زمانیکه هیتلر در آلمان بر سر کار آمد، آزار یهودیان آغاز گردید و سران نازی در آغاز بر روی سینه های آنان ستاره ای پارچه ای(یهودانه) میچسباندند تا بتوانند آنانرا از دیگران ساده تر شناسائی نمایند و سپس هدف های پلید خود را بر روی آنان انجام دهند. اما چسباندن این ستاره بر روی سینه یهودیان از نوآوری های سران نازی نبود و آنها آنرا از آخوندهای ایرانی فرا گرفته بودند.
در سال 1880ترسایی، ناصرالدین شاه فرمان داد که هیچکس نمیتواند به جان و مال یهودیان دست درازی نماید. آخوندی به نام علی اکبر فال اسیری چند تن را به سوی یهودیان فرستاد و پیغام داد که خواهم آمد و شما را خواهم کشت. پس از اینکه او را رام نمودند دستور دار شبها، ولگردان و دزدان به خانه های آنها دستبرد بزنند. در سال 1882 همین آخوند دوباره به جان یهودیان افتاد و هر روز موهای آنها را میبرید و آنان را چوب میزد. در سال 1889 در شیراز مرد مسلمانی بر سر دو تومان یک یهودی را زد و کشت. او را دستگیر و به زندان افکندند ولی سید پرخاش نمود که جان یک یهودی ارزش زندانی نمودن یک مسلمان را ندارد. نوشته اند چنانچه نمیترسید همه آنها را بی جان مینمود. چندی که گذشت آزار یهودیان را از سر گرفت و تنی چند از نوازندگان آنها را گرفته و در خانه اش زندانی نمود و چوب زد و موهایشان را برید. در همدان آخوندها مردم را شورانیده به جان یهودیان انداختند و چسبانیدن یهودانه را بر روی پوشاک آنها به زور انجام دادند و در پی آن آیینهای زیر را پدید آورده و به کار بستند:
روزهای بارانی یهودیان نمیتوانند از خانه هایشان بیرون روند.
زن یهودی نباید در کوچه و بازار روی خود را بپوشاند.
مردان یهودی نباید پوشاک گرانبها بر تن داشته باشند. پارچه پوشاک آنان باید نخی و آبی رنگ باشد.
کفش چشمگیر نپوشند.
هر یهودی باید یک تکه پارچه سرخ رنگ (یهودانه) روی پوشاک خود بدوزد.
نباید در راه از یک مسلمان جلوتر راه برود.
نباید با یک مسلمان به صدای بلند گفتگو کند.
اگر از مسلمانی بستانکار باشد، باید با آزرم و ترس خواست خود را بخواهد.
اگر مسلمانی به یک یهودی دشنام داد، یهودی باید سر به زیر اندازد و خاموشی گزیند.
اگر یهودی گوشت بخرد باید آن را خوب بپیچد تا به چشم نیاید.
یهودی نمیتواند خانه گرانبها بسازد.
باید خانه یهودی کوتاه تر از خانه دیگران باشد.
یهودی نمیتواند خانه خود را گچکاری کند.
درخانه یهودی باید کوتاه باشد.
یهودی نمیتواند بالا پوش در بر کند و باید بالا پوش را زیر بغل نگه دارد.
یهودی نمیتواند ریش خود را بتراشد.
یهودی نمیتواند برای هواخوری به بیرون شهر رود.
پزشکان یهودی نمیتوانند اسب سواری کنند.
اگر یهودی می زده باشد نباید در کوچه دیده شود، ورنه سزای او مرگ است.
جشن همسری یهودی باید پنهانی انجام گیرد.
یهودیان نمیتوانند میوه های خوشمزه را بخورند.
در سال 1893سرپرست یهودیان همدان که ابراهیم یعقوب نام داشت را دستگیر کردند و نزد آخوندی به نام سید عبدالمجید بردند و او را تا پای مرگ چوب زدند. گناهش آن بود که یهودانه بر سینه نداشت. در زمان مظفرالدین شاه یهودآزاری در تهران از سر گرفته شد و آخوند سید ریحان الله به بهانه اینکه چرا یهودانه روی پوشاک یهودیان دیده نمیشود آنها را دوباره آزار داده و شکنجه میکرد
گرفته شده از دفتر: کارنامه فرهنگی فرنگی در ایران
در سال 1880ترسایی، ناصرالدین شاه فرمان داد که هیچکس نمیتواند به جان و مال یهودیان دست درازی نماید. آخوندی به نام علی اکبر فال اسیری چند تن را به سوی یهودیان فرستاد و پیغام داد که خواهم آمد و شما را خواهم کشت. پس از اینکه او را رام نمودند دستور دار شبها، ولگردان و دزدان به خانه های آنها دستبرد بزنند. در سال 1882 همین آخوند دوباره به جان یهودیان افتاد و هر روز موهای آنها را میبرید و آنان را چوب میزد. در سال 1889 در شیراز مرد مسلمانی بر سر دو تومان یک یهودی را زد و کشت. او را دستگیر و به زندان افکندند ولی سید پرخاش نمود که جان یک یهودی ارزش زندانی نمودن یک مسلمان را ندارد. نوشته اند چنانچه نمیترسید همه آنها را بی جان مینمود. چندی که گذشت آزار یهودیان را از سر گرفت و تنی چند از نوازندگان آنها را گرفته و در خانه اش زندانی نمود و چوب زد و موهایشان را برید. در همدان آخوندها مردم را شورانیده به جان یهودیان انداختند و چسبانیدن یهودانه را بر روی پوشاک آنها به زور انجام دادند و در پی آن آیینهای زیر را پدید آورده و به کار بستند:
روزهای بارانی یهودیان نمیتوانند از خانه هایشان بیرون روند.
زن یهودی نباید در کوچه و بازار روی خود را بپوشاند.
مردان یهودی نباید پوشاک گرانبها بر تن داشته باشند. پارچه پوشاک آنان باید نخی و آبی رنگ باشد.
کفش چشمگیر نپوشند.
هر یهودی باید یک تکه پارچه سرخ رنگ (یهودانه) روی پوشاک خود بدوزد.
نباید در راه از یک مسلمان جلوتر راه برود.
نباید با یک مسلمان به صدای بلند گفتگو کند.
اگر از مسلمانی بستانکار باشد، باید با آزرم و ترس خواست خود را بخواهد.
اگر مسلمانی به یک یهودی دشنام داد، یهودی باید سر به زیر اندازد و خاموشی گزیند.
اگر یهودی گوشت بخرد باید آن را خوب بپیچد تا به چشم نیاید.
یهودی نمیتواند خانه گرانبها بسازد.
باید خانه یهودی کوتاه تر از خانه دیگران باشد.
یهودی نمیتواند خانه خود را گچکاری کند.
درخانه یهودی باید کوتاه باشد.
یهودی نمیتواند بالا پوش در بر کند و باید بالا پوش را زیر بغل نگه دارد.
یهودی نمیتواند ریش خود را بتراشد.
یهودی نمیتواند برای هواخوری به بیرون شهر رود.
پزشکان یهودی نمیتوانند اسب سواری کنند.
اگر یهودی می زده باشد نباید در کوچه دیده شود، ورنه سزای او مرگ است.
جشن همسری یهودی باید پنهانی انجام گیرد.
یهودیان نمیتوانند میوه های خوشمزه را بخورند.
در سال 1893سرپرست یهودیان همدان که ابراهیم یعقوب نام داشت را دستگیر کردند و نزد آخوندی به نام سید عبدالمجید بردند و او را تا پای مرگ چوب زدند. گناهش آن بود که یهودانه بر سینه نداشت. در زمان مظفرالدین شاه یهودآزاری در تهران از سر گرفته شد و آخوند سید ریحان الله به بهانه اینکه چرا یهودانه روی پوشاک یهودیان دیده نمیشود آنها را دوباره آزار داده و شکنجه میکرد
گرفته شده از دفتر: کارنامه فرهنگی فرنگی در ایران




Comment