تصوير جهان در سال 2020
خبرگزاري فارس: در جهان كنوني تا سال 2020 كمتر ميتوان ترديد كرد كه نقش آفريني بيشتر ديپلماسي اقتصادي حقيقتا ميتواند امنيت سياسي و سرزميني و منافع ملي كشور را از هر راهبرد ديگري بهتر تامين كند. چون اين هدفي است كه مخالفان زيادي دارد، بايد در مسير تحقق آن تمامي الزامات را فراهم ساخت.
1 - مقدمه
نهادها و شركتهاي بزرگ جهان در بخشهاي مختلف دولتي و غيردولتي، همواره كوشيدهاند براي تصميمگيريهاي بهتر، چشماندازهاي جهاني و بلند مدت مناسب را طراحي و در طول زمان با اصلاح دستاوردهاي خود در اين عرصه سير تحقق اهداف مورد نظر را روشنتر و هموار سازند. مثلا شركت شل هر3 سال يكبار چشم اندازهاي 20 ساله خود را اصلاح و مورد بهرهبرداري قرار ميدهد .
مطالعه حاضر يكي از آخرين سندهاي بلند مدت از تصوير جهان است كه از سوي شوراي ملي اطلاعاتي آمريكا و بر اساس چند گزارش مختلف در اين عرصه ارائه شده است كه در بخشهاي با اهميتي از آن، حرفهايي براي گفتن وجود دارد. اين مطالعه موضوعات زير را به عنوان مقولاتي كه ميتواند در سيماي جهان در مقطع مورد بحث با اهميت باشد مورد توجه قرار داده است:
_دورنماي جهان در سال 2020
_ابعاد آينده جهان
_سيماي آسيا در آئينه جهاني شدن
_آينده جهاني شدن
_بيوتكنولوژي: فرصتها و تهديدات
_موقعيت زنان در سال 2020
_ريسكهاي رشد اقتصادي جهان
_موقعيت چين و هند در بلند مدت
_پيرسني و آينده جهان
_آيا اروپا به يك ابر قدرت بدل خواهد شد؟
_ژئوپلتيك گاز
_كشورهاي ائوروآسيا: آيا راه متفاوتي طي خواهد شد؟
_آمريكاي لاتين سال 2020
_جنايات سازمان يافته
_جنگ افزارهاي پيشرفته
_چگونه زير صحراي آفريقا ميتواند به سوي آينده بهتر حركت كند
_نهادهاي بينالمللي در بحران
_قواعد نوين جنگ
_نبرد براي محيط زيست
_آيا برتري تكنولوژي آمريكا زير علامت سئوال خواهد گرفت
_جهان آمريكا را چگونه ميبيند.
در چارچوب تحليلي فوقالذكر، مطالعه بر روندهاي نسبتا قطعي زير در فرآيند تحولات 15 سال آينده تاكيد ميورزد:
- روند جهاني شدن تقريبا غيرقابل برگشت شده است. ولي به روندي كمتر غربي شدن بدل ميگردد.
- رشد و توسعه جهاني نهايتا وسيعتر خواهد شد.
- افزايش تعداد شركتهاي بينالمللي و چند مليتي، توسعه تكنولوژي را تسهيل خواهد كرد.
- ظهور قدرتهاي نوين و متوسط اقتصادي در جهان قطعي شده است .
- پيرسني جمعيت و پيآمدهاي آن بر روند تحولات قدرتهاي كنوني جهان حاكم خواهد شد.
- نياز فيزيكي جهان به انرژي تامين خواهد شد و نفت و گاز در آن كاملا تعيين كننده باقي خواهد ماند.
- نقش بازيگران غيردولتي در عرصه روابط بينالمللي تقويت خواهد شد.
- ظرفيتهاي سلاحهاي كشتار جمعي در پارهاي از كشورها تقويت خواهد شد.
- رنگين كمان بيثباتيها بر فضاي خاورميانه، آفريقا و آسيا قابل مشاهده است.
- تعارضات قدرتهاي بزرگ به سوي جنگ رهنمون نخواهد شد.
- مسائل زيست محيطي و اخلاقي بيشتر مورد توجه قرار خواهد گرفت.
- بر قدرت و نفوذ اسلام سياسي افزوده ميگردد.
- موقعيت برتر آمريكا از نظر اقتصادي، تكنولوژيكي و نظامي حفظ خواهد شد.
2 - خلاصه يافتههاي مطالعه در محورهاي مورد بحث
- در هيچ زماني در تاريخ پس از جنگ جهاني دوم، اتحاد شكل گرفته غربي براي شكل دهي بنيانهاي روابط بينالملل، نظير شرايط كنوني متزلزل و سست نبوده است. معهذا، نقش آمريكا همچنان به عنوان يك متغير مهم در كم و كيفيت شكل گيري جهان پابرجاست.
- موقعيت چين و هند (و پارهاي از كشورهاي جهان) براي ظهور در عرصه بينالمللي نظير شرايط آلمان متحد در قرن نوزدهم و مرحله شروع قدرتنمائي آمريكا در آغاز قرن بيستم است. اين ظهور قابليت تغيير دورنماي ژئوپليتيك جهان را داراست و تاثير بالقوه آن در صورت تحقق كمتر از تحولات دو قرن گذشته نخواهد بود.
- جمعيت چين و هند در سال 2020 به ترتيب به 4/1 و 3/1 ميليارد نفر افزايش خواهد يافت، به همين دليل با توليد ناخالص داخلياي كه احتمالا پس از آمريكا از كليه كشورهاي صنعتي به تنهايي بيشتر خواهد بود، نيازي به ارتقاء استانداردهاي زندگي نظير اروپاي غربي براي تبديل شدن به قدرتهاي اقتصادي جهان وجود ندارد.
- به احتمال قوي رشد اقتصادي بالاتر جهان ادامه خواهد يافت: در سال 2020 پيش بيني ميگردد كه توليد ناخالص داخلي جهان به قيمتهاي واقعي 80 درصد بيشتر از عملكردهاي سال 2000 جهان باشد و متوسط توليد ناخالص داخلي سرانه جهان تقريبا 50 درصد بيشتر خواهد بود.
- توزيع امتيازات و منافع فرآيند جهاني شدن به هيچ وجه در جهان هموار نخواهد بود. كشورهايي در جهان بيشترين سهم از منافع را بخود اختصاص ميدهد كه قادر به كسب و جذب تكنولوژيهاي نوين هستند.
- چين و هند در موقعيتي هستند كه از لحاظ تكنولوژيكي در جهان نقش آفرين باشند.
- شركتها بيشتر و بيشتر جهاني ميشوند و فعاليت آنها در عرصه بينالمللي هم از لحاظ كمي و هم كيفي توسعه خواهد يافت. در اين رابطه شركتهاي آسيايي موفقتر عمل خواهند كرد. نفوذ دولتها بر آنها كمتر خواهد شد و در عرصه توسعه و تحولات كشورهاي در حال توسعه بيشتر و بيشتر نقش آفرين ميشوند.
- رشد سريعتر اقتصادي جهان، تقاضاي مواد خام و انرژي و در راس آن نفت و گاز را افزايش خواهد داد. كل مصرف انرژي طي 20 سال آينده 50 درصد افزايش خواهد يافت و اين در حالي است كه اين رشد در بيست سال گذشته تنها 34 درصد بوده است. در اين روند سهم نفت خام بيشتر خواهد شد. با توجه به سرمايهگذاري در حال انجام تقاضاي مزبور پاسخ گفته خواهد شد، ولي رقابت شديد براي دسترسي به منابع بطور كلي و انرژي به طور خاص، ميتواند مشكل آفرين باشد.
- نيازهاي رو به رشد انرژي چين و هند و چند قدرت كوچكتر جهان گوياي آن است كه امنيت انرژي بيش از پيش محتواي سياست خارجي آنها را شكل خواهد بخشيد.
- براي اروپا، ترجيح روز افزون استفاده از گاز طبيعي ميتواند بر تمامي ابعاد همكاريها و روابط منطقهاي اروپا تاثيرگذار و همبستگي متقابل نويني را با روسيه و شمال آفريقا تعريف نمايد.
- نقش دولتها اگرچه تغيير ميكند، ولي همچنان براي نظم جهاني مهم باقي خواهد ماند.
- اسلام سياسي تاثير عميقي را بر روند حركت جهان به سوي سال 2020 از خود برجاي خواهد گذارد و به عنوان يك قدرت مهم پابرجا خواهد ماند.
- در حاليكه سيستم بينالمللي در شرايط انتقالي و بيثباتي قرار گرفته است، پارهاي از نهادهاي بينالمللي كه براي مديريت مشكلات جهاني از گذشته تاسيس شدهاند، احتمالا زير اين بار متلاشي خواهند شد.
- اگرچه در فرآيند جهاني شدن اكثر كشورهاي جهان ثروتمندتر ميشوند، ولي با جهاني شدن فينفسه، وضع موجود جهان را از لحاظ فرهنگي و اقتصادي دگرگون خواهد كرد و نتيجتا با بيثباتيهاي سياسي در پارهاي از نقاط جهان روبرو خواهد شد. نيروي كار تحصيل كرده و متخصص جهانيتر خواهد شد. ولي انتقال بدون درد نخواهد بود و طبقه متوسط كشورهاي پيشرفته بيشتر از همه تحت تاثير قرار خواهد گرفت.
- دولتهاي ضعيف، اقتصادهاي عقب مانده، افراطگرايي مذهبي، انتظار سركوب شده جوانان در پارهاي از نقاط جهان به طوفان كاملي براي تعارضات داخلي مبدل خواهد شد. معهذا احتمال جنگ ميان قدرتهاي بزرگ طي يك قرن گذشته در كمترين ميزان آن قرار دارد.
- كوچكترين نشاني از تغيير مثبت در عواملي كه به تروريسم بينالمللي دامن ميزند، طي 15 سال آينده ديده نميشود. ارتباطات بينالمللي توسعه يافته و هويت مبارزان مسلمان، چارچوبي قوي براي توسعه ايدئولوژي اسلام راديكال در منطقه خاورميانه و خارج آن از جمله منطقه جنوب شرقي آسيا، آسياي مركزي و اروپاي غربي فراهم سازد: جائي كه هويت مذهبي به صورت سنتي، تاكنون قوي نبوده است.
- اين انتظار جدي است كه در سال 2020، القاعده توسعه يابد.
- اگرچه قدرت نظامي آمريكا در سال 2020، بيرقيب خواهد بود، معهذا، كشورهاي بيشتري در جهان در شرايطي قرار ميگيرند كه هزينه سنگين عمليات نظامياي كه با آنها هماهنگ نشده باشد را كمرشكن كنند. دسترسي ايران و كره شمالي به سلاحهاي بيولوژيك و اتمي تا سال 2020 هزينههاي بالقوه عمليات نظامي آمريكا بر عليه اين كشورها و متحدانشان را بيشتر افزايش خواهد داد.
3 - فرصت متفاوت ايران اسلامي
اگر روندهاي پيشبيني شده در مطالعه را قرين صحت بدانيم كه به نظر اينچنين است، عوامل و روندهاي بسياري حامل فرصتهاي مهم و نوعا تازه براي تامين بهتر امنيت و منافع ملي ايران در سالهاي باقيمانده تا سال 2020 است. دامنه فرصتها مورد بحث تا سطح امكان بازبيني بدون هزينه در مواضع و جهت گيريهاي ديپلماسي كشور نيز به پيش ميرود.
(1) رشد بالاتر اقتصادي جهان، نياز به انرژي اين رشد و سهم بسيار بالا و رو به افزايش نفت و گاز در تامين آن (2) ظهور كشورهاي نوين در عرصه اقتصادي و سياسي جهان كه اصولا داراي پتانسيلهاي همكاري سياسي حزب با جمهوري اسلامي ايران در آسيا هستند و (3) حضور بسيار قوي و موثر عامل ديدگاههاي مذهبي در جهان اسلامي در عرصه روابط بينالملل، هر يك به نحوي، افزايش اهميت و توسعه نفوذ منطقهاي و بينالمللي ايران را با بهرهبرداري و مديريت بهتر از امكانات و ظرفيتهاي اقتصادياش در صورت عدم روياييهاي نظامي از خارج، تضمين ميكند.
به نظر ميرسد انقلاب اسلامي ايران رسالتهاي جهاني حركت خود را بخوبي به انجام رسانده و اكنون با امكان تضمين منافع اقتصادي و امنيتياش در جهان در حال شكلگيري بايد با عقلانيت در خور بلوغ ايجاد شده با مواضع اعتمادساز خود را براي بهرهبرداري بلند مدت از سرمايهگذاريها و هزينههاي انجام شده آماده سازد.
در جهان كنوني تا سال 2020 كمتر ميتوان ترديد كرد كه نقش آفريني بيشتر ديپلماسي اقتصادي حقيقتا ميتواند امنيت سياسي و سرزميني و منافع ملي كشور را از هر راهبرد ديگري بهتر تامين كند. چون اين هدفي است كه مخالفان زيادي دارد، بايد در مسير تحقق آن تمامي الزامات را فراهم ساخت.
خبرگزاري فارس: در جهان كنوني تا سال 2020 كمتر ميتوان ترديد كرد كه نقش آفريني بيشتر ديپلماسي اقتصادي حقيقتا ميتواند امنيت سياسي و سرزميني و منافع ملي كشور را از هر راهبرد ديگري بهتر تامين كند. چون اين هدفي است كه مخالفان زيادي دارد، بايد در مسير تحقق آن تمامي الزامات را فراهم ساخت.
1 - مقدمه
نهادها و شركتهاي بزرگ جهان در بخشهاي مختلف دولتي و غيردولتي، همواره كوشيدهاند براي تصميمگيريهاي بهتر، چشماندازهاي جهاني و بلند مدت مناسب را طراحي و در طول زمان با اصلاح دستاوردهاي خود در اين عرصه سير تحقق اهداف مورد نظر را روشنتر و هموار سازند. مثلا شركت شل هر3 سال يكبار چشم اندازهاي 20 ساله خود را اصلاح و مورد بهرهبرداري قرار ميدهد .
مطالعه حاضر يكي از آخرين سندهاي بلند مدت از تصوير جهان است كه از سوي شوراي ملي اطلاعاتي آمريكا و بر اساس چند گزارش مختلف در اين عرصه ارائه شده است كه در بخشهاي با اهميتي از آن، حرفهايي براي گفتن وجود دارد. اين مطالعه موضوعات زير را به عنوان مقولاتي كه ميتواند در سيماي جهان در مقطع مورد بحث با اهميت باشد مورد توجه قرار داده است:
_دورنماي جهان در سال 2020
_ابعاد آينده جهان
_سيماي آسيا در آئينه جهاني شدن
_آينده جهاني شدن
_بيوتكنولوژي: فرصتها و تهديدات
_موقعيت زنان در سال 2020
_ريسكهاي رشد اقتصادي جهان
_موقعيت چين و هند در بلند مدت
_پيرسني و آينده جهان
_آيا اروپا به يك ابر قدرت بدل خواهد شد؟
_ژئوپلتيك گاز
_كشورهاي ائوروآسيا: آيا راه متفاوتي طي خواهد شد؟
_آمريكاي لاتين سال 2020
_جنايات سازمان يافته
_جنگ افزارهاي پيشرفته
_چگونه زير صحراي آفريقا ميتواند به سوي آينده بهتر حركت كند
_نهادهاي بينالمللي در بحران
_قواعد نوين جنگ
_نبرد براي محيط زيست
_آيا برتري تكنولوژي آمريكا زير علامت سئوال خواهد گرفت
_جهان آمريكا را چگونه ميبيند.
در چارچوب تحليلي فوقالذكر، مطالعه بر روندهاي نسبتا قطعي زير در فرآيند تحولات 15 سال آينده تاكيد ميورزد:
- روند جهاني شدن تقريبا غيرقابل برگشت شده است. ولي به روندي كمتر غربي شدن بدل ميگردد.
- رشد و توسعه جهاني نهايتا وسيعتر خواهد شد.
- افزايش تعداد شركتهاي بينالمللي و چند مليتي، توسعه تكنولوژي را تسهيل خواهد كرد.
- ظهور قدرتهاي نوين و متوسط اقتصادي در جهان قطعي شده است .
- پيرسني جمعيت و پيآمدهاي آن بر روند تحولات قدرتهاي كنوني جهان حاكم خواهد شد.
- نياز فيزيكي جهان به انرژي تامين خواهد شد و نفت و گاز در آن كاملا تعيين كننده باقي خواهد ماند.
- نقش بازيگران غيردولتي در عرصه روابط بينالمللي تقويت خواهد شد.
- ظرفيتهاي سلاحهاي كشتار جمعي در پارهاي از كشورها تقويت خواهد شد.
- رنگين كمان بيثباتيها بر فضاي خاورميانه، آفريقا و آسيا قابل مشاهده است.
- تعارضات قدرتهاي بزرگ به سوي جنگ رهنمون نخواهد شد.
- مسائل زيست محيطي و اخلاقي بيشتر مورد توجه قرار خواهد گرفت.
- بر قدرت و نفوذ اسلام سياسي افزوده ميگردد.
- موقعيت برتر آمريكا از نظر اقتصادي، تكنولوژيكي و نظامي حفظ خواهد شد.
2 - خلاصه يافتههاي مطالعه در محورهاي مورد بحث
- در هيچ زماني در تاريخ پس از جنگ جهاني دوم، اتحاد شكل گرفته غربي براي شكل دهي بنيانهاي روابط بينالملل، نظير شرايط كنوني متزلزل و سست نبوده است. معهذا، نقش آمريكا همچنان به عنوان يك متغير مهم در كم و كيفيت شكل گيري جهان پابرجاست.
- موقعيت چين و هند (و پارهاي از كشورهاي جهان) براي ظهور در عرصه بينالمللي نظير شرايط آلمان متحد در قرن نوزدهم و مرحله شروع قدرتنمائي آمريكا در آغاز قرن بيستم است. اين ظهور قابليت تغيير دورنماي ژئوپليتيك جهان را داراست و تاثير بالقوه آن در صورت تحقق كمتر از تحولات دو قرن گذشته نخواهد بود.
- جمعيت چين و هند در سال 2020 به ترتيب به 4/1 و 3/1 ميليارد نفر افزايش خواهد يافت، به همين دليل با توليد ناخالص داخلياي كه احتمالا پس از آمريكا از كليه كشورهاي صنعتي به تنهايي بيشتر خواهد بود، نيازي به ارتقاء استانداردهاي زندگي نظير اروپاي غربي براي تبديل شدن به قدرتهاي اقتصادي جهان وجود ندارد.
- به احتمال قوي رشد اقتصادي بالاتر جهان ادامه خواهد يافت: در سال 2020 پيش بيني ميگردد كه توليد ناخالص داخلي جهان به قيمتهاي واقعي 80 درصد بيشتر از عملكردهاي سال 2000 جهان باشد و متوسط توليد ناخالص داخلي سرانه جهان تقريبا 50 درصد بيشتر خواهد بود.
- توزيع امتيازات و منافع فرآيند جهاني شدن به هيچ وجه در جهان هموار نخواهد بود. كشورهايي در جهان بيشترين سهم از منافع را بخود اختصاص ميدهد كه قادر به كسب و جذب تكنولوژيهاي نوين هستند.
- چين و هند در موقعيتي هستند كه از لحاظ تكنولوژيكي در جهان نقش آفرين باشند.
- شركتها بيشتر و بيشتر جهاني ميشوند و فعاليت آنها در عرصه بينالمللي هم از لحاظ كمي و هم كيفي توسعه خواهد يافت. در اين رابطه شركتهاي آسيايي موفقتر عمل خواهند كرد. نفوذ دولتها بر آنها كمتر خواهد شد و در عرصه توسعه و تحولات كشورهاي در حال توسعه بيشتر و بيشتر نقش آفرين ميشوند.
- رشد سريعتر اقتصادي جهان، تقاضاي مواد خام و انرژي و در راس آن نفت و گاز را افزايش خواهد داد. كل مصرف انرژي طي 20 سال آينده 50 درصد افزايش خواهد يافت و اين در حالي است كه اين رشد در بيست سال گذشته تنها 34 درصد بوده است. در اين روند سهم نفت خام بيشتر خواهد شد. با توجه به سرمايهگذاري در حال انجام تقاضاي مزبور پاسخ گفته خواهد شد، ولي رقابت شديد براي دسترسي به منابع بطور كلي و انرژي به طور خاص، ميتواند مشكل آفرين باشد.
- نيازهاي رو به رشد انرژي چين و هند و چند قدرت كوچكتر جهان گوياي آن است كه امنيت انرژي بيش از پيش محتواي سياست خارجي آنها را شكل خواهد بخشيد.
- براي اروپا، ترجيح روز افزون استفاده از گاز طبيعي ميتواند بر تمامي ابعاد همكاريها و روابط منطقهاي اروپا تاثيرگذار و همبستگي متقابل نويني را با روسيه و شمال آفريقا تعريف نمايد.
- نقش دولتها اگرچه تغيير ميكند، ولي همچنان براي نظم جهاني مهم باقي خواهد ماند.
- اسلام سياسي تاثير عميقي را بر روند حركت جهان به سوي سال 2020 از خود برجاي خواهد گذارد و به عنوان يك قدرت مهم پابرجا خواهد ماند.
- در حاليكه سيستم بينالمللي در شرايط انتقالي و بيثباتي قرار گرفته است، پارهاي از نهادهاي بينالمللي كه براي مديريت مشكلات جهاني از گذشته تاسيس شدهاند، احتمالا زير اين بار متلاشي خواهند شد.
- اگرچه در فرآيند جهاني شدن اكثر كشورهاي جهان ثروتمندتر ميشوند، ولي با جهاني شدن فينفسه، وضع موجود جهان را از لحاظ فرهنگي و اقتصادي دگرگون خواهد كرد و نتيجتا با بيثباتيهاي سياسي در پارهاي از نقاط جهان روبرو خواهد شد. نيروي كار تحصيل كرده و متخصص جهانيتر خواهد شد. ولي انتقال بدون درد نخواهد بود و طبقه متوسط كشورهاي پيشرفته بيشتر از همه تحت تاثير قرار خواهد گرفت.
- دولتهاي ضعيف، اقتصادهاي عقب مانده، افراطگرايي مذهبي، انتظار سركوب شده جوانان در پارهاي از نقاط جهان به طوفان كاملي براي تعارضات داخلي مبدل خواهد شد. معهذا احتمال جنگ ميان قدرتهاي بزرگ طي يك قرن گذشته در كمترين ميزان آن قرار دارد.
- كوچكترين نشاني از تغيير مثبت در عواملي كه به تروريسم بينالمللي دامن ميزند، طي 15 سال آينده ديده نميشود. ارتباطات بينالمللي توسعه يافته و هويت مبارزان مسلمان، چارچوبي قوي براي توسعه ايدئولوژي اسلام راديكال در منطقه خاورميانه و خارج آن از جمله منطقه جنوب شرقي آسيا، آسياي مركزي و اروپاي غربي فراهم سازد: جائي كه هويت مذهبي به صورت سنتي، تاكنون قوي نبوده است.
- اين انتظار جدي است كه در سال 2020، القاعده توسعه يابد.
- اگرچه قدرت نظامي آمريكا در سال 2020، بيرقيب خواهد بود، معهذا، كشورهاي بيشتري در جهان در شرايطي قرار ميگيرند كه هزينه سنگين عمليات نظامياي كه با آنها هماهنگ نشده باشد را كمرشكن كنند. دسترسي ايران و كره شمالي به سلاحهاي بيولوژيك و اتمي تا سال 2020 هزينههاي بالقوه عمليات نظامي آمريكا بر عليه اين كشورها و متحدانشان را بيشتر افزايش خواهد داد.
3 - فرصت متفاوت ايران اسلامي
اگر روندهاي پيشبيني شده در مطالعه را قرين صحت بدانيم كه به نظر اينچنين است، عوامل و روندهاي بسياري حامل فرصتهاي مهم و نوعا تازه براي تامين بهتر امنيت و منافع ملي ايران در سالهاي باقيمانده تا سال 2020 است. دامنه فرصتها مورد بحث تا سطح امكان بازبيني بدون هزينه در مواضع و جهت گيريهاي ديپلماسي كشور نيز به پيش ميرود.
(1) رشد بالاتر اقتصادي جهان، نياز به انرژي اين رشد و سهم بسيار بالا و رو به افزايش نفت و گاز در تامين آن (2) ظهور كشورهاي نوين در عرصه اقتصادي و سياسي جهان كه اصولا داراي پتانسيلهاي همكاري سياسي حزب با جمهوري اسلامي ايران در آسيا هستند و (3) حضور بسيار قوي و موثر عامل ديدگاههاي مذهبي در جهان اسلامي در عرصه روابط بينالملل، هر يك به نحوي، افزايش اهميت و توسعه نفوذ منطقهاي و بينالمللي ايران را با بهرهبرداري و مديريت بهتر از امكانات و ظرفيتهاي اقتصادياش در صورت عدم روياييهاي نظامي از خارج، تضمين ميكند.
به نظر ميرسد انقلاب اسلامي ايران رسالتهاي جهاني حركت خود را بخوبي به انجام رسانده و اكنون با امكان تضمين منافع اقتصادي و امنيتياش در جهان در حال شكلگيري بايد با عقلانيت در خور بلوغ ايجاد شده با مواضع اعتمادساز خود را براي بهرهبرداري بلند مدت از سرمايهگذاريها و هزينههاي انجام شده آماده سازد.
در جهان كنوني تا سال 2020 كمتر ميتوان ترديد كرد كه نقش آفريني بيشتر ديپلماسي اقتصادي حقيقتا ميتواند امنيت سياسي و سرزميني و منافع ملي كشور را از هر راهبرد ديگري بهتر تامين كند. چون اين هدفي است كه مخالفان زيادي دارد، بايد در مسير تحقق آن تمامي الزامات را فراهم ساخت.



Comment