Announcement

Collapse
No announcement yet.

Sepah-e Pasdaran

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • Sepah-e Pasdaran

    مشخصه های سپاه پاسداران
    سپاه پاسداران ابتدا یک سازمان سیاسی، عقیدتی و نظامی ـ امنیتی بود. سازمانی که از سه ضلع بهم پیوسته تشکیل میشد. ضلع سیاسی آن بمعنی دفاع از کلیت حکومت در مقابل مخالفین داخلی و خارجی بود. آنزمان در همین ارتباط در سپاه دفتر سیاسی دایر گردید، نشریه سیاسی انتشار یافت و استراتژی سیاسی تدوین شد و بخش جنبشهای رهائی بخش برای صدور انقلاب راه انداخته شد. ضلع ایدئولوژی آن به معنای پذیرش اسلام فقاهتی و عملکرد برپایه آن بود و ضلع سوم نظامی ـ امنیتی بود با هدف حفظ جمهوری اسلامی که به صورت گروهی شبه نظامی سازمان یافته بود.
    بخشی از بنیانگذاران سپاه به سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی تعلق داشتند و لذا سپاه در ابتدا از خصوصیات سیاسی ـ ایدئولوژیک ـ نظامی این جریان تاثیر پذیرفت.

    سپاه در طول جنگ
    در سالهای اول انقلاب بعد سیاسی - ایدئولوژیک سپاه غالب بود. اما بعد از آغاز جنگ، صورت نظامی - امنیتی سپاه برجسته شد و سپس با تشکیل وزارت اطلاعات و محول شدن امور امنیتی به آن و برحذر داشتن سپاه از سوی خمینی برای ورود به سیاست، چهره نظامی آن بر چهره های دیگر چیرگی یافت ( نسل دوم سپاه در راه محمد قوچانی ـ روزنامه شرق).
    سپاه در ابتدا بیشتر به نیروی پارتیزانی شباهت داشت تا یک ارتش منظم با سازمان هیرارشیک. در آنزمان سپاه فاقد درجات نظامی و سازمانبندی همانند ارتش بود(گروهان، گردان، هنگ، لشگر و سپاه). اما در جریان جنگ سپاه از یک نیروی پارتیزانی بیک ارتش منظم گذر کرد و سازماندهی همانند ارتش پیدا نمود.
    سپاه بخاطر نقشش در سرکوب نیروهای اپوزیسیون و در جنگ ایران و عراق و بجهت اعتماد سران نظام به آن، در تصمیم گیریهای کلان جمهوری اسلامی از جمله در زمینه امنیت کشور و سیاست خارجی در سالهای جنگ شرکت داده میشد.

    سپاه بعد از جنگ
    وضعیت سیاسی کشور بعد از جنگ تغییر کرد. جنگ حضور سپاه را در تصمیم گیریهای کلان کشور الزامی مینمود، اما بعد از جنگ چنین الزامی وجود نداشت. از سوی دیگر اپوزیسیون در جریان جنگ سرکوب شده بود، مجاهدین در حمله نظامی به شهرهای غرب کشور شکست سختی خورده و زندانیان سیاسی قتل عام شده بودند. بعد از جنگ سازندگی در دستور قرار گرفته بود. لذا موقعیت سپاه در ساختار قدرت تغییر پیدا کرد و نقش خود را بعنوان یک نیروی موثر در تصمیم گیریهای کلان کشور از دست داد.
    با این وجود سپاه بعد از پایان یافتن جنگ ایران و عراق در دو جهت حرکت کرد:
    ـ افزایش توان نظامی و تسلیحاتی و پرورش کادرهای متخصص
    ـ فعالیت اقتصادی تحت پوشش سازندگی.
    برای پیشبرد برنامه سپاه بودجه های کلانی توسط دولت رفسنجانی در اختیار آن قرار گرفت و خامنه ای به سپاه اجازه داد از طریق فعالیتهای اقتصادی به درآمدهای کلان دسترسی داشته باشد. سپاه هم در جهت گسترش تشکیلات خود، راه انداختن صنایع نظامی و دستیابی به تکنولوژیهای مدرن و پرورش کادرهای متخصص و هم راه انداختن قرارگاهها و شرکتهای مختلف برای فعالیت های اقتصادی حرکت کرد. در عین حال پروژه هسته ای در اختیار سپاه قرار گرفت.
    سپاه بعد از استعفای محمد خاتمی از وزارت ارشاد، وارد حوزه فرهنگی شد و در وزارت ارشاد و صدا و سیما حضور موثری بهم رساند.
    سپاه از ابتدای تشکیل آن بکار امنیتی میپرداخت و ارگانهای قدرتمندی را هم بوجود آورده بود. همچنانکه گفته شد امور امنیتی با تشکیل وزارت اطلاعات در اوائل دهه ۶۰ از سپاه جدا شد. در دوره خاتمی با ضربه خوردن وزارت اطلاعات در جریان قتلهای زنجیره ای، سپاه به دستور خامنه ای دوباره بکار اطلاعاتی روی آورد و اطلاعات موازی را راه انداخت و کنترل بر فعالیت جریانهای سیاسی، فعالین سیاسی، فرهنگی، روزنامه نگاران و دانشجوئی را بدست گرفت. بدین ترتیب سپاه دوباره وارد حوزه امنیتی گردید.

    سپاه و دخالت در سیاست
    سپاه از نیروهای سیاسی ـ نظامی تشکیل شده بود که دارای گرایشهای مختلف اجتماعی و سیاسی بودند. " نیم نگاهی به موسسان سپاه پاسداران ما را با شگفتی مواجه می سازد اگر نام محسن سازگارا را در آن ببینیم و شگفت زده تر خواهیم شد اگر در ادامه دریابیم محسن آرمین، مصطفی تاج زاده، محمدباقر ذوالقدر و یحیی رحیم صفوی روزگاری در یک نهاد با هم همکاری می کردند " ( نسل دوم سپاه در راه محمد قوچانی ـ روزنامه شرق).
    لذا اولین جناح بندی در جمهوری اسلامی در درون سپاه شکل گرفت و سپس به دولت و مجلس امتداد یافت. نیروهای تشکیل دهنده سپاه دارای گرایشهای چپ و راست بودند و در مقابل هم قرار داشتند. خمینی از شکل گیری چنین شکافی در درون سپاه و آنهم در جریان جنگ با عراق به واهمه افتاد. بهمین خاطر سپاه را از دخالت در سیاست برحذر داشت و عضویت نیروهای مسلح در جریانهای سیاسی را منع نمود. فرمان خمینی بعدا نیروهای انتظامی و امنیتی را هم دربر گرفت. در آنزمان استدلال میشد که: "نیروهای مسلح باید حافظ کلیت نظام و نگاهبان تمامیت ارضی کشور باشند و طرفداری آنها از جناحهای داخلی اولا تعارضات عالم سیاست را به داخل نیروهای مسلح میکشد و در ثانی جناحهای رقیب سیاسی را مجهز به ابزارهائی میکند که که با توسل به آنها میتوانند موقعیت خود را در مسند قدرت تثبیت کرده و در نهایت مانع جابجائی و تداول قدرت شوند."(سیاسی شدن نیروهای مسلح؟ سعید حجاریان).
    فرمان خمینی منجر به تدوین قوانینی شد که جلو سپاه پاسداران برای دخالت آشکار در سیاست را تا انتخابات مجلس پنجم گرفت. در مرحله اول انتخابات دوره پنجم مجلس عده ای از کاندیداهای کارگزاران سازندگی پیروز و یا به دور دوم راه یافتند. خامنه ای از نتایج مرحله اول انتخابات دوره پنجم مجلس احساس خطر کرد و" لیبرالها" را در سخنرانی خود زیر ضرب گرفت و به سپاه چراغ سبز نشان داد. بدنبال آن فرماند کل سپاه، فرمان عملیات سیاسی را در مراسم صبحگاه لشکر ۷ حضرت رسول صادر کرد و گفت: " ...ما در مرحله دوم باید به صحنه بیائیم و با رای خود نگذاریم لیبرالها و لو یک نفر اینها به مجلس بروند و بخواهند برای ملت و کشور مشکل درست کنند. ..."( کیهان ۲۹ فروردین سال ۱٣۷۵). بعد از انتخابات "حزب الله" طی بیانیه ای اعلام کرد که :"ما با تمام قوا به صحنه آمدیم و جریان انتخابات را به مسیر صحیح هدایت کردیم". و فرمانده سپاه هم از اولین "عملیات سیاسی این نیروی پرافتخار که در کارنامه آن ثبت و حفظ شد" صحبت کرد.
    بدین ترتیب سپاه بعد از جنگ برای نخستین بار بمثابه یک حزب سیاسی وارد صحنه انتخابات گردید و معادلات را بنفع جناح حاکم تغییر داد.

    برنامه سپاه برای قبضه قدرت
    سپاه گرچه در مرحله دوم انتخابات مجلس پنجم، آشکارا در امر سیاست دخالت کرد، ولی از اوائل دهه هفتاد برای قبضه قدرت سمت گرفته بود. سپاه در نخستین قدم عده ای از اعضای دفتر سیاسی سابق و برخی ازفرماندهان نظامی را به روزنامه کیهان روانه کرد و در گام بعدی به وزارت � فرهنگ و ارشاد اسلامی و صدا و سیما چنگ انداخت.
    انتخاب محمد خاتمی در دوم خرداد ۷۶ به ریاست جمهوری ، در برنامه سپاه برای قبضه قدرت وقفه بوجود آورد. با این وجود سپاه برنامه هایش را در اشکال دیگری پیش برد.
    سپاه بجهت خصوصیات، نوع شکل گیری و نیروهای تشکیل دهنده آن در سطح فرماندهی، حاضر نیست همانند ارتشهای کلاسیک تنها به فعالیت در حوزه نظامی اکتفا کند. سپاه توان و شایستگی خود را بیش از آن می بیند. در بین فرماندهان سپاه عطش سیری ناپذیر برای دخالت در امور سیاسی و کسب قدرت مشاهده میشود.
    سپاه با در نظر گرفتن نقشش در جنگ ایران و عراق و در سرکوب مخالفین و با توجه به فداکاری نیروهایش در جنگ و قربانیانی که در دفاع از کشور از دست داد، خود را صاحب انقلاب بهمن میداند. فرماندهان سپاه، بارها از فساد در درون روحانیت، ثروت اندوزی آقا زاده ها و از ناتوانی روحانیت در اداره کشور شکوه کرده اند و نارضایتی خود باطلاع خامنه ای رسانده اند. فرماندهان سپاه خودشان را متدین تر از آقازاده ها و متعهدتر از فقها نسبت به اسلام و انقلاب میدانند و بر لیاقت و شایستگی سپاه برای اداره کشور تاکید دارند.

    عوامل موثر در تقویت موقعیت سپاه پاسداران
    موقعیت سپاه پاسداران در طی دو دهه و نیم بجهات مختلف تقویت شده است. اما عوامل موثر در تقویت موقعیت سپاه در سطح کشور و در ساختار قدرت، در دوره جنگ و بعد از آن متفاوت بود:

    دوره جنگ ایران و عراق
    در جنگ های طولانی بخش مهمی از امکانات کشور در اختیار نیروهای نظامی قرار میگیرد و موقعیت نیروهای نظامی بخاطر دفاع از کشور در سطح جامعه و قدرت تقویت میشود. بگفته هارولد لاسول: ".....درگیری طولانی در یک جنگ تمام عیار که علاوه بر سازمانهای تخصصی رزمی، حجم عظیمی از واحدهای شبه نظامی را به صحنه میکشاند و از همه مولفه های قدرت ملی(اعم از جمعیت، ایدئولوژی، توان تولیدی، منابع اولیه ...) استفاده میشود، زمینه مستعدی را فراهم میکند که پس از پایان جنگ شاهد یک دولت پادگانی باشیم". (دولت پادگانی ـ هارولد لاسول).
    جنگ ایران و عراق جنگی بود طولانی تمام عیار که ٨ سال طول کشید. پایان جنگ به روی کار آمدن بلافاصله دولت پادگانی در ایران منجر نگردید، ولی توان رزمی سپاه در طول جنگ بالا رفت، ساختارهای آن تغییر کرد و موقعیت آن در ساخت قدرت تقویت گردید. در جریان جنگ بخش مهمی از امکانات کشور در اختیار سپاه قرار گرفت که سپاه بعد از جنگ از آن بهره های فراوانی برد( از جمله در فعالیتهای اقتصادی).
    سپاه در طول جنگ از یک نیروی پارتیزانی بیک ارتش گسترده فراروئید و صاحب سازمان وسیع و کادرهای نظامی گردید. جنگ طولانی مدت ایران و عراق به شکل گیری نیروی شبه نظامی بسیج انجامید که تحت فرماندهی سپاه قرار گرفت و بعد از جنگ هم بحیات خود ادامه داد.

    دوره بعد از جنگ ایران و عراق
    در دوره ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی و بویژه محمد خاتمی عوامل زیر در تقویت بیش از پیش موقعیت سپاه در ساختار جمهوری اسلامی موثر بودند:

    ۱. تکیه به نیروی نظامی
    خمینی بعنوان رهبر انقلاب اسلامی از مشروعیت کاریزماتیک و سنتی و از حمایت گسترده مردم برخورد بود. خامنه ای که بعد از او در مقام ولی فقیه قرار گرفت، از چنین خصوصیتی برخوردار نبود.
    بعد از خمینی بتدریج شکاف بین دولت ـ ملت فعال شده، گروههای مختلف اجتماعی از جمهوری اسلامی فاصله گرفته و پایگاه اجتماعی رژیم تضعیف و مقبولیت آن در بین مردم سیر نزولی پیمود. در دوره ریاست جمهوری رفسنجانی ما شاهد گسترش نارضایتی در بین گروههای مختلف اجتماعی بودیم. نارضایتی ها در شورش مردم شهرهای شیراز، مشهد، اراک، قزوین و اسلام شهر جلوه گر شد. در انتخابات دوم خرداد نیز جوانان، زنان و طبقه متوسط شهری به کاندیدای ولی فقیه و جناح حاکم "نه" گفتند. این انتخابات و انتخابات مجلس و شورای محلی نشان داد که پایگاه اجتماعی رژیم بشدت تضعیف شده است.
    سران جمهوری اسلامی بخاطر فقدان مشروعیت رژیم و تضعیف پایگاه اجتماعی آن و برای سرکوب شورشها و اعتراضات مردم به سپاه متوسل شدند و همانند حکومت های مستبد برای حفظ قدرت راه را برای قدرت گیری سپاه در ساختار سیاسی هموار کردند و امتیازات متعددی برای سپاه و فرماندهان آنها در نظر گرفتند. علیرضا علوی تبار در سخنرانی در مراسم اعتصاب غذا در دفتر مرکزی جبهه مشارکت بر این نکته دست گذاشت و گفت: "امام خمینی بعنوان رهبر انقلاب اسلامی هم مشروعیت کاریزماتیک داشت و هم مشروعیت سنتی، ضمن آنکه از مقبولیت مردمی بالائی برخوردار بود. اما پس از ایشان، مشروعیت کاریزماتیک از بین رفت، مشروعیت سنتی شکل نگرفت و مقبولیت مردمی نیز سیر نزولی پیدا کرد. همین امرباعث نگرانی کانون قدرت نسبت به ادامه حیات خود شد و بستر نظامی گری را فراهم ساخت." او اضافه کرد: "امام خمینی اعتماد به نفس خاصی داشت که او را کمابیش در قبال مسائل بیرونی واکسینه میکرد. در حالی که این اعتماد به نفس بعد از ایشان از بین رفت و بهمین خاطر تلاش میشود با ژست های نظامی خاص، حقارت شخصی پوشانده شود".



  • #2
    ۲. اصلاحات
    با راه افتادن روزنامه های منتقد در دوره اول ریاست جمهوری خاتمی و با پیروزی پی در پی اصلاح طلبان حکومتی در انتخابات ریاست جمهوری، شوراهای محلی و انتخابات دوره ششم مجلس شورا، خامنه ای و جناح محافظه کار احساس خطر کردند. جناح محافظه کار از جمله روحانیت برای مقابله با اصلاح طلبان حکومتی و جلوگیری از پیشروی آنها، میدان را برای خامنه ای، راست افراطی و سپاه باز کردند. خامنه ای با اتکا به سپاه و ارگانهای امنیتی وابسته به سپاه به جنگ روزنامه ها و فعالین سیاسی رفت.
    جریان راست افراطی در مقابله با اصلاح طلبان حکومتی، جنبش دانشجوئی، روزنامه نگاران، فعالین ملی ـ مذهبی، نهضت آزادی و نیروهای سکولار ابتکار عمل را بدست گرفت. در این روند موقعیت راست افراطی در ساختار حکومتی تقویت گردید. تقویت موقعیت راست افراطی بمنزله تقویت سپاه بود و تقویت موقعیت سپاه هم بمنزله نیرو گرفتن راست افراطی.

    ٣. حضور امریکا در منطقه
    دولت بوش با حضور در افغانستان، عراق و دیگر کشورهای منطقه، جمهوری اسلامی را به محاصره در آورده است. سران جمهوری اسلامی در طی چند سال شدیدا نسبت به حمله نظامی امریکا احساس خطر میکردند. یکی از عواملی که راه را برای گسترش نظامی گری و تقویت موقعیت سپاه در ساخت قدرت باز کرد، تهدید نظامی ایران توسط امریکا و دولت اسرائیل و طرح خاورمیانه بزرگ بود.

    ۴. موفقیت سپاه در عراق
    در درون جمهوری اسلامی برای مقابله با خطر حمله نظامی امریکا دو سیاست مطرح بود:
    ـ سیاست همکاری با امریکا در عراق
    ـ سیاست زمین گیر کردن امریکا در عراق
    دولت خاتمی و اصلاح طلبان بر پیشبرد سیاست اول پای میفشردند و سپاه بر سیاست دوم. نظر سپاه این بود که اگر امریکا در عراق موفق شود، نوبت بعدی ایران خواهد بود. لذا باید امریکا را در عراق زمین گیر کرد تا نتواند به ایران حمله کند. در این چالش خامنه ای طرف سپاه را گرفت و پیشبرد این سیاست را به سپاه پاسداران سپرد. در این ارتباط حتی به وزارت امورخارجه اجازه داده نشد که برای عراق سفیر تعیین کند. سپاه سفیر جمهوری اسلامی در عراق را تعیین کرد.
    سپاه این ماموریت را به سپاه قدس که سپاه فرامرزی است، محول کرد. سپاه قدس برنامه خود را در دو سو پیش برد. یکسو کمک به جریانهای تروریستی و سوی دیگر کمک به جریانهای مذهبی ـ سیاسی طرفدار جمهوری اسلامی.
    سپاه پاسداران زمین گیر شدن دولت بوش در عراق را که قابل پیش بینی بود و دلایل متعددی داشت، بدرجاتی بحساب خود نوشته است. سپاه عملکرد خود را در عراق بعنوان برگ برنده بحساب می آورد. سران سپاه بر این نظرند که تحلیل مدیران سیاسی از موقعیت امریکا در عراق نادرست از آب درآمد و تحلیل آنها درست. آنها معتقدند که سیاست اشان در عراق موفقیت آمیز بود و امریکا در عراق به طور کامل شکست خورده است. یحیی رحیم صفوی فرمانده سپاه پاسداران میگوید: " طرحهای استکبار جهانی به رهبری امریکا در عراق بطور کامل با شکست مواجه شده است. امریکائی ها میخواستند با روی کار آمدن یک دولت لائیک و دولت سازی لائیک که مدلی از دمکراسی غربی باشد، دمکراسی غربی را در خاورمیانه ترویج دهند و طرح خاورمیانه بزرگ را به دنیا ارائه دهند." و اضافه میکند:"هزینه های اقتصادی، تلفات نظامی و هزینه های سیاسی در عراق به منفعت سیاسی و ساختار دلخواه امریکائی ها تبدیل نشد. نه پارلمان، نه دولتی که بعد از چهار سال در عراق بروی کار آمده و نه قانون اساسی عراق مطلوب امریکا نیست و برنده اصلی میدان عراق مراجع عظام و تفکر اسلام ناب محمدی است"(سخنرانی سرلشگر یحیی رحیم صفوی در دومین روز همایش مسئولان و مدیران نمایندگی ولی فقیه در سپاه). او در این سخنرانی میگوید که طرحهای امریکا در لبنان هم شکست خورد و نتوانست حزب الله را خلع سلاح کند و دولت لبنان حزب الله را بعنوان یک مقاومت پذیرفت. او به پیروزی حماس در فلسطین هم اشاره میکند.

    ۵. تقویت موقعیت جمهوری اسلامی در منطقه
    موقعیت جمهوری اسلامی در منطقه نسبت به چند سال قبل تغییر کرده است. با برکناری طالبان و صدام حسین ـ دو دشمن جمهوری اسلامی ـ و زمین گیر شدن امریکا در عراق، پیروزی حماس در فلسطین و پیشبرد پروژه هسته ای از یکسو و از سوی دیگر با روی کارآمدن راست افراطی و یکدست شدن حاکمیت، موقعیت جمهوری اسلامی در منطقه تقویت شده است. بهمین خاطر جمهوری اسلامی در حال حاضر خود را قدرت منطقه ای بحساب میآورد و خواهان برسمیت شناخته شدن آن از جانب امریکا و اتحادیه اروپا است. سپاه تقویت موقعیت جمهوری اسلامی در منطقه را در درجه اول مرهون سیاستها و اقدامات خود میداند.

    Comment


    • #3
      inam nazare onvaria


      تشكيل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي
      :
      نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


      صادق هدايت؛ بوف کور

      Comment


      • #4
        متن نامه فرماندهان سپاه به خاتمي در سال 78

        رياست محترم جمهوري حضرت حجت‌الاسلام ‌والمسلمين جناب آقاي سيدمحمد خاتمي؛
        با عرض سلام و خسته نباشيد به استحضار مي‌رساند:
        به‌دنبال حوادث اخير به عنوان مجموعه‌اي از خدمتگزاران دوران دفاع مقدس ملت شريف ايران، وظيفه‌ی خود دانستيم مطالبي را خدمت حضرت‌عالي دانشمند ارزشمند عرضه بداريم. اميدواريم با سعه‌ی صدر و شعار ارزشمند توأم با سيره‌اي كه تبليغ مي‌فرماييد (شنيدن هر سخن و ايده‌ ولو مخالف) به اين موضوع كه شايد درد هزاران زجركشيده‌ی انقلاب باشد كه امروزه به‌دور از هرگونه خط و خطوط با چشمي نگران، مسائل و حوادث انقلاب را مي‌نگرند و سكوت،

        مسامحه و ساده‌انگاري مسئولين كه از بركت خون هزاران شهيد بر مسند نشسته‌اند، متحير و متعجب‌اند.
        جناب آقاي خاتمي، قطعاً همه‌ی ما حضرت‌عالي را انساني وارسته، انقلابي، متدين و داراي ريشه‌ی عميق ديني در حوزه و دلسوز به انقلاب دانسته و مي‌دانيم، اما نحوه‌ی برخورد با حوادثي كه همه‌ی ما شاهد شادي و رقص دشمنان پيرامون آن هستيم و در اولويت قرار دادن پيگيري برخي اشتباهات و تخلفات و بزرگ كردن آنها در مقابل عدم توجه و يا كوچك جلوه دادن برخي ديگر از همين نمونه قانون‌شكني و هتك حرمت و فشار، باعث شده است جريان‌هاي معاند با انقلاب گستاخ‌تر و در مقابل آن، مدافعان انقلاب محافظه‌كارانه و با دلزدگي توأم با نااميدي، هر روز تحقير شده و به ثمره‌ی اين همه خون نگريسته و انگشت خود را با تاسف و تاثر مي‌گزند.
        جناب آقاي رئيس‌جمهور، حمله به كوي دانشگاه همان‌طوري كه رهبر بزرگوار و مظلوم اين انقلاب فرمودند امري ناپسند، زشت و بد بود و علي‌رغم اين‌كه سخت‌ترين و تندترين برخوردها با آن انجام پذيرفت اما همه‌ی مردم به دليل ناپسندي عمل انجام شده اين برخوردها را پذيرفته و بر آن صحه گذاردند، اما سؤال مهم و پرابهام اين است كه آيا فاجعه فقط
        همين بود؟
        صرفاً همين موضوع قابل پيگيري و توجه و اعتراض و تحصن است كه چند وزير به خاطر آن استعفا دهند، شوراي امنيت تشكيل جلسه بدهد و گروه تحقيق تشكيل گردد، اما آيا حرمت‌شكني و توهين به مباني اين نظام، تاسف و پيگيري ندارد؟ آيا حريم ولايت فقيه كم‌تر از كوي دانشگاه است؟ آيا حريم امام، آن انسان كم‌نظير، كم‌تر از جسارت به يك دانشجو است؟ آيا چند روز امنيت كشور را دچار اخلال كردن و به هر مؤمن و متدين حمله كردن و آتش زدن فاجعه نيست؟ آيا زير سئوال بردن جمهوري اسلامي، اين يادگار ده‌ها هزار شهيد و شعار عليه آن دادن فاجعه نيست؟
        جناب آقاي خاتمي، چند شب پيش وقتي گفته شد عده‌اي با شعار عليه رهبر معظم انقلاب به سمت مجموعه‌ی شهيد مطهري در حركت‌اند، بچه‌هاي كوچك ما در چشم ما نگريستند، انگار از ما سؤال مي‌كردند غيرت شما كجا رفته است؟
        جناب آقاي رئيس‌جمهور، امروز وقتي چهره‌ی رهبر معظم انقلاب را ديديم مرگ خودمان را از خداوند طلب كرديم چون كه كتف‌هايمان
        بسته است و خار در چشم و استخوان در گلو بايد ناظر پژمرده شدن نهالي باشيم كه حاصل 14 قرن سيلي و زجر شيعه و اسلام است.
        جناب آقاي خاتمي، شما خوب مي‌دانيد، در عين توانمندي به‌خاطر مصلحت‌انديشي دوستان ناتوانيم. چه كسي است كه نداند امروز منافقين و معاندين دسته دسته به نام دانشجو به صف اين معركه مي‌پيوندند و خودي‌هاي كينه‌جو و منفعت‌طلب كوته‌نظر آتش‌بيار آن شده‌اند و براي تهييج آن، از هر سخن و
        نوشته‌اي دريغ نمي‌كنند؟
        جناب آقاي خاتمي، تا كي با اشك بنگريم و خون دل بخوريم و با هرج و مرج و توهين، تمرين دموكراسي كنيم و به قيمت از دست رفتن نظام صبر انقلابي داشته باشيم؟
        جناب آقاي رئيس‌جمهور، هزاران خانواده‌ی شهيد و جانباز و رزمنده به شما رأي دادند كه رأي آن‌ها مدال سينه شماست. آن‌ها از شما انتظار برخورد منصفانه با اين مسائل را دارند و ما امروز رد پاي دشمن را در اين حوادث به خوبي مي‌بينيم و قهقهه‌ی مستانه را مي‌شنويم. امروز را دريابيد كه فردا خيلي دير است و پشيماني فردا غيرقابل جبران است.
        سيدبزرگوار، به سخنراني به ظاهر دوستان و خودي‌ها در جمع دانشجويان بنگريد، آيا همه‌ی آن گفته‌ها تشويق و ترغيب به هرج و مرج و قانون‌شكني نيست؟
        آيا معناي سال امام (ره) همين بود؟ آيا به همين صورت مي‌توان ميراث گرانبهاي او را حفظ كرد و آيا بي‌توجهي تعداد اندكي به نام حزب‌الله مجوزي است براي شكستن سر هر متدين و هتك حرمت آن؟
        جناب آقاي خاتمي، رسانه‌ها و راديوهاي دنيا را بنگريد، آيا صداي دف و دهل آن‌ها به گوش نمي‌رسد؟
        جناب آقاي رئيس‌جمهور، اگر امروز تصميم انقلابي نگيريد و رسالت اسلامي و ملي خودتان را عمل نكنيد، فردا آن‌قدر دير و غيرقابل جبران است كه قابل تصور نيست.
        در پايان با كمال احترام و علاقه به حضرت‌عالي اعلام مي‌داريم كاسه‌ی صبرمان به پايان رسيده و تحمل بيش از آن را در صورت عدم رسيدگي، بر خود جايز نمي‌دانيم.
        فرماندهان و خدمتگزاران ملت شريف ايران در دوران دفاع مقدس: غلامعلي رشيد ـ عزيز جعفري ـ محمدباقر قاليباف ـ قاسم سليماني ـ جعفر اسدي ـ احمد كاظمي ـ محمد كوثري ـ اسدالله ناصح ـ محمد باقري ـ غلامرضا محرابي ـ عبدالحميد رئوفي‌نژاد ـ نورعلي شوشتري ـ دكترعلي احمديان ـ احمد غلامپور ـ‌ يعقوب زهدي ـ نبي‌الله رودكي ـ علي فدوي ـ غلامرضا جلالي ـ امين شريعتي ـ‌ حسين همداني ـ اسماعيل قاآني ـ علي فضلي ـ‌ علي زاهدي ـ مرتضي قرباني
        نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


        صادق هدايت؛ بوف کور

        Comment


        • #5
          بخش هائی از مصاحبه مصطفی تاج زاده با "ايلنا"( عناوين از پيك نت است)
          حزب پادگانی
          سياه لشكر اسلام امريكائی

          مصطفی تاج زاده عضو شورای مركزی جبهه مشاركت و معاون سياسی وزارت كشور در كابينه محمد خاتمی با خبرگزاری ايلنا گفتگوئی نسبتا مشروح كرده است. او كه صابون شورای نگهبان بارها به تنش خورده، دراين مصاحبه نسبت به آزاد برگزار شدن انتخابات خبرگان و شوراها با ترديد بسيار سخن گفته است. او نگفته، اما در سينه مطبوعات ثبت است، آن سخنرانی رهبر در بندرعباس، هنگام برگزاری انتخابات دوره گذشته شوراها كه درآن با اشاره به حضور ملی مذهبی ها بعنوان كانديداها، در روز رای گيری گفت: "حتی اگر انتخاب شوند، اشتباه شده و بايد رد صلاحيت شوند!"

          تاج زاده دراين مصاحبه "تحريم" انتخابات را گزينه ای تقريبا قطعی در صورت گسترش رد صلاحيت ها و دخالت حزب پادگانی درانتخابات اعلام كرد. سكوت رئيس جمهور دربرابر مرگ دو زندانی سياسی در زندان، توقيف روزنامه شرق، درخواست دمكراسی برای جهان و سركوب آزادی در ايران، سلطه اسلام امريكائی بر كشور و تبديل جزوه امنيتی "شبيخون فرهنگی” به كارپايه فرهنگی دولت احمدی نژاد و سرانجام، انگيزه مهم بازانتشار نامه پايان جنگ آيت الله خمينی از سوی هاشمی رفسنجانی، از نكات مطرح شده دراين مصاحبه است كه می خوانيد:






          هيچ نشانه ای دال بر اينكه می خواهند انتخابات آزاد و عادلانه برگزار كند وجود ندارد. چون نمی*‏خواهند انتخابات آزاد برگزار كنند اصلاح*‏طلبان را در هيات*‏های نظارت راه نمی*‏دهند و حتی خبرنگاران را از ورود به ستاد انتخابات منع می*‏كنند.



          " تاج*‏زاده درباره انتخابات اول شوراها با دور زدن آرشيو خبرهای سفر رهبر در همان زمان به بندرعباس و اعلام مخالفتش با تائيد صلاحيت ملی مذهبی ها گفت: آزادترين انتخابات كشور در دور دوم شوراها برگزار شد، در اين انتخابات حتی يك نفر به دليل اعتقاداتش رد صلاحيت نشد. "

          رهبر جمهوری اسلامی در جريان آن انتخابات و در روز رای گيری، درحاليكه خود به بهانه دور بودن از محل اسكانش در تهران رای نداد، با اشاره به تائيد صلاحيت ملی مذهبی ها و وابستگاه نهضت آزادی اعلام كرد: "كسانی كه صلاحيت نداشته اند و به اين انتخابات راه پيدا كرده اند، حتی اگر انتخاب شوند صلاحيتشان رد خواهد شد." بنابراين انتخاباتی كه می خواهد برای شوراها و خبرگان برگزار شود، در جهت همان اهداف رهبر كه در جمله خود او در بالا خوانديد برگزار خواهد شد، زيرا حاكميت باصطلاح يكدست دراختيار اوست.

          تاج زاده درادامه مصاحبه خود گفت:

          ما با تحريم و يا شركت بدون قيد و شرط در انتخابات معتقد نيستيم و تحت هر شرايطی در انتخابات شركت نمی*‏كنيم. اگر انتخابات غير آزاد و ناعادلانه باشد ممكن است مثل مجلس*‏هفتم بگوئيم در انتخابات شركت نمی*‏كنيم، البته مثل برخی گروهها نيستيم كه از ابتدا دلسرد بوده و اعلام می*‏كنند كه انتخابات را تحريم می*‏كنيم، استراتژی اصلاح*‏طلبان مشاركت مشروط در انتخابات است.

          اگر انتخابات آزاد, عادلانه و سالم نباشد در آن شركت نمی*‏كنيم و اگرشرايط را مساعد ببينيم آن را تحريم می*‏كنيم. يعنی اگر همه اصلاح*‏طلبان حاضر باشند، اين گزينه قابل بررسی است كه از مردم بخواهيم در انتخابات شركت نكنند.

          كانديداهای اصلاح طلبان اكنون به صورت فعال در انتخابات ثبت نام می*‏كنند و صبر می*‏كنيم تا ببينيم بررسی صلاحيت*‏ها و نحوه مواجهه دولت و مجلس با انتخابات چگونه است، بعد تصميم می*‏گيريم كه چه كار كنيم.

          تاج*‏زاده افزود: خوبی انتخابات شوراها اين است كه از شورای نگهبان در آن خبری نيست، بنابراين معلوم می*‏شود احمدی*‏نژاد كه در سازمان ملل جهان را به عدالت، مهرورزی و حفظ كرامت انسانی دعوت می*‏كند، چقدر حاضر است به سوگندی كه خورده در مورد اجرای قانون اساسی وفادار بماند و حالا اگر از تضيع حقوق شهروندان در بخش*‏های ديگر حكومت جلوگيری نمی*‏كند حداقل حقوق آنها را ضايع نكند. اگر كميسيون تحقيق و تفحص تشكيل نمی*‏دهد كه ببيند چرا دو زندانی سياسی طی يك ماه در زندان فوت كرده*‏اند، چون دخالت در كار قوه قضاييه است، حداقل مجريان انتخابات نامزدهای رقيب را قلع و قمع نكند تا بتواند بگويد به حقوق مردم تعرض نكرده*‏ام و مثل روزنامه شرق نشود كه وزارت ارشاد پرچمدار تعطيلی*‏اش بود نه قوه قضاييه.

          اميدواريم به گونه*‏ای عمل نشود كه جامعه ايرانی و جهانی با اين دوگانگی مواجه شود كه احمدی*‏نژاد پيام آور دموكراسی برای جهان و استبداد برای ايرانيان در داخل است. زشت است كه دولت ايران در عراق و افغانستان با حضور يك ارتش بيگانه خواهان برگزاری انتخابات آزاد باشند اما پس از 27 سال از پيروزی انقلاب بگويند مردم ما هنوز شايستگی برگزاری يك انتخابات آزاد را ندارند و اگر انتخابات آزاد برگزار شود، عناصر منحرف را انتخاب می*‏كند.



          در همين مصاحبه، تاج زاده در باره انتشار دوباره نامه آيت الله خمينی درباره قبول آتش بس در جنگ عراق توسط هاشمی رفسنجانی گفت:

          اين نامه قبلا علنی شده بود، ولی با توجه به تحريفاتی كه درباره جنگ داشت صورت می*‏گرفت، انتشارآن ضرورت داشت. امام نيز خواسته بود كه در زمان مناسب مساله جنگ مورد ارزيابی واقع شود و اگر اين كار نشود، امكان درس نگرفتن از گذشته فراهم نمی*‏شود.

          سخنگوی دولت "الهام" گفته است "در مورد جنگ ناگفته*‏ای وجود ندارد". اما واقعيت اينطور نيست. در مورد جنگ ابهامات و ناگفته*‏های زيادی وجود دارد كه بايد در مورد آن بحث شود و انتشار اين نامه می*‏تواند به شروع اين حركت كمك كند تا معلوم شود چه تصميمات غلطی در اين دوره گرفته شده كه می*‏تواند درسی برای امروز ما باشد. »

          در ادامه همين بخش از مصاحبه، تاج زاده بی آنكه مستقيما نام "مصباح يزدی” را بيآورد فاش ساخت:



          عصبانيت مخالفان انتشار دوباره نامه توسط آقای هاشمی هم ناشی از افشا شدن خط تبليغاتی انحرافی و گمراه*‏كننده*‏ای است كه پرچمدارش در دوره امام منزوی بود و پس از امام سعی می*‏كند در موسساتی بنام امام( موسسه كنونی مصباح يزدی در قم) ايده های مطرود خود را در جريان انقلاب و جنگ به نام امام تثبيت و تبليغ كند. به اين سوال همه پاسخ نمی*‏دهند كه در دوران امام و جنگ كجا بودند؟ يك جا را نشان دهند كه در جبهه*‏ها حضور داشتند و در دفاع ار مواضع امام صحبت كرده*‏اند، حالا با قبل از انقلاب*‏شان كاری نداريم. اينها با خود دفاع مقدس مخالف بودند، حالا مدافع ارزش*‏های آن شده اند!

          آنها آگاهانه تلاش می*‏كردند امامی را كه خودشان می*‏پسندند و كارهای آنها را تاييد می كند، تبليغ كنند. چون به تنهايی فاقد توانايی مشروعيت*‏بخشی به خودشان هستند، اما با نامه امام- كه معلوم شد مشی امام با آنها متفاوت است- به شدت با بحران مشروعيت در بين طرفداران خود مواجه شدند و به همين دليل هم عصبانی شدند، و گرنه نگران جمهوری اسلامی نيستند كه تضعيف شود. بايد بررسی شود چه عواملی باعث شد تا نوشيدن جام زهر تنها راه نجات كشور و جمهوری اسلامی شد.

          آنها كه می گويند انتشار اين نامه موجب تضعيف نيروهای مسلح است، بهتر است حزب پادگانی را تعطيل كنند و مانع دخالت نظاميان در انتخابات و سياست شوند تا نيروهای مسلح تضعيف نشوند.



          تاج زاده در باره گزارش تحقيق و تفحص مجلس از عملكرد وزارت ارشاد دولت اصلاحات نيز گفت: بعد از رحلت امام (ره) موضوعی در ايران مطرح شد به نام تهاجم فرهنگی و شبيخون فرهنگی كه به يك خطر جهانی اشاره می*‏كرد، اما از آن نتايج غلطی *‏گرفته شد، اينكه فرهنگ مسلطی در سطح وسيع در حال تبليغ است و هنوز هم تبليغ می*‏شود و رقيبی را برنمی تابد، يكسانی فرهنگی را هدف قرار داده است. پس بايد در برابر آن مقاومت كرد، همه درمورد اين مساله هم نظر بودند و حتی برخی كشورهای اروپايی مثل فرانسه هم همين نظر را داشتند.

          - اما در ايران - نتيجه*‏ای كه از اين ديدگاه گرفتند، اين بود كه چون آمريكا قصد دارد جهان را آمريكايی *‏كند، ما بايد بيگير و بند راه بياندازيم و نظارت كنيم بر مطبوعات، كتاب و فيلم و اجازه ندهيم فضای آزادی ايجاد شود. اين جهت*‏گيری نقطه مقابل حساسيتی بود كه امام داشتند و بيشتر نگرانی*‏شان در دو سال آخر عمرشان در مورد تحجر و خرافات و اسلام سرمايه*‏داری يا آمريكايی بود در حالی كه اينان به نام دين و اسلام و ارزش*‏های انقلاب و جنگ آمده اند. مدتی پس از رحلت امام, موسسه كيهان عليه وزارت ارشاد خاتمی جزواتی را تهيه كرد تا ثابت كند كه در حوزه كتاب, فيلم و مطبوعات بی*‏بند و باری در حال رواج است و وزارت ارشاد در اين مورد سهل*‏انگاری می*‏كند و اين مساله آينده كشور را تهديد می*‏كند.

          خاتمی ضمن تاكيد بر ارزش*‏های اسلامی و انقلابی و در اعتراض به مخدوش شدن حقوق و آزادی اصحاب فرهنگ وهنر از وزارت ارشاد استعفا داد و آقای لاريجانی و سپس مير سليم جای ايشان را گرفتند. با اين كه همفكرانشان اذعان داشتند به اين كه وضع فرهنگی جامعه ما بدتر شده اما هيچ آنان را عامل تهاجم فرهنگی نخواند.

          سال 76 كه مردم با رای خود نشان دادند كه انديشه خاتمی را می*‏پسندند، حساسيت روی مسائل سياسی، فرهنگی بيشتر شد. در مجلس*‏پنجم هنگام معرفی اعضای كابينه وزارتخانه*‏های فرهنگی و سياسي( آقايان مهاجراني, معين, نوری ) بيشترين انتقاد را به خود اختصاص دادند. پاسخ خاتمی اين بود كه اگر مردم انتقادات نمايندگان به اين سه نفررا قبول داشتند كه ايشان رای نمی*‏آورد. آقای خاتمی چون بيشتر به معنويت فرهنگي, آگاهی جامعه و تضارب آرا معتقد است و آن را راه صحيح دفاع از استقلال فرهنگی و شكوفايی فرهنگی می*‏داند، رای آورد و اگر به محدوديت و بگير و ببند اعتقاد داشت، نه استعفا می*‏داد و نه در انتخابات رياست*‏جمهوری رای می*‏آورد.

          بعد از تشكيل كابينه خاتمی نيز فشارها بر بخشهای فرهنگی و سياسی دولت زياد بود و اين آقايان نوری و مهاجرانی استيضاح شدند.

          (تاج زاده اشاره به طرح قتل اين دو در پايان يكی از نماز جمعه های تهران نمی كند كه سردار نقدی رهبری عمليات را برعهده داشت و آن دو با هوشياری توانستند جان خود را نجات دهند. شرح اين ماجرا را فائزه هاشمی دختر هاشمی رفسنجانی بعنوان شاهد صحنه در دادگاهی كه به همين منظور تشكيل شده بود بيان داشت، اما با برپائی جنجال های جديد سياسی اين دادگاه و نتيجه آن نيز به فراموشی سپرده شد و سردار نقدی اكنون با فرمان احمدی نژاد رئيس ستاد مبارزه با قاچاق و مفاسد اجتماعی است!)

          تاج زاده ادامه داد: آنها مطرح كردند كه مشكل اصلی وزارت ارشاد شخص مهاجرانی است. گزارش تحقيق و تفحص مجلس*‏هفتم ثابت كرد مشكل آنها مهاجرانی نيست، آنها كل دوران اصلاحات را زير سوال كشيده اند.*‏ حتی عملكرد آقای مسجدجامعی را كه به هيچ وجه در جامعه ما به عنوان فردی راديكال و سياسی شناخته نمی*‏شود زير سئوال بردند، آنها با شخص مشكل ندارد، حتی با شخص خاتمی آنها مشكل*‏شان نگاهی است كه خاتمی دارد.




          Comment


          • #6
            البته، اين در حالی است كه راهبرد های آقايان به پايان رسيده است. برای مثال آقای خوش*‏چهره مشاور و سخنگوی آقای احمدی*‏نژاد در دوران انتخابات رياست*‏جمهوری به طور علنی اعلام كرده است كه تا سال انتخابات رياست*‏جمهوری نهم نگران اين بوديم كه اصلاح*‏طلبان سكولار بخشی از حكومت را لائيك كنند، اما از زمانی كه احمدی*‏نژاد سر كار آمده به دليل ناكارآمدی و مشكلاتی كه حكومت ايجاد كرده است، نگرانيم كه كل جامعه لائيك شود. آقای ابوطالب هم رسما از سينماگران كشور عذرخواهی و اعلام كرد كه اين تحقيق و تفحص حداقل در حوزه سينما به هيچ وجه كار كارشناسی نداشته است، بلكه گزارشی است كه از قبل با ديدگاه خاصی تهيه و به نام نمايندگان مجلس منتشر شده و اعتراض هنرمندان را برانگيخته است.

            امروز مشاوران احمدی*‏نژاد اعلام می*‏كنند كه روش*‏های بگير و ببند در بيست و هفت سال گذشته در حوزه فرهنگی جواب نمی*‏دهد و به همين دليل هم با معضلات مذكور برخورد قاطع نمی*‏كنند. چون می*‏گويند كه اين روش فايده*‏ای ندارد بلكه معضلات را تشديد هم می*‏كند، حتی آقای شمقدری مشاور احمدی*‏نژاد گفته*‏اند كه بايد تحقيق شود كه آيا در زمان پيامبر حجاب اجباری بوده است يا نه؟ چون احساس می*‏كنند با اجبار نمی*‏توان ارزش*‏های فرهنگی را ترويج كرد و نتيحه عكس می*‏دهد.
            حرف*‏هايی را كه سال 69 - 70 تحت جزوه شبيخون فرهنگی اعلام كردند، حالا بعد از 15 سال به گزارش تحقيق و تفحص وزارت ارشاد دولت خاتمی تبديل كرده اند و به همين دليل است كه افكار عمومی احساس ميكند حرفی جدی در آن زده نشده است.

            يكی از مسائل بزرگی كه حكومت يكدست با آن مواجه است، اين است كه چرا در مواجهه با ناهنجاری*‏های فرهنگی كاری انجام نمی*‏دهد. بعضی پاسخ می*‏دهند كه دولت قبلی آنقدر فضا را خراب كرده است كه امكان اصلاح آن وجود ندارد. سئوال اين است كه اگر اصلاح امكان*‏پذير نيست شما چرا تلاش می كنيد به هر قيمت سر كار بيائيد؟ حزب پادگانی چرا فعال شد و چرا اين همه هزينه داده شد تا شما سر كار بياييد و بگوييد نمی*‏شود كاری كرد؟! حرف ما اين است كه می*‏شود كار كرد اما نه با روش*‏های اجباری و ارائه چهره خشن و سركوبگر از اسلام.

            Comment


            • #7
              یک گزارش دریافتی

              آماده باش جنگی

              اجرای طرح آگاه سازی

              فرمانده درجه 1 و 2

              مخالفان وسوسه پیروی از کره شمالی:

              سکوت امریکا دربرابر کره، برای انداختن ما به تله است!



              خلبان ها را آماده عملیات انتحاری می کنند و واقعیات مربوط به قدرت ناو "آیزنهاور" به اطلاع واحدهای سپاه می رسد. مجلس نیز با دستوری که از بالا رسید، در یک نشست و برخاست توام با سکوت و بهت، بودجه 5ر4 میلیاردی واردات بنزین را تصویب کرد.



              این گزارش نیز از داخل کشور دریافت شده:

              سانسور شدید اخبار که در روزهای گذشته شدیدترهم شده نشان می دهد اوضاع هر چه بیشتر به سمت بحران می رود. در روزهای اخیر بتدریج و طبق یک برنامه منظم دارند فرماندهان رده های مختلف سپاه و حتی بخش هائی از بدنه سپاه را آماده شنیدن اخبار مهم می کنند. این برنامه منظم، دردل یک آماده باش اعلام نشده به اجرا گذاشته شده است. در همین برنامه منظم و در تشریح مانور امریکا در خلیج فارس گفته شد که حرف های احمدی نژاد در باره ناو "آیزنهاور" جنبه انعکاس مطبوعاتی داشته و نباید جدی گرفته شود. این ناو به هر منطقه ای که تاکنون اعزام شده، در آن منطقه جنگ شروع شده است. در جنگ خليج فارس يک ناوگان دريايي به منطقه اعزام شده بوده، ولي حالا دو ناوگان کامل به خليج اعزام کرده اند که نشان از تصميم براي حمله به ايران دارد و باید خود را آماده مقابله کنید. در گزارش خبری به فرماندهان رده اول و دوم سپاه اطلاع داده شد که بازرسی از کلیه کشتی هائی که قصد پهلو گرفتن در بنادر ایران را دارند از سوی ناوهای امریکا شروع شده است. درتوجیه ضرورت مانورها و آمادگی جنگی به فرماندهان گفته شده که ناو آیزنهاور به تنهائی برای نابودی یک کشور کافی است. در یک برنامه دیگر، آماده سازی خلبان هاي نيروي هوايي برای عملیات انتحاری آغاز شده است. فرستنده های کوچک و محلی تلویزیونی و رادیوئی در چارچوب حمله و بمباران مراکز رادیو و تلویزیون پیش بینی شده و باز درهمین ارتباط و با اشاره ای که از بالا شده بود، مجلس در یک بشین و پاشو بودجه 5ر4 میلیارد دلاری خرید فوری بنزین را تصویب کرد. هیچ نماینده ای "اما" و "اگر" نکرد و این خودش نشان دهنده فرمان از بالا و احساس خطری است که به مجلس نیز یا ابلاغ شده و یا حدس زده اند.

              پیرامون آزمایش اتمی کره شمالی و فشارهائی که برای تقلید از آن درجمهوری اسلامی جریان دارد و رهبر نیز متمایل به همین مدل و همین گزارش هاست، مخالفان این پیروی و تقلید از کره شمالی به رهبر اطلاع داده اند که امریکا با سکوت در برابر آزمایش اتمی کره شمالی، می خواهد به نوعی ایران را تشویق به تقلید از این کشور کند و نباید دراین دام افتاد. مخالفان حتی به رهبر گفته اند « این ها دانه هائی است که امریکا برای به تله انداختن ما می پاشد».


              Comment


              • #8
                گزارش های تحريک آميز مطبوعات فرانسه و روزنامه السياسه کويت
                سپاه پاسداران قصد اشغال
                کشورهای خليج فارس را دارد!




                مانورهای پياپی سپاه پاسداران و بويژه آن بخش از اين مانورها که در خليج فارس انجام شده و يا می شود، بتدريج به ضد تبليغی عليه ايران در کشورهای خليج فارس تبديل شده و ايران را خطری نظامی برای منطقه تبليغ می کنند.

                درهمين ارتباط روزنامه السياسه کويت، با تحريک آميز خواندن مانور درحال اجرای سپاه پاسداران و با تکيه روی ادعای فرمانده نيروی زمينی سپاه "زاهدی» که توان نيروی زمينی سپاه پاسداران را عمليات تا عمق 1400 متر- در يک مصاحبه خبری- مطرح کرد، نوشت:

                نيروهای سپاه پاسداران ايران در جريان مانور اخير خود در خليج فارس، نحوه حمله واشغال مناطقی در فاصله 1400 كيلومتری راتمرين کرده اند.

                عمق اين عمليات نشان می دهد كه نيروهای عمل كننده، در واقع، قصد تمرين نحوه اشغال كشورهای مجاور ايران تا شعاع 1400 كيلومتری، يعنی تا اسرائيل را دارند! بخصوص كه اين تمرين نظامی، دقيقا با آغاز بازرسی بازرسان آژانس بين المللی انرژی اتمی از دستگاه های سانتريفوژ جديد ايران انجام گرفته است.

                السياسه کويت با تحريک ديگر کشورهای خليج فارس نوشت: مطابق گفته های فرمانده نيروی زمينی سپاه پاسداران ايران تمامی كشورهای حوزه جنوبی خليج فارس در داخل شعاع عمليات قرار دارند و آخرين نقطه، اسرائيل است كه در 1400 كيلومتری خاك ايران قرار دارد.

                روزنامه لوفيگار چاپ فرانسه نوشت که جمهوری اسلامی در جريان مانور اخير خود، موشک های بالستيک را آزمايش کرده است. اين موشک ها ويژه حمل کلاهک های اتمی است، بيش از 2 هزار کيلومتر برد دارد و قادر است اسرائيل، جنوب اروپا و نيروهای مستقر در خليج فارس را هدف قرار دهند.

                روزنامه لوموند نيز در همين رابطه نوشت: اروپا نگران تلاش ايران برای دستيابی به بمب اتم و توسعه سلاح های بالستيك است.


                Comment


                • #9
                  بازگشائی پرونده های قديمی ج. اسلامی
                  وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران
                  مسئول انفجار پايگاه "خبَر"




                  همزمان با تصويب قطعنامه تحريم ايران در شورای امنيت سازمان ملل، دادگاه فدرال امريکا، ايران را مسئول مرگ 19 افسران نيروی هوايی امريکا در جريان بمب گذاری سال 1996 عربستان سعودي(خبر) اعلام داشت.

                  دادگاه خواهان پرداخت 260 ميليون دلار غرامت به خانواده کشته شدگان آن حادثه از جانب ايران شده و وزارت اطلاعات ايران و سپاه پاسداران را حامی گروه حزب الله ، بعنوان عامل بمب گذاری خبر اعلام داشته و مدعی شد متهمين اين پرونده ( ارگان های ياد شده دربالا) منابع مالی، آموزشی و مدارک مسافرت اعضا حزب الله به عربستان سعودی را فراهم کرده بودند.

                  خانواده کشته شدگان انفجار"خبر" می توانند بر اساس حکم دادگاه، از هر راهی که می توانند، غرامت خود را از ايران طلب کنند.

                  همين دادگاه راهکارهائی برای توقيف منابع مالی ايران و برداشت 260 ميليون دلار غرامت از آن را پيشنهاد و طرح کرده است.

                  همزمانی چنين دادگاهی و پيش کشيدن پرونده های کهنه و قديمی را با موضع گيری های اخير عربستان سعودی عليه جمهوری اسلامی و تلاش هائی که برای تشکيل يک جبهه عربی عليه ايران در جريان است نمی توان ناديده گرفت!


                  Comment


                  • #10
                    فرمانده*ى كل سپاه پاسداران انقلاب اسلامى ايران اظهار اميدوارى كرد كه اين نيرو با توجه به رسالت تاريخى خود و با داشتن فرماندهان و مديران كارآمد و توانا بتواند تا پايان برنامه*ى چهارم (سال 88 ) به اقتدار و جايگاه متناسب با دفاع همه*جانبه از انقلاب اسلامي، نظام، كشور و ملت بزرگ ايران برسد.

                    به گزارش گروه دريافت خبر خبرگزارى دانشجويان ايران (ايسنا)، سردار صفوى كه در جمع مديران و مسوولان نيروى هوايى سپاه سخن مي*گفت، با بيان اين مطلب، پاسداران را پيشتازان و پيش*قراولان دفاع از انقلاب اسلامى خواند و افزود: سپاهيان مي*بايست با بهره*گيرى از معارف قرآنى و عشق به آل*الله (ع) نسبت به مسائل منطقه*اى و پيرامونى ايران، آگاهى خود را ارتقاء بخشند و مسئله*ى تشكيل جبهه جديدى از دشمنان به رهبرى ,آمريكا، رژيم صهيونيستي، كشورهاى اروپايى و برخى از كشورهاى عربى, را با تيزبينى و هوشيارى دنبال كنند.

                    اين عضو شوراى عالى امنيت ملى كشور، عصبانيت آمريكا و رژيم غاصب صهيونيستى را ناشى از شكست طرح*هاى راهبردى آنان در منطقه دانست و افزود: آنها نفوذ و تاثيرگذارى ايران بر معادلات خاورميانه را علت شكست خود مي*دانند و بعضى از كشورهاى منطقه را از اين تاثيرگذارى مي*ترسانند.

                    فرمانده*ى كل سپاه با اشاره به وحشت آمريكا از قدرت و نفوذ ايران در منطقه*ى خاورميانه، اظهار داشت: هدف اصلى آمريكايي*ها جلوگيرى از قدرت اول شدن جمهورى اسلامى در منطقه خاورميانه در عرصه*هاى اقتصادي، سياسي، نظامى و فرهنگى است و تلاش براى عدم دست*يابى ايران به فناورى صلح*آميز انرژى هسته*اى و صدور قطعنامه شوراى امنيت عليه ايران نيز در اين راستا است.

                    سردار صفوى همچنين به تشريح اصول و الزامات سازمان كارآمد و اثربخش يگان*هاى رزم در جنگ با يك قدرت ناهمتراز پرداخت و تكيه بر مزيت استراتژيك سپاه (انسان*هاى مومن، خردمند، شجاع و انقلابى)، نگرش*هاى سيستمي، اقتضائى و وضعيتى به دشمنان، توانايى ايجاد محيطى خلاق و مبتكر در صحنه*ى عمليات، سياليت، تحرك و چابكى در يگان*هاى رزم و تجهيزات نظامى را به عنوان برخى از عوامل كارآمدى برشمرد.

                    وى در ادامه با تاكيد بر ضرورت ايجاد امكان پايان*ناپذيرسازى توان انسانى با پيوستگى سپاه با دريادلان بسيجى براى دفاع همه*جانبه از كشور؛ خوداتكايي، قابليت انعطاف بالا و چند منظورگى در سازمان رزم، تكيه بر شايستگي*هاى كليدى در برابر نقاط ضعف دشمن، ايجاد سازمان يادگيرنده در كليه*ى يگان*ها، كوتاه*سازى مسير تصميم*گيرى و خط فرماندهى و اتكاء به مولفه*هاى قدرت ملى را از ديگر الزامات و اصول سازمان كارآمد و اثربخش يگان*هاى رزمى در جنگ با يك قدرت ناهمتراز خواند.

                    فرمانده*ى كل سپاه همچنين در اين مراسم ياد و خاطره*ى شهداى عرفه را نيز گرامى داشت و به تجليل از رشادت*ها و حماسه*آفريني*هاى سرلشكر پاسدار شهيد احمد كاظمي، سرتيپ پاسدار شهيد سعيد مهتدي، سرتيپ پاسدار شهيد غلامرضا يزداني، سرتيپ خلبان شهيد عباس كروندي، سرتيپ پاسدار شهيد نبي*الله شاهمرداي، سرتيپ پاسدار شهيد سعيد سليماني، سرتيپ پاسدار شهيد صفدر رشادي، سرتيپ خلبان شهيد احمد الهامي*نژاد، سرتيپ دوم پاسدار شهيد حميد آذين*پور، سرهنگ پاسدار شهيد مرتضى بصيرى و پاسدار شهيد محسن اسدى پرداخت

                    Comment


                    • #11
                      بموجب قطعنامه شورای امنيت سازمان ملل
                      محاصره اتمی ايران
                      زير نظارت يک کميته ويژه24 موسسه، مدير، دلال و فرمانده سپاه در ليست ممنوعيت ورود و فعاليت درکشورهای جهان قرار گرفتند و دارائی های آنها مطابق قطعنامه شورای امنيت توقيف می شود.
                      1- مقدمات محدود شدن تحصيل ايرانی ها، درخارج از کشور و در رشته های فنی، 2- ليست ممنوعيت صادرات تکنولوژی به ايران باز اعلام شد تا با ابلاغ کميته اتمی ايران که در سازمان ملل تشکيل شده اسامی جديد به ليست فرماندهان سپاه و موسسات فعال در امور اتمی و موشکی ايران اضافه شود،3- هر 15 عضو شورای امنيت در کميته ايران نماينده خواهند داشت و آژانس انرژی اتمی گزارش های خود را بايد دراختيار اين کميته قرار دهد،4- کميته اتمی ايران هر 90 روز يکبار گزارش خود را دراختيار شورای امنيت سازمان ملل خواهد گذاشت،







                      تصويب قطعنامه تحريم ايران در شورای امنيت سازمان ملل، بر خلاف موضع گيری های تبليغاتی صدا و سيما و برخی مقامات دولتی و حکومتی، نمی تواند با بحث ها و حتی کشاکش های درون حکومتی همراه نباشد و در روزهای آينده برآمد اين بحث ها به بيرون از دايره بسته حکومتی نيز راه خواهد يافت. مردم نيز عمدتا از طريق رسانه های صوتی و تصويری خارج کشور و دهان به دهان تنها مطلع شده اند که ايران تحريم شده است. متن قطعنامه بسيار مشروح و فنی است و به همين دليل برای مردم نمی تواند دقيقا روشن باشد که تصميمی گرفته شده و ادامه آن به کجا می خواهد ختم شود. خبرگزاری های داخلی نيز، حتی از انتشار همين متن مشروح و نا مفهوم برای توده مردم منع شده اند. حکومت نيز دستور داده که رسانه های داخلی فقط بنويسند "قطنامه ضد ايرانی» در شورای امنيت تصويب شده تا احساسات مردم تحريک شود. برخی رسانه های خارج از کشور نيز عمدتا روی جنبه خبری منع سفر و يا توقيف اموال افراد که در پيوست اين قطعنامه ذکر شده متمرکز شد و به همين دليل مردم فقط ميدانند مثلا فرمانده سپاه ممنوع السفر شده و يا پول ها را می خواهند ضبط کنند.

                      به مجمع اين دلائل، متن قطعنامه مصوبه شورای امنيت سازمان ملل را با دقت و با هدف آگاه شدن سريع مردم از مفاد اساسی آن خلاصه کرده ايم که در ادامه می خوانيد:




                      «با تكرار مجدد نگرانی از گزارش 27 فوريه 2006 آژانس بين المللی اتمی پيرامون برخی برنامه هسته*ای ايران و تاکيد بر اينکه برخی از برنامه های اتمی ايران می تواند جنبه نظامی داشته باشد و
                      با ابراز نگرانی نسبت به خطرات برنامه هسته ای ايران، در اين چارچوب و قصور مستمر ايران در پاسخ به درخواست های شورای حكام آژانس بين المللی انرژی اتمی و پايبندی به مفاد قطعنامه 1696 (2006) شورای امنيت, و با توجه به مسئوليت اوليه شورا طبق منشور ملل متحد برای حفظ صلح و امنيت بين*المللي؛ طبق ماده 41 فصل هفتم منشور ملل متحد:

                      ايران بايد بدون تأخير, اقدامات مقرر شده در قطعنامه شورای حكام آژانس بين المللی انرژی اتمی را انجام دهد و تمامی فعاليت*های بازفرآوری و مرتبط با غنی*سازی - از جمله تحقيق و توسعه-، به گونه ای متوقف سازد که واقعيات آن توسط آژانس بين*المللی انرژی اتمی راستی*آزمايی شده و تائيد شود. از جمله تمامی پروژه*های مرتبط با آب سنگين، ساخت رآكتور تحقيقاتی كه با آب سنگين كار می*كند.

                      كليه كشورها می بايست اقدامات لازم را بمنظور ممانعت از عرضه, فروش يا انتقال مستقيم يا غيرمستقيم از سرزمينشان يا بوسيله اتباعشان, يا با استفاده از كشتی ها و هواپيماهای تحت پرچمشان مانع انتقال كليه اقلام, مواد, تجهيزات, كالاها و فناوری كه می تواند به فعاليت*های مرتبط با غنی*سازی، يا آب سنگين به ايران باشد جلوگيری کنند.

                      در صورت ضرورت، ساير اقلام، مواد، تجهيزات، كالاها و فناوری كه به تشخيص شورای امنيت - يا كميته ای كه تحت بند 18 زير تشكيل می شود- می*توانند به فعاليت*های مرتبط با غنی*سازی، يا بازفرآوری، يا آب سنگين، و يا توسعه سيستم*های پرتاب سلاح هسته*ای كمك نمايند به اقلام بالا اضافه می شود.

                      هر نوع اقلام ديگری كه فهرست*بندی نشده*اند، در صورتی كه كشور صادر كننده تشخيص دهد كه به فعاليت*های مرتبط با غنی*سازی، بازفرآوری و يا آب سنگين، و يا توسعه سيستم*های پرتاب سلاح هسته*ای ايران كمك خواهد كرد؛ می تواند به اين فهرست اضافه شود.

                      اقلامی که در فهرست بالا ذکر نشده اند و صادرات آنها به ايران ممنوع نيست، درصورتی که کشور صادر کننده گمان برد که در نهايت می تواند به اهداف اتمی ايران کمک کند، بايد مورد مربوطه را درعرض 10 روز به کميته پيگيری فعاليت های اتمی ايران گزارش کند.

                      هر جا كميته ايران تشخيص دهد كه برخی اقلام صادراتی به ايران قطعا به توسعه فناوری*های مرتبط با فعاليت های حساس اتمی ايران و گسترش سيستم های انتقال سلاحهای هسته ای ايران كمكی نخواهد كرد،- بويژه مواد غذايی، كشاورزی، پزشكی و يا کمک های بشردوستانه- مشروط به تضمين های مناسب در باره مصرف* نهايی آنها اين اقلام می تواند به ايران صادر شود. در اين ارتباط ايران نيز بايد به کشور صادر کننده در اين مورد تضمين داده و اعلام تعهد کند.

                      کليه کشورهای جهان بايد ورود، يا عبور افرادی که در فعاليت های اتمی حساس ايران و يا سيستم های پرتاب سلاح فعال، دخيل هستند و يا حتی از آن حمايت می کنند از خاکشان را کنترل کنند. در همين ارتباط افراد اعلام شده در پايان اين قطعنامه مشمول اين امر هستند.

                      رفت و آمد ديگر افرادی كه به تشخيص شورای امنيت يا كميته فعاليت های اتمی حساس ايران در برنامه اشاعه و يا توسعه سيستم های پرتاب سلاح هسته*ای ايران دخيل هستند، يا مستقيماٌ با آن ارتباط دارند و يا از آن حمايت می*كنند،- از جمله از طريق مشاركت در خريد اقلام، *كالاها، تجهيزات، مواد و فناوری ممنوعه اشاره شده – و نام آنها اعلام خواهد شد، به کشورهای جهان بايد به اطلاع کميته اتمی ايران در شورای امنيت برسد.

                      كليه اعتبارات، دارايی*های مالی و ساير منابع اقتصادی متعلق و يا در كنترل اشخاص، يا نهادهايی كه در پايان اين قطعنامه نام آنها اعلام می شود، يا ديگر اشخاص و نهادهايی كه شورای امنيت يا كميته اتمی ايران در شورای امنيت بعدا تشخيص دهد كه در فعاليت های حساس اتمی ايران (ذکر شده در بالا) مشاركت دارند و يا مستقيما با آنها مرتبط هستند و يا از اين برنامه ها حمايت می کنند، و تمامی اشخاص يا نهادهايی كه از طرف آنان و يا با هدايت آنان، يا به وسيله نهادهای متعلق به آنان يا در كنترل آنان، - از جمله از طريق راههای غيرقانونی- عمل می كنند مسدود خواهند شد.

                      هر گونه اعتبار، دارايی*های مالی، يا منابع اقتصادی كه توسط اتباع دولت ها و يا اشخاص يا نهادهايی که در قلمرو دولت ها در اختيار اشخاص و نهادهای مورد بحث دراين قطعنامه قرار گيرد لغو خواهد شد.

                      در ارتباط با پرداخت های اقلام غذايی، اجاره *بها، رهن*ها، داروها و امور پزشكی، ماليات ها، حق بيمه ها و هزينه های خدمات عمومی و هزينه های مرتبط با مسائل حقوقی و قضايی كه طبق قوانين ملی كشورها به نگهداری اعتبارات، دارايی*ها و منابع اقتصادی توقيف شده، تعلق می*گيرد، پس از اطلاع*رسانی دولت ذيربط به كميته اتمی ايران، اگر مقتضی باشد، اين دارايی*ها، اعتبارات و ساير منابع اقتصادی به شرط آنكه ظرف 5 روز كاری با پاسخ منفی كميته روبرو نگردد آزاد است.



                      همكاری*های فنی كه زير نظارت آژانس بين المللی انرژی اتمی با ايران بايد صرفا برای امور غذايی، كشاورزی، پزشكی، ايمنی و يا ديگر اهداف بشردوستانه باشد.

                      کليه دولت*ها بايد نسبت به تدريس يا آموزش تخصصی اتباع ايرانی در قلمروشان يا توسط اتباعشان، در مورد رشته هايی كه به فعاليت*های هسته*ای حساس ايران مربوط می شود حساس بوده و آن را کنترل کنند.

                      در کميته کنترل فعاليت اتمی ايران در شورای امنيت ازهر 15 عضو شورای امنيت نماينده ای حضور خواهد داشت. اين کميته وظيفه دارد:

                      اطلاعات مربوط به اجرای دقيق اين قطعنامه از کشورهای منطقه و کشورهائی که توليد کننده اقلام و تجهيزات ذکر شده دربالا هستند جمع آوری کند. دبيرخانه آژانس بين المللی انرژی اتمی نيز موظف است اطلاعات خود در باره اجرای اين قطعنامه را به اطلاع کميته مذکور برساند.

                      اين کميته می تواند در صورت ضرورت، اقلام، مواد، تجهيزات، كالاها و فناوری های ديگری را به اين ليست ممنوعيت های ذکر شده برای صادرات به ايران اضافه کند.

                      اين کميته موظف است، حداقل هر 90 روز يکبار گزارش خود را در باره اجرای اين قطعنامه، همراه با نقطه نظرات و توصيه*هائی، درجهت تقويت كارآمدی اقدامات دراختيار شورای امنيت سازمان ملل بگذارد.

                      کليه كشورها بايد ظرف مدت 60 روز از تاريخ تصويب و اجرای اين قطعنامه، گزارش اقدامات خود در زمينه اجرای اين قطعنامه را دراختيار کميته اتمی ايران در شورای امنيت بگذارند.

                      شورای امنيت بار ديگر بر اقتدار اقتدار آژانس بين المللی انرژی اتمی تاکيد کرده و ياد آور می شود که كار آژانس برای روشن ساختن تمامی مسائل باقی مانده مربوط به برنامه اتمی ايران بايد ادامه يابد.

                      در همين ارتباط شورای امنيت برای به اجرا گذاشتن اين قطعنامه فرصت 60 روزه ای را برای شنيدن آخرين گزارش آژانس اتمی خود پيرامون متوقف شدن و يا ادامه يافتن برنامه های اتمی ايران - مورد اشاره دراين قطعنامه- را دراختيار شورای امنيت قرار دهد.

                      در صورتی كه ايران كليه فعاليت های اتمی مورد اشاره در اين قطعنامه را متوقف سازد و آژانس انرژی اتمی نيز آن را راست آزمائی کند اجرای اين قطعنامه به حالت تعليق در خواهد آمد.



                      پيوست

                      الف. نهادهای درگير در برنامه هسته*ای

                      1. سازمان انرژی اتمی ايران

                      2. شركت انرژی مصباح (تهيه كننده رآكتور تحقيقاتی A 40- اراك)

                      3. كالا- الكتريك (عكا كالای الكتريك) (تهيه كننده كارخانه آزمايشی غنی*سازی سوخت (PFEP)- نطنز)

                      4. شركت پارس تراش (درگير در برنامه سانتريفوژ، شناسايی شده در گزارش*های آژانس)
                      5. فرآيند تكنيك (درگير در برنامه سانتريفوژ)

                      6. سازمان صنايع دفاع (سازمان مادر زير مجموعه وزارت دفاع و پشتيبانی نيروهای مسلح، كه برخی از توابع آن در برنامه ساخت قطعات سانتريفوژ و برنامه موشكی درگير بوده*اند)
                      7. هفت تير (زير مجموعه سازمان صنايع دفاع، كه عموما به عنوان نهادی مستقيما درگير در برنامه هسته*ای شناخته شده است)

                      ب. نهادهای درگير در برنامه موشك*های بالستيك

                      1. گروه صنعتی شهيد همت (زير مجموعه سازمان هوا- فضا)

                      2. گروه صنايع شهيد باقری (زيرمجموعه سازمان هوا-فضا)

                      3. گروه صنايع فجر (قبلا كارخانه توليد ابزارهای سنجش بوده است، زيرمجموعه سازمان هوا- فضا)

                      پ. افراد درگير در برنامه هسته*ای

                      1. محمد قنادی، معاون تحقيق و توسعه سازمان انرژی اتمی ايران
                      2. بهمن اصغرپور، مدير اجرايی (اراك)
                      3. داود آقاجانی، رئيس كارخانه آزمايشی غنی*سازی سوخت (PFEP)
                      4. احسان منجمی مدير ساخت پروژه- نطنز
                      5. جعفر محمدی، مشاور فنی سازمان انرژی اتمی ايران (مسئول مديريت توليد سوپاپ*های سانتريفوژ)
                      6. علی حاجی*نيا ليلابادی، مديركل شركت انرژی مصباح
                      7. سردار محمد مهدی نژادنوری، رئيس دانشگاه فناوری دفاعی مالك اشتر (دانشكده شيمی، وابسته به وزارت دفاع و پشتيبانی نيروهای مسلح، آزمايشاتی بر روی برليوم انجام داده است)
                      د. افراد درگير در برنامه موشك*های بالستيك
                      1. سردار حسين سليمی فرمانده نيروی هوايی، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
                      2. احمد وحيد دستجردی، رئيس سازمان هوا_ فضا
                      3. رضا قلی اسماعيلی، رئيس بخش بازرگانی و امور بين*الملل سازمان هوا- فضا
                      4. بهمنيار مرتضی بهمنيار، رييس بخش بودجه و مالی سازمان هوا- فضا
                      ت. افراد درگير در هر دو برنامه موشكی و هسته*ای
                      1. سردار يحيی رحيم صفوی، فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی »


                      Comment


                      • #12
                        آغاز انتشار

                        اطلاعاتی که امریکائی ها

                        از نقش سپاه درعراق دارند

                        یک سایت خبری- تحلیلی بنام "یو. پی. ای" که از امریکا به روز می شود، اطلاعات و ادعاهائی را درباره نقش سپاه پاسداران در عملیات انفجاری عراق منتشر کرد، که نمی تواند بی ارتباط با دستگیری های اخیر چند افسر اطلاعاتی سپاه و دو دیپلمات ایرانی در عراق توسط امریکائی ها باشد. این سایت که تلاش کرده اطلاعات خود را از دهان یک عضو مجاهدین خلق و یک ژنرال بازنشسته امریکائی منتشر کند می نویسد:

                        « درحالیکه بوش در حال بررسی روش جدید سیاسی امریکا درعراق است، نتایج بدست آمده از گزارشات اخیر اطلاعاتی نشان میدهد که ایران در ناپایدار کردن ثبات در عراق نقشی روز افزون دارد. سپاه قدس نیرویی است که تروریسم و خشونت را در عراق تشدید می کند.

                        یک ژنرال بازنشسته امریکائی بنام "توماس" که در کمیته استراتژی ایران حضور دارد می گوید: نقش ایران در عملیات تروریستی در عراق افزایش یافته است. ایران در واقع عامل اصلی کشته شدن نیروهای امریکا درعراق است. سفارت سابق امریکا درتهران مرکز سپاه قدس است. مواد منفجره ای که به عراق انتقال می یابد همین پایگاه جاسازی می شود.

                        یکی از فرماندهان سپاه بنام "ابطحی" که پیشتر در لبنان خدمت می کرده و اکنون در پایگاه "فجر" در اهواز مستقر است، پل ارتباطی این انتقال است. شماری از فرماندهان سپاه قدس بتدریج در عراق مستقر شده اند. فرمانده ارشد این فرماندهان در عراق "جمال جعفر ابراهیمی" است که به "مهدی مهندس" مشهوراست.»

                        سایت خبری فوق که جابجا سعی می کند این اطلاعات امنیتی را از درون کشوری که امریکا و سازمان های اطلاعاتی آن در آنجا مستقرند، به یکی از اعضای مجاهدین خلق وصل کند، تا ردی از آن ها باقی نگذارد، در ادامه می نویسد:

                        «"مهدی مهندس" طراح بمب گذاری سفارت امریکا درکویت دردهه 1980 است و از زمانی که نام وی بعنوان تروریست - سال 1984- درلیست پلیس بین المللی قرارگرفت از ایران خارج نشده بود، تا آنکه در سال 2003 به عراق رفت. او دوره آموزشی خود را در دانشگاه "امام حسین" (وابسته به سپاه) گذارنده است. حزب الله عراق عمده در بصره (محل استقرار مقتدا صدر) مستقر است و در این شهرآموزش می بیند.»

                        سایت خبری "یو. پی.ای" در ادامه گزارش خود اطلاعاتی را منتشر می کند که باحتمال بسیار زیاد باید درجریان دستگیری های اخیر در عراق بدست آمده باشد. دراین دستگیری ها که هنوز جزئیات آن فاش نشده علاوه بر دو تن که جمهوری اسلامی آنها را دیپلمات ایرانی اعلام کرده، چند تن نیز در یکی از ستادهای مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق بازداشت شده اند که گفته می شود از افسران اطلاعاتی سپاه پاسداران بوده اند. "یو. پی. ای" می نویسد:

                        «مواد منفجره، دلار و مهمات از طریق مرز شلمچه به عراق منتقل می شود.»

                        Comment


                        • #13
                          در کرمان

                          چه مقامی فرمان شلیک

                          محرمانه ترین موشک را داد؟

                          در تهران، پیرامون صدای انفجاری که در کرمان شنیده شد و حکومت همچنان درباره آن سکوت می کند و خود را - همطراز مردم عادی- به نادانستن و جستجوی علت می زند، گفته می شود: این انفجار؛ حاصل پرتاب یکی از موشک هائی بود که اخیرا و برای دفاع هوائی – موشکی از روسیه خریداری شده و به ایران انتقال یافته است. با این گمان که حمله به ایران از ساحل دریای عمان صورت خواهد گرفت، سیستم نصب این موشک در منطقه کرمان کار گذاشته شده است، بویژه آنکه مسیر هر پروازی برای بمباران تاسیسات اتمی ایران، از این منطقه می گذرد.

                          با توجه به اینکه هیچ موشکی به سوی ایران شلیک نشده و هیچ هواپیمائی نیز به آسمان ایران تجاوز نکرده بود، شلیک این موشک به یکی از بحث های بسیار جدی نظامی- امنیتی تبدیل شده است. نخست آنکه با شلیک این موشک، مشخص شده که ایران در کدام نقطه خود را آماده حمله کرده است و این جز خدمت به امریکا نبوده است و بنابراین باید مشخص شود دستور این شلیک بر چه مبنا و توسط چه کسی صادر شده است. دوم اینکه شمار این موشک ها بسیار معدود است، آنچنان که دست به هیچ گونه ریسکی برای شلیک آنها نمی توان زد. سوم آنکه تاکنون وجود این موشک ها درایران- علیرغم اخباری که خبرگزاری ها منتشر می کردند- هیچ نشانه قطعی و رسمی نداشته و حالا با شلیک آن به این انتقال جنبه قطعی بخشیده شد.

                          اکنون بیم از آنست که جمهوری بلاروس که بیشترین نقش را در انتقال تکنولوژی های پیشرفته به ایران داشته و حتی روسیه در انتقال سلاح های سری دفاعی به ایران خود داری کنند زیرا احتمال افشای این انتقال ها قبل از زمان لازم برای استفاده از آنها وجود دارد.

                          نظیر چنین رویدادی درجریان ورود نظامی امریکا به طبس و به بهانه نجات گروگان های امریکائی اما درحقیقت برای یک کودتای نظامی به کمک امریکا و چند واحد نظامی در داخل کشور پیش آمده بود. بویژه با بمباران مشکوک هلیکوپترهای بجا مانده امریکائی و از بین رفتن مدارک داخل آنها.

                          لجام گسیختگی و خط و خط بندی های مذهبی- سیاسی در میان فرماندهان سپاه که حتی در صف بندی دو گروه نظامی در اطراف شهردار تهران "قالیباف" و رئیس جمهوری "احمدی نژاد" نیز مشهود است، اکنون با شلیک مشکوک مدرن ترین موشک دفاع هوائی ایران وارد فاز جدیدی شده است.

                          Comment


                          • #14
                            به بهانه سالگرد عملیات "کربلای 5" و کشته شدن یکی از فرماندهان سپاه

                            فرماندهان دوران جنگ عراق

                            در اصفهان جمع شدند!



                            فرمانده کل سپاه، جمعي از فرماندهان ارشد سپاه، فرمانده کل سپاه در طول جنگ عراق (محسن رضائی) و گروهی از فرماندهان نظامي به بهانه شهادت "حاج احمدکاظمی" و سالروز عملیات جنگی "کربلای 5" در مراسمی که در قطعه شهدای گورستان بزرگ اصفهان برپا شده بود شرکت کردند.

                            سرلشکر صفوي فرمانده کل سپاه دراین مراسم تحلیلی از اوضاع جهان ارائه داد و گفت:

                            «اين روزها سالگرد عمليات کربلاي پنج است.»



                            بسیاری از عملیات دوران جنگ با نام شهرهای مذهبی عراق طرح ریزی شده بود و این خود یکی از اتهاماتی است که متوجه دوران جنگ در داخل خاک عراق برای تصرف این شهرهای مذهبی است.

                            رحیم صفوی در ادامه گفت:

                            « ببینید صدام ملعون به چه روزگاري درآمد، عراق به چه روزي درآمده است، اتحاد جماهير شوروي که اين قدر تانک و توپ و موشک وهواپيما در اختيار صدام مي*گذاشت مگر پانزده تکه نشد؟ بعضي از اين کشورهاي عربي که ميلياردها دلار ماشين جنگي صدام را تقويت کردند به چه روزگاري افتادند؟ کويت را ديديد. کمتراز هفت ساعت سقوط کرد و اشغال شد. »

                            فرمانده سپاه پاسداران که خود دراین سخنرانی اعتراف کرده که با توپ و تانک و بمب اتم نمی توان بقای هیچ حکومتی را تضمین کرد، در ادامه سخنرانی خود گفت:

                            «کشتي سياست خارجي آمريکا در باتلاق*هاي عراق به گل نشسته است؛ نه راه پيش دارند نه راه پس. بيش ازسيصدوپنجاه ميليارد دلارآمريکايي هزينه کرده*اند و بيش از پنج هزارکشته درعراق داده*اند، ولي نتوانستند آن چه مطبوعشان بود، در عراق به وجود آورند. حکومت فعلي عراق و قانون اساسي و مجلس آن مطلوب آمريکايي*ها نيستند. طرح خاورميانه بزرگ آنها شکست خورده است.

                            با اطمينان مي*گويم که قرن حاضر قرن پيروزي اسلام بر استکبار جهاني است و يک و نيم ميليارد مسلمان جهان براي رسيدن به آزادي و استقلال، قيام خواهند کرد. کشورهاي اسلامي نه تنها در خاورميانه و شمال آفريقا يکي پس از ديگري تحت تاثير انقلاب اسلامي ايران و رهبري*هاي مدبرانه مقام معظم رهبري به استقلال و آزادي خواهند رسيد، بلكه مستضعفان نيز از اين پيروزي قدرت مي*گيرند و ملت*هاي مستضعف در آسيا و آفريقا و آمريکاي لاتين، سرنوشت خودشان را به دست مي*گيرند. »

                            رحیم صفوی در ادامه این سخنرانی، ظاهرا با فراموش کردن ادعای که در باره یک و نیم میلیارد مسلمان جهان کرده بود، اشاره به اتحاد کشورهای اسلامی علیه جمهوری اسلامی کرده و گفت:



                            « ملت ما به آن کشورهاي عربي نيز که دريک اتحاد شوم با آمريکايي*ها و انگليسي*ها مي*خواهند توطئه*اي عليه ايران اسلامي قدرتمند انجام دهند هشدار مي*دهد. بايد سرنوشت صدام براي كشورهاي منطقه عبرت انگيز باشد؛ چرا كه قداره*بند منطقه خاورميانه صدام بود، اما ديديم كه به چه روزي افتاد. دشمنان ما بدانند هر گونه توطئه*اي عليه ملت ما، با شدت سرکوب خواهد شد. »



                            Comment


                            • #15
                              ارتش آمريكا مدعى شد پنج ايرانى ربوده شده در شمال عراق با بخشى از سپاه پاسداران انقلاب اسلامى مرتبط بوده*اند.
                              به گزارش خبرگزارى آسوشيتدپرس، اين پنج نفر روز پنج*شنبه در حمله به كنسولگرى ايران در شهر اربيل در شمال عراق ربوده شدند.
                              ارتش آمريكا با انتشار بيانيه*اى ادعا كرد: ,نتايج اوليه نشان داد اين پنج فرد دستگير شده با نيروى قدس، سپاه پاسداران انقلاب اسلامى ايران مرتبط هستند كه بودجه، تسليحات، فناورى وسايل انفجارى دست*ساز و آموزش گروههاى تندرو را به هدف بي*ثباتى دولت عراق و حمله به نيروهاى ائتلاف فراهم مي*كند.,
                              اين در حالى است كه بسيارى كشورها از جمله روسيه حمله آمريكا به كنسولگرى ايران در اربيل عراق را ,كاملا غير قابل قبول, خواند.
                              ميخاييل كامينين سخنگوى وزارت خارجه روسيه تصريح كرد حمله آمريكا به دفتر ايران در اربيل، غير قابل قبول و مغاير كنوانسيون وين در خصوص روابط كنسولى است.
                              در عين حال وزير امور خارجه آمريكا با اشاره به حمله نيروهاى آمريكايى به كنسولگرى ايران در اربيل عراق و ربودن ديپلماتهاى ايرانى گفت: ,ما اين كار را دو بار انجام داده*ايم و قصد داريم به اين كار ادامه دهيم.,

                              Comment

                              Working...
                              X