Announcement

Collapse
No announcement yet.

Afarinesh Az Didgah-e Ferdosi

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • Afarinesh Az Didgah-e Ferdosi

    از برای ملتم ای زرتشت
    لبخند و ترانه و رهایی بیاور
    می خواهم باز شب میهنم را
    در آن سپیده دمان دانا ، نظاره کنم...




    چگونه با دشمنت به دوستی تا کنم؟
    تو رخت زندان تن ات و من تماشا کنم؟
    تو رخت زندان تن ات و من بمانم خموش؟
    قسم به زن، نازنم اگر محابا کنم
    اگرچه تلخ است حق، نمی توانم نهفت
    زبان از آن بایدم که آشکارا کنم

  • #2
    از فردوسي:

    به نام خداوند خورشيد و ماه
    كه دل را به نامش خرد داد راه
    خداوند هستي و هم راستي
    نخواهد ز تو كژي و كاستي
    خداوند كيوان و بهرام و شيد
    كزويست اميد و بيم و نويد
    ستودن من او را ندانم همي
    از انديشه جان بر نشانم همي
    از اويست پيدا زمان و مكان
    پي مور بر هستي او نشان
    ز گردنده خورشيد تا تيره خاك
    همان باد و آب آتش تابناك
    به هستي يزدان گواهي دهند
    روان تو را آشنايي دهند
    سوي آفريننده ي بي نياز
    ببايد كه باشي همي در گداز
    ز دستور و گنجور و ز تاج و تخت
    ز كمي و بيشي و ناكام بخت
    هم و بي نياز است و ما بنده ايم
    به فرمان و رايش سرافكنده ايم
    چو جان و خرد بي گمان كرده است
    سپهر و ستاره بر آورده است
    جز اورا مدان كردگار بلند
    كز او شادماني و ز او مستمند
    شب و روز گردان سپهر آفريد
    خور و خواب و تندي مهر افريد


    همچنين شاهنامه سراسر پند و حكمت است اما همه ي آنها در چهار نكته خلاصه مي شود و همين چهار چيز اساس فلسفه ي اوست:
    1)خدا را پرستش كنيد
    2)مرگ را همواره به ياد داشته باشيد
    3)نيكي كنيد
    4)هيچكس را آزار نرسانيد

    ز روز گذر كردن انديشه كن
    پرستيدن دادگر پيشه كن
    به نيكي گراي و ميازار كس
    ره رستگاري همين است و بس

    (گرفته شده از كتاب در شناخت فردوسي نوشته ي پروفسور حافظ محمود خان شيراني و مترجم شاهد چوهدري كه هر دو از مردم پاكستان هستند.)
    _________________
    دريغ است ايران كه ويران شود
    كنام پلنگان وشيران شود
    از برای ملتم ای زرتشت
    لبخند و ترانه و رهایی بیاور
    می خواهم باز شب میهنم را
    در آن سپیده دمان دانا ، نظاره کنم...




    چگونه با دشمنت به دوستی تا کنم؟
    تو رخت زندان تن ات و من تماشا کنم؟
    تو رخت زندان تن ات و من بمانم خموش؟
    قسم به زن، نازنم اگر محابا کنم
    اگرچه تلخ است حق، نمی توانم نهفت
    زبان از آن بایدم که آشکارا کنم

    Comment


    • #3
      plz do not open a thread with Farsi title.Thanks!

      Comment

      Working...
      X