Announcement
Collapse
No announcement yet.
Mojazat (An Iranian Story)
Collapse
X
-
گفتن آسان نیست، بویژه هنگامی که در این گفتن تنها هستی! وقتی که تنهایی، دهان گشودن خیلی سخت است، چون هیچ جهتی وجود ندارد: نه شمال، نه جنوب، نه درست، و نه نادرست ... در بیابانی بی دروپیکر، کسی قطبنمایی برایت نگذاشته که جهت حرفهایت را پیش از گفتن پیدا کنی، و درجه قابلپذیرش بودن آن را در بیرون خودت بسنجی. و هنوز نمی دانی آیا ناشی از ضعف توست، یا پوششی ناخودآگاه بر اشتباهات تو، یا اینکه نه خوب است، و نه بد، و تنها نیاز توست ... و بس! من هم بدون قطب نما می نویسم، باید بنویسم، زیرا که تنها نیستم. شاید خودم را تنها حس میکنم، اما زن بودن نمی تواند اینقدر یگانه و منحصر بفرد باشد! حتما تنها نیستم ... شاید دیگران هم مثل من سکوت کرده اند... ولی باید باور کنیم که ما در دردها و گناه ها و مجازات های گوناگون زن بودن تنها نیستیم. درون پر التهاب زنانه مان باید بپذیرد که زن بودن مترادف با گناهکار بودن نیست، و هر کردار را نمی توان با گناه و ثواب سنجید.
باید همه التهاب ها را با واژه هایی که با دست های ما آشنا هستند، روی طناب در آفتابی ترین قسمت حیاط پهن کنیم که رطوبت گناه خشک شود تا بتوانیم بفهمیم وقتی که تصمیم می گیریم، در واقع داریم روی چه چیزی تصمیم می گیریم... چه چیزی ما را آزار می دهد و تصمیمگیری ما را دشوار می کند ... چه گزینههایی برای تصمیمگیری داریم ...
زیرا در فضاهای تاریک احساسها و باورها، واژه ها جایی ندارند، اندیشه و فکر راهی ندارد، و نمی توان گزینه های تصمیم گیری را دید، و برداشت.
همیشه باید خودت انتخاب کنی: انسان بهتر می تواند پای تصمیمهای خودش بایستد، تا پای تصمیمهای دیگران. و حس های من همه تحمیلی بود که بر روی سر من جاری میشد، و سرچشمه اش شاید در زمزمه آواز کسانی بود که حروف میخی را بر سنگ نبشته حمورابی نقش می کردند ... شاید مشخصههای زمانی و مکانی سر این چشمه گم شده، اما خود آن هنوز در بطن همه ما جاری است ... دفعه بعد که از گورستانی عبور می کنید، خط های نانوشته روی سنگ قبرهای زنان را بخوانید ... و ... خواهید دید که چند تا از آن ها با حس های گناه مردهاند بی آنکه هرگز در میان واژه ها پرسشی را یافته باشند.
اما من را واژه ها از این باتلاق شنی بیرون میکشند، واژههایی که صبورانه مینشینند تا من آنها را ردیف کنم، و با آنها نقش احساسهایی را بسازم که به تاروپود گناه آویزان نیستند.
واژه هایی که اگر اندوه بخواهد به آنها بچسبد، سبک پرواز می کنند

Comment