Announcement

Collapse
No announcement yet.

Bichare Daneshmandane Irani ( Farare Maghzha )

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • Bichare Daneshmandane Irani ( Farare Maghzha )

    دانشمندان ایرانی قربانی تبعیض سیاستمداران غرب




    سازمان دهندگان کنفرانس TNT2006 به بهانه نگرانی های سیاسی درخصوص برنامه هسته ای ایران به اتخاذ تصمیمی روی آوردند که براساس آن 15 محقق ایرانی از شرکت در این کنفرانس بازماندند.


    در همین حال سازمان دهندگان این کنفرانس این تصمیم را به تاخیر در صدور ویزا ارتباط دادند و اعلام کردند: با لغو تصمیم مذکور دو تن از محققان ایرانی موفق به شرکت در این کنفرانس شدند. اما این رخداد نگرانی هایی را به بار آورده مبنی بر اینکه ایران به دلیل عدم توقف برنامه های غنی سازی اورانیوم خود اکنون با انزوای بین المللی روبه رو می شود که در این بین تبعید دانشمندان ایرانی از کشورهای دیگر نیز دور از انتظار نیست.


    شرکت کنندگان در کنفرانس بین المللی نانوتکنولوژی هرگونه تبعیض علیه دانشمندان ایرانی را تکذیب کردند و اتخاذ این تصمیم را به سوء تفاهماتی درخصوص قوانین شفاف سازی امنیتی ربط دادند.


    مرکز برگزاری کنفرانس در "میناتک" مجموعه ای صنعتی و تحقیقاتی متعلق به کمیسیون انرژی اتمی فرانسه (CEA) واقع شده بود.


    بنا بر گزارش نشریه "نیچر"، زمانی که "آنتونیو کوریا" رییس سازمان دهندگان کنفرانس های نانوتکنولوژی موسسه PHANTOMS در مادرید درخواستنامه های شرکت ایرانیان در کنفرانسه فرانسه را دریافت کرد، با "دیدیر مولکو" مدیر CEA تماس گرفت تا درخصوص بروز نگرانی های امنیتی در این زمینه با وی مشورت کند.


    مولکو به وی گفت: قوانین CEA شامل عدم شرکت ایرانیان در این کنفرانس است. در نتیجه "کوریا" در نهم ژوئن به متقاضیان ایرانی از طریق ایمیل عذرخواهی کرد و گفت: از پذیرش درخواست شرکت شما معذوریم.


    مولکو اکنون اعلام کرده که تصمیم اولیه وی یک اشتباه شخصی بوده و ارتباطی با سیاست CEA ندارد.


    وی افزود: به دلیل شرایط سیاسی محتاطانه رفتار کرده اما پس از مشورت با مقامات ارشد خود در پاریس، تصمیم خود را لغو کرد.


    به گفته رضا منصوری فیزیکدان مشهور ایرانی دانشگاه صنعتی شریف تهران ضمن ابراز گله مندی از اتخاذ این تصمیم گفت: دانشمندان ایرانی همواره قربانی چنین تبعیضاتی از جمله تاخیر در صدور ویزا بوده اند.


    وی نسبت به محرومیت جامعه علمی کشور از حقوق خود ابراز نگرانی کرد و با دانشمندان بازمانده از کنفرانس نانوتکنولوژی فرانسه ابراز همدردی کرد.


    وی همچنین ابراز امیدواری کرد: این گونه مشکلات موقتی است و در دراز مدت زمینه مشارکت دانشمندان ایرانی با دانشمندان سرشناس جهانی فراهم می شود که ثمره آن ارائه نگرش های صلح جویانه خواهد بود.


    به گزارش مهر، کنفرانس بین المللی نانوتکنولوژی از چهارم تا هشتم ماه سپتامبر در "گرنوبل" فرانسه برگزار شد.







    God made Coke,
    God made Pepsi,
    God made Persian girls so DAMN SEXY!!!

    ~Zende Bad Iran Va Irani~

  • #2
    na toyeh keshvareh khodemoon ja darim, na kharej az keshvareh khodemoon. mayeyeh taasofeh vaghti siyasat ba elm ghati mishe, vali motesefane in do be ham kheili mortabet hastan. maghzhaye irooni az keshvar kharej mishan o barayeh keshvarhaye dige tahghigh mikonan, vali baad hamoon maghzha az sherkat dar conferancehaye pazhooheshi mahroom mishan bekhatere siyasat.

    this is racism, or the modern version of it and quite frankly is messed up. did anyone care to ask the iranian researchers what their stance was on the goings on in the Islamic Republic? I think not. I am sure not one of them would have supported any of the goings on in the islamic republic, but they werent even asked. shame on the supposedly openminded western idiots who are in power and claim that politics is not mixed with science.

    Comment


    • #3
      very good point niloo joon







      God made Coke,
      God made Pepsi,
      God made Persian girls so DAMN SEXY!!!

      ~Zende Bad Iran Va Irani~

      Comment


      • #4
        پيرامون مهاجرت نخبگان



        بر اساس اطلاعات ارائه شده توسط صندوق بين*المللي پول، كشورهاي ايران، فيليپين، كره و تايوان در صدر جدول كشورهاي مهاجر فرست در سال 1999 قرار داشته*اند. همچنين كانادا، آمريكا، آلمان، انگليس، فرانسه، سوئد، استراليا و زلاندنو به ترتيب حائز ركورد در جذب مهاجر ايرانى هستند.


        مقدمه

        نيروي انساني به ويژه نيروي متخصص، در توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي هر جامعه نقش اساسي ايفا مي*كند. در تقسيم*بندي بانك جهاني نيز يكي از منابع ثروت كشورها، منابع انساني، به ويژه متخصصين هر كشور ذكر شده است.
        سرمايه انساني از ابزارهاي مهم توسعه است و توسعه نيز منوط به حفظ سرمايه انساني است. به عبارت ديگر، سرمايه*هاي انساني يا همان نيروهاي متخصص و ماهر، هم ابزار هستند و هم هدف توسعه. امروزه نيروى ذهنى، مغزى، تفكر ومديريت جامعه يك ثروت محسوب مى شود ومهاجرت انديشمندان و روشنفكران مى تواند موازنه علمى يك سرزمين را با چالش جدى مواجه كند.
        ديدگاههاي مختلفي در ارتباط با به پديده فرار مغزها وجود دارد.
        ديدگاهي خوشبيانه، سخن گفتن از فرار مغزها در عصر ارتباطات را بدبينانه مي*پندارد. اين ديدگاه ناظر بر اين است كه توسعة ارتباطات جهان را به دهكده*اي شبيه ساخته كه در آن افراد به آخرين تجهيزات ارتباطي دسترسي دارند. لذا در نگاه قائلين به اين ديدگاه، سخن گفتن از فرار مغزها يا مهاجرت نخبگان غلو شده به نظر مي*رسد.
        ديدگاه ديگري دانشمندان و نخبگان را سرمايه*هاي جهاني مي*داند. از اين منظر چنانكه دليلي ندارد جلوي مهاجرت نخبگان گرفته شود، علتي نيز وجود ندارد كه دستاوردهاي علمي آنان به سراسر جهان صادر نشود.
        نظريه*اي كه بر اساس ديدگاه*هاي ماركسيستي مطرح مي*شد مفهوم فرار مغزها را به "قاچاق سلول*هاي خاكستري" تعبير مي*نمايد. در اين ديدگاه نخبگان به منزلة بردگاني تلقي مي*شوند كه از روي اجبار و بدون حق انتخاب ناچارند در جهت بهره*وري سيستم سلطه*جوي كشورهاي "رباينده" خدمت كنند. اين گروه، فرار مغزها را در اثر فريب، توطئه و اغواگري كشورهاي مقصد مي*دانند و بدين جهت اين مهاجرت را نوعي اجبار به حساب مي*آورند. فريفتن نخبگان و جذب سرمايه*هاي انساني كه از مهمترين سرمايه*هاي اقتصادي به شمار مي*روند شيوة جديد استعمار علمي- فرهنگي است. اين ديدگاه گروهي است كه جهان سوم را در معرض تهاجم دستاوردهاي فرهنگي مي*دانند.
        عده*اي ديگر جذب گروه نخبگان را حق كشورهاي توسعه*يافته مي*دانند. اين عده معتقدند كشورهاي توسعه*يافته سهم زيادي در پيشرفت علم، رفاه اجتماعي و امنيت جهاني دارند و با جذب نخبگان جلوي هدر رفتن آنها را مي*گيرند. و عده*اي ديگر نيز معتقدند كه مهاجرت نخبگان پديده*اي مذموم نبوده و در واقع عاملي براي توسعه و مبادلة فرهنگ است.

        مفهوم مهاجرت نخبگان

        در فرهنگ معين آمده است: "مهاجرت يعني از موطن خود به جايي ديگر نقل مكان كردن و هجرت گزيدن". همچنين در فرهنگ فارسي عميد مهاجرت به معني از جايي به جايي رفتن و در آنجا منزل كردن و دوري كردن از شهر و ديار آمده است. اما در تعريفي كاربردي و ملموس مي*توان مهاجرت را بدين صورت تعريف كرد: "ترك سرزمين اصلي و ساكن شدن در سرزمين ديگر به طور دائم يا موقت".
        مهاجرت زماني يك مسئلة اجتماعي تلقي مي*شود كه ميزان مهاجرت از داخل به خارج در مدت يكسال بيش از ميزان مهاجرت از خارج به داخل باشد. البته در اين راستا مي*بايست ميان مهاجرت نيروي كار و مهاجرت نخبگان تفاوت قائل شد.
        اما مهاجرت نخبگان به اين معناست كه جامعه به دانش و تخصص نخبگان خود نياز دارد ولي اين نيروها، مهاجرت دائمي يا نيمه*دائمي را به كشورهاي ديگر ترجيح مي*دهند.
        براي درك صحيح پديده مهاجرت نخبگان توجه به چند نكته ضروري است:
        1.ميان مهاجرت نيروي كار و مهاجرت نيروهاي متخصص تفاوت وجود دارد.
        2.مهاجرت نيروهاي متخصص زماني به عنوان يك پديدة منفي مورد ارزيابي قرار مي*گيرد كه در داخل كشور به تخصص آنان نياز مبرم وجود داشته باشد و مهاجرت آنها به گونه*اي باشد كه ارتباط شغلي و عملي آنان با داخل كشور به كلي قطع شود.
        3.گاهي به جاي ذكر نام مهاجرت نخبگان از واژة فرار مغزها استفاده مي*شود. قابل توجه است كه استعمال اين واژه علاوه بر تداعي مهاجرت نخبگان نوعي اجبار در مهاجرت را نيز به ذهن متبادر مي*سازد.
        4.در گزارش كشورهاي اروپايي عضو سازمان همكاري اقتصادي و توسعه (OECD) به دو مفهوم "مبادلة جريان مغزها" (Brain exchange) و "بر باد دادن مغزها" (Brain Waste) اشاره شده است. مبادلة مغزها به دو جريان هم زمان خروج و ورود مغز اشارة ضمني دارد. هر گاه سنگيني اين مبادله به يك طرف متمايل شود، دو اصطلاح ديگر "فرار مغزها" و "تصاحب مغزها" Brain gain به كار برده مي*شود. بر باد دادن مغزها (ضايع كردن مغزها) زماني اتفاق مي*افتد كه نيروهاي متخصص در حرفه*اي دور از شأن و تخصص و تجربة ملي خود به كار گرفته شوند.

        فرار مغزها: معضلي جهاني

        برخلاف تصور رايج مبني برآن كه پديده "فرارمغزها" تنها دامنگير كشورهاي جهان سومي و توسعه نيافته است، شواهد نشان مي*دهد اين معضل برقاره اروپا وملل پيشرفته وصنعتي نيز سايه افكنده ومسؤولان امر را براي چاره*انديشي به تكاپو واداشته است. چنانچه جمعي از دانشمندان برجسته و پيشرو در قاره اروپا با انتقاد شديد از سياست*هاي علمي اتحاديه اروپا، از مسؤولان اين اتحاديه خواسته*اند تا با ايجاد اصلاحات لازم و سرمايه*گذاري بيشتر از مهاجرت مغزها به ايالات متحده آمريكا جلوگيري كنند. رؤساي ?? آكادمي علوم دراروپا با ارسال نامه سرگشاده*اي به شوراي رهبران اتحاديه اروپا تصريح كرده*اند: "درك اين نكته بسيار مهم است كه ايالات متحده آمريكا در جذب استعدادهاي جوان از تمام نقاط دنيا بسيار موفق*تر از اتحاديه اروپا عمل مي*كند".
        توني بلر اذعان كرده است كه مدتها بي*توجهي و كمبود منابع مالي باعث بخش اعظم فرار مغزها از اين كشور بوده است. وي همچنين گفته است: "مي*خواهم انگليس را به يكي از بهترين مكانها در جهان براي پيگيري علم تبديل كنم. به اين منظور بايد بودجه مناسب در اختيار افراد قرار بگيرد و هزينه ابزار و زيرساخت تامين شود".
        اين معضل در كشورهاي اروپاي شرقي به شكل حادتري وجود دارد. همچنين فرار مغزها و مهاجرت نيروي*‏‎ ‏‎ انساني* متخصص پس* از ‏فروپاشي* اتحاد‏‎ جماهير‏‎ شوروي*‏‎ نيز‎ بسيار ديده*‏‎ شده است.

        سياست جذب نيروي متخصص

        يكى از اولويتهاى سياست جذب مهاجران، تخصص و مهارت آنان در زمينه*هاى مورد نياز كشورهاى ميزبان است و به نوعى مىتوان از اين سياست با عنوان تلاش كشورهاى ثروتمند براى جبران كمبود نيروى كار در صنايع كليدى يادكرد. در آمريكا به ويژه در دهة اخير، سياست جذب نخبگان پيگيري شده است. تاكنون پنج برندة جايزة نوبل در كانادا و 30 درصد دانشمندان برجسته اين كشور در زمينة تكنولوژي به آمريكا مهاجرت كرده*اند.
        براساس اطلاعات انتشار يافتة صندوق بين*المللي پول(1999)، از كشورهاي هندوستان، چين و ايران به ترتيب 228، 165 و 105 هزار نفر با تحصيلات عالي، به آمريكا مهاجرت كرده*اند. نتايج اين مطالعه كه دربارة 61 كشور كمتر توسعه يافته انجام شده، نشان مي*دهد كه بيشترين آمار مهاجرت متعلق به افراد با تحصيلات عالي بوده است (اداره كل فرهنگي ايرانيان خارج از كشور؛ 137.
        براساس اطلاعات ارائه شده توسط صندوق بين*المللي پول، كشورهاي ايران، فيليپين، كره و تايوان در صدر جدول كشورهاي مهاجر فرست در سال 1999 قرار داشته*اند. همچنين كانادا، آمريكا، آلمان، انگليس، فرانسه، سوئد، استراليا و زلاندنو به ترتيب حائز ركورد در جذب مهاجر ايرانى هستند.

        دشواري*هاي بررسي پديدة فرار مغزها

        اما در اين ميان آنچه كه به دشواري بررسي پديدة فرار مغزها مي*افزايد، فقدان آماري صحيح و متمركز در كشورهاي مهاجرفرست و مهاجرپذير از ميزان واقعي مهاجرت نخبگان و متخصصان است. در كشور ما نيز با وجود گزارش*هاي آماري متعددي كه تاكنون دربارة مهاجرت نخبگان و فرار مغزها تهيه شده، خلأهاي عمده*اي در اين زمينه احساس مي*شود. تمام كمبودهاي آماري در اين زمينه معلول فقدان پيگيري سياست مهاجرت برنامه*ريزي شده در ايران است و به همين دليل نيازي به تهيه و تدارك چنين اطلاعاتي احساس نمي*شود. همچنين در سياست آموزشي كشور خط*مشي روشني براي مواجهه با اين پديده ترسيم نشده است و در چنين شرايطي، ابعاد آسيب*زاي قضيه بيشتر رخ مي*نمايد.
        در حال حاضر تشكيلات معيني در كشور براي پيگيري مسأله مهاجرت وجود ندارد و اين در حالي است كه در بسياري از كشورها نظير تركيه، هند، استراليا و ايتاليا سازمانهايي در حد وزارتخانه يا معاونت رياست جمهوري مأموريت پيگيري مسأله مهاجرت نخبگان را دارند. به نظر مي*رسد؛
        1-يكي از وزارتخانه*ها در كشور مسؤول پيگيري جدي اين موضوع بشود. وزارت امور خارجه به علت بيشترين ارتباط با مهاجران ايراني و وزارتخانه*هاي آموزش عالي و بهداشت و درمان به علت بيشترين ارتباط با نخبگان بالفعل و يا بالقوه داخل كشور گزينه*هاي مناسبي مي*باشند.
        2-سياستگذاري در مورد اين موضوع در يك شوراي متشكل از وزارتخانه*هاي مرتبط با اين قضيه تشكيل گردد. وزارتخانه*هاي امور خارجه، اطلاعات، آموزش عالي، بهداشت و درمان و فرهنگ و ارشاد اسلامي در زمره اين وزارتخانه*ها هستند. از سوي ديگر قوانين بسياري براي حل مسأله مهاجرت نخبگان بايد مورد بازبيني و تجديد نظر قرار گيرند. لذا يكي از وظايف شورا تعيين اين گونه قوانين و تعيين مرجع بازبين آنهاست.

        موانع و مشكلات

        1-تداخل وظايف: گرچه در كشور ما هيچ دستگاهي مستقيماً مسؤوليت پاسخگويي در ارتباط با معضل فرار مغزها را به عهده ندارد، اما در عين حال دستگاههاي مختلف در اين زمينه مدعي راهكارها و خواستار بودجه و تشكيلات هستند. تا جايي كه از گزارشهاي تهيه شده تاكنون مشخص است، حداقل چهار وزارتخانه امور خارجه، فرهنگ و ارشاد اسلامي (سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي)، آموزش عالي (فناوري) و بهداشت و درمان و آموزش پزشكي، دفتر رئيس جمهور و شوراي عالي انقلاب فرهنگي در طول ساليان گذشته در اين زمينه گزارشهاي مكتوب داده و مدعي انجام برخي از كارها از محل امكانات دستگاهي خود بوده و خواستار احاله مسؤوليت شده*اند و تاكنون نيز هيچگونه تصميمي گرفته نشده است.
        2-تبعيض بين نخبگاني كه برگشته*اند و آناني كه در مهاجرت مانده*اند: در هر حال در طول ساليان گذشته تعدادي از دارندگان تحصيلات عاليه و نخبگان به كشور بازگشته اند، هر چند كميت و كيفيت تعداد زيادي از آنان از همطرازهاي خود در خارج از كشور شايد كمتر باشد. در نتيجه توجه و احترام بيش از حد به مهاجران بازنگشته و تخصيص برخي از امكانات بيش از عرف داخل كشور، مانند پرداخت ارزي به ايشان، مسلماً مي*تواند موجب سوءتفاهم*هاي جدي شده و حتي سبب تشويق به مهاجرت كساني كه در داخل مانده*اند بشود. علي*هذا در اجراي طرح بايد دقت كرد كه ارزش و جايگاه افراد به معني واقعي محفوظ بماند و واقعاً نخبگاني كه بدون ترديد داراي كيفيتي بيش از همگنان داخل كشوري خود هستند از امتيازات ويژه بهره*مند شوند.
        3-نهادينه نشدن فرهنگ استفاده از تكنولوژي جديد: تدريس و تحقيق و كنفرانس غيرحضوري هنوز در دانشگاههاي ما نهادينه نشده و بدتر از آن مسؤولان مالي و اداري و اجرايي وزارتخانه*هاي مسؤول نسبت به هزينه كردن در اين امور حساسيت منفي دارند.
        4-فقدان نظام شايسته*گزيني و نخبه*گزيني در سطوح مختلف مديران: اين امر كه لازمه بهره*گيري بهينه از نخبگان است در كشور ما نهادينه نشده و جايگزين شدن آن به جاي روابط شخصي و جناحي كار بسيار دشواري است.
        5-ناهماهنگي دستگاههاي ذبربط: تعيين بودجه يا تصويب و تفسير قوانين مرتبط با مسأله جذب نخبگان نسبت به اين مباحث بسيار بيگانه هستند و بدون صدور دستوري قاطع، بسيار بعيد است كه به صورت خود به خود برخورد مناسبي با اين قضيه داشته باشند.

        نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


        صادق هدايت؛ بوف کور

        Comment


        • #5
          نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


          صادق هدايت؛ بوف کور

          Comment


          • #6
            كساني كه در شرايط متوسط از نظر رفاهي قرار دارند و نيز جوانان گرايش بيشتري به مهاجرت از خود نشان مي*دهند.
            منبع: دكتر منوچهر محسني، بررسي آگاهي*ها نگرش*ها و رفتارهاي اجتماعي-فرهنگي در ايران، دبيرخانه شوراي فرهنگ عمومي كشور 1379، ص441-442
            داده*ها و سنجه*هاي آماري موجود از مهاجران ايراني در خارج از كشور


            نگاهي به وضع متخصصين ايراني مقيم كشورهاي خارجي

            برابر گزارش*ها، در حال حاضر بيش از 150000 نفر مهندس و پزشك ايراني در آمريكا زندگي مي*كنند. همچنين براساس اطلاعات موجود، همة ورودي*هاي دانشگاهها و مراكز آموزش عالي با رتبة دو رقمي (99 1)، در سال دوم تحصيلي براي ادامة تحصيل پس از دورة ليسانس، نامه*اي از بهترين دانشگاههاي دنيا با بهترين امكانات دريافت مي*كنند. قريب 90 نفر از 125 دانش*آموزي كه طي سه سال گذشته در المپيادهاي مختلف علمي صاحب مقام شده*اند در يكي از بهترين دانشگاههاي آمريكا تحصيل مي*كنند (ذاكر صالحي، 1379).
            همچنين به گفته رئيس باشگاه پژوهشگران جوان از بين 376 جوان برگزيده المپيادهاي علمي كشور 109 نفر مهاجرت كرده*اند. (دكتر ميرزايي، مصاحبه تلويزيوني، 1382).
            بانك جهاني نيز در تازه*ترين گزارش خود(2005) اعلام كرد: سالانه 300 هزار نفر كه عمدتا شامل افراد تحصيل كرده و كارگران ماهر مي باشند از ايران به خارج مهاجرت مي*كنند.
            بر اساس اطلاعات موجود، "80% از برگزيدگان المپيادهاي علمي در بهترين دانشگاه*هاي خارج از كشور جذب شده*اند و به تعبير ديگر پس از پيروزي انقلاب اسلامي از تعداد 176 مدال آور المپيادهاي علمي جهان تعداد 163 نفر از آنان در كشور حضور ندارند".
            بر اساس آمار صندوق بين*المللي پول(1999)، ايران بيشترين مهاجرت تحصيلكرده*هاي علمي را در ميان 61 كشور جهان داشته است و طي چند سال اخير 105 هزار ايراني با تحصيلات عاليه به امريكا و 7500 نفر به كانادا مهاجرت كرده و پيش*بيني مي*شود حداقل 70 هزار دانشجوي ايراني در دوره*هاي دكتري در كشورهاي غربي مشغول به تحصيل هستند.
            طبق آمار اداره خدمات تابعيت جويي و توطن آمريكا اكثر اعضاي هيأت علمي تمام وقت رتبه علمي دانشيار و استاد دارند جالب اينكه تعداد اعضاي هيأت علمي تمام وقت در كل مراكز آموزش عالي ايران (با رتبه دانشيار و استاد در سال 76 1375 حدود 1900 نفر بود. طبق آمار مربوط به بانك اطلاعات علمي متخصصان دفتر خدمات مهاجرتي آمريكا، تا سال 1997 تعداد 37462 ايراني با تحصيلات ليسانس و بالاتر در اين بانك به ثبت رسيده است. از اين تعداد 29% در سطح دكتري، 33% فوق ليسانس و بقيه در سطح ليسانس بوده*اند.
            آمار ايرانيان تحصيل كرده در آمريكا در سال 1993
            رديف ايرانيان تحصيل كرده فراواني درصد
            1عضو هيأت علمي تمام وقت 1862 77%
            2عضو هيأت علمي نيمه وقت 3200 33/1
            3سايرين 206.138 9/85
            جمع 240.000 100%

            آمار ثبت شده در دفتر خدمات مهاجرتي امريكا در سال 1997
            رديف متخصصان فراواني درصد
            1 دكتري 10863 29%
            2 فوق ليسانس 12362 33%
            3 ليسانس 14235 38%
            جمع 37462 100%


            طبق برآورد حدود 200 هزار ايراني در آلمان و فرانسه زندگي مي*كنند كه تخمين زده شده حدود 60% آنان تحصيلات عالي دارند".
            همچنين از مجموع 34 هزار نفر دانشجوي بورسيه كه به طور عمده از سال 1374 1364 از كشور خارج شده*اند، پس از اتمام دوران تحصيل در سال 1377 بالغ بر 12% آنان به كشور مراجعت ننموده*اند.
            بر اساس آمارهاي وزارت علوم، تحقيقات و فن*آوري طي سالهاي 1369 تا اوايل 1378 از تعداد 28 دانشگاه و مؤسسه آموزش عالي تعداد 151 عضو هيأت علمي با عنوان مأموريت تحصيلي 63%، فرصت مطالعاتي 8% و مرخصي بدون حقوق 29% به خارج از كشور مهاجرت و بازنگشته*اند كه متوسط تأخير اين افراد در حال حاضر 20 تا 43 ماه مي*باشد.

            مهاجرت اعضاي هيأت علمي كشور از 1369 تا 1378 (از 28 دانشگاه)
            درصد فراواني مهاجرت تحت عنوان رديف
            63% 95 مأموريت تحصيلي 1
            8% 13 فرصت مطالعاتي 2
            29% 43 مرخصي بدون حقوق 3
            100%
            151
            جمع

            همچنين بر اساس آمار خروجي اداره كل گذرنامه كشور طي سالهاي گذشته هر روز به طور متوسط 15 كارشناسي ارشد و 3/2 نفر داراي مدرك دكتري و 567 نفر ليسانسيه از كشور خارج شده*اند و در مجموع 5475 نفر از نخبگان دانشگاهي ايران در سال 1378 به كشورهاي مختلف جهان مهاجرت كرده*اند و بنا بر گفته مسؤولين اين آمارها شامل افرادي كه از مجاري غير رسمي و به صورت قاچاق از كشور مهاجرت كرده*اند نمي*شود".
            در آمار اعلامي اداره كل امور دانش*آموختگان وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشكي نيز آمده است، در طي 6 ماه اول سال 1378 تعداد 1664 نفر از افراد داراي تحصيلات دانشگاهي در رشته*هاي علوم پزشكي در كشور جهت اخذ مدرك خود، ترجمه و تسجيل آنها به منظور خروج از كشور اقدام نموده*اند. حدود 34% اين افراد را پزشكان عمومي، 9% را پزشكان متخصص، 1/1% پزشكان فوق تخصص، 7/8% را داندانپزشكان و 3/7% را داروسازان تشكيل مي*دهند.
            آمار برخي پزشكان متقاضي خروج از كشور در شش ماهه اول سال 1378
            درصد نوع پزشك رديف
            34% پزشك عمومي 1
            9% پزشكان متخصص 2
            7/8% دندانپزشكان 3
            3/7% داروسازان 4
            1/1% پزشك فوق تخصص 5
            بر اساس همين گزارش تعداد افراد داراي مدارك دانشگاهي در رشته*هاي علوم پزشكي از دانشگاههاي خارج از كشور كه طي 6 ماه اول 1378 جهت ارزشيابي مدارك خود مراجعه نموده*اند (به كشور بازگشته*اند) 269 نفر بوده است. به عبارت ديگر در مقابل هر 7 نفر كه متقاضي خروج هستند تنها يك نفر به كشور بازگشته است.
            بر اساس اعلام وزارت علوم و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي حدود 10% كل دانشجويان بورسيه*اي كه جهت ادامه تحصيل در مقاطع تخصصي به خارج از كشور مي*روند پس از پايان تحصيلات خود به كشور باز نمي*گردند.
            همچنين بر اساس اعلام سفارت كانادا در ايران حدود 180000 پرونده از متقاضيان مهاجرت به كانادا در سفارت آن كشور در تهران تشكيل شده است.

            سنخ*شناسي برجستگان علمي و تخصصي مهاجران ايراني

            نتايج يك بررسي كه به منظور شناسايي خاستگاه مهاجران متخصص ايراني به عمل آمده نشان مي*دهد كه تركيب عمدة مهاجران متخصص از افراد زير تشكيل شده است:
            1.دانشجويان داراي سهمية ارزي كه پس از اتمام تحصيل در كشورهاي مقصد، به وطن مراجعه نكرده*اند؛
            2.دانشجويان آزاد، غير از برگزيدگان المپيادها و كنكورها، كه با هزينة شخصي از كشور خارج شده و ديگر مراجعت نكرده*اند؛
            3.نخبگان المپيادها و رتبه*هاي اول كنكورهاي سراسري كه با هزينة شخصي و يا با دريافت بورس از دانشگاه و مراكز تحقيقاتي خارج، كشور را ترك كرده*اند؛
            4.دانشجويان بورسية اعزامي به خارج از كشور كه بعد از فراغت تحصيل باز نگشته*اند؛
            5.متخصصان، استادان و محققاني كه به طور عمده به خاطر مسائل سياسي و احساس ناامني، به*ويژه در سال*هاي دوران انقلاب كشور را ترك كرده*اند؛
            6.متخصصان، استادان و محققاني كه به طور عمده به دلايل علمي، تخصصي، فرهنگي و اقتصادي كشور را ترك كرده*اند.
            مطالعه در خصوص مهاجران، "سرمايه*گذار" نشان مي*دهد كه ايران رتبة پنجم را در بين كشورهاي مهاجرفرست به كانادا به دست آورده است. كشورهاي كره و تايوان در رده*هاي اول و دوم قرار گرفته*اند. (مزرعتي؛ 1379).

            چرايي مهاجرت نخبگان

            در آغاز به بررسي دو الگو كه دربارة مهاجرت بين*المللي افراد متخصص ارائه شده است، مي*پردازيم:

            الگوي جهان*گرا

            در اين الگو كه به وسيله جانسون مطرح شد، فرار مغزها تنها منعكس*كننده عملكرد بازار بين*المللي براي يك عامل توليد خاص، يعني سرمايه انساني (نيروي انساني متخصص) است. طرفداران اين الگو، معتقدند كه مهاجرت بين*المللي نيروي انساني ماهر از ديدگاه بين*المللي موجب افزايش منافع توليد جهاني خواهد شد. اگرچه در اين الگو ممكن است مهاجرت بين*المللي نيروي انساني ماهر به زيان كشور مادر باشد؛ ولي تا زماني كه مجموع منافعي كه عايد كشور ميزبان و شخص مهاجر مي*شود از زيان كشور مادر بيشتر باشد، مهاجرت بين*المللي نيروي انساني ماهر موجب افزايش منافع جهاني خواهد شد.

            الگوي ملي*گرا

            اين الگو كه نقطه مقابل الگوي جهان*گراست، معتقد است كه سرمايه انساني ماهر جزء جدايي*ناپذير توسعه اقتصادي و اجتماعي كشور است و مهاجرت سرماية انساني ماهر موجب مي*شود كه اقتصاد كشورهاي در حال توسعه به پايين*تر از سطح حداقل مورد نياز سرمايه انساني ماهر تنزل نموده و با ايجاد خلأ نيروي انساني ماهر در كشور، موجب كاهش توليد در كشور مادر خواهد شد و در نهايت، برنامه*هاي توسعه را به مخاطره مي*افكند.
            مي*توان گفت الگوي بين*المللي اهميت بيشتري به تقاضاي مؤثر اقتصاد مي*دهد، در حالي كه، الگوي ملي*گرا اهميت بيشتري براي نيازهاي انساني جامعه قايل است.
            نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


            صادق هدايت؛ بوف کور

            Comment


            • #7
              عوامل فرار مغزها در ايران


              اكثر تحقيقاتي كه در زمينه عوامل مشترك فرار مغزها در كشورهاي در حال توسعه انجام شده، تفاوت كلي ميزان حقوق و دستمزد را يكي از عوامل مهم و اصلي مهاجرت ذكر مي*كنند. اما علل مادي را نمي*توان به خودي خود به عنوان يكي از عوامل مهاجرت تلقي كرد؛ زيرا، اين علت آشكار، علل نهان بسياري را با خود يدك مي*كشد. پژوهشگر به جايي مي*رود كه بتواند در علم خود پيشرفت كند و اين پيشرفت نيز در جايي به دست مي*آيد كه آزادي و آرامش خاطر باشد.
              هر چه دانشجويان از شرايط موجود و آينده خود رضايت بيشتري داشته باشند احتمال اينكه تن به مهاجرت ندهند بسيار بيشتر است. در اين زمينه روزنامه ايران يك نظرسنجي دربارة عوامل اميدواري دانشجويان به متغيرهاي اقتصادي، سياسي و فرهنگي جامعه انجام داده است.
              عوامل مؤثر در اميدواري: 32 درصد نقش خانواده را مهم مي*دانند. 28 درصد اقتصاد و توسعه اقتصادي، 23 درصد عنصر پول، و 17 درصد شرايط سياسي را انگيزه و عوامل ضروري در آينده و اميدواري به آن مي*دانند.
              مسائل اقتصادي: 48 درصد از دانشجويان به ميزان كمي نسبت به آينده اقتصادي اميدوارند، 26 درصد تا حدودي و 24 درصد به هيچ وجه اميدوار نيستند. تنها 2 درصد دانشجويان ميزان خوشبيني خود را زياد ذكر كرده*اند.
              مسائل اجتماعي و اميد به آينده: دانشجويان در ارتباط با ميزان اميدواري خود در مسائل اجتماعي، 40 درصد كم،40 درصد تا حدودي، 14 درصد اصلاً و 6 درصد گزينه زياد را انتخاب كرده*اند.
              مسائل سياسي: 39 درصد پاسخگويان دانشجو به ميزان كمي نسبت به آينده مسائل سياسي خوشبين هستند، 28 درصد اصلاً اميدوار نيستند، 27 درصد تا حدودي و 6 درصد به ميزان زيادي به اين مسائل اميدوارانه مي*نگرند.
              شغل مناسب: در ارتباط با اميدواري براي پيدا كردن شغل مناسب، 36 درصد كم، 32 درصد تا حدودي، 19 درصد اصلاً و 13 درصد نيز گزينة زياد را انتخاب كرده*اند.
              اميدوار يا نااميد: از دانشجويان پرسيده شد كه جداي از مسائل جامعه و امور روزمره، افرادي اميدوار هستند يا نااميد؟ پاسخگويان در برابر اين سؤال اين گزينه*ها را ذكر كرده*اند: 36 درصد تا حدودي اميدوار، 33 درصد اميدوار و 19 درصد نيز نااميد هستند. البته 12 درصد ديگر پاسخگويان به گزينة نمي*دانم اشاره كرده*اند.

              *نظرات بعضي از اساتيد و كارشناسان

              به غير از زمينه نامساعد براي حضور نخبگان در كشورهاي جهان سوم كشورهاي صنعتي و پيشرفته نيز براي جذب نخبگان كشورهاي عقب*افتاده جاذبه دارند و با توجه به شرايط فرهنگي اين كشورها كه نخبگان و متخصصان به واسطه تحصيلات در دانشگاه*ها و يا مراكز علمي با آن آشنا هستند، ترغيب مي*شوند تا به جايگاه و وطن اصلي علوم و فنون گرايش پيدا كنند. ما همانگونه كه ثروت خود را حفظ مي*كنيم بايد ثروت انساني و نيروي كارآمد انساني خود را نيز پاسداري كنيم. به شكلي كه شرايط يك زندگي آرام و با آسايش و راحت و در شأن آنها را فراهم كرده و امكانات ترقي آنها را از نظر علمي ايجاد كنيم تا دانش*شان را به روز كنند و در خدمت كشورهاي خود باشند. دولت مي*تواند با ايجاد زمينه مساعد براي متخصصان داخلي آهنگ گريز مغزها را كندتر كند و با حفظ رفاه، آسايش، آرامش و شأن انساني آنها، گامي براي نگاه داشتن آنها در كشور بردارد، چرا كه تا شرايط مناسب مهيا نشود اين روند ادامه خواهد يافت. در بحث جامعه*شناختي فرار مغزها، مقوله سلسله مراتب اجتماعي از اهميت ويژه*اي برخوردار است. جايگاه اجتماعي كسي كه تخصصي را كسب كرده باشد بايد در تركيب اجتماع مشخص باشد يعني مشاغل بايد بر اساس شايسته*سالاري تقسيم شود. وقتي پست*هاي دولتي و غيردولتي براساس ضابطه و قانون تقسيم نشود، اين پديده به وجود مي*آيد. وقتي براي اشتغال يك متخصص در جايگاه تخصصي خود خريداري وجود نداشته باشد باعث سرخوردگي و تمايل به خروج از كشور مي*شود. اين جامعه*شناس بحث شأن اجتماعي را نيز بسيار مؤثر مي*داند. بي*توجهي به مقوله شايسته*سالاري ديگر جزو فرهنگ ما شده است. مردم براي تخصص افراد در جامعه اجر و قرب لازم را قايل نمي*شوند.
              بودجه ناچيز تحقيقات در كشور ما يكي از علل فرار مغزهاست. علل فرار مغزها، هدر رفتن نيروهاي علمي و تخصصي و راه*هاي مقابله با آن حفظ نيروي انساني تحصيلكرده، بهبود شرايط اقتصادي و وجود امنيت در كشور، ايجاد امكانات و تسهيلات ويژه براي قشر تحصيلكرده است.
              فرار مغزها مهمترين عامل تفاوت و نابرابري ميان كشورهاي پيشرفته و در حال توسعه است. اختصاص بودجه مناسب و ايجاد امكانات براي احداث فضاي تحقيقي و پژوهشي مي*تواند پديده فرار مغزها را كاهش دهد.
              فرار مغزها در ايران به علت بي*حرمتي به علم است. هيچ امكانات رفاهي براي محققان ما در كشور وجود ندارد. متأسفانه در ايران پست*ها براساس صلاحيت علمي داده نمي*شود و اين يكي از مهمترين مشكلات قشر تحصيلكرده است.
              استخدام، انتصاب و ترفيع افراد با سوءاستفاده* از موقعيت شغلي و اداري، نفوذ سياسي و يا دريافت رشوه فساد استخدامي ناميده مي*شود. يكي از اشكال متداول فساد استخدامي، تبعيض استخدامي در ازاي دريافت رشوه، به ويژه در مشاغلي است كه براي متصديان آنها فرصت*هاي فراواني براي كسب درآمدهاي غيرقانوني فراهم مي*كند. يكي ديگر از عوارض فساد ناشي از ناشايسته**سالاري، "فرار مغزها" مي*باشد.

              متغيرهاي دخيل در مهاجرت

              متغيرهاي اجتماعي- فرهنگي

              اين دسته از متغيرها را مي*توان شامل اين موارد دانست: منشأ بومي، منشأ خانوادگي، منشأ مذهبي، منشأ طبقاتي، منشأ جغرافيايي، سن در هنگام عزيمت، ژرفاي دامنه برخورد با فرهنگ بيگانه، تعداد سفرهاي كوتاه به وطن، و در نهايت، شرايط بازگشت. هر يك از اين متغيرها مي*توانند وابستگي مثبت يا منفي را با احتمال بازگشت داشته باشند.

              متغيرهاي اقتصادي مهاجرت

              طبيعي است در صورت همانندي ساير شرايط، عوامل اقتصادي تعيين*كننده خواهند بود. البته اهميت شرايط اقتصادي نيز مطلق نيست. مهمترين متغيرهاي اقتصادي مؤثر در مهاجرت را مي*توان توقع سطح درآمد بالا، امكان حصول درآمد در كشور ميزبان و تفاوت بين خدمات زيربنايي در دو كشور مبدأ و مقصد دانست.

              متغيرهاي حرفه*اي مهاجرت

              حرفه و امكانات پيشرفته براي يك فرد كارشناس اهميت فوق*العاده*اي دارد. مهمترين متغيرهاي حرفه*اي عبارتند از: توقعات حرفه*اي، امكانات حرفه*اي در كشور پيشرفته، موانع و امكانات حرفه*اي در ايران و فواصل موجود بين ايران و كشورهاي پيشرفته در وجود عوامل زيربنايي حرفه*اي.

              مروري بر تحقيقات

              خاورميانه: معبر مهاجران

              منطقه خاورميانه از ديرباز يكي از مهمترين مناطق مهاجرفرست و مهاجرپذير جهان به شمار مي*آمده است.
              در سال 1973 درمورد نگرش دانشمندان و متخصصان خاورميانه*اي در آمريكا نسبت به علل مهاجرت آنان تحقيقي به عمل آمد. بر طبق نتايج اين تحقيق، عوامل مهمي كه باعث مهاجرت از خاورميانه به آمريكا شده به ترتيب زير است:

              1.رسيدن به استانداردهاي بالاي زندگي؛
              2.بهتر كردن فرصت*ها براي كودكان؛
              3.فرصت*هاي مطالعاتي غيركافي در وطن؛
              4.كنجكاوي در مورد ايالات متحده؛
              5.تنفر از شرايط سياسي وطن.

              مشكلات استعدادهاي درخشان

              در تحقيقي كه به منظور بررسي مشكلات استعدادهاي درخشان انجام شده، از مجموع پاسخ*ها به پرسشنامه تحقيق، مشكلاتي كه مي*توانند به وسوسه فرار مغزها منجر مي*شوند. به ترتيب فراواني ذكر شده عبارتند از:

              سرخوردگي اجتماعي، سياسي و فرهنگي؛
              مشكلات گزينش دانشجو؛
              مشكلات خروج از كشور؛
              مشكلات رفاهي؛
              مشكلات هيأت علمي، مثل پايين بودن تخصص و ارتباط نامطلوب؛
              مشكل اشتغال؛
              كمبود ظرفيت*هاي تحقيقاتي.

              عوامل عدم بازگشت دانشجويان ايراني به وطن

              در بررسي ديگري كه در سال 1375 به وسيله سرپرستي دانشجويان ايراني در كانادا انجام شد، علل و عوامل عدم بازگشت دانشجويان ايراني به وطن در 22 مورد زير فهرست گرديد:

              1.وضعيت سياسي، اجتماعي و علمي كشور محل تحصيل؛
              2.قوانين و مقرارت كشور محل تحصيل در مورد اقامت خارجيان؛
              3.نابساماني در پرداخت مقرري و شهريه دانشجو در حين تحصيل؛
              4.عدم نظارت و سرپرستي در تحصيل و امور كلي و معيشتي و خانوادگي دانشجو؛
              5.نقش همسر و همراهان؛
              6.اختلاف سطح زندگي و نابرابري ارزش دلار و ريال؛
              7.قطع ارتباط فرهنگي و اعتقادي و تخريب مباني فكري تحت تأثير فرهنگ حاكم؛
              8.عدم پيگيري سازمان بورس*دهنده در اجراي تعهدات دانشجو در گذشته و حال و عدم طرح دعوي در مراجع حقوقي و قضايي؛
              9.قياس شرايط زندگي دانشجو با امكانات موجود در كشور محل تحصيل و وضعيت زندگي پس از بازگشت احتمالي به كشور؛
              10.وجود تسهيلات و دسترسي سريع به مسكن، اتومبيل، تلفن و غيره؛
              11.شرايط مناسب مدرسه فرزندان در سنين دبستان و دبيرستان و امكانات موجود و تسهيلات براي ورود به دانشگاه براي سنين بالاتر؛
              12.روشن نبودن آينده كاري، محل خدمت، ضوابط استخدام و شيوة كار و اقداماتي كه بايد دانشجو پس از بازگشت انجام دهد؛
              13.موضوع نظام وظيفه؛
              14.تشويق خانواده*ها از ايران براي ماندن و يا حداقل ترغيب به نيامدن با ذكر مسائل و دشواري*هاي معيشتي و هزينه*هاي بالا و ذكر كمبودها و كسري*ها؛
              15.نبودن رابطه منطقي و ارگانيك بين محل كار آينده دانشجو و خود دانشجو در حين تحصيل؛
              16.نامشخص و نامعين بودن جايگاه دانشجو به عنوان استاد آينده دانشگاه پس از بازگشت به كشور و كمبود امكانات تحقيق و مطالعه و كم قرب و منزلت بودن محقق و معلم؛
              17.عادت كردن دانشجو و خانواده وي به محيط محل تحصيل؛
              18.عدم تغذيه فرهنگي و خبري دانشجو و خانواده وي در طول دوران تحصيل؛
              19.دوري راه و نبودن امكانات مسافرت مستقيم و متناوب، بالا بودن هزينه رفت و آمد كه باعث جدايي دانشجو و خانواده او از محيط اجتماعي داخل كشور براي مدت طولاني مي*شود؛
              20.تحركات و فعل و انفعالات سياسي در داخل كشور؛
              21.ناپايدار بودن مقررات و قوانين و عدم ثبات مسؤولين؛
              22.اخبار و اطلاعات نامطلوب منتقل شده از سوي كساني كه اخيراً از كشوري مراجعت كرده*اند و يا اشخاصي كه تحصيلاتشان به اتمام رسيده و به داخل كشور برگشته*اند.
              نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


              صادق هدايت؛ بوف کور

              Comment


              • #8

                گزارش دبيرخانه شوراي عالي انقلاب فرهنگي

                دبيرخانه شوراي عالي انقلاب فرهنگي طي گزارشي علل و عوامل فرار مغزها را به سه دسته تقسيم كرده است:
                عوامل علمي و تحقيقاتي: شامل كمبود امكانات مناسب علمي و تحقيقاتي كشور، فقدان نظام بهره*گيري از توان علمي و تحقيقاتي متخصصان و عدم مصرف بهينه بودجه*هاي تحقيقاتي در عين ناكافي بودن.
                عوامل اقتصادي و اجتماعي: شامل عدم تناسب و توجيه منطقي بين درآمدهاي مشاغل در داخل كشور، افزايش جاذبه*هاي مادي خارج از كشور و فاصله موجود با امكانات زندگي در كشورهاي پيشرفته، عدم تناسب بين فارغ*التحصيلان آموزش عالي با فرصت*هاي شغلي و عدم انطباق تخصص و توان فارغ*التحصيلان با نيازهاي كشور.
                عوامل فرهنگي و سياسي: شامل احساس عدم ثبات نسبت به حال و آينده كشور، كاهش انگيزه و تعهد براي خدمت به مردم به عنوان وظيفه ديني و ملي، ايجاد تغييرات فرهنگي در روحيات متخصصان به دليل طولاني*شدن مدت اقامت در خارج، تبليغات سوء رسانه*هاي جمعي بيگانه در بدبين نگه داشتن ايرانيان مقيم خارج نسبت به نظام و ناهمگوني فرهنگي و سياسي برخي از متخصصان با اعتقادات و ارزش*هاي حاكم بر جامعه.

                گزارش سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي

                در گزارشي كه به وسيله اداره كل امور فرهنگي ايرانيان خارج از كشور (سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي) تهيه شده است مجموعه زير به عنوان علل و عوامل فرار مغزها استخراج شده است:

                1 عوامل فرهنگي و اجتماعي:

                "فضاي اجتماعي نامناسب؛
                "عدم توجه به شأن و منزلت علم و عالم؛
                "الگوسازي و الگوپذيري از خارج؛
                "سطح علمي دانشگاه*ها و فقدان ابزار و تجهيزات پيشرفته؛
                "نبودن امكانات كافي براي ادامه تحصيل در دوره*هاي تكميلي؛
                "نداشتن ارتباط بين برخي از رشته*ها با صنعت كشور؛
                "نبودن استادان مجرب و كادر آزموده، به خصوص در رشته*هاي فني؛
                "وجود معضلاتي چون كنكور و آزمون*هاي ورودي.

                2 عوامل اقتصادي:

                "تفاوت كيفي زندگي؛
                "امكانات مادي و ميزان درآمد؛
                "نداشتن امنيت فكري و برخوردهاي نامناسب با اصحاب انديشه.

                3 عوامل سياسي:

                "عدم ثبات سياسي؛
                "تغيير سريع قوانين و مقررات؛
                "عدم وجود امنيت فكري و برخوردهاي نامناسب با اصحاب انديشه.

                عوامل مؤثر بر ترجيح كار و توطّن در خارج نسبت به موطن يا بازگشت به وطن

                عوامل حرفه*اي؛ بهره*برداري از دانش حرفه*اي، تسهيلات مادي براي كار حرفه*اي، ارتباط با جامعه حرفه*اي، امكان آشنايي با پيشرفت*هاي فني، ضمانت براي بازگشت، ساخت اطلاعات نامتقارن مربوط به نيروي كار در دو كشور مبدأ و مقصد، بورسيه دانشجويي به شرط بازگشت؛
                عوامل اقتصادي؛ فاصله*هاي درآمدي، ماليا*ت*ها، حمايت*ها، سوبسيدها، ماليات بر مهاجرت؛
                شرايط زندگي؛ هزينه زندگي، سطح زندگي مطلوب، مسؤوليت*ها؛
                شرايط كار؛ تسهيلات، تأمين اجتماعي، استقلال در كار، پيشرفت شغلي، جابجايي شغلي، شغل دوم؛
                شرايط اجتماعي؛ امنيت اجتماعي، فساد، همبستگي، مقبوليت، تبعيض، تمايزات قومي و نژادي، برخوردهاي اجتماعي، بيگانگي فرهنگي، انطباق*پذيري، شرايط و سياست*هاي پذيرش، تابعيت، جمعيت؛
                شرايط سياسي؛ ثبات سياسي، مشاركت سياسي، امنيت، ستم حكومتي، حقوق سياسي و مدني، سياست*هاي اقتصادي و انواع كنترل و نظارت*ها، هويت ملي، سركوب روشنفكران، روابط ميان كشور مبدأ با كشورهاي مهاجرپذير؛
                عوامل عواطفي؛ همسر، خانواده، پيوندهاي دوستي، وابستگي به والدين، احساسات ميهن*دوستي؛
                شرايط فرهنگي؛ نحوه نگرش به جهان، نظام*هاي باور، اعتقادات ايدئولوژيك، تابوها و صور رفتاري (حلال و حرام*ها).

                ديدگاه مبتني بر عوامل دافع و جاذب

                آنچه كه باعث ترك وطن و اقامت در سرزمين ديگر مي*شود معمولا به دو گروه عوامل مربوط مي*شود: عوامل دافعه و عوامل جاذبه. كه اين عوامل با ابعاد اقتصادي، اجتماعي، سياسي و تخصصي ارتباط دارند. مهمترين مواردي كه مي*توان در دسته مربوط به دافعه جاي داد عبارتند از: افزايش فاصله طبقاتي، محدوديت آزادي، فرهنگ كاري ناكارآمد، كمبود امكانات تحقيقاتي و پايين بودن استانداردهاي پژوهشي، عدم تعادل در درآمد و هزينه، بي عدالتي، بي قانوني و پارتي بازي. در مقابل علل رانشي، مواردي وجود دارد كه باعث جذب نخبگان در كشوري ديگر مي*گردد. اين عوامل كششي عبارتند از: فرصت ادامه تحصيل، رفاه اجتماعي، تعادل هزينه و درآمد، سيستم آموزشي كارآمد، رفاه اقتصادي، آزادي سياسي و اجتماعي، وجود فرصتهاي شغلي و امنيت شغلي.
                در پژوهشي كه در سال 1380 توسط علي طايفي به انجام رسيده است از دو گروه متخصصان پرسش*گيري شده است:

                الف) ايرانيان متخصص مقيم در خارج از كشور در چهار كشور آمريكا، انگلستان، كانادا، استراليا
                ب) پنجاه نفر از متخصصان ايراني كه قصد خارج شدن از كشور را دارند.

                در پرسشنامه هر دو گروه هم زمان به دو دسته عوامل كشش و رانش توجه شده است:
                علل اصلي رانش نزد دو گروه بررسي شده، به ترتيب به شرح زير است:

                الف از نظر متخصصان مقيم خارج:

                1-نبود اطمينان به آينده خود و خانواده
                2-افزايش فاصله طبقاتي
                3-محدوديت آزادي
                4-فرهنگ ناكارآمد
                5-كمبود امكانات تحقيقاتي

                ب از نظر متخصصان با قصد عزيمت:

                1-نبود تعادل بين درآمد و هزينه
                2-نبود آزادي فردي، اجتماعي و مسائل طبقاتي
                3-نبود امكان ادامه تحصيل و عدم استفاده از متخصصان
                4-فرصت شغلي محدود و تبعيض در استخدام
                5-بي*عدالتي و پارتي بازي

                از سوي ديگر علل اصلي كششي (جاذبه) نزد دو گروه عبارتند از:

                الف: متخصصان مقيم:

                1-فرصت ادامه تحصيل
                2-رفاه اجتماعي بهتر
                3-تعادل هزينه و درآمد
                4-وجود فرصت*هاي شغلي و توجه به مهارت و شايستگي
                5-نظام آموزشي كارآمد

                ب: متخصصان با قصد عزيمت:

                1-رفاه اقتصادي
                2-وجود امكانات براي ادامه تحصيل
                3-وجود فرصت*هاي شغلي و عدم تبعيض در استخدام
                4-آزادي سياسي و اجتماعي
                5-مهاجرت و تشويق اقوام و دوستان (طايفي، 1380).
                نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                صادق هدايت؛ بوف کور

                Comment


                • #9
                  زمينه*ها و متغيرهاي دخيل در فرار مغزها و مهاجرت*هاي خارجي

                  با عنايت به پژوهش*ها و تحقيقات صورت گرفته، در يك جمع*بندي علمي مهم*ترين عوامل و متغيرهاي دخيل در پديده فرار مغزها در كشورهاي در حال توسعه عبارتند از:
                  1.مشكلات و دغدغه*هاي اقتصادي
                  2.افت اعتبار اجتماعي علم و پژوهش در جامعه
                  3.عدم حفظ منزلت اجتماعي
                  4.كم توجهي به استعدادهاي درخشان و آينده آنها
                  5.عدم ارتباط منطقي و صحيح بين دانشگاه و بخش صنعت
                  6.ضعف بخش خصوصي
                  7.عدم وجود سيستم كاريابي و بانك اطلاعاتي پيرامون متخصصان ايراني
                  8.سياست زدگي در امور علمي
                  9.مقررات مربوط به قانون نظام وظيفه
                  10.مقررات مربوط به گزينش و طولاني بودن مراحل آن
                  11.فقدان برنامه*ريزي صحيح و منطقي و سوء مديريت
                  12.عوامل روان*شناختي و احساس محروميت نسبي
                  13.وجود جاذبه*هاي مادي- رفاهي شايان توجه در كشورهاي توسعه يافته و تبليغات در اين رابطه
                  14.حاكميت روابط بر ضوابط و خويشاوند و باند سالاري
                  15.گراني بازارها و تكنولوژي پژوهشي
                  16.موانع و امكانات حرفه*اي در ايران و فواصل موجود بين ايران و كشورهاي پيشرفته در وجود عوامل زيربنايي حرفه*اي
                  17.وجود معضلاتي چون كنكور و آزمون*هاي ورودي
                  18.دلبستگي فكري و فرهنگي به خارج، كاهش احساس علاقه به ميهن و الگوسازي و الگوپذيري از خارج
                  19.كمبود ظرفيت*هاي تحقيقاتي
                  20.قوانين و مقرارت كشور محل تحصيل در مورد اقامت خارجيان
                  21.نابساماني در پرداخت مقرري و شهريه دانشجو در حين تحصيل
                  22.عدم نظارت و سرپرستي در تحصيل و امور كلي و معيشتي و خانوادگي دانشجو
                  23.قطع ارتباط فرهنگي و اعتقادي و تخريب مباني فكري تحت تأثير فرهنگ حاكم
                  24.عدم پيگيري سازمان بورس*دهنده در اجراي تعهدات دانشجو در گذشته و حال و عدم طرح دعوي در مراجع حقوقي و قضايي
                  25.تشويق خانواده*ها از ايران براي ماندن و يا حداقل ترغيب به نيامدن با ذكر مسائل و دشواري*هاي معيشتي و هزينه*هاي بالا و ذكر كمبودها و كسري*ها
                  26.عدم تغذيه فرهنگي و خبري دانشجو و خانواده وي در طول دوران تحصيل؛
                  27.دوري راه و نبودن امكانات مسافرت مستقيم و متناوب، بالا بودن هزينه رفت و آمد كه باعث جدايي دانشجو و خانواده او از محيط اجتماعي داخل كشور براي مدت طولاني مي*شود؛
                  28.ناپايدار بودن مقررات و قوانين و عدم ثبات مسؤولين؛
                  29.اخبار و اطلاعات نامطلوب منتقل شده از سوي كساني كه اخيراً از كشوري مراجعت كرده*اند و يا اشخاصي كه تحصيلاتشان به اتمام رسيده و به داخل كشور برگشته*اند.
                  30.كمبود امكانات مناسب علمي و تحقيقاتي كشور
                  31.فقدان نظام بهره*گيري از توان علمي و تحقيقاتي متخصصان
                  32.عدم مصرف بهينه بودجه*هاي تحقيقاتي در عين ناكافي بودن.
                  33.عدم تناسب و توجيه منطقي بين درآمدهاي مشاغل در داخل كشور
                  34.عدم تناسب بين فارغ*التحصيلان آموزش عالي با فرصت*هاي شغلي و عدم انطباق تخصص و توان فارغ*التحصيلان با نيازهاي كشور.
                  35.كاهش انگيزه و تعهد براي خدمت به مردم به عنوان وظيفه ديني و ملي
                  36.ايجاد تغييرات فرهنگي در روحيات متخصصان به دليل طولاني*شدن مدت اقامت در خارج
                  37.تبليغات سوء رسانه*هاي جمعي بيگانه در بدبين نگه داشتن ايرانيان مقيم خارج نسبت به نظام
                  38.عدم استراتژي و برنامه براي جذب نخبگان علمي جوانان در سطح ملي

                  رهيافت*هاي حل بحران

                  پيشگيري

                  تا اواخر دهة* 1980 سياست*هاي ملي و بين*المللي در برابر فرار مغزها، عمدتاً اقدامات متقابل بوده است، يعني جلوگيري يا كنترل جريان خروج متخصص و يا كم*رنگ ساختن تأثيرات منفي آن از طريق ماليات*بندي. اگر چه اين طرح*ها غالباً با بررسي دقيق صورت مي*گرفت، اما در عمل راه*حل مؤثري يافت نمي*شد. در طول دو دهه گذشته نگاه به خروج متخصص تحول يافته و بيشتر تأكيد به بهره*گيري از مغزها بوده است. يعني جمعيت متخصص دارايي بالقوه به حساب آمده است.
                  براي تحقق بهره*گيري از نخبگان دو راه وجود دارد:
                  1.بازگشت مهاجران به وطن (گزينه بازگشت)
                  2.بسيج كردن و همراه نمودن آنها با توسعه در كشور از راه دور (گزينه استفاده از مهاجران).

                  گزينه استفاده از مهاجران

                  گزينه استفاده از مهاجران جديدتر است و راهبردي متفاوت دارد. در اين گزينه اين مسأله كه امكان بازگشت بسياري از مهاجران ضعيف است، بديهي فرض مي*شود.
                  مهاجران غالباً در خارج تثبيت شده*اند و زندگي حرفه*اي و شخصي خود را در آنجا تشكيل داده*اند. با اين همه ممكن است هنوز به دليل پيوندهاي فرهنگي و خانوادگي دغدغه* توسعه كشور خود را داشته باشند. بنابراين، هدف اين است كه پيوندهايي برقرار شود تا آنها بتوانند بدون بازگشت دائمي يا موقتي به نحوي مفيد و ثمربخش در توسعه كشور سهيم شوند.
                  امتياز مهم گزينه استفاده از مهاجران اين است كه بر سرمايه*گذاري*هاي عظيم زيرساختي كه مستلزم بهره*برداري از منابع از پيش موجود است متكي نيست.
                  گزينة استفاده از مهاجران شكل جامع رويكرد ارتباطي است. تاكنون 41 شبكه علمي مهاجران در سراسر جهان شناسايي شده و تنها شبكه*هايي را شامل مي*شود كه مشخصاً هدفشان ارتباط مهاجران با هم و با وطنشان و ترغيب به مبادله دانش و مهارت*هاست. چند شبكه جديد مهاجران نيز به وجود آمده كه بدون تأكيد بر دانش به افزايش پيوندهاي پراكنده به سطحي عمومي*تر و جهاني*تر اهتمام دارد. شبكه*هاي علمي مهاجران به 30 كشور مختلف متصل است كه بعضي از آنها بيش از يك شبكه دارا هستند.
                  شبكه*ها همه به تازگي و در اواخر دهة 80 و غالباً در دهه 90 به صورت كاملاً خودجوش و مستقل از يكديگر راه*اندازي شده*اند و بنابراين همه متنوع و ناهمگون هستند.

                  انديشمندان مهاجر و شبكه*هاي تازه

                  شبكه*هاي رايانه*اي، نخبگان مهاجر هر كشور را به سرزمين خود پيوند مي*دهد. اين شبكه*ها، دانشگاه*هاي مجازي هستند كه از طريق آن، دانشجويان، پژوهشگران و دانشمندان هر كشور حتي اگر از نظر جغرافيايي هزاران كيلومتر دور از هم باشند با هم ارتباط دارند. با گسترش اين شبكه*ها شايد ناچار شويم براي فرار مغزها، در جستجوي تعريف ديگري باشيم.
                  مجموعة شبكه*هاي علمي مهاجران كه تاكنون مورد شناسايي قرار گرفته به پنج دسته تقسيم*بندي شده است: شبكه*هاي دانشجويان و محققان، انجمن*هاي محلي مهاجران متخصص، برنامة انتقال دانش از طريق اتباع مهاجر (Tokten) در قالب طرح توسعة سازمان ملل (UNDP) و شبكه*هاي دانشمندان و انديشمندان مهاجر. شبكه*هاي دانشمندان و انديشمندان مهاجر خود بر دو نوع است: شبكه*هايي كه هنوز داراي ويژگي*هاي ثابت و مشخص نيستند (در حال توسعه*اند) و شبكه*هايي كه سازمان يافته*تر و تثبيت شده*تر هستند.
                  در اينجا اين شبكه*ها برحسب اداره و سازمان*دهي، عضويت، اهداف و فعاليت*ها با هم مقايسه شده و شباهت*ها و تفاوت*هاي آنها بيان مي*شود:
                  اداره و سازما*ن*دهي شبكه: همة شبكه*هاي مورد مطالعه در اوايل دهة 1990 راه*اندازي شده*اند و در بعضي موارد شبكه را گروهي از محققان، دانشمندان يا دانشجويان مهاجر كه اهميت اقداماتي از اين دست را مي*دانند راه*اندازي كرده*اند. اينترنت مهمترين ابزاري است كه همه شبكه*ها براي معرفي شبكه و ترغيب اعضاي بالقوه از آن استفاده مي*كنند. معمولاً برگ تقاضانامة عضويت به صورت Line - Onوجود دارد كه از اعضاي خواسته مي*شود آن را پُر كنند. شبكه*ها را يك كميتة اجرايي يا شوراي اجرايي اداره مي*كند كه بنا به بزرگي شبكه تعداد اعضا متفاوت است. اينكه بيشتر شبكه*ها نهادهايي مستقل هستند بدين معناست كه همة* آنها به جز كنسرسيوم علمي تونس (TSC) بودجه*اي را از دولت متبوع خود دريافت نمي*كنند و بنابراين اعضا بايد حق عضويت بپردازند كه تنها منبع درآمد بيشتر شبكه*هاست. ميزان حق عضويت معمولاً به نوع عضويت بستگي دارد كه عضويت دانشجويي، حرفه*اي يا شركتي را در بر مي*گيرد.
                  عضويت در شبكه: عضويت در اكثر شبكه*ها براي پژوهشگران، دانشمندان، دانشجويان و بازرگانان و در بعضي موارد براي مؤسسات تجراي و تحقيقاتي آزاد است. عضويت در بعضي از شبكه*ها مخصوص افراد فعال در حوزه*هاي علم و فناوري است در حالي كه ساير شبكه*ها رشته*هاي بيشتري را در بر مي*گيرند. بيشتر شبكه*ها به علوم طبيعي گرايش دارند. غالباً اعضاي شبكه در سراسر جهان پراكنده*اند.
                  بيشتر شبكه*ها عضويت را به اتباع مهاجر كشور خود محدود كرده*اند. بعضي شبكه*ها چون انجمن دانشمندان پژوهشگر ايرلند و كنسرسيوم علمي تونس ساختار نسبتاً پيچيده*اي براي عضويت دارند. اعضاي اين شبكه*ها بسيار متخصص و صاحب*نظر و بيشتر آنها داراي مدارك عالي (كارشناسي ارشد و دكترا) هستند.
                  اهداف و فعاليت*هاي شبكه: هدف شبكه*هاي انديشمندان و دانشمندان مهاجر برقراري و ترويج ارتباط و مبادلة اطلاعات بين اعضاي مقيم خارج و پيوند آنها با همتايانشان در داخل كشور است. در فهرست اولويت*ها نيز پيشرفت*هاي آموزشي، اجتماعي، فرهنگي و حرفه*اي اعضا در صدر قرار دارد. همة اينها به همان هدف اصلي شبكه*ها بر مي*گردد كه توسعة اجتماعي، سياسي و اقتصادي وطن است. به منظور تضمين رسيدن به اهداف مذكور اعضاي شبكه*ها در فعاليت*هاي گوناگوني شركت مي*جويند و رويدادهاي مختلف آموزشي، توسعه*اي، اجتماعي و فرهنگي را سازماندهي مي*كنند. اين فعاليت*ها شامل برگزاري همايش، هم*انديشي، كارگاه، بحث*هاي موضوعي و البته مراسم شام، جشن*هاي آغاز سال نو و گشت و گذار است. همة شبكه*ها خبرنامه يا بولتن خبري به صورت كاغذي يا الكترونيكي دارند كه مراودة بين اعضاي شبكه را تسهيل مي*كند و آنها را از آخرين خبرها در توسعه كشور آگاه مي*سازد. بدين ترتيب اطلاعات و يافته*هاي پژوهشي منتشر و گفتگوي بين اعضا و بين همتايانشان در كشور تسهيل مي*شود. اعضاي شبكه به منظور پيشرفت اجتماعي و اقتصادي كشور خود، در پروژه*هاي مختلف توسعه با سازمان*هاي دولتي و مؤسسات خصوصي و غيرانتفاعي همكاري مي*كنند. شبكه*ها ممكن است با محدوديت*ها و مشكلاتي چند در تنظيم و در اجراي پروژه*هاي توسعه مواجه شوند.
                  چشم*اندازهاي استفاده از مهاجران متخصص
                  اينكه بسياري از كشورها همزمان شبكه*هاي مهاجران متخصص و دانشمند را با ويژگي*ها و ساختارهاي مشابه راه*اندازي كرده*اند، نشان مي*دهد كه گزينة استفاده از مهاجران راهبردي با اهميت است. بسياري از آنها نزديك به يك دهه است كه فعاليت دارند. همة شبكه*ها به هدف اولية خود كه به حركت درآوردن نيروهاي انساني متخصص مهاجر بوده دست يافته*اند، گرچه ميزان موفقيت متفاوت بوده است. بزرگي شبكه*ها با عضويت چند صد تا دو هزار نفر متفاوت است. در واقع، هدف جذب بهترين مهاجران و نه بيشترين آنهاست.
                  لذا اگر قرار است پروژه*هاي مشتركي بين نيروهاي پراكنده و نيروهاي داخل كشور عملي شود، وجود دو شرط ضروري است: نظام اطلاع*رساني، و برنامة ايجاد انگيزه.
                  نظام اطلاع*رساني حوزة* مشاركت بالقوة موجود را نشان مي*دهد كه در آن هر كاربري مي*تواند در حوزة فعاليت خويش در جستجوي همكار باشد. براي ايجاد انگيزه، منابعي مستقيماً براي تقويت پروژه*هاي اعضا تهيه مي*شود يا امكان دسترسي به آنها فراهم مي*گردد. اين يك مثلث كاري است. در جمعيتي چنين وسيع و ناهمگون، علاوه بر عضويت در شبكه، حمايت*هاي فني و سياسي نيز لازمة تسهيل اموراست. در اين فرايند تعهد و مشاركت سازمان*ها و عاملان مقيم كشور نقشي حياتي دارد.
                  بررسي تحليلي شبكه*هاي مهاجران متخصص نشان مي*دهد كه در شبكه*هايي از اين دست سازمان*دهي درست ضروري است تا ارتباط، تبادل اطلاعات و تشريك مساعي تضمين شود. از اين رو لازم است مجموعه هماهنگ*كننده*اي وجود داشته باشد. وظيفة* چنين مجموعه*اي بايد جمع*آوري، سازمان*دهي و حفظ اطلاعاتي باشد كه براي جستجوي نظام*مند مشاركت و همكاري ضروري است.
                  نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                  صادق هدايت؛ بوف کور

                  Comment


                  • #10
                    جهان امروز جهان انفجار اطلاعات است. مشكل كاربر دسترسي به اطلاعاتي است كه مرتبط، مفيد و بالاخره عملي باشد. اين همان چيزي است كه شبكة مهاجران به اعضا و كاربران خود چه در خارج و چه در داخل كشور ارائه مي*كند.
                    چه براي وطن و چه كشور ميزبان، گزينة استفاده از مهاجران راهبرد سودمندي براي همكاري دو جانبه است. پيوندشان با وطن ممكن است فرصت*هايي براي كشور محل شكونتشان به همراه آورد. هر نوع سرمايه*گذاري كه كشور ميزبان مايل به انجام آن باشد بيش از پروژه*هاي همكاري منفرد و زمان*بندي شده از امنيت برخوردار است. در پروژه*ها و برنامه*هاي گوناگون همين مسأله قابل مشاهده است.
                    سازمان*هاي بين*المللي امتيازات گزينه استفاده از مهاجران را براي جلب همكاري دريافته*اند. آگاهي روزافزون و حمايت آنها از چنين راهبردي بسيار سازنده و با كمك به توسعة آن بدون شك آرمان*هاي مورد نظر حفظ خواهد شد.


                    مروري بر مطالعات

                    با توجه به اهميتي كه نخبگان و متخصصان در توسعه و پيشرفت كشور خود دارند، انديشيدن تمهيداتي براي خروج از شرايط كنوني و جلوگيري از فرار مغزها و يا كاهش و در اختيار گرفتن اين نيروها ضروري است.

                    پيشنهادهاي سازمان بهداشت جهاني

                    1.از بورس*ها تكميلي تا حد امكان در مناطقي استفاده شود كه با كشور استفاده*كنندگان از نظر اجتماعي تفاوت زيادي نداشته باشد.
                    2.اين بورس*ها تا حد امكان به كساني واگذار شود كه شخصيت و مقام*هاي مهمي دارند و به علت پاي*بند بودن به موقعيت اجتماعي خود، مقيد به بازگشت به كشورشان هستند.
                    3.استفاده*كنندگان از بورس*ها متعهد شوند كه لااقل در مدت معيني پس از پايان تحصيل به ميهن خود بازگردند.

                    پيشنهادهاي كارشناسان غيردولتي دانشگاه لوزان

                    كارشناسان غيردولتي لوزان براي پيشنهاد به كشورهاي در حال توسعه به طرح برنامه*اي پرداختند كه مواد تنظيمي آن به طور خلاصه به صورت زير است:
                    1.بالا بردن سطح دستمزد براي كادر علمي و فني
                    2.توسعه و ايجاد موقعيت*هاي لازم جهت كار متخصصان
                    3.توزيع درآمد داخلي با انتخاب سياست*هاي عقلايي
                    4.افزايش كمك به حصول نوآوري
                    5.تنظيم آيين نامه مربوط به شكل دستمزدها
                    6.رفع تبعيض و تعصب
                    7.خاتمه دادن به اعمال انحصاري و تحديد در مهاجرت افراد كشورها

                    از نظر گلداسميت چند راهكار براي رفع اين معضل وجود دارد:
                    1-كوچك كردن سازمان*ها و بيرون راندن بي*خاصيت*ها
                    2-اطلاع نخبگان از اينكه نظام مديريت خواهان ماندن آنهاست
                    3-قدرشناسي از سرآمدان
                    4-مهيا كردن فرصت جنب و جوش و پيشرفت
                    5-تجديد نظر در نظام پرداخت*ها
                    6-تسامح فرهنگي
                    7-ايجاد فرصت بروز شهامت (گلداسميت، مارشال، 1996).
                    كشورهاي در حال توسعه در صدد اتخاذ تدابيري هستند تا از فرار مغزها جلوگيري كنند يا لااقل آن را كاهش دهند و اين نيروها را در خدمت بگيرند. اين كشورها براي دستيابي به اين هدف معيارهاي زير را به مرحله اجرا در مي*آورند (مجله اقتصادي، 1368: 45).
                    1.ايجاد انگيزه در افراد براي تشويق به ادامه كار در داخل كشور و يا بازگشت از خارج
                    2.تدوين نظام نامه*هايي كه اساس آن مبتني بر محدود كردن افراد متخصص در رابطه با ترك كشور است
                    3.بومي كردن نظام آموزشي
                    اما مروري بر برخي تجربيات نيز مي*تواند راهگشا باشد.
                    كشور هند در صادرات نرم افزار موفق بوده است، اين كشور در جهت جلوگيري از فرار مغزها به تدابيري روي آورده تا با آن متخصصان خود را نگه داشته و يا بازگرداند. در نظر گرفتن سهام براي مهندسان شركت، يكي از راه حل*هاي موثري است كه شركت InFosys هند در جهت كاهش مهاجرت مغزها به كار برده است (صاحبكار، 1380). عسكري و كومينز (1977) در رابطه با توقف فرار مغزها از كشورهاي خاورميانه، سياستهاي محرك اقتصادي را پيشنهاد مي*كنند تا بدين وسيله مهاجران تشويق به بازگشت شوند (Torbat, 2002: 273). بعضي نيز كاهش نرخ فرار مغزها را در گروي توسعه صنعتي پايدار مي*دانند (اميني، 1380: 6).
                    دولت سوئيس به خاطر كمبود نيروهاي متخصص به ويژه در زمينه رايانه در صدد جذب متخصصان سوئيسي مقيم آمريكا است. در راستاي برنامه*ريزي به عمل آمده براي بازگرداندن و جذب متخصصان به سوئيس، مزايايي نظير برخورداري از مسكن، اتومبيل و دستمزدهاي قابل رقابت، در نظر گرفته شده است. بعضي از پيشنهادات ارائه شده براي جذب متخصصان به سوئيس*عبارتند از (حسن زاده، 1380: 1):
                    1-برپايي دوره*هاي دكترا و فوق دكترا در رشته*هاي مورد نياز
                    2-گشودن مرزهاي كشور به روي متخصصان خارجي
                    3-حمايت هرچه بيشتر از جوانان با استعداد به ويژه اقشار كم درآمد
                    4-بالا بردن جايگاه علوم در كشور
                    5-افزايش بودجه سرمايه گذاري در بخش علوم و تحقيقات
                    6-جذب محققان خارجي تحصيل كرده در سوئيس
                    7-حمايت از متخصصين سوئيسي مقيم خارج و ايجاد تسهيلات در امر روند بازگشت آنها به كشور

                    در مقاله (امپرياليسم علمي و دزدي مغزهاي متفكر) پيشنهاداتي به شرح زير آمده است:
                    1.كشورهاي تازه از بند رسته بايستي به تخصص*هايي توجه كنند كه مورد نياز فوري اقتصاد كشورشان باشد.
                    2.متعادل ساختن حقوق افراد متخصص با هزينه زندگي
                    3.كشورهاي جهان سوم بايد سياست آموزشي خود را در راستايي هدايت كنند كه بيشترين شمار دانش آموختگان جذب بازار كار شوند.
                    4.همياري ميان كشورهاي در حال توسعه و گسترش همكاري*هاي علمي و پژوهشي به صورت منطقه*اي
                    5.پژوهش و تحقيقات علمي به صورت همياري در ميان كشورهاي در حال توسعه و تبادل علمي و فني

                    در رابطه با پيشگيري از فرار مغزها و جذب نخبگان كشور در راستاي تأمين منافع ملي كشور محمد حاجيلري در پايان نامه خود كه در رابطه با پديدة فرار مغزها به رشته تحرير درآورده است روشهاي زير را در اين رابطه مؤثر قلمداد مي*كند :
                    1.كشورهاي تازه از بند رسته بايستي به تخصص*هايي توجه كنند كه مورد نياز فوري اقتصاد كشورشان باشد.
                    2.متعادل ساختن حقوق افراد متخصص با هزينه زندگي
                    3.كشورهاي جهان سوم بايد سياست آموزشي خود را در راستايي هدايت كنند كه بيشترين شمار دانش آموختگان جذب بازار كار شوند.
                    4.همياري ميان كشورهاي در حال توسعه و گسترش همكاري*هاي علمي و پژوهشي به صورت منطقه*اي
                    5.انجام پژوهش و تحقيقات علمي به صورت همياري در ميان كشورهاي در حال توسعه و تبادل علمي و فني در رابطه با پيشگيري از فرار مغزها و جذب نخبگان كشور در راستاي تأمين منافع ملي كشور
                    6.كنترل و تقليل عده جواناني كه به عنوان فرار مغزها از ايران به خارج از كشور عزيمت مي*نمايند.
                    7.كنترل رشته*هاي تحصيلي دانشجويان در خارج از كشور بدين معني كه چون در شرايط فعلي هدف بيشتر جوانان براي ادامه تحصيل در خارج قبل از هر چيز كسب يك عنوان آكادميك مي*باشد. چنانكه بايد و شايد توجهي به رشته*هاي مورد نياز در داخل كشور نمي*شود و چه بسا ديده شده يك دانشجو در طي اقامت خود در خارج دو يا سه بار رشته تحصيلي خود را تغيير داده است.
                    8.توسعه مسائل تعليم و تربيت در مراحل عالي در داخل كشور و همچنين تأسيس مدارس حرفه*اي كه نياز زيادي به توسعه آنها احساس مي*شود و فراهم آوردن تسهيلات مادي و قانوني براي داوطلبان ورود به اين مدارس و دانشگاهها به صورتي كه امكان*پذير باشد.
                    9.از بين بردن تبليغات و امتيازاتي كه ميان محصلان داخل كشور و دانشجويان خارج از كشور وجود دارد.
                    10.تشكيل مراكز تحقيق و مطالعه در رشته*هاي مختلف علوم و فنون و عموميت دادن به آنها و تشويق كساني كه در اين مراكز موفقيت*هايي به دست مي*آوردند و شركت دادن بيشتر مهندسان و دانشمندان در اداره كارخانجات و تأسيسات صنعتي و برانگيختن منافع آنها در اين كاركرد كمك مالي به اين مؤسسات براي استخدام طبقه تحصيل كرده.
                    11.تأسيس يك مركز كاريابي در ايران به نحوي كه فارغ التحصيلان پس از بازگشت و حتي قبل از آن براي يافتن شغل مناسب متناسب با رشته تخصصي و تمايل خود اقدام كنند.
                    12.در حال حاضر تأسيس مركز يا مراكز كاريابي بسيار ضروري به نظر مي*رسد و از جمله مسائلي است كه دولت بايد توجه به آن را در درجه اول اهميت قرار دهد.
                    علاوه بر اين موارد رويه برنامه*ريزي بلندمدت و دقيق براي استفاده از نيروي انساني نيز به وسيله كشورهاي پيشرفته سوسياليست مانند مغولستان و كره* شمالي كه توسعه كافي پيدا كرده*اند به مرحله عمل درآمده و نتايج مطلوبي از آن به دست آمده است. روشي كه تا امروز بيش از ديگر روش*ها متضمن نتايج مثبت بوده اين است كه كساني براي ادامه تحصيلات به خارج فرستاده شوند كه عالي*ترين مراحل آموزش را در رشته*هاي مورد علاقه در كشور خود گذارنيده باشند. اين سياست، تاكنون به وسيله چند كشور عملي شده و مؤثر بودن آن در جلوگيري از فرار مغزها مورد تأييد قرار گرفته است.

                    رفع عوامل دفعي در داخل كشور

                    براي كند كردن روند مهاجرت نخبگان، بايد در درجه نخست ضمن از ميان بردن دافعه*هاي موجود، جاذبه*هاي زندگي و اقامت در داخل كشور را براي متخصصان و انديشمندان فراهم كرد. شايد بتوان راهكارهاي زير را به عنوان راهي جهت برون رفت از وضع موجود داراي اعتبار دانست:
                    "مديريت اعتبارات پژوهشي: تخصيص اعتبارات كافي براي آموزش عالي و تحقيقات تنها بخشي از راهكارهاست و مهمتر از آن مديريت توزيع و مصرف اعتبارات است. به عبارت ديگر با تخصيص بهينه و عادلانه مي*توان قسمت مهمي از كاستي*هاي ناشي از كمبود اعتبارات را جبران كرد. معيار عدالت و بهينه بودن اعتبارات، توجه محوري به اين مطلب است كه مهمترين عامل توسعه نيروي انساني متخصص، بويژه محققان هستند و كليد جذب اين افراد هم، رعايت احترام و شئون ايشان است. نخبگان بايد قانع شوند كه در كشور، علي*رغم كمي اعتبارات در مقايسه با كشورهاي پيشرفته، بيش از جاي ديگر تأثيرگذار هستند و همين احساس مؤثر بودن بهترين مانع براي مهاجرت تعداد زيادي از آنهاست.
                    "رعايت شايسته گزيني و نخبه گزيني در انتصاب مديران آموزشي و تحقيقاتي
                    "تقويت حس ميهن پرستي در جوانان و نوجوانان: تحريك هر چه بيشتر انگيزه*هاي ميهن دوستي در ميان دانش آموزان و دانشجويان در طول تحصيل از طريق ارائه آموزه*هاي مناسب غيرشعاري و جذاب، مي*بايست در رأس برنامه*هاي آموزش قرار گيرد.
                    "تأمين معيشت اساتيد و محققان؛ تا دغدغه معيشت، آنان را از كار فكري به عرصه كاسبي نكشاند.
                    "تجهيزات علمي و تحقيقاتي: تأمين امكانات ابتدايي براي مراكز تحقيقات از قبيل نشريات و كتاب و كامپيوتر و اتصال اينترنت گرچه منابع زيادي نمي*طلبد، اما عدم تأمين آنها تأثيرات بسيار منفي در دلگرمي و ادامه كار نخبگان خواهد داشت. تجربه كشورهايي مانند هند، نشان مي*دهد كه اگر اسباب دلگرمي محققان فراهم باشد، حتي در نبود امكانات گرانقيمت آزمايشگاهي، مي*توان با استفاده از استعداد ايشان، آزمايشگاههاي ابتكاري ايجاد كرد كه نتايج آن در مواردي، كم از آزمايشگاههاي بسيار مدرن غربي نيست.
                    "جلوگيري از سياسي شدن بيش از حد محيط*هاي علمي و ايجاد تشنج در آنها.
                    "گسترش كيفي دوره*هاي دكترا و فراهم ساختن امكان اعزام بورسيه از ميان استعدادهاي درخشان دانشجويان دكترا و فارغ التحصيلان كارشناسي ارشد بدون بهره*گيري از روابط شخصي يا جناحي.
                    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                    صادق هدايت؛ بوف کور

                    Comment


                    • #11
                      نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                      صادق هدايت؛ بوف کور

                      Comment


                      • #12
                        نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                        صادق هدايت؛ بوف کور

                        Comment


                        • #13
                          نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                          صادق هدايت؛ بوف کور

                          Comment


                          • #14

                            نخبه*پذيري و تأثيرات آن بر جامعه
                            از جمله سؤالاتي كه ممكن است مطرح شود مسائل امنيتي ناشي از حضور افراد غيربومي در كشورهاي نخبه*پذير است. تجربه نشان داده است نخبگان غيربومي به دليل داشتن امكانات مادي و معنوي در حد شأن خويش و همچنين فرهنگ بالا از لحاظ امنيتي براي كشورهاي نخبه*پذير مشكلاتي ايجاد نمي*نمايند. سؤال ديگري كه در خصوص مهاجرت ژن*ها جاي طرح دارد اين است كه آيا فرزندان نخبگان در خارج از كشور در زمينة علم و فن تلاش خواهند نمود تا به مرجعيت علمي يا همان نخبگي برسند؟ در اين خصوص مي*توان گفت امكان بالقوه براي بلوغ علمي از نظر ژنتيكي و محيطي وجود دارد. بنابراين جهت توسعه منابع انساني در كشورهاي نخبه*پذير هر دو عامل رشد يعني وراثت هوشمند و شرايط محيطي مناسب براي اينگونه افراد وجود دارد. به*طوري كه بهره*گيري از نهايت پتانسيل نخبگان و دانشمندان در اين كشورها به سادگي ميسر است. شرايط محيطي عبارتند از ملزومات تحقيق و پژوهش كه در حد عالي در كشورهاي نخبه*پذير مهيا است به گونه*اي كه هر وسيله، دستگاه يا ماده*اي را كه محقق نياز داشته باشد در كمترين زمان ممكن در اختيارش قرار مي*گيرد. حقوق مادي و معنوي محققين و نخبگان در اين جوامع نسبت به ديگر كشورها چندين برابر است، دانشمندان و پژوهشگران در اين كشورها از سوي صنايع و شركت*هاي خصوصي مورد حمايت مادي قرار مي*گيرند و از محل اين حمايت مالي، دانشمندان كشورهاي نخبه*پذير به سهولت مي*توانند نخبگان ديگر كشورها را جهت كار بر روي پروژه يا پروژه*هاي خويش كه در ارتباط با رفع معضلات شركت*هاي خصوصي حمايت كننده هست را جذب نمايند. علاوه بر موارد فوق، اكثريت قابل توجهي از نخبگان به دليل هوش و استعداد سرشار، از نظر معنوي و اخلاقي هم تفاوت قابل توجهي با ديگر افراد جامعه داشته و الگوي عملي براي اقشار مختلف مي*باشند و معمولاً ارتباط و اعتقاد عميق*تري با ماوراء*الطبيعه و خداوند دارند. لذا به نظر نگارنده افزايش شمار نخبگان در هر جامعه، تقويت باورهاي ديني را نيز در پي دارد.

                            عوامل دافعه*اي و جاذبه*اي و تاثيرات آنها در مهاجرت ژن*ها
                            مهاجرت نخبگان دغدغه اكثريت كشورهاي جهان است و خيلي از كشورها محققين توانمندي را، جهت بررسي علل و عوامل اين پديده و ارائه راهكارهاي مناسب مأمور به تحقيق و پژوهش نموده*اند كه بخشي از نتايج يافته*هاي آنها منتشر گرديده و مي*تواند مورد استفاده محققين ديگر كشورها قرار گيرد [3ـ5، 8ـ12]. تنها جستجو در پايگاه علمي آمار و اطلاعات بين*المللي ISI با كليدواژة فرار مغزها (Brain Drain) تا تاريخ 25 نوامبر 2004 ميلادي، 538 گزارش را در اين خصوص نشان داد [13]. گريت لادل (Grit Laudel) در سال 2003 ميلادي سعي كرده است پديده فرار مغزها را به روشي سيستماتيك مورد بررسي قرار دهد [14]. آنچه از تحقيق در اين موضوع حاصل مي*شود اين است كه نخبگان هر كشوري، سرمايه*هاي ملي محسوب شده و كشورهايي كه در نخبه*پروري و حفظ و نگهداري آنها مي*كوشند، در فرآيند جهاني شدن از ديگران در همه زمينه*ها گوي رقابت را خواهند ربود. به همين دليل در كشورهايي مانند: انگلستان، روسيه، نيوزلند، هندوستان، آفريقاي جنوبي و غيره جهت مقابله با اين پديدة زيانبار، مطالعات جديد صورت پذيرفته است.

                            لذا ضرورت دارد در كشور ما هم تحقيقي جامع*الاطراف جهت روشن شدن زواياي مختلف اين پديده زيانبار صورت پذير و پاسخ مناسبي براي انبوهي از سؤالات كه در اين رابطه مطرح است يافته و راهكار عملي و بومي ارائه گردد. واقعاً بايد بررسي نمود كه در كشور ما صنايع خصوصي چقدر حاضر هستند كه در زمينه تحقيق و پژوهش سرمايه*گذاري نمايند تا نخبگان كشور از اين طريق بتوانند نقش مؤثر خويش را ايفاء نمايند؟ تا چه اندازه در تامين ملزومات تحقيق و پژوهش جهت رسيدن به بلوغ علمي نخبگان خويش، سرمايه*گذاري كرده*ايم؟ و آيا پژوهشگران و نخبگان براي اينكه فعاليت علمي خويش را به حداكثر برسانند، امكانات لازم و به موقع را در اختيار دارند؟ بنابراين محرز مي*گردد كه مدل جاذبه ـ دافعه در خصوص مهاجرت ژن*ها سازگار است.

                            برخي از عوامل ايجاد كننده دافعه در كشورهاي نخبه*گريز از جمله ايران عبارتند از:

                            1. عدم كارايي علمي و فني در وطن براي سطوح عاليه نخبگان اعم از نخبگان علمي، ورزشي، هنري [1].

                            2. عدم امكان كسب علوم و دانش مورد علاقه براي دانشجويان مستعد همراه با دريافت حمايت مالي (بوسيه شدن)، رويه*اي كه در كشورهاي نخبه*پذير در حال انجام است.

                            3. عدم تامين امكانات زندگي در شأن نخبگي و قابل مقايسه نبودن با حقوق و شرايط رفاهي كشورهاي نخبه*پذير. جديدترين گزارشات حاكي از آنست كه دانشگاه*هاي آمريكا جهت جذب دانشمندان عالي رتبه جهان، حقوق بسيار بالايي را براي ايشان در نظر گرفته*اند، به*گونه*اي كه اين سياستگذاري، كشورهاي اروپايي و روسيه را دچار اضطراب جدي نموده است[7]. به*عنوان مثال دولت انگلستان در سال 2001 ميلادي مبلغ قابل توجهي را به حقوق اعضاء هيات علمي دانشگاه*ها خود اضافه نمود تا اختلاف حقوق بين اساتيد دانشگاه*هاي خود با كشور آمريكا كاهش دهد و از خروج دانشمندان خود جلوگيري نمايد[8].

                            4. كمبود امكانات و ملزومات تحقيق و پژوهش جهت رشد علمي و عدم امكان تهيه آنها در زمان مناسب[13]، كه مواردي از آنها عبارتند از:

                            4ـ1. كمبود دستگاه*ها، وسايل كمك آموزشي، آزمايشگاه*ها، كارگاه*ها و ...

                            4ـ2. عدم هماهنگي و هم جهتي سياست*هاي علمي و فني كشور با انقلاب فناوري اطلاعات يعني صنعت IT. نخبگان و محيط كارشان يعني دانشگاه*ها و مراكز تحقيقاتي براي رقابت كردن با همتايان خود در سطح بين*المللي و براي اينكه نقش رهبري خويش را در عصر اطلاعات به خوبي بازي نمايند[16] بايد امكان دسترسي به تمامي بانك*هاي اطلاعاتي و پايگاه*هاي اطلاعات علمي دنيا برايشان مقدور باشد، چرا كه مشاركت نخبگان در توليد علم و فن بين*المللي بايستي بر اساس شاخص*هاي اساسي توليد علم و فن جهاني باشد[17]. اين بدين معناست كه يكي از سهل*الوصول*ترين مسيرها جهت تعامل علمي نخبگان با محققين بين*المللي و همچنين استفاده از علم جهاني، امكان اتصال به پايگاه*هاي علمي دنيا است كه متاسفانه به دليل محدوديت*هاي مالي چنين امكاني براي دانشگاه*ها و مراكز تحقيقاتي نخبه*پرور در كشور ما در حد مناسب وجود ندارد. اين واقعيت، بزرگترين محدوديتي است كه در حال حاضر نخبگان جامعه را رنج مي*دهد. امروزه، به*طور كلي اين واقعيت پذيرفته شده است كه علم در جوامعي كه دانشمندان آن با يكديگر داراي روابط و ارتباطات متقابل هستند با سرعت و شدت بيشتري رشد مي*كند [18ـ19].

                            4ـ3. عدم امكان تهيه نشريات و كتب علمي جديد و به روز.

                            4ـ4. ناكافي بودن بودجه*هاي پژوهشي و عدم تحقق بودجه*هاي پيش*بيني شده در برنامه*هاي توسعه كشور.

                            4ـ5. بي*ثباتي رديف*هاي حمايتي بودجه*هاي پژوهشي و برخوردهاي سليقه*اي با پژوهش و پژوهشگر در سطح كلان كشوري. لذا با وضع موجود نخواهيم توانست در حفظ نيروهاي متخصص موفق شويم به همين دليل بسياري افراد، كشور را ترك مي*كنند. زيرا نمي*توانند فكر و ايده خود را عملي كنند. محقق عمده*ترين نيازش امكان كار است، اگر براي او مهيا نشود در كشور نمي*ماند[20]. در اين خصوص گفته شده است: ملتي كه پژوهش را قدر مي*داند، پژوهشگر را بر صدر مي*نشاند.

                            4ـ6. عدم توجه ويژه به پژوهش*هاي بنيادي كه تنها منجر به گسترش مرزهاي دانش و توليد علم مي*شوند. لذا نخبگان و متخصصان علوم بنيادي و رشته*هاي علوم پايه به ظاهر نقش پژوهش*هاي خويش را در راستاي نيازهاي جامعه نديده و از طرف ديگر دائماً به ايشان وانمود مي*شود كه نتايج يافته*هاي شما چه مشكلي را از جامعه حل مي*كند و در نهايت محققين توانمند در اين رشته*ها، مكاني مناسب را در كشورهاي نخبه*پذير، جهت گذران زندگي علمي خويش انتخاب مي*كنند كه در آنجا براي پژوهش*هاي بنيادي ارزش بيشتري قائل هستند و در نهايت عازم كشورهاي نخبه*پذير مي*شوند.

                            5. عدم رعايت جدي شايسته سالاري در انتصاب مديران در كشور كه اين مورد شامل تمامي سطوح مديريتي مي*گردد. در جوامع پيشرفته كه دموكراسي به معني واقعي حاكم است، نخبگان جامعه به طريقي كاملاً عادي بر مسند امور قرار مي*گيرند و جامعه توسط نخبگان مديريت مي*شود. چون مديران خود از نخبگان هستند و از نيازهاي نخبگان آگاهي كامل دارند، لذا شرايط لازم را جهت حضور و اثرگذاري نخبگان مهيا مي*كنند و براي نخبگان هم پذيرش شرايط ساده*تر شده و حضور خويش را در وطن موثر مي*بينند.

                            6. امنيت و آرامش ملي در ابعاد مختلف آن تاثيري جدي در مهاجرت نخبگان و مهاجرت ژن*ها دارد. اين واقعيت در خصوص طبيعت و تمامي موجوداتش تحت عنوان انتخاب طبيعي (Natural Selection) امري پذيرفته شده است.
                            نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                            صادق هدايت؛ بوف کور

                            Comment


                            • #15
                              نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                              صادق هدايت؛ بوف کور

                              Comment

                              Working...
                              X