PDA

View Full Version : Kamal-Al Molk - Naghashe irani


donsaeid
06-27-2006, 08:03 PM
http://www.peiknet.com/1383/hafteh/10day/25/kamal2.jpghttp://www.abfakashan.com/MASHAHIR/kamal.jpg

محمد غفاري نقاش باشي دربار در سال 1310ق از سوي ناصرالدين شاه به لقب مهم « كمال الملك » مفتخر شد. در همين زمان بود كه تابلو مشهور و معروف به « تالار آيينه » را كه حدود هفت سال طول كشيده بود و از شاهكارهاي نقاشي او به شمار مي رود، با امضاي كمال الملك به اتمام رسانيد.


محمد غفاري (ميرزا محمد خان غفاري) معروف به كمال الملك از بزرگترين و نام آورترين نقاشان ايران فرزند ميرزا رضاخان غفاري در حدود سال 1264ق/1226ش در شهر كاشان متولد شد. ميرزا ابوالحسن غفاري (صنيع الملك) عموي كمال الملك و برادرش ميرزا رضاخان از برجسته ترين نقاشان عصر قاجار محسوب مي شدند. محمد غفاري پس از پايان دوران مقدماتي تحصيلي در شهر كاشان، جهت ادامه تحصيل (عمدتاً در رشته نقاشي) در مدرسه دارالفنون به تهران رفت. در آن هنگام او فقط 13 سال سن داشت. معلم نقاشي دارالفنون مزين الدوله نقاش دربار ناصرالدين شاه بود و لقب « نقاشباشي » دربار را داشت. محمد غفاري به خاطر ذوق و استعداد كم نظيرش به سرعت در عرصه نقاشي پيشرفت قابل توجهي كرد و خيلي زود آوازه او در نقاشي در شهر پيچيده و رجالي از دربار قاجار براي نقش تصاوير خود به او مراجعه مي كردند. در اين ميان ناصرالدين شاه در سال 1298ق كه تحت تأثير هنر نقاشي محمد غفاري قرار گرفته بود او را به عنوان پيشخدمت مخصوص و نقاشباشي به دربار برد و اين واقعه فرصت و امكان مناسب و مطلوبي براي اين هنرمند جوان به وجود آورد تا دهها تابلو نقاشي نفيس و زيبا از خود به يادگار گذارد.

محمد غفاري نقاش باشي دربار در سال 1310ق از سوي ناصرالدين شاه به لقب مهم « كمال الملك » مفتخر شد. در همين زمان بود كه تابلو مشهور و معروف به « تالار آيينه » را كه حدود هفت سال طول كشيده بود و از شاهكارهاي نقاشي او به شمار مي رود، با امضاي كمال الملك به اتمام رسانيد. حدود يك سال پس از مرگ ناصرالدين شاه و در سال 1314ق براي تكميل دانش خود در عرصه نقاشي و آشنايي با هنر نقاشي اروپايي به آن قاره عزيمت كرده و حدود سه سال در موزه هاي فلورانس، لوور و ورساي به مطالعه و بررسي نقاشي هنرمندان اروپايي پرداخته و چندين تابلو نقاشي از آثار نقاشان بزرگ اروپايي را بازسازي كرد. كمال الملك كه طي اين مدت سه ساله به تجارب و دانش قابل توجه و ثمربخشي از هنر نقاشي دست پيدا كرده بود، به درخواست مظفر الدين شاه كه در سفر نخست اروپايي اش در سال 1316ق با او ملاقات كرده بود، به ايران بازگشت.

كمال الملك كه به تقاضاي مظفرالدين شاه بار ديگر كار نقاشي را در دربار شروع كرده بود، به ويژه به سبب جوّ مسموم و حسادت آميز حاكم بر دربار و مشكلاتي كه رجال دربار براي او ايجاد مي كردند پس از حدود 5 سال براي زيارت مشاهد ائمه اطهار در عتبات عاليات راهي عراق شد و در سال 1321ق وارد كربلا شد.

كمال الملك طي چندين سال اقامت در عتبات عاليات تابلوهاي نقاشي متعددي را ترسيم كرد كه در زمره مهمترين آثار هنر نقاشي ايشان به شمار مي رود. از جمله اين آثار پرارزش و ماندگار بايد به تابلوهاي « فالگير بغدادي »، « زرگر بغدادي و شاگردش »، « ميدان كربلاي معلا » و « عرب خفته » اشاره كرد.

كمال الملك در سال 1319ق به ايران بازگشت و مدرسه صنايع مستظرفه را با هدف تدريس و توسعه هنر نقاشي در ايران برپا داشت و همگام با آن به رشته هاي منبت كاري، موزائيك سازي و قاليبافي هم عنايت ويژه اي نشان داد و اين روند را تا هنگام كودتاي 1299 ادامه داد. در اين ميان وزارت معارف براي تداوم كار مدرسه نقاشي كمال الملك مساعدت مالي لازم را به او مي نمود.

به دنبال وقوع كودتاي 1299 كمال الملك حاضر نشد به رضاخان روي خوش نشان دهد و در اين راستا حتي تقاضاي رضاشاه جهت ترسيم تصوير محمدرضا وليعهد وقت را رد كرد. اين موضعگيري همگام با سعايت ها و حسادت ها و فرصت طلبي هايي كه اطرافيان و برخي رجال نشان مي دادند، موجبات سرخوردگي رضاخان را از او فراهم كرده و منجر به برخورد و بي عنايتي حكومت و دولت رضاخان با او شد، سپس وزارت معارف چنانكه دلخواه رضاشاه بود بودجه مدرسه صنايع مستظرفه را كه تحت مديريت كمال الملك اداره مي شد، قطع نمود و مشكلات متعدد ديگري را پيش روي او قرار داد، تا جايي كه ديگر امكان اداره مدرسه از او سلب شد و به ناچار از خدمت در مدرسه نقاشي كه ساليان طولاني براي توسعه و اعتلاي آن زحمات طاقت فرسايي را متحمل شده بود، كناره گرفت و به فاصله كوتاهي شهر تهران را به مقصد مزرعه اي در روستاي حسين آباد از توابع شهر نيشابور ترك كرد و گوشه انزوا برگزيد.

كمال الملك طي برخي نامه هايي كه از روستاي دورافتاده حسين آباد براي تعدادي از دوستان قديم و شفيقش در تهران مي نويسد، با اشاره و گلايه و شكايت از مشكل سازي ها، حسادت ها، كوته نظري ها و خردستيزي هاي بي پايان درباريان، رجال و بسياري از كساني كه در تهران با او در ارتباط بوده اند، پناه آوردن به بيابان هاي خشك و عزلت گزيدن در مناطق دورافتاده و بدون امكانات و حتي دچار دزدان و قطاع الطريق شدن را مطلوب تر و خوشايند تر از مراوده و ارتباط با آن گروه پرشمار و خطرناك ساكن شهر و دربار ارزيابي مي كند و از اين كه با عزلت گزيدن در حسين آباد نيشابور ديگر سعادت برخورد و رو در رويي با آن جماعت را از خود سلب كرده است، احساس آرامش و شادماني مي كند.

آنچه بود كمال الملك نقاش چيره دست و كم نظير ايران زمين كه در عشق ورزي به وطن، آزاديخواهي، اخلاق و شرف و انسانيت سرآمد اقران بود، تا پايان عمر، زندگي در مزرعه شخصي اش در حسين آباد نيشابور را بر بازگشت به شهر ترجيح داد. از رخدادهاي واپسين سالهاي عمر او نابينايي يكي از چشم هايش در اثر يك حادثه بود. كمال الملك نهايتاً در 27 مرداد 1319 در سن 93 سالگي بدرود حيات گفت. مقبره او در نيشابور زيارتگاه هزاران تن از دوستداران كمال الملك است.

donsaeid
06-27-2006, 08:04 PM
دست تقدير سال 1226 شمسي براي كودكي كه در كاشان متولد مي شد احراز افتخار و مقام بزرگترين نقاش سده اخير را ثبت كرد , اين كودك محمد نام داشت و در دامان پدر و مادر هنر مندي تربيت يافت .

محمد پس از گذرانيدن تحصيلات ابتدائي دل از ديار كند و به تهران رفت و به مدرسه دارالفنون كه در آن ايام تنها مرجع علم و عمل بود قدم گذاشت .

او از همان ساعت ورودش مي خواست هنرش به سرزبانها بيفتد و روزي قرعه فال به نام آقاي مدير مدرسه افتاد . محمد صورت آقاي مدير را با قلم سياه ساخت و آن وقت بود كه همه حتي آقاي مدير او را ملقب به ميرزا محمد كردند و همين تابلوي سه بعدي توجه ناصرالدين شاه را به خود جلب كرد و بدون تامل دستور داد اتاقي از شمس العماره در اختيار نامبرده بگذارند تا با خيال راحت به ادامه هنرش مشغول شود .


هيـــجده ساله بود كــــه در عمارت سلطنتــــــي شروع به كار كرد و در عرض چهار سال چندين تابلو را تمام كرد . قدرت قلم و تشخيص رنگ او بطوري بود كه باعث اعجاب همه شد و به لقب " نقاشباشي " مفتخر گرديد و تشويق شاه و استقبال مردم هنرشناس كار او را طوري كرد كه ميرزا محمد در حدود دويست تابلو زيبا و گرانبها ساخت و ملقب به كمال الملك شد .

استاد براي آشنائي بيشتر سفري به اروپا داشت و در موزه هاي معروف لوور , ورساي , وروم خوشه هاي معرفت از خرمن آثار روبنس , رامبراند , وانديك , داوينچي , رفائل و ديگر اساتيد جهان جمع آوري كرد . او پس از مراجعت به ايران هنرستاني به نام مدرسه صنايع مستظرفه تاسيس نمود و به پرورش استعدادهاي پراكنده هموطنانش پرداخت .

در سال 1300 شمسي حسودان و معاندين كوته فكر حوادث و جريناتي براي استاد برپاكردند كه روح حساس و زودرنج او را متاثر كرد و بنا به عللي ديگر شش سال بعد رسما از مقام رياست هنرستان استعفا كرد و يكسال بعد او را به ملك شخصي كه در حوالي نيشابور داشت تبعيد كردند .

داس اجل در يكشنبه 27 مردادماه 1319 شمسي دو ساعت بعداز ظهر خرمن هستي ايران و ايراني , استاد كمال الملك را درويد و در كنار مقبره شيخ عطار سر به خاك ابديت گذارد

golgol85
06-28-2006, 11:49 AM
Kheili amoozande bood, dastetoon dard nakone vaseye maghaleye jaleb! :D