View Full Version : Emam Zaman
RedWine
07-04-2006, 11:07 AM
چندی پيش برخی از رسانه*های ايران از بازداشت فردی به دليل ادعايش مبنی بر ارتباط با امام دوزادهم شيعيان خبر دادند بدون آنکه نامی از فرد بازداشت شده ببرند.
اينک مشخص شده است که فرد بازداشت شده، سيدحسن ابطحی است که فرزندش محمدعلی ابطحی به دليل تصدی مشاغل بلندپايه در دولت محمد خاتمی و فعاليت فرهنگی و سياسی *اش در ايران چهره *ای مشهور است.
برای بسياری از ناظران مسائل ايران روشن نيست که آيا سيدحسن ابطحی واقعاً ادعای ارتباط با امام زمان را که به باور شيعيان بيش از هزار سال است در غيبت به سر می*برد، داشته است يا خير اما اگر اتهام وارده به وی درست هم باشد، باز روشن نيست که چرا وی بايد به دليل ادعايش بازداشت و زندانی شود.
آقای ابطحی، ۷۱ ساله، سالهای بسياری در مشهد پيروانی برای خود تربيت کرده و ديدگاههای خاص خود را درباره امام زمان و نحوه ارتباط با وی به آنان آموزش داده است، ديدگاههايی که ظاهراً مورد تأييد روحانيون نوانديش از جمله فرزندش محمدعلی ابطحی نيست اما بين روحانيون سنتی و بنيادگرا مشابه آن بسيار ديده شده است.
اصولاً يکی از موضوعات ثابت معممان روضه خوان در ايران، شرح پر طول و تفصيل ملاقات برخی افراد عادی يا سرشناس با امام زمان است و در اين باره، کتابهای متعددی هم به نگارش در آمده است، از جمله کتاب مفاتيح *الجنان نوشته شيخ عباس قمی که بخشی از آن به تشريح ديدار چند کاسب و روحانی با امام زمان اختصاص دارد.
مفاتيح *الجنان از جمله کتابهای مذهبی است که بشدت مورد توجه و وثوق روحانيون شيعه و محافل رسمی جمهوری اسلامی است، به طوری که در زندانهای انفرادی جمهوری اسلامی که زندانی از دسترسی به هر نوع نشريه و کتاب محروم است، مفاتيح *الجنان در کنار قرآن تنها کتابی است که توزيع آن در بندهای انفرادی مجاز است.
بنابراين ادعای رابطه با امام زمان بين شيعيان نه امری بی* سابقه و نادر است و نه تاکنون مورد مخالفت روحانيون قرار گرفته است، با اين حساب، چرا جمهوری اسلامی با مدعيان ارتباط با امام زمان برخورد قضايی و امنيتی می *کند؟
نظام جمهوری اسلامی نسبت به اينکه ادعا شود رهبران بلندپايه اش با امام زمان مرتبط*ند حساسيتی ندارد اما در مورد ادعاهای مشابه در مورد ساير افراد از خود ناشکيبايی نشان می *دهد
هر فردی که سخنرانيهای واعظان و مداحان را از رسانه* های رسمی ايران دنبال *کرده باشد، از اين واقعيت با خبر است که آنها بارها مدعی ارتباط مقامهای بلندپايه جمهوری اسلامی با امام زمان شده* اند اما هيچگاه خبری در مورد تعقيب قضايی آنان انتشار نيافته است.
نتيجه* ای که از اين موضوع می* توان گرفت اين است که نظام جمهوری اسلامی نسبت به اينکه ادعا شود رهبران بلندپايه اش با امام زمان مرتبط*ند حساسيتی ندارد اما در مورد ادعاهای مشابه در مورد ساير افراد از خود ناشکيبايی نشان می *دهد.
اگر ادعای ارتباط با امام زمان امری مجاز باشد، به لحاظ شرعی نمی *توان کسی را به اين اتهام مورد تعقيب قضايی قرار داد اما اگر اصولاً چنين ادعايی مجاز نباشد، قاعدتاً بايد همه مدعيان را شامل شود.
ظاهراً نظام جمهوری اسلامی مايل است همان طور که قدرت انحصاری دستگاه دولت را در اختيار دارد، مجموعه مسائل مربوط به مذهب را نيز به انحصار خود در آورد اما با توجه به ماهيت تأويل پذير مذهب چنين کاری امکان *پذير نيست يا دست کم موجب بروز تعارض و پارادوکس است.
يکی از معضلات جمهوری اسلامی اين است که بخشی از مشروعيت خود را به خدا و مذهب نسبت می* دهد که به لحاظ طبقه* بندی رشته *های دانش در قلمرو متافيزيک قرار می *گيرند.
متافيزيک از نظر فلسفه علم امری اثبات پذير يا ابطال پذير نيست و به امور درونی و وجدانی افراد مربوط می *شود.
امور وجدانی هم به نوبه خود به مثابه تيغ دو دم عمل می*کنند بدين معنا که اگر فردی در صدد استفاده مادی يا سياسی از آنها برآيد، طرف مقابلش نيز به همان ميزان از اين امکان برخوردار است.
برای نمونه، هنگامی که آيت* الله علی مشکينی رئيس مجلس خبرگان رهبری مدعی تأييد نمايندگان مجلس هفتم از سوی امام زمان شد، مخالفان او هم می* توانستند ادعا کنند که در خواب يا از طريق الهام و شهود دريافته *اند که همان نمايندگان مورد غضب امام زمانند.
http://www.bbc.co.uk/worldservice/images/2006/07/20060704114158abtahi210.jpg
مسلماً نه ادعای آيت الله مشکينی و نه ادعای فرضی مخالفان او از اعتبار عقلی برخوردار نيست و تنها می *تواند مورد باور قلبی هواداران آنها قرار گيرد يا نگيرد.
با توجه به اين قبيل مشکلات، دولت مدرن حوزه مسئوليتهای خود را از قلمرو متافيزيک جدا کرده اما در ايران که دولت با متافيزيک ممزوج شده است، مشکلات ناشی از آن پی در پی رخ می *نمايد.
RedWine
07-04-2006, 11:36 AM
Accourding to the believe of the shiia religion members that most of them are living in Iran after the holy prophit Mohammad there have been 12 holy persons that were called Emams and should ruled the moslems but the enemies did not let Emams to rule the moslems, Most of those Emams were killed but the last Emam(12th Emam,or Emam Zaman) could become disappeared from the enemies and the world completely not to be killed then he is alive now but can not been seen by any one but just those who believe to him completely and most of them are from the Shia religion,But unfortunately some of the regime’s personalities like the present president of Iran mr.Ahmadinejad has abused this holy believes of the people,The really followers believe that at the same time Emam Zaman witnesses all of the moslems and non-moslems in the world then the Shiia religion members always pray God and Emam Zaman and wish him to become appear for all of the people again to clean the world from the cruels and cause the justice in the world,The personality of Emam Zaman if will be asked from those Iranian regime’s members that believe to him for their interests like mr.Ahmadinejad the present president of Iran then it will be said by him that Emam Zaman is a person that never has been wrong about any subject and nobody can be against him about any subject and he will cause the justice in the world and all of his enemies will be destroyed by him in the world ,he will the only person that will rule and order,Then accourding to the regime’s authorities’ believes we will witness a dictator like the present regime’s leader in future,Then we ask a person like Ahmadinejad who followes this idea that what the differences between Emam Zaman and Khameneie the present reliouse leader of Iran is ? As you know accourding to the Islamic Republic regime in Iran the present Iranian religiouse leader that is called Waly Faqih(WF) has never been wrong or had mistaken in the past and nobody could face him(accourding to the destiny of those oppositios in Iran!) and also we know that WF is tring to destroy any opposide personality in Iran and the world,Then WF not only believe that he is right but even if he would wronge he still believe that his opposed should be killed.Then recently when Ahmadinejad and the other Iranian regime’s authorities try to call Emam Zaman it seems that they are false because they believe to WF more than Emam Zeman and they feign to be calling Emam Zaman even by the president of Iran in the general assembly of the UN and it .
As the result the Iranian authorities have missed their authority comletely in Iran and the Iranian people do not believe to them and their expressions any more even if their expressions would be about the subject that concerns to the holy believes of the people,then they try to talk with the people from where the people like to listen from there,yes the Iranian authorities try to talk with the people from outside when from inside no talk will be accepted there,then the internationl authorities and the democratic countries should be informed about this plot of the regime not to let them to abuse their places and countries for the regime’s interests.If the holy name of Emam Zaman has been abused by the regime it has not been accourding to the really believes of the people to that holy personality but the name of Emam Zeman has been abused because the regime thinks that no talk will be accepted and listened by the people when the regime’s authorities express about a subject then the best plan is using the holy name and persopnalities in the interntional places to be listened by the people from one side,meanwile the rejection of the international authorities about the expressions of holy persons like Emam Zaman will caued the reactions of th people against the international organizations then both of those results are benefit the regime and at the end for the regime’s interests that try to lead the people against the internationl authorities to caused the people be against their own rights that are suported by those international authorities.Then the best performance by the world is the policy that causes the regime to be expelled from the international authorities and organizations completely.As the result the holy Emam Zaman is a holy believe of the people not a political subject and the people inside know that well and reject any expression from the political criminal personality like ahmadinejad about Emam Zaman,So the international authorities and the Iranian people should considere on the regime that is going to be destroyed and try to abuse any thing even the holy belives.
Ahwazi Centre for Human Rights
Media director/Abo Mohammad Alahwazi
donsaeid
07-05-2006, 12:20 AM
Emam zaman is something just shia belives in and even not all of them...
Sunna talks about jesus and that he will come back to earth...
abadani69
07-05-2006, 12:25 AM
ey valla,mashalla be maloomate dadash Saeid :D kojai saeid?
donsaeid
07-05-2006, 12:26 AM
سخن از «مهدى» (عليه السلام)، سخن از «هدايت» است.
سخن از «غيبت»، حديث «جستجو» است.
سخن از «انتظار»، روايت «حركت و پويايى» است.
سخن از «ظهور»، بحث از «اشتياق رهايى» است.
«شوق رهايى»، «حركت» مى آفريند، و نتيجه «جستجو»، حصول «هدايت» است.
«شيعه بودن» با جمود و سكون سازگار نيست. «شيعه» يعنى «پيرو» و لازمه «پيروى» جهت گيرى «رفتار و روش»، و شكل گيرى «سلوك و عمل» است.
«شيعه مهدى (عليه السلام)» بودن، با گمراهى و بى تفاوتى در برابر انحرافات نمى سازد.
و «انتظار ظهور» داشتن، با ماندن در تاريكى ها و تسليم در برابر وضع موجود قابل جمع نيست.
اللهم ارزقنا توفيق الطاعة و بعد المعصية و صدق النية
و عرفان الحرمة و اكرمنا بالهدى و الاستقامة
آمين رب العالمين.
شناخت كوتاه از حضرت مهدى(عج)
نام: محمّد.
پدر: امام حسن عسكرى(ع).
مادر: نرجس( [4] ).
القاب: حجت ، خاتم ، صاحب الزّمان ، قائم ، منتظَر ، و از همه مشهورتر مهدى.
شكل: چون ستاره درخشان نورانى ، و داراى خالى سياه بر گونه راست .
زاد روز: شب نيمه شعبان 255 ، هنگام طلوع فجر.
زادگاه: شهر سامراء.
غيبت صغرى: از سنّ پنج سالگى به مدّت 69 سال.
نمايندگان: چهار نفر از شخصيّت هاى شيعه به نامهاى:
1ــابو عمرو ، عثمان بن سعيد بن عمرو عمرى اسدى ، وكيل و نماينده پيشين امام هادى و امام عسكرى عليهما السّلام
2ــفرزند او ، ابو جعفر ، محمد بن عثمان بن سعيد ، در گذشته 304.
3ــأبوالقاسم ، حسين بن روح بن ابى بحر نوبختى ، در گذشته 326.
4ــابوالحسن على بن محمد سمرى ، در گذشته 329.
محل اقامت نامبردگان بغداد ، و كليّه امور شيعيان و خواسته ها و نامه هاى آنان به وسيله اين چهار نفر انجام و ردّ و بدل مى شد; و آرامگاه آنان نيز در بغداد مشهور است.
غيبت كبرى: با در گذشت چهارمين نماينده و سفير آن حضرت از سال 329 آغاز گرديد; و تا به هنگام فرمان الهى مبنى بر اجازه ظهور و قيام آن بزرگوار ، همچنان ادامه خواهد داشت.
نمـايندگان و وظـيفه مردم در دوران غيبت كبرى: كسيكه فقيه خويشتن دار ، مخالف هواى نفس ، و فرمانبر امر خداوند باشد ، او نماينده امام زمان است; و بر ديگران لازم است از او پيروى كنند; زيرا اينگونه افراد از طرف امام بر مردم حجّت اند ، و امام از طرف خداوند بر آنان حجت باشد( [5] ).
هنگام ظهور: آنگاه كه منادى حقّ از جانب آسمان ندا دهد: حقّ با آل محمّد است. نام مهدى بر سر زبانها افتد; مردم دلباخته او شوند; و از كسى جز او سخن نگويند.
محل ظهور: مكّه معظّمه.
محل بيعت ( تعهّد مردم در پيروى از امام ): مسجدالحرام ، ميان ركن و مقام.
نشانى: فرشته اى از بالاى سر او فرياد مى زند: اين مهدى است ، او را پيروى كنيد.
يادگار أنبياء: انگشتر سليمان در انگشت او ، عصاى موسى در دستش ، و بطور خلاصه آنچه خوبان همه دارند او تنها دارد.
ياران: سيصد و سيزده نفر ( به عدد اصحاب بدر ) ، افرادى باشند كه هسته مركزى زمامدارى او را تشكيل دهند; و در حقيقت كارگردانان اصلى قيام مهدى(ع) ، و كارگزاران درجه اوّل انقلاب جهانى اسلام خواهند بود كه از اطراف جهان به دور حضرتش گرد آيند.
روش حكومتى: بر اساس قرآن و سيره پيامبر(ص) و امام اميرمؤمنان(ع).
شعاع و دامنه حكومت: سراسر جهان را فرا گيرد; و زمين را از عدل و داد پر كند در حالى كه از جور و ستم پر شده باشد.
مركز حكومت: مسجد كوفه ، ــ مركز خلافت و حكومت جدّ بزرگوارش على(ع) ــ .
چگونگى پيروزى بر دشمنان: همانند پيروزى جدّ عالى مقامش پيامبر اكـرم(ص) بر كافران و مشركـان ، خداوند او را با گـروههاى منظّم هزار نفرى از فرشتگان( [6] ) يا سه هزار نفرى كه از آسمان فرود آمدند( [7] ) يا پنج هزار نفرى كه داراى نشان مخصوص بودند( [8] ) مدد داد; و نيز در جبهه هاى جنگ ياريش كند ، آنچنان كه مؤمنان را در حال شكست در بدر( [9] ) و ديگر جبهه هاى فراوان و روز تاريخى حنين( [10] ) يارى و پيروز فرمود و در جنگ احزاب ، رعب و وحشت در دل كفار و مشركان فرو ريخت( [11] ).
مدت زمامدارى: روايات كه ـ اكثراً مربوط به اهل تسنّن است ـ در اين باره باختلاف سخن گفته ، امّا به عقيده شيعه خدا آگاه است.
وزير و معاون: عيسى(ع) از آسمان فرود آيد و به عنوان وزير با حضرتش همكارى نمايد.
بركات حكومت و رهبرى او: درهاى خير و بركت از آسمان به روى مردم گشوده شود; عمرها به درازا كشد; مردم همه در رفاه و بى نيازى بسر برند; شهرها همه بر اثر آبادانى و سرسبزى به هم پيوسته گردند ، آنچنان كه مسافران را به برداشتن توشه نيازى نخواهد بود; و اگر زنى يا زنانى تنها از مشرق به مغرب روند كسى را با آنها كارى نباشد.
(راه شناخت مهدى (عليه السلام))
براى شناخت حضرت مهدى (عليه السلام) و ويژگى هاى شخصى و كيفيت غيبت و ظهور او هيچ وسيله اى بهتر از آيات شريفه قرآن كريم و روايات معصومين (عليهم السلام)نيست. با اينكه در اين زمينه و با اتكاى به همين آيات و روايات، بيش از هزار كتاب و رساله نوشته شده است بازهم به طور يقين مى توان گفت كه در تمامى آنها، جز بخش كوچكى از معارف مربوط به اين آخرين ذخيره الهى، تبيين نشده است. زيرا ابعاد وجودى او را ـ همچنان كه در باره اميرالمؤمنين (عليه السلام)فرموده اند ـ كسى جز خدا و پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)به تمام و كمال نشناسد. و باز كلام خدا و پيامبر و اهلبيت را هركسى به درستى فهم نتواند كرد.
علاوه بر اين، خاصيت دوران غيبت است كه نمى توان مطمئن بود كه همه فرمايشات آنان به ما رسيده باشد.
با اين همه، آنچه در پى مى آيد تنها مرورى بر پاره اى عناوين و ذكر نمونه هايى در هر باب است. بسان بر گرفتن قطره هايى از دريايى بى كرانه، كه گفته اند:
آب دريا را اگر نتوان كشيد***هم به قدر تشنگى بايد چشيد
(مهدى (عليه السلام) و قرآن)
الف) همپاى قرآن:
اينكه پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) در سفارش مشهور خويش فرمود: «انى تارك فيكم الثقلين كتاب اللّه و عترتى ما ان تمسّكتم بهما لن تضلّوا ابداً»( [12] ) و بدين سان بر همپايى و همراهى خاندان خويش سلام اللّه عليهم با قرآن كريم، تأكيد نمود، دلالت بر اين دارد كه در زمان ما، كتاب خدا قرآن كريم جز در كنار مهدى آل محمد (صلى الله عليه وآله وسلم) كه يگانه ذخيره و باقيمانده اين دودمان پاك است، كتاب هدايت انسانها نتواند بود و از گمراهى و سرگردانى مردم، جلوگيرى نتواند كرد.
و نيز اينكه رسولخدا (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود: «علىّ مع القرآن و القرآن مع علىّ لايفترقان حتى يردا على الحوض»( [6] ) با توجه به اينكه در اين عصر، وصايت و وراثت حضرت على(عليه السلام) در همه مقامات ولايتى و شئونات هدايتى اش تنها از آن حضرت مهدى (عليه السلام)مى باشد، بر چنين همراهى و همپايى و معيّتى، بين او و قرآن نيز دلالت دارد.
ب) شريك قرآن:
همه ائمه بزرگوار، «شركاء قرآن كريم» شمرده شده اند( [7] ) چنانكه بطور ويژه در يكى از زيارتهاى مخصوصه حضرت مهدى (عليه السلام) با تعبير «السلام عليك يا شريك القرآن» از ايشان ياد شده است.
ج) تلاوت كننده و ترجمان قرآن:
از آن رو كه تلاوت آيات كتاب خدا بهترين وسيله انس باخداست، و براى مقرّبان درگاه حق هيچ لذّتى بالاتر از خواندن قرآن و تدبّر در آن نيست، حضرت مهدى (عليه السلام) كه در اين دوران والاترين درجات انس و بالاترين مقامات قرب الى اللّه را داراست، شايسته ترين كسى است كه به عنوانِ «يا تالِىَ كتابِ اللّه و ترجمانَه»( [8] ) مى تواند مورد خطاب قرار گيرد.
د) قرائت كننده و تفسيرگر قرآن:
براى قرائت و تفسير قرآن كريم چه كسى شايسته تر از حضرت مهدى(عليه السلام)است كه در اين زمان «چراغ هدايت» و «حامل علوم قرآن» و «نگاهبان گنجينه دانش الهى» و «حافظ سرّ خدا» تنها اوست و «امانات نبوّت» و «وديعت هاى رسالت» در اين عصر تنها به او سپرده شده است؟( [9] ) اوست كه قرآن را چونان كه پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) و على (عليه السلام)قرائت مى كردند، قرائت مى كند و آنچنان كه خداى محمد و على (عليهما السلام)مى پسندد و مقرر فرموده است، تفسير مى نمايد.
«السلام عليك حين تقرء و تبيّن»( [10] ).
چه خوش است صوت قرآن زتو دلربا شنيدن***به رخت نظاره كردن، سخن خدا شنيدن
هـ ) تعليم دهنده احكام قرآن:
... صاحب الزّمان و مُظهر الايمان و مُلقِّن احكام القرآن...( [11] )
«سلام خدا بر صاحب الزمان و آشكار كننده ايمان و تلقين و تعليم دهنده احكام قرآن.»
و) احياگر قرآن:
در آخر الزمان كه سنّت هاى قرآنى به فراموشى سپرده شده و بسيارى از معارف اين كتاب الهى از سوى كژ انديشان به تحريف و تبديل كشيده شده و حيات و حيات آفرينى آياتش، در حصار جهل و هوس دنيا پرستان ناديده گرفته شده است، مهدى (عليه السلام)مى آيد تا احياگر اين معجزه جاويد باشد و اسلام و مسلمين را در پرتو انوار فروزان آن جانى تازه بخشد.
«اللهمّ جدّد به ما امتحى من دينك و أحىِ به ما بُدّلَ من كتابك و أظهر به غُيّر من حكمك».( [12] )
«خدايا از دينت آنچه به نابودى گراييده بوسيله او تجديد فرما. و از كتابت آنچه دگرگونى و تبديل پذيرفته بوسيله او احيا كن. و از احكامت آنچه را كه تغيير يافته بوسيله او آشكار گردان.».
donsaeid
07-05-2006, 12:28 AM
(حضرت مهدى (عليه السلام) در احاديث قدسى)
1 ـ خداوند فرمود: «اى پيامبر! بوسيله تو و پيشوايان از نسل تو بر بندگان خويش رحمت مى آورم، و به وسيله قائم از بين شما، زمين خود را با تسبيح و تقديس و تهليل و تكبير و بزرگداشت مقام الوهيّت، آباد مى سازم
و به وجود او زمين را از دشمنانم پاك مى كنم و آن را ميراث اولياى خويش قرار مى دهم، و به وسيله او كلمه توحيد را تعالى بخشيده، كلمه كافران را به سقوط مى كشانم، و به دست او و با علم خود سرزمين ها و دل بندگانم را حياتى تازه مى بخشم و گنج ها و ذخيره هاى پنهان را به مشيت خود برايش آشكار مى سازم.
و با اراده خود او را بر نهانى ها و مكنونات قلبى ديگران آگاه مى گردانم و با فرشتگان خود او را يارى مى رسانم تا در اجراى فرمان من و تبليغ دين من مددكار او باشند. او به حقيقت ولىّ من است و به راستى هدايتگر بندگان من مى باشد.»( [25] )
2 ـ امام باقر(عليه السلام) در وجه نامگذارى حضرت «مهدى (عليه السلام)» به «قائم آل محمد(صلى الله عليه وآله وسلم)» حديثى قدسى روايت فرمود: «زمانى كه جدم حسين كه صلوات خدا بر او باد به شهادت رسيد، فرشتگان با گريه و زارى به درگاه خداوند عزوجلّ ناليدند و گفتند: پروردگارا! آيا از آنان كه برگزيده و فرزند برگزيده تو را، و امام انتخاب شده از بين خلق را كشتند، در مى گذرى؟!
خداوند به آنان وحى فرمود كه: «فرشتگان من آرام گيريد. سوگند به عزّت و جلالم كه از آنان انتقام مى گيرم اگرچه بعد از گذشت زمانى طولانى باشد.» سپس فرزندان از نسل حسين (عليه السلام) را كه پس از او به امامت مى رسند به ملائكه نشان داد و آنان شاد شدند.
در بين اين پيشوايان، يك نفرشان به نماز ايستاده بود «فإذا احدهم قائم يصلّى فقال اللّه عزّوجلّ: بذلك القائم أنتقم منهم.» خداوند عزّوجلّ فرمود: به وسيله آن «قائم» از دشمنان و قاتلان حسين(عليه السلام)انتقام مى گيرم.»( [26] )
اسامى و اوصاف و القاب حضرت مهدى عليه السلام
مرحوم ثقة الاسلام نورى در بيان اسماء شريفه امام عصر (عليه السلام)، با استناد به آيات و روايات و كتب آسمانى پيشين و تعبيرات راويان و تاريخ نگاران تعداد يكصد و هشتاد و دو اسم و لقب براى حضرت مهدى(عليه السلام)ذكر مى كند و مدّعى است كه در اين مقام، از استنباط هاى شخصى و استحسان هاى غير قطعى خوددارى نموده است كه در غير اين صورت چندين برابر اين اسماء و القاب، قابل استخراج از كتب مختلفه بود. كه از آن جمله است:
محمّد، احمد، عبداللّه، محمود، مهدى، برهان، حجّت، حامد، خلف صالح، داعى، شريد صاحب، غائب، قائم، منتظر و... .( [40] )
كنيه هاى آن حضرت عبارتند از: ابوالقاسم (هم كنيه پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم))، ابوعبداللّه، اباصالح كه مرحوم نورى ابو ابراهيم، ابوالحسن و ابوتراب را نيز از كنيه هاى ايشان شمرده است.
در اينجا به ذكر پاره اى عناوين و صفات كه در ضمن زيارتهاى مختلفه و ادعيه مربوط به حضرت مهدى (عليه السلام) مورد تصريح قرار گرفته است اشاره داريم، با اين اميد كه دقّت و تأمّلى در آنها، ما را با شئونات مختلفه آن بزرگوار آشنا ساخته و مقاماتى را كه غالباً از لسان معصومين(عليهم السلام) در ضمن اين دعاها و زيارتها براى امام دوازدهم(عليه السلام)بر شمرده شده براى مان روشن تر سازد.
قابل ذكر اينكه تمام اين عناوين و اوصاف بطور خاص در مورد حضرت مهدى(عليه السلام)وارد گرديده، اگرچه بسيارى از آنها در مورد ساير امامان بزرگوار اسلام(عليهم السلام)نيز مى تواند مصداق داشته باشد.
ديگر اينكه، آنچه ذكر مى شود نه به ادّعاى اسم يا لقب آن حضرت، بلكه به عنوان بهرهورى از تعابير موجود در نصوص زيارت و دعاست، اعم از اينكه واژه اى مفرد يا جمله اى توصيفى باشد.
بقيّة اللّه: باقيمانده خدا در زمين.
خليفة اللّه: جانشين خدا در ميان خلايق.
وجه اللّه: مظهر جمال وجلال خدا، سمت و سوى الهى كه اولياى حق رو به او دارند.
باب اللّه: دروازه همه معارف الهى، درى كه خدا جويان براى ورود به ساحت قدس الهى، قصدش مى كنند.
داعى اللّه: دعوت كننده الهى، فرا خواننده مردم به سوى خدا، منادى راستين هدايت الى اللّه.
سبيل اللّه: راه خدا، كه هركس سلوكش را جز در راستاى آن قرار دهد سر انجامى جز هلاكت نخواهد داشت.
ولى اللّه: سر سپرده به ولايت خدا و حامل ولايت الهى، دوست خدا.
حجة اللّه: حجّت خدا، برهان پروردگار، آن كس كه براى هدايتِ در دنيا، و حسابِ در آخرت به او احتجاج مى كنند.
نور اللّه: نور خاموشى ناپذير خدا، ظاهر كننده همه معارف و حقايق توحيدى، مايه هدايت رهجويان.
عين اللّه: ديده بيدار خدا در ميان خلق، ديدبان هستى، چشم خدا در مراقبت كردار بندگان.
سلالة النّبوّة: فرزند نبوّت، باقيمانده نسل پيامبران.
خاتم الاوصياء: پايان بخش سلسله امامت، آخرين جانشين پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم).
علم الهدى: پرچم هدايت، رايت هميشه افراشته در راه اللّه، نشان مسير حقيقت.
سفينة النّجاة: كشتى نجات، وسيله رهايى از غرقاب ضلالت، سفينه رستگارى.
عين الحيوة: چشمه زندگى، منبع حيات حقيقى.
القائم المنتظر: قيام كننده مورد انتظار، انقلابى بى نظيرى كه همه صالحان چشم انتظار قيام جهانى اويند.
العدل المشتهر: عدالت مشهور، تحقق بخش عدالت موعود.
السيف الشاهر: شمشير كشيده حق، شمشير از نيام بر آمده در اقامه عدل و داد.
القمر الزّاهر: ماه درخشان، ماهتاب دلفروز شبهاى سياه فتنه و جور.
شمس الظلاّم: خورشيد آسمان هستى ظلمت گرفتگان، مهر تابنده در ظلمات زمين.
ربيع الأنام: بهار مردمان، سر فصل شكوفايى انسان، فصل اعتدال خلايق.
نضرة الأيّام: طراوت روزگار، شادابى زمان، سرّ سرسبزى دوباره تاريخ.
الدين المأثور: تجسّم دين، تجسيد آيين بر جاى مانده از آثار پيامبران، خودِ دين، كيان آيين، روح مذهب.
الكتاب المسطور: قرآن مجسّم، كتاب نوشته شده با قلم تكوين، معجزه پيامبر در هيئت بشرى.
صاحب الأمر: دارنده ولايت امر الهى، صاحب فرمان و اختياردار شريعت.
صاحب الزمان: اختيار دارِ زمانه، فرمانده كل هستى به اذن حق.
مطهّر الأرض: تطهير كننده زمين كه مسجد خداست، از بين برنده پليدى و ناپاكى از بسيط خاك.
ناشر العدل: برپا دارنده عدالت، بر افرازنده پرچم عدل و داد در سراسر گيتى.
مهدى الامم: هدايتگر همه امّت ها، راه يافته راهنماى همه طوايف بشريت.
جامع الكَلِم: گردآورنده همه كلمه ها بر اساس كلمه توحيد، وحدت بخش همه صفها.
ناصر حق اللّه: ياريگر حقِ خدا، ياورِ حقيقت.
دليل ارادة اللّه: راهنماى مردم به سوى مقاصد الهى، راه بلد و راهبر انسانها در راستاى اراده خداوند.
الثائر بأمر اللّه: قيام كننده به دستور الهى، بر انگيخته به فرمان پروردگار، شورنده بر غير خدا به امر خدا.
محيى المؤمنين: احياگر مؤمنان، حياتبخش دلهاى اهل ايمان.
مبير الكافرين: نابود كننده كافران، درهم شكننده كاخ كفر، هلاك كننده كفار.
معزّ المؤمنين: عزّت بخش مؤمنان، ارزش دهنده اهل ايمان.
مذلّ الكافرين: خوار كننده كافران، درهم شكننده جبروتِ كفر پيشگان.
منجى المستضعفين: نجات دهنده مستضعفان، رهايى بخش استضعاف كشيدگان.
سيف اللّه الّذى لاينبو: شمشير قهر خدا كه كندى نپذيرد.
ميثاق اللّه الّذى أخذه: پيمان بندگى خدا كه از بندگان گرفته شده.
مدار الدهر: مدار روزگار، محور گردونه وجود، مركز پيدايش زمان.
ناموس العصر: نگهدارنده زمان، كيان هستى دوران.
كلمة اللّه التامه: كلمه تامّه خداوند، حجّت بالغه الهى.
تالى كتاب اللّه: تلاوت كننده كتاب خدا، قارى آيات كريمه قرآن.
وعداللّه الّذى ضمنه: وعده ضمانت شده خدا، پيمان تخلّف ناپذير الهى.
رحمة اللّه الواسعة: رحمت بى پايان خدا، لطف و رحمت بى كرانه پروردگار رحمت گسترده حق.
حافظ اسرار رب العالمين: نگهبان اسرار پروردگار، حافظ رازهاى ربوبى.
معدن العلوم النبويّه: گنجينه دانش هاى پيامبرى ـ خزانه معارف نبوى.
نظام الدين: نظام بخش دين.
يعسوب المتقين: پيشواى متقين.
معزّ الاولياء: عزت بخش ياران.
مذلّ الأعداء: خوار كننده دشمنان.
وارث الانبياء: ميراث بر پيامبران.
نور ابصار الورى: نور ديدگان خلايق.
الوتر الموتور: خونخواه شهيدان.
كاشف البلوى: بر طرف كننده بلاها.
المعد لقطع دابر الظلمه: مهيّا شده براى ريشه كن كردن ظالمان.
المنتظر لاقامة الأمت و العوج: مورد انتظار براى از بين بردن كژيها و نادرستى ها.
المترجى لازالة الجور و العدوان: مورد آرزو براى بر طرف كردن ستم و تجاوز.
المدّخّر لتجديد الفرائض و السنن: ذخيره شده براى تجديد واجبات و سنن الهى.
المؤمّل لاِحياء الكتاب وحدوده: مورد اميد براى زنده ساختن دوباره قرآن و حدود آن.
جامع الكلمة على التقوى: گرد آورنده مردم بر اساس تقوى.
ش
السبب المتصل بين الأرض و السماء: واسطه بين آسمان و زمين، كانال رحمت حق بر خلق.
صاحب يوم الفتح و ناشرراية الهدى: صاحب روز پيروزى و بر افرازنده پرچم هدايت.
مؤلف شمل الصلاح و الرضا: الفت دهنده دلها بر اساس رضايت و درستكارى.
الطالب بدم المقتول بكربلا: خونخواه شهيد كربلا.
المنصور على من اعتدى عليه وافترى: يارى شده عليه دشمنان وافترا زنندگان.
المضطرّ الّذى يجاب اذا دعى: پريشان و درمانده اى كه چون دعا كند دعايش مستجاب شود.
donsaeid
07-05-2006, 12:31 AM
جهان در عصر ظهور
l رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم):
«والذى بعثنى بالحق بشيراً لولم يبق من الدنيا الا يوم واحد، لطول الله ذلك اليوم حتى يخرج فيه ولدى المهدى، فينزل روح الله عيسى بن مريم فيصلى خلفه، وتشرق الارض بنور ربها، ويبلغ سلطانه المشرق والمغرب».
اكمال الدين، ص 163.
سوگند به آن كسى كه مرا به حق براى بشارت (به رحمت خويش) مبعوث فرموده، اگر جز يك روز از عمر عالم باقى نماند، هرآينه خداوند آن روز را آن چنان طولانى سازد تا در آن روز فرزندم مهدى از پرده غيبت خارج گردد، سپس روح الله عيسى بن مريم نازل گردد و پشت سر او نماز گذارد، و زمين به نور پروردگارش (از ظلمتهاى ظلم و تاريكيهاى فساد و جهل) به روشنائى گرآيد، و قدرت و حكومت او تا شرق و غرب عالم گسترش يابد.
l رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم):
«يا اُبى! طوبى لمن لقيه و طوبى لمن احبه و طوبى لمن قال به، ينجيهم من الهلكة وبالاقرار بالله وبرسوله و بجميع الائمة يفتح الله لهم الجنة، مثلهم فى الارض كمثل المشك الذى يسطع ريحه فلا يتغير ابداً، و مثلهم فى السماء كمثل القمر المنير الذى لايطفا نوره ابداً».
(عيون اخبارالرضا، ج 1، ص 59).
اى اُبى! خوشا به حال كسى كه با او ديدار نمايد، خوشا به حال آنكه او را دوست بدارد، خوشا به حال آنكه به او معتقد باشد، خداوند آنان را از هلاكت نجات بخشد، و بواسطه اقرار و اعتقاد به خدا و به رسولش و به تمام امامان، خداوند درهاى بهشت را برايشان بگشايد! آنان در زمين همانند مُشك اند كه بوى خوشش در فضا پخش و پراكنده گردد و هيچ گاه فاسد نشود، و در آسمان هم چون ماه درخشنده اند كه هيچ گاه خاموشى نمى پذيرد.
l رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم):
«يكون فى امتى المهدى، تنعم امتى فى زمانه نعيماً لم يتنعم مثله قط».
الزام الناصب، ص 163.
مهدى در امت من است و امتم در عصر او از موهبت و نعمت فراوان برخوردار گردند بگونه اى كه هيچ گاه آن چنان بهره مند نشده باشند.
l اميرالمؤمنين (عليه السلام):
«... ويذهب الشر و يبقى الخير و يزرع الانسان مداً و تخرج له سبعة امداد كما قال الله تعالى، و يذهب الزّنا و شرب الخمر، و يذهب الرّبا، و يقبل الناس على العبادات، و الشرع والديانة، والصلاة فى الجماعات، و تطول الاعمار، و تؤدى الامانات و تحمل الاشجار، و تتضاعف البركات، و تهلك الاشرار و تقى الاخيار ولايبقى من يبغض اهل البيت(عليهم السلام)»
(عقد الدرر به نقل از منتخب الاثر، ص 474).
شرّ از جهان رخت بربندد و خير و نيكى بجاى ماند و انسان يك مدّ بذر كشت نمايد و هفت مدّ برايش محصول دهد چنانچه خداى تعالى فرموده است. زنا و شراب و ربا از بين برود، و مردم به عبادت و ديانت و نماز جماعت روى آورند، عمرها طولانى، امانتها به صاحبانشا