RedWine
09-18-2006, 11:23 AM
فرهنگ عامه:
مردم آذربايجان مردمى اصيل هستند. آنها در دوستى ثابت قدم در برابر مشكلات شجاع و مقاوم و به غيرت و هميت شهره اند. از جمله خصلت هاى اين مردم مهمان نوازى، سلحشورى، آزادمنشى، راست گويى، مرزدارى و پای بندى به اعتقادات مذهبى است. يكتاپرستى و ايمان به پروردگار در اعماق دل و روح مردم اين سامان ريشه دارد و احساسات وطن دوستى آنان درتمام ادوار تاريخ ضرب المثل بوده است. قيام هاى مكرر اهالى تبريز در هنگام جنگهاى عثمانى و دولت استبدادى روسيه تزارى سرشار از فداكارى ها وجانبازى هاى شگفت انگيزى است كه درتاريخ جاودان خواهد ماند. «حسينقلى كاتبى» در كتاب «آذربايجان و وحدت ملى» مى نويسد: «طرز معاشرت، برخورد اجتماعى، تعارفات، طرز برگزارى جشن هاى ملى و مذهبى مثل مراسم نوروز و چهارشنبه سورى و سيزده به در، عيد غديرخم، ميلاد مولى علی (ع ) رسوم مهمانى و عروسى، تعزيه و عزادارى و غيره در تمامى سرزمين ايران يكسان اجرا مى شود. از ديگر ويژگىهاى ايرانى در اخلاق ملى مثل مهمان نوازى، ادب و احترام و خوش سلوكى و حسن معاشرت در ميان عموم ايرانيان از خراسانى و آذربايجانى و كرمانى و كرد و بلوچ يكسان است».
آيين ها و جشنهاى ملى:
شب چله؛ شب چله طولانى ترين شب سال محسوب مى شود و مراسم آن اغلب نوعى شب نشينىفاميلى و دوستانه است. دراين شب نشينى انواع خوراكى های زمستانى يعنی خشكبار و شيرينى خورده می شود. خوردن ميوه های بهاره و تابستانى كه به ترفندهاى مختلف تا اولين شب زمستان نگه دارى شده اند، به نوعى اصرار بر وجود بهار و تابستان گرم و پربركت است. پختن برنج سفيد نيز در شب چله بزرگ يا يلدا نوعى جادوى سفيد براى سفيد روزى و نيك بختى در زمستان سياه و سرد به شمار مى رود.
بيشترين مراسم زمستانى به چله كوچك مربوط مى شود كه سخت ترين و سردترين روزهاى زمستان را در برمی گيرد. در بيشتر روستاها و گاه مناطق شهرى آذربايجان شرقى، آيين هاى مشتركى در اين خصوص وجود دارد. برافروختن آتش بر پشت بام ها و گاه تيراندازى يا سرو صدا كردن معمول ترين و رايج ترين آداب مربوط به چله كوچك است. گمان بر اين است كه با فروختن آتش و سروصدا، پيرزن سرما يا «قارى ننه» ترسيده و فرار مى كند.
آيين هاى مذهبى:
مراسم دهه محرم و سوگوارى ها:
- تشكيل دسته جات شاخسى واخسى (شاه حسين ، واى حسين)
- تشكيل دسته جات سينه زنى و زنجيرزنى و نوحه خوانى در مساجد و تكايا
- قمه زنى صبح روز عاشورا (امروزه ممنوع است)
- شبيه خوانى يا تعزيه، شمع سوزى در مساجد در بعد از ظهر روز تاسوعا
- طشت گذارى جهت سيراب كردن عزاداران با انواع شربت ها و اطعام
- گل مالى بر سر و روى خود در روز عاشورا
- جوش زدن علم يعنى لنگرهايى كه علم موقع حركت به سوى كسى پيدا مى كند برای اداى نذورات مردم عزادار
- قفل زنى يعنى آويختن قفل از پوست بدن
- ذغال مالى بر صورت به منظور نشان دادن پريشان حالى
- تزيين اسبى به نشانه اسب امام حسين (ع)
- اداى نذر و سياه پوشيدن درطول ماه محرم
- مراسم روز سوم و چهلم (اربعين حسينى) عاشورا
- مراسم شبهاى قدر واحياء، شب نوزدهم ضربت خوردن حضرت علی (ع) و ۲۱ رمضان هنگام شهادت آن حضرت
- ۲۸ صفر مراسم سالروز رحلت حضرت محمد (ص)
جشن هاى مذهبى:
- جشن ميلاد حضرت محمد (ص)، حضرت فاطمه (س)، حضرت على (ع) و اداى سفره هاى نذرى
- جشن نيمه شعبان روز ميلاد امام زمان (عج )
- مراسم ماه مبارك رمضان و آداب گرفتن روزه
- مراسم آخرين جمعه ماه مبارك رمضان و عيدفطر
- نماز جماعت عيد فطر
- مراسم عيد قربان، و ترتيب تقسيم گوشت قربانى
- مراسم عيد غديرخم روز تعيين حضرت (ع) به ولايت و جانشينى پيامبر (ص)
- مراسم عيد سعيد مبعث پيامبر بزرگ اسلام
در گذشته، تا زمانى كه به دوره اشكانيان باز مى گردد، گروه هايى بودند كه تاريخ فراز و نشيب هاى اجتماعـى را در قالب سروده ها و داستان ها در بزم ها و گردهمايى ها برای مردم باز مى خواندند.اين افراد « گوسان ها» و «خنياگران » ناميده مى شدند. عاشق هـــاى باتجربه وتواناى آذربايجان نيز چنين مى كنند . آنان به هنگام خواندن ترانه هاى بومى با چيره دستىبه نواختن ساز مى پردازند و شورانگيزترين گونه هاى « هاوا» را برگزار مى كنند و به بيان منظوم حماسه هاى پرشور و داستان هاى بومى مى پردازند. عاشق ها هنرمندانى هستند كه از ميان مردم برخاسته اند و با هنر اصيل و نواى دلنشين ساز خود همراه با ترانه هاى دلپذير و متناسب با شرايط مراسم، درمجالس عروسى و قهوه خانه ها به ترنم در مى آيند.عاشق هاى معاصر آذربايجان مالك گنجينه عظيم هنر و ادبيات تاريخى نياكان خويشند. آنها سروده هاى استادانه و زيباى خود را با احساسى ناب و انسانى و حفظ امانت هنر عاشقى در ميان مردم رواج مى دهند.
جشن هاى نوروزى:
بيشترين نوروزخوانىها به «ساياچى ها» اختصاص داشت. آنها درگشت وگذار خود از روستايى به روستايى ديگر و از شهرى به شهرى مژده آمدن بهار را مى دادند. تدارك رسيدن نوروز از اوايل اسفندبا خانه تكانى آغاز مى شود. تميز كردن و شستن تمام وسايل و سفيد كردن خانه ها، نشان از تغيير اساسى دارد، تغييرى كه مردم بدان باور دارند. گذشته از خانه تكانى مى توان به سمنوپزى، سفره هفت سين، آب چهل ياسين، ديد وبازديد وسيزده به در اشاره كرد. در تمام اين الگوها دو نماد سبزه و آب حضور دارند كه با نشانه هاى ديگر، به ويژه نشانه هاى مذهبى تكميل مى گردند. سمنو غذايى مقدس است و وقت پختن آن زنان بدون وضو حضور نمى يابند. پس از پختن، سمنو را يك شب مى گذارند بماند تا حضرت فاطمه (س) نقش پنجه خود را بر آن اندازد و سمنو را متبرك كند. در بيشتر مناطق به ويژه درگذشته، در سفره نوروز خوراكى هايى چون ماست دست نزده، برنج سفيد پخته (و گاه خام)، گوشت و اساسا" غذاهايى مى گذارند كه نشانى از بركت و محصول خوب باشد. دركنار اين غذاها، نمادهايى مانند آينه، تخم مرغ، سمنو، سبزه، شيرينى، آب چهل ياسين ميگذارند، يعنى تركيبى از بركت و بارورى. در بعضى از مناطق آذربايجان شرقى، مردم كاسه يا كوزه اى آب را برداشته و نزد روحانى محل ميبرند. اين روحانى بر آن آب، چهل بار سوره ياسين مى خواند و برآن فوت مى كند. سپس اين آب متبرك را برگوشه و كنار خانه، به ويژه بر دام ها و محصولات مى ريزند و به كودكان مى دهند. اين آب علاوه بر آن كه بركت وبارورى را زياد مى كند و شفابخش است، از ازدياد جانوران اهريمنى مانند مار و عقرب نيز جلوگيرى مى كند. گاه در اين آب زعفران مى ريزند و در اين صورت هر يك از افراد خانواده ليوانى از آن را مى خورند. از بيست روز مانده به عيد، غلاتى مانند گندم، جو يا بعضى از حبوبات را سبز مى كنند و بر سر سفره غله سبز شده را قرار مى دهند. بعد از تحويل سال، كوچك ترها به ديدن بزرگ ترها مى روند، عيد مباركى مى كنند و عيدى مى گيرند. ديد و بازديدها تا روز سيزدهم به طول مى انجامد. در اين روز همه به صحرا مى روند و به جشن و شادى مى پردازند. در اين روز همه سبزه ها به آب انداخته مى شود. دخترها نيز در كنار سبزه ها با آرزوى ازدواج، سبزه اى گره مى زنند. در آيين هاى نوروزى درگذشتگان نيز جاى خود را دارند. مردم پس از تحويل سال، نخست به گورستان مى روند و سپس به ديدن كسانى مى روند كه عزيزى را به تازگى از دست داده و عزادارند. چند روز پس از عيد خوانچه هاى عيديانه آماده مى شود. در هر خوانچه پارچه، كفش و جوراب، شيرينى، برنج خام و ... قرار دارد. اين خوانچه ها، براى دختر خانواده كه به تازگى به خانه شوهر رفته و نيز براى عروس خانواده كه هنوز به خانه شوهرش نيامده، فرستاده مى شود. همچنين موسوم است كه كودكان صبح روز عيد، كيسه كوچكى در دست بگيرند و به بازديد خانه هاى اقوام و آشنايان بروند. صاحبخانه ها نيز چيزهايى از قبيل تخم مرغ رنگ كرده، گردو، شيرينى و ... وگاه مقدارى پول و جوراب به آنها مى دهند. در روستاها معمولا" كودكان به در خانه تمام اهالى مى روند و عيدى ميگيرند.
مردم آذربايجان مردمى اصيل هستند. آنها در دوستى ثابت قدم در برابر مشكلات شجاع و مقاوم و به غيرت و هميت شهره اند. از جمله خصلت هاى اين مردم مهمان نوازى، سلحشورى، آزادمنشى، راست گويى، مرزدارى و پای بندى به اعتقادات مذهبى است. يكتاپرستى و ايمان به پروردگار در اعماق دل و روح مردم اين سامان ريشه دارد و احساسات وطن دوستى آنان درتمام ادوار تاريخ ضرب المثل بوده است. قيام هاى مكرر اهالى تبريز در هنگام جنگهاى عثمانى و دولت استبدادى روسيه تزارى سرشار از فداكارى ها وجانبازى هاى شگفت انگيزى است كه درتاريخ جاودان خواهد ماند. «حسينقلى كاتبى» در كتاب «آذربايجان و وحدت ملى» مى نويسد: «طرز معاشرت، برخورد اجتماعى، تعارفات، طرز برگزارى جشن هاى ملى و مذهبى مثل مراسم نوروز و چهارشنبه سورى و سيزده به در، عيد غديرخم، ميلاد مولى علی (ع ) رسوم مهمانى و عروسى، تعزيه و عزادارى و غيره در تمامى سرزمين ايران يكسان اجرا مى شود. از ديگر ويژگىهاى ايرانى در اخلاق ملى مثل مهمان نوازى، ادب و احترام و خوش سلوكى و حسن معاشرت در ميان عموم ايرانيان از خراسانى و آذربايجانى و كرمانى و كرد و بلوچ يكسان است».
آيين ها و جشنهاى ملى:
شب چله؛ شب چله طولانى ترين شب سال محسوب مى شود و مراسم آن اغلب نوعى شب نشينىفاميلى و دوستانه است. دراين شب نشينى انواع خوراكى های زمستانى يعنی خشكبار و شيرينى خورده می شود. خوردن ميوه های بهاره و تابستانى كه به ترفندهاى مختلف تا اولين شب زمستان نگه دارى شده اند، به نوعى اصرار بر وجود بهار و تابستان گرم و پربركت است. پختن برنج سفيد نيز در شب چله بزرگ يا يلدا نوعى جادوى سفيد براى سفيد روزى و نيك بختى در زمستان سياه و سرد به شمار مى رود.
بيشترين مراسم زمستانى به چله كوچك مربوط مى شود كه سخت ترين و سردترين روزهاى زمستان را در برمی گيرد. در بيشتر روستاها و گاه مناطق شهرى آذربايجان شرقى، آيين هاى مشتركى در اين خصوص وجود دارد. برافروختن آتش بر پشت بام ها و گاه تيراندازى يا سرو صدا كردن معمول ترين و رايج ترين آداب مربوط به چله كوچك است. گمان بر اين است كه با فروختن آتش و سروصدا، پيرزن سرما يا «قارى ننه» ترسيده و فرار مى كند.
آيين هاى مذهبى:
مراسم دهه محرم و سوگوارى ها:
- تشكيل دسته جات شاخسى واخسى (شاه حسين ، واى حسين)
- تشكيل دسته جات سينه زنى و زنجيرزنى و نوحه خوانى در مساجد و تكايا
- قمه زنى صبح روز عاشورا (امروزه ممنوع است)
- شبيه خوانى يا تعزيه، شمع سوزى در مساجد در بعد از ظهر روز تاسوعا
- طشت گذارى جهت سيراب كردن عزاداران با انواع شربت ها و اطعام
- گل مالى بر سر و روى خود در روز عاشورا
- جوش زدن علم يعنى لنگرهايى كه علم موقع حركت به سوى كسى پيدا مى كند برای اداى نذورات مردم عزادار
- قفل زنى يعنى آويختن قفل از پوست بدن
- ذغال مالى بر صورت به منظور نشان دادن پريشان حالى
- تزيين اسبى به نشانه اسب امام حسين (ع)
- اداى نذر و سياه پوشيدن درطول ماه محرم
- مراسم روز سوم و چهلم (اربعين حسينى) عاشورا
- مراسم شبهاى قدر واحياء، شب نوزدهم ضربت خوردن حضرت علی (ع) و ۲۱ رمضان هنگام شهادت آن حضرت
- ۲۸ صفر مراسم سالروز رحلت حضرت محمد (ص)
جشن هاى مذهبى:
- جشن ميلاد حضرت محمد (ص)، حضرت فاطمه (س)، حضرت على (ع) و اداى سفره هاى نذرى
- جشن نيمه شعبان روز ميلاد امام زمان (عج )
- مراسم ماه مبارك رمضان و آداب گرفتن روزه
- مراسم آخرين جمعه ماه مبارك رمضان و عيدفطر
- نماز جماعت عيد فطر
- مراسم عيد قربان، و ترتيب تقسيم گوشت قربانى
- مراسم عيد غديرخم روز تعيين حضرت (ع) به ولايت و جانشينى پيامبر (ص)
- مراسم عيد سعيد مبعث پيامبر بزرگ اسلام
در گذشته، تا زمانى كه به دوره اشكانيان باز مى گردد، گروه هايى بودند كه تاريخ فراز و نشيب هاى اجتماعـى را در قالب سروده ها و داستان ها در بزم ها و گردهمايى ها برای مردم باز مى خواندند.اين افراد « گوسان ها» و «خنياگران » ناميده مى شدند. عاشق هـــاى باتجربه وتواناى آذربايجان نيز چنين مى كنند . آنان به هنگام خواندن ترانه هاى بومى با چيره دستىبه نواختن ساز مى پردازند و شورانگيزترين گونه هاى « هاوا» را برگزار مى كنند و به بيان منظوم حماسه هاى پرشور و داستان هاى بومى مى پردازند. عاشق ها هنرمندانى هستند كه از ميان مردم برخاسته اند و با هنر اصيل و نواى دلنشين ساز خود همراه با ترانه هاى دلپذير و متناسب با شرايط مراسم، درمجالس عروسى و قهوه خانه ها به ترنم در مى آيند.عاشق هاى معاصر آذربايجان مالك گنجينه عظيم هنر و ادبيات تاريخى نياكان خويشند. آنها سروده هاى استادانه و زيباى خود را با احساسى ناب و انسانى و حفظ امانت هنر عاشقى در ميان مردم رواج مى دهند.
جشن هاى نوروزى:
بيشترين نوروزخوانىها به «ساياچى ها» اختصاص داشت. آنها درگشت وگذار خود از روستايى به روستايى ديگر و از شهرى به شهرى مژده آمدن بهار را مى دادند. تدارك رسيدن نوروز از اوايل اسفندبا خانه تكانى آغاز مى شود. تميز كردن و شستن تمام وسايل و سفيد كردن خانه ها، نشان از تغيير اساسى دارد، تغييرى كه مردم بدان باور دارند. گذشته از خانه تكانى مى توان به سمنوپزى، سفره هفت سين، آب چهل ياسين، ديد وبازديد وسيزده به در اشاره كرد. در تمام اين الگوها دو نماد سبزه و آب حضور دارند كه با نشانه هاى ديگر، به ويژه نشانه هاى مذهبى تكميل مى گردند. سمنو غذايى مقدس است و وقت پختن آن زنان بدون وضو حضور نمى يابند. پس از پختن، سمنو را يك شب مى گذارند بماند تا حضرت فاطمه (س) نقش پنجه خود را بر آن اندازد و سمنو را متبرك كند. در بيشتر مناطق به ويژه درگذشته، در سفره نوروز خوراكى هايى چون ماست دست نزده، برنج سفيد پخته (و گاه خام)، گوشت و اساسا" غذاهايى مى گذارند كه نشانى از بركت و محصول خوب باشد. دركنار اين غذاها، نمادهايى مانند آينه، تخم مرغ، سمنو، سبزه، شيرينى، آب چهل ياسين ميگذارند، يعنى تركيبى از بركت و بارورى. در بعضى از مناطق آذربايجان شرقى، مردم كاسه يا كوزه اى آب را برداشته و نزد روحانى محل ميبرند. اين روحانى بر آن آب، چهل بار سوره ياسين مى خواند و برآن فوت مى كند. سپس اين آب متبرك را برگوشه و كنار خانه، به ويژه بر دام ها و محصولات مى ريزند و به كودكان مى دهند. اين آب علاوه بر آن كه بركت وبارورى را زياد مى كند و شفابخش است، از ازدياد جانوران اهريمنى مانند مار و عقرب نيز جلوگيرى مى كند. گاه در اين آب زعفران مى ريزند و در اين صورت هر يك از افراد خانواده ليوانى از آن را مى خورند. از بيست روز مانده به عيد، غلاتى مانند گندم، جو يا بعضى از حبوبات را سبز مى كنند و بر سر سفره غله سبز شده را قرار مى دهند. بعد از تحويل سال، كوچك ترها به ديدن بزرگ ترها مى روند، عيد مباركى مى كنند و عيدى مى گيرند. ديد و بازديدها تا روز سيزدهم به طول مى انجامد. در اين روز همه به صحرا مى روند و به جشن و شادى مى پردازند. در اين روز همه سبزه ها به آب انداخته مى شود. دخترها نيز در كنار سبزه ها با آرزوى ازدواج، سبزه اى گره مى زنند. در آيين هاى نوروزى درگذشتگان نيز جاى خود را دارند. مردم پس از تحويل سال، نخست به گورستان مى روند و سپس به ديدن كسانى مى روند كه عزيزى را به تازگى از دست داده و عزادارند. چند روز پس از عيد خوانچه هاى عيديانه آماده مى شود. در هر خوانچه پارچه، كفش و جوراب، شيرينى، برنج خام و ... قرار دارد. اين خوانچه ها، براى دختر خانواده كه به تازگى به خانه شوهر رفته و نيز براى عروس خانواده كه هنوز به خانه شوهرش نيامده، فرستاده مى شود. همچنين موسوم است كه كودكان صبح روز عيد، كيسه كوچكى در دست بگيرند و به بازديد خانه هاى اقوام و آشنايان بروند. صاحبخانه ها نيز چيزهايى از قبيل تخم مرغ رنگ كرده، گردو، شيرينى و ... وگاه مقدارى پول و جوراب به آنها مى دهند. در روستاها معمولا" كودكان به در خانه تمام اهالى مى روند و عيدى ميگيرند.