محصور در نقطه صفر
سالارکيا معتقد است: هدف از تبعيد اين است که شخص مجرم را که در محل زندگي اش ايجاد ناهنجاري کرده و جرمي را مرتکب شده به مکاني سخت و داراي محروميت اجتماعي ، اقتصادي اعزام کرد زيرا درخصوص بعضي جرايم بحث حضانت جامعه مطرح مي شود. به اين نحو که کسي که شان و حرمت محل سکونت خود را به هم زده حضورش سبب تکدر و آزردگي خاطر ساکنان آن منطقه است که تبعيد در اين مورد نقش تسکين دهنده و آرامش بخشي براي ساکنان آن منطقه دارد.
بهروز ابوالحسني معاون اجراي احکام دادسراي تهران نيز درخصوص شرايط اجراي حکم تبعيد مي گويد: قطعا حکم تبعيد براي کساني صادر مي شود که محکوميت کيفري داشته باشند و براساس حکم قطعي صادره و به استناد ماده 19قانون مجازات اسلامي به تبعيد هم محکوم شوند. چرا که مطابق مواد 19و 20 قانون مجازات اسلامي تبعيد به عنوان تکميل مجازات مطرح شده است.
سالارکيا معتقد است: هدف از تبعيد اين است که شخص مجرم را که در محل زندگي اش ايجاد ناهنجاري کرده و جرمي را مرتکب شده به مکاني سخت و داراي محروميت اجتماعي ، اقتصادي اعزام کرد زيرا درخصوص بعضي جرايم بحث حضانت جامعه مطرح مي شود. به اين نحو که کسي که شان و حرمت محل سکونت خود را به هم زده حضورش سبب تکدر و آزردگي خاطر ساکنان آن منطقه است که تبعيد در اين مورد نقش تسکين دهنده و آرامش بخشي براي ساکنان آن منطقه دارد.
بهروز ابوالحسني معاون اجراي احکام دادسراي تهران نيز درخصوص شرايط اجراي حکم تبعيد مي گويد: قطعا حکم تبعيد براي کساني صادر مي شود که محکوميت کيفري داشته باشند و براساس حکم قطعي صادره و به استناد ماده 19قانون مجازات اسلامي به تبعيد هم محکوم شوند. چرا که مطابق مواد 19و 20 قانون مجازات اسلامي تبعيد به عنوان تکميل مجازات مطرح شده است.
تبعيدگاه ها
اشاره مشخصي که بسياري از حقوقدانان و قضات به اثرات اجتماعي حکم تبعيد دارند نه مربوط به افراد تبعيدي که بيشتر مرتبط با مردم و ساکنان نقاطي است که به عنوان تبعيدگاه از آن ياد شده است. در مورد اهداف صدور حکم تبعيد عنوان شده است که براي تبعيد شدن مجرمان و محروميت آنها از حقوق اجتماعي بايد به نقاطي که از نظر زندگي داراي شرايط سخت است تبعيد شوند.سخت بودن شرايط زندگي مفهومي کلي است که در نگاه مردمان ساکن در نقاط تعيين شده به عنوان تبعيدگاه به آن نگاه مثبتي نمي شود و بر اين اساس است که هيچ گاه به صورت رسمي تبعيدگاه ها معرفي نمي شوند.
سوادکوهي از قضات باتجربه و مشاور عالي رئيس قوه قضاييه بر اين موضوع تاکيد مي کند و مي گويد: مردم شهرهايي که به عنوان تبعيدگاه در نظر گرفته مي شوند نسبت به اين مجازات ديدگاه مثبتي ندارند و همين مساله تا حدودي براي اجراي اين حکم مانعي ايجاد مي کند.
وي درخصوص محلهاي تبعيد و شرايط آن مي افزايد: قانونگذار در قانون صريحا شهرهايي را به عنوان تبعيدگاه معرفي کرده و فهرست اين شهرها توسط قوه قضاييه و قوه مجريه (وزارت کشور) به عنوان محل تبعيد معين مي شود ولي در عين حال هرچند سال يک بار اين شهرها مورد بازنگري قرار مي گيرند. مثلا شهرهايي در دو دهه گذشته تبعيدگاه بودند که بعد از بازنگري از فهرست خارج شده اند.
نصيري سوادکوهي شرايط اين شهرها را به لحاظ موقعيت جغرافيايي و شرايط زيست محيطي سخت ذکر مي کند و مي افزايد: اين شهرها شهرهايي هستند که داراي محروميت اجتماعي اند. رضا جعفري معاون قضايي دادستان تهران نيز مي گويد: شرايط و مقتضيات تبعيدگاه ها در آيين نامه موجود در اين خصوص که از سوي هيات دولت تهيه شده ذکر شده و در آن نام محلها و شهرها به عنوان تبعيدگاه قيد شده است که عموما شهرهايي دور از مرکز و مراکز استاني و داراي شرايط و موقعيت خاص جغرافيايي هستند.
جعفري هدف مقام قضايي را از صدور چنين حکمي اين گونه اعلام کرد که هدف اين است که متهم را از کانون و محل جرم خارج و از دسترسي متهم به ايادي و دوستانش در جهت جلوگيري از ارتکاب مجدد جرم پيشگيري شود.
وي درخصوص ديدگاه منفي مردم مناطقي که به عنوان تبعيدگاه در نظر گرفته مي شوند تاکيد مي کند: ساکنان آن مناطق نسبت به اين مساله عکس العمل دارند و به لحاظ رواني آسيب پذير مي شوند ولي قاضي هم چاره اي جز اعمال قانون و از بين بردن تشکيلات مجرمانه اين قبيل افراد ندارد.
ابوالحسني نيز درخصوص نگرش مردمي و اجتماعي به تبعيدگاه ها معتقد است: محلي را که به عنوان تبعيدگاه در نظر مي گيرند نسبت به متهم تبعيدگاه است و براي ساکنان آن شهر محيط آرام و آرامش بخشي است.
وي ادامه داد به اين معنا تبعيد نسبت به محکوم عليه (متهم) و به منظور اصلاح او اعمال مي شود بنابراين اين محل نسبت به متهم تبعيدگاه است و به معناي اين نيست که براي سايرين و ساکنان آن منطقه آن اثر را داشته باشد. با توجه به اين که بعضي مفاهيم نسبي اند تبعيدگاه هم به لحاظ معني نسبي است.
نقش بازدارندگي تبعيد
نقش بازدارندگي تبعيد در احکام صادره و در قوانين موجود براساس محروميت افراد از ارتباط با شهر و محل زندگي خود و ارتباط با دوستان ، آشنايان و ساير مجرمان تعريف شده است که ابزار تحقق آن در تبعيد اين است که فرد تبعيد شده بايد به صورت مستمر و معمولا هر روز خود را به مراجع انتظامي معرفي و حضور خود در تبعيد اعلام کند. اما غير از اين عنصر کنترلي ، فرد تبعيد شده تا چه حد در تنگنا قرار مي گيرد؟ در ماده 20 قانون مجازات اسلامي تصريح شده است: در صورتي که محکوم به تبعيد يا اقامت اجباري در اثناي اجراي حکم ، محل را ترک کند و يا به نقطه ممنوعه بازگردد، دادگاه مي تواند با پيشنهاد دادسراي مجري حکم ، مجازات مذکور را تبديل به جزاي نقدي و يا زندان نمايد. همچنين مطابق قوانين ، محاربي که تبعيد مي شود بايد تحت مراقبت قرار گيرد و با ديگران معاشرت و مراوده نداشته باشد.
بهروز ابوالحسني معاون دادستان تهران با اشاره به محدوديت حکم تبعيد به ذکر دلايل آن مي پردازد و مي گويد: براساس ماده 20 قانون مجازات اسلامي بايد بين جرم و راي صادره تناسبي باشد و همين مساله در محدوديت صدور حکم تبعيد با توجه به تکميلي بودن آن ، نقش دارد چرا که اين ماده قانوني موجب شده قضات براي مجازات هاي تتميمي جانب احتياط را نگهدارند و صرفا در موارد ضروري حکم تبعيد صادر کنند. با وجود محدوديت هاي قانوني براي صدور حکم تبعيد و شرايط اجتماعي خاص حاکم بر آن ، اين تشخيص قاضي است که در چه مواقعي حکم تبعيد صادر کند تا با شرايط متهم و جرم او و قوانين موجود منطبق باشد. اما وقتي حکمي اين چنين براي کسي صادر شد محدوديت هاي او در زمان و محل تبعيد نيز بايد مشخص شود.
جعفري در اين باره مي گويد. حضور متهم تا زماني که قاضي دادگاه تعيين کند در محل تبعيد ضرورت دارد ولي متهم از تمامي حقوق و آزادي هاي اجتماعي و مدني افراد جامعه برخوردار است مگر اين که به موجب حکم دادگاه از حقوق اجتماعي يا فعاليت اجتماعي ممنوع شده باشد که در اين صورت طبق حکم دادگاه عمل خواهد شد.
وي ادامه داد: همچنين اين افراد در مدت تبعيد روزانه بايد حضور خود را به مراجع انتظامي اعلام کنند ضمن اين که از مزاياي مرخصي نيز برخوردارند، مرخصي آنها به صورت درخواست به نيروي انتظامي ارسال مي شود که البته بستگي به نظر قاضي اجراي حکم دارد.
جعفري گفت: مجرم در تبعيدگاه نبايد مرتکب جرم جديد شود و بايد حضور مستمر و دائمي در شهر داشته باشد ضمن اين که با نظر دادگاه اشتغال به کار افراد مجرم موردي ندارد و زنداني در شهر آزاد است و مي تواند حتي با افراد خانواده اش به زندگي اجتماعي ادامه دهد.


Comment