PDA

View Full Version : **100 Tips For Writing**


Parinaz_M
09-05-2006, 09:22 AM
1- در توصيف بايد تصويرسازي كرد، خود را نبايد نشان داد. پيام را بايد در موقعيت و قصه و شخصيت*پردازي گفت، نه با بي تفاوتي نسبت به جزئيات آنها.



2- ما در توصيف بايد شهود و علم حضوري براي مخاطب *ايجاد كنيم نه اينكه فقط اطلاعات بدهيم تا خودش چيزي سر هم كند و بفهمد.



3- تحليل*ها بايد از نوشته حذف شوند. . طوري بايد توصيف و تصوير كرد تا خواننده خود به علت*ها پي ببرد.



4- چون حس مجموعه در هر جزئي از آن وجود دارد، چه بسا توصيف دقيق اجزاء كل مجموعه را از توصيف بي*نياز مي*كند.



5- هر چه كمتر توضيح بدهي و بيشتر تصوير بسازي به شخصيت خواننده احترام گذاشته*اي و اين باعث جذاب*شدن اثر مي*شود، هم*چنين اگر خروج از مطلب را به شرط اينكه ادامه*اش معلوم باشد باز بگذاري.



6- اضافات يا نواقص زباني دلالت مطلب، به عمق يا ضعف نگاه باز مي*گردد. اگر حس كامل باشد در لفظ ظاهر مي*شود.



7- وقتي وارد محيطي مي*شويد، نمي*توان گفت رنگ و شكل محيط روي شما تاثيري نگذاشته، گرچه هيچ ربطي به سوژه ندارد براي انتقال حس بايد آنها را خوب توصيف كرد.



8- توصيف درعين متنوع بودن نبايد ازهم*گسيخته باشد.



9- شما بايد طوري تصويرسازي كنيد تا خواننده تجربه يك روزه را در ده دقيقه به دست آورد. بچه*حزب*الهي*ها به شدت از تجارب اجتماعي خالي*اند. در عالم واقع آدم يك بار فرصت زندگي دارد ولي بايد بقیه حالات را تجربه کرد.



10- سعي كنيد واقعيت عريان را نشان دهيد، اظهار فضل نكنيد. در جنگ چون بچه*ها براي موضوعات واقعي كار مي*كردند، رشد مي*كردند. الان همه كاغذي شده*اند، اهل مانور هستند. تحليل*ها و توصيف*هاي ما منطبق بر واقعيت نيست، كليشه*اي است.



11- گفت و گو یا موسيقي خوب آن است كه به ياد نماند و شنيده نشود.



12- طوري بايد يك موضوع را توصيف كنيد تا براي مخاطب تصوير شود و آن را تجربه كند،بيشتر فيلمبردار باشيد تا گزارش*گر در توصيف رابطه هم بايد وصف صورت بگیرد، نه اينكه با مثال يا تمثيل سعس در نشان دادن داشته باشیم.



13- محوريت در نوشته با حس است كه بايد از واقعيت حكايت كند. براي توليد معنا اتكا به اطلاعات كافي نيست، بايد با احساس وارد عرصه شد.



14- دفترچه خاطرات شيوه*اي براي روايت از واقعيت است درعين لفظ، قلم سخن بگويد.



15- وقتي نوشته شما اصل نباشد ممكن است متن خوبي درآيد ولي ديگر پيشرفت نمي*كنيد.



16- از ويژگي*هاي نزديكي به واقعيت اين است كه همه چيز سر جاي خودش است و قابل حذف نيست. هماهنگي با محيط و افراد دارد بر خلاف مكالمه*هاي تلويزيوني.



17- اشياء جزئي از معنا و حس*سازها هستند و با اتفاقات اطراف پيوستگي دارند، بايد جزئيات را ديد. واقعيت اجتماعي براي كسي دقيق مي*شود كه تجربه داشته باشد.



18- آن*چه از سرگرم بودن در اين سنين مي*نويسيم نه براساس تجارب واقعي كه خطي*كردن تايپي*هاست.



19- دريافت براي مشاهده از طريق حواس است، ولي براي هر كس يك چيزي مهم است. وقتي ما به يك موضوع توجه مي*كنيم از ديگر سوژه*ها منصرف شده يا آنها را حذف مي*كنيم.



20- حذف در مشاهده خودآگاه يا ناخودآگاه صورت مي*گيرد. نويسنده لااقل در بيان بايد آن را خودآگاه جلوه دهد.