Announcement
Collapse
No announcement yet.
Afarinesh Az Didgah-e Ferdosi
Collapse
X
-
Afarinesh Az Didgah-e Ferdosi
از برای ملتم ای زرتشت
لبخند و ترانه و رهایی بیاور
می خواهم باز شب میهنم را
در آن سپیده دمان دانا ، نظاره کنم...

چگونه با دشمنت به دوستی تا کنم؟
تو رخت زندان تن ات و من تماشا کنم؟
تو رخت زندان تن ات و من بمانم خموش؟
قسم به زن، نازنم اگر محابا کنم
اگرچه تلخ است حق، نمی توانم نهفت
زبان از آن بایدم که آشکارا کنم -
از فردوسي:
به نام خداوند خورشيد و ماه
كه دل را به نامش خرد داد راه
خداوند هستي و هم راستي
نخواهد ز تو كژي و كاستي
خداوند كيوان و بهرام و شيد
كزويست اميد و بيم و نويد
ستودن من او را ندانم همي
از انديشه جان بر نشانم همي
از اويست پيدا زمان و مكان
پي مور بر هستي او نشان
ز گردنده خورشيد تا تيره خاك
همان باد و آب آتش تابناك
به هستي يزدان گواهي دهند
روان تو را آشنايي دهند
سوي آفريننده ي بي نياز
ببايد كه باشي همي در گداز
ز دستور و گنجور و ز تاج و تخت
ز كمي و بيشي و ناكام بخت
هم و بي نياز است و ما بنده ايم
به فرمان و رايش سرافكنده ايم
چو جان و خرد بي گمان كرده است
سپهر و ستاره بر آورده است
جز اورا مدان كردگار بلند
كز او شادماني و ز او مستمند
شب و روز گردان سپهر آفريد
خور و خواب و تندي مهر افريد
همچنين شاهنامه سراسر پند و حكمت است اما همه ي آنها در چهار نكته خلاصه مي شود و همين چهار چيز اساس فلسفه ي اوست:
1)خدا را پرستش كنيد
2)مرگ را همواره به ياد داشته باشيد
3)نيكي كنيد
4)هيچكس را آزار نرسانيد
ز روز گذر كردن انديشه كن
پرستيدن دادگر پيشه كن
به نيكي گراي و ميازار كس
ره رستگاري همين است و بس
(گرفته شده از كتاب در شناخت فردوسي نوشته ي پروفسور حافظ محمود خان شيراني و مترجم شاهد چوهدري كه هر دو از مردم پاكستان هستند.)
_________________
دريغ است ايران كه ويران شود
كنام پلنگان وشيران شوداز برای ملتم ای زرتشت
لبخند و ترانه و رهایی بیاور
می خواهم باز شب میهنم را
در آن سپیده دمان دانا ، نظاره کنم...

چگونه با دشمنت به دوستی تا کنم؟
تو رخت زندان تن ات و من تماشا کنم؟
تو رخت زندان تن ات و من بمانم خموش؟
قسم به زن، نازنم اگر محابا کنم
اگرچه تلخ است حق، نمی توانم نهفت
زبان از آن بایدم که آشکارا کنم


Comment