Announcement

Collapse
No announcement yet.

A report from the perespolis coach[farsi]

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • A report from the perespolis coach[farsi]

    آرى هان: اگر روز خوبتان باشد

    اولين بارى كه نام آرى هان براى ايرانى ها جدى شد، بازى هاى جام جهانى ۷۸ بود و ديدار ايران و هلند. خودتان از آن بازى چيزى يادتان هست؟يعنى اصلاً قبل از بازى ها روى ايران حساب نكرده بوديد؟هيچ تصويرى از آن بازى در ذهنتان مانده؟على پروين را در آن بازى به خاطر مى آوريد؟
    ما چون هلند بوديم و به نظر خودمان بهترين فوتبال دنيا را بازى مى كرديم، به حريف نگاه نمى كرديم، حتى به اسكاتلند، حتى به پرو. ما در دور اول اصلاً به خودمان فشار نياورديم و قدرتمان را گذاشتيم براى دور بعد. اين قدر برايم جالب بود در برنامه نود، بازيكنان قديمى ايران را مى ديدم كه پير شده اند كه نگو. على پروين را هم در همين برنامه بازى هايش را ديدم كه دو سه تا نفوذ خيلى خوب كرد و چند تا سانتر خوب داشت كه يكى دو تايش تبديل به گل شد. فكر نمى كردم او بازيكن سريعى بوده باشد. الان بعيد است بتواند اين جورى استارت بزند. مثل خودم.
    ما قبل از بازى كه وارد زمين شديم احساس مى كرديم (نمى خواهم كلمه ترس را به كار ببرم) اينها از ما حساب مى برند، در برنامه نود كه صحبت هاى بازيكنان قديمى ايران را گوش مى كردم تازه فهميدم كه اينها چقدر از ما ترسيده بودند.
    اولين بار سفير ايران در بن آمد با من صحبت كرد. حرف هايى كه درباره ايران مى زدند خيلى خوب بود. اما از بن پايم را كه گذاشتم ايران ديدم همه آن وعده ها و تعريف ها روز به روز دارد ضعيف تر مى شود. چيزى كه خيلى من را ناراحت كرد، اين بود كه آمدم ايران ديدم برايم ويزا نگرفته اند. آن وقت بود كه گفتم وقتى فدراسيون يك كشورى نتواند براى يك مربى ويزا بگيرد، من بايد بروم. بعدها ديدم كه امكانات لازم هم براى كاركردن من وجود ندارد پس ترجيح دادم كه بروم.

    يادم نمى آيد اصلاً.
    به نظر شما ايران به چند مربى از جنس آرى هان نيازمند است؟
    مهمترين چيزى كه يك مربى مجاب مى شود بيايد در ايران كار كند اين است كه كسى در كارش دخالت نكند. متاسفانه اكثر مربيانى كه تا حالا آمده اند سفارش پذير بوده اند درحالى كه بايد كار خودشان را مى كردند و به حرف كسى گوش نمى دادند. در مورد سئوال شما بايد بگويم كه در ايران مربيان خوبى هستند. اگر نباشند بازيكنان خوب تربيت نمى شوند. به نظرم به جاى آوردن مربى خارجى بايد در تربيت مربى ايرانى كوشيد و آنها را به كلاس هاى خارجى فرستاد و آنها را با علم روز فوتبال آشنا كرد.
    تى دوباره مى خواستيد به ايران بياييد، نترسيديد كه آن اتفاقات دوباره بيفتد؟ با كسى هم مشورت كرديد؟ در اين مدت، در ايران تيمى بود كه شما را تحت تاثير قرار داده باشد؟ يعنى هيچ كدام براى بازى شان استراتژى نداشتند؟پس در اين مدت فقط از عملكرد صبا خوشتان آمده؟ چند سال طول مى كشد كه يك باشگاهى مثل پرسپوليس به باشگاهى مثل آژاكس تبديل شود؟ آمدن شما به پرسپوليس ماجراجويى نبود؟ هدف تان فقط قهرمانى است؟ براى قهرمان شدن متد كارى رايكارد را مى پسنديد يا مورينيو را؟
    من صددرصد متد كارى رايكارد را مى پسندم چون رايكارد فوتبال بازى مى كند، اما مورينيو فوتبال را به عنوان كار مى بيند. مورينيو فوتباليست نبوده، اما رايكارد فوتباليست بوده. فوتباليست دوست دارد كه فوتبال بازى كند. اما مورينيو مى خواهد هميشه ببرد حتى اگر بد هم بازى كند، دوست دارد كه برنده باشد. به فوتبال مثل كار نگاه مى كند اما رايكارد اين جورى فكر نمى كند

    فلسفه شما در مربيگرى چيست؟شما خودتان در بازى استقلال و پرسپوليس با روش دفاع- ضد حمله بازى نمى كرديد؟پس بايد براى نتيجه بازى كنيد...خب، اين كه شما در ايران فقط به نتيجه گرفتن فكر مى كنيد همان تفكر مورينيو است نيست؟براى شما زيبا بازى كردن بيشتر اهميت دارد يا نتيجه گرفتن؟



    MAHSA














    [/CENTER]

  • #2

    براى زيبا بازى كردن، اولين كارى كه بايد انجام دهيد چيست؟
    اولين هدف من اين است كه به بازيكنانم بياموزم چگونه بدوند و چگونه فوتبال بازى كنند تو زمين. هنوز بازيكنان من ياد نگرفته اند كه چگونه توپ را در زمين بدوانند. بايد كم كم اصول تاكتيكى را يادشان بدهم. مى دانيد كه در ايران حركات فردى زياد انجام مى شود و اين به ضرر فوتبال ايران است. متاسفانه طرفداران هم حركات فردى را دوست دارند، اما در اختيار تيم بودن مهم تر است. هرچقدر تيم قوى تر باشد، بازيكن ستاره ديگر به چشم نمى آيد. براى اينكه بشود در فوتبال موفق شد بايد حتى بازيكن ذخيره هم از كلاس خاصى برخوردار باشد.
    •در مربيگرى تحت تاثير چه كسى هستيد؟شانسى كه خدا به من داده اين بوده كه با مربيان خيلى بزرگى كار كرده ام. اوايل كارم با رينوس ميشل بود. متد هايش عالى بود، به من شخصيت داد، به من گفت كه چگونه بايد با مردم برخوردكنم. اشتفان كواچ يك مربى احساسى بود، اما به ما ياد داد كه چگونه تحت فشار حريف فوتبال خوب بازى كنيم.
    او از نظر تاكتيكى يك مربى فوق العاده بود و درباره اش مى گفتند كه روباه است. پس از او با ارنست هاپل كار كردم. از هاپل ياد گرفته ام كه چگونه برخورد كنم. نگاه كردن به بازيكنان حريف، نشستن، برخاستن، را از او آموختم. وقتى با او بوديم مطمئن بوديم كه نمى بازيم. بعدش هم با ايويچ آشنا شدم.
    ايويچ مثل مورينيو بود چون خودش فوتباليست نبوده، اما با سيستم و تاكتيك مى توانست موفق باشد. چيز هاى خوبى هم از او ياد گرفتم. شانس آوردم كه اينها به ترتيب مربى من شدند. در زندگى هم سعى كردم به آن چيزهايى كه ياد گرفته ام، عمل كنم.
    • در هلند شما چه لقبى داريد؟من خيلى اسم و لقب دارم. من اصلاً معروف هستم كه زير بار حرف زور نمى روم و ياغى ام.
    اما در مربيگرى نمى شود ياغى بود، نمى شود با بازيكنان آن جورى برخورد كرد، چون به آنان وابسته اى. پس بايد كمى زيرك بود. من اصولاً با رسانه ها خوب تا مى كنم. من اولين مربى اى بودم كه به عنوان يك آژاكسى رفتم فاينورد مربى شدم. اصلاً سابقه نداشت كه كسى از آژاكس به فاينورد برود. در مرحله يك چهارم باشگاه هاى اروپا خورديم به گلادباخ، افنبرگ هم توگلادباخ بود. ما بازى رفت با گلادباخ دو- دو كرديم، اما در بازى برگشت در رتردام استاديوم پر بود. ما چون در هلند بازى مى كرديم، بايد با سيستم ۳-۳-۴ بازى مى كرديم. صفر- صفر بوديم. آنها سعى مى كردند ريسكى بازى كنند، اما ما با دفاع- ضد حمله بازى مى كرديم. براى همين دقيقه هفتاد سعى كردم تيم را تدافعى تر كنم. همه اعتراض مى كردند كه چرا دارى تيم را دفاعى مى كنى. بهترين بازيكن فاينورد را كشيدم بيرون و يك هافبك نفوذى آوردم. تمام استاديوم داشتند فحشم مى دادند، به ويژه اينكه آژاكسى هم بودم. براى من فقط نتيجه مهم بود. يك ربع مانده بود، هنريك لارسن را هم آوردم بيرون. باز هم همه اعتراض كردند. اما آن هافبك نفوذى كه آوردم گل را زد و ما برديم. بعد كه داشتم از پله ها براى مصاحبه مطبوعاتى بالا مى آمدم همه مى گفتند كه اين نمى فهمد با اين تعويض هاش.
    يكى از معروف ترين خبرنگاران هلند كه خودش فوتباليست هم بوده، به من گفت شانس آوردى. گفتم منظورت چيه. گفت چرا لارسن را آوردى بيرون. بعد در مصاحبه مطبوعاتى كه آن خبرنگار را ديدم به او گفتم خوب شد تو مربى نشدى چون هيچ چيز از فوتبال نمى فهمى. تا يك مدت بسيارى در روزنامه ها تو كار من مى گذاشت. اما من حرف خودم را زدم. اصلاً مشهورم به اين كه با صراحت حرفم را مى زنم.
    • خيلى زود نبود كه رابطه شما با برانكو تيره شد؟براى من اين معما بود كه چرا ايشان روز بازى مى خواست از بازيكنانم تست خون بگيرد. هم او و هم مربى تيم اميدها هيچ كدام با من صحبت نمى كنند، راجع به بازيكنانم. نمى دانم با مربيان ديگر ايران صحبت مى كند يا نه، اما از آلمان خبر دارم كه او همواره با نوى رورر در ارتباط است و وضعيت هاشميان را كنترل مى كند. چه جورى است كه با او تماس مى گيرد اما با من كه همين جا در ايرانم صحبت نمى كند. برانكو فكر مى كند مگر كيست. من خيلى آدم منطقى اى هستم. ولى وقتى يك نفر بيايد و من احساس كنم كه دارد علناً به تيم من ضربه مى زند با او مقابله مى كنم من خودم ختم روزگار هستم و مى دانم دارم چه كار مى كنم. اگر بخواهم دهانم را باز كنم، خيلى از مسائل هست كه مى توانم آنها را بازگو كنم.
    • ما شنيديم وقتى خود شما هم در چين بوديد زياد تماس نمى گرفتيد با مربيان باشگاه ها...اولاً كه اين جورى نيست، من اگر خودم هم صحبت نمى كردم حتماً دستيارم با مربيان باشگاه ها صحبت مى كرده، حتى با فيزيوتراپ بازيكن هم صحبت مى كرديم. دوماً در چين مسافت ها زياد است و نمى شد راه به راه رفت با مربيان صحبت كرد. ايران دارد پيشروى مى كند به سوى فوتبال اروپا. ايران خيلى به فوتبال روز نزديك تر است تا چين. آنجا فقط تيم ملى اهميت دارد. من تيم ملى را چهار ماه در اختيار داشتم. من حتى براى باشگاه ها هم بدنسازى مى كردم. چين سيستمش فرق مى كند با ايران. مربى تيم ملى در كشورى وابسته است به مربيان باشگاهى، پس بايد با آنها ارتباط داشته باشد.
    • از تيم ملى فوتبال ايران شناخت داريد؟[سرش را تكان مى دهد]
    • اگر بازى با مكزيك شما سرمربى تيم ايران بوديد، تيم را چگونه مى چيديد؟
    من كه نيستم. اين بنده خدا به اندازه كافى تحت فشار رسانه ها است. اجازه بدهيد من ديگر حرفى نزنم.
    • شما يك بار به عنوان سرمربى تيم ملى چين مقابل ايران قرار گرفته ايد. فكر مى كنيد ايران با آن كيفيت مى تواند در جام جهانى موفق باشد؟در جام ملت ها ما واقعاً فكر نمى كرديم كه ايران اين قدر قوى باشد و اين قدر مهره هاى خوب داشته باشد. يادم هست كه قبل از بازى ايران و كره جنوبى به رئيس فدراسيون فوتبال چين گفتم كه ترجيح مى دهم در نيمه نهايى با كره روبه رو شوم تا ايران. حالا كه دو سال از آن روزها مى گذرد و قاعدتاً تيم بايد قوى تر شده باشد. حالا كريمى در آلمان بازى مى كند، آن موقع در امارات بود ضمن اينكه هاشميان و زندى در آن بازى ها نبودند. البته مكزيك و پرتغال تيم هاى خوبى هستند، اما ايران اگر در روز خوبش باشد، هم مى تواند پرتغال را بزند و هم مكزيك را.
    • از مكزيك و پرتغال چه شناختى داريد؟مكزيكى ها يك فوتبالى مثل كره ۲۰۰۲ دارند، توپ را خوب مى دوانند، سريع اضافه مى شوند. ايران نبايد بگذارد كه آنها پاس هاى كوتاه به هم بدهند و بايد پاس هاى كوتاهشان را قطع كند. آنگاه اگر بهشان فشار وارد كنيد مى توانيد نتيجه بگيريد. پرتغال يك مربى خيلى خوب دارد كه فوتبال را خيلى خوب مى فهمد اما بازيكن هايش پير شده اند. مثلاً فيگو، فيگوى دو سال پيش نيست. اما فوتبال را خوب بلدند بازى كنند.
    • راستى چى شد كه چين در رقابت هاى مقدماتى جام جهانى از گروهش بالا نيامد؟برويد از ولاپان بپرسيد چگونه است كه كويت در عرض سى دقيقه پنج تا گل مى زند و به دليل تفاضل گل بهتر ما را پشت سر مى گذارد. ما يك سال تمرين نكرده بوديم، چون سارس تو چين بود، اما به محض اينكه تمريناتمان را ماه فوريه آغاز كرديم، برايمان بازى گذاشتند. دقيقاً هنگام بدنسازى بازى كرديم. برويد تحقيق كنيد ببينيد در سى دقيقه آخر بازى كويت و مالزى چه اتفاقى افتاد.
    • شما اين توانايى را در خودتان مى بينيد كه روزى رينوس ميشل فوتبال هلند شويد؟نه، چون زياد هلند نيستم، اصلاً نمى توانم بشوم. او استاد من بود. يك چيز ديگر بود.
    • هلند بدون ميشل مى توانست اين قدر پيشرفت كند؟نه، او اول آدم خيلى شوخى بود، اما پس از اينكه با آژاكس قهرمان شد، كاملاً تغيير رفتار داد و جدى شد.
    • با يوهان كرايف خيلى اختلاف داريد؟اگر با او هماهنگ مى شدم حالا يكى از مربيان بزرگ دنيا بودم.
    • مثل اينكه كرايف در هلند، مثل بكن باوئر در آلمان است. باند خودش را دارد و...تقريباً. بكن باوئر در بايرن فقط نفوذ دارد، اما در فوتبال هلند همه تحت تاثير كرايف هستند. هرچه او بگويد همه انجام مى دهند.
    • بهترين مربى فوتبال هلند كيست؟همه مربيان هلندى خوب هستند، فقط موفق و ناموفق داريم ونگال در هلند عالى بود اما در بارسلونا موفق نشد، برعكس او رايكارد در هلند تيم را برد دسته دو، اما با استفاده از نفوذ باند كرايف، سرمربى بارسلونا شد و اين تيم را قهرمان كرد.
    در زندگى تان چيزى هست كه هميشه حسرتش را خورده باشيد؟
    من تمام مقام ها و جام ها را برده ام، اما چيزى كه هميشه حسرتش را مى خورم اين است كه چرا قهرمان جام جهانى نشديم و چرا سر ما را بريدند



    MAHSA














    [/CENTER]

    Comment

    Working...
    X