Announcement

Collapse
No announcement yet.

Hadith

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • Hadith

    حدیث چیست؟
    حدیث دومین منبع دریافت حقایق در مورد اسلام است. روش دریافت حقایق، مثلا در مورد موارد حقوقی/قضایی اینگونه است که در هر مورد ابتدا به قرآن یعنی اولین منبع اسلام مراجعه میشود، و اگر قرآن پاسخگوی مسئله نبود سپس به حدیث مراجعه میشود و بعد از آن به نظرات قضات بزرگ و قضات پیشین و آرای فقها ارجاع میشود.

    گروهی از اسلامگرایان، اخیراً احادیث را کلا باطل میدانند و به دلیل مطالب وحشیانه و احمقانه ای که در احادیث به پیامبر اسلام نسبت داده شده است، آنرا اساساً دروغ میشمارند، و میگویند تنها قرآن مرجع اسلام است،در سوره ماده گوساله (بقره) آیه 129 میخوانیم که:

    رَبَّنَا وَابْعَثْ فِيهِمْ رَسُولاً مِّنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِكَ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيُزَكِّيهِمْ إِنَّكَ أَنتَ العَزِيزُ الحَكِيمُ.

    ای پروردگار ما ، از ميانشان پيامبری بر آنها مبعوث گردان تا آيات ، تورا برايشان بخواند و به آنها کتاب و حکمت بياموزد و آنها را پاکيزه سازد و تو پيروزمند و حکيم هستی.

    لذا از نظر قرآن پیامبران در کنار کتاب که به مردم می آموزند به آنها حکمت نیز می آموزند، در مورد اسلام کتاب، قرآن است، اما حکمت چیست؟ حکمتی که پیامبر به مردم آموخته است، تنها در حدیث یافت میشود.

    حدیث در لغت به معنی گفتار است اما در اصطلاح فقهی به گفته های پیامبر (یا در مورد تشیع امام) گفته میشود. احادیث نشان میدهند که پیامبر کاری را کرده است و یا دستوری در مورد مسئله ای داده است. همچنین اگر پیامبر در مقابل انجام کاری سکوت کرده باشد، با سکوت و عدم اعتراض خود آن کار را تایید کرده است و لذا آنکار از نظر فقهای اسلامی، مورد تایید پیامبر و در نتیجه اسلامی به شمار میرود.

    شیعیان چهار کتاب حدیث را معتبر میشناسند و این چهار کتاب منابع دست اول حدیث حساب میشوند. این چهار کتاب که به "کتب امهات شیعه" (کتابهای مادر شیعه) معروفند از این قرارند.

    اصول کافی - نوشته ابو جعفر محمد کلینی

    من لایحضره الفقیه - نوشته ابن بابویه شیخ صدوق

    تهذیب الاحکام - نوشته تالیف شیخ صدوق

    استبصار - نوشته شیخ صدوق

    اهل تسنن نیز برای خود 6 کتاب را صحیح مینامند و آنها را منابع معتبر حدیث میشمرند.

    بخاری

    مسلم

    سنن ابوداوود

    ترمدری

    ابن مانجه

    نسائی

    از آنجا که اکثریت مسلمانان را اهل تسنن تشکیل میدهند و دیدگاه تشیع در مورد تاریخ اسلام از نظر اکثر اسلامشناسان در سطح دانشگاهی قابل قبول نیستند، کتابهای اهل تسنن اساساً از اعتبار بیشتری برخوردار هستند و بويژه کتاب صحیح بخاری از معتبر ترین کتابهای مرجع در مورد تاریخ اسلام است و مورد توجه و استناد تمامی محققان از جمله محققان شیعه و سکولار است. در میان کتابهای شیعه نیز اصول کافی معتبر ترین و اصلی ترین منبع حساب میشود.

    احادیث موجود در این کتابها با اینکه از میان انبوهی از احادیث دیگر انتخاب شده اند اما بازهم برخی از آنها بسیار مضحک و نابخردانه هستند، گروهی از مسلمانان روی صحت و درستی این احادیث و اینکه این احادیث واقعا از پیامبر اسلام یا سایرین نقل شده اند، تعصب میورزند و گروهی دیگر تعصب چندانی روی این قضیه ندارند.

    برای بررسی صحت و درستی یک حدیث روشها و علومی در طول تاریخ پدید آمده است که بر اساس آنها حدیث شناشان احادیث را بر اساس میزان اعتبار آنها به دسته بندیهای مختلفی تقسیم میکنند و مکاتب فکری مختلف اسلامی در این زمینه روش و متد خود را دارند.


  • #2
    مفرد بر دو قسم است:مطلق و نسبى.

    چنانچه انفراد در اصل سند (يعنى اولين راوى و سر سلسله ناقلين‏حديث) واقع شود، آن را مفرد مطلق گويند، و در غير اين صورت نسبى‏است. (1)

    مفرد مطلق حديثى است كه راوى آن به نقل حديث منفرد باشديعنى ديگر روات، اين حديث را ذكر نكرده باشند. (2)

    اين گونه حديث را«غريب‏»نيز مى‏نامند و اگر دو تن آن را نقل نموده‏باشند، «عزيز»گويند.

    و اما مفرد نسبى، حديثى است كه مثلا اهل شهرى در نقل آن منفردباشد (3) (4)

    مشهور علماء، حديث مفرد را شاذ هم مى‏نامند، (5) ولى شافعى وعلماى حجاز و نيز جمعى از علماى شيعه در تعريف شاذ گفته‏اند:شاذحديثى است كه در مقابل و معارض حديث مشهور يا حديثى كه رواتش‏حافظتر است واقع شود. (6) چنين حديثى نادر هم ناميده مى‏شود.

    چنانچه راوى حديث‏شاذ (يعنى مخالف مشهور) غير ثقه باشد، حديث مزبور را«منكر»و«مردود»نيز نامند. (7)

    عكس حديث‏شاذ را حديث‏«محفوظ‏»گويند،8 بنابر اين حديث‏محفوظ، حديث مشهورى است كه ديث‏شاذى با آن مخالف باشد.

    طبق تعريف مشهور، حديث‏«انما الاعمال بالنيات‏»شاذ است، زيرادر طبقه اول فقط عمر آن را روايت كرده و در طبقه دوم فقط علقمه ازوى و در طبقه سوم فقط محمد بن ابراهيم از علقمه و در طبقه چهارم، يحيى بن سعيد (9)

    به هر حال محققان، مجرد انفراد راوى را (در صورتى كه ثقه باشد)موجب رد حديث ندانسته‏اند.

    متابع، شاهد
    چنانچه بعض افراد سلسله سند حديثى با راويان حديث مفردى كه‏همان مضمون را نقل نموده‏اند، موافق باشند، آن حديث را متابع‏گويند. (10) حديث متابع و شاهد بيشتر از آن جهت كه مؤيد مضمون‏حديث ديگرى است، مورد توجه قرار مى‏گيرد، لذا صحت‏حديث زيادملحوظ نيست و اگر مضمون حديث مفرد به سلسله سند ديگرى نقل شود، آن را«شاهد»نامند. (11) گاهى متابع بر شاهد و به عكس، اطلاق مى‏شود. (12)

    مدرج
    حديثى است كه راوى، كلام خود يا كلام بعضى راويان را داخل در متن نمايد كه موجب اشتباه كلام وى با سخن معصوم شود، چه اين عمل به‏عنوان شرح و توضيح ديث‏باشد و چه به عنوان استشهاد به آن، ياطى نقل زنجيره حديث، توضيحى درباره يكى از راويان، اضافه نمايد يادو حديث را كه هر كدام به سلسله سندى نقل شده است، ضمن سلسله‏سند ديگرى آورد، يا دو متن را كه به دو سند رسيده است، به يك سندنقل كند يا متن حديثى را بدون قسمتى از آن نقل كند و سپس شخص‏ديگرى همان متن را با قسمتى كه در سند مزبور نيست، ولى به سندديگر آمده از وى نقل نمايد. (13)

    مكاتب
    حديثى است كه متضمن دستخط معصوم باشد، چه ابتداءا مرقوم‏فرموده باشد و چه در مقام جواب سؤال كسى.بعضى مكاتب را درمورد امرى كه امام املاء فرموده باشد، نيز تعميم داده‏اند. (14)

    مصحف
    حديثى است كه قسمتى از سند يا متن آن به كلمه يا عبارت مشابه آن تغيير يافته باشد. (15) مشابهت دو كلمه كه موجب تصحيف مى‏شود، ممكن است در كتابت‏باشد، مانند تصحيف‏«مراجم‏»به‏«مزاجم‏»و&#17 1;بريد»به‏«يزيد» (بريد بن معاويه عجلى به يزيد بن معاويه) ، و جرير به‏حريز، و نيز مانند تصحيف (من صام رمضان و اتبعه ستا من شوال) ، كه‏كلمه (ستا) به (شيئا) تصحيف شده است، (16) و مثل حديث:ان النبي‏احتجر بالمسجد، اي اتخذ حجرة من حصير (يعنى رسول اكرم درمسجد حجره‏اى از حصير و بوريا ساخت) كه به (احتجم) (يعنى پيغمبردر مسجد حجامت فرمود) تصحيف شده است. (17)

    گاهى نيز تصحيف در معنى و مفاد حديث است، مثل اين حديث كه‏از ابو موسى محمد بن المثنى العنزى نقل شده كه گفت: (1 «نحن قوم لنا شرف نحن عنزه صلى الينا رسول الله‏» (19) كه راوى لفظ عنزه را كه مرادعصاى كوتاه است‏به (عنزة) كه نام قبيله راوى است، تصحيف نموده ومفاد حديث را كه حاكى از نماز گزاردن رسول خدا به طرف عصاى‏خويش است‏به نماز گزاردن رو به قبيله عنزه تغيير داده است. (20)

    محرف
    حديثى است كه در سند يا متن آن، كم يا زياد شده و يا حرفى به جاى‏حرف ديگر نهاده شود، (21) مانند تحريف‏«ابن ابى مليكه‏»كه تصغيرملكه است، به (ابن ابى ملائكه) كه جمع ملك است، و مانند حديث‏نبوى‏«يا على يهلك فيك اثنان، محب غال و مبغض قال‏»كه به (مبغض غال) تحريف شده است (22) و مانند عبارتى كه در كتب مقاتل نقل شده:«فلماذهب على بن الحسين الى القتال رفع الحسين عليه السلام سبابته نحو السماء وقال اللهم اشهد...» (هنگامى كه على اكبر به ميدان رفت، امام‏حسين عليه السلام نگشت‏سبابه خود را به طرف آسمان بلند كرد و بر قوم‏نفرين نمود) كه بعضى به (رفع الحسين شيبته) (حسين عليه السلام محاسن خودرا با دست‏به طرف آسمان گرفت) تحريف كرده‏اند. (23)

    عالى و نازل
    اولى حديث متصل السند قليل الوسائط است و دومى به عكس آن، (24) يعنى افراد سلسله سند بيش از افراد سلسله همان حديث‏به سند ديگرباشند يا بيشتر از نظاير حديث مزبور باشند. گروهى در قسمت اول(عالى السند) تتبع نموده و نتيجه آن را در كتبى به نام (قرب الاسناد) جمع و ضبط فرموده‏اند كه از آن جمله قرب الاسناد حميرى (25) است.

    كتب جامع احاديث عاليه را اهل سنت (عوالى) نامند.مانند (العوالى‏المنتقاة) از حافظ ذهبى.كه نسخه‏اى از آن در دار الكتب الظاهريه دمشق‏موجود است. (26)

    مساوات و مصافحه
    چنانچه عدد راويان حديثى كه شيخ حديث، از پيغمبر نقل كند، با عددراويانى كه يكى از صاحبان صحاح، همان حديث را توسط آنان ازپيغمبر نقل كرده مساوى باشد، آن را«مساوات‏»گويند.

    و اگر عدد روات حديثى تا معصوم كه توسط شيخ راوى نقل شود، باعددى كه يكى از مصنفين صحاح، همان حديث را به توسط راويان‏ديگر نقل كرده، يكى باشد«مصافحه‏»گويند، چه مانند آن است كه‏راوى با مصنف آن كتاب در يك زمان مى‏زيسته و نزديك استاد، حديث آموخته و قهرا با وى مصافحه نموده است. (27)

    رواية الاقران
    در صورتى است كه راوى با كسى كه از وى نقل حديث كرده، در سن يادر ملاقات شيخ، مساوى باشد، آن را روايت اقران گويند (29) مانندسيد مرتضى و شيخ طوسى كه از مفيد روايت مى‏كنند.

    مدبج
    چنانچه در فرض بالا هر يك از دو قرين از يكديگر نقل حديث كنند، مدبج ناميده مى‏شود. (30)

    Comment


    • #3

      Comment


      • #4
        تلخ و شيرين، نعمت و نقمت، خوشي و ناخوشي دنيا جز خوابي گران و
        غفلت آور نيست.

        امام حسين (ع
        نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


        صادق هدايت؛ بوف کور

        Comment


        • #5
          وقتی کلامی می‌شنوید برای تفکر کردن بیاموزید نه برای نقل‌کردن،
          که راویان علم بسیارند و رعایت‌کنندگان آن کم.

          حضرت علي (ع
          نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


          صادق هدايت؛ بوف کور

          Comment


          • #6
            عزت مؤمن در بي نيازي او از مردم است

            . امام هادي(ع)
            نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


            صادق هدايت؛ بوف کور

            Comment


            • #7
              چه زيباست كه قبل از غلبه ببخشايند و قبل از تمنا بدهند.

              حضرت علي (ع)
              نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


              صادق هدايت؛ بوف کور

              Comment


              • #8
                Hadith Of The Day: Show Mercy To Others

                The Prophet Muhammad (peace be upon him) said: "God will not show mercy to a person who does not show mercy to other people."

                Sahih Al-Bukhari, Volume 20, Hadith 375
                نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                صادق هدايت؛ بوف کور

                Comment

                Working...
                X