محسن رضايي، فرمانده سابق كل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در دوران جنگ تحميلي نقش عمدهاي در تصميمگيريها و تصميمسازيها داشت. او كه از بيست و هفت سالگي در حالي كه يك سال از جنگ گذشته بود با حكم حضرت امام(ره) فرماندهي كل سپاه را بر عهده گرفت، از مواردي سخن ميگويد كه به گفته خودش تاكنون به اين صراحت مطرح نكرده است.
در ماجراي مك فارلين از طرف آمريكاييها وعدهها و پيشنهادهايي به دولت ايران از طريق آقاي محسن كنگرلو كه در آن موقع به دولت هم مشاوره ميداد، داده شده بود و بعد از آن آقاي هاشمي هدايت ارتباط را بر عهده گرفت.
به آمريكاييها گفته شده بود شما ابتدا صداقت خود را ثابت كنيد بعدا با هم پشت ميز مذاكرات بنشينيم. آمريكاييها به واسطه چندين عمليات ناموفق كه آن زمان داشتيم فكر ميكردند ايران نميتواند در جنگ موفق باشد لذا گمان ميكردند اگر در اين زمان وارد مذاكره با ايران شوند به راحتي ميتوانند امتيازي را بگيرند.
در حقيقت مك فارلين قصد داشت با يك شكلات دهان ما را شيرين كند تا در مذاكرات امتيازاتي مهم را بگيرد.
اين گفتوگوها در كجا انجام شد؟ و تعهدات مك فارلين چه بود؟
آنها ابتدا توسط يكي از نمايندگان ايران در يكي از كشورهاي خارجي گفتوگو كرده بودند و وقتي به ايران آمدند در فرودگاه با تعدادي موشك تاو به همراه كيك و انجيل وارد شدند و ميگفتند حاضرند مشكل جنگ ايران و عراق را حل كنند. ضمن آنكه حاضرند تجهيزاتي همچون موشك ضدهوايي هاگ و موشكهاي تاو و اطلاعات در اختيار ما بگذارند.
آيا امام از اين جريان مطلع بودند؟
آيا شما نيز در اين مذاكرات نقش داشتيد؟
در ابتداي كار من اطلاعي نداشتم. از جزئيات كار هم بيخبر بودم و از اواسط مذاكرات در جريان امور قرار گرفتم و سعي كردم كه جهت گفتوگوها را به سوي تامين نيازهاي جنگ هدايت كنم.
چرا تغيير مديريت در اين پروژه به وجود آمد؟ و چه اتفاقاتي باعث تغيير مسؤول مذاكرات با مك فارلين شد؟
زماني كه متوجه شديم سياسيون پشت صحنه جنگ مذاكراتي داشتند، نگران شديم كه اگر مديريت كار را به دست نگيريم چيزي نصيب جنگ نخواهد شد؛ لذا از اواسط گفتوگوها مديريت پروژه را با واسطه به عهده گرفتيم و همان مقدار مختصر موشكهاي تاوي را هم كه گرفتيم حاصل همين دخالت بود.




Comment