PDA

View Full Version : Iranian Ppl In Australia (Pics)


RedWine
08-07-2006, 07:09 PM
استراليا ششمين کشور پهناور جهان است.* وسعت آن دو برابر اتحاديه اروپا و سی و دو برابر بزرگتر از بريتانياست. ساکنان اين سرزمين پهناور، ۲۰ ميليون و ۳۰۰ هزار نفر هستند که ۲۴ درصد از اين جمعيت (*چهار ميليون و ۸۰۰ هزار نفر) در خارج از استراليا متولد شده اند. در اين ميان، بريتانيايی ها با يک ميليون و ۱۰۰ هزار نفر بيشترين سهم را به خود اختصاص داده اند و به ترتيب متولدين نيوزيلند، *ايتاليا، چين و ويتنام قرار دارند

شايد بتوان گفت تمامی اقوام جهان در اين سرزمين گسترده گرداگرد هم جمع آمده اند و روزگار می گذرانند. تاکنون، سياست مهاجر پذيری دولت استراليا نقش مهمی را در ترکيب جمعيتی ايفا کرده است. استراليا در کنار آمريکا، بريتانيا، کانادا و نيوزيلند از جمله کشورهای مهاجرپذير دنيا به شمار می رود که با اتخاذ سياست پلوراليسم فرهنگی، توانسته اقوام مختلف جهان را گرد هم آورد.

پوستر تبليغاتی اداره مهاجرت استراليا به مناسبت هفته همدلی: در سال 2006 در استراليا همه اقوام می توانند آزادانه، *ميراث ملی - فرهنگی خود را تبليغ كنند

در اوايل دهه هفتاد ميلادی، جايگزينی رويکرد ايجاد جامعه ای مبتنی بر پلوراليسم فرهنگی بجای سياست پيشين همگونی فرهنگی -- که نظر به اختلاط و يکسان سازی فرهنگها داشت -- سبب شد تا بسياری از مردم در استراليا ماوی گزينند. رويکرد جديد دولت که تاکيد بر حفظ ارزشهای قومی در درون جامعه و در عين حال برخورداری از تساوی تمامی اقوام داشت از سالهای ۱۹۷۲ شروع شد و در عمل از سالهای ۱۹۸۳-۱۹۷۵ کارايی خود را نشان داد.

بر مبنای اين سياست، هويت فرهنگی حق مساوی برای تمامی اقوام ساکن استراليا بشمار می رود و بدليل برخورداری از اين حق، افراد می توانند ميراث ملی -فرهنگی خود را در درون جامعه استراليا تبليغ کرده و آزادی مذهبی داشته باشند.

اتخاذ اين رويکرد سبب شد در اوايل دهه هفتاد ميلادی کارگران نيمه ماهر ايرانی عازم استراليا شوند و در آنجا مشغول به کار شوند.

ايرانيان در استراليا

از دير باز، ايرانيان نيز همچون اقوام ديگر جهان، پا به اين سرزمين پهناور گذاشتند. حضور ايرانيان در استراليا سابقه ای طولانی دارد و به دهه ۳۰ و ۴۰ ميلادی باز می گردد؛* زمانی که تعداد اندکی از دانشجويان ايرانی برای کسب تحصيل به استراليا آمدند. ولی چنانچه بخواهيم تاريخی را برای مهاجرت ايرانيان به استراليا مشخص کنيم ابتدای دهه هفتاد را می توان شروع مناسبی دانست.




آمار منتشر شده در سال ۲۰۰۵ از سوی اداره آمار استراليا نشان می دهد از آن زمان تا سال ۱۹۸۶ فقط ۷۴۹۶ ايرانی در استراليا زندگی می کردند که اين ميزان پنج صدم در صد از جمعيت ۱۵۶۰۲۱۵۶ نفری آن زمان استراليا را تشکيل می داد.

به مرور زمان، بدلايل مختلفی همچون وضعيت نابسامان اقتصادی در ايران، مشکلات سياسی در منطقه خاورميانه، رفاه بيشتر و *ادامه تحصيل، به ميزان ورود ايرانيان افزوده شد تا جايی که در سال ۱۹۹۱ اين تعداد به ۱۲۹۱۴ نفر افزايش يافت که ۸ صدم درصد از کل جمعيت آن زمان را شامل می شد.

بر اساس آخرين آمار،* تا ۳۰ ژوئن ۲۰۰۵ تعداد ۲۴۵۵۸ نفر ايرانی در استراليا زندگی می کنند که عمده آنان در ايالت نيو ساوث ويلز به تعداد ۱۱۵۳۶ نفر سکنی گزيده اند.

وضعيت اجتماعی و اقتصادی ايرانيان


نسل دوم ايرانيان در استراليا در عرصه های مختلف زندگی حضوری فعال دارند

ايرانيان ساکن استراليا، شامل اقوام مختلف ايرانی هستند و در درون خود، جامعه ای چند فرهنگی را تشکيل می دهند. از لحاظ دينی، دارای مذاهب مختلف هستند که با پيشينه قومی آنان در هم آميختگی دارد.

بر اساس نظرسنجی ها،* اگرچه ايرانيان در بدو ورود به استراليا با مشکلات بسياری دست به گريبانند، و عمدتا ندانستن زبان انگليسی معضل بزرگ آنان است، *اما با گذشت زمان تلاش می کنند خود را با جامعه چند فرهنگی استراليا انطباق دهند. معمولا کوشش در جهت انطباق با جامعه پس از کسب اقامت دائم و يافتن شغل صورت می گيرد.

ورود به استراليا

عموما ايرانيان از چند طريق وارد استراليا می شوند که از آن ميان می توان به مهاجرت،* پناهندگی،* از طريق اقوام و يا ادامه تحصيل اشاره کرد. از سال گذشته ميلادی رشد اقامت های کوتاه مدت جوانان ايرانی به استراليا بيشتر شده است که اين موضوع بدليل صدور يک نوع رواديد خاص به نام رواديد کار- تعطيلات است که به فرد اجازه می دهد ضمن کار کردن در استراليا، *تعطيلات خود را نيز بگذراند.


درحدود 700 دانشجوی ايرانی در استراليا مشغول به تحصيلند

بر اساس آمار، در حدود ۷۰۰ دانشجوی ايرانی در دانشگاههای استراليا مشغول به تحصيل هستند، همچنين بسياری از ايرانيان در مقاطع مختلف تحصيلی با اعطای بورسيه از جانب دولت توانسته اند به استراليا وارد شده و در موسسات تحقيقاتی مشغول به کار شوند.

پديده فرار مغزها را می توان در اينجا نيز شاهد بود زيرا عمده دانشجويان و محققان ايرانی پس از ورود به استراليا درخواست مهاجرت می کنند که معمولا در کسب آن موفق می شوند.

در گذشته ای نه چندان دور، مهاجرين غيرقانونی بی شماری نيز از ايران به استراليا وارد می شدند که اين امر کم و بيش همچنان ادامه دارد. ولی برای قانونمند کردن اين موضوع، دولت استراليا رايزنی های گسترده ای را با مقامات ايرانی داشته که منجر به انعقاد چندين تفاهم نامه در سطوح مختلف شده است.

وضعيت فرهنگی

در قياس با ديگر جوامع،* تعداد سازمانهای غير دولتی ايرانی در استراليا بسيار اندک است و شايد به تعداد انگشتان يک دست نيز نرسد و فعاليتهايی که در زمينه فرهنگی نيز صورت می گيرد بطور کلی گسسته و از ديد بعضی، ناکافی است.


فعاليتهای فرهنگی در استراليا ناكافی است

عدم اطلاع رسانی بموقع از رخدادهای فرهنگی، کمبود منابع فارسی، نبود تقويم فرهنگی و همچنين عدم انتشار خبرنامه های فرهنگی هنری نيز مسائل ديگری است که در ميان جامعه ايرانيان به چشم می خورد.

اين در حالی است که دولت استراليا ساليانه اعتبارات و بودجه هايی را در جهت شناساندن فرهنگ ملل در نظر می گيرد، اما تاکنون نشانه ای از به کارگيری اين بودجه ها در زمينه پيشبرد فرهنگ جامعه ايرانی ديده نشده است.

Narges-Khanoom
08-07-2006, 09:56 PM
Salam.... mer30 Redwine joon, :) jaleb bod, In hame Irani to australia hastan chera to shahre ma hichki nist :(.... hame rikhtan to sydney o melbourne o especially adelaid.. I think it's bcoz those cities are cheape... Canberra's expensive......... LoL

EverGreen
08-09-2006, 12:59 AM
jaleb bod, In hame Irani to australia hastan chera to shahre ma hichki nist :(....

And you're sad about it?

horiyeh
08-09-2006, 02:50 AM
Salam.... mer30 Redwine joon, :) jaleb bod, In hame Irani to australia hastan chera to shahre ma hichki nist :(.... hame rikhtan to sydney o melbourne o especially adelaid.. I think it's bcoz those cities are cheape... Canberra's expensive......... LoL
um narges joon ta oonjayee keh man shenidam sydney az hameh ja expensive tar bid loool!
narges hich ki nemiad canberra chon canberra boring bid! hichi nadareh jigar!:Dlol:p:p sydney is funnnnnnnnnn!!

RedWine
11-29-2006, 08:47 AM
'تنديس در کنار ساحل'


دهمين نمايشگاه سالانه مجسمه سازی استراليا به نام " تنديس در کنار ساحل" در سواحل زيبای بوندای در سيدنی برگزار شد. در اين نمايشگاه ۱۰۵هنرمند از۱۵ کشور شرکت داشتند. امسال قريب به ۴۰۰هزار نفر از نمايشگاه ديدن کردند.





http://www.bbc.co.uk/worldservice/images/2006/11/200611291135262.jpg

http://www.bbc.co.uk/worldservice/images/2006/11/200611291136063.jpg

http://www.bbc.co.uk/worldservice/images/2006/11/200611291136135.jpg

http://www.bbc.co.uk/worldservice/images/2006/11/200611291136196.jpg

http://www.bbc.co.uk/worldservice/images/2006/11/200611291136408.jpg

http://www.bbc.co.uk/worldservice/images/2006/11/2006112911382427.jpg

http://www.bbc.co.uk/worldservice/images/2006/11/2006112911365110.jpg

http://www.bbc.co.uk/worldservice/images/2006/11/2006112911381819.jpg

http://www.bbc.co.uk/worldservice/images/2006/11/2006112911383131.jpg

http://www.bbc.co.uk/worldservice/images/2006/11/2006112911370812.jpg

http://www.bbc.co.uk/worldservice/images/2006/11/2006112911372413.jpg

http://www.bbc.co.uk/worldservice/images/2006/11/2006112911374115.jpg

Sepideh_UK
11-29-2006, 09:56 AM
Nice!!

RedWine
12-08-2006, 10:38 AM
اشک در چشمان بيشتر اقوام دور و نزديک مجيد که برای بدرقه او به فرودگاه مهرآباد آمده اند، حلقه زده است. مجيد با ظاهری آراسته در حالی که کراواتی زده است، با تک تک بستگان خداحافظی می کند و به سمت در خروجی پروازهای خارجی حرکت می کند. ساعتی می گذرد و هواپيما از باند فرودگاه مهرآباد به پرواز در می آيد و مجيد، يک قدم به تحقق آرزوی ديرينه خود که کار و زندگی در يک کشور پيشرفته است، نزديکتر می شود. او پس از مدتها پيگيری و پرداخت ميليونها تومان پول توانسته ويزای کار در استراليا را بگيرد.
بسياری از جوانان ايرانی به دلايل مختلفی از جمله اوضاع اقتصادی ايران، معضل بيکاری،* به دست آوردن آزاديهای فردی و اجتماعی، ادامه تحصيل و تجربه زندگی در دنيای غرب، تمايل دارند چند صباحی را در خارج از کشور بگذرانند.

اما انگيزه مجيد از سفر به استراليا بيشتر برآورده ساختن نيازهای مالی بود. او در رشته مهندسی الکترونيک از دانشگاه سراسری فارغ التحصيل شده بود و تصميم زندگی در خارج از کشور را زمانی گرفت که نتوانست در ايران کار مورد نظر خود را دست و پا کند. در حقيقت او به دنبال در آوردن پول بود تا صرف مخارج عروسی و خريد مسکن خود در آينده نزديک کند.

سفر مرگ


بعضی تا هزاران دلار هزينه می کنند تا از راه های غيرقانونی وارد استراليا شوند

مجيد در ابتدا قصد داشت تا بطور غير قانونی به استراليا عزيمت کند،* اما در رسيدن به هدف خود ناکام ماند. او يک بار به اندونزی سفر کرد تا از طريق دريا به استراليا وارد شود، اما پليس اندونزی او را دستگير کرد و نتوانست به سفر خود ادامه دهد.

بايد اذعان داشت که دولت استراليا همواره با معضل پناهجويان غيرقانونی دست به گريبان بوده است. بيشتر اين پناهجويان شهروندان کشورهای آسيای شرقی، خاورميانه، آمريکای جنوبی و آفريقا هستند که در ابتدا به مالزی يا اندونزی سفر کرده و سپس قاچاقچيان انسان با دريافت مبالغ گزافی، آنان را از طريق دريا روانه استراليا می کنند.

در برخی موارد، اين سفرهای دريايی به سفر آخرت تبديل شده و قايقهای کهنه و خارج از استاندارد قاچاقچيان، "مسافران خوشبخت" را به کام مرگ فرستاده است.

مجيد در سفر قبلی خود مبلغ ۳۰۰۰ دلار به يک قاچاقچی انسان در اندونزی پرداخته بود و قرار بود که با کشتی به همراه تعدادی پناهجوی ديگربه سمت استراليا عزيمت نمايد. اما پس از دستگيری توسط پليس و سپری کردن چند روزی در زندان،* او نه تنها نتوانست ۳۰۰۰ دلار خود را پس بگيرد بلکه هزينه های زيادی را نيز بابت هواپيما و هتل پرداخت و سرانجام، دست خالی به ايران بازگشت.

ورود به استراليا از طريق اندونزی،* مسيری بود که بهنام، دوست دوران دبيرستان مجيد به او پيشنهاد کرده بود. بهنام سالهای قبل از طريق عبور از اقيانوس خود را به استراليا رسانده بود و بتازگی توانسته بود از کمپ پناهجويان در استراليا پس از اخذ اجازه اقامت دائم بيرون بيايد.


طبق آمار رسمی کشور استراليا ميزبان حدود۲۵۰۰۰ ايرانی است، هر چند گفته می شود شمار واقعی ايرانيان بيش از اين است.

پناهجويان ايرانی در استراليا

بهنام بسيار خوش شانس بود که توانسته بود با قايق خود را به استراليا برساند. بهنام به محض ورود به خاک استراليا توسط پليس دستگير شد و پس از تقاضای پناهندگی به عنوان پناه جو به اردوگاه منتقل شد و چهار سال در آنجا زندگی کرد.

آمارها نشان می دهد که در حدود سه ميليون ايرانی خارج از ايران زندگی می کنند و تعداد ايرانيان مقيم استراليا ۲۴۵۵۸ نفر است. با توجه به اين که بسياری از ايرانيان هنگام ورود به استراليا به علتهای مختلف مليت خود را ايرانی اعلام نکرده و خود را شهروندان کشورهای ديگر معرفی کرده اند اين آمار دقيق نيست. به هر حال نام ايران در فهرست کشورهايی است که بخش عمده ای از پناهجويان از آنجا به استراليا آمده اند.

پناهجويان ايرانی، برای جلب نظر مسئولين اداره مهاجرت، دلايلی از جمله مشکلات سياسی و يا آزادی های مذهبی يا اجتماعی را دستاويز گرفتن اقامت دائم خود قرار می دادند و به مرور زمان، دست اندرکاران امور پناهندگی در استراليا دريافتند که در عين حالی که پناهجويان واقعی با دلايل موجه کم نيستند، بخش عمده ای از اين دلايل، خيلی به واقعيت نزديک نبوده و فقط به منظور اخذ اقامت دائم بيان می شدند.

بهنام هنگامی که در اردوگاه بسر می برد،* دليل پناهندگی خود را به استراليا تغيير مذهب عنوان کرده بود. بهنام به مامورين اداره مهاجرت گفته بود که به دليل اينکه در ايران، مجازات اعدام برای کسانی که از اسلام روی برگردانند در نظر گرفته شده،* لذا تامين جانی برای او در ايران وجود نداشت و مجبور بوده که ايران را ترک کند.

بر اساس قانون فعلی، کليه کسانی که پس از ورود به استراليا تقاضای پناهندگی می کنند مجبور هستند تا زمان تکميل فرآيند بررسی پرونده هايشان در اردوگاه ها اقامت گزينند. بررسی تقاضای پناهندگی معمولاً چند ماه به طول می انجامد، گاهی نيز در صورت درخواست تجديد نظر، ممکن است سال ها زمان ببرد. اين مسئله باعث شده برخی از ايرانيانی که در اردوگاههای پناه جويان بسر می بردند به دليل فشارهای روحی بارها دست به خودکشی بزنند و سازمانهای بشر دوستانه، دولت استراليا را تحت فشار قرار داده اند تا هر چه زودتر وضعيت آنها را روشن کند.

سيل گسترده ورود پناهجويان به استراليا از يک طرف و فشار سازمان های بين المللی غيردولتی و همچنين کميسيون حقوق بشر سازمان ملل متحد در خصوص وضعيت بد پناهجويان در اردوگاهها، مقامات استراليايی را بر آن داشت تا تدبيری در اين خصوص بينديشند.

RedWine
12-08-2006, 10:39 AM
اعزام نيروی کار راه حلی برای دو طرف

مجيد پس از بازداشتش توسط پليس اندونزی و پس از اينکه نتوانست بطور غير قانونی به استراليا بيايد مدام در فکر اين بود تا راهی را برای ورود به خاک استراليا بيابد تا سرانجام در روزنامه ها خواند که تفاهم نامه ای بين ايران و استراليا در خصوص اعزام نيروی کار به امضاء رسيده است.

در سال ۲۰۰۳ صفدر حسينی وزير کار دولت خاتمی تفاهم نامه ای را با فيليپ رادوک وزير مهاجرت دولت استراليا به امضاء رساند که بر اساس آن، ايران اميدوار بود تا بتواند از طرفی بخشی از نياز استراليا به نيروی کار را تامين نمايد واز طرفی ديگر راه حلی برای معضل بيکاری جوانان ايرانی فراهم آورد.


طراحی ويزای "کار و تعطيلات" از سوی دولت استراليا به منظور کاهش ورود غيرقانونی به اين کشور انجام شد.

چندی نگذشت که پس از امضاء اين تفاهم نامه، استراليا ويزايی خاص را به نام کار و تعطيلات (Work and Holiday) ويژه ايرانيان طراحی کرد که پس از آزمايش موفقيت آميز اين نوع ويزا در ايران، دو کشور تايلند و شيلی نيز به دارندگان اين نوع ويزا پيوستند. اخيراً دولت استراليا موافقت نامه هايی را با کشورهای بنگلادش و ترکيه نيز به امضاء رسانده تا اين ويزا در اين کشورها نيز صادر شود.

دولت استراليا، شرايط متفاوتی را برای هر کشور در خصوص اعطای اين نوع ويزا در نظر گرفته است و در ايران * فقط به افرادی اعطا می شود که بين ۱۸ تا ۳۰ سال سن داشته و حداقل مدرک فوق ديپلم را دارا باشند و بتوانند در امتحان IELTS حداقل نمره چهار و نيم را کسب نمايند. بر اساس شرايط صدور، اين افراد پس از دريافت ويزا قادرند تا سقف ۱۲ ماه در استراليا کار کرده و يا تا سقف چهار ماه تحصيل نمايند. چنانچه سن آنان کمتر از سی سال باشد ويزای کار و تعطيلات حداکثر تا سه سال قابل تمديد است.

بر اساس قانون استراليا،* دارندگان اين ويزا نمی توانند بيش از سقف ۶ ماه در يک کار باشند ودر ۶ ماه بعدی حتماً بايد محل کار خود را تغيير دهند، *در غير اينصورت، ويزای آنان از درجه اعتبار ساقط می شود و بايد استراليا را ترک کنند. گرفتن برگه عدم سوء پيشينه از نيروی انتظامی و داشتن ۵۰۰۰ دلار استراليا در حساب بانکی از ديگر شرايط ويزای کار و تعطيلات است. همچنين متقاضيان بايد از آزمايشات پزشکی سربلند بيرون آيند و از وزارت کار و امور اجتماعی تاييديه دريافت دارند.

خوشبختاته مجيد تمامی شرايط را دارا بود و در دل خوشحال بود که می تواند به آرزوی ديرينه اش دست يابد و سپس عزم خود را جزم کرد که به هر صورتی شده به استراليا بعنوان نيروی کار اعزام شود.

ويزای کار و تعطيلات، تجارتی پر سود

هنگامی که مجيد به وزارت کار مراجعه کرد تا از چگونگی گرفتن ويزا اطلاع حاصل نمايد به او گفته شد که بخش خصوصی متولی رسيدگی و پيگيری پرونده های اعزام نيروی کار است. به مجيد فهرستی از دفاتر کاريابی داده شد. او تمامی مراحل را يکی پس از ديگری طی کرد و در امتحان IELTS شرکت کرد و پس از گرفتن نمره مورد نظر و پرداخت ۷۰۰۰ دلار به يکی از دفاتر کاريابی توانست ويزای استراليا را بگيرد. مجيد مبلغی را که پرداخت شامل هزينه های اقامت ۱۵ روز اول در استراليا و همچنين بابت يافتن کار در رشته مرتبط با تحصيلاتش بود.

در حقيقت مجيد نمی دانست که دفاتر کاريابی مجاز به گرفتن چنين پولهايی از داوطلبان نيستند و عملاً اين کار غير قانونی است.

ناصر نادری، مدير کل کاريابی وزارت کار در مرداد ماه سال ۸۵ در واکنش به اخذ پول از داوطلبان توسط دفاتر کاريابی در مصاحبه با ايرنا گفت که متقاضيان در صورت مراجعه به دفاتر کاريابی غير دولتی خارجی جهت ثبت نام و تشريفات اداری تا انعقاد قرارداد از پرداخت هرگونه وجهی با عنوان هزينه صدور ويزا معاف خواهند بود.

به گفته او کاريابی*های غيردولتی خارجی فقط مجاز هستند، در صورت انعقاد قرارداد يکساله يا بيشتر با کارفرمای استراليايی، فقط يک ماه حقوق دريافتی کارجو از کارفرما را به عنوان حق*الزحمه در انتهای سال و يا در مدت يک سال به نسبت يک دوازدهم، دريافت کنند."

ورود به سيدنی

در راه سفر به استراليا،* مجيد بسيار خوشحال بود که توانسته پس از دوندگی های بسيار مسير ورود قانونی خود به استراليا را هموار کند. او در راه رويايهای زيادی را در سر می پروراند. اما اولين شوک پس از برزمين نشستن هواپيما در فرودگاه سيدنی به او وارد شد،* چون هيچ کس به استقبال مجيد نيامد و اين برخلاف قولی بود که دفتر کاريابی به او داده بود. سرانجام مجيد پس از سرگردانی زياد توانست رابط دفتر کاريابی را در سيدنی بيابد،* اما چند روز گذشت وهيچ چيز مطابق با شرايط قرارداد پيش نرفت.

مجيد می گويد: "من در دفتر کاريابی مبلغ ۷۰۰۰ دلار بابت کار آتی خود پرداخت کردم ولی پس از اينکه به سيدنی آمدم نمايندگان دفتر مرا در يک بقالی مشغول به کار کردند و دو هفته بعد صاحبکارم که يک نفر هندی بود مرا از کار اخراج کرد. بعدها فهميدم دفتر کاريابی مبلغ ۴۰۰ دلار به صاحبکارم پرداخت کرده تا بطور صوری دو هفته مرا مشغول به کار کرده و سپس به بهانه ای واهی مرا اخراج کند."

کاهش شانس مهاجرت

مجيد قبل از سفر، پيش خود فکر می کرد که پس از ورود به استراليا شانس بيشتری را در گرفتن اقامت دائم پيدا می کند اما نمی دانست از جهاتی، دارندگان طريق ويزای کار و تعطيلات شانس کمتری در گرفتن اقامت دائم دارند.

يکی از شروط گرفتن ويزای مهاجرت به استراليا داشتن سوابق کار مرتبط با رشته تحصيلی به مدت سه سال است که عملاً با توجه به اينکه ايرانيانی که با ويزای کار وتعطيلات می آيند در کارهايی غير مرتبط با رشته خود مشغول می شوند، به هيچ وجه نمی توانند سابقه کار مفيد ارائه دهند.

مجيد پس از اينکه نتوانست به کار خود را در بقالی ادامه دهد،* مدت مديدی تلاش کرد که کار جديدی برای خود دست و پا کند اما کوشش هايش نتيجه مطلوبی در بر نداشت. متاسفانه تجربياتی که در ايران کسب کرده بود،* بهيچ وجه مطابق با استانداردهای کار در استراليا نبود و سرانجام مجبور شد در کارهای ساختمانی مشغول به کار شود تا بتواند هزينه های زندگی در شهر گرانی همچون سيدنی را بپردازد.

اما واقعيت امر اين بود که کارفرمايان استراليايی تمايل بيشتری برای بکارگيری افرادی دارند که از کشورهايی اروپايی به استراليا برای اقامت کوتاه مدت می آيند؛ چرا که نياز به آموزش کمتری به آنان وجود دارد. اين در حالی است که چنانچه يک ايرانی بخواهد در مشاغل مرتبط با تحصيلات خود مشغول بکار شود ماهها نياز به آموزش دارد.

سياست کارآمد استراليا

متاسفانه مجيد بدليل ضعف جسمانی نتوانست به کارهای ساختمانی ادامه دهد و پس از تلاش بسياردر يافتن کار، سرانجام در يک کارواش که متعلق به يک افغانی بود مشغول به کار شد. اما او ديگر آن مجيد اولی نبود بلکه سختی های زندگی در غربت او را هر روز افسرده و افسرده تر می ساخت.


بسياری از جوانان ايرانی که با ويزای کار به استراليا آمده اند، به کاری غير از زمينه تحصيلی خود مشغول می شوند

مجيد پس از گذشت چند ماه،* تصميم گرفت به اين وضعيت پايان دهد. چون با اين همه تلاش و صرف ميليونها تومان پول، او نه تنها نتوانسته بود هيچ اندوخته ای برای مخارج عروسی و زندگی آينده اش کنار بگذارد ، *بلکه حقوق ناچيزش کفاف مخارج زندگی او را دراستراليا نيز نمی داد. بهمين خاطر عزم خود را جزم کرد و مصمم شد که خود را به عنوان پناهنده معرفی نمايد تا بتواند از مزايای پناهندگان بهره مند شود اما بعد متوجه شد که نمی تواند چنين کاری کند.

زيرا يکی از شروط اعطای ويزای کار و تعطيلات، ارائه برگه عدم سوء پيشينه از نيروی انتظامی ايران و ديگری تعهد وزارت کار و امور اجتماعی در خصوص داوطلب است. دولت استراليا با اين شروط زيرکانه راه را برای اعلام درخواست پناهندگی سياسی و اجتماعی دارندگان ويزای کار و تعطيلات بست زيرا اولاً ارائه برگه عدم سوء پيشينه بدين مفهوم است که فرد هيچ گونه مشکل سياسی ويا مذهبی با دولت ايران نداشته و ثانياً تاييديه وزارت کار، به منزله آگاهی دولت ايران از خروج چنين فردی از کشور به عنوان نيروی متخصص است.

از سوی ديگر، دولت استراليا توانست با اعطای چنين ويزايی منافع مادی زيادی را نصيب کشور خود سازد. دارندگان ويزای کار وتعطيلات ميزان بيشتری ماليات نسبت به شهروندان استراليايی - در حدود سی درصد درآمد خود- به دولت می پردازند.

بازگشت به ايران

آمارهای اداره مهاجرت استراليا نشان می دهد که از سال ۲۰۰۳ تا سال ۲۰۰۶ تنها ۱۰۵۰ ويزای کار وتعطيلات برای سه کشور ايران، شيلی و تايلند صادر شده است و چنانچه خوشبينانه سهم ايران را ۶۰ درصد اين ميزان يعنی ۶۳۰ نفر تخمين بزنيم در می يابيم که ساليانه بطور متوسط حدود ۲۰۰ نفر ايرانی تحصيل کرده به استراليا اعزام شده اند تا از سر ناچاری در مشاغلی همچون نقاشی ساختمان، صافکاری، ظرفشويی، پخش تراکت های تبليغاتی ، کارهای ساختمانی و مشاغلی از اين دست مشغول به کار شوند. کارهايی که به هيچ وجه نيازی به داشتن مدرک دانشگاهی ندارد.

از طرفی ديگر،* در حالی که ميليون ها جوان بيکار در ايران وجود دارد،* به نظر نمی رسد يافتن ۶۳۰ کار عمدتاً غير مرتبط ، در ظرف مدت سه سال برای ۶۳۰ جوان دانشگاهی ايرانی بتواند گرهی از معضلات بيکاری جوانان باز کند. تازه در اين ميان برخی از دارندگان ويزای کار و تعطيلات،* بويژه خانمها ، به علت فشارهای زياد غربت و پس از صرف ميليونها تومان هزينه، چند هفته ای بيشتر در استراليا دوام نمی آورند و به ايران باز می گردند.

در سالن پروازهای ورودی فرودگاه امام خمينی، *خانواده های بيشماری با دسته های گل گرد هم آمده بودند تا به استقبال مسافران خود بروند. سرانجام هواپيمای شرکت امارات به زمين نشست و چندی نگذشت که مجيد بسرعت از هواپيما بيرون آمد و پس از انجام تشريفات اداری و عبور از گمرک به سالن خروجی آمد.

اما هيچ کس به استقبال او نيامده بود، چون اين خواسته خود مجيد بود تا هيچ کس از بازگشتش به ايران مطلع نباشد. مجيد با قلبی شکسته و چهره ای مغموم در حالی که اشک در چشمانش حلقه زده بود سوار بر تاکسی به سمت خانه آمد.

RedWine
01-09-2007, 09:50 AM
تابستان در کويينزلند، استراليا

RedWine
04-24-2007, 07:18 AM
فریبرز که مهندس راه و ساختمان است و ۲ سال پیش به استرالیا مهاجرت کرده در این باره می گوید: "من قبل از مهاجرت سالها زبان می خواندم و حتی براحتی نمره ۶ را در امتحان IELTS که برای اخذ ویزای دائم لازم است را بدست آوردم، *اما به محض ورود به استرالیا متوجه شدم که دانش زبان من محدود به یکسری لغات و اصطلاحات تخصصی و ادبی انگلیسی است که در واقعیت زندگی روزمره ام کمترین کاربرد را دارد."

فریبرز ادامه می دهد: "با توجه به اینکه مهندسین راه و ساختمان بازار کار خوبی در استرالیا دارند و من نیز حدود ۵ سال تجربه اینکار را در ایران داشتم اما هر بار که برای شغلی اقدام میکردم و در مصاحبه ها حاضر می شدم بدلیل عدم تسلط به زبان قادر به گرفتن شغل نمی شدم و این موضوع بیش از ۵۰ بار برای من اتفاق افتاد. در استرالیا بازار کار بسیار رقابتی است و زبان انگلیسی مهمترین نقش را دارد و من به این نتیجه رسیدم که باید برای یادگیری زبان انگلیسی کاربردی وقت بگذارم."

بسیاری معتقدند نظام آموزشی در ایران به گونه ای طراحی شده که کمک چندانی به یادگیری زبان انگلیسی نمی کند و بیشتر دیپلمه های ایرانی و یا حتی فارغ التحصیلان دانشگاهی اگر به طور خصوصی به یادگیری زبان اهتمام نکرده باشند، قادر نیستند بخوبی به انگلیسی حرف بزنند یا بنویسند.

دانستن زبان انگلیسی عملا شاه کلید ورود به تمامی ارکان جامعه در استرالیاست. دولت استرالیا فهرست کاملی از کارهایی که مهاجران تازه وارد باید به انجام رسانند منتشر کرده، اما در حقیقت به دلیل اینکه انجام هر یک از این کارها نیاز به دانش زبان در آن حوزه خاص دارد عمل کردن به این فهرست چالش های بسیاری برای مهاجرین به همراه دارد. افتتاح حساب بانکی، گرفتن شماره بیمه مالیاتی، ثبت نام در طرح های درمانی، اجاره مسکن و ... از جمله کارهایی است که مهاجر باید در بدو ورود خود اقدام نماید.

تسلط به زبان، نقش اساسی در یافتن کار برای مهاجرین دارد و اگر فرد علیرغم داشتن تحصیلات عالیه نتواند به انگلیسی تکلم کند باید یا به مشاغل خدماتی همچون ظرفشویی، شستشوی اتومبیل، نقاشی ساختمان، موزائیک کاری و ... که ندانستن زبان نقش چندانی در انجام کار ندارد تن در دهد و یا در محیط هایی کار کند که تماما افراد به زبان فارسی صحبت می کنند.

نکته دیگر در خصوص زبان، *تفاوت در لهجه انگلیسی استرالیایی است. چه بسا بسیار کسانی هستند که به زبان انگلیسی تسلط کامل دارند، *اما پس از مهاجرت، به دلیل لهجه متفاوت استرالیاییها تا مدت های مدیدی دچار برداشت های اشتباه در محیط های کاری و یا ادارات میشوند. بدین خاطر، چه خواسته و چه ناخواسته زمانی زیادی طول می کشد که مهاجر ایرانی بتواند با محیط خود تعامل مثبت داشته باشد.

مهدی که همراه همسر و دو فرزندش مدت ده سال است به استرالیا مهاجرت کرده خاطرات تلخی از دوران اولیه ورود به استرالیا دارد. او می گوید: "زندگی ایرانی مجموعه ای از عاطفه است که در استرالیا همتایی برای آن نمی توان یافت. در استرالیا فقط روابط اقتصادی بر زندگی افراد حاکم است و روابط عاطفی نقش کم رنگی دارد. زندگی ایرانی، *زندگی تنهایی نیست،* زندگی سکوت نیست بلکه زندگی به معنای حضور موثر در مشکلات خانوادگی است. در ایران خانواده ها غمخوار یکدیگرند، *اما در اینجا خبری از این حرفها نیست."

اولین مشکلی که مهدی در ماههای اولیه زندگی خود با آن مواجه شد، مشکل افسردگی فرزندش بود. مهدی می گوید:" متاسفانه پسرم پس از حضور از استرالیا از دوستان و همبازیهای فاملیش جدا شد و بدین سبب دچار افسردگی شدید شد و این مشکل سوای تمامی مشکلات زندگی در غربت، غم عمیقی بر روح و روان ما به جای گذاشت و نمی دانستیم که باید چکار کنیم. خدا را شکر که پس از ماهها و با مشورت پزشکان توانستیم مجدداً شادی را به زندگی پسرم باز گردانیم... هیچگاه دوست ندارم سالهای ابتدایی زندگی مان در استرالیا را بیاد آورم."

یکی از مشکلات مهاجرین ایرانی در استرالیا جدایی از نهاد خانواده است. بسیاری از مهاجرینی که از ایران پا به استرالیا می گذارن