چگونه می توانیم حکومت اسلامی را از میهنمان برچینیم؟ ناصر مستشار
-- مادامیکه داد ه های رژیم اسلامی رادر افکار وذهنیت خود سرنگون ننمائیم ،نمی توانیم آن سرنگونی را در عینیت مشاهده نمائیم.عجز ما در مبارزه با رژیم اسلامی از آنجا آغاز می شود که هنوز همچون آن شخص معتاد که به افیون گرفتار آمده به افسون های شعار های اسلامی وبه ظاهر ملی دل بسته وهمسو مانده باشیم.
- - مادامیکه با رژیم اسلامی در همه ابعاد دست به تخلیه فکری نزنیم واز نحله های فکری اسلامی وبه ظاهر فریبنده ملی فاصله نگیریم وهمچنان در غرقاب اندیشه های دهه های گذشته بسر ببریم این حکومت سرنگون نخواهد شد.
-- مادامیکه روشنفکر ایرانی تجربه تلخ اعمال گذشته اش را براستی نچشیده و راه درست را انتخاب نکند واندیشه علمی را بکار نبندد وهمچنان بدنبال شعار های پوشالی ضد امپریالیستی بدود(اگر مبارزه ضد امپریالیستی صحیح است ،چرابا احمدی نژاد ضدامپریالیست به وحدت نمی رسیم) ، حکومت فعلی اورا فریب خواهد داد. ملت ما براساس قوانین شناخته شده بین المللی خواهان زندگی مسالمت آمیز با دیگر ملتها و زندگی صلح آمیز می باشد. حفظ واجرای قوانین حقوق بشر مبنای حرکت جامعه به سوی حکومت قانون می باشد.
-- مادامیکه براحساسات خود غلبه نکنیم وخردورزی را در انتخاب راه برنگزینیم، بازهم گرفتار همین رژیم خواهیم ماند. تداخل شعارها وبحث های نامربوط که به مرحله کنونی جنبش ما ضرر می رساند باید جلوگیری کرد، شعارهای متفرق وبی سامان خود عاملی خواهد بود که همچنان به دور خود گردش کنیم.تضاد جامعه ما از دیر باز با استبداد سلطنتی ودینی بوده است. سلطنت برسرکارنیست ،بلکه استبداد دینی که صد چندان از دیگر استبدادها که غیر قابل تحمل تر است اینک بر سر کار است.برای سرنگونی استبداد دینی باید متحد شد واز خواسته های درازمدت صرف نظر کرد.اگر روزگاری همه جهان به خواست ملتها به نظام سوسیالیستی انسانی روی بیاورند ملت ماهم یکی از آن ملتها خواهد بود، ولی فعلا ما نمی توانیم بخاطر آن شعارها ی تاریخی متعلق به آینده از آزادی و دمکراسی صرف نظر نمائیم! تفرقه در حال حاضر آفت جنبش روشنگری می باشد،در همین راستا رژیم اسلامی به خود زحمت نمی دهد تا میان گروه های سیاسی اختلا ف ایجاد کند چون در میان خود سازمان های سیاسی نیروی تفرقه افکن آنچنان بسیار است که پیشا پیش به جای رژیم همه نیات پلید حکومت اسلامی را برآورده می سازند.این نیروها از شکل گیری هر گونه اتحاد جلوگیری می نمایند ، مگر اینکه خود در محور هر اتحادی قرار بگیرند .
-- مادامیکه از خویشاوندی فکری نا خود آگاه خود با حکومت گران فعلی دست برنداریم ،ناچارا سرمان با رهبران اسلامی در یک آخور خواهد ماند.اگر روزگاری وحدت همه باهم باعث سرنگونی شاه گردید ، اما همان همه باهم نمی تواند باعث انهدام میهن گردد.برای نجات میهن می توان نظام ضد ملی را تنها گذاشت.
-- ملایان توانستند هشت سال مردم را در جنگ ایران وعراق به شکل جنون آمیز بکار بگیرند، اینک سودای براه انداختن جنگ دیگر می باشند تا بر عمر ننگین خود بیافزایند.باید به ارتجاعی بودن جنگ اعتقاد داشت تا پذیرای آن نبود ،اما ملایان بارها گفته اند که "جنگ برکت الهی است" !! اگر رژیم به استقبال جنگ می رود ،ما نباید خود را گرفتار فریب های ضد ملی نمائیم.شعار مرگ برجنگ ، مرگ بر رژیم اسلامی ، زنده باد آزادی وصلح را باید سرلوحه برنامه های خویش سازیم.
-- مادامیکه به شعار انرژی اتمی (بخوانید بمب اتمی اسلامی) حق مسلم ماست، همچون پایوران حکومت باور داشته باشیم ،نمی توانیم خود را از این رژیم جدا بدانیم .در هیچ نقطه سیاسی نمی توان بارژیم مشترک بود، چراکه ملایان از کوچکترین فصول مشترک هم برای ماندن در اریکه قدرت استفاده می جویند.بیهوده نیست وقتی دکتر ابراهیم یزدی می گوید: روحانیت با گروگان گیری سفارت امریکا، کمونیست هارا فریب داد.پس معلوم می شود روحانیت فریب کار است و ملی نمی باشد.روحانیتی که بر روی صندلی نشستن را حرام می دانست وباهمه جلوه های غربی مخالف است ، چرا وچگونه به یکباره فریفته بدست آوردن انرژی اتمی ساخت غرب شده است.اساسا کمبود انرژی تا کنون گزارش نشده بود و همواره رژیم ایران به همسایگان خود نیروی الکتریسته فروخته است ،اما ایران به همان اندازه وارد کننده بنزین می باشد.چرا ملایان به فکر ساختن پالایشگاه نیستند این در حالیست که ایران چهارمین تولید کننده نفت جهان است و ایران بجای خریدن بنزین می توانست به بزرگترین فروشنده بنزین منطقه وجهان تبدیل گردد!!
-- مادامیکه به اتفاقات ارتجاعی و خطا های ملی سال 1357 به سیاق وگفته روحانیون از لفظ" انقلاب شکوهمند" استفاده نمائیم ، پس معلوم می شود هنوز با روحانیون مخرج مشترک داریم ومی توان آماج های دیرینه ضد سلطنتی را با یک دیگر جشن گرفت.براستی رهبری انقلاب ارتجاعی واسلامی در دست کدام نیروی سیاسی بود؟آیا به غیر از روحانیون کسان دیگر جزء کادر رهبری بوده اند.تمام انقلاب از شعارهای اسلامی ریشه می گرفت و با مناسبت های مذهبی همچون برگذازی چهلم ها وماه رمضان وماه محرم وتاسوعا وعاشورا وخون وشهادت وغیره در هم آمیخته بود.اساسا ستاد انقلاب در مساجد بود و طبیعی بود که برروی منابر هم روحانیون نطق می کردند نه کمونیستها ونه رهبران جبهه ملی ونه دانشجویان ونه کارگران وزحمتکشان!! روشنفکر ایرانی هنوز با لجات خاصی از قبول واقعیات فوق سر باز می زند تا شاید اتوریته خود را در میان مردم از دست ندهد.نسلی که در انقلاب ارتجاعی شرکت فعال داشت هنوز زنده است و هنوز صدمات تلخ آنرا می چشد و رویا های ( چه می خواستیم وچه شد بر سرش می کوبد)!! همان موقع که انقلاب 57 بوی ارتجاعی و مذهبی به مشام ما گرفت ، می بایستی نیروهای غیراسلامی آنرا در نیمه راه رها می ساختند.شاید آن انقلاب اسلامی شکست می خورد ، اما عطش پیروزی و به قدرت ر سیدن ملایان به واقعیت نمی پیوست.هنوز بعضی از نیروهای جبهه ملی اظهار می دارند که خمینی در پاریس به همگان قول داده بود پس از سرنگونی شاه واعلام جمهوری اسلامی به شهر قم خواهد رفت.سئوال اساسی در اینجاست آیا شهر قم در ایران در نزدیکی تهران است یانه؟آیا از شهر قم نمی توان حکومت اسلامی را هدایت و زیر نظر داشت؟ دولت موقت مهندس بازرگان هر هفته در قم بود و بخش های مذهبی مردم ایران به همراه روحانیون ارشد دسته دسته به شهر قم هجوم می آوردند تا صورت امام مبارک را که در ماه دیده شده بود را زیارت نمایند.همچنانکه هم اینک شهر قم وجمکران و تبلیغات افیونی وارتجاعی مذهب شیعه در کانون مسائل ایران نقش بازی می کند!!سئوال اساسی در اینجاست ، اگر دکتر محمد مصدق بعنوان یک رهبرفرهمند وسکولار زنده می ماند،آیا در انقلاب اسلامی به رهبری روحانیون شرکت می کرد یانه؟ علیرغم اینکه سلطنت طلبان ضد قانون اساسی مصوبه مشروطیت علیه دکتر مصدق مشروطه خواه وقانون مدار کودتا کرده بودند ، مطمئا ایشان بخاطر کینه جوئی وتلافی کودتای 28 مرداد با روحانیون به ائتلاف نمی رسید ،چراکه او بطور واقعی سکولار بود واعتقاد داشت که همه قوانین از طریق مجلس ورای مردم صورت می پذیرد نه از قدرت الله که روحانیون تفسیر گر آن باشند
-- مادامیکه داد ه های رژیم اسلامی رادر افکار وذهنیت خود سرنگون ننمائیم ،نمی توانیم آن سرنگونی را در عینیت مشاهده نمائیم.عجز ما در مبارزه با رژیم اسلامی از آنجا آغاز می شود که هنوز همچون آن شخص معتاد که به افیون گرفتار آمده به افسون های شعار های اسلامی وبه ظاهر ملی دل بسته وهمسو مانده باشیم.
- - مادامیکه با رژیم اسلامی در همه ابعاد دست به تخلیه فکری نزنیم واز نحله های فکری اسلامی وبه ظاهر فریبنده ملی فاصله نگیریم وهمچنان در غرقاب اندیشه های دهه های گذشته بسر ببریم این حکومت سرنگون نخواهد شد.
-- مادامیکه روشنفکر ایرانی تجربه تلخ اعمال گذشته اش را براستی نچشیده و راه درست را انتخاب نکند واندیشه علمی را بکار نبندد وهمچنان بدنبال شعار های پوشالی ضد امپریالیستی بدود(اگر مبارزه ضد امپریالیستی صحیح است ،چرابا احمدی نژاد ضدامپریالیست به وحدت نمی رسیم) ، حکومت فعلی اورا فریب خواهد داد. ملت ما براساس قوانین شناخته شده بین المللی خواهان زندگی مسالمت آمیز با دیگر ملتها و زندگی صلح آمیز می باشد. حفظ واجرای قوانین حقوق بشر مبنای حرکت جامعه به سوی حکومت قانون می باشد.
-- مادامیکه براحساسات خود غلبه نکنیم وخردورزی را در انتخاب راه برنگزینیم، بازهم گرفتار همین رژیم خواهیم ماند. تداخل شعارها وبحث های نامربوط که به مرحله کنونی جنبش ما ضرر می رساند باید جلوگیری کرد، شعارهای متفرق وبی سامان خود عاملی خواهد بود که همچنان به دور خود گردش کنیم.تضاد جامعه ما از دیر باز با استبداد سلطنتی ودینی بوده است. سلطنت برسرکارنیست ،بلکه استبداد دینی که صد چندان از دیگر استبدادها که غیر قابل تحمل تر است اینک بر سر کار است.برای سرنگونی استبداد دینی باید متحد شد واز خواسته های درازمدت صرف نظر کرد.اگر روزگاری همه جهان به خواست ملتها به نظام سوسیالیستی انسانی روی بیاورند ملت ماهم یکی از آن ملتها خواهد بود، ولی فعلا ما نمی توانیم بخاطر آن شعارها ی تاریخی متعلق به آینده از آزادی و دمکراسی صرف نظر نمائیم! تفرقه در حال حاضر آفت جنبش روشنگری می باشد،در همین راستا رژیم اسلامی به خود زحمت نمی دهد تا میان گروه های سیاسی اختلا ف ایجاد کند چون در میان خود سازمان های سیاسی نیروی تفرقه افکن آنچنان بسیار است که پیشا پیش به جای رژیم همه نیات پلید حکومت اسلامی را برآورده می سازند.این نیروها از شکل گیری هر گونه اتحاد جلوگیری می نمایند ، مگر اینکه خود در محور هر اتحادی قرار بگیرند .
-- مادامیکه از خویشاوندی فکری نا خود آگاه خود با حکومت گران فعلی دست برنداریم ،ناچارا سرمان با رهبران اسلامی در یک آخور خواهد ماند.اگر روزگاری وحدت همه باهم باعث سرنگونی شاه گردید ، اما همان همه باهم نمی تواند باعث انهدام میهن گردد.برای نجات میهن می توان نظام ضد ملی را تنها گذاشت.
-- ملایان توانستند هشت سال مردم را در جنگ ایران وعراق به شکل جنون آمیز بکار بگیرند، اینک سودای براه انداختن جنگ دیگر می باشند تا بر عمر ننگین خود بیافزایند.باید به ارتجاعی بودن جنگ اعتقاد داشت تا پذیرای آن نبود ،اما ملایان بارها گفته اند که "جنگ برکت الهی است" !! اگر رژیم به استقبال جنگ می رود ،ما نباید خود را گرفتار فریب های ضد ملی نمائیم.شعار مرگ برجنگ ، مرگ بر رژیم اسلامی ، زنده باد آزادی وصلح را باید سرلوحه برنامه های خویش سازیم.
-- مادامیکه به شعار انرژی اتمی (بخوانید بمب اتمی اسلامی) حق مسلم ماست، همچون پایوران حکومت باور داشته باشیم ،نمی توانیم خود را از این رژیم جدا بدانیم .در هیچ نقطه سیاسی نمی توان بارژیم مشترک بود، چراکه ملایان از کوچکترین فصول مشترک هم برای ماندن در اریکه قدرت استفاده می جویند.بیهوده نیست وقتی دکتر ابراهیم یزدی می گوید: روحانیت با گروگان گیری سفارت امریکا، کمونیست هارا فریب داد.پس معلوم می شود روحانیت فریب کار است و ملی نمی باشد.روحانیتی که بر روی صندلی نشستن را حرام می دانست وباهمه جلوه های غربی مخالف است ، چرا وچگونه به یکباره فریفته بدست آوردن انرژی اتمی ساخت غرب شده است.اساسا کمبود انرژی تا کنون گزارش نشده بود و همواره رژیم ایران به همسایگان خود نیروی الکتریسته فروخته است ،اما ایران به همان اندازه وارد کننده بنزین می باشد.چرا ملایان به فکر ساختن پالایشگاه نیستند این در حالیست که ایران چهارمین تولید کننده نفت جهان است و ایران بجای خریدن بنزین می توانست به بزرگترین فروشنده بنزین منطقه وجهان تبدیل گردد!!
-- مادامیکه به اتفاقات ارتجاعی و خطا های ملی سال 1357 به سیاق وگفته روحانیون از لفظ" انقلاب شکوهمند" استفاده نمائیم ، پس معلوم می شود هنوز با روحانیون مخرج مشترک داریم ومی توان آماج های دیرینه ضد سلطنتی را با یک دیگر جشن گرفت.براستی رهبری انقلاب ارتجاعی واسلامی در دست کدام نیروی سیاسی بود؟آیا به غیر از روحانیون کسان دیگر جزء کادر رهبری بوده اند.تمام انقلاب از شعارهای اسلامی ریشه می گرفت و با مناسبت های مذهبی همچون برگذازی چهلم ها وماه رمضان وماه محرم وتاسوعا وعاشورا وخون وشهادت وغیره در هم آمیخته بود.اساسا ستاد انقلاب در مساجد بود و طبیعی بود که برروی منابر هم روحانیون نطق می کردند نه کمونیستها ونه رهبران جبهه ملی ونه دانشجویان ونه کارگران وزحمتکشان!! روشنفکر ایرانی هنوز با لجات خاصی از قبول واقعیات فوق سر باز می زند تا شاید اتوریته خود را در میان مردم از دست ندهد.نسلی که در انقلاب ارتجاعی شرکت فعال داشت هنوز زنده است و هنوز صدمات تلخ آنرا می چشد و رویا های ( چه می خواستیم وچه شد بر سرش می کوبد)!! همان موقع که انقلاب 57 بوی ارتجاعی و مذهبی به مشام ما گرفت ، می بایستی نیروهای غیراسلامی آنرا در نیمه راه رها می ساختند.شاید آن انقلاب اسلامی شکست می خورد ، اما عطش پیروزی و به قدرت ر سیدن ملایان به واقعیت نمی پیوست.هنوز بعضی از نیروهای جبهه ملی اظهار می دارند که خمینی در پاریس به همگان قول داده بود پس از سرنگونی شاه واعلام جمهوری اسلامی به شهر قم خواهد رفت.سئوال اساسی در اینجاست آیا شهر قم در ایران در نزدیکی تهران است یانه؟آیا از شهر قم نمی توان حکومت اسلامی را هدایت و زیر نظر داشت؟ دولت موقت مهندس بازرگان هر هفته در قم بود و بخش های مذهبی مردم ایران به همراه روحانیون ارشد دسته دسته به شهر قم هجوم می آوردند تا صورت امام مبارک را که در ماه دیده شده بود را زیارت نمایند.همچنانکه هم اینک شهر قم وجمکران و تبلیغات افیونی وارتجاعی مذهب شیعه در کانون مسائل ایران نقش بازی می کند!!سئوال اساسی در اینجاست ، اگر دکتر محمد مصدق بعنوان یک رهبرفرهمند وسکولار زنده می ماند،آیا در انقلاب اسلامی به رهبری روحانیون شرکت می کرد یانه؟ علیرغم اینکه سلطنت طلبان ضد قانون اساسی مصوبه مشروطیت علیه دکتر مصدق مشروطه خواه وقانون مدار کودتا کرده بودند ، مطمئا ایشان بخاطر کینه جوئی وتلافی کودتای 28 مرداد با روحانیون به ائتلاف نمی رسید ،چراکه او بطور واقعی سکولار بود واعتقاد داشت که همه قوانین از طریق مجلس ورای مردم صورت می پذیرد نه از قدرت الله که روحانیون تفسیر گر آن باشند

Comment