Announcement

Collapse
No announcement yet.

jame shenasie sen

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • jame shenasie sen

    جامعه شناسى سن

    جست و خيز يك مرد چهل ساله در يك بعدازظهر در خيابانى پر رفت و آمد مى بايست منظره خنده دارى باشد. به او گفته مى شود مطابق سن و سالش رفتار كند، و تماشاگران فكر مى كنند كه او مست و يا ديوانه است. ولى اگر يك پسر بچه 4 ساله در طول همان خيابان بالا و پايين بپرد، چطور؟ ممكن است هيچ اظهار نظرى در مورد وى وجود نداشته باشد. پس سن علاوه بر عنصر زيستى، داراى عنصرى اجتماعى هم هست.


    مقدمه

    سالخوردگى، فرايندى طبيعى است كه براى همه روى مى دهد و آن را در تغييرات فيزيكى كه اتفاق مى افتد مى توان ديد. به عقيده جامعه شناسان، مسأله سن از اين واقعيت ناشى مى شود كه با افراد مطابق سنشان به گونه اى ديگر رفتار مى كنيم، و در ارتباط با آنچه كه بايد انجام دهند، انتظارات بسيار متفاوتى داريم. جست و خيز يك مرد چهل ساله در يك بعدازظهر در خيابانى پر رفت و آمد مى بايست منظره خنده دارى باشد. به او گفته مى شود مطابق سن و سالش رفتار كند، و تماشاگران فكر مى كنند كه او مست و يا ديوانه است. ولى اگر يك پسر بچه 4 ساله در طول همان خيابان بالا و پايين بپرد، چطور؟ ممكن است هيچ اظهار نظرى در مورد وى وجود نداشته باشد. پس سن علاوه بر عنصر زيستى، داراى عنصرى اجتماعى هم هست. تقسيمات عمده سن عبارتند از: 1. كودكى; 2. جوانى; 3. بزرگسالى; 4. پيرى.

    1ـ كودكى
    2ـ جوانى

    سرچشمه هاى فرهنگ جوانى

    بحث از جوان و فرهنگ جوانى بحثى جديد مى باشد. تا دهه 1950، هويت يك خرده فرهنگ جوانى به رسميت شناخته نشده بود. هر چند فرهنگ جوانى انگليسى، همواره از فرهنگ جوانى امريكايى تفاوت زيادى داشته، ولى سرچشمه هاى آن از انگلستان نشأت مى گيرد و همواره به لحاظ موسيقى و هنر شديداً تحت تأثير آن بوده است. اين امر را مى توان در مردم پسندى فيلم ها و محصولات صوتى تصويرى امريكايى در انگلستان مشاهده كرد. سه واقعيت مهم، كه قطعاً در درك زايش فرهنگ جوانى مهم مى باشد، به قرار ذيل است:

    اول، عبارت است از رشد ثروت جوانان در دهه 1950.

    دوم، عبارت است از پيشرفت ابزارهاى جديد ضبط و پخش موسيقى و سرگرمى ها كه به فرهنگ توده اى منجر شد.

    سوم، عبارت است از سرعت تغييرات فرهنگى.


    1ـ واقعيت اول

    دهه 1950 دوره اى بود كه در آن تعداد نامحدودى از مشاغل و سطح دستمزدها در انگلستان سريعاً در حال رشد بود. نتيجه اين امر، سرازيرشدن پول بيش تر به جيب مردم بود. مسأله مهم آن كه جوانان در اين موفقيت شريك شدند، بدون اين كه دچار مخارج سنگين خانواده و بدهى هاى آن باشند. جوانان مى توانستند دستمزد خود را به دلخواه خود خرج كنند.
    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


    صادق هدايت؛ بوف کور

  • #2

    2ـ فرهنگ توده اى

    در دهه 1930 پيشرفت هايى در صنعت ضبط، صنعت فيلم و افزايش راديو به وجود آمد. در دهه پنجاه، تلويزيون و پيشرفت فنى در ضبط صوت به اين جمع اضافه شد. بازار بزرگ سالان به حدّ اشباع رسيد. بنابراين، شركت هاى تجارى به سوى جوانان تازه پولدار نشانه رفتند.


    3ـ تغيير اجتماعى

    سرعت افزايش تغييرات فنى (پيشرفت هاى رايانه اى در ده سال گذشته را تصور كنيد) الگوهاى رفتارى را تحت تأثير قرار داده است; يعنى اين كه انتظارات و رفتار يك نسل به نسل بعدى مربوط نمى شود و منتقل نمى گردد.


    توسعه فرهنگ جوانى در غرب

    در ابتدا، مصرف كننده اصلى لباس هاى مبتذل و موسيقى، جوانان طبقه پايين (كارگر) جامعه بودند. در مجموع، آنان پيش از هر چيز، ترك تحصيل مى كردند و سر كار مى رفتند و چون مجرد بودند، درآمد حاصله را صرف هوا و هوس خود مى كردند. به تدريج اين نوع فرهنگ، كه با لباس هاى متمايز و موسيقى همراه بود، به طبقه متوسط سرايت كرد، ولى با شكلى كه آنان از فرهنگ جوانى اخذ كردند متفاوت بود; زيرا جوانان طبقه متوسط تا سن 18 يا 21 سالگى تمام وقت تحصيل مى كردند و هنوز هم تحصيل مى كنند.


    زمان بيدارى از رؤياى جوانى

    اين ايده، كه جوانان نوعى از فرهنگ يگانه و يكپارچه اى ارائه دهند كه از جهان واقعى به وسيله واقعيت منحصر به فرد سن و سال متمايز شده باشد، امرى مضحك و مسخره است. تمام بازى فاصله نسل ها يك دهه قبل اصلاً وجود نداشت. رويه ما در قبال فرايند نوجوانى در واقع يك پيشامد تاريخى بود كه نتيجه همه شكست هاى اجتماعى اى بود كه جنگ جهانى دوم موجب شده بود. جنگ جهانى دوم مجموعه اى از ارزش ها و مفاسد را در نيمه دهه 1950 به همراه آورد. ولى بيست سال جلوتر، امور جوانى ديگر به هيچ وجه يك طغيان نبود، بلكه يك سنت بود. اما امروزه توليدكنندگان فراوردهاى رسانه اى براى كسب پول بيش تر و ارضاى هواهاى نفسانى اوباش و اراذل فعاليت مى كنند. بنابراين، مردم به جاى توليد فيلم هاى خوب سعى مى كنند فيلم هاى جوان پسند ساخته و نوارهاى موسيقى مبتذلى را به آنان تحميل كنند. آن ها همچنين تلويزيونى براى جوانان درست كردند كه در آن رقاص خانه، انحرافات جنسى و بيكارى جانشين شخصيت، برنامه ريزى و هوش و تدبير مى شود و همه اين ها بر اين فرض مضحك استوار است كه همه جوانان چيزهاى مشابهى مى خواهند، آنان چيزهاى جوان پسند مى خواهند! دلمشغولى جارى نسبت به جوانان واقعاً علامت فرهنگى است كه از سن ناشى مى شود. پيش از طغيان احساسات نوجوانى، جوانان به سادگى افراد مسن در اندازه هاى كوچك تر بودند، ولى اكنون وضع فرق كرده، ديگر هيچ كسى نوجوان نيست; زيرا هر كسى نوجوان است.4


    مقصود از فرهنگ جوانى

    ما مى دانيم كه چرا فرهنگ جوانى در دهه 1950 در انگليس پيشرفت كرد. ولى جامعه شناسان مى پرسند كه فرهنگ جوانى واقعاً براى جوانان چه كارى انجام مى دهد؟ به نظر پاسخ چنين مى آيد: فرهنگ جوانى به جوانان كمك مى كند تا مشكلات ويژه اى را كه با آن مواجه مى شوند حل كنند. مشكل اين است كه جامعه شناسان در قبال اين كه دقيقاً اين معضلات خاص چه چيزى هستند، با يكديگر موافق نيستند. رويكرد اول، اين كه، همه جوانان با مشكلات مشابهى روبه رو هستند. اين رويكرد مدعى است كه جوانان از خودشان در دوره سخت گذار از كودكى وقتى كه هيچ مسؤوليتى ندارد به دوره بزرگ سالى وقتى كه قطعاً بار سنگينى را بر دوش دارد نامطمئن هستند. جوانان به منظور فائق آمدن بر اين دوره بلاتكليفى، فرهنگى را توسعه داده اند كه آنان را به وسيله شيوه روشنى از رفتار و بينش آماده مى كند. در اين جا گروه همسالان كاملاً مهم مى گردد و جوانان مى توانند در امنيت گروه خودشان احساس ايمنى كنند.تفاوت هاى ميان جوانان چندان مهم به نظرنمى آيد.

    رويكرد دوم اين كه، جوانان متناسب با طبقه اجتماعى، جنسيت و رنگ پوست با مشكلات بسيار متفاوتى روبه رو هستند. اين رويكرد مدعى است كه معضلات متفاوتى كه گروه هاى سنى متفاوت جوانان با آن مواجه اند آن قدر وسيع است كه هر يك پاسخ هاى خود را بسط مى دهند. براى مثال، جوانان سياهپوست طبقه كارگر مركز شهر در محيطى بسيار متفاوت از جوانان طبقه متوسط در حومه شهر بزرگ مى شوند. نتايج عبارتند از: فرهنگ

    موسيقى رگا5يا راستا Rasta) (reggae /.


    گروه همسالان

    قبل از آن كه اقسام متفاوت سبك هاى جوانى را پى بگيريم، بايد به طور خلاصه به گروه كليدى جوانان، يعنى گروه همسالان اشاره كنيم. اكثر ما در دوران كودكى در قالب خانواده پرورش يافته ايم كه به طور ايده آل ما را با محافظت، امنيت عاطفى

    و احساس تعلق خاطر داشتن آماده مى كنند.همان طور كه ما بزرگ مى شويم فشار قيد و بندهاى خانوادگى بسيار سخت جلوه مى كند، ما به آزادى بيش ترى نياز داريم، ولى بدون از دست دادن احساس امنيت. آيا به نظر مى رسد كه نقش گروه همسالان تنها اين است كه استقلال و امنيت براى ما به ارمغان آورد؟ گروه همسالان از افراد ديگرى از همان سن تشكيل مى شود كه به عنوان افرادى مناسب براى داورى به نفع يا عليه رفتار ما در نظر گرفته مى شوند.

    گروه همسالان مى توانند تأثيرى قطعى بر روى سبك زندگى جوانان داشته باشد. همه ما كم و بيش شنيده ايم كه برخى كه داراى ناهمسازى با قانونند، با جمعيت منحرفى حشر و نشر دارند. حيثيت و منزلت در ميان گروه هم سن و سال تا اندازه اى جانشين وفادارى به خارج از گروه مى شود.


    تنوعات فرهنگى جوانى

    طيف وسيعى از فرهنگ جوانى وجود دارد كه بيانگر مجموعه مشكلاتى است كه جوانان با آن مواجه اند. همان گونه كه قبلاً بيان شد، جوانان سياهپوست مركز شهر تجارب بسيار متفاوتى نسبت به جوانان حومه نشين سفيدپوست دارند. اين تفاوت ها در سبك هاى لباس پوشيدن، انتخاب موسيقى و در طرز رفتار گروه هاى مختلف منعكس مى شود. سبك (style)، اصطلاحى است براى خلاصه كردن يك شيوه لباس و استفاده از ژست حرف زدن ويژه و مجموعه كاملى از دوست داشتن و دوست نداشتن، كه يك گروه خاص را به عنوان گروهى متفاوت از بقيه جدا مى كند.


    فرهنگ جوانى طبقه متوسط

    از آن جايى كه جوانان طبقه متوسط به احتمال زياد در نظام آموزشى تا گرفتن مدرك پيش دانشگاهى يا مدرك دانشگاهى مى مانند، شكل فرهنگ جوانى آنان به احتمال زياد بر اساس زندگى دانشجويى استوار مى باشد و اغلب با برخى اشكال اعتراض سياسى در ارتباط مى باشند. دورى از جهان واقعى در محيط هاى دانشگاهى به آسانى به آنان اجازه مى دهد تا سبك هاى جديد زندگى و نگرش هاى نو را بدون امكان تنبيه شدن، مورد بررسى و امتحان قرار دهند، بر خلاف جوانان طبقه كارگر (پايين) كه در خانه زندگى كرده و همواره با والدين درگير مى باشند.


    فرهنگ جوانى طبقه پايين

    جوانان طبقه كارگر، سبك هاى كاملاً متمايزى را توسعه داده اند كه نشان مى دهد در دهه 1970 و 1980 در انگلستان طبقه كارگر به طبقات كم و بيش مرفه تبديل شده است.

    در جانب افراط، پايين ترين قشر مرفه6 سبكى فرهنگى را پرورش مى دهند كه به فرهنگ سرهاى تيغ زده (skinheads)معروف اند. در اين جا، تأكيد بر جوانمردى و نژادپرستى است. اين دو ارزش، عميقاً در فرهنگ سنتى طبقه كارگر كشورهاى غربى ريشه دار مى باشد. و حاكى از آن است كه سرهاى تيغ زده، ارزش هاى طبقه كارگر را اخذ كرده و آن را در درون به شكلى از سبك خرده فرهنگى پرورش داده اند. جوانمردى با پوشيدن لباس هاى بند شلوارى سنتى مردان طبقه كارگر و با موهاى كوتاه و تأكيد بر رفتار، تهاجمى خشن نشان داده مى شود. نژادپرستى معمولاً با آماج حملات قراردادن سياهان و آسيايى ها، توسط سرتراشيده ها نشان داده مى شود.

    آينده سبك هاى فرهنگى جوانان در ميان طبقه كارگر عمدتاً بر فرصت هاى كسب شغل وابسته خواهد بود. اگر شغلى نباشد، خريد لباس هاى گران قيمت، لوازم استريو و اتومبيل ها متوقف خواهد شد. در مقابل، اكنون در اين جا انتظارات ثابتى وجود دارد كه مربوط به مايملك و دارايى آنان است; آنان فكر مى كنند انصاف است كه لباس هاى شايسته و ابزار استريو داشته باشند، همراه با پول كم ترى براى خرج كردن ولى با همان حجم آگهى تجارى و فشار بازرگانى براى خريد كالا، به علاوه انتظارات بالا، آينده براى جوانان نيمه تاريك پيش بينى مى شود.


    فرهنگ جوانى سياهان

    در هر تحقيقى در زمينه فرصت هاى شغلى و شرايط زندگى، جوانان سياهپوست هند غربى در ناحيه قاعده هرم اجتماعى قرار دارند و در وراى آن، جوانان سياه با نگرش هاى نژادپرستانه كه در ميان بخش هاى وسيعى از اجتماع سفيدپوست رواج دارد مواجهند. جامعه شناسان دريافته اند كه جوانان سياه، به منظور فائق آمدن بر مشكلات خود و منزلت پايين در جامعه انگليس، با اقتباس از فرهنگى كه بر بعضى از اشكال خيالى فرهنگ سياهپوستان يا هند غربى بنا شده است، به اصول اوليه خويش بازگشته اند. جوان سياهپوست با اقتباس از سبك هاى موسيقى رگا و راستا
    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


    صادق هدايت؛ بوف کور

    Comment


    • #3
      نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


      صادق هدايت؛ بوف کور

      Comment

      Working...
      X