه بيشتر به تصور و خيال مي*ماند تا واقعيت.

تعدادي از اين گروه حدودا ‪ ۵۰‬خانواري كه عمدتا اهل زابل و كوچ كرده به استان گلستان هستند، از چهار سال پيش به اين نتيجه رسيدند كه براي تامين سعادت بيشتر خود و فرزندانشان راهي پايتخت شوند.

افراد ياد شده با اين رويا كه مي*توانند با حضور در تهران، از چنگ فقر رها شوند كوچ بعدي خود را آغاز كردند اما بسرعت به اين نتيجه رسيدند كه قادر به ادامه حيات نيستند تا چه رسد به تامين سعادت خانواده.

اين كوچنده*ها كه اطرافيانشان را نيز تشويق به مهاجرت كردند، بناچار راهي كرج شدند اما در اين كلان*شهر نيز فضايي براي ادامه حيات نيافتند و سر از سنگزار و زير تير برق فشار قوي درآورده و از راه جمع*آوري اشيايي در داخل زباله*ها و فروش آنها، امرار معاش مي*كنند.

اين سنگزار در دهستان "هفت جوي" شهرستان شهريار قراردارد كه در انتهاي جنوب شرقي كرج و جنب فرديس واقع شده*است.

شايد اين هم از شوربختي اين آدمهاست كه مرز بين دو شهرستان را براي گذران عمر انتخاب كرده*اند، مساله*اي كه باعث شده هر يك از مسوولان كرج و شهريار ديگري را موظف به رسيدگي به آنان قلمداد كند.

به گفته اين چادرنشينها مسوولان هر دو شهرستان تنها به دنبال پاك كردن صورت مساله بوده و بر اين امر اتفاق نظر دارند كه اين عده بايد از اينجا بروند.

اينكه اين آوارگان به كجا بروند، چه كس و يا نهادي مسوول رسيدگي به وضعيت اسفناك آنان است و آيا كوچ اجباري آنان به هر جاي ديگر اين ناهنجاري را به آنجا منتقل نمي*كند؟ گوشه*اي از پرسشهايي است كه در اذهان نقش مي*بندد.

اما اين گروه چه كساني هستند، از كجا كوچ كرده*اند، به چه مي*انديشند و با چه مشكلاتي دست و پنجه نرم مي*كنند؟ پرسشي است كه پرسشگر با چند دقيقه حضور در آنجا، چهره نمايان فلاكت را مشاهده خواهد كرد.

خبرنگاران ايرنا در كرج، چند ساعتي در اين منطقه حضور يافتند كه ابتدا با بي*رغبتي ساكنان و در پايان با اميدواري آنان مواجه شدند.

به پيرمردي كه به نظر مي*رسيد، بزرگ اين گروه باشد، نزديك شديم و پس از سلام و معرفي خود، از او خواستيم خود را معرفي كند كه فورا دست به جيب كرد و شناسنامه*اش را به ما نشان داد.

در اين سند اين گونه معرفي شده*است: "نام و نام خانوادگي: حسين مالكي راد، تاريخ تولد: ‪ ،۱۳۱۶‬محل صدور: بخش درگي پشت شهرستان زابل".

از او پرسيده شد براي چه شناسنامه ارائه كردي، گفت: مي*خواهم سندي دال بر ايراني بودن ارائه كنم و بگويم از بيگانگان نيستيم و خواسته*اي هم جز "مجاز بودن به زندگي در بيابان"، نداريم.

"دزد نيستيم، بچه*هايمان از صبح تا شب در لابلاي زباله*ها، به دنبال آهن پاره، پلاستيك كهنه، خرده شيشه و كاغذ باطله هستند تا بتوانند با فروش آنها، پول ناچيزي را براي خانوادها تامين كنند".

پيرمرد، علت كوچ خود را بروز خشكسالي در استان سيستان و بلوچستان و از دست رفتن منابع حياتي خود و اطرافيانش ذكر كرد.

وي گفت: زندگي خوب را درك مي*كنيم و خيلي علاقه*مند هستيم در مكاني بسر بريم كه از حداقلها مانند اتاق مسقف، آب شرب سالم، غذاي مناسب و محيط بهداشتي و امن برخوردار باشد.

مرد ميانسالي كه تسلط بيشتري به زبان فارسي داشت و گاه صحبت*هاي اين پيرمرد را براي خبرنگاران و گزارشگران ترجمه مي*كرد، وارد صحبت شد و گفت:
چهار دهه قبل بخاطر خشكسالي مرگبار، محل زندگيمان را در استان سيستان و بلوچستان به مقصد شهرستان گنبد از توابع استان مازندران آن زمان و استان گلستان امروز ترك كرديم.

علي ميرزايي ‪ ۵۲‬ساله افزود: ابتدا در يكي از روستاهاي گنبد به كار كشاورزي پرداختم اما با اين شغل بخاطر پرجمعيت بودن خانواده تحت پوشش، نتوانستم از عهده مخارج آن برآيم.

وي تصريح كرد: به جوشكاري روي آوردم اما بازار اين كار كساد بود، راهي تهران و پس از آن كرج شدم اما در اين دو كلان*شهر نيز نتوانستم هزينه زندگي خانواده را تامين كنم.

"فشار زندگي باعث شد فرزندانم را به شغل جمع*آوري اشيا از ميان زباله*ها ترغيب كنم و خود نيز اگر كار جوشكاري يافتم كه به آن مشغول در غير اين صورت با بچه*هايم همكار شوم."
به جواني مي*رسيم كه مي*گويد ‪ ۲۱‬سال دارد، اگرچه چهره او بيش از اين را نشان مي*دهد، ترديد داشتيم كه بخاطر وجود مشكلات اقتصادي، از او بپرسيم كه متاهل است يا مجرد، اما اين سوال مطرح شد و جوان پاسخ داد متاهل و داراي دو فرزند است.

فرزندانش را كه مانند ساير بچه*ها به دورمان حلقه زده بودند، نشان داد كه دو و سه ساله بودند.

از وي پرسيده مي*شود كه چه مشكلاتي دارد؟ او بر اين نكته تاكيد كرد:
ظاهر زندگيمان نياز به گفتن ندارد، از تغذيه بگويم كه بهترين غذايمان سيب زميني آب پز است

donsaeid
04-24-2006, 10:11 PM
PART TWO


وارد دنياي كودكي ساكنان سنگزار هفت جوي شديم، تقريبا هيچ بچه*اي كفش يا دمپايي نداشت، تعدادي هم فاقد لباس بودند، برخي بچه*هاي دو - سه ساله لخت مادرزاد مشغول بازي بودند، هيچ كودك شسته و حمام*كرده*اي قابل مشاهده نبود و احدي به مدرسه راه نيافته بود.

يكي از كودكان، سر يكي از همسالان خود را نشان داد كه نيمي از آن داراي پوست چروكيده و بيمارگونه و نيم ديگر آن طبيعي و داراي مو بود و با خنده گفت: سرش را سگ گاز گرفت و نزديك بود او را بخورد.

شايد اين كودك پر بيراه نگفته باشد چرا كه در اين بيابان سنگزار سگهاي ولگرد به وفور يافت مي*شود.

از كودك لاغري كه سنگي را بر سرسنگي ديگر مي*كوفت، پرسيديم ناهار خوردي ابتدا متوجه پرسش نشد، تكرار كرديم و در حالي كه عقربه ساعت به ‪ ۱۵‬نزديك مي*شد، اين كودك با بالا دادن سر به سمت آسمان و زبان اشاره، پاسخ منفي داد.

كودك حدودا ‪ ۱۰‬ساله ديگر كه ظاهر نسبتا بهتري از بقيه داشت، مورد پرسش قرار گرفت كه آيا ناهار خوردي؟ پاسخ مثبت و "سيب زميني" را شنيديم.

اميدوار شديم سوال بعدي را طرح كرديم "آيا به مدرسه مي*روي"؟ جواب منفي داد.

پرسيديم تاكنون از كنار مدرسه رد شده*اي كه با پاسخ منفي و دور شدن از محل، به اين گفت و گو پايان داد.

يك ساعت و نيم از حضورمان در اين سنگزار مي*گذشت كه هيچ بانويي را مشاهده نكرديم، به بخشهاي ديگر سر زديم كه بعضي از آنها را در پشت چادر پاره*ها ديديم.

آرام، آرام و گويا خجالت*كشان به خبرنگاران نزديك شدند و چهره*هاي غمبارشان را نشان دادند.

"كنيز مزارزهي" اولين بانويي بود كه با خبرنگار وارد گفت و گو شد اما با اكراه و در پاسخ به اين پرسش كه "چه مشكلاتي داريد"؟ گفت: تمام زندگي ما مشكل است.

"چادرنشيني در بيابان با سرماي كشنده و گرماي هلاك*كننده و هر آن منتظر مامور بودن براي فرود آوردن سقف بر ساكنان".

تصور مي*شد كه "كنيز" به زبان بلوچي داراي معنايي متفاوت از زبان فارسي باشد و به همين دليل از او پرسيده شد اين واژه در زبان شما چه معني دارد؟ پاسخ داد يعني خدمتكار كسي بودن.

يكي از همراهان هنگام بازگشت درباره اين خانم گفت: گويا والدين او مي*دانستند چه سرنوشتي در پيش خواهد داشت و آگاهانه اين نام را بر او نهادند.

مزارزهي تصريح كرد: اكنون با شوهر دوم زندگي مي*كنم و سه فرزند يتيم را با خود آوردم و شوهرم نيز سه فرزند مادر ازدست داده دارد كه سرپرستي اين شش فرزند را برعهده دارم.

"جمعه مزارزهي" ديگر بانويي است كه لب به سخن گشود، سن او مورد پرسش قرار گرفت كه گفت: شناسنامه ندارم، اما نتوانست علت آن را بيان كند.

وي اظهار داشت: اگر نيكوكاري پيدا شود و نان خالي را براي ما تامين كند راضي هستيم و مي*توانيم فرزاندانمان را قانع كنيم.

مزارزهي يادآور شد: از صبح زود فرزندانمان را بيدار و آنان را روانه مكانهاي جمع*آوري زباله*ها مي*كنيم تا وقتي شب به خانه برمي*گردند دستشان پر باشد اما بعضا شاهد دست*هاي خالي كودكان، نوجوانان و جوانان هستيم.

به دنبال يافتن مسوولان براي پاسخگويي بوديم كه به "مهناز هويدا" رئيس كميسيون فرهنگي و اجتماعي شوراي اسلامي شهر كرج رسيديم، طرح موضوع، او را واداشت كه همراه خبرنگاران راهي منطقه "هفت جوي" شود.

پس از ديدن وضعيت اسفناك آوارگان بود كه هويدا نتوانست احساسات خود را كنترل كند و گريست.

او قول داد نهايت تلاش خود را در شوراي شهر كرج براي رسيدگي به اين هموطناني كه آواره به دنيا مي*آيند، آواره زندگي مي*كنند و آواره مي*ميرند، انجام دهد.

قصد خداحافظي از چادرنشينان ساكن در هفت جوي شهريار را كه در بدو امر پذيرايمان نبودند، داشتيم اما آنان هر بار با باز كردن باب گفت و گو در باره موضوعات ديگر و بعضا تكراري، مانع ما براي ترك محل مي*شدند.

كوچندگان با اين نگاه به خبرنگاران اجازه مرخصي دادند كه با اطلاع*رساني زمينه آسايششان فراهم آيد و حتي بر اين نكته تاكيد كردند كه مبادا با اين كار، تنگنايي براي آنان ايجاد شود.

در راه بازگشت به ايرنا، به اين موضوع فكر مي*كرديم كه چرا چنين شد و چگونه بايد اين امور ساماندهي شود؟
خبرنگار ايرنا نظر مسوول ستاد پيشگيري از آسيبهاي اجتماعي فرمانداري شهرستان كرج را در اين*باره جويا شد.

"مهدي براري" گفت: سال گذشته اين افراد در آن مكان شناسايي شدند و طي مكاتباتي با دادستاني مقرر شد، مشخص شود از لحاظ تقسيمات كشوري در حوزه كرج يا شهريار است.

وي افزود: اكنون رسيدگي و يا كوچ اين افراد به عهده شهرستان شهريار واگذار شده و از طرفي نماينده اين چادرنشينان در فرمانداري شهرستان كرج تعهد داده*است كه طي روزهاي آينده اين مكان را تخليه و به زادگاه خود سيستان و بلوچستان بازگردند.

براري بدون اينكه توضيحي درمورد رسيدگي و ساماندهي موقت اين آوارگان بدهد، اظهار داشت: اين افراد غالبا در سطح شهر مشغول تكدي*گري هستند.

بحث قرار گرفتن محل استقرار اين افراد در حوزه استحفاظي شهرستان كرج و يا شهريار درحالي ادامه دارد كه اين آوارگان محتاج لقمه*اي نان هستند و در اين ميان هدف كه همان رسيدگي به وضعيت آنان است، به فراموشي سپرده شده است.

donsaeid
04-24-2006, 10:18 PM
http://www.payvand.com/news/05/jul/working-children-iran.jpghttp://www****an-e-sabz.org/news/homeless.jpg
http://www****anpressnews.com/english/images/00/koodak.jpghttp://iranstreetchildren.com/kudak/images/uploads/Kudakan_Kar22.jpg
http://iranstreetchildren.com/kudak/images/uploads/Kudakan_Kar21.jpg
http://iranstreetchildren.com/kudak/images/uploads/Kudakan_Kar24.jpg
http://irsprc.org/archives/Kodakan_Kar2.jpg

donsaeid
04-24-2006, 10:30 PM
http://www****anstreetchildren.com/kudak1.jpg


http://www.womansrights.org/bilder/kudak.jpg


http://nima.st/info/image/kudakan_faghr.jpghttp://nima.st/info/image/11.jpg
http://nima.st/info/image/bam011.jpghttp://nima.st/info/image/koudakafghan.jpg
http://nima.st/info/image/log.jpg




Joloye bardekeshi az in mazlooman ke nemitonan az khodeshon defa konan ro begirid...

In Vazifeye hameye mast

moonlight79
04-25-2006, 02:59 AM
so sad :(

rfhr918
04-25-2006, 04:25 AM
mojdegani ey khiaban khabha
miresad tahmandeye boshghabha.........

horiyeh
04-25-2006, 04:49 AM
ohhhhhh:(:(:(
sooooo sad!!
man keh iran boodam ina hey mioomadan be man band mikardan keh yeh adams bekharam, manam keh miraftam kenar:D:( lol
vali yeh bar goft falamo begireh goftam bashe:D

khanoomi
04-25-2006, 06:41 AM
eyyyyyyy khoda chi mishod man pool dar bodam miaftam yesar iran be hemeye ina komak mikardam khodayesha in khoda nemidonam chera be man pool nemide chon midone man pool darim 3saatast hamaro midam in badbakhta hadeaghal 1 rooz shad bashan

jjbb
04-25-2006, 07:24 AM
kheili delam misozeh ke in bahehaye bigonah ro intor mibinam va kash onja bodam va hamehro dore khodam jam mikardam
shayadam kardam agr bargashtam iran

gg666
04-25-2006, 07:30 AM
kheili khoobe age mishod jjbb jan...ama in bacheha zire daste kasayee hastand ke ba hamin sene kam kheili sharooran...kheili shode didam yeki khaste be in bacheha komak kone vali in bacheha to khiaboon aberooye tarafo bordan va age bozorgatar bashan jibe tarafam khali mikonan...behtarin kar hamine ke az tarafe dolat iran inaro jam konan...va fekri behleshoon konan ke albate ham anjam midan ta hodoodi

jjbb
04-25-2006, 07:49 AM
khob avalan gg jan salam
hameh az dolat gele mikonan
vali khode khonevadeh chi basesh ghalateh va vaghti ke bache ha to oon mohit bozorg mishan yad migiran onham kar haye khalafo
vali man ye kasi ro mishenakhtam ke moalem bood va aslan bache nadash ye pesare 15 saleh ro az khiyaboon ovord va be hesh panah dad va mohabat migan hala in bache he aghast inghad be in khanome mirese va dosesh dareh ke nago
in khanomeh be bache komak kard ke dars bekhoneh va daneshgah bereh...
khob in ham ye komake kheili bozorge ke ye javani ro az in zendegio felakat bar nejat beded bedon inke tavaghoh dashteh bashi ........
man delam mikhad ke ye bache kocholo hadeaghal ghabol konam ke dosesh dashte basham va eshghamo behesh bedam
daram ehsasati mishem akhe man bache kheili dost daram

gg666
04-25-2006, 07:56 AM
khob intoriam toosh peyda mishe...man maman bozorgam az in kara ziad mikard...agge mididi bachei gedayye mikone mibordesh khone behesh ghazo lebas midad...ama hamishe bacheha ye chiz boland mikardano farar mikardan...bazam maradbozrgam az karesh pashimoon nemsihid..ama manam age rooz bekhab bache dashte basham hatman az in bachehaye be sarpanaho be jaye bacham ghabool mikonam...chon in hame bache hastan ke niaz be khanevade daran...dige bachedar shodan chie...khoobe age khanevadehaye morafah be in bacheha komak konan

donsaeid
04-25-2006, 09:01 AM
dar har keshvari intor hast...

dolat har kari bekone ta mellat moshkel daran mesle etiad, gambling va gheire intori chiza hast...

chizi ke to iran moshkel hast ineke ye systeme dorost baraye defa az hoghoghe bacheha bayad ijad beshe...

moraghebat bekonan az hoghoghe ina... moraghebat konan har bachei be madrase mire...

begardan va kasai ke az kargare kodak va zire 15 sal estefade mikonan ro jam avari konan ya ye rahe hal joloshon bezaran...

khanevadeha ro hemayat konan...

khanevadehaye motad va faghir ro tahte hemayat gharar bedan...

kholase kheili kar dare....

vali az hame bishtar mardoman ke bayad kari bekonan...

dar mahalehashon... dar shahrashon....


ye kodak bayesti kodakisho dorost begzarone... madrase bere haddeaghal ta dabirestan ke savad dashte bashe... bime bashe... komak beshe....

mano toam bache bodim va age azamon mohafezat nemishod jonemon 2 roze dar miraft...

Parinaz_M
04-25-2006, 09:50 AM
midonid ke bazi az en gedaha ye grouh hastan va sob ke mishe ba mashin en bacheharo miyaran mizaran too khiyaboona, va hamashon ham jaye makhsoos daran, bad shaba miyad donbaleshon. kheyli az en grouharo gereftan tooye tehran. va maloom shode ke che poole khobi misakhtan.

donsaeid
04-25-2006, 10:31 AM
you are right about the groups... but group or not... this is slavery... right? i m not saying to buy things from them or give money to them... what does those children know about that?

Parinaz_M
04-25-2006, 02:10 PM
motasefane enghad vaze iran kharabe ke vaghean hich kari nemishe kard, akhe chand nafar ke nistan...... tedadeshon ham ziyade

donsaeid
04-25-2006, 02:12 PM
pari na omidi chize khobi nist... hamishe ke nemishe kare bozorg kard... yeki yeki adam shoro mikone... vaght mibare... ama akhare sar hich faghir va kodake bardei to iran nist...

Parinaz_M
04-25-2006, 02:16 PM
are midonam, be har hal ta onja ke mishe bayad be ena komak kard, man nemigam ke nabayad komak konim

~Nadia~
04-25-2006, 03:01 PM
Can you please tranlate it in English ya be ghole Nima, fingilish? lol

Sorry but I can't read farsi!

donsaeid
04-25-2006, 03:04 PM
daste in nima beshkane ke farsi yadet nadade... hehe jk... mikhai ye thread bezanam khodam behet farsi yad midam.-.. az alefba shoro mikonim... baba ab dad... hehe jk ama farsi yad dadano hastam... age bekhai

~Nadia~
04-25-2006, 03:14 PM
Thank you Donsaeid jan. man ke az khodame yad begiram.

btw. in Nima khodesh khoondane farsi ro khoob balad nist, che berese ke bekhad be man yad bede. lol

anyway merci.

donsaeid
04-25-2006, 03:18 PM
loool are migam ye groupe dorost konim mesle the simpsons No Nima... loool man to pari arman... loool

~Nadia~
04-25-2006, 03:25 PM
loool are migam ye groupe dorost konim mesle the simpsons No Nima... loool man to pari arman... loool

lool. ok

Michellica
04-25-2006, 04:09 PM
sadness!oonvakht government pool mifreste vase felestin!yekari nemikone vase mardomesh!khak bar sareshoon!

donsaeid
04-25-2006, 05:23 PM
chera baraye mamlekatam kar mishe... palestinian az irania 100 barabar bad bakht taran.... in signature mano ye nega bendaz... ye shere marof toshe...

horiyeh
04-25-2006, 05:46 PM
khob avalan gg jan salam
hameh az dolat gele mikonan
vali khode khonevadeh chi basesh ghalateh va vaghti ke bache ha to oon mohit bozorg mishan yad migiran onham kar haye khalafo
vali man ye kasi ro mishenakhtam ke moalem bood va aslan bache nadash ye pesare 15 saleh ro az khiyaboon ovord va be hesh panah dad va mohabat migan hala in bache he aghast inghad be in khanome mirese va dosesh dareh ke nago
in khanomeh be bache komak kard ke dars bekhoneh va daneshgah bereh...
khob in ham ye komake kheili bozorge ke ye javani ro az in zendegio felakat bar nejat beded bedon inke tavaghoh dashteh bashi ........
man delam mikhad ke ye bache kocholo hadeaghal ghabol konam ke dosesh dashte basham va eshghamo behesh bedam
daram ehsasati mishem akhe man bache kheili dost daram

looool jjbb yeho bahso shooroo mikonia!hahaha
khaly bahaly avali migi salam khoby bad shoroo mikony:D:Dhaha:lol::smt047

EverGreen
04-25-2006, 05:58 PM
daste in nima beshkane ke farsi yadet nadade... hehe jk... mikhai ye thread bezanam khodam behet farsi yad midam.-.. az alefba shoro mikonim... baba ab dad... hehe jk ama farsi yad dadano hastam... age bekhai

Yeki mikhad be khode to farsi yad bede bache. :D

donsaeid
04-25-2006, 06:04 PM
EverBlue... nadia joon goftan ke to vala balad nisti... enshahato midadi on benivise... man farsi kheili khob minevisam va mikhonam jigar.. mikhai be toam yad bedam... hehe

EverGreen
04-25-2006, 06:07 PM
EverBlue... nadia joon goftan ke to vala balad nisti... enshahato midadi on benivise... man farsi kheili khob minevisam va mikhonam jigar.. mikhai be toam yad bedam... hehe

lazem nakardeh. to boro "baba nan dad"eto benevis. :D

jjbb
04-25-2006, 10:03 PM
dobareh chit chat shodddddddddddddd

nanakhafan
04-25-2006, 10:47 PM
poor kids :(

donsaeid
05-02-2006, 04:56 PM
ETIAD DAR BEYNE JAVANEN va NOJAVANAN


در حالي كه با حسرت آهي مي*كشد ، اشك هايش را پاك كرده و تقدير را مسبب اصلي همه آنچه در اين چند سال بر او گذشته مي*داند.
"محمد" از نظر سني ‪ ۲۷‬ساله اما ظاهر او به مردي ‪ ۴۰‬ساله مي*ماند گويي در طول زندگي خود همه نوع سختي را از سر گذرانده و به اين وضع رسيده است.
او آخرين و تنها فرزند پسري خانواده است كه در حال حاضر سالهاست به درد اعتياد گرفتار شده است.
به گفته خودش شش سال پيش با كمال ناباوري در رشته الكترونيك دانشگاه آزاد قبول شد و با غرور وصف ناپذيري علي رغم ضعف مالي خانواده مشغول تحصيل شد.
او در اين رابطه گفت: به دليل اينكه تنها پسر خانواده بودم پدرم سعي در فراهم كردن همه امكانات رفاهي و آسايشي براي من داشت و به عبارتي آزادي فراواني به من مي*داد.
وي افزود: ظرف مدت سه ، چهار ماه تحصيل در دانشگاه ، با پسري به نام "وحيد" آشنا شدم، دوستان بسيار خوبي براي يكديگر بوديم اما پدرم پس از چند بار مصاحبت با وي او را دوست مناسبي ندانست.
محمد ادامه داد: به همين دليل دور از چشم پدرم با او مراودت داشتم تا زماني كه پس از مدتي متوجه شدم او يك فروشنده مواد در دانشگاه است.
او گفت: اوايل با كارش مخالفت شديدي كردم اما پس از مدتي نمي*دانم چطور شد كه خودم هم گرفتار دام او شدم و ديگر نتوانستم از او فاصله بگيرم.
وي با بيان اينكه خانواده*ام از اين موضوع هيچ اطلاعي نداشتند گفت: پدر و مادرم در مورد من زياد سخت*گيري نمي*كردند و هرمقدار پول كه طلب مي*كردم در اختيارم مي*گذاشتند.
او پس از گذشت دو سال از تحصيل ، به دليل اعتياد شديد به مواد مخدر ترك تحصيل كرد و در حال حاضر در يكي از كلينيك*هاي درمان اعتياد براي ترك تلاش مي*كند.
او مهمترين دليل گرفتاري در اين خفت و بدبختي را ناآگاهي ، ضعف شخصيتي و همچنين نبود نظارت والدين براعمال و رفتارش و چگونگي گذران اوقات فراغت در جمع دوستان عنوان كرد.
به اعتقاد روانشناسان ، خانواده به عنوان اولين جايگاه شكل*گيري شخصيت فرد تاثير شگرفي در نوع اعتقادات ، نگرش و جهانبيني فرزندان دارد.
باتوجه به گسترش وسائل نوين ارتباطي (اينترنت و ماهواره) و تاثير پذيري بيشتر نوجوانان از گروه همسالان و دوستان در جامعه فعلي ، نقش خانواده در اين رابطه كمرنگ تر از قبل اما هنوز موثر و تعيين*كننده است.
كارشناسان معتقدند هر چند تاثير خانواده نسبت به گذشته تقليل يافته است اما نظارت و همراهي فرزندان توسط والدين نقش موثري در كاهش گرايش جوانان به انواع ناهنجاري*ها در جامعه و ديگر موارد مشتق از آن دارد.
رييس انجمن علمي مددكاران اجتماعي كشور در اين رابطه با اشاره به اينكه اعتياد يك معضل اجتماعي است ،گفت : خانواده نيز يك نهاد اجتماعي است كه تاثير مستقيمي در اعتياد افراد دارد.
دكتر "مصطفي اقليما" بابيان اينكه اعتياد معلولي از علت*هاي در هم تنيده و زنجيروار به هم است ، اظهار داشت : مشكلات موجود در خانواده*هاي امروزي از جمله مبناهاي غير قابل انكار در اعتياد فرد است.
وي افزود: اين در حالي است كه مشكلات مبتلا به نهاد خانواده نيز معلول ديگر علت*ها مي*باشد.
وي عدم نظارت والدين بر فرزندان، فراهم نبودن آرامش لازم در محيط خانواده و تربيت نشدن فرزندان به طريقه صحيح را از جمله كاستي*هاي موجود در نظام خانواده در جامعه دانست.
وي بيان كرد : نمي*توان از يك درخت كرم خورده انتظار توليد ميوه سالم و كامل را داشت لذا نمي*توان از خانواده*اي كه خود دچار انبوهي از مشكلات است انتظار تربيت فرزندان سالم و آگاه را داشت.
وي بااشاره به تبديل استخدامي*هاي دولتي به قرارداد پيماني گفت : نبود امنيت شغلي از جمله مواردي است كه به طرز عجيبي بر مشكلات خانواده و تربيت فرزندان اثر مي*گذارد.
دكتراقليما بااشاره به اينكه ‪ ۴۰‬درصد از جمعيت تحصيلكرده در كشور بيكار هستند تاكيد كرد: شغل به فرد شخصيت و اعتماد به نفس لازم براي مقابله با مشكلات را مي*دهد كه متاسفانه درحال حاضر اين توانايي به دليل مشكلات بيكاري در جامعه رو به كاهش گذاشته است.
وي افزود: والديني كه براي تامين هزينه*هاي سنگين زندگي در تكاپو هستند فرصتي براي تربيت ، نظارت و حل مشكلات فرزندان و حتي صحبت در خصوص نيازهاي آنان پيدا نمي*كنند.
وي تاكيد كرد: همين مسئله است كه موجب از بين رفتن تسلط و نظارت والدين بر فرزند و گرايش جوانان به سمت بزه و ديگر اعمال خلاف عرف از جمله اعتياد مي گردد.
به گفته كارشناسان ناآگاهي و غفلت والدين سبب افزايش مدت زمان معتاد شدن جوان و آگاهي والدين از اين امر شود.
در اين راستا يكي ديگر از جواناني كه هنوز در دام اعتياد گرفتار است، گفت: والدينم پس از گذشت هشت سال اسارت من در اين دام موضوع را فهميدند.
"احمد" ‪ ۱۵‬ساله بود كه توسط يكي از همكلاسي هايش در دبيرستان معتاد شد و در حال حاضر در يكي از كلينيك*هاي درمان اعتياد در مشهد تحت درمان است.
وي در خصوص آگاهي ديرهنگام والدين خود، اظهار داشت: شمار بالاي فرزندان و مخارج سنگين زندگي ، سبب كم توجهي پدر و مادرم به من بود.
وي گفت: برخي جوانان معتاد به دليل ناشي گري زودتر لو مي*روند اما بقيه با پنهان كاري و مخفي كردن مواد مخدر در مكان*هاي امن مدت بيشتري از نگاه طردشونده والدين در امان هستند.
رييس انجمن علمي مددكاران اجتماعي كشور درادامه سخنان*خود،گفت: متاسفانه در جامعه ما ارزشي به خانواده به عنوان زير ساخت اساسي جامعه داده نشده و اقدامي براي حل مشكلات آن صورت نگرفته است.
دكتر اقليما ضمن اظهار تاسف از برخي سياست*هاي اجتماعي گفت: تا كنون تلاشي براي رفع علل مسبب مشكلات متعدد درخانواده انجام نشده و تنها به*انجام برخي اقدامات روبنايي و سطحي بسنده شده است.
او در پايان تاكيد كرد: براي مبارزه با گسترش معضل اجتماعي مانند اعتياد آموزش و اطلاع رساني به خانواده در درجه اول اهميت است.
يك روانپزشك معتقد است ايفاي نقش بازدارنده خانواده دراين رابطه به نوع شكل بندي (تيپ) خانواده بر مي*گردد.
وي گفت: در خانواده*هاي نرمال كه شاهد انسجام و پيوستگي عاطفي ميان اعضاي خانواده هستيم ، اعضا بر حسب رشته عاطفه به يكديگر متصل و چشم و گوش يكديگر هستند.
اعتمادزاده افزود: در اين نوع خانواده، شاهد حل مشكلات به صورت غيرمحسوس ، سريع و بدون عواقب هستيم.
وي بابيان اينكه نوع ديگر خانواده، خانواده فاعلي است، گفت: در اين نوع خانواده ، پركاري زياد والدين عامل اصلي عدم رسيدگي لازم به فرزندان است.
دكتر اعتمادزاده اظهار داشت : فعاليت شديد پدر به عنوان مهندس ، دكتر و در سطوح مديريتي متعدد و درگيري مادر به عنوان يك مدير يا شاغل در بيرون از منزل ، عامل اصلي توجه ناكافي به فرزندان است.

donsaeid
05-02-2006, 04:57 PM
دكتر اعتمادزاده گفت: در اين نوع خانواده*ها كه با نام نارسا نيز شناخته مي شوند، علم و توانايي*هاي والدين دامن خانواده را نمي*گيرد و رسيدگي به فرزندان پايين تر از توان و ظرفيت والدين است.

وي افزود: در اين خانواده*ها، مادر و پدر به صورت مجزا به حل مشكلات شخصي و كاري خود مي*پردازند و به صورت غيرمستقيم، خودخواهي را به فرزندان آموزش مي*دهند.

اين روانپزشك ادامه داد: اين شرايط و عدم وجود پشتوانه پدري و مادري در خانه، فرزندان را به سمت مشورت و همراهي با دوستان سوق مي*دهد، اين امر گام اول به سوي تباهي است كه آگاهي و پيشگيري در اين مرحله از اهميت خاصي برخوردار است.

در اين رابطه مرد ميانسالي كه در حال حاضر در يكي از كلينيك*هاي درمان اعتياد مراحل نهايي ترك را پشت سر مي*گذارد،گفت: ‪ ۱۸‬ساله بودم كه در دوران خدمت نظام وظيفه به دليل وفور اين مواد معتاد شدم.

وي كه خواست نامش فاش نشود، با بيان اينكه پدرم داراي مدرك فوق ليسانس و مادرم ديپلمه بود، گفت: والدينم اصولا كاري به كار من نداشتند و زماني هم كه از اعتياد من با خبر شدند عكس العمل شديدي نشان ندادند.

او افزود: علت اين برخورد اين بود كه نمي*خواستند از منزل فرار كنم و مرا از دست بدهند.

وي در رابطه با انگيزه*اش براي ترك مواد، گفت: يك روز پدرم در حال خروج از خانه خطاب به من گفت "اگر هنوز ذره*اي غيرت در وجودت باقي است يا ترك كن و يا خودت را خلاص كن".

وي ادامه داد: در همين لحظه بود كه به خود آمدم و تصميم به ترك قطعي مواد گرفتم.

او بابيان اينكه در حال حاضر اطلاع رساني مناسبي از طريق رسانه*هاي گروهي به والدين و جوانان داده مي*شود، گفت: تلاش براي نجات جوانان از دام اعتياد تنها راه پيش روي مسوولين است.

دكتر اعتماد زاده در ادامه سخنان خود تاكيد كرد: تغييرات رفتاري و گفتاري جوانان علامت هشداري براي والدين است كه نمونه*هاي متعددي از جمله تاخير مكرر، فرار از مدرسه و استعمال مواد مشكوك از آن جمله است.

وي افزود: پرخاشگري و عصبانيت زودرس ، انزوا و فرار از اجتماعات و تمايل نداشتن به شركت در مهماني*ها، مكالمات و قرارهاي مشكوك و حتي غير ضروري، برخي مخفي كاري*ها و اعتراض به سووالات مكرر والدين، علاقه شديد به تنهايي، وجود برخي تجهيزات مانند سنجاق سوخته و كاغذ آلومينيوم از جمله مواردي است كه بايد موجبات نگراني والدين را فراهم آورد.

اين روانپزشك بابيان اينكه خانواده مفعولي از ديگر انواع خانواده است كه فرزندانش بيشتر در معرض خطرند، گفت: والدين اين خانواده عمل سازنده*اي انجام نمي*دهند و عكس العمل تنها كاركرد آن است.

وي تاكيد كرد: اين خانواده نيز سرويس دهي لازم به فرزندان را انجام نمي دهد و به تعبيري نظارت لازم را بر فرزندان ندارد و در مواردي اين والدين هستند كه در مشت جوانانند.

اعتمادزاده گفت : اين انسانها ضد اجتماع محسوب مي*شوند و به طبع جوانان خوبي را تحويل جامعه نداده و تنها تعداد افراد آلوده و خلافكار جامعه*را افزايش مي*دهند.

وي در رابطه با نقش دين و اعتقادات ديني در اين رابطه گفت: فردي كه از افكار عالي انساني برخوردار نيست در نتيجه فهم درستي از دين ندارد.

وي اظهارداشت: فهم درست از دين توسط يك انسان كامل موجب ارتقاء دين و كج فهمي افراد نيز در فهم آنان از دين موجب ايجاد شبهات مي*گردد.

در اين رابطه "احمد" جوان معتادي كه پيش از اين در مورد وي خوانديد، گفت: در خانواده ما انجام فرايض ديني به امري دل بخواهي بدل شده بود و هيچ اجبار و حتي آموزشي در اين رابطه وجود نداشت.

وي افزود : حالا مي*فهمم اعتقاد به خدا و توكل بر او چقدر مي*توانست مرا از كشش به سمت خطاها حفظ كند.

دكتر اعتمادزاده با اشاره به تاثير مبناهاي پيوند والدين در تربيت فرزندان ،اظهار داشت: ملاك*هاي انتخاب همسر تاثير مستقيمي در كيفيت زندگي افراد و نحوه تربيت فرزندان دارد.

وي با بيان اينكه ملاك صرف زيبايي ظاهر ، موجب سستي در بنيان خانواده مي شود، گفت: حساسيت در نحوه تربيت ، آموزش در جهت چگونگي برقراري روابط اجتماعي با ديگران و وجود نظم مخصوص در هر خانواده در جلوگيري از ورود جوانان و نوجوانان به انواع آسيب*هاي اجتماعي موثر است.

همچنين رييس يكي از كلينيك*هاي درمان اعتياد در مشهد گفت : خانواده به عنوان يكي از محورهاي اصلي در پيشگيري اوليه و ثانويه است.

دكتر علي رضايي گفت: در صورت وجود بستر مناسب براي طرح مسائل و مشكلات جوانان با والدين ، شرايط براي گرايش جوانان به استفاده از مواد مخدرپديد نخواهد آمد.

وي با بيان اينكه اين موجب ممانعت از ايجاد خلاء*هاي عاطفي و جسمي براي افراد مي*شود، گفت: ارتباط خوب پدر و مادر با فرزندان موجب افزايش اعتماد به نفس فرزندان مي*شود.

دكتر رضايي افزود: آموزش مهارتهاي هفت گانه زندگي درمحيط خانواده و برقراري رابطه دوستانه با فرزندان موجب جلوگيري از بروز عقده*هاي حقارتي در فرد مي*شود.

وي بااشاره به*اينكه ارتباط با دوستان وهمكلاسي*هاي نامطمئن درمقاطع مختلف تحصيلي موجب ايجاد فاكتورهاي خطر براي جوانان مي*شود، اظهار داشت : كنترل نامحسوس دوستان و نزديكان فرزندان مان مهمترين گام در پيشگيري از كشيده شدن آنان به سوي انواع ناهنجاري*ها از جمله موادمخدر است.

دكتر رضايي افزود: والدين بهترين مشاوران فرزندان در امر دوست يابي هستند و چه بهتر كه اين دوستان از خانواده*هاي با فرهنگ و اصيل جامعه انتخاب شوند.

وي تاكيد كرد: غربالگري دوستان ازسوي والدين بايد به صورت نامحسوس باشد تا موجب بدبيني فرزندان و فرار آنان از زير اين كنترل نشود.

رضايي با تاكيد براينكه اكتفاي والدين به پاك نيتي فرزندشان كافي نيست، گفت: تحت هيچ شرايطي پدر و مادر نبايد به قول معروف خاطر جمع باشند بلكه بايد مكررا نظارت و رابطه نزديك خود را با فرزندان حفظ كنند.

وي بابيان اينكه در حال حاضر محيط جامعه آلوده به*انواع خلافهااست، تاكيد كرد: اين توجه والدين به هيچ عنوان نبايد تبديل به وسواس شود و با مشاهده مواردي مانند بي*نظمي شغلي ، قرض مكرر از ديگران و غيره سريعا به يكي*از كلينيك*ها مراجعه كنند و از سلامت فرزند خود اطمينان حاصل كنند.

وي همچنين شناساندن موضع صريح خانواده در برابر مواجهه با اعتياد به فرزندان را يكي از موثرترين راهها در جهت پيشگيري از اعتياد جوانان دانست.

رضايي بابيان اينكه شفاف*سازي والدين بايد در فضايي كاملا دوستانه انجام شود، گفت: اين امر سبب مي*شود كه در صورت ايجاد شرايط سهل مصرف مواد براي جوانان، عاقبت شوم و ناخوشايند را پيش چشم جوان تداعي و مانع از اعتياد شود.

او بابيان اينكه حفظ جايگاه رفيع خانواده و حاكميت والدين بر فرزندان ضرورت دارد ، گفت: پديده فرزندسالاري و تابعيت والدين از خواسته*هاي فرزندان عامل مهمي در خودسر شدن فرزندان و در نهايت انتخاب مسير غلط در زندگي است.

به گفته وي جوانان به دليل نداشتن تجربه و روحيه تاثير پذير و الگو برداري كه دارند بيش از ديگر اقشار جامعه در آماج آسيب*هاي اجتماعي قرار مي گيرند.
<