Announcement

Collapse
No announcement yet.

parvin Etesami

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • parvin Etesami

    اشک يتيم

    روزی گذشت پادشهی از گذرگهی
    فریاد شوق بر سر هر کوی و بام خاست
    پرسید زان میانه یکی کودک یتیم کاین تابناک چیست که بر تاج پادشاست
    آن یک جواب داد چه دانیم ما که چیست پیداست آنقدر که متاعی گرانبهاست
    نزدیک رفت پیرزنی کوژپشت و گفت این اشک دیده‌ی من و خون دل شماست
    ما را به رخت و چوب شبانی فریفته است این گرگ سالهاست که با گله آشناست
    آن پارسا که ده خرد و ملک، رهزن است آن پادشا که مال رعیت خورد گداست
    بر قطره‌ی سرشک یتیمان نظاره کن تا بنگری که روشنی گوهر از کجاست

    پروین، به کجروان سخن از راستی چه سود


    کو آنچنان کسی که نرنجد ز حرف راست

    - پروين اعتصامی-

  • #2
    bio

    Parvin Etesami

    Parvin Etesami was born in 1907, Tabriz. Her father was Mirza Yusef Etesami (Etesamolmolk) and she had three brothers.

    She left Tabriz to Tehran with her family, in 1912 and lived in Tehran, and made some limited trips in Iran and Foreign countries with her family.

    Her primary school was in Tehran. She learned Arabic and Persian literature from her father and accompanied literature meetings, when she was six. Her toys were books.

    She composed her first poem in classical style, at eight year she knew most Iranian poets, when she was eleven year old.

    She passed high school in "Tehran American Girls' School" and taught two years in this school too.

    She worked as a librarian in Theran University and refused the opportunity to commence in the royal court.

    Her first collection of poems was published in 1935 and she received 3rd degree Medal of Art and Culture in 1936.

    Her poems had social, humanity, learning and mystic concepts and no sign of love and feminism found in her works, as she lived in Iran's evolution period to modernism.

    Parvin Etesami married in 1934 and divorced two months later. She died in 1940 from Typhoid fever in Tehran and buried in Qom.


    پروین اعتصامی


    پروین اعتصامی در سال 1285 هجری شمسی در خانواده ای دانش پرور و اهل قلم به دنیا آمد . در دوران کودکی، زبان های فارسی و عربی را زیر نظر معلمین خصوصی در منزل و زبان انگلیسی را در مدرسه آمریکاییها فراگرفت.ذوق سرشار و وجدان بیدار پروین با آشناییش به فنون ادب درهم آمیخت و وی را در زمان حیات کوتاه خود به جایگاه بلندی رساند.
    دیوان پروین ، شامل 248 قطعه شعر می باشد که 65 قطعه از آن به صورت مناظره می باشد، که به شیوه ای هنرمندانه به پند و اندرز و شرح پریشانی مستمندان و انتقاد از عالمان بی عمل می باشد.مناظره میان گل و گیاه ، نخ و سوزن ، سیر و پیاز ، مور و مار، دیگ و تاوه ، مست و هشیار .....که با طنزی لطیف همراه است
    ، گویای اشاراتی است واضح و روشن که وی در آن ها به ترسیم فساد و تزویر اجتماع زمان خود می پردازد. بنابراین شعر پروین از برجسته ترین نمونه های شعر تعلیمی به حساب می آید.پروین در جوانی در سال 1320 هجری شمسی دیده از جهان فروبست

    Comment


    • #3

      شعري از پروين اعتصامي
      ای رنجبر


      تا به كي جان كندن اندر آفتاب اي رنجبر
      ريختن از بهر نان از چهره آب اي رنجبر

      زين همه خواري كه بيني زآفتاب و خاك و باد
      چيست مزدت جز نكوهش يا عتاب اي رنجبر

      از حقوق پايمال خويشتن كن پرسشي
      چند مي‎ترسي ز هر خان و جناب اي رنجبر

      جمله آنان را كه چون زالو مكندت خون بريز
      وندران خون دست و پايي كن خضاب اي رنجبر

      ديو آز و خودپرستي را بگير و حبس كن
      تا شود چهر حقيقت بي‎حجاب اي رنجبر

      حاكم شرعي كه بهر رشوه فتوي مي‎دهد
      كه دهد عرض فقيران را جواب اي رنجبر

      آن كه خود را پاك مي‎داند ز هر آلودگي
      مي‎كند مردارخواري چون غراب اي رنجبر

      گر كه اطفال تو بي‎شامند شب‎ها باك نيست
      خواجه تيهو مي‎كند هر شب كباب اي رنجبر

      گر چراغت را نبخشيده است گردون روشني
      غم مخور, مي‎تابد امشب ماهتاب اي رنجبر

      در خور دانش اميرانند و فرزندانشان
      تو چه خواهي فهم كردن از كتاب اي رنجبر

      مردم آنانند كز حكم و سياست آگهند
      كارگر كارش غم است و اضطراب اي رنجبر

      هر كه پوشد جامه نيكو, بزرگ و لايق اوست
      رو تو صدها وصله داري بر لباب اي رنجبر

      جامه‎ات شوخ است و رويت تيره‎رنگ از گرد و خاك
      از تو مي‎بايست كردن اجتناب اي رنجبر

      هر چه بنويسد حكام اندرين محضر رواست
      كس نخواهد خواستن زيشان حساب اي رنجبر


      در آن سرا که زن نیست
      بیادشصت و سومین سالروز خاموشی اختر چرخ ادب پروین اعتصامی
      فرزانه ابراهیم زاده

      پروین اعتصامی شاعر در 25 اسفند 1285 شمسی در تبریز بدنیا آمد. پدرش یوسف اعتصام الملک و مادرش اختر فتوحی بود. او درست در زمانی متولد شد که جبشی به نام مشروطه در ایران شکل گرفته بود و تمام ارکان جامعه و از جمله ادبیات را تحت تاثیر خود قرار داده بود.اعتصام الملک پدر پروین خود از نویسندگان و ادبای مبارزان دوران مشروطه بود. به همین دلیل پروین از کودکی با مشروطه خواهان و چهره های فرهنگی دوران خود آشنا شد و ادبیات را در کنار پدر و استادانی چوت دهخدا و ملک الشعرای بهار آموخت.در دوران کودکی، زبان های فارسی و عربی را زیر نظر معلمین خصوصی در منزل و زبان انگلیسی را در مدرسه آمریکاییها فراگرفت.او نخستین اشعار را در سالهای نوجوانی و به هنگام تحصیل سرود. اشعار پروین اعتصامی بیشتر در قالب قطعات ادبی است که مضامین اجتماعی را در آن تصویر کشیده است که با دیده انتقادی آنها را به تصویر می کشید
      .
      پروین که در اوج دوران شعر مشروطه مشق شعر را از شاعران به نام این سبک چون ملک الشعرا آموخت، نگاه نقادانه این سبک را در شعر خود پدید آورد. به تشویق کسانی مانند ملک الشعرای بهار در سال 1315 دیوان خود را منتشر کرد . دیوان پروین ، شامل 248 قطعه شعر می باشد که 65 قطعه از آن به صورت مناظره می باشد، که به شیوه ای هنرمندانه به پند و اندرز و شرح پریشانی مستمندان و انتقاد از عالمان بی عمل می باشد.مناظره میان گل و گیاه ، نخ و سوزن ، سیر و پیاز ، مور و مار، دیگ و تاوه ، مست و هشیار .....که با طنزی لطیف همراه است ، گویای اشاراتی است واضح و روشن که وی در آن ها به ترسیم فساد و تزویر اجتماع زمان خود می پردازد. بنابراین شعر پروین از برجسته ترین نمونه های شعر تعلیمی به حساب می آید. او با توجه به خصوصیت بارز شعر مشروطه که بر مبنای اعتراض عمیق نسبت به ساختار بیمار قدرت و اجتماع بیمار ایران معاصر بود، اشعار خود را می سرود. اگرچه در شعر پروین بی پروایی میرزاده عشقی و تیزی قلم فرخی یزدی را نمی توان دید، اما جسارت او در به تصویر کشیدن دردهای جامعه در کمتر شاعری در این دوران دیده می شود.
      پروین زنی صریح اللهجه و صادق بود که اعتقاد داشت باید تا پای جان برای دفاع از حقیقت جنگید و سخن حق را به هر قیمتی به زبان جاری کرد
      وقت سخن مترس و بگو آنچه گفتنی است
      شمشیر روز معرکه زشت است در نیام
      بسیاری از منتقدان که شعر پروین را مردانه می دانند،در مقایسه با فروغ فرخزاد و شاعران و دیگر زنان عنصر زنانگی را در شعرش کمتر می یابند. امادر شعر او نکته ظریفی هست که این نظر را رد می کند . او که در دوران شکل گیری جنبش زنان در ایران در کانون بانوان این جنبش قرار داشت و برای تغییر وضعیت زنان تلاش می کرد.او نخستین شعر خود را درباره زنان در جشن فارغ التحصیلی مدرسه ال بیت خواند
      زن در ایران پیش از این گویی که ایرانی نبود
      پیشه اش جز تیره روزی و پریشانی نبود
      زندگی و مرگش اندر کنج عزلت می گذشت
      زن چه بود آن روزها گر زان که زندانی نبود
      کس چو زن اندر سیاهی قرنها منزل نکرد
      کس چو زن ،در معبد سالوس،قربانی نبود
      در عدالتخانه انصاف، زن شاهد نداشت
      در دبستان فضیلت، زن دبستانی نبود
      تکیه گاه پروین اعتصامی اینست : مرد و زن را رتبه در دانستن است .او در بیشتر اشعارش زنان را محور قرار دارند.اگرچه او مانند شاعران و نویسندگان پس از خود بخصوص فروغ فرخزاد به نگاه فمنیستی نرسیده بود ولی در شعر او چون تلاش برای رسیدن به وضعیت بهتر برای زنان به چشم می خورد. در نگاه پروین زن از حصار خانه خارج می شود و در متن زندگی اجتماعی فرار می گیرد.در شعر پروین ما همیشه یا با کودکی یتیم روبرو هستیم که از مادرش پند می شنود و یا با کبوتر بچه ای که او نیز تنها در مواجهه با مادر ست و از پدر سخنی در میان نیست . پروین با تکیه بر آن بیت که شالوده نگاه اوست در شعر خود مرد را حذف می کند و خود را با جای خالی او فریب می دهد که : آگاهی و وقوف به رموز ادب به او اجازه می دهد در زمان این فقدان به تعریف خود برسد پروین رمز عظمت و بزرگی انسان را در گرو تربیت یافتن در دامان مادر می دانست و سرود
      اگر افلاطن و سقراط بوده اند بزرگ
      بزرگ بوده پرستار خردی ایشان
      به گاهواره مادر بسی خفت
      سپس به مکتب حکمت حکیم شد لقمان
      در آن سرایی که زن نیست،انس و شفقت نیست
      در آن وجود که دل مرد،مرده است روان
      به هیچ مبحث و دیپاچه ای قضا ننوشت
      برای مرد کمال و برای زن نقصان
      زن از نخست بوده رکن خانه هستی
      که ساخت خانه بی پای بست و بی بنیان
      پروین از نخستین زنانی است بود که در دوره ای که زنان اجازه حضور در عرصه اجتماعی یافتند به کار دولتی اشتغال پیدا کرد و با
      کمک دوستان پدرش چون دهخدا و ملک الشعرا در کتابخانه وزارت معارف به کار مشغول شد و در همان زمان ارتباط خوبی هم با کانون بانوان پیدا کرد. اوبعد از ازدواج ناموفقی که با یکی از اقوام پدریش انجام می دهد به خانه پدری بازگشت و در آن زمان سرود
      ای گل تو ز جمعیت گلزار چه دیدی
      جز سرزنش و بد سری خار،چه دیدی
      ای لعل دل افروز،با این همه پرتو
      جز مشتری سفله به بازار چه دیدی
      رفتی به چمن،لیک قفس گشت نصیبت
      غیر از قفس،ای مرغ گرفتار چه دیدی

      این غزل بانوی شعر اجتماعی در در تاریخ 15 فروردین 1320 در اثر بیماری حصبه در تهران به سرای باقی شتافت.پیش از مرگ
      او این شعر را سرود

      اینکه خاک سیهش بالین است
      اختر چرخ ادب پروین است
      گرچه جز تلخی از ایام ندید
      هرچه خواهی سخنش شیرین است
      صاحب آن همه گفتار، امروز
      سائل فاتحه و یاسین است
      دوستان به که ز وی یاد کنند
      دل بی دوست دلی غمگین است
      هرکه باشی و ز هر جا برسی
      آخرین منزلگه هستی ،این است

      Comment


      • #4
        akhey, yadesh bekheir, man asheghe in khanande bidam. ey valla jjbb. daset dard nakone. Damet garm. Kheily bahali. hala jedi nagir j/k. mer30

        Comment

        Working...
        X