Announcement

Collapse
No announcement yet.

Queen Farah Pahlavi

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • Queen Farah Pahlavi

    In Iran, before the advent of Reza Shah Pahlavi (1925-1941), women had few rights and their participation in daily life was rather limited. As Empress of Iran, Farah Pahlavi made it her mission to be the ideal wife, mother and a devoted consort who faithfully performed her royal duties. Thus she proved that women could simultaneously have careers and be homemakers. The great success she had in improving the status of women benefited the majority of Iranian women. Her purpose was to give them confidence and courage, in order to raise themselves above and out of their exclusion. Though she was the First Lady of the country, she considered her "importance to be measured only by the practical effect of what I accomplished for the improvement of our people." She said: "It was hard to forget that, as a woman, my position was a delicate one. We were in a country where tradition was strong, in which many men could not not yet accept unreservedly the same freedoms for women which they considered perfectly natural for themselves."


    Empress Farah was considered by many to be the representative of female emancipation in Iran, and worked hard to fulfill that objective. In a recent interview she said: "My strength, the power I wielded was, in one way or another, passed on to all Iranian women. During our time my Iranian sisters, formerly regarded as second class citizens, without the right to be heard, became more vocal and aware of their rights." The fact that the King had granted them political and social rights including universal suffrage paved the way for a great social change. There was some resistance to this, especially from the religious establishment and its implementation varied from region to region. It was in this sphere, above all, that she used every means at her disposal to encourage change. Farah Pahlavi stresses that "although Iranian women have suffered many injustices, they have always managed to preserve their strength of character. Even if only indirectly, throughout history they have been influential behind the scenes." This can best be seen through their demeanor. People who have been humiliated and oppressed do not stand upright. "To me, the evolution of Iran was measurable by the manner in which people carried themselves. During my husband’s reign people regained their national pride and walked with their heads held high. For me, that was the barometer of change and development."’
    "I tried hard to support my husband in achieving his dreams and vision for Iran. There were so many objectives yet to attain and so many unfinished projects, but tragically we were not given the time. See video at the end of this page. Today, I look forward to the moment when I shall truly be at peace in this long, painful exile. To achieve that requires much strength and effort. The journey is not an easy one and it needs optimism and hope."



    She concludes: "Amidst renewed sufferings, our people continue the long and arduous struggle for freedom, and my earnest wish is that they will succeed in bringing forth a democratic Iran based upon her rich heritage, culture and tradition. To them, and to all my compatriots, I dedicate this site.
    Last edited by Rasputin; 03-20-2007, 02:16 PM.

  • #2

    Comment


    • #3
      E m p r e s s F a r a h R o s e s


      The Empress admires a Basket of Farah Roses presented by
      by famed French horticulturist Mr. Georges Delbard (Year 2005)




      My longest lasting flower by far is a rose called imperatrice farah. Starts whiteish green then the edges turn red as they are exposed to the sun. It only gets to be more and more pretty. When you have alot of blooms on the bush it looks like it has many different types of flowers on it. These two pictures are of the same flower about 2 weeks apart.
      Liane - Canada.





      For more pics, pls go to : http://perso.orange.fr/jacky.tessier/photos/photos.htm

      Comment


      • #4
        Watch the movie about farah pahlavi .



        Last edited by Rasputin; 07-07-2006, 11:32 AM.

        Comment


        • #5
          i really like her
          donno why !










          Comment


          • #6
            Originally posted by nanakhafan
            i really like her
            donno why !







            She's a good lady !

            Comment


            • #7
              yeah i think it too ..but nemidunin che gadr adam poshte saresh bad migan...ye alame harf shenidam rajebesh!mellat bikaran lol

              Comment


              • #8
                نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                صادق هدايت؛ بوف کور

                Comment


                • #9

                  ***
                  "طي قرنها، ما شاهد پديد آمدن سلسله هاي جديد هستيم و هر يك از اين پادشاهان استقلال را به اين كشور بر مي گردانند."(ص ??)

                  آيا تاريخ به وضوح نشان نداده است كه تمام سلسله هاي پادشاهي جز به وسيله كودتا بر عليه سلطنت قبلي بر سر كار نيامده اند!!! پرسش اينجاست: اگر پادشاهان استقلال را به مملكت مي آوردند، پس چرا استقلال و قدرت حكومت پيشين را از بين مي بردند؟ نگارنده خوب مي داند كه برقراري سلسله پهلوي با كودتا شكل گرفت.

                  خبرنگار نيويورك تايمز مي نويسد: "فرح اين حقيقت را كه سازمان مركزي آمريكا (سيا) شاه را در سال هزار و سيصد و سي دو به سلطنت برگرداند حذف كرده و نوشته است: شاه با استقبال فراوان بازگشت.

                  ثريا اسفندياري در رابطه با كودتاي ???? مي نويسد:

                  "كمونيست ها، طرفداران مصدق و حتي مذهبيون در خيابان عليه شاه شعارهاي كينه توزانه مي دادند و اين نويد فرح بخشي براي آينده مملكت نبود. معهذا اميد تازه اي در دل محمدرضا شكفته است. او ديگر تنها نيست. ايرانيان وفادار به او هنوز هستند، در ميان روحانيون، در ارتش، حتي در مجلس.آيت الله بهبهاني موفق شده است هزاران نفر از طرفداران خود را به طرفداران شاه اضافه كند در شهر به تظاهرات پرداخته اند استقبال با شكوهي در فرودگاه مهر آباد از شاه بعمل آمد و در آن تمام نمايندگان از جمله آيت اله كاشاني شركت داشتند.كودتا از نظر مالي توسط سازمان سيا حمايت شد. در بيست و هشتم مرداد 10/000/000دلار خرج كرده بود."(كاخ تنهايي ص ???)

                  ***
                  "در ايران فقط پادشاهان مشروعيت دارند."(ص ??)

                  از نظريه قاطعانه نويسنده مي توان چنين استنباط كرد كه كليه حكومت هاي غير سلطنتي حاكم در دنيا نامشروع اند. بر كسي پوشيده نيست كه احساس بيگانگي بين رژيم و مردم رو به فزوني بود. حكومتي كه مبتني بر آراء مردم نبود. شاه صرفاً آنچه خود صلاح مي ديد عمل مي كرد. او همه اهرمهاي قدرت را در دست داشت. هم حكومت مي كرد و هم سلطنت. مشروعيت عنوان شده از سوي نويسنده آنقدر خودخواهانه و بيشرمانه است كه گويي كمترين آگاهي از حقايق تاريخي ندارد و نمي داند كه چگونه پادشاهان ايران با عقد قراردادهاي ننگين، هر زمان تكه اي از كشور را از دست داده و ثروت عمومي را نابود ساختند. از آن جمله است، امضاي معاهده ???? پاريس بين ايران و انگليس، كه به موجب آن ايران از كليه حقوق خود بر هرات و افغانستان چشم پوشيد و طي توافق از بحرين هم صرف نظر كرد. قرارداد تركمن چاي و عهد نامه گلستان كه طي آن بخشهاي عمده اي از آذربايجان و ديگر مناطق را از دست داديم


                  در نتيجه ضعف حكومت داريوش سوم هخامنشي، اسكندر مقدوني با سپاهي اندك لشكر ايران را تار و مار كرد. تيمور لنگ با حمله خود خرابي بسيار به بار آورد. او حتي كتابخانه هاي ايرانيان را هم به آتش كشيد. مغولها نيز به كشت و كشتار مردم ايران دست زدند و اموال عمومي را تخريب يا غارت كردند. همين طور حمله اعراب به ايران در زمان پادشاهي بي كفايت يزدگرد سوم، كه مملكت را به چنان آشوب و يراني رساندند كه تاريخ از ذكر آن شرمگين است

                  ***
                  "رضاه شاه يك انقلاب صنعتي و فرهنگي بدون خونريزي براي ايران انجام داد."(ص ??)

                  نويسنده مي بايست پيش از اظهار نظر خود مبني بر صنعتي شدن ايران، تحولات صنعتي در سطح بين المللي و پيشرفت حاصل از انقلابات صنعتي در دنيا را در نظر داشته باشد. رضا شاه خواه ناخواه مجبور به پذيرش يك سري برنامه هاي صنعتي، از جمله طرح راه آهن سراسري، بود. مي دانيم كه كشور ما به نوعي با جنگ جهاني درگير بود. انگليس جنوب را داشت و آلمان شمال را قبضه كرده بود. در زمان جنگ طرح راه آهن ايران پذيرفته شد تا نيروهاي متفقين درجنوب و متحدين در شمال مهمات و نيروهاي انساني را سريعتر و بيشتر جابه جا كنند. اگر نياز مبرم انگليس و آلمان به ساخت و بهره برداري از خط آهن نبود، يقيناً راه آهن ايران در آن سالها ساخته نمي شد.

                  بر اساس ادعاي نويسنده، انقلاب صنعتي و فرهنگي در ايران بدون خونريزي بوده است. اين ادعا كاملاً بي اساس است. آيا پدر محمد رضا كه زمين هاي مردم را با زور ارتش غصب كرد و حكم به دستگيري زنان و خانواده هاي مخالف با بي حجابي داد، نكوشيد تا با ضرب و شتم مردم بي گناه و ايجاد خونريزي فراوان، تحول در كشور ايجاد كند؟ اعترافات ثريا اسفندياري، همسر سابق محمدرضا پهلوي، بيانگر اين حقيقت است:


                  "رضا شاه ايلات و قبايل را براي غصب زمين هايشان كشتار كرد، بختياري ها را بر چيد، بختياريهايي كه من از ميان آنها بودم." (كاخ تنهايي ص??)

                  در دوره رضا شاه سرتيپ فضل اله زاهدي كه در زمان جنگ جهاني دوم فرماندار نظامي اصفهان بود، بختياري ها و تركمن ها را سركوب كرد تا منابع زير زميني شان در تصرف اربابان حكومت قرار گيرد. زمين هايي كه در گذشته توسط رضا شاه غصب شده بود متعاقباً جزو اموال محمدرضا شاه در آمد. طبقه حاكمه بر ايران چنان رفتار مي كرد كه گويي قوم فاتحي بودند كه بر كشوري مغلوب حكومت مي كردند.

                  ***
                  "محمدرضا مي گفت من بودجه نظامي مملكتم را تأمين مي كنم حتي اگر به قيمت گرسنگي مردم باشد."( خاطرات علم، ص ???)

                  حقيقت ناگواري است. حكومت، بانكها و خزانه هاي شركت هاي خارجي را به قيمت گرسنگي مردم پر مي كرد. براي دستگاه، صنايع و تجهيزات نظامي ارجح بر ساخت بيمارستان و مدارس و مسكن براي مردم بود. با استفاده از بودجه كشور، با ارتشهاي غاصب كشورهاي ديگر همكاري مي كرد تا مردم ويتنام، افغانستان، عراق، مراكش، عمان، پاكستان، پوريتاريا و يونان را سركوب و از هرگونه دستيابي آنان به آزادي و دموكراسي جلوگيري كند. در نتيجه توافق ميان پادشاه ايران و ملك حسن پادشاه مراكش نصيري رئيس ساواك، اداره ضد امنيت و آموزش عناصر سركوب مردم را در كشور مراكش تشكيل داد و راه اندازي كرد.

                  "ارتشبد نصيري را براي سروسامان دادن و كمك به پادشاه مراكش به آن كشور فرستادند." (خاطرات علم ص ???).

                  "?? ارديبهشت. آمريكا قصد دارد آبهاي ويتنام شمالي را مين گذاري كند، عمليات بمباران را از سر بگيرند و گفتگوهاي صلح پاريس را قطع كند. روزنامه ها قصد دارند عمليات آمريكا در ويتنام را محكوم كنند. دستور داده شده جلوي چاپ آن بهر شكل گرفته شود." (خاطرات علم ص ???)

                  ***
                  حيف و ميل ثروت مملكت توسط دربار، بيرحمانه ترين رويدادي است كه تاريخ هميشه با ننگي از آن ياد خواهد كرد. گوشه اي از آمار ناگوار در اين رابطه را علم افشا مي كند:

                  "پرداخت مستمري ماهيانه ??/??? دلار به پادشاه افغانستان از محل بودجه سري دولت. پرداخت ??/??? دلار براي خريد ليموزين پادشاه افغانستان. پرداخت مستمري ماهيانه ??/???دلار به پاشاه ساقط شده يونان. پرداخت ???/??? و ???/??? دلار به پادشاه سابق آلباني."

                  پرداختها و هزينه ها در صورتي بود كه بخش اعظم مناطق كشور در محروميت اقتصادي و امكانات رفاهي به سر مي بردند. از هر بيست و پنج دهكده فقط يكي برق دارد. يك درصد از دهكده ها از آب تميز لوله كشي استفاده مي كنند. در بيشتر مناطق از آب چاه ها و قنوات استفاده مي شد.

                  "توليد نفت خام ما از ?? تن در سال ???? به ??? ميليون تن در سال ????رسيده بود. ايران در همه زمينه ها رو به پيشرفت بود. توسعه آموزش چشمگير بود: تعداد با سوادان از ?? تا ??درصد در سال ????، به ?? تا ?? درصد و تعداد مدارس از ???? به ????رسيده بود."(ص???)

                  بسياري از آمارها مانند ادعاهاي نويسنده غير واقعي است. علم اظهارات متفاوتي دارد.

                  "سه سال پيش اعلام كرديم كه تا ده سال ديگر بي سوادي را در ايران ريشه كن مي كنيم، اما طبق آمار فعلي در پايان اين ده سال، ايران دو برابر بي سواد خواهد داشت سال تحصيلي?? -??."(خاطرات علم ص ???)

                  "تغيير هزينه ساخت پروژه هاي مختلف از ارقام واقعي بسيار بالاتر و متفاوت با برآورد هزينه هاي پيش بيني شده بود. ??/???/??? دلار به ??/???/??? بالا رفتن." (خاطرات علم ص???).

                  دو برابر شدن هزينه ساخت پروژه هاي مختلف جز از فساد اداري و نا كارآمدي دولت نبود.

                  "مدير عامل سازمان برنامه و بودجه، دولت در اصل ??/???/???دلار از بودجه سال آينده را به توسعه دانشگاه اختصاص داده بود. اما حالا معلوم مي شود كه فقط ?/???/???دلار موجود است. در عوض سرمايه گذاري نظامي ??? درصد افزايش داشته و هزينه هاي فعلي دو برابر شود كه جمعاً بالغ بر ???/???/??? دلار از بودجه مي شود."(خاطرات علم ص ???)

                  گزارش مدير عامل سازمان برنامه و بودجه نمونه اي است از برنامه ريزي نا صحيح اقتصادي و جدي نبودن طرحها و برنامه هاي آموزشي بر خلاف ادعاي مسئو لان تراز اول مملكت.

                  "اين موضوع در حالي است كه در آمد نفتي كشور از ?/???/???/??? به ??/???/???/??? دلار افزايش براي يك سال مالي يافته."( خاطرات علم ص???)

                  دولت براي توجه به آموزش با كمبود بودجه مواجه مي شده است در صورتيكه درآمد ارزي كشور بطور مرتب در پيشرفت بود. يكي از دلايل خروج جوانان از كشوركمبود امكانات آموزشي بود.

                  "آبادان كه در آن زمان يكي از بزرگترين پالايشگاههاي جهان به شمار مي رفت، از جمله افتخارات اقتصاد جوان ايران بود. من از بازديد تاًسيسات و ديدار هزاران كارگر و مهندسي كه براي پيشرفت مملكت كار مي كردند، خوشحال بودم. در اين سفر دشواري زندگي مردم در بعضي از محلات آبادان مرا تحت تاًثير قرار داد و اين مطلب را در ديدار با گروهي از زنان در ميان گذاشتم. با بازديد از محلات كارگري احساس كردم كه اين خانواده ها نيازمند توجه و همدردي بيشتري هستند." (ص ???)

                  چرا رژيم پهلوي به فكر فروش هرچه بيشتر نفت توليد شده در آبادان بود اما هرگز به فكر كشيدن يك لوله گاز براي ساكنين اين شهر و يا منطقه خوزستان نبود؟ اين در حالي بود كه مردم، به ويژه زنان، براي تهيه گاز مورد نياز خود مجبور بودندكپسول هاي سنگين گاز را بر روي شانه هاي خود حمل كنند. واقعيتي كه براي تاريخ ناگوار و براي حكومت پهلوي خجالت آور است.
                  نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                  صادق هدايت؛ بوف کور

                  Comment


                  • #10
                    ***
                    "در آن زمان تعداد زيادي از دانشجويان ايراني در آمريكا به سر مي بردند و با اين كه بسياري از آنها بورسيه دولت بودند، به مخالفين سلطنت پيوسته و تظاهراتي راه انداخته بودند. من از تظاهرات و شعارهاي عليه شاه طي اين سفر خاطره اي تلخ دارم. آنها در همه جا حضور داشتند، حتي گاه در چند متري ما، بطوري كه همسرم مجبور بود با صداي بلند صحبت كند. ما از صبح تا شام صداي فريادشان را، حتي در زير پنجره محل اقامتمان، مي شنيديم." (ص ???)


                    در هيچ كجاي قانون نيامده اگر دانشجو بورسيه است پس حق اعتراض ندارد. يكي از دلائل اصلي خروج جوانان از كشور، ناراضي بودن آنها از سياست هاي حاكم بر جامعه مي باشد. لازم به تذكر است كه بسياري از جوانان ادامه تحصيل در خارج از ايران را بر مي گزيدند تا بتوانند در فضايي باز به فعاليت سياسي به پردازند. در حقيقت آنها به دنبال محيط و فرصتي بودند تا مخالفت با رژيم را علني سازند. در اصل، درس خواندن در خارج، بهانه اي بود براي فرار از ديكتاتوري حاكم بر ايران. خود شما به هنگام دانشجويي در فرانسه به هواداران حزب توده پيوستيد و اقدام به فعاليت كرديد (حالايكسره كمونيست را مرتجع و سرخ مي ناميد و مجموع مخالفان پهلوي را محكوم مي كنيد).

                    "دائماً مجبور بودم اضطرابم را خصوصاً در حضور خبرنگاران پنهان كنم، اما در دلم طوفاني بر پا بود. من اعتراضات دانشجويان را مي شنيدم. بديهي است راهي دراز در پيش داشتيم ولي اقدامات بسياري نيز انجام گرفته بود.(ص ???)

                    حكومت وقت اگر حقوق بشر را رعايت مي كرد و اگر محمدرضا اعلام نمي كرد كه به دموكراسي احتياج ندارد، نگارنده هيچ وقت در حضور خبرنگاران مضطرب نمي شد و از ديكتاتوري مردمي! خود و پادشاه به نحو احسن دفاع مي كرد.

                    ***
                    "از پادشاه خواستم زميني از املاك شخصي خود را براي اين كار در اختيار ما بگذارد و او پذيرفت. بدين ترتيب توانستيم در منطقه گرگان دهي با جمعيتي بيش از هزار نفر از بيماران شفا يافته از جزام بوجود آوريم. (ص ???)

                    انجام اين قبيل خدمات جزء وظايف مسلم هر پادشاه است. به گونه اي نوشته ايد كه گويا پادشاه و ديگران در مورد بيماران فراتر از مسئوليت خود عمل كرده و سخاوت به خرج داده اند! پادشاه زمين ها و ثروتش را چگونه بدست آورده بود؟ محمد رضا اظهار مي دارد:

                    "مگر پهلوي از كجا آغاز كرد؟ پدرم يك سرباز ساده دهاتي بود و در خانواده گمنامي در سوادكوه متولد شده بود. (خاطرات علم ص ???)

                    بنابراين، رضا خان ميرپنج هنگامي كه به قدرت رسيد ثروت يا اندوخته اي به همراه نياورده بود. اما در خاطرات علم مي يابيم:

                    "متجاوز از ??/???/??? دلاركه اكنون معادل ???/???/??? دلاراست ازپدر ارث برد."(??-????)

                    ***
                    "بعضي از نويسندگان داخلي داراي عقايد سياسي اي بودند كه با افكار ما نزديكي نداشت و در اين كتابها ابراز مي كردند. نويسندگاني كه احتمالاً به گروههاي چپ وابسته بودند. اين مشكل در مورد كتابي بنام" ماهي سياه كوچولو"كه پيامي روشن و صريح داشت بوجود آمد. اين كتاب از ماهي كوچكي حكايت مي كرد كه با پشتكاري فراوان مخالف جريان آب شنا مي كرد. سازمان پرورش فكري كودكان و نوجوانان در انتشار اين كتاب ترديد داشت چرا كه نمي توانست پشتيبان پيام اين كتاب باشد. ترديد در چاپ كتاب موجب شد كه ماهي سياه كوچولو نماد مقاومت و مقابله با نهاد موجود باشد. تا آنجا كه به دروغ شايع شد مرگ نويسنده كار ساواك بوده است."(ص???)

                    علاقه مندان به مطالعه آثار صمد بهرنگي، نويسنده كتاب ماهي سياه كوچولو، به وضوح مي دانستند كه كسي جز مامورين ساواك صمد را از بين نبردند. آيا داستان ماهي سياه كوچولو، كه در آن يك ماهي برخلاف جهت جريان آب شنا مي كند، مي بايست منجر به مرگ نويسنده شود؟ با انتشار كتاب صمد، ساواك تلاش كرد تا ذهن مردم را از نقشه شومي كه در مورد او داشت دور كند و مرگ او را طبيعي جلوه دهد.

                    ***
                    "روحانيون مرا به خاطر خدمات اجتماعي ام ستايش كرده و با نوعي خوشرويي كه به نظرم صادقانه مي آمد، از من استقبال كردند. آنها از علاقه من به زيارت اماكن مقدس با خبر بودند و بيشتر در زمينه تعمير زيارتگاه ها از من كمك مي گرفتند. اين دقايق برايم پر ارزش بود. پاسخي بود به كار بي وقفه و گاه سخت و بدون پاداشي كه همسرم در تهران انجام مي داد و شاهدي بر اين مطلب كه هر يك از ابتكارهاي دولت سر انجام به هدف مي رسد چرا كه مردم به پادشاه خود اعتقاد داشتند."(ص ???)

                    منظور شما از روحانيون، كدام قشر از روحانيت است؟ آخوندهاي ساواكي و وابسته و حقوق بگيران دربار؟ پر واضح است كه بخش عمده اي از روحانيت با شما در ستيز نبودند. سلطنت پهلوي تلاش بسيار در جذب حمايت آخوندها مي كرد كه نمونه بارز آن تهيه ضريح و گنبد طلاي امامان و امامزاده ها بود. پادشاه در اين راه، حتي از روحانيت ايران پيشي گرفت و علاوه بر ساخت اماكن مذهبي، براي حرم علي در شهر نجف نيز يك در تمام طلا با ذكر جمله اي كنده كاري شده بر روي آن تحت عنوان "پهلوي بنده درگاه علي" هديه كرد. تمام اين ظاهرسازي ها صرفاً به اين خاطر بود كه گفته شود شاهنشاه و خاندان او از مسلمانان معتقد هستند! نگارنده مرتباً به بازديد اماكن مذهبي مي رفت و محمد رضا خود را كمر بسته امام رضا و امام زمان معرفي مي كرد! اگر مذهب توسط شاه ارتجاع سياه تلقي مي شد، پس چرا او با رفتارهاي متظاهرانه اش اذهان عمومي را منحرف مي كرد؟ آيا تمام اين بازي ها براي مقابله با كمونيزم نبود؟

                    عكسهاي نويسنده و محمدرضا در حال زيارت و كمر بستگي در راستاي همين هدف در جرايد مختلف به چاپ مي رسيد. در نتيجه پيوند ديرينه اي كه ميان آخوندها و سلطنت طلبان وجود داشت، عليرغم ابراز اختلافات ظاهري، هيچ وقت هيچ كدام يكديگر را دشمن خود نمي دانستند. ...

                    ***
                    "در سال ???? رضا و من در حين شركت در فستيوال فيلم كودكان، از خطر ربوده شدن نجات پيدا كرديم. ده نفري بازداشت شدند و معلوم شد كه اين توطئه توسط يكي از گروههاي چپ افراطي طرح ريزي شده بود."(ص???)

                    نويسنده از هر موضوع كوچك به درشتي ياد كرده است. جاي تعجب است كه چگونه از مسئله اي به اين مهمي به سرعت گذشته است. عباس سماكار در كتاب "من يك شورشي هستم" بوضوح طرح اين ربودن و علت آن را شرح داده است. انجام اين عمل در واقع نوعي گروگان گيري براي آزادي تعداي از زندانيان سياسي بوده و ابداً كسي قصد آسيب رساندن به هيچ كس را در سر نداشته است. لازم به ذكر است كه نقشه گروگان گيري فقط در حد گفتگو ميان چند نفر از مخالفين حكومت جريان داشته است. از آنجا كه ساواك به طور مرتب در پي دستگيري با دليل و بي دليل افراد بود، خسرو گلسرخي و كرامت دانشيان را با طراحي توطئه، به جوخه اعدام سپرد، حال آن كه خسرو گلسرخي به دليل نوشتن يك مقاله از شش ماه قبل در حبس به سر مي برد. سلطنت از شهامت او مي ترسيد. او آزاد نبود تا كمترين دخالتي در ماجراي آدم ربايي داشته و از دسيسه و توطئه ساواك مطلع باشد. خانم فرح، مرز بين قهرمان و ضد قهرمان يك لحظه است. بدينسان بود كه خسرو گلسرخي و كرامت دانشيان براي هميشه نامشان جاودان شد، در صورتيكه مردم سربلند ايران، پهلوي و ايادي شان را با خاري از كشور بيرون راندند تا براي هميشه در زباله دان تاريخ مدفون سازند. در باره استبداد حاكم در ايران شواهد و مطالب زيادي وجود دارد. در ?? خرداد ???? روزنامه واشنگتن پست در مقاله اي ادعا كرده بود كه تروريسم در ايران صرفاً نتيجه حكومت خودكامه شاه است.

                    ***
                    "در نظر او هدف اصلي از برگزاري جشن هاي شاهنشاهي ايران، گردآوري ملت بر گرد محور هويت ملي و غرور بازيافته بعد از دو قرن فقر و خفت بود. فقط صحبت در باره اين جنبه از هزينه ها واقعاً بي انصافي بود. بيشتر اين هزينه ها براي ايجاد تاسيساتي به مصرف مي رسيد كه پس از اتمام جشن ها در اين مملكت باقي مي ماند: دو هزار و پانصد مدرسه، برق روستاها، ميهمانخانه ها، جاده هاي آسفالت شده و ..."(ص ???)

                    لباس سلطنتي را لاون تهيه و غذايش را ماكسيم آماده كرد. اين در حالي بود كه مردم هنوز نيازمند نان و مدرسه بودند! آيا اين جشنها با حضور اقشار مختلف و با رضايت خاطر مردم صورت مي گرفت؟ آيا پولهاي واقعي كه در اين مراسم هزينه شد، پس از هزينه كردن براي ساخت مدرسه و آسفالت خيابانها بود؟ سلطنت از بودجه دولت پرداخت مي كرد و نتيجه آن چيزي جز فقر در سطح اكثريت جامعه نبود.

                    "چادرهايي كه در محل برگزاري جشنهاي تخت جمشيد به مناسبت دو هزار و پانصدمين سال شاهنشاهي در ايران يك مليون دلار هزينه برداشت."(خاطرات علم ???)

                    آيا بهتر نبود اين مبلغ صرف بازسازي و ايمني سازي شهرهاي زلزله زده در حومه شيراز مي شد تا بطور مرتب اهالي و ساكنين اطراف آباده در خطر مرگ و نيستي نباشند؟

                    "براي تهيه هدايايي براي مدعوين، كميته تصميم گرفت قالي هايي كه بر روي آنها چهره روساي دول بافته شده به هنرمندان آذربايجاني سفارش شود. علاوه بر اين قرار شد به هر يك از ميهمانان يك نسخه از لوحه كوروش كبير كه متن آن اولين اعلاميه حقوق بشرناميده مي شود هديه شود.كوروش در اين متن غارت را ممنوع اعلام مي كند، به آزادي زندانيان و بازسازي خانه هاي آنها فرمان مي دهد. احترام به خدايان را توصيه مي كند و بالقوه برده داري، برابري همه انسانها را اعلام مي نمايد."(ص ???)

                    سفارش فرش با چهره حكام و ديگر سلاطين؟ محل تامين اين قبيل مخارج آيا به جز از خزانه كشور بود؟ هرگز سلطنت در فكر ساكنين مناطق كوره پزخانه، مناطق زلزله خيز و اقشار محروم بود و آيا مي دانست كه همه مردم نيازمند فرش براي زندگي هستند؟ آيا هيچ انديشيده بود كه چند درصد از مردم ايران روي حصير مي آرمند؟

                    نويسنده در كتاب خود از صرف هزينه هاي هنگفت خانواده پهلوي و برگزاري جشنهاي شاهنشاهي دفاع مي كند. پرسش من اين است: سلطنتي كه مدعي الگوبرداري از بيانيه حقوق بشر كورش بود، آيا به واقع آن را رعايت كرد؟ تاريخ سلطنت محمدرضا اذعان دارد كه هر كس در آن دوران خفقان دم از دموكراسي و برابري زد يا در زير شكنجه از ميان رفت يا به جوخه اعدام سپرده شد.

                    خانم شلينو نيز در نيويورك تايمز يادآور مي شود كه فرح از جشن هاي اسراف آميز دو هزار و پانصد ساله شاهنشاهي در تخت جمشيد در سال ???? دفاع مي كند، جشنهايي كه، طبق تخمين آن زمان، بيش از دويست ميليون دلار هزينه برداشته است.

                    ***
                    "در ?? مهر تولد شهبانو را جشن گرفتيم. بهترين آشپز را شخصاً دعوت كردم كه از ماكسيم پاريس به همين منظور آمده بود. غذاهايي كه عرضه كردم حقيقتاً فوق العاده بود. براي اين جشن مبلغي در حدود ??/??? دلار خرج كردم. (خاطرات علم ص ???)

                    بر اساس جرايد همان موقع، فقط كيك تولد ??? دلار هزينه در بر داشته بود. آيا سرمايه و ثروت دولت تماماً در دست خاندان سلطنت يا مسئولين رده بالا نبود؟

                    .
                    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                    صادق هدايت؛ بوف کور

                    Comment


                    • #11
                      ***
                      "پادشاه مايل بود كه كشور بعد از جبران عقب ماندگي هاي اقتصادي بسوي دموكراسي پيش برود و در نظر من مهم ترين انگيزه براي رسيدن به دموكراسي توجه به مفاهيم فرهنگي بود." (ص ???)

                      نظرات شاه طرد شده از ايران را مجدد نقل مي كنم تا اگر در طول سالها فراموش كرده ايد يكبار ديگر براي شما يادآوري شود:

                      "خدا را شكر كه در ايران ما نه احتياج به دمكراسي داريم و نه لزومي دارد كه از آن رنج ببريم."(خاطرات اعلم ص???)

                      "دمكراسي براي اروپا چه كرده است.؟"(خاطرات علم ص ???)

                      "دو روزنامه كيهان و اطلاعات در اظهارنظرشان در باره پيام شاه به مناسبت روز مشروطيت، نوشتند: بايد به تدريج روش دموكراسي غربي را برگزينيم. به دستور شاه صاحبان هر دو روزنامه را فرا خواندند و به آنها گفته شد مقالات ديگري بنويسند و تأكيد كنند تا زماني كه دموكراسي نتيجه اش تشويق اقليتي به خيانت و ظلم است ما به هيچ وجه تمايلي به گزينش دموكراسي غربي نداريم. (خاطرات علم ص ???)

                      بيان اينكه محمدرضا در انديشه دموكراسي بوده است اساساً حرف بي ربطي است و گرنه چطور مي شود كه ايشان در دوران سلطنت طولاني خود مخالف سرسخت دموكراسي بود و از شنيدن نام آن به شدت برآشفته مي شد؟ دركتاب، يكباره پادشاه خيرخواه و عامه پسند و دموكرات منش معرفي شده است!!! شاه نه مي توانست فكر و مشاركت دموكراتيك مردم در تصميم گيري هاي سياسي را بپذيرد و نه اين كه وجود هيچ سياستمداري را كه در ميان مردم محبوبيت داشته باشد تحمل كند

                      ***
                      نويسنده ادعا مي كند:

                      " ميبايستي از يك سوي به هنرمندان ايراني كمك كرد، بر كار آنها ارج نهاد و آنها را به ايرانيان و خارجيان شناساند و از سوي ديگر مرزهاي ايران را به روي هنرمندان كشورهاي ديگر گشود. فستيوال شيراز محلي شده بود براي ابراز عقايد مختلف سياسي. بدين ترتيب كه بعضي از گروه هاي خارجي علناً و به صورتي تحريك آميز مخالفت خود را با پادشاه نشان داده، آزادي بيشتري براي مردم ايران طلب مي كردند."(ص ???)

                      با توجه به آنچه رژيم پهلوي در حق هنرمندان ايراني روا داشت چنين برداشت مي شود كه دست اندركاران نظام اگر چه از برگزاري و موضوع بعضي از كارهاي هنري ديگر كشورها ناخشنود و با آنها مخالف بودند، اما از اجراي آنها هم جلوگيري بعمل نمي آوردند. آيا اين توجه و رويه در مورد هنرمندان ايراني هم اعمال مي شد؟ قطعاً خير! تحمل نظر و اجراي نمايشي كه در آن واژه آزادي يا حق يا دموكراسي استفاده شود با فرهنگ ديكتاتوري در تضاد بود. به همين دليل، بدون شك ساواك، اين سگ هار و زنجيري، از هرگونه كار هنري كه در آن از چنين مفاهيمي سود مي جست به طور خصمانه ممانعت به عمل مي آورد و براي دست اندركاران آن مشكلات جدي و خطرناكي فراهم مي كرد. براي نمونه، در سال ????، در شب دوم نمايش چهره هاي سيمون ماشار، از اجراي نمايش ممانعت به عمل آوردند و كارگردان آن، سعيد سلطان پور، را دستگير و زنداني كردند. سعيد سلطان پور، كه از كارگردانان مدافع دموكراسي بود بارها دستگير شد و در كميته ضد خرابكاري ساواك و شهرباني به شدت تحت شكنجه قرار گرفت. مگر اجراي نمايش چهره هاي سيمون ماشار حاوي چه پيامي بود كه با او اين چنين عمل شد؟ (سعيد سلطانپور در خردادماه ???? به دست رژيم ضد خلق جمهوري اسلامي به جوخه اعدام سپرده شد). رژيم قادر نبود تا به دستگيري هنرمندان بين المللي كه آثار مشابه در ايران عرضه مي كردند كمترين تعرضي روا دارد، حال آن كه تيغ ستم خود را فقط به سوي هنرمندان صادق ايراني نشانه رفته بود. نويسنده ادعا كرده كه شيراز مركز برگزاري و تبادل فرهنگها بود. همينطور اشاره شده:

                      "يك وزير سابق، با تلخي و ترس و نوعي خشونت از من ايراد گرفت كه با تبديل شيراز از مكاني فرهنگي به مكان فسق و فجور، به خشم روحانيون كمك كرده ام. من در جواب گفتم: آقاي وزير، آيا اين تنها كاريست كه در طول بيست سال انجام داده ام؟ قوياً ايشان از ترس پاسخ ديگري نداده اند." (ص ???)

                      انجام هر عمل به اسم كار فرهنگي كه در حقيقت كمك به از بين بردن فرهنگ مي شد به اندازه اي بود كه برخي از كاركنان و درباريان كه مطيع اوامر سلطنت بودند لب به اعتراض و شكايت گشودند. نويسنده، با حفظ تربيتي كه در دربار شده بود، براي آن افراد واژه ترس را به كار برده و نوشته است:"ايشان از ترس پاسخ ديگري نداد!" قدرت مطلقه سلطنت و ساواك ترس را در دل وزير و سفير هم ايجاد كرده بود! ما هم همين را سالها به زبان آورديم.

                      ***
                      در اين رابطه كه ساواك كتابخانه هاي تعدادي از انجمن هاي دانشجويي در محدوده دانشگاه تهران رابا اين ادعا كه كتابها مخربند توقيف كرد، علم مي نويسد:

                      "بعضي از مامورين ساواك متاسفانه از قدرت خود سوء استفاده كرده، كارهايي انجام مي دادند كه قابل بخشش نبود. آيا آنها متوجه كار خود بودند؟ متاسفانه بايد گفت كه آنها با انجام اين حركات نا شايست خود، شايد هم بدون قصد، به مقام سلطنت زيان مي رساندند. اما بايد صادقانه گفت كه بسياري از مامورين ساواك، به امنيت و ثبات مملكت كمك كردند. (خاطرات علم)

                      "شاه در مصاحبه تلويزيوني با ديويد فراست در باره ساواك گفت: آنها آنچه را كه به نفع مملكت مي پنداشتند، انجام دادند، البته ممكن است اشتباهاتي هم داشته باشد.(ص???)

                      ***
                      "بهيچ وجه نمي توانستم تصور كنم كه چگونه يك ملا مي تواند در نظر آنان سمبل آزادي و تجدد باشد..". (ص ???)

                      شاه چنان بلايي به سر مردم آورده بود كه مردم هركس ديگر را به جاي او ترجيح مي دادند، حتي بدتر از خميني، كه او هم براي مردم فقط وعده و وعيد توخالي داشت.

                      ***
                      "در هفته هاي اخير و عليرغم حكومت نظامي، هر شب تظاهر كنندگان بر بام هاي شهر به مقابله با ارتش پرداخته بودند و فريادهاي كينه توزانه آنان تا كاخ مي رسيد."(ص ???)

                      شما به طور روزمره شاهد بوديد كه حكومت چه بر سر مردم آورده بود. تظاهرات عمومي و مخالفتها جنبه شخصي نداشت به همين دليل ارتش نتوانست با توپ و تانك در اراده ملت خللي به وجود آورد.

                      ***
                      در مورد جنايت خونين ميدان ژاله به دست گوريلهاي حكومت، نويسنده در كتاب و در مصاحبه با مارك ايروينگ خبرنگار روزنامه تايمز لندن در ?? فوريه ???? اين چنين گفته است:

                      "تيراندازي از سوي نظاميان نبوده بلكه انقلابيوني كه لباس نظامي بر تن كرده بودند تير اندازي كردند. خوني كه در عكسها نشان داده شد خون گوسفند بود و رسانه هاي گروهي هم تحت نفوذ مخالفان حكومت بودند به اين ماجرا دامن زدند."( ص ???-???)

                      نويسنده گوسفند را به جاي مردم گذاشته و خون ريخته شده مردم بيگناه را خون گوسفند تلقي مي كند؟ آيا جنازه هاي مانده بر روي دستها و در بيمارستانها مانده را هم منكر مي شود؟ ايشان عكسهاي چاپ شده در خصوص جنايات پهلوي را كار روزنامه نگاراني مي داند كه در همه حكومت ها زندگي شان در خطر حتمي است؟ نخست وزير ازهاري صداي مردم شاكي را نوار مي پنداشت، خانم فرح مردم را گوسفند مي نامد و بي جهت نيست كه مسئول سكوت و خفقان وزير اطلاعات، داريوش همايون كه پس از شخص اول مملكت مسئول جنايات سياسي است، مردم را بي شعور مي نامد و در جواب كساني كه اعتقاد دارند "هيچ كس آزادي را به ما نخواهد داد مگر اينكه خود با دست توانايمان بگيريم و هيچ كس دموكراسي را به ما تقديم نخواهد كرد مگر با فداكاري و جانفشاني نيروها و مردم آزاديخواه و هيچ كس حق ما را نخواهد داد مگر آن كه خود بگيريم حتي اگر جانمان را در اين راه بگذاريم،" با گستاخي جواب مي دهد: "به اين مردم بگوييد بروند شعور پيدا كنند! بروند شعور بخرند، شعور بخرند"!!! (نقش اقوام ايراني در استقرار دمكراسي. مركز لهستاني هاي لندن ??/?/????)

                      "ارتش در ميدان ژاله در انتظار تظاهر كنندگان بود، دستورهاي دقيقي از تيمسار اويسي دريافت كرده بود. تيراندازان انقلابي كه با لباس مبدل در ميان مردم و يا بر فراز بام ها در كمين بودند، بسوي سربازان شليك كردند و آنها نيز ناگزير پاسخ دادند. در اين برخوردها ??? نفر از ميان تظاهر كنندگان و ?? نفر سرباز كشته شد." (ص ???)

                      نيروهاي انقلابي چگونه شكل مي گيرند و دست به انقلاب مي زنند؟ طبيعي است اين افراد كه زندگي خود را وقف مبارزه براي از بين بردن حكومتهاي ضد خلق مي كنند، هرگز خود اقدام به كشتار مردم بي گناه نمي كنند. نويسنده خود آنها را انقلابي معرفي مي كند. بارها ديده يا شنيده شده كه وقتي مخالفين حكومت به هنگام درگير شدن با عناصر سركوب در خيابانها و مراكزعمومي خود را تسليم كرده اند، با وجود آگاهي از مرگ حتمي خود هرگز حاضر نشده اند كاري كنند كه مردم را به خطر اندازند.

                      ***
                      "پادشاه در خاطرات خود مي نويسد بديهي است ا گر مقررات حكومت نظامي به دقت اجرا مي شد، ميبايست دادگاههاي نظامي تشكيل شود و متخلفين از مقررات به مجازات مرگ برسند. ولي در حقيقت اعلام حكومت نظامي جنبه اخطار داشت و سربازان فقط بروي آتش افروزان، غارتگران و گروههاي مسلح آتش گشودند و در هر حال مجموع اين تدابير آرامشي پديد نياورد." (ص ???)

                      آيا مردم ناراضي كه خواهان سرنگوني سلطنت بودند آتش افروز بوده اند؟ آيا مردمي كه مي خواستند طعم دموكراسي را بچشند آتش افروز بودند كه رگبار مسلسل سينه هايشان را دريد؟

                      اگر دانش آموزان از شرايط بد آموزش و پرورش در ايران سخن مي گفتند و از فضاي باز دفاع مي كردند آتش افروز بودند؟

                      ***
                      "شاه تصميم گرفت با قلب و احساس خود با مردم صحبت كند زيرا تظاهر كنندگان ديگر گوش شنوايي براي گفته هاي منطقي نداشتند. پادشاه با احساس و خلوص نيت سخن گفت و حتي به بعضي از اشتباهات خود اشاره كرد و من در آن زمان يقين داشتم كه سخنان او به دل مردم خواهد نشست. اما صحبت هاي او فوراً نشاني از ضعف او تلقي گرديد."(ص ???)

                      آيا در طول ?? سال حكومت مستبد پهلوي گوش شنوايي براي خواسته هاي به حق مردم بود؟ مگر از بين بردن فقر و يا گرفتن آزادي سياسي و امنيت از دهان كساني شنيده مي شد كه خلوص نيت نداشتند تا رژيم مستبد پهلوي به آنها بها دهد؟ آيا مردم ما به زبان غير و خواسته هايشان را براي غير از كشور و مردم ايران مي خواستند؟ ***

                      در آن روزها صحبت از بازگشت آيت الله خميني بود. يكي از افسران همراه ما از پادشاه خواست تا دستور انهدام هواپيماي خميني قبل از رسيدن به تهران داده شود. همسرم با اين پيشنهاد مخالفت كرد. اين فكر تازه اي نبود و زماني هم كه در تهران بوديم، افسران نيروي هوايي همين پيشنهاد را به او كرده بودند و مورد موافقت او قرار نگرفته بود."( ص ??? )

                      ژيسكاردستن در كتاب خاطراتش مي نويسد: چهارم ژانويه ???? (????)

                      تشكيل جلسه در گوادلوپ والري ژيسكاردستن رئيس جمهور فرانسه، جيمي كارتر رئيس جمهور آمريكا، هلموت اشميت صدر اعظم آلمان، جيمز كالاهان نخست وزير انگليس دادند. در آن روز تصميم به تغيير نظام در ايران گرفته شد و آمريكا از منافعش از رابطه با ايران چشم پوشيد چون عمر سلطنت در ايران به سر آمده بود. آمريكا پيشنهاد تغيير حكومت ايران را مي داد و جيمز كالاهان همچون فرزند خوانده به دنبال نظرات جيمي كارتر مي دويد. من در تعجب بودم!

                      او همچنان مي نويسد: شاه پس از ورود خميني به پاريس دو بار تلفناً از رئيس جمهور فرانسه خواسته است كه امكانات رفاهي و امنيتي و بهداشتي را براي خميني و خانواده اش تامين كنند. (چاپ اين مطلب در هفته نامه طوس در سال ???? باعث تعطيلي آن از سوي قوه قضائيه ايران شد). مطلب فوق نقش آمريكا و انگليس را در رابطه با دولت پهلوي و خميني بيان ميكند، آمريكا با حمايت انگليس شرايط بازگشت خميني به ايران را فراهم كرده است همانطور كه در كودتاهاي گذشته به نفع پادشاه چنين كرده بودند.
                      نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                      صادق هدايت؛ بوف کور

                      Comment


                      • #12

                        ***
                        "پسرم به من مي گفت: باور كردني نيست كه از امروز به فردا او تبديل به يك مستبد و ستمگر شده باشد. روزنامه نگاران خواستند به دنيا بقبولانند كه او مانند يك ديكتاتور حكومت مي كند."(ص ???)

                        در كشوري كه به دستگاه مخوف ضد اطلاعات معروف به ساواك آن اختيار تام داده شده بود تا هرگونه كه اراده مي كرد عمل كند و بر اين اساس جان تعداد بيشماري از زندانيان سياسي را در زير شكنجه هاي وحشتناك (نه براي گرفتن اقارير بلكه براي نوشتن توبه نامه) بگيرد، در كشوري كه به دانش آموزان حق اظهار نظر و انتقاد به كمبودها و سيستم آموزشي موجود داده نمي شد و دانش آموزان مورد تعقيب اداره امنيت قرار مي گرفتند( كه اينجانب خود آنرا تجربه كرده ام)، در كشوري كه حكامش براي دوام حكومت حاضر به عقد هرگونه قرارداد و يا پذيرش زور بودند اما در داخل نفس مردم را بريده بودند و دركشوري كه مردم آن نمي توانستند اظهار نارضايتي كنند، آيا كمترين نشانه اي از آزادي وجود داشت تا دموكراسي را تجربه كند؟ آيا اين همه، كه جزيي است از مشكلات سلطنت پهلوي و در رأس آن محمدرضا، ديكتاتوري نبود؟ از ديد درباريان و ساواك مردم ايران از زن و مرد و بچه همه خرابكار بودند.

                        آيا اين كتاب مبتني بر مستندات تاريخي است؟ بلا ترديد خير!

                        يك نكته بسيار ظريف در اين كتاب وجود دارد كه شايد دليل و انگيزه اصلي نگارش آن همين باشد: تلاشي پيگير - و قطعاً بي پايه- براي ابقاي سلطنت توسط پسرش رضا.

                        ***
                        نويسنده معتقد است كه همسر تاجدارش هيچ عمل ضد بشري مرتكب نشد، پس چه وحشتي از تشكيل يك دادگاه بين المللي داشته است؟ چرا از محاكمه همسر خود در وحشت بوده است؟ خانم فرح، شما در كتاب خود بطور مرتب دم از ثبات در منطقه زده ايد. ايجاد ثبات با چه شيوه اي؟ آيا حاضر هستيد همچون هر شهروند ديگري در ايران زندگي كنيد يا اينكه ايران را فقط با بودن در حاكميت مي خواهيد؟ آيا حاضر به مناظره در باره آنچه ادعا مي كنيد هستيد؟
                        نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                        صادق هدايت؛ بوف کور

                        Comment


                        • #13

                          Others present in the city of Lausanne to pay homage to the French-born artist on Saturday included Russian-born ballet star Mikail Barashnykof, Soprano Julia Migenes sang 'Happy Birthday' and actor Jean-Claude Brialy gave a speech. Former director of the Opera National de Paris dance school, Claude Bessy, joined choreographer John Neumeier and Farah Pahlavi, to extend their best wishes. Maurice Bejart in the photo below thanks everyone.

                          Born Maurice-Jean de Berger on January 1, 1927 in Marseille in the south of France, Bejart staged 230 new ballet creations during a glittering career, many of them bold, innovative and controversial in their conception.

                          The dancer, choreographer, and opera director became particularly known for combining classic ballet and modern dance with jazz, acrobatics, and musique concrete -- composition by tape recordings.

                          After studying in Paris, Bejart toured with the Ballets de Paris with the great French classical dancer Roland Petit (1947-49), then with the International Ballet (1949-50), and the Royal Swedish Ballet (1951-52).
                          His latest Ballet is called Zarathoustra. Le chant de la danse aka Zarathustra. The song of the dance which played with great success throughout Europe.


                          Comment


                          • #14
                            The case of Nazanin Fatehi a young girl in her teens who is being tried for a 2nd time for Murder of her Rapist has drawn an international wave of protests from hundreds of thousands of Human Right Activists around the world. The Iranian Diaspora has been particularly sensitive to the Campaign launched by former Miss World Canada Nazanin Afshin-Jam to save her namesake in Iran through an online petition that has thus far drawn more than 335361 signatures worldwide. A Lily Mazehari to stop other Human Rights abuses such as stoning.



                            Now another voice has been also joining her name to these worthwhile struggles in the person on the former Shahbanou of Iran: Farah Pahlavi.


                            If to date the Empress has kept herself away from any form of open partisan support it has been to avoid any political recuperation of these legal cases and also in order to prevent any further predicament for those directly concerned by the Iranian Judiciary. As a public figure however she has recently contacted the new UN Secretary General Ban Ki-Moon who has succeeded to Mr. Kofi Annan in the hope of alerting the UN secretary and Human Rights Office on the case of Nazanin Fatehi and other young women with similar cases.

                            Comment


                            • #15
                              jigare malakamono fada! ye bose gonde az dastesh

                              ye roz dobare taj mizarim saret jigar!
                              نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                              صادق هدايت؛ بوف کور

                              Comment

                              Working...
                              X