Born : 1928 in Kashan Iran
He was a poet and painter
After obtaining his high school diploma, he attended and obtained a Bachelor of Arts from Honar-haye Ziba (Fine Arts) Faculty of Tehran University. In the first twelve years after his graduation he worked in several government agencies while on the side pursuing his personal interest in poetry and painting. During these years he also travelled on numerous occasions to Europe, and Africa .
In 1964 he completely resigned from his governmental position and began focusing all his time and energy on poetry and painting. He moved and lived in USA for one year, and subsequently spent about two years living in Paris . During this time period he painted numerous paintings applying the same soft and gentle style, which can be found in his poems.
In 1979 he was diagnosed with cancer and for the last time he moved to England for treatment. A year later, in 1980, he passed away in Tehran and now he rests in his birthplace, Kashan.
سهراب سپهری در سال 1307 هجری شمسی به دنیا آمد
و در اول اردیبهشت ماه 1359 برای همیشه کوچ کرد
او 52 سال بیشتر عمر نکرد و بیماری سرطان او را از
پا درآورد . سهراب نقاش بود و از فروش تابلوهایش
زندگی می کرد . سفرهای به اروپا ، هند و ژاپن داشت
با زبانهای خارجی آشنایی داشت و ترجمه هایی از او
در دست است . سهراب ازدواج نکرد وی شاعری عارف
و طبیعت گرا بود همچنین مردی درس خوانده و آشنا با
نظام های مختلف فکری و هنری . کتاب اطاق آبی شاهد
مطالعات گسترده او در مباعث دقیق هنری و فرهنگی
است این کتاب در سال 1369 به همت انتشارات سروش
به چاپ رسیده است .
از آثارش:
مرگ رنگ تهران 1330
زندگي خابها سپهر 1332
آوار آفتاب تهران 1340
شرق اندوه تهران 1340
صداي پاي آب مجله ارش 1344
مسافر مجله آرش 1345
حجم سبز روزن 1346
ما هيچ ما نگاه تهران 1356
هشت كتلب طهوري 1356
منتخب اشعار طهوري 1364
and the most fames of all his poems is:
واحه ای در لحظه
به سراغ من اگر مي آييد
پشت هيچستانم
پشت هيچستان جايي است
پشت هيچستان رگ هاي هوا پر قاصدهايي است
كه خبر مي آرند از گل واشده دورترين بوته خاك
روي شنها هم نقشهاي سم اسبان سواران ظريفي است كه صبح
به سرتپه معراج شقايق رفتند
پشت هيچستان چتر خواهش باز است
تا نسيم عطشي در بن برگي بدود
زنگ باران به صدا مي آيد
آدم اينجا تنهاست
و در اين تنهايي سايه ناروني تا ابديت جاري است
به سراغ من اگرمي آييد
نرم و آهسته بياييد مبادا كه ترك بردارد
چيني نازك تنهايي من
He was a poet and painter
After obtaining his high school diploma, he attended and obtained a Bachelor of Arts from Honar-haye Ziba (Fine Arts) Faculty of Tehran University. In the first twelve years after his graduation he worked in several government agencies while on the side pursuing his personal interest in poetry and painting. During these years he also travelled on numerous occasions to Europe, and Africa .
In 1964 he completely resigned from his governmental position and began focusing all his time and energy on poetry and painting. He moved and lived in USA for one year, and subsequently spent about two years living in Paris . During this time period he painted numerous paintings applying the same soft and gentle style, which can be found in his poems.
In 1979 he was diagnosed with cancer and for the last time he moved to England for treatment. A year later, in 1980, he passed away in Tehran and now he rests in his birthplace, Kashan.
سهراب سپهری در سال 1307 هجری شمسی به دنیا آمد
و در اول اردیبهشت ماه 1359 برای همیشه کوچ کرد
او 52 سال بیشتر عمر نکرد و بیماری سرطان او را از
پا درآورد . سهراب نقاش بود و از فروش تابلوهایش
زندگی می کرد . سفرهای به اروپا ، هند و ژاپن داشت
با زبانهای خارجی آشنایی داشت و ترجمه هایی از او
در دست است . سهراب ازدواج نکرد وی شاعری عارف
و طبیعت گرا بود همچنین مردی درس خوانده و آشنا با
نظام های مختلف فکری و هنری . کتاب اطاق آبی شاهد
مطالعات گسترده او در مباعث دقیق هنری و فرهنگی
است این کتاب در سال 1369 به همت انتشارات سروش
به چاپ رسیده است .
از آثارش:
مرگ رنگ تهران 1330
زندگي خابها سپهر 1332
آوار آفتاب تهران 1340
شرق اندوه تهران 1340
صداي پاي آب مجله ارش 1344
مسافر مجله آرش 1345
حجم سبز روزن 1346
ما هيچ ما نگاه تهران 1356
هشت كتلب طهوري 1356
منتخب اشعار طهوري 1364
and the most fames of all his poems is:
واحه ای در لحظه
به سراغ من اگر مي آييد
پشت هيچستانم
پشت هيچستان جايي است
پشت هيچستان رگ هاي هوا پر قاصدهايي است
كه خبر مي آرند از گل واشده دورترين بوته خاك
روي شنها هم نقشهاي سم اسبان سواران ظريفي است كه صبح
به سرتپه معراج شقايق رفتند
پشت هيچستان چتر خواهش باز است
تا نسيم عطشي در بن برگي بدود
زنگ باران به صدا مي آيد
آدم اينجا تنهاست
و در اين تنهايي سايه ناروني تا ابديت جاري است
به سراغ من اگرمي آييد
نرم و آهسته بياييد مبادا كه ترك بردارد
چيني نازك تنهايي من



Comment