اگر که عشق گناه است
خدایا مرا ببخش
که غریق گناهم
عجب گناه قشنگی است عاشق تو شدن
عجب فریب زیبایی است ناز چشمانت
در آن غروب نگاهت ، طلوع عشق چه زیباست
به کهکشان دو چشمت ، فنا شدن چه قشنگ است
در آستان وجودت فنا شدن چه قشنگ است
چقدر نور دو چشمت مرا دگرگون ساخت
مرا چو خسرو و فرهاد اسیر شیرین ساخت
بدون آنکه بدانی، بدون آنکه بدانم
اسیر عشق تو گشتم
اسیر عشق تو گشتن بدون آنکه تو بدانی ، چقدر شیرین است
چقدر در سفر عشق همره تو شدن
در این زمان حادثه با تو همسفر بودن
در این زمانه که دگر از عاشقی خبری نیست
به انتظار وصالت ز غیر ببریدن
چقدر شیرین است
خدای مرا ببخشد اگر که عشق گناه است
که من غریق گناهم
ولیک توبه از عشق
برای عاشق چون من
چه مشکل و چه مخال است
خدایا مرا ببخش
که غریق گناهم
عجب گناه قشنگی است عاشق تو شدن
عجب فریب زیبایی است ناز چشمانت
در آن غروب نگاهت ، طلوع عشق چه زیباست
به کهکشان دو چشمت ، فنا شدن چه قشنگ است
در آستان وجودت فنا شدن چه قشنگ است
چقدر نور دو چشمت مرا دگرگون ساخت
مرا چو خسرو و فرهاد اسیر شیرین ساخت
بدون آنکه بدانی، بدون آنکه بدانم
اسیر عشق تو گشتم
اسیر عشق تو گشتن بدون آنکه تو بدانی ، چقدر شیرین است
چقدر در سفر عشق همره تو شدن
در این زمان حادثه با تو همسفر بودن
در این زمانه که دگر از عاشقی خبری نیست
به انتظار وصالت ز غیر ببریدن
چقدر شیرین است
خدای مرا ببخشد اگر که عشق گناه است
که من غریق گناهم
ولیک توبه از عشق
برای عاشق چون من
چه مشکل و چه مخال است


Comment