PDA

View Full Version : Alefba-ye Eshgh


jjbb
05-02-2006, 07:48 AM
صداى گچ روى تخته مى آمد، هنوز تخته سياه سپيد مى شد كه بچه ها يك به يك خواندن را يادگرفتند، بچه ها بزرگ شدند، كتابها را خواندند و نامه ها نوشتند! اما هيچ يك به دست آن تخته نويسى نرسيد كه «الفبا» را ياد داده بود و او پير شد و بازنشسته، اما بالهايى «سپيد» داشت. هنوز تخته هاى سياه را او با «پر»هاى «سپيد» خود سپيد مى كرد.
خواستم بر بوم دل خورشيد نقاشى كنم
نور در نور آمد و دل پرده انوار شد
«شمسى سپيدپر» خيلى طرح دارد. او سالهاست بازنشسته شده ولى هرگز بازنشسته و «خانم معلم ها»ى بازنشسته را در كانونى جمع مى كند تا هنوز در جامعه نوجوان ما معلمى كنند.
او مى گويد من عاشق معلمى بودم؛ ولى پدرم اجازه نمى داد درس بخوانم تا اينكه بالاخره مدرسه اى داير كردم و مشغول كار شدم. در همين حين تمام درسهاى عالم را هم خوانده.
هم معلمى كرده و هم كار و كار و كار.
او مى گويد: در خيابان دولت و اطراف آن هيچ دبيرستان دخترانه اى نبود. به من برمى خورد كه در تمام نواحى اختياريه، رستم آباد، از گل و سوهانك يك دبيرستان براى دختران نباشد. پسرانه بود! ولى دخترانه، نه. فقط يك دبستان عصمت بود. اين بود كه در اين منطقه دبيرستان دخترانه تأسيس كردم. (مدرسه اميدوار - تأسيس ۱۳۴۸)
او مى خندد و در پاسخ به اينكه اينجا در اين كانون زنان بازنشسته چه سنينى عضو هستند، مى گويد: همه ما ۱۴ ساله مانده ايم.
او مى گويد: «من فقط براى خانمها كار مى كنم.»
چرا فقط براى خانمها كار مى كنيد، آقايان را قبول نداريد؟
چرا اتفاقاً خيلى راحت هم مى توانم براى آنها كار كنم و خوب هم در كار با هم كنار مى آييم؛ ولى فكر مى كنم زن جامعه بايد قوى باشد. هم از نظر فكرى، هم روحى و هم جسمى. چون مادر است.
خوب از همان مدرسه شروع كرديد ؟ كار براى خانمها را مى گويم.
نه، يك سال و نيم براى زنان معتاد و دختران بى سرپرست كار كردم. با تأسيس خانه اميد.
طرحهايى كه به ذهن اين معلم بازنشسته مى رسد« مثل شعر است»...
«پوران بهرام» از فعالان اين كانون كه در مدرسه «مجتمع اميدواران» هم كار مى كند از همان دبستان عصمت آمده. او شعر مى گويد. سالهاست و در جلسات ماه به ماه زنان اين كانون شعرهاى خود را مى خواند. خانم «بهرام» مى گويد: مى خواهم تا زنده ام كار كنم و قدم مثبت داشته باشم.
خانم بهرام، مى گويد نه براى پول كسى كار مى كنم و نه مقام ... من هر كارى در كانون از دستم برآيد براى خانمهاى بازنشسته انجام مى دهم. حتى جاروكشى.
او سخت در تدارك سفر اخير خانمهاى معلم است به شيراز...
خانم «سپيدبر» بانى كانون درباره سفرها مى گويد: در سال حدوداً چهار، پنج مسافرت داريم. دوبار خانمها را به مشهد مى بريم. ولى در حال حاضر دنبال خانه اى در مشهد مى گردم كه بازنشستگان را بتوانم در آن اسكان دهم.
او طرحهاى زيادى دارد.
.

jjbb
05-02-2006, 07:48 AM
طرحها از كجا به ذهنتان مى رسد؟
همانطور كه شعر به ذهن انسان الهام مى شود، من هم وقتى درباره جامعه فكر مى كنم خدمتى به جامعه و بشريت در ذهنم شكل مى گيرد.
طرحها را چگونه پرورش مى دهيد؟
اعتقاد خيلى محكمى دارم كه وقتى كسى مى خواهد كار خير كند خدا كمك مى كند؛ همچنان كه تا حالا هم كمك كرده. در پياده كردن اين طرحها هم اسراف نمى كنم. سعى مى كنم هميشه صرفه جويى كنم. با كمترين وقت و سرمايه سعيم اين است كه بهترين را اجرا كنم. در كانون معلمين هم صرفه جويى مى كنيم. الحمدالله تاكنون هم هيچگونه بدهى نداشتيم. با كسى هم براى پرورش طرح هايم مشورت نمى كنم و تنها پشتيبانم را خدا مى دانم. نمى خواهم هيچ وقت بگويم ولى يك سرباز امام زمان (عج) هستم و سعى مى كنم از آن امام مدد بگيرم.
اين همه ذوق و برنامه ريزى و صرفه جويى را از كجا يادگرفتيد؟
اين لطف شماست. ولى خودم يافته ام كه نبايد نيازى به كسى داشته باشم و در مغزم هيچ وقت نياز احساس نكرده ام؛ تنها نيازم خدمت به مردم است.
از بچگى هم همين روحيه را داشتيد؟
بله از بچگى هم فكر مى كردم بايد كمك كنم.
چند تاخواهر وبرادر بوديد؟
۹ تا
يك معلم چطور بايد طرح و برنامه داشتن را به بچه ها ياد بدهد؟
درست است كه معلم ها در طول سال كتاب را بايد به دانش آموزان ياد بدهند؛ ولى در درجه اول آموزش زندگى مهم است. در هر قدم كلام و نگاهش معلم بايد آموزش زندگى بدهد. من فكر مى كنم معلم حتى در پوشش خود پيام زندگى مى دهد. در كلامش، وقت شناسى او ملاك است.
او سه تكه شيشه مثلثى شكل نقاشى شده را روى ديوار اتاقش نشان مى دهد و مى گويد: اين را يكى از دانش آموزانم براى روز معلم آورده. ما اينجا به دانش آموزانمان ياد مى دهيم كه از دورريختنى ها و اشياى ظاهراً بى ارزش خانه هديه درست كنند. صرفه جويى را بچه ها از «معلم» ياد مى گيرند.
مدرسه اى به ما زنگ زد و گفت يك مقدار لباس براى بچه هاى نيازمند بياوريد. من به شاگردانمان گفتم هر چه تكه پارچه در خانه داريد بياورد. پارچه ها را آماده كرديم و به وسيله سه چرخ خياطى و گروهى از خانمهاى با سليقه از همان تكه پارچه ها، لباسهاى زيبايى دوخته و هديه شد. بچه ها با ديدن اين لباسها باور نمى كردند همان پارچه هاى دورريختنى خانه هايشان به اين زيبايى دوخته شد.
من به آنها گفته بودم: ببينيد مى شود بچه اى را با اين پارچه ها خوشحال كرد؟ و با صرفه جويى تعداد زيادى كودك منتظر خوشحال شدند و البته تعدادى سيسمونى هم تهيه نشد.
خيلى كارها مثل صرفه جويى را معلم مى تواند به همين شكل غيرمستقيم به شاگردان خود ياد دهد. اينها درسهاى زندگى است.
شرايط ثبت نام خانمها در كانون معلمان بازنشسته چيست؟
هيچ شرايطى ندارد. فقط بايد بازنشسته آموزش و پرورش باشند و بانو.
درحال حاضر چند نفر عضو داريد؟
دقيقاً نمى توانم بگويم. مجموعاً ۲۰۰ نفر هستند كه مراجعه دقيق و دائمى دارند. ولى در اين هفت، هشت سالى كه ما كانون را داير كرديم بعضى فقط يكبار ثبت نام مى كنند، يكبار مى آيند و مى روند.
۲۰۰ نفرى كه آمدند چگونه مطلع شدند؟
گوش به گوش به يكديگر خبر مى دهند. درمجموع وقتى دولت به بازنشستگان وام مى دهد، آنها به كانونها مراجعه مى كنند. مجرى وام دولت، كانونها هستند. ما در مدرسه اميدوار ۸۰ تا معلم داشتيم كه به كانون آمدند و به دوستانشان هم خبر دادند.
آموزش و پرورش چند تا كانون دارد؟
نخستين كانون ما بوديم، همزمان با ما سال ،۷۵ كانون كشورى هم تأسيس شد و فعلاً يك استانى ديگر مربوط به آقايان هم هست كه آقاى اكبرى مسؤول آن هستند و يك كانون ديگر هم مربوط به بازنشستگان آموزش و پرورش استثنايى است. ما هم مربوط به استان تهران هستيم.
براى خانمهاى عضو چه فعاليتى داريد؟
همه گونه فعاليتى مقدور است. فكر مى كنم از هر نكته اى كه انسان در اطراف خود مى بيند مى تواند برنامه و فعاليتى طراحى كند ولى ما فعلاً جلسات ماهانه اى داريم كه با شركت اعضا، برنامه مثنوى (به وسيله خانم الهى قمشه اى از بانيان كانون)، قرآن، شعر، روانشناسى و... تدارك ديده ايم. در همين اتاق و فضاى كوچك مى توانيم همه گونه طرحى اجرا كنيم.
خانم هاى معلم بازنشسته چه فعاليت هايى مى توانند در سطح استان انجام دهند؟
مؤسسه ما آمادگى دارد با شهردارى براى بهداشت شهر همكارى كند. از وجود بانوان آموزش و پرورش تمام مؤسسات با هرگونه فعاليت آموزشى، بهداشتى، روانشناسى و... مى توانند كمك بگيرند. چون ايشان با جوانها كاركرده اند و روحيه جوانى دارند.
با شهردارى چطور همكارى داريد؟
يكى از خانمهاى منطقه سه شهردارى دو، سه مرتبه به كانون آمدند و با هم ارتباط داريم. من طرحى براى آموزش بهداشت نانوايى ها در سطح شهر دارم و همچنين اگر يكى از فرهنگسراها غرفه اى به من بدهند، برنامه اى با هزينه كم براى جوانان پياده مى كنم. فقط يك غرفه كوچك لازم دارم. ما فقط به جوانها آموزش مى دهيم و آنها طرح را پياده مى كنند.
نامه هم به شهردارى داده ايد؟
نه، ما ارتباط حضورى با روابط عمومى شهردارى داشتيم. نامه ننوشتم.
چطور فكر تأسيس كانون به ذهنتان رسيد؟
وقتى بازنشسته شدم ديدم ما نبايد بنشينيم توى خانه. به ذهنم رسيد كانونهاى بازنشستگان را آقايان در دست دارند. (بقيه وزارتخانه ها، نه آموزش _ پرورش) چرا ما خانمها نبايد كانون داشته باشيم. سال ۷۵ شروع به كار كردم. البته همزمان با ما آقاى نخعى هم پروانه كانون كشورى را گرفتند. ما زودتر از آنها البته تقاضا داده بوديم. سال اول كارمان سازمان بازنشستگان وام داد كه گروهى از اين طريق مراجعه كردند.
همان موقع مدرسه را هم داشتيد؟
همزمان تقاضا داده بودم. (براى مدرسه راهنمايى و دبيرستان دخترانه)؛ ولى در مدرسه زودتر مشغول شدم.
خانم هاى عضو كانون در مدرسه هم فعاليت مى كنند؟
بله، بعضى عضو هيأت امنا هستند. مثل خانم پوران بهرام، خانم الهى قمشه اى و همينطور همكارى داشتيم به نام خانم طهماسبى كه مدتى پيش به من گفتند سفر خارج از كشور دارند. ديگر از ايشان خبرى نداشتم تا شنيدم در بيمارستان بسترى هستند. ايشان چندى پيش فوت كردند. خانم طهماسبى بهترين معلم زبان بود كه هم در مدرسه و هم در كانون همكارى مى كرد و پيش از رفتنش جانشين خودش را هم معين كرده بود.
چه سنينى در كانون عضو هستند؟
ما عضويتمان براساس سن نيست. براساس بازنشستگى است؛ ولى خانم ۴۵ ساله هم داريم.
خانم هايى كه عضو كانونند اكثراً سالمند هستند؛ ولى شما گفتيد در همه گونه فعاليتى مؤسسات مى توانند از وجودشان استفاده كنند، يعنى خانم هاى بازنشسته مثلاً در يك بيمارستان كار پرستارى يا آموزش انجام دهند؟
كارها فقط خدماتى نيست. مى تواند فكرى باشد و يا يك بيمار شايد فقط به يك همدل يا هم صحبت نياز داشته باشد. اين، كارى است كه خانم هاى معلم بازنشسته خيلى خوب مى توانند انجام دهند.
ما براى سفرهايى كه داريم ممكن است مثلاً خانمى خانه يا ويلايى در منطقه اى از ايران داشته باشد و بتواند در اختيار خانم هاى ديگر بگذارد.
در بهداشت شهر چه اثرى دارند؟
بهداشت نخستين چيزى است كه در يك شهر مهم است. مثلاً بهداشت نانوايى ها را خانم هاى معلم مى توانند كنترل كنند.
يعنى خانم ها آموزش بدهند؟
خود خانم ها مى توانند اين را انتخاب كنند. ببينيد نان وارد همه خانه ها مى شود و چقدر ميكروب به همين وسيله به خانه ها مى آيد. معلم هاى بازنشسته بهترين كسانى هستند كه در يك طرح منسجم مى توانند بهداشت نانوايى را كنترل كنند.
تا حالا شده بيمار شويد و نتوانيد سركار بياييد؟
نه به آن معنا، فقط يك بار به دليل سردرد شديد يك هفته در بيمارستان بسترى شدم.
شاگردانتان هم به عيادتتان آمدند؟
دوست ندارم كسى مرا در بيمارى ببيند. بيمارى مال خودم است و سلامتيم مال همه.
در آن ايام بسترى هم همين اميدوارى را داشتيد؟
بله، برايم مهم نبود. مى گفتم دوباره خوب مى شوم و برمى گردم سركار.
خانم هاى بازنشسته چطور مى توانند اينجا فعال باشند؟
ببينيد، من دو سه طرح دارم.
يكى از آنها كشاورزى بود. خانمى كه در كشاورزى خيلى وارد بود قرار بود باغى در اختيار خانم ها بگذارد و ايشان در اين كار به كشاورزى كشور كمك كنند.
كارها و خدمت هاى زيادى هست كه حضور در كانون را هم نياز ندارد. خانمها براساس منطقه خود مى توانند درآن طرح فعال باشند. دلم مى خواهد كارگاه درست كنم و ضمناً كارى براى خانواده كودكان استثنايى انجام دهم.
يعنى مؤسساتى داير شود كه افراد بازنشسته اى مثل ما با آن مؤسسات براى نگهدارى كودكان با خانواده ها همكارى كنند. يعنى پدر و مادرها مكانى مطمئن داشته باشند كه بتوانند يكى دو روز در هفته بچه ها را به اين مكانها بسپارند و آزاد، سرحال و خوش باشند. بايد كارى كنيم كه اين خانواده ها راحت زندگى كنند.
من در كشور اتريش ديدم هركدام از بچه هاى استثنايى يك اتاق دراختيار داشتند. ما هم مى توانيم چنين كارى كنيم. هم كودكان را يك هفته نگهدارى كنند و هم به پدر و مادرها تعليم دهند.
اين، كار خانم هاى بازنشسته و خانم هاى معلم است.
خانم هايى كه مى آيند چه انتظار و توقعى دارند؟
يا مشكل بيمارى دارند يا جهيزيه براى دخترانشان مى خواهند و يا وام براى عروسى پسرانشان و...
آنها خيلى مشكل مالى دارند.
چه توقعى از جامعه دارند؟
توقعى ندارند. ولى خيلى هايشان به عنوان مددكار مى توانند مفيد واقع شوند. طرحى هم دراين باره داشتم كه قانون جلويش را گرفته.
چه طرحى؟
قانون جلويش را گرفته. گفتنش فايده اى ندارد

rfhr918
05-02-2006, 12:27 PM
eeee jjbb jun man in madrese omidvaro didam akhey in khanoome tasisesh karde?too meydune ekhtiariast dar tehran

jjbb
05-06-2006, 03:57 PM
vaghti ke beram iran hatman ye sari miram onjaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaa
kheili sadeghaneh zahmat mikeshannnnnnnnnnnnnnnnn

BehnazNaNaz
08-21-2006, 02:27 PM
kheili jaleb bood
baiad madreseie khoobi bashe