Announcement

Collapse
No announcement yet.

Arabic Countries response to Israeli attackes

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • Arabic Countries response to Israeli attackes

    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


    صادق هدايت؛ بوف کور

  • #2
    بسياري از خبرگزاري، راديوها و شبكه‌هاي خبري غربي در چند روز گذشته نيز به جمع منتقدان سكوت جهان عرب در برابر اوضاع لبنان و همچنين كشتار روزافزون غيرنظاميان اين كشور پيوستند.

    پايگاه اينترنتي دويچه‌وله (راديو آلمان): اتحاديه عرب ديگر تقريبا وجود ندارد و اين "باشگاه خودخواهان" مدتهاست كه از نظر سياسي مرده است.

    اين پايگاه اينترنتي روز گذشته با اشاره به سپري شدن ‪ ۱۸‬روز از آغاز حملات اسراييل به لبنان گزارش داد: كشورهاي عربي تاكنون واكنش چنداني نسبت به اين منازعه نشان نداده‌اند.

    دويچه ووله افزود: مصر، اردن و عربستان سعودي كه جزو متحدان غرب بويژه آمريكا محسوب مي‌شوند، تاكنون مستاصل بوده‌اند، اين امر براي ثبات اين كشورها بي‌خطر نيست و يكبار ديگر درماندگي جهان عرب را نشان مي‌دهد، مانند كودكان خردسالي كه والدينشان به آنان مي‌گويند چه بكنند يا نكنند.

    "اين وضع از امروز يا از چهارشنبه هفته گذشته و پس از كنفرانس رقت بار لبنان در رم متوجه اعراب نيست، چراكه پيش از اين كنفرانس، از طرف حاكمان عربستان سعودي، مصر و اردن خواسته‌ها و مطالبات دهان پركني مانند آتش بس فوري، بدون اما و اگر! مطرح شده بود".

    "... رژيم‌هاي قاهره، رياض و امان با يك چنين راهبردي، البته اگر بتوان آن را راهبرد خواند، با آتش بازي مي‌كنند، زيرا روح مردم عرب در حال غليان است كه مي‌تواند براي حاكمان وفادار به واشنگتن به قيمت قدرتشان تمام شود".

    "زيرا با هر تصوير ويراني و قربانيان بيشتر در لبنان و نوار غزه كه امروزه يك كانال تلويزيوني ماهواره‌اي به داخل هر خانواده عرب مي‌فرستد، خشم و عجز مردم بيشتر مي‌شود و "حسني مبارك" رييس جمهوري مصر نيز اين نكته را بيش از ديگران حس مي‌كند".

    دويچه‌وله در ادامه گفت: مردم در تظاهرات خود حتي در مصر، "سيد حسن نصرالله" رييس جنبش اسلامي حزب‌الله را مانند قهرماني ستايش مي‌كنند كه گويي واقعا آخرين پيكارگر جنبش مقاومت عربي است و از سوي ديگر اخوان‌المسلمين در مصر هم در حال پيشروي است و آنان هواداران خود را از ميان مردم فقيري جذب مي‌كنند كه در حال افزايش هستند".

    "واقعا هم در جهان عرب مسايلي در شرف تكوين است و اتحاديه عرب ديگر تقريبا وجود ندارد و اين "باشگاه خودخواهان" مدتهاست كه از نظر سياسي مرده است و در عوض، نگاه‌ها متوجه بشگه‌هاي باروتي است كه فقط منتظر جرقه‌اي براي انفجار است".

    شبكه خبري بي‌بي‌سي به‌نقل از "حسني مبارك" رييس جمهوري مصر اعلام كرد:
    با وجود بروز فاجعه انساني ناشي از حملات گسترده هوايي
    اسراييل به تاسيسات زيربنايي و غيرنظامي لبنان، دولت‌هاي عرب منطقه تحركي متناسب با ابعاد اين فاجعه از خود نشان نمي‌دهند.

    اين شبكه افزود: مبارك اعلام كرد كه قاهره براي دفاع از لبنان يا حزب‌الله، با اسراييل وارد جنگ نمي‌شود.

    مبارك در سخنان خود به صدها كشته غيرنظامي لبنان در حملات رژيم صهيونيستي، هيچ اشاره‌اي نكرد.

    بي‌بي‌سي افزود: اما افكار عمومي و گروه‌هاي اپوزيسيون مصر در تظاهرات خود با محكوم حملات اسراييل به لبنان ، خواستار مداخله مصر در جنگ شده‌اند.

    اين شبكه گفت: جريحه‌دارشدن احساسات عمومي مردم درخاورميانه موجب شده است مراكزي براي جمع‌آوري كمكهاي مردمي در كشورهاي عربي بويژه امارات متحده عربي ايجاد شود.

    همچنين "عمرو موسي" دبيركل اتحاديه عرب با افشاي فريب خوردن برخي سران جهان عرب در بازي منطقه گفت: روند صلح "مرده" است و اعراب در اين مساله فريب آمريكا و اسراييل خورده‌اند.

    همچنين پايگاه اينترنتي راديو صداي آلمان در گزارش ديگري با اشاره به تداوم هجوم اسراييل به لبنان گفت: به‌گفته پادشاه سعودي، جنگ مي‌تواند به تمام خاورميانه سرايت كند.

    دويچه ووله در اين زمينه افزود: ممكن است حاكم شبه‌جزيره عربستان براي ارائه اين ارزيابي حق داشته باشد و حتي اين حرف، طنين تهديدآميزي هم داشته باشد، اما نيمچه تهديدهاي كشورهاي ميانه‌رو عرب، در چنگ آمريكايي‌ها درهم فشرده شد.

    "متحدان آمريكا به جاي آنكه بر خواست اصلي خود مبني بر آتش بس فوري با سماجت پافشاري كنند، يكبار ديگر از مواضع اوليه خود عقب تر
    نشستند.

    روزنامه لس آنجلس تايمز نيز نوشت: جنگ رو به پيشرفت لبنان شكافي عميق در جهان عرب هم ميان دولت‌ها و هم در داخل كشورها ميان حكام و مردم ايجاد كرده است.

    اين روزنامه افزود: جنگ لبنان اين فرضيه را در افكار عمومي جهان عرب اثبات كرد كه رهبران كشورهاي عربي با گذشت دو نسل، همچنان از ارائه راه حل براي مناقشه فلسطين و اسراييل ناتوانند.

    "دولت‌هاي مصر، عربستان سعودي و اردن كه روابط حسنه‌اي با آمريكا دارند، حزب‌ا... را در تشديد بحران لبنان مقصر شناخته و آن را محكوم مي‌كنند اما اين نظر مردم اين كشورها نيست".

    "در اين كشورها، مردم از رهبر حزب الله لبنان حمايت مي‌كنند و به نشانه اين حمايت، تصويرهاي او را در دست مي‌گيرند".

    به‌نوشته لس‌آنجلس تايمز، اين اختلاف ديدگاه مانع آن شده كه از آغاز بمباران‌هاي لبنان توسط ارتش اسراييل، جهان عرب نتواند هيچ راه‌حل ديپلماتيكي براي اين مناقشه بيابد.

    "يك نمونه از اين ناتواني در اجلاس روز شنبه اتحاديه عرب ديده شد كه در عمق انشعاب در جهان عرب ميان كشورهاي عرب با سوريه و ايران يك كشور غير عرب متبلور شده است".

    "يوشوآ لانديس" كارشناس مسائل خاورميانه در دانشگاه اوكلاهماي آمريكا نيز معتقد است: معادلات "سعد حريري" رهبر جناح اكثريت و طرفدار آمريكا در پارلمان لبنان هم اشتباه بود زيرا اعتقاد داشت كاخ سفيد همواره در قبال سوريه، از لبنان حمايت مي‌كند اما چنين نشد و آمريكا حتي از درخواست دولت لبنان براي آتش بس نيز حمايت نكرد.
    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


    صادق هدايت؛ بوف کور

    Comment


    • #3
      شکست حماس به نفع عرب ها نيست



      حکومت های عربی به ویژه مصر، عربستان، الجزایر و سوریه می توانند از طریق کمک مالی، معنوی و سیاسی و نیز به کار بردن نوعی دیپلماسی با محافل بین المللی به موفقیت جنبش حماس در اداره درگیری فلسطینی ـ "اسرائیلی" و اداره امور روزمره ملت فلسطین یاری رسانند و مانع قطع رابطه جهان با رهبران این جنبش شوند. اکنون فرصت مناسبی برای حکومت های عربی به وجود آمده است تا توازن را به منطقه بازگردانند. تجربه آنها ـ حکومت ها ـ در عراق موفقیت آمیز نبوده است و ثمره سیاست رضایتمندی خود را دیدند. تجربه آنها در الجزایر با جریان اسلامی و مبارزه با این جریان شکست خورد و به خونریزی، زیان مالی، اجتماعی، سیاسی انجامید که سال ها به طول انجامید و توازن به آن باز نگشت.

      در حال حاضر کشورهای اروپایی، آمریکا و "اسرائیل" حکومت حماس را در صورت عدم توجه به خواسته های "اسرائیل" که حد و حصر ندارند و مهم ترین آن چشم پوشی از حقوق ملت مشروع فلسطین و حمایت از شهرک های صهیونیست نشین و عدم مزاحمت برای رژیم صهیونیستی در زمینه شهرک های صهیونیست نشین، قدس، قضایای پناهندگان و تشکیل دولت فلسطینی، به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی، تسلیم در برابر همه پروژه های اقتصادی، امنیتی است، تهدید به کارشکنی می کنند.

      در مقابل این تهدیدات آیا غیرت حکومت های عربی از جای می جنبد و حاضر است که در برابر تلاش های آمریکا و دیگران برای به شکست کشاندن حکومت حماس در تثبیت اصول دمکراتیک و حکومت داری، مبارزه با فساد و پرداختن به اصلاحاتی که به نفع ملت فلسطین است با ما طرف خواهد بود و ما در برابر هر تلاشی که مانع روند اصلاحات در فلسطین شود خواهیم ایستاد و صاحبان مال و مقام عربی به حماس اعلام کنند که به خاطر تهدیدات اروپایی مترس و اندوهگین مباش، مال عربی و نفت و سلاح عربی از تو حمایت خواهد کرد.

      عرب می تواند از طریق کوندولیزا رایس وزیر امور خارجه آمریکا که این روزها از منطقه دیدن می کند پیغامی را به دست دولتمردان آمریکا برساند و بگوید که پیام روشن و آشکار است و اگر تلاش کردید که حکومت حماس را از طریق تحریم، محاصره، گرسنگی و دادن اجازه به ارتش صهیونیستی برای قتل، بازداشت، تخریب زمین ها و ویرانی منازل در سرزمین های تحت حاکمیت تشکیلات خودگردان به رهبری حماس به شکست بکشانید، امت عرب به پا می خیزند و همه مسلمانان بر ضد "اسرائیل"، آمریکا و منافع غرب در منطقه و جهان اسلام بسیج خواهند شد. واکنش هایی که جهان اسلام را به خاطر اهانت دانمارک به رسول الله صلی الله علیه و سلم فرا گرفت و اروپا هنوز نتوانسته است از دست آن رهایی یابد، پس مواظب اقدامات خود در فلسطین باشید، زیرا ملت فلسطین حق دارد که زندگی خود را آن گونه که می خواهد انتخاب کند و حکومتی که خود می خواهند برگزیند. حکومت های عربی همچنین می توانند پیام آشکاری به "اسرائیل" بدهند مبنی بر اینکه مجازات هایی که به حکومت حماس پیش از تشکیل آن و ملت فلسطین به خاطر انتخاب حماس برای اداره حکومت خود با واکنش آشکار عربی رو به رو خواهد شد و باید در اقدامات امنیتی در مرزهای فلسطین اشغالی بازنگری صورت گیرد.

      دولتمردان عرب می توانند خواسته خود را ـ پس از حوادث دانمارک و واکنش های به وجود آمده در جهان اسلام ـ عملی کنند و بار دیگر هیبت و شوکت خود را به دست آورند و به آمریکا و اروپا بگویند که "اسرائیل" باید حقوق ملت فلسطین را که همه قوانین بین المللی بر آن تأکید می کنند به رسمیت بشناسد و تمامی توافقاتی را که با سازمان آزادی بخش فلسطین و پس از آن با تشکیلات خودگردان به امضا رسانده است اجرا کند و تمامی تصمیمات عربی را که آخرین آن مصوبه سران کشورهای عربی در بیروت بود بپذیرد و اجرا کند و نیز اعلام کند که به خواست ملت فلسطین در انتخاب حکومت خود در انتخابات اخیر که حماس در رأس آن قرار گرفته است، احترام می گذارد.

      در عرصه فلسطین نیز از جنبش فتح می خواهیم در برابر نتایج انتخابات واکنش مثبتی از خود نشان دهند به ویژه که بیش از ده سال تعامل با رژیم صهیونیستی و رهبران آن را تجربه کرده است ونتایج منفی و بی فایده ای را به دست آورده است به ویژه که ابو مازن بیش از پانزده سال با رهبران صهیونیستی برخورد داشته است و بنابر گفته خودش پیش از رسیدن به ریاست تشکیلات و پیش از نخست وزیری شارون با وی رابطه حسنه ای داشت اما پس از آن نتایجی به دست آمد که برای فلسطینیان ناامید کننده بود.
      نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


      صادق هدايت؛ بوف کور

      Comment


      • #4
        لبنان، عرب ها و دولت عبري پس از قطعنامه 1701

        :اگر رادمردي مبارزان حزب الله و شكست مفتضحانه ارتش صهيونيستي نبود، شوراي امنيت هيچ گاه قطعنامه 1701 خود را صادر نمي كرد بر اساس قطع نامه 1701 هيچ چيزي نيست كه صهيونيست ها را مجبور به توقف كامل جنگ و عقب نشيني فوري از مناطق اشغالي جنوب بكند. هيچ جدول زماني خاصي براي اجراي مفاد اين مصوبه نيست و هيچ ساز و كار مشخصي براي جايگزيني نيروها وجود ندارد.


        بي گمان حزب الله توانست يك پيروزي تاريخي بزرگ را در جنگ لبنان براي خود رقم بزند كه آغازين نشانه هاي آن را مي توان در موفقيت حزب الله در هفته اول جنگ و در فهم درستش از تجاوزات اشغالگران صهيونيست يافت. دشمن پل ها، جاده ها، كارخانه ها و ساختمان ها را ويران كرد، صدها شهروند لبناني را كشت، ولي حزب الله توانست موفقيت چشمگيري را در تمامي بخش ها به دست آورد كه از آن جمله بايد به درگيري هاي زميني در منطقه جنوب، توان موشكي و همچنين زمينه سياسي اشاره كرد.

        اگر رادمردي مبارزان حزب الله و شكست مفتضحانه ارتش صهيونيستي نبود، شوراي امنيت هيچ گاه قطعنامه 1701 خود را صادر نمي كرد ؛ ولي متن اين قطعنامه به طور كل پاسخگوي برخي اهدافي است كه اشغالگران خونخوار از تحقق آن ـ از طريق جنگ ـ بازمانده بودند كه از ميان اين اهداف بايد به دور كردن حزب الله از منطقه خط سبز و رود ليطاني، خلع سلاح اين حزب، استقرار ارتش لبنان و نيروهاي بين المللي به جاي نيروهاي مقاومت در منطقه يادشده اشاره كرد.

        پيروزي ديپلماتيكي كه لبنان به دست آورد، در تعديل پيش نويس طرح فرانسه بود كه بر اساس آن به جاي نيروهاي جنگي بين المللي، نيروهاي حافظ صلح مستقر شوند و اين خلاف آن چيزي بود كه "اسرائيل" مي خواست و علاوه بر اين، متن ويژه اي كه در مورد خلع سلاح حزب الله بود، جاي خود را به تاكيد بر توافق نامه طائف و قطعنامه 1559 داد. ضمنا قطع نامه 1701 در درون خود اشاره هاي ضمني نيز به مسئله مزارع شبعا داشت كه اين امر در نوع خود به نفع لبنان به شمار مي رود.

        بر اساس قطع نامه 1701 هيچ چيزي نيست كه صهيونيست ها را مجبور به توقف كامل جنگ و عقب نشيني فوري از مناطق اشغالي جنوب بكند. هيچ جدول زماني خاصي براي اجراي مفاد اين مصوبه نيست و هيچ ساز و كار مشخصي براي جايگزيني نيروها وجود ندارد ؛ اگر به اين مسائل از زاويه ديد "اسرائيل" نگاه كنيم، به اين نتيجه مي رسيم كه بهتر آن است كه جنگ با شكل و ترتيب متفاوتي ادامه يابد تا آنكه به عمق شكست خود پي ببرد و حقيقتا با توقف جنگ موافقت و از مناطق شمال خط سبز عقب نشيني كند و صد البته كه نشانه هاي اعتراف صهيونيست ها به شكست هايشان كاملا مشهود است.

        اگر از زاويه ديد لبنان به اين قطع نامه بنگريم، به اين نتيجه مي رسيم كه طرف هاي ذيربط لبناني كاملا اين مسئله را درك مي كنند كه خروج مقاومت از منطقه جنوب و خلع سلاح حزب الله يك مشكل بسيار بزرگ است و جاي تعجب نيست كه برخي گروه هاي لبناني داخل در دولت كه به خاطر مخالفت شان با حضور حزب الله به عنوان يك نيروي جنگي در جنوب شهرت دارند، سريعا و بعد از گذشت تنها يك روز از تصويب قطعنامه 1701، بحث خلع سلاح حزب الله و خروج آنها از منطقه جنوب را مطرح كنند.

        سياست اصلي حزب الله در طول 5 هفته جنگ حفظ وضعيت يكپارچه داخلي لبنان بود، حتي اگر اين مسئله به موافقت حزب با برخي مسائلي بيانجامد كه در گذشته با آنها موافقت نمي كردند.

        چه بسا كه اگر مقاومت دلاورمردانه حزب الله در جنوب و پايداري سياسي اش نبود، آن كساني كه به نام اكثريت در دولت لبنان شناخته مي شوند، به چيزي به مراتب بدتر از قطع نامه 1701 تن مي دادند. در لحظه اي كه حزب الله قطع نامه را با يك سري ملاحظات و براي حفظ همبستگي داخلي پذيرفت، اكثريت پارلماني (پيرو دولت عبري و ايالات متحده) به آن قسمت از قطع نامه كه مربوط به خلع سلاح حزب الله و تخليه منطقه جنوب لبنان از حضور دلاورمردان اين حزب بود، تاكيد كردند.

        پيروزي حزب الله نتايج مهمي را براي وضعيت داخلي لبنان، وضعيت دولت عبري و چالشش با همسايه هاي عرب و همچنين حضور نظامي انگليس و آمريكا و سياست آمريكا در قبال مشرق عربي و اسلامي خواهد داشت.

        در مورد تاثير اين پيروزي بر لبنان بايد گفت: در طول چند ماه گفتگوي طولاني ميان گروه هاي مختلف لبناني، كاملا مشخص بود كه حزب الله در رابطه با خود با ديگر گروه ها به شكلي همتراز و با حس ميهن پرستي تمام عمل كرد و در حال حاضر كه گروه هاي لبناني ديده اند حزب الله وارد اين جنگ بزرگ عليه ارتش صهيونيستي شده و موفق و پيروز از آن خارج شده است، شايد بايد در تعامل خود با اين حزب، اندكي متواضعانه تر برخورد كنند و بدانند كه اين گفتگوها ميان دو طرف مساوي نيست. ديگر حتي اكثريت پارلماني لبنان نمي تواند دل به حمايت هاي آمريكا و فرانسه ببندند، زيرا شكست اخير، نه تنها شكست دولت عبري، بلكه شكست همپيمانان اين دولت نيز به شمار مي رفت. واشنگتن و پاريس هم كه هميشه حامي گروه هاي لبناني مخالف حزب الله بودند، نتوانستند در مقابل اقدامات وحشيانه و ويرانگرايانه دشمن صهيونيستي از لبنان حمايت كنند و اين مقاومت اسلامي بود كه به تنهايي و به نمايندگي از طرف لبناني ها، به مقابله با دشمني ها و حمايت هاي كوركورانه جامعه بين الملل از تجاوزات صهيونيستي پرداخت. امروز معادله لبنان تغيير كرده است و اين تغيير تا مدت هاي مديدي ادامه خواهد يافت و تمامي گروه لبناني نيز بايد اين مسئله را كاملا درك كنند.

        معناي اين تغيير چيست؟ يعني اينكه حزب الله هرگز از جنوب عقب نخواهد نشست، بلكه فقط با آتش بس موافقت كرده است. حزب الله تنها كاري كه مي كند، آن است كه بستر را براي بازگشت مبارزان به زندگي روزمره شان فراهم مي كند و آنها نيز به محل هاي تحصيل و كارشان باز مي گردند. مسئله اي كه بسياري از افراد به آن توجه ندارند، آن است كه حزب الله يك گروه نظامي داراي پايگاه ها، مراكز و اردوگاه هاي نظامي ثابت نيست ؛ كساني كه با صهيونيست ها در جنوب مي جنگند، فرزندان جنوب هستند و بعد از پايان جنگ و پاسخ دادن به تجاوزات دشمن، تنها كاري كه مي كنند بازگشت به زندگي روزمره است. سرنوشت سلاح هاي فردي و استراتژيكي كه حزب الله دارد، خلع سلاح نيست ؛ بلكه تنها كاري كه حزب الله مي كند، پايان بخشيدن به هر گونه اقدامات نظامي در جنوب است.

        به هر رو، در صورتي كه گروه هاي لبناني كه گهگاه با نام جبهه 14 مارس از آنها ياد مي شود، با تصميمات حزب الله موافقت كنند، لبنان از اين جنگ عملا قدرتمند خارج شده است ؛ ولي در صورت مخالفت آنها با برنامه هاي حزب الله، جانبداري شان از خواسته هاي اسرائيل، فرانسه و آمريكا و تجاهل نسبت به شكل ترازوي قدرت بايد منتظر گسترش فضاي درگيري داخلي در لبنان بود كه اين شكاف نيز به نفع طرح صهيونيست ها براي خروج ناقص از جنوب به شمار مي رود.

        ضمنا اينكه مي گويند اولويت اصلي، تقويت دولت لبنان به شكلي است كه بتواند دربرگيرنده تمام گروه هاي ميهن پرست لبناني باشد، حرف صحيحي است ؛ ولي دولت يك ائتلاف كور نيست بلكه يك نهاد با سياست ها، گرايش ها و گروه هاي فعال و موثر است. در اينجا، اين سوال مطرح مي شود كه دولت تشكيل شده متعلق به چه كساني خواهد بود و به نفع چه تفكري كار خواهد كرد؟

        با سنجيدن تمام جوانب كار بايد گفت كه هنوز صحبت در مورد پايان جنگ زود است، ولي نكته مهم آن است كه ادامه حالت جنگ به افزايش شكست اسرائيلي ها و ضعف هر چه بيشتر جبهه 14 مارس خواهد انجاميد تا اينكه هر دو (اسرائيلي ها و جريان 14 مارس) به اين نتيجه برسند كه نمي توان تغييرات استراتژيك را ناديده انگاشت و بر روي آن خط كشيد ؛ نه با قطع نامه آمريكايي و فرانسوي و نه با قدرت ارتش "اسرائيل".

        در مورد تاثير اين پيروزي بر جهان عرب و اسلام بايد گفت كه پيروزي حزب الله باعث تقويت موضع گروه هاي مقاومت فلسطين در مقابله با فشارهاي آمريكا و رژيم صهيونيستي و رويارويي با رهبران اسلويي فلسطين مي شود. اين پيروزي به معناي حمايت معنوي از ملت فلسطين است، همچنانكه پيروزي بهار 2000 حزب الله در جنوب لبنان، باعث اميدواري ملت فلسطين شد، به ويژه بعد از آنكه صهيونيست ها اعتراف كردند كه براي بازگرداندن نظاميان ربوده شده شان راهي به جز مذاكره ندارند. شايد هم تلازمي موضوعي ميان مسئله اسيري كه در دست حماس است و همچنين دو اسيري كه حزب الله در اختيار دارد، وجود داشته باشد. علاوه بر همه اينها، پيروزي حزب الله ـ با وجود جنجالي كه به دنبال صدور فتواهاي برخي افراد در مورد موضع اهل تسنن نسبت به اهل تشيع برپا كرد ـ باعث تقويت جايگاه، نقش و تاثير جريان اسلامگرا در جهان عرب و اسلام شد.

        هيچ شكي در اين نيست كه نتايج اين جنگ به نفع سوريه و ايران نيز هست. واقعا بسيار سخت است كه بخواهيد سوريه در اين معادله كنار بگذاريد و يا ايران را ناديده بيانگاريد. اگر امور به سمت بازگشت سوريه به مركز نظام هاي رسمي عربي (البته بعد از كدورتي كه در روابط دمشق با قاهره و رياض پيش آمد.) و همچنين تفاهم و تعامل با ايران پيش رود، نتيجه اين تفاهم، عراق را نيز در بر خواهد گرفت و در نهايت مي تواند باعث همكاري در جهت بازسازي عراق ـ بر خلاف سمت و سويي كه دولت اشغالگر مي خواست ـ شود.

        به هر رو، براي اينكه گروه هاي منطقه اي جايگزين آمريكا در عراق شوند، نيازي به چالش با واشنگتن و يا حتي اقناع آن ندارد، زيرا شكست "اسرائيل" در لبنان در واقع شكست سياست هاي آمريكا در لبنان، عراق و ميدان مقابله با ايران بود. بعد از اين شكست، ديگر واشنگتن نه تنها بايد در انديشه عقب نشيني از عراق باشد، بلكه بايد براي اين امر برنامه ريزي كند.

        وضعيت ايران چه خواهد شد؟ اعتماد ايران به برگه هاي برنده اش و همچنين اميدش به ادامه برنامه هاي صلح آميز هسته اي افزايش مي يابد، البته اين بدان معنا نيست كه به طور قطع و حتم پرونده هسته اي ايران بسته مي شود. ممكن است شكست آمريكا و صهيونيست ها در لبنان باعث كاهش فشارها بر ايران شود و اين امكان نيز وجود دارد كه اين شكست به تحكيم موضع داعياني در دولت آمريكا و رژيم صهيونيستي شود كه درگيري مستقيم با ايران را حتمي مي دانند. به هر رو، بايد به اين نكته توجه داشت كه انديشه ويرانگري بر گرايش هاي سياسي غرب تاثير دارد و اين انديشه مي تواند، فاجعه آفرين باشد.

        نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


        صادق هدايت؛ بوف کور

        Comment


        • #5
          فضاي استراتژيك جهان نيز در حال تغيير است. سياست هاي آمريكا در جنگ لبنان و پيش از آن در عراق، افغانستان و فلسطين با شكست هاي مستمري رو به رو بود و كسي كه مسائل را از نزديك دنبال مي كند، به اين نتيجه واضح و مبرهن مي رسد كه دليل اين شكست ها، شكاف رو به گسترشي است كه ميان جهان اسلام و ايالات متحده به وجود آمده است. تظاهرات اعتراض آميز در ده ها شهر تركيه، اندونزي، مراكش و قاهره نيز گوياي اين مسئله است. شكاف مورد بحث به نفع روسيه و چين است و در اين ميان حداقل برخي چهره هاي فرانسوي بايد به تجديد نظر در سياست هاي خارجي كشورشان كه در طي دو سال گذشته كاملا در راستاي منافع ايالات متحده بوده است، بيانديشند. سياست خارجه فرانسه خود يكي از عوامل مرگ و ويرانگري در لبنان بوده است.

          در مورد تاثير پيروزي حزب الله بر طرف صهيونيستي بايد گفت: اين شكست براي دولت عبري يكي از نشانه هاي فروپاشي استراتژيك بود. افول قدرت "اسرائيل" و عقب نشيني اش از مواضع قبلي، با امضاي توافق نامه اسلو و عقب نشيني جزئي اش از كرانه باختري و نوار غزه آغاز شد و با خروج از جنوب لبنان در سال 2000، تخليه كامل نوار غزه در پاييز سال 2005 و تحمل شكست هاي هولناك نظامي در چند هفته گذشته ادامه يافت.

          شايان ذكر است كه اگر "اسرائيل" عملا به عنوان پناهگاه يهوديان در مقابل آزار اروپايي ها و نژادپرستي آنان بود، اين شكست باعث مي شد كه سياست جديدي را در پيش گيرد و در محيط عربي و اسلامي خود ادغام شود. [به اين معنا كه اگر جان يهوديان براي شان مهم بود، سعي مي كردند كه به هر شيوه ممكن در محيط منطقه اي خود ادغام شوند و از جنگ بپرهيزند.] ولي دولت عبري در واقع يك طرح امپراتوري بزرگ است كه بر سه عنصر خشونت، توسعه طلبي و حاكميت بر منطقه عمل مي كند. دولت عبري نيز مانند ديگر نظام هاي امپراتوري، هنگام شكست تنها فتيله خشونت، تجاوز، ويرانگري و استفاده بي حد و حصر از قدرت نظامي را بالا مي كشد. ضمنا كساني كه تصور مي كنند عصر جنگ در خاورميانه پايان يافته است، در واقع دلشان را به آرزو خوش كرده اند.

          اختلافات داخلي رژيم صهيونيستي در مورد شكست در جنگ لبنان، اختلاف در مورد شيوه صلح و يا چگونگي تعامل با همسايه هاي عرب و مسلمان نيست، بلكه اختلاف بر سر دليل ناكارآمدي ماشين جنگي صهيونيسم در تحقق اهداف از پيش تعيين شده است و صد البته كه موافقت اكثريت قريب به اتفاق صهيونيست ها با طرح حمله به لبنان دليل ديگري است بر طبيعت جنگ طلب اين دولت و حالت رواني حاكم بر صهيونيست ها كه باعث وحدت آنها شده است.

          در يك جمع بندي بايد گفت كه ما در "اسرائيل" دو دستگي نداريم، به عنوان نمونه يكي كبوتر صلح باشد و ديگري كركس جنگ طلب. تنها اين شكست است كه باعث ايجاد شكاف در افكار عمومي صهيونيست ها مي شود و جاي هيچ تعجبي نيست كه در صورت شكست دولت كنوني و برگزاري انتخابات جديد، شاهد روي كارآمدن چهره هايي همچون نتانياهو، موفاز و افرادي از اين قبيل باشيم.

          نتايج شكست هاي "اسرائيل" در جنگ عملا آشكار شده، ولي پايان جنگ نسل ها بر سر فلسطين مسئله ديگري است.
          نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


          صادق هدايت؛ بوف کور

          Comment

          Working...
          X