آرى هان: اگر روز خوبتان باشد
اولين بارى كه نام آرى هان براى ايرانى ها جدى شد، بازى هاى جام جهانى ۷۸ بود و ديدار ايران و هلند. خودتان از آن بازى چيزى يادتان هست؟يعنى اصلاً قبل از بازى ها روى ايران حساب نكرده بوديد؟هيچ تصويرى از آن بازى در ذهنتان مانده؟على پروين را در آن بازى به خاطر مى آوريد؟
ما چون هلند بوديم و به نظر خودمان بهترين فوتبال دنيا را بازى مى كرديم، به حريف نگاه نمى كرديم، حتى به اسكاتلند، حتى به پرو. ما در دور اول اصلاً به خودمان فشار نياورديم و قدرتمان را گذاشتيم براى دور بعد. اين قدر برايم جالب بود در برنامه نود، بازيكنان قديمى ايران را مى ديدم كه پير شده اند كه نگو. على پروين را هم در همين برنامه بازى هايش را ديدم كه دو سه تا نفوذ خيلى خوب كرد و چند تا سانتر خوب داشت كه يكى دو تايش تبديل به گل شد. فكر نمى كردم او بازيكن سريعى بوده باشد. الان بعيد است بتواند اين جورى استارت بزند. مثل خودم.
ما قبل از بازى كه وارد زمين شديم احساس مى كرديم (نمى خواهم كلمه ترس را به كار ببرم) اينها از ما حساب مى برند، در برنامه نود كه صحبت هاى بازيكنان قديمى ايران را گوش مى كردم تازه فهميدم كه اينها چقدر از ما ترسيده بودند.
اولين بار سفير ايران در بن آمد با من صحبت كرد. حرف هايى كه درباره ايران مى زدند خيلى خوب بود. اما از بن پايم را كه گذاشتم ايران ديدم همه آن وعده ها و تعريف ها روز به روز دارد ضعيف تر مى شود. چيزى كه خيلى من را ناراحت كرد، اين بود كه آمدم ايران ديدم برايم ويزا نگرفته اند. آن وقت بود كه گفتم وقتى فدراسيون يك كشورى نتواند براى يك مربى ويزا بگيرد، من بايد بروم. بعدها ديدم كه امكانات لازم هم براى كاركردن من وجود ندارد پس ترجيح دادم كه بروم.
يادم نمى آيد اصلاً.
به نظر شما ايران به چند مربى از جنس آرى هان نيازمند است؟
مهمترين چيزى كه يك مربى مجاب مى شود بيايد در ايران كار كند اين است كه كسى در كارش دخالت نكند. متاسفانه اكثر مربيانى كه تا حالا آمده اند سفارش پذير بوده اند درحالى كه بايد كار خودشان را مى كردند و به حرف كسى گوش نمى دادند. در مورد سئوال شما بايد بگويم كه در ايران مربيان خوبى هستند. اگر نباشند بازيكنان خوب تربيت نمى شوند. به نظرم به جاى آوردن مربى خارجى بايد در تربيت مربى ايرانى كوشيد و آنها را به كلاس هاى خارجى فرستاد و آنها را با علم روز فوتبال آشنا كرد.
تى دوباره مى خواستيد به ايران بياييد، نترسيديد كه آن اتفاقات دوباره بيفتد؟ با كسى هم مشورت كرديد؟ در اين مدت، در ايران تيمى بود كه شما را تحت تاثير قرار داده باشد؟ يعنى هيچ كدام براى بازى شان استراتژى نداشتند؟پس در اين مدت فقط از عملكرد صبا خوشتان آمده؟ چند سال طول مى كشد كه يك باشگاهى مثل پرسپوليس به باشگاهى مثل آژاكس تبديل شود؟ آمدن شما به پرسپوليس ماجراجويى نبود؟ هدف تان فقط قهرمانى است؟ براى قهرمان شدن متد كارى رايكارد را مى پسنديد يا مورينيو را؟
من صددرصد متد كارى رايكارد را مى پسندم چون رايكارد فوتبال بازى مى كند، اما مورينيو فوتبال را به عنوان كار مى بيند. مورينيو فوتباليست نبوده، اما رايكارد فوتباليست بوده. فوتباليست دوست دارد كه فوتبال بازى كند. اما مورينيو مى خواهد هميشه ببرد حتى اگر بد هم بازى كند، دوست دارد كه برنده باشد. به فوتبال مثل كار نگاه مى كند اما رايكارد اين جورى فكر نمى كند
فلسفه شما در مربيگرى چيست؟شما خودتان در بازى استقلال و پرسپوليس با روش دفاع- ضد حمله بازى نمى كرديد؟پس بايد براى نتيجه بازى كنيد...خب، اين كه شما در ايران فقط به نتيجه گرفتن فكر مى كنيد همان تفكر مورينيو است نيست؟براى شما زيبا بازى كردن بيشتر اهميت دارد يا نتيجه گرفتن؟
ما چون هلند بوديم و به نظر خودمان بهترين فوتبال دنيا را بازى مى كرديم، به حريف نگاه نمى كرديم، حتى به اسكاتلند، حتى به پرو. ما در دور اول اصلاً به خودمان فشار نياورديم و قدرتمان را گذاشتيم براى دور بعد. اين قدر برايم جالب بود در برنامه نود، بازيكنان قديمى ايران را مى ديدم كه پير شده اند كه نگو. على پروين را هم در همين برنامه بازى هايش را ديدم كه دو سه تا نفوذ خيلى خوب كرد و چند تا سانتر خوب داشت كه يكى دو تايش تبديل به گل شد. فكر نمى كردم او بازيكن سريعى بوده باشد. الان بعيد است بتواند اين جورى استارت بزند. مثل خودم.
ما قبل از بازى كه وارد زمين شديم احساس مى كرديم (نمى خواهم كلمه ترس را به كار ببرم) اينها از ما حساب مى برند، در برنامه نود كه صحبت هاى بازيكنان قديمى ايران را گوش مى كردم تازه فهميدم كه اينها چقدر از ما ترسيده بودند.
اولين بار سفير ايران در بن آمد با من صحبت كرد. حرف هايى كه درباره ايران مى زدند خيلى خوب بود. اما از بن پايم را كه گذاشتم ايران ديدم همه آن وعده ها و تعريف ها روز به روز دارد ضعيف تر مى شود. چيزى كه خيلى من را ناراحت كرد، اين بود كه آمدم ايران ديدم برايم ويزا نگرفته اند. آن وقت بود كه گفتم وقتى فدراسيون يك كشورى نتواند براى يك مربى ويزا بگيرد، من بايد بروم. بعدها ديدم كه امكانات لازم هم براى كاركردن من وجود ندارد پس ترجيح دادم كه بروم.
يادم نمى آيد اصلاً.
به نظر شما ايران به چند مربى از جنس آرى هان نيازمند است؟
مهمترين چيزى كه يك مربى مجاب مى شود بيايد در ايران كار كند اين است كه كسى در كارش دخالت نكند. متاسفانه اكثر مربيانى كه تا حالا آمده اند سفارش پذير بوده اند درحالى كه بايد كار خودشان را مى كردند و به حرف كسى گوش نمى دادند. در مورد سئوال شما بايد بگويم كه در ايران مربيان خوبى هستند. اگر نباشند بازيكنان خوب تربيت نمى شوند. به نظرم به جاى آوردن مربى خارجى بايد در تربيت مربى ايرانى كوشيد و آنها را به كلاس هاى خارجى فرستاد و آنها را با علم روز فوتبال آشنا كرد.
تى دوباره مى خواستيد به ايران بياييد، نترسيديد كه آن اتفاقات دوباره بيفتد؟ با كسى هم مشورت كرديد؟ در اين مدت، در ايران تيمى بود كه شما را تحت تاثير قرار داده باشد؟ يعنى هيچ كدام براى بازى شان استراتژى نداشتند؟پس در اين مدت فقط از عملكرد صبا خوشتان آمده؟ چند سال طول مى كشد كه يك باشگاهى مثل پرسپوليس به باشگاهى مثل آژاكس تبديل شود؟ آمدن شما به پرسپوليس ماجراجويى نبود؟ هدف تان فقط قهرمانى است؟ براى قهرمان شدن متد كارى رايكارد را مى پسنديد يا مورينيو را؟
من صددرصد متد كارى رايكارد را مى پسندم چون رايكارد فوتبال بازى مى كند، اما مورينيو فوتبال را به عنوان كار مى بيند. مورينيو فوتباليست نبوده، اما رايكارد فوتباليست بوده. فوتباليست دوست دارد كه فوتبال بازى كند. اما مورينيو مى خواهد هميشه ببرد حتى اگر بد هم بازى كند، دوست دارد كه برنده باشد. به فوتبال مثل كار نگاه مى كند اما رايكارد اين جورى فكر نمى كند
فلسفه شما در مربيگرى چيست؟شما خودتان در بازى استقلال و پرسپوليس با روش دفاع- ضد حمله بازى نمى كرديد؟پس بايد براى نتيجه بازى كنيد...خب، اين كه شما در ايران فقط به نتيجه گرفتن فكر مى كنيد همان تفكر مورينيو است نيست؟براى شما زيبا بازى كردن بيشتر اهميت دارد يا نتيجه گرفتن؟



Comment