Announcement
Collapse
No announcement yet.
Ahmad Batebi
Collapse
X
-

خويشاوندان احمد باطبی، زندانی سياسی ايرانی می گويند همسر آقای باطبی ربوده شده و نهادهای امنيتی و انتظامی امکان بازداشت شدن او را رد می کنند.
برادر سميه بينات، همسر احمد باطبی به بخش فارسی بی بی سی گفته از کانالهای غيررسمی مطلع شده که خانم بينات در بازداشت نهادهای حکومتی است و احمد باطبی نيز پس از اطلاع از اين رويداد، اعلام اعتصاب غذای کامل کرده است.
سميه بينات، همسر احمد باطبی دندانپزشک است و در شهر گرگان در شمال ايران دوره خدمت موسوم به طرح را می گذراند.
بنابر آنچه برادر او، ميعاد بينات به بخش فارسی بی بی سی گفته، سميه بينات ساعت هشت چهارشنبه شب (21 فوريه) با دوستش قرار داشته و در فاصله پنجاه متری پيش از آنکه به محلی که دوستش در خودروی خود منتظر او بوده است برسد، خودروی پژوی بژ رنگی در کنار او متوقف می شود و دو نفر که ظاهری شبيه به مأموران اطلاعاتی داشتند از خودرو خارج شده، پس از آنکه چيزی به خانم بينات نشان می دهد او را سوار خودرو می کنند و با خود می برند.
ميعاد بينات می گويد خواهرش دقايقی پيش از آنکه سوار اين خودرو شود، تلفنی به يکی از دوستانش گفته بوده که از صبح احساس می کند افرادی او را تعقيب می کنند.
او می افزايد که حدود ساعت يازده و نيم شب خانم بينات با پسر عمويش تماس می گيرد و می گويد به خانواده اش بگويند نگران نباشند و او در حال رفتن به مأموريت است.
او همچنين کليد خانه خود را با تاکسی تلفنی برای پسر عمويش می فرستد تا به سگش غذا بدهد اما وقتی خويشاوندانش با همان تلفنی که از طريق آن با پسرعمويش تماس گرفته بوده است تماس می گيرند، خانم بينات با صدايی غيرطبيعی و نامتعادل تأکيد می کند که بازداشت نشده و برای مأموريتی چند روزه به مشهد رفته است.
به گفته ميعاد بينات، "خانم بينات پس از آن ديگر به تماسهای تلفنی که با او گرفته شده جواب نداده است و در اين حال نيروی انتظامی و اداره اطلاعات گرگان تأکيد می کنند که امکان بازداشت شدن خانم بينات به دست مأموران آنان منتفی است هرچند مسئولان اطلاعات می گويند ممکن است افرادی به نام اين اداره چنين کاری انجام داده باشند".
خويشاوندان سميه بينات در شرايطی از ربوده شدن او خبر می دهند که همسرش احمد باطبی، آن گونه که خانواده و وکيل مدافعش می گويند، در حالت جسمی و روانی نامناسبی به سر می برد و چند روز پيش از آنکه خبر ناپديد شدن همسرش را دريافت کند از زندان به بيمارستان شهدای تجريش در شمال تهران منتقل شده، هرچند مدیرکل زندانهای استان تهران وضعیت او را مساعد توصیف کرده است.
احمد باطبی در جریان نا آراميهای دانشجویی ژوئيه 1999 (تير 137
بازداشت شد و تابستان سال گذشته پس از حدود یک سال از که تحت عنوان مرخصی نامحدود از زندان خارج شده بود، مجدداً به زندان بازگردانده شد.
همسرش سميه بينات در اين مدت در اطلاع رسانی از وضعيت او در زندان و تلاش برای آزادی اش فعال بوده است.
Last edited by donsaeid; 02-23-2007, 12:47 AM.
-
احمد باطبی زندانی سیاسی که در جریان نا آرامی های دانشجویی سال 1378 بازداشت شد، به دلیل وخامت وضع جسمانی به بیمارستان شهدای تجریش منتقل شده است.
در حالی که ظرف روزهای اخیر خبرهای مختلفی از وضعیت جسمانی احمد باطبی در رسانه ها منتشر شده بود، روز دوشنبه 30 بهمن ماه خبرگزاری ایسنا به نقل از پدر وی گزارش داد که وضعیت جسمانی و روانی احمد باطبی بد است و اخیرا دچار تشنج شده است.
وی از مسئولین خواسته است تا فرزندش را تحت مداوا قرار دهند.
این در حالی است که به گفته خبرگزاری ایسنا، سهراب سلیمانی، مدیر کل زندانهای استان تهران وضعیت احمد باطبی را مساعد توصیف کرده است.
اما به گفته خلیل بهرامیان وکیل مدافع احمد باطبی، حال احمد باطبی در چند روز گذشته رو به وخامت نهاده و مسئولان ناچار شده اند وی را به بیمارستان شهدای تجریش انتقال دهند.
بشنويدگفته های خلیل بهرامیان در باره وخامت حال احمد باطبی
آقای بهرامیان به سایت فارسی بی بی سی گفت : "دیروز دکتر حسام فیروزی که پزشک معالج احمد باطبی است، اطلاع داد که حال موکل من خوب نیست و از چند روز پیش تا به حال چند بار دچار تشنج شده است و دو بار به بهداری زندان انتقال یافته است که سرانجام وی را به بیمارستان شهدای تجریش منتقل کردند."
این وکیل دادگستری در باره بیماری احمد باطبی می گوید که پزشکان تشخیص داده اند که احتمال اختلالاتی در سلسله اعصاب مرکزی وجود دارد که باید برای تشخیص دقیق و مداوا در بیمارستان باقی بماند.
آقای بهرامیان می گوید از دیشب تا به حال دیگر خبری از وضعیت احمد باطبی ندارد و نمی داند که آیا مسئولان با بستری شدن وی در بیمارستان موافقت کرده اند یا وی مجددا به زندان منتقل شده است.
وکیل مدافع این زندانی سیاسی ضمن ابراز نگرانی از وخیم تر شدن بیماری وی در زندان به مسئولان قوه قضاییه هشدار داد که مانع از تکرار شدن مورد مشابه ای نظیر مرگ اکبر محمدی در زندان شوند.
اکبر محمدی زندانی سیاسی دیگری که به دلیل شرکت در تظاهرات دانشجویی سال 1378 محکوم شده و در زندان به سر می برد در تابستان گذشته در زندان جان باخت و نزدیکان وی، اهمال مسئولان در مورد درمان و انتقال سریع وی به بیمارستان را عامل مرگ مشکوک وی می دانند.
خلیل بهرامیان همچنین در باره وضعیت حقوقی پرونده احمد باطبی گفت که این پرونده همچنان راکد است اما پس از بازداشت باطبی در تابستان گذشته به اتهام غیبت از زندان و همچنین بازداشت پزشک معالج وی، گاهی از گشوده شدن پرونده اتهامی جدیدی علیه وی نیز سخن به میان آمده است اما تا کنون کتبا چیزی در این رابطه به وی اعلام نشده است.
احمد باطبی در تابستان سال گذشته پس از حدود یک سال خروج از زندان، مجددا بازداشت و به زندان بازگردانده شد و از آن زمان به بعد علیرغم بیماری در زندان باقی مانده و همچنین گفته می شود از ادامه تحصیل وی در رشته جامعه شناسی نیز ممانعت به عمل آمده است.
نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران

صادق هدايت؛ بوف کور
Comment
-
خويشاوندان احمد باطبی، زندانی سياسی ايرانی می گويند همسر او از بازداشت خود خبر داده و گفته که به دليل ارتباط با پزشکانی که دست به جرائمی همچون جعل سند در شهر گرگان زده اند دستگير شده است.
برادر سميه بينات، همسر احمد باطبی به بخش فارسی بی بی سی گفته از کانالهای غيررسمی مطلع شده که خانم بينات در بازداشت نهادهای حکومتی است، هرچند مسئولان رسمی انتظامی و امنيتی دخالت مأموران خود در بازداشت او را رد می کنند و مسئولان اطلاعاتی می گويند احتمال دارد افرادی با استفاده از نام اداره اطلاعات خانم بينات را با خود برده باشند.
خويشاوندان سميه بينات نيز با تسليم شکايتی به دادستانی گرگان، خواهان پيگيری وضعيت او شده و نهادهای انتظامی و امنيتی را به عدم پيگيری قضيه متهم کرده اند.
سميه بينات، همسر احمد باطبی دندانپزشک است و در شهر گرگان در شمال ايران دوره خدمت موسوم به طرح را می گذراند.
بنابر آنچه برادر او، ميعاد بينات به بخش فارسی بی بی سی گفته، افرادی که ظاهری شبيه به مأموران اطلاعاتی داشته اند سميه بينات را از ساعت هشت چهارشنبه شب (21 فوريه) در شهر گرگان با خود برده اند و او در تماسهايی که خانواده اش با وی گرفته اند ابتدا گفته که برای مأموريت به مشهد رفته اما فردای آن روز از بازداشت خود خبر داده است.
ميعاد بينات می گويد بعداز ظهر پنجشنبه مردی با تلفن همراه شخصی سميه بينات با خانواده او تماس گرفته و گفته که از زندان زنان با آنان صحبت می کند و سپس گوشی تلفن را به خانم بينات داده که او گريه کنان از بازداشت خود خبر داده است.
آن گونه که ميعاد بينات می گويد خواهرش گفته که دليل بازداشت او سياسی نيست بلکه اتهام او ارتباط با پزشکانی است که در شهر گرگان دست به جعل اسناد زده اند.
به گفته ميعاد بينات لحن او به گونه ای بوده که سخنانش باورنکردنی به نظر می رسيده است.
خويشاوندان سميه بينات در شرايطی از ربوده شدن او خبر می دهند که همسرش احمد باطبی، آن گونه که خانواده و وکيل مدافعش می گويند، در حالت جسمی و روانی نامناسبی به سر می برد و چند روز پيش از آنکه خبر ناپديد شدن همسرش را دريافت کند از زندان به بيمارستان شهدای تجريش در شمال تهران منتقل شده، هرچند مدیرکل زندانهای استان تهران وضعیت او را مساعد توصیف کرده است.
با اين حال، آن گونه که ميعاد بينات می گويد، احمد باطبی پس از دريافت خبر ربوده شدن همسر خود دست به اعتصاب غذای خشک زده و از خوردن و نوشيدن خودداری می کند.
احمد باطبی در جریان نا آراميهای دانشجویی ژوئيه 1999 بازداشت شد و تابستان سال گذشته پس از حدود یک سال از که تحت عنوان مرخصی نامحدود از زندان خارج شده بود، مجدداً به زندان بازگردانده شد.
همسرش سميه بينات در اين مدت در اطلاع رسانی از وضعيت او در زندان و تلاش برای آزادی اش فعال بوده است.
Comment
-
سازمان ديده بان حقوق بشر از دولت ايران خواست فوراً سميه بينات، همسر احمد باطبی، از زندانيان سياسی را آزاد کند و در خصوص نحوه ربودن وی از خيابان تحقيقات لازم را به عمل آورد.
خانم بينات، آن گونه که بستگانش می گويند چهارشنبه شب (21 فوريه) در شهر گرگان همراه با سرنشينان يک خودرو به مکانی نامعلوم برده شد و فردای آن روز طی تماس تلفنی به خانواده اش اطلاع داد که به اتهام جرائم پزشکی بازداشت شده است.
اما بستگان سميه بينات می گويند از کانالهای غيررسمی خبر دارند که او در بازداشت مأموران اطلاعاتی و امنيتی قرار دارد، اما اداره اطلاعات و نيروی انتظامی گرگان بازداشت او را تکذيب می کنند هرچند اين احتمال را مطرح می سازند که افرادی با پوشش مأموران اطلاعاتی خانم بينات را ربوده باشند.
ديدبان حقوق بشر در حالی از دولت ايران خواستار آزادی سميه بينات شده که مراجع دولتی بازداشت يا حتی ربوده شدن او را تأييد نکرده اند.
از سوی ديگر، سميه بينات در تماس تلفنی با خانواده اش گفته که به دلائل سياسی بازداشت نشده، بلکه او را به اتهام ارتباط با پزشکانی دستگير کرده که متهم به جرائمی همچون جعل اسناد پزشکی و سقط جنين غيرقانونی اند.
خويشاوندان سميه بينات با تسليم شکايتی به دادستانی گرگان، خواهان پيگيری وضعيت او شده و نهادهای انتظامی و امنيتی را به عدم پيگيری قضيه متهم کرده اند.
سميه بينات، دندانپزشک است و در شهر گرگان در شمال ايران دوره خدمت موسوم به طرح را می گذراند.
خبر بازداشت او در شرايطی مخابره شده که همسرش احمد باطبی، آن گونه که خانواده و وکيل مدافعش می گويند، در حالت جسمی و روانی نامناسبی به سر می برد و چند روز پيش از آنکه خبر ناپديد شدن همسرش را دريافت کند دربيمارستان شهدای تجريش در شمال تهران تحت درمان قرار گرفته است.
آن گونه که ميعاد بينات می گويد، احمد باطبی پس از دريافت خبر ربوده شدن همسر خود دست به اعتصاب غذای خشک زده و از خوردن و نوشيدن خودداری می کند.
احمد باطبی در جریان نا آراميهای دانشجویی ژوئيه 1999 بازداشت شد و تابستان سال گذشته پس از حدود یک سال از که تحت عنوان مرخصی نامحدود از زندان خارج شده بود، مجدداً به زندان بازگردانده شد.
همسرش سميه بينات در اين مدت در اطلاع رسانی از وضعيت او در زندان و تلاش برای آزادی اش فعال بوده است.
Comment
-
آدم ربايی
*ميعاد بينات برادر همسر احمد باطبی در باره ربودن خواهرش:مسئولان اطلاعات می گويند ممکن است افرادی به نام اين اداره چنين کاری (ربودن همسر باطبی)انجام داده باشند
روشنگری: هنوز خبرهای مربوط به وضعيت وخيم جسمی احمد باطبی در زندان در اثر فشارهای وارده بر وی از سوی بازجويان و شکنجه گران سياه چال های قرون وسطايی رژيم بر سر زبان ها بود که خبر هشدار دهنده جديدی در باره ربودن همسر وی از سوی خبرگزاری بی بی سی انتشار يافته است؛ خبری که باعث شده است احمد بازبی عليرغم وخيم بودن وضع جسمی اش در زندان دست به اعتصاب به غذا بزند. مشروح خبر بی بی سی:
خويشاوندان احمد باطبي، زندانی سياسی ايرانی می گويند همسر آقای باطبی ربوده شده و نهادهای امنيتی و انتظامی امکان بازداشت شدن او را رد می کنند.
برادر سميه بينات، همسر احمد باطبی به بخش فارسی بی بی سی گفته از کانالهای غيررسمی مطلع شده که خانم بينات در بازداشت نهادهای حکومتی است و احمد باطبی نيز پس از اطلاع از اين رويداد، اعلام اعتصاب غذای کامل کرده است.
سميه بينات، همسر احمد باطبی دندانپزشک است و در شهر گرگان در شمال ايران دوره خدمت موسوم به طرح را می گذراند.
بنابر آنچه برادر او، ميعاد بينات به بخش فارسی بی بی سی گفته، سميه بينات ساعت هشت چهارشنبه شب (۲۱ فوريه) با دوستش قرار داشته و در فاصله پنجاه متری پيش از آنکه به محلی که دوستش در خودروی خود منتظر او بوده است برسد، خودروی پژوی بژ رنگی در کنار او متوقف می شود و دو نفر که ظاهری شبيه به مأموران اطلاعاتی داشتند از خودرو خارج شده، پس از آنکه چيزی به خانم بينات نشان می دهد او را سوار خودرو می کنند و با خود می برند.
ميعاد بينات می گويد خواهرش دقايقی پيش از آنکه سوار اين خودرو شود، تلفنی به يکی از دوستانش گفته بوده که از صبح احساس می کند افرادی او را تعقيب می کنند.
او می افزايد که حدود ساعت يازده و نيم شب خانم بينات با پسر عمويش تماس می گيرد و می گويد به خانواده اش بگويند نگران نباشند و او در حال رفتن به مأموريت است.
او همچنين کليد خانه خود را با تاکسی تلفنی برای پسر عمويش می فرستد تا به سگش غذا بدهد اما وقتی خويشاوندانش با همان تلفنی که از طريق آن با پسرعمويش تماس گرفته بوده است تماس می گيرند، خانم بينات با صدايی غيرطبيعی و نامتعادل تأکيد می کند که بازداشت نشده و برای مأموريتی چند روزه به مشهد رفته است.
به گفته ميعاد بينات، "خانم بينات پس از آن ديگر به تماسهای تلفنی که با او گرفته شده جواب نداده است و در اين حال نيروی انتظامی و اداره اطلاعات گرگان تأکيد می کنند که امکان بازداشت شدن خانم بينات به دست مأموران آنان منتفی است هرچند مسئولان اطلاعات می گويند ممکن است افرادی به نام اين اداره چنين کاری انجام داده باشند".
خويشاوندان سميه بينات در شرايطی از ربوده شدن او خبر می دهند که همسرش احمد باطبي، آن گونه که خانواده و وکيل مدافعش می گويند، در حالت جسمی و روانی نامناسبی به سر می برد و چند روز پيش از آنکه خبر ناپديد شدن همسرش را دريافت کند از زندان به بيمارستان شهدای تجريش در شمال تهران منتقل شده، هرچند مديرکل زندانهای استان تهران وضعيت او را مساعد توصيف کرده است.
احمد باطبی در جريان نا آراميهای دانشجويی ژوئيه ۱۹۹۹ (تير ۱٣۷٨) بازداشت شد و تابستان سال گذشته پس از حدود يک سال از که تحت عنوان مرخصی نامحدود از زندان خارج شده بود، مجدداً به زندان بازگردانده شد.
همسرش سميه بينات در اين مدت در اطلاع رسانی از وضعيت او در زندان و تلاش برای آزادی اش فعال بوده است.
Comment
-
برخی منابع غيررسمی از آزادی سميه بينات، همسر احمد باطبي، خبر می دهند. گفتنی است در پی اوج گيری بيماری عصبی احمد باطبی در زندان، سميه بينات ساعت 8 چهارشنبه شب در گرگان به دست نيروهای ناشناس بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد. احمد باطبی به محض اطلاع از بازداشت همسرش دست به اعتصاب غذای خشک زد و تهديد کرد تا وضعيت خانم بينات مشخص نشود به اعتصاب غذای خود ادامه خواهد داد.
گزارش ها حاکی از آن است که پس از تماس تلفنی خانم بينات با احمد باطبی در روز جمعه، باطبی با اصرار خانواده و دوستانش به صورت موقت اعتصاب غذای خود را شکست. نيروهای امنيتی به خانواده بينات و باطبی گفته بودند که برای پرسيدن چند سوال همسر احمد باطبی را بازداشت کرده اند و به زودی او را آزاد خواهند کرد.
گفته می شود سميه بينات پس از سه روز بازداشت توسط نيروهای ناشناس امنيتي، شب گذشته آزاد شده است. هنوز هيچ گونه خبری مبنی بر نهاد بازداشت کننده خانم بينات، محل بازداشت،علت بازداشت وی و ... در دست نيست.
Comment
-
احمد باطبی به اعتصاب غذای خود پايان داد,
بنا به اخباری که به کميته مبارزه برای آزادی زندانيان سياسی رسيده است.
*احمد باطبی به اعتصاب غذای خود را پايان داد.
*امروز قرار بود احمد را دادگاهی کنند، ولی دادگاه تشکيل نشد.
*دفتر تحکيم وحدت که قرار بود برای احمد و آزادی سميه مراسم شب شعر برگزار کنند تهديد شدند و اعلام کردند در صورت آزادی سميه مراسم خود را به عقب خواهند انداخت.
Comment
-
ماران دوش ضحاک استبداد ، هنوز در پى بلعيدن انديشه و جان جوانان پاک اين ديارند. حديث مکرر اين عقل سوزى و آزادى ستيزى ، ديرى است که هر صبح و شام،در کوچه هاى اين شهر خراب آباد طنين افکنده است. بار ديگر اين خشونت عريان تيغ جفا برکشيده و عزم بر خاموش کردن صدايى نموده است که البته هيچگاه به سکوت نخواهد گراييد.
جوانان و دانشجويان ، اين مبارزان راه آزادى و عدالت ، گرچه سالهاست تحت انواع فشارها و محدوديتها قرار گرفته اند ، اما در ميان همه ضرباتى که بر پيکر دانشگاه روا داشته شده ، 18 تير ، البته جايگاه ويژه اى دارد. فاجعه اى که عمق عناد استبداد را با دانشگاه عيان نمود و کهن کينه تحجر را از دانشجويان بيان کرد. گرچه فشار و تهديد و حذف هيچگاه نتوانسته است ستونهاى پوسيده کاخهاى مستبدين را از فرو ريختن مصون دارد ، اما جايى که تدبير جاى خويش را به اختناق وانهد ، هميشه دانشجويان و روشنفکرانند که تاوان بى خردى ها را با جان و زندگى خويش مى پردازند.
امروز يکى از ياران دبستانى ما ، احمد باطبى ، شاخه همخون جدا مانده ما ، از پس سالها رنج و مرارت با کوله بارى از ايستادگى و استقامت ، در شرايط خطيرى قرار دارد. اخطار بر خطرى که جان و روان او را تهديد مى کند ، اولين وظيفه ما و تلاش در جهت آزادى او دومين گام ما بوده ، هست و خواهد بود.احمد باطبى ، اين نماد مظلوميت و مقاومت دانشگاه با شرايطى توانفرسا دست به گريبان است. شرايطى که سکوت در برابر آن ، زمينه ساز تداوم 8 ساله آن گرديده است. دانشگاه مبارزين صادقى که در راه آزادى و عدالت از زندگى خويش دل بريده اند را هيچگاه از ياد نبرده و نيز نبايد فراموش نمايد. مبارزينى که نه در پى نام و مقام و جاه براى خود ، که در آرزوى آزادى و عدالت و رفاه براى مردم خود برخاسته اند. پاسداشت اينان ، نه تنها تقدير از ايثار آنان که ضامن تحقق آرمان آنان است. بگذار مستبدين بدانند و از آن نيز بر خود بلرزند که امروز احمد باطبى خانواده اى به پهناى همه ايران دارد. دانشجويان آگاه اين مرز و بوم همگى خواهران و برادران اويند و اميد آزادى و حضور او را در سر دارند.
بارى سرگذشت احمد باطبى آينه تمام نماى سرنوشت مبارزينى است که در اين ديار جور ، به احکامى ظالمانه گرفتار شده اند ، حبس کشيده اند ، زجر ديده اند و از حقوق انسانى خويش به تمامى محروم گرديده اند.مبارزينى که نه تنها خود به چنگال بى عدالتى گرفتار گشته ، بلکه خانواده و نزديکان آنان نيز طعم تلخ تازيانه ظلم را با تمام وجود چشيده اند. راستى کدام وجدان انسانى است که بتواند اين قصه پر غصه را بشنود و دم بر نياورد. کدام فطرت حق طلبى است که اين تصوير دلخراش را ببيند و فرياد نکشد. اعتراض ما نه صرفا به نقض جدى حقوق بشر در مورد احمد باطبى و ساير زندانيان سياسى است ، که علاوه بر آن به اصل حکم ناعادلانه اى است که 8 سال است او را از زندگى سالم بى بهره ساخته و بيش از آن جامعه را از توان و فکر و انديشه او محروم نموده است. به همين دليل نيز خواسته ما نه تنها قطع نقض حقوق او و بهبود شرايط فعلى او که بيش و پيش از آن آزادى بدون قيد و شرط و سريع اوست.
در اين ميان ترديدى نيست که قدرت مطلق العنانى که به زور تيغ او را به حبس کشانده و دشنه دشمنى را به قصد تن و روان او افراشته است ، جز با نيروى بى پايان مردم ، به تسليم ، تمکين نخواهد نمود. گرچه انتقاد لازم است اما اين قدرت مادى تنها به سلاح نقد نيست که در مقابل خواست مردم سر فرود مى آورد. آرى آزادى حقى است که نه تنها آگاهى از آن ، که اراده جدى بر تصاحب آن نيز ، براى تحققش لازم است.
داستان احمد باطبى مصداق سلب آزادى و نقض عدالت توامان است.پس بر تمام آزاديخواهان و عدالت طلبان ، با هر فکر و عقيده و روشى است که در نهادن مهر خاتمت بر آن حکايت تلخ بکوشند و کابوس شوم فقدان احمد باطبى را از تعبير باز دارند. در اين ميان دانشجويان البته نقش ويژه اى بر عهده دارند. نقشى که ايفاى آن رشادت و شجاعتى در خور آرمان بلند آزادى و برابرى را مى طلبد. بياييد دست در دست هم ، يکدل و يک صدا ، در کنار ساير گروههاى سياسى و حقوق بشرى ، در جهت آزادى باطبى ، انصارى ، درخشندى ، جهاندار ، مهديزاده ، بهمنى ، اسماعيلى و يکايک زندانيان سياسى ، فرياد بر آوريم.
زمان سکوت گذشت. دوران گفتن نيز سپرى گشته است. امروز پايمردانه قدم در راه آزادى باطبى نهادن وظيفه ماست. وظيفه اى که شايد کوتاهى در انجام آن ، تکرار فاجعه فقدان مبارزى ديگر را در پى خواهد داشت. پس بکوشيم تا اين دوران سياه به سپيدى گرايد و بمانيم تا اين شام تيره به صبحى روشن بدل گردد.
Comment
-
"مرکز پيگرد سران رژيم اسلامی به جرم جنايت عليه مردم"، متن نامه باقر باطبی پدر احمد باطبی را به نقل از سازمان عفو بين الملل انتشار داده است که در آن پدر احمد باطبی برای نجات جان فرزندش که دست به اعتصاب غذای خشک زده است, استمداد خواسته است:
"ميخواهم با شما سخن بگوئيم. ما از شما مردم در هر کجا که هستيد برای نجات پسر عزيزمان احمد استمداد می طلبيم. خواهش ميکنيم برای نجات پسرمان احمد باطبی ما را ياری کنيد! اين انتظار يک پدر و مادر از شما است. احمد مثل فرزند شماست. برای نجات فرزندتان کاری کنيد!
اسم احمد باطبی پسر عزيز و جگر گوشه ما ديگر نه تنها برای شما بلکه برای مردم سراسر دنيا آشنا است. عکس پسرم توسط تمام خبرگزارهای دنيا مخابره شده است و همه با تصوير احمد باطبی که پيراهن خونين يک دانشجو را بلند کرده است، اشنا هستند.
پسر من هيچ جرمی مرتکب نشده است. جرم او از قرار اين است که پيراهن خونين يکی از هم دانشگاهی هايش را در جريان اعتراضات ۱۸ تير ۷۸ بلند کرده است. برای اين اقدام فرزند ما دستگير شد و برايش حکم اعدام صادر شد.
با دستگيری و صدور حکم اعدام برای فرزندمان معنا و روال زندگی ما عوض شد. من و مادر احمد ديگر شب روز نداشتيم. فقط يک هدف داشتيم. نجات فرزندمان از اعدام. پس از تلاشهای بسيار، پس از دوندگيهای زياد، پس از اعتراضات گسترده شما در گوشه و کنار دنيا، پس از ارسال نامه های متعدد به سازمانهای حقوق بشری و ملاقات با مسئولين دولتي، پرونده احمد مجددا بازبينی شد و حکم احمد به ۱۵ سال زندان تغيير کرد.
ما شاد بوديم که پسرمان از اعدام نجات يافته است. جشن گرفتيم. اما ما مثل بسياری از شما پدر و مادريم و نميخواهيم که خراشی به زندگی فرزندمان وارد شود. ميخواستيم که آزاد شود. و از اينکه بايد شاهد اين باشيم که احمد بهترين دوران زندگی اش را در گوشه زندان سپری کند دچار غم و اندوه بزرگ ديگری شديم.
روزها و سالها سپری می شد و ما در تلاش برای آزادی فرزندمان هر تلاشی کرديم. از همگان تقاضای کمک برای آزادی او کرديم. به سراغ هر نهاد و هر مقام دولتی رفتيم. و هر روز شاهد بوديم که چگونه فرزند ما پژمرده تر می شود و روز به روز وضعيت جسمی اش در زندان بعلت نبود ابتدائی ترين امکانات زيستی ضعيف تر می شود.
۷ سال بازداشت در زندان ديگر چنان وضعيت جسمی احمد را به تحليل برده بود که برای مداوا مجبور شدند او را از زندان مرخص کنند. احمد تحت نظر پزشک بود و مداوای او ادامه داشت تا اينکه در ۷ مرداد ماه سال ۸۴ مجددا در منزل دستگير شد و به زندان اوين بازگردانده شد.
اين بار ديگر مادرش حتی قدرت رفتن و مراجعه کردن به مسئولين و ملاقات او در زندان را نداشت. بعلاوه فشار مقامات امنيتی عليه ما نيز افزايش پيدا کرد. مصاحبه ها و نامه نگاری های ما با رسانه ها با تهديد نيروهای امنيتی روبرو شود. اما مگر می شود در مقابل اين تهديدات دست از تلاش برای آزادی فرزندتان برداريد؟
من مثل بسياری از شما يک پدرم. مثل همه پدران آرزوی خوشبختی فرزندم را دارم. آرزو دارم که در مراسم فارغ التحصيلی اش، در مراسم ازدواج و عروسی اش، و در آرزوی تولد فرزندش شرکت کنم. اما در عوض ۸ سال است که چشم به عکس های احمد دوخته ايم و اشک می ريزيم، تازه بايد شاهد اين بايد باشيم که همسرش سميه نيز در تاريخ ۲ اسفند ربوده و زندانی شود.از زمين و آسمان برای ما مصيبت می بارد.
اکنون احمد در اعتراض به دستگيری همسرش دست به اعتصاب غذای خشک بزند. ديگر تحمل اين وضعيت را نداريم. کمکمان کنيد. کمک کنيد تا فرزند دلبند مان را آزاد کنند! کاری از از دست ما جز درخواست و تقاضای کمک مجدد از شما مردم ساخته نيست. خطر مرگ زندگی احمد را تهديد ميکند. سميه در زندان است. کمک کنيد!
تنها يک راه در مقابل ماست. من و مادر احمد اعلام ميکنيم که اگر فرزندمان و همسرش را تا ۱۰ اسفند برای ادامه معالجاتش آزاد نکنند ما در پارک دانشجو با عکس فرزندانمان تا آزادی شان تحصن خواهيم کرد.
ما از تمامی رسانه های خبری دنيا ميخواهيم که برای آزادی فرزندانمان اين اعتراض ما را منعکس کنند. صدای استمداد ما را به گوش همه برسانند. ما از تمام خانواده های زندانيان سياسی ميخواهيم که برای آزادی و نجات عزيزانشان به ما بپيوندند.
باقر باطبی کرج – ايران
۴ اسفند ۱۳۸۵
Comment
-
نامه احمد باطبی در خصوص اظهارات گروه جندالله
نمی توان به نام آزادی کسي، حقوق انسانی و آزادی ديگران را سلب کرد
--------------------------------------------------------------------------------
اخيرا خبرى منتشر گرديده است مبنى بر گروگان*گيرى جديدى از گروه جند الله و ظاهرا اين گروه در مصاحبه تلويزيونى در تاريخ 15/12/85 اعلام نموده*اند كه در صورت آزادى برخى از زندانيان سياسى از جمله اينجانب اقدام به آزادى گروگان*ها خواهند نمود.
از آنجا كه من اساسا به مبارزه مسلحانه اعتقاد نداشته و اقداماتى نظير گروگان*گيرى را در زمره تحركات تروريستى مي*دانم لذا اقدامات فوق را تأييد ننموده و اعلام مي*دارم كه از نظرمن شأن انسانى نوع بشر، صرف*نظر ازهرگونه اعتقاد، وابستگى و جهت*گيرى فكرى با هم برابر بوده و احترام و رعايت حقوق انسانى وظيفه بلاترديد تمامى كسانى مي*باشد كه مدعى آزادي*خواهى هستند و بي*شك آزادى و تامين حقوق انسانى كسى به شرط ضايع شدن حق انسانى ديگر از انصاف به دور بوده و با ماهيت آزادى و حقوق بشر منافات دارد.
احمد باطبى
زندان اوين
23/12/85
Comment
-
تکذيبيه احمد باطبی در خصوص خبر منتشره در روزنامه ايران در خصوص همکاری احمد باطبی و برخی ديگر از فعالان سياسی با اميرعباس فخرآور و رضا پهلوی
ادوارنيوز: در پی انتشار خبری در ستون "ديگه چه خبر" روزنامه ايران در خصوص همکاری احمد باطبی و برخی ديگر از فعالان سياسی با اميرعباس فخرآور و رضا پهلوي، احمد باطبی مهمترين زندانی سياسی حادثه کوی دانشگاه تهران تکذيبيه خطاب به روزنامه ايران منتشر ساخته است در اين تکذيبيه که نسخه ای از آن در اختيار ادوارنيوز قرار گرفته است آمده:
روزنامه محترم ايران
سلام عليكم
شما در تاريخ سه شنبه دوازدهم تيرماه در بخش ديگه چه خبر مطلبى را با عنوان (گفتگو با رضا پهلوى در باره مسايل جوانان ايران ! ) درج نموده ايد كه بخشى از اين خبر مربوط به من ميشود . لذا اين توضيح براى روشن شدن موضوع و درج در همان صفحه و همان ستون ( بدون سانسور و حذف و اضافه ) به حضورتان ارسال ميگردد.
درخصوص مطلب منتشره در روزنامه دولتى ايران مورخ دوازدهم تيرماه هزاروسيصد هشتاد وشش - صفحه سوم - ستون ديگه چه خبر . لازم به توضيح است كه اينجانب احمد باطبى ادعاى روزنامه ايران را در خصوص هم فكرى با ( عباس فخرآور ) قوياَ رد ميكنم و با با تاكيد بر مواضع ام اعلام ميدارم كه به عنوان يك نيروى ملى وبا اعتقاد به اصول دمكراسى و حقوق بشر و آرمانها و خط مشى ( مصدق كبير ) . هميشه تلاش بر حفظ و حراست منافع ملى . استقلال و پاسدارى از فرهنگ و تارخ كشور عزيزمان داشتم و تا به امروز ذره اى از اين اعتقادات عدول نكردام .
حفظ منافع ملت وتماميت ارضى هميشه براى من اولويت اول زندگى تلقى شده است . در طول سالها فعاليت سياسى اجتماعى ام هيچ هدفى به غير از سربلندى كشور و سعادت ملت در ذهن نداشتم
واگر غير زا اين ميبود مانند بسيارى ديگر كه گزينه مهاجرت انتخاب نموده اند از بيشمار فرصت خروج از ايران استفاده مى نموده تا دست كم آزادى و رشد وترقى فردى ام در جايى ديگر تضمين كنم .
تحقيقات نهادهاى امنيتى و هم شكل زندگى كنونى ام گواه اين موضوع است كه پول هاى كلان هيچ جريان فكرى و سياسى نتوانسته كه من را به اجاره خودش در بياورد .
هرگز شرف نداده ايم به سفره رنگين/ دست تهى و بى خانمانى گواه ماست
احمد باطبی همچنين بر متن توضيحيه ای که در سال گذشته در خصوص ادعاهای امير عباس فخر آور منتشر ساخته بود تاکيد کرده است:
اخيرا آقای اميرعباس فخرآور که به تازگی از ايران خارج شده و در رسانه های مختلف خود را به عنوان يکی از رهبران جنبش دانشجويی خواند ه و در کنار ادعاهای نادرست ، خود را دارای رابطه سياسی ويژه با اينجانب و ساير فعالان سياسی و کوشندگان دموکراسی و حقوق بشر معرفی می کند لذا جهت روشنگری پيرامون مطالب مطرح شده ، ذکر برخی نکات را ضروری می دانم.
اينجانب در طول مدت فعاليت سياسی و سالهای زندان با بسياری از زندانيان و فعالان سياسی دارای مناسبات سياسی و روابط انسانی و دوستانه بوده ام.اين افراد متعلق به گروههای فکری و سياسی مختلف بوده اند.آقای اميرعباس فخرآور نيز جزئی از اين گروه وسيع بوده و شبهه های ايجاد شده مبنی بر داشتن رابطه ويژه سياسی با اينجانب و هم سو بودن مواضع سياسی من با ايشان کذب و غير واقع است و رابطه من با ايشان در آن زمان صرفا رابطه ای انسانی بو ده و لا غير.
در عين حال ذکر نکته ای دوستانه را خطاب به ايشان ضروری می بينم و آن اينکه فرايند کسب وجهه سياسی اجتماعی در يک جامعه روندی مشخص و زمان بر است و تنها کسانی می توانند مدعی داشتن مرجعيت اجتماعی و تاثيرگذاری در تلاش شهروندان يک جامعه برای دستيابی به سعادت جمعی باشند که اولا دارای چارچوب فکری مشخص و روشن وسابقه سياسی شفاف باشند . ثانياَ پايگاه مشخص اجتماعی داشته باشند. تلاش برای رشد بادکنکی و دوپينگ سياسی از طريق طرح ادعاهای خلاف واقع و تراشيدن سابقه آنچنانی برای خود با ادعای رهبری جنبش دانشجويی ممکن است در کوتاه مدت سودی برای فرد مدعی به همراه بياورد اما نگاه تيزبين جريانات سياسی اجتماعی و شهروندان در نهايت قضاوت درست و بيرحمانه ای نسبت به اين ادعاها خواهند داشت .و کلا م آخر آنکه رفتارهای نسنجيده هيچ فردی برای کسب اعتبار شخصی از کنار تلاش های صادقانه فعالان مدنی ايران از ديگاه مردم پنهان نخواهد ماند.
Comment
-
احمد باطبی به آمریکا رفت
در دادگاه محاکمه باطبی از عکس اکونومیست به عنوان مدرک جرم استفاده شد
احمد باطبی، سرشناس ترین چهره و نماد نا آرامی های دانشجویی تابستان 1378 که سال ها در ایران زندانی بود و پدرش او را "مهره ای در دست مقام های سیاسی ایران" توصیف کرده بود، به آمریکا پناه برده است.
آقای باطبی روز سه شنبه در مصاحبه ای با بخش فارسی رادیو صدای آمریکا گفت که اخیرا از طریق عراق و اتریش به آمریکا رفته است.
وی در این مصاحبه گفت که بر اثر شکنجه در زندان بخش راست مغزش متورم شده است.
آقای باطبی پس از آشوب های دانشجویی تیر ماه 1378 که در دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی روی داد بازداشت شد.
تظاهرات دانشجویان دانشگاه تهران در طرفداری از دموکراسی در پی بسته شدن روزنامه اصلاح طلب سلام آغاز شد. سلام روزنامه ای بود که اولین بار نقش وزارت اطلاعات در قتل تعدادی از روشنفکران و مخالفان سیاسی را فاش کرد.
درگیری های دانشجویان با نیروهای امنیتی و گروه های فشار به شش روز نا آرامی و بازداشت بیش از هزار دانشجو انجامید.
احمد باطبی به جرم بلند کردن يک پيراهن خونين که عکس آن بر روی جلد هفته نامه "اکونوميست" به چاپ رسيد، ابتدا به اعدام و سپس به 15 سال زندان محکوم شد.
در جریان محاکمه از آن عکس به عنوان مدرکی دایر بر اینکه به اعتبار جمهوری اسلامی لطمه وارد کرده، استفاده شد.
به گفته بستگان آقای باطبی، وی در نوامبر 2003 (پاییز 1382) پس از دیدار با فرستاده ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد به حدی تحت آزار و شکنجه جسمی و روحی قرار گرفت که به اذعان پزشک زندان در اثر صدماتی که به پرده گوش، چشم چپ و پشت وارد شده بود شدیدا به درمان نیاز داشت که با مخالفت مقام های قوه قضاییه انجام نشد.
آقای باطبی از سال 1384 به مرخصی نامحدود رفت و بیش از یک سال آزاد بود اما مرداد ماه 1385 بار دیگر دستگیر و به زندان بازگردانده شد.
وی شش ماه بعد به دلیل وخامت وضع جسمانی به بیمارستان منتقل شد. او در مجموع حدود 9 سال را در زندان گذرانده است.
پرونده باطبی برای بسیاری از هواداران جنبش دانشجویی یادآور شکست تلخ آن حرکت بود.
سازمان های حقوق بشر بارها از او به عنوان نمونه ای از سرکوب مخالفان در ایران نام بردند.
روزنامه گاردین یک بار در مطلبی درباره آقای باطبی نوشت: "پرونده احمد باطبی نشان می دهد که تا چه اندازه حکومت روحانیون ایران با اتکا به سرکوب و ایجاد وحشت به بقاء خود ادامه می دهد."
در مقابل محافظه کاران که حتی در دوران محمد خاتمی اهرم های اصلی قدرت را در دست داشتند، حادثه کوی دانشگاه را زاييده يک توطئه از سوی نيروهای تندرو جبهه دوم خرداد و فعاليت نيروهای برانداز وابسته به خارج تعبیر کردند.
Comment
-
محمد رضا از تهران: آیا آقای باطبی فقط و فقط به خاطر نشان دادن لباس خونین در روز درگیریهای کوی دانشگاه بازداشت شده و شکنجه شده اند؟ آیا واقعا بعضی شکنجه ها که بعضی از وب سایت ها از زبان ایشان نوشته اند درست بوده؟ به عنوان مثال یکی از وب سایتها از زبان ایشان گفته بود که در یکی از شکنجه ها سر آقای باطبی را درون چاه دستشویی یا فاضلاب فرو می کردند.
خیر. صرفا به خاطر پیراهن خونین نبود. من قبل از آن سه تا دستگیری دیگر در حوزه جنبش دانشجویی داشتم. با جریانات سیاسی مختلف هم در ارتباط بودم که در مجموع این مسائل باعث دردسر من شد. در جریان ۱۸ تیر من هفت اتهام داشتم، از جمله تحریک مردم به آشوب، توهین به مسئولین نظام و مصاحبه با رسانه های بیگانه و...
سر من را در چاه توالت فرو کردند. بله. من در نامه ای که در سال ۷۹ به هیات ویژه آیت الله شاهرودی نوشتم به این موضوع اشاره کردم.
احمد از ملبورن: آیا فکر می کنید با قرار گرفتن در جبهه اپوزیسیون تحت چتر حمایتی ایالات متحده چگونه می توان به پیشبرد دموکراسی در ایران کمک کرد؟
متاسفانه ما ایرانی ها خیلی راحت در هر موردی اظهار نظر می کنیم بدون هیچ سند و مدرکی روی حرفمان هم پافشاری می کنیم. باید بگویم که من به تازگی در جبهه اپوزیسیون قرار نگرفتم. این موضوع تازه ای نیست. من نمی دانم تحت چتر حمایتی ایالات متحده قرار گرفتن یعنی چه. آیا آمدن به آمریکا آن هم با یک مکانیسم قانونی یعنی چتر حمایتی؟ آیا احمد عزیز از ملبورن سندی مبنی بر تحت حمایت بودن من دارد؟ یعنی من اگر در استرالیا بودم پس زیر حمایتی استرالیا بودم؟ فکر نمی کنم این استدلال مبنای منطقی و درستی داشته باشد.
درست است که امریکا تمایل به برقراری دمکراسی در ایران دارد و به همین دلیل هم بخشی از اپوزیسیون را مورد حمایت قرار می دهد. ولی من شخصا تا به امروز هیچ نوع حمایت مالی به طور فردی یا گروهی از امریکا نگرفتم.
مهیار از شیکاگو: فکر نمی کنید ارتباطاتی که در مراحل خروجتان از ایران و ورودتان به آمریکا داشتید نام و اعتبار فعالیت دانشجویی*تان را در بین ایرانیان خدشه*دار می*کند؟
حضور من در ۱۸ تیر یک اتفاق نبود. خیلی ها تلاش دارند که ان را یک اتفاق جلوه دهند. خیر. سابقه دستگیریهای من و نوع مقاومتم در زندان نشان می دهد که با آگاهی و فکر به آنجا رفتم و در ۱۸ تیر حضور داشتم. من با عوامل جریان ساز آن ارتباط داشتم و خودم عضو آن بودم.
خیر، فکر نمی کنم. اگر منظورتان از ارتباطات، حزب دمکرات کردستان است که باید بگویم این حزب از نگاه من یک گروه شریف است، با سابقه زیاد و فعالیت های حقوق بشری. فکر نمی کنم این که من این حزب را انتخاب کردم چیزی را خدشه دار کند.
همین طور سازمان ملل متحد که باز که به من کمک کرد. فکر نمی کنم این ارتباطات به فعالیت های دانشجویی من آسیب وارد کند.
حضور من در امریکا هم یک پروسه قانونی توسط یک وکیل بود.
فرزاد از استرالیا: آقای باطبی ضمن تبریک به مناسبت فرار بزرگ می خواستم بدونم ایا واقعا حضور شما در تظاهرات ۱۸ تیر از روی ندای آزادی بود یا فقط به واسطه موج جاری بود که شما هم نا خواسته درگیر شدید چون به طور غیر مسقیم از دوستانتان شنیدم شما دلیل خاصی نداشتید جز همکاری با دیگران.
از این که برای به سلامت رسیدنم به اینجا به من تبریک گفتید متشکرم.
حضور من در ۱۸ تیر یک اتفاق نبود. خیلی ها تلاش دارند که ان را یک اتفاق جلوه دهند. خیر. سابقه دستگیریهای من و نوع مقاومتم در زندان نشان می دهد که با آگاهی و فکر به آنجا رفتم و در ۱۸ تیر حضور داشتم. من با عوامل جریان ساز آن ارتباط داشتم و خودم عضو آن بودم.
نمی دانم منظورتان از دوستان چه کسانی است. اما بله همه به همین منظور آنجا بودند. من هم همینطور.
آرمان از هامبورگ: همه می دانند که شما بطور اتفاقی و بدون اینکه خودتان خبر داشته باشید، روی جلد یک مجلۀ بین المللی رفتید. بنابراین دلیل شکنجه ای که شما مدعی آن هستید، در طی سالهای متمادی چی بود، یعنی خواسته بازجوها چی بود و قرار بود اصولا تحت شکنجه به چه چیزی اعتراف کنید؟
به سه موضوع باید اعتراف می کردم: ارتباطات قبلی و فعالیت های سیاسی من در گذشته، اطلاعات دروغ در مورد بازداشت شدگان ۱۸ تیر که حکومت بتواند پرونده آنها را قانونی جلوه بدهد و دیگر این که باید اعترافات دروغی در مورد خودم می کردم که بتوانند پرونده سنگینی برای من درست کنند. من را حذف کنند یا درس عبرتی به سایرین بدهند.
اولویت کار من حقوق بشر است و کار سیاسی هم انجام خواهم داد. تا حد امکان سعی می کنم آن احمد باطبی را که طی این سالها جان سالم به در برده،( از دست دوستان منتقد) با دست های خودم اعدام نکنم.
علی از سیدنی: می دانم که سختی های زیادی کشیدید اما فکر نمی کنید ترک ایران (فرار از ایران) یک جور نشان شکست جنبش دانشجویی است؟
فکر نمی کنم. من در ماههای آخر حضورم در ایران عملا و به ناچار ساکت شده بودم. دست و بالم بسته شده بود. حالا شما فکر می کنید این نشانه پیروزی جنبش دانشجویی است یا کسی که می تواند حرف بزند و ابراز عقیده کند و کمی تاثیرگذار باشد.
و این کار را تنها من نکردم. خیلی ها ناگزیر به فرار از کشور شدند. این را تاریخ می گوید. و دیگر این که من یک فرد هستم. جنبش دانشجویی خیلی بزرگتر از اینهاست، با عناصر برجسته و فعال و من بخش جزیی آن بودم.
دقت کنید که من هم یک آدم هستم. دارای فکر و تحلیل هستم و می توانم بر مبنای آن تصمیم بگیرم. اگر چه بیرون آمدنم یک اتفاق بود.
علاوه براین که یک آدم معذوریت هایی فردی و محدودیت های خانوادگی هم می تواند داشته باشد. بنابراین نمی دانم چطور به من پیشنهاد می کنند و گاه توقع دارند که من بیشتر از این در زندان می ماندم.
آزاده از سانفرانسیسکو: وقتی شما به عنوان یک پناهنده سیاسی به امریکا می آیید و مورد حمایت مالی و امنیتی این کشور قرار می گیرید انتظار می رود که سیاستهای دیکته شده انها را هم دنبال نمایید و هنوز یک هفته از ورودتان به امریکا نگذشته به این نتیجه برسید که امریکا و اروپا مهد آزادی بوده و در رایو صدای امریکا آرزو کنید که همه بتوانند حتی یک هفته هم که شده این آزادی را تجربه کنند.
این حرف برای من یک توهین است. متاسفم که دوست خوبمان بدون کوچکترین مدرکی این حرف را می زند.... من هنوز به امریکا پناهنده نشدم و درخواست پناهندگی ندادم.
هیچ کمک مالی هم از امریکا نگرفتم. من تا به امروز با کمک خانواده و پولی که از فروش عکس هایم درآوردم زندگی کردم. در مورد سیاست های دیکته شده، تا به امروز هرگز چیزی از من خواسته نشده. در عین حال اگر قرار بود سیاست های دیکته شده کسی را انجام بدهم که خب ایران می ماندم فرار نمی کردم.
در مورد " مهد آزادی" هم بگذارید از شما بپرسم، آیا امریکا و اروپا مهد آزادی نیست؟ آیا ایران مهد آزادی و دمکراسی است؟ یا عراق و افغانستان و...؟ اگر غیر از این است شما چرا در سانفراسیسکو زندگی می کنید. بله من به جرات می گویم آزادی که در اروپا و آمریکا دیدم در ایران ندیدم.
فرزاد از مشهد: فکر می کنید هزینه هایی (مثل کشته شدن و زندانی شدن مردم) تبدیل شدن بدون خشونت ایران به یک کشور دموکراتیک چقدر است؟ لطفا واقع گرایانه و با توجه به قدرت امنیتی حکومت پاسخ بدهید.
آزادی و برقراری دمکراسی بدون هزینه دادن امکان پذیر نیست، خصوصا کشورهایی که ابزار سرکوب درش هست. اما من امیدوارم که باتوجه به تجربیات مردم و با کمک صاحبنظران راهی پیدا کنیم که کمترین هزینه را داشته باشد.
هومن از ملبورن: من هم آن سال دانشجو بودم و چند روز آنجا حضور داشتم اما حالا بعضی مواقع فکر می کنم که آیا ارزشش را داشت؟ آیا ما بازیچه ای بیشتر نبودیم تا بعضی ها به مقاصدشان برسند؟
من با مشاوره دوستان سه کشور فرانسه، کانادا و آمریکا را انتخاب کردم. اول قرار شد به سوئد بروم. وقتی حزب دمکرات وضعیت من را به دفتر سازمان ملل در اربیل گزارش کرد و درخواست انتقال سریع من را از عراق داد، پذیرفتند که من را به سوئد بفرستند، اما همان موقع وکیل من توانست کار من را برای آمریکا درست کند
همیشه وقتی یک پدیده سیاسی یا اجتماعی اتفاق می افتد یک عده هزینه می شوند و یک عده سود می برند. شاید شما هم جزو کسانی بودید که هیچ چیز دستش را نگرفته. بله من با شما موافقم. درست می گویید. اما این قانون یک تغییر اجتماعی است و باید آن را پذیرفت.
کوروش: تصمیم آقای باطبی بعد از تمام رنج هایی که در زندان کشیدند و تهمت هایی که بعد از زندان شنیدند چیست؟ آیا باز هم تصمیم به ادامه راه سیاسی را دارند یا می خواهند به کاری جز این بپردازند؟
بله. خیلی شخصیت من را زیر سوال بردند. وارد حریم خصوصی زندگی من شدند. اما این عملکرد آینده من است که ثابت می کند این تهمت ها واقعیت دارد یا نه.
حافظه تاریخی مردم خیلی خوب است. تمام این تهمت ها در ذهن آنها می ماند. از همه مهم تر از ذهن خودم پاک نمی شود.
آن روز از این افراد می خواهم تا اسنادشان را رو کنند و حرف های امروزشان را ثابت کنند.
اولویت کار من حقوق بشر است و کار سیاسی هم انجام خواهم داد. تا حد امکان سعی می کنم آن احمد باطبی را که طی این سالها جان سالم به در برده ( از دست دوستان منتقد) با دست های خودم اعدام نکنم.
سارا از آمریکا: وقتی اخبار آقای باطبی را در بند دنبال می کردم در خبری فهمیدم ایشان متاهل هستند. می خواستم بپرسم همسر ایشان کجا هستند و در چه وضعیتی قراردارند؟
خیر. من در حال حاضر متاهل نیستم. همسر سابق من که رفیق روزهای سختم بود و خانم خیلی محترمی بود، از من جدا شد. در حال حاضر تنها هستم. از ایشان هم خبری ندارم. چون خودشان خواستند که من هیچ وقت سراغشون نروم.
Comment


Comment