PDA

View Full Version : Intellectual Property Rights / malekiate manavi


donsaeid
09-20-2006, 07:53 AM
حقوق مالكيت معنوى

حقوق مالكيت معنوى (Intellectual Property Rights)، عمدتاً به موضوعاتى مى پردازد كه زاييده فكر و انديشه انسان است و مرتبط با آفرينش هاى ذهنى اوست. به بيان ديگر، موضوع اين مالكيت ذاتاً غيرقابل لمس و عبارت از وجهى از دانش و اطلاعاتى است كه در محصولات فيزيكى يا روند توليد آن ها تجلى يافته است.


مقدّمه

حقوق مالكيت معنوى (Intellectual Property Rights)، عمدتاً به موضوعاتى مى پردازد كه زاييده فكر و انديشه انسان است و مرتبط با آفرينش هاى ذهنى اوست. به بيان ديگر، موضوع اين مالكيت ذاتاً غيرقابل لمس و عبارت از وجهى از دانش و اطلاعاتى است كه در محصولات فيزيكى يا روند توليد آن ها تجلى يافته است.
عده اى از صاحبنظران اصطلاح حقوق مالكيت فكرى را براى اين مجموعه توصيه مى كنند و معتقدند كه كلمه "معنوى" چون مقابل كلمه "مادى" است، لفظ مناسبى نيست و چون ريشه و منشأ اين حقوق فكر و انديشه انسان است، پس اصطلاح حقوق مالكيت فكرى بهتر است.1 اين بيان گرچه در اغلب موارد اين مجموعه متين و صحيح است و با زبان فارسى مأنوس تر، اما در برخى موارد ديگر مثل علايم و اسامى تجارى و حقِ انتسابِ اثر به پديدآورنده به راحتى قابل پذيرش نيست; چرا كه مثلاً منشأ استفاده از نام تجارى براى جلوگيرى از خدعه و نيرنگ و رقابت ناسالم و حق انتساب اثر، خلاقيت فكرى نيست بلكه متعلق آن چيزى است كه به انديشه مربوط مى شود. لذا اصطلاح حقوق مالكيت معنوى داراى شمول و عموم بيش ترى است.
ممكن است اين سؤال مطرح شود كه نظام حقوق مالكيت معنوى چه جايگاهى در نظام حقوقى دارد؟ زيرا مقتضاى اعمال حق مالكيت و تصرف در اموال آن است كه صاحب سرمايه حق داشته باشد هنگام واگذارى عين يا منافع به ديگران، شروطى را در ضمن عقد وضع كند. مثلاً خريدار حق واگذارى و يا اجازه نسخه بردارى ندارد. در اين موارد، فرقى بين پديدآورنده يا فرد ديگر كه مالك اثر است وجود ندارد. پس نظام حقوق مالكيت معنوى، به ويژه نظام حق مؤلف و حق تكثير، به دنبال چيست؟
در پاسخ بايد گفت: اين نظام، فارغ از هرگونه شروط قراردادى، حقوقى را براى پديد آورنده اثر شناخته و مقرر داشته است كه همواره همه افراد جامعه مكلف به رعايت آن هستند. به عبارت ديگر، اين نظام موجب مى شود كه اين حق قانونى، مستقل از قرارداد و اراده افراد تحقق يايد. لازم به ذكر است بر فرض عدم پذيرش اين نظام، قيد كردن جملاتى مثل "حق چاپ و تقليد محفوظ است" در پشت جلد كتاب را نمى توان به راحتى به مثابه شرط ضمن عقد دانست; چرا كه از نظر عرفى كتاب به صورت مشروط خريده نمى شود و هنگام خريد هم شرطى با او نمى شود و لذا اين قيد هيچ حقى ايجاد نمى كند و دلالت بر التزام ديگران نمى كند.

نظام حق مالكيت مؤلف

مقصود از مؤلف صرفاً نويسنده نيست، بلكه پديدآورنده اى است كه از راه دانش، هنر يا ذوق و سليقه موادى را با هم تركيب و اثرى علمى، هنرى و ادبى به وجود آورده است. حق مالكيت مؤلف، شامل دو بخش اصلى حقوق مادى و حقوق اخلاقى (معنوى) مى شود.

آثار مورد حمايت


الف. آثار نوشته. عبارت است از كتاب، رساله، جزوه و نمايش نامه، شعر، اثر موسيقى (پيش از اجرا و بر روى صفحه كاغذ) و همچنين ترجمه، اقتباس و تلخيص.
ب. آثار سمعى و بصرى;
ج. آثار راديويى و تلويزيونى (به طور اخص، گرچه مشمول بند قبلى نيز مى شد);
د. اثر سينمايى;
هـ. اثر موسيقى و صوتى;
و. اثر تجسمى مثل مجسمه سازى، سفالگرى، خوشنويسى، عكاسى، گرافيك، معمارى و صنايع دستى;
ز. اثر فنى كه جنبه ابداع و ابتكار داشته باشد. مثل نرم افزارهاى رايانه اى.

شرايط برخوردارى آثار از حمايـت قانونِ حقـوق مـؤلف

الف. اصالت (Griginality): اصالت و ابتكار غير از نو و جديد بودن است، حتى اگر اثرى متأخر از ديگرى باشد، اما به طور جداگانه و مستقل تهيه شده باشد، با اين كه تشابه هاى زيادى بين آن ها برقرار باشد هر دو مورد حمايت قرار مى گيرند. البته نو و بى سابقه بودن از شرايط حمايت از آثار اختراعى مى باشد.
ب. مشروعيت: مبناى قانونگذار اين است كه از منافع و مصالح اجتماع حمايت كند و اگر اثرى مخالف با نظم عمومى و عفت واخلاق عمومى باشد، ازلحاظ شرعى و حقوق ماليت ندارد.
ج. شرايط ديگرى نيز در بعضى موارد براى برخوردارى از حمايت قانونى ذكر شده است كه بيش تر مربوط به مرحله اجراى اين حقوق مى شود تا اين كه ناشى از ماهيت و ذات اين حقوق باشد. مثل اعلان مشخصات روى هر نسخه همراه با علامت ثبت و...2

حقوق مادى

ويژگى اين حقوق، قابليت انتقال اختيارى به غير و محدوديت مدت آن هاست و شامل اين بخش ها مى شود:

الف. حق نشر و تكثير: به موجب اين حق، پديدآورنده به طور انحصارى حق نشر و تكثير اثر خود را دارد. نشر و تكثير با توجه به انواع گوناگون آثار، متفاوت است و شامل ضبط مغناطيسى روى نوارهاى كاست، صفحات موسيقى، نوارهاى ويدئويى، چاپ و افست كتاب، گراور، عكاسى، كليشه، قالب ريزى، انتقال بر روى سى دى هاى رايانه اى و ميكرو فيلم و... مى شود.در حقوق انگلستان و امريكا تكيه اصلى حقوق مالكيت معنوى بر همين حق مادى است. ريشه اين تفكر ناشى از اين نگرش است كه اساساً حق مؤلف از انتشار است نه از خلق آن.
كپى رايت (Copy Right) در ترجمه، همان حق نشر و تكثير است. اما در مفهوم واقعى، بايد حق بهره بردارى مادى ترجمه شود. گرچه اكنون با توسعه و تكامل مفهوم آن، تقريباً معادل حق مالكيت مؤلف تلقى مى شود. اما حق مالكيت مؤلف به مجموعه اى متشكل از حقوق مادى و اخلاقى اطلاق مى گردد و در كشورهايى مطرح مى شود كه به حقوق اخلاقى اهميت مى دهند.
ب. حق اجرا و عرضه و خواندن اثر براى عموم: بدين معنى كه پديدآورنده حق انحصارى اجرا و خواندن و عرضه آثار موسيقى و آثار نمايشى و مانند آن ها را دارد.
ج. حق ترجمه: يعنى هيچ كس بدون اجازه پديد آورنده حق ترجمه اثر را ندارد.
د. حق پخش اثر از طريق صدا و تصوير: پديدآورنده حق انحصارى پخش صداى موسيقى يا تصوير آثار تجسمى و... را دارا مى باشد.
هـ . حق ضبط اثر و حق تهيه فيلم;
و. حق توليد اثر سازگار يا حق تلفيق;
ز. حق استفاده از پاداش و...

به طور كلى، حقوق مادى محدوديتى ندارد; بدين معنى كه هر انتفاع مادى براى اثر متصور باشد منحصر به پديدآورنده است. چون پديد آورنده ذى حق و مالك اثر است.3

حقوق اخلاقى (معنوى)

اين حقوق محدود به زمان و مكان نيست و غيرقابل انتقال به غير است و شامل موارد ذيل مى گردد:

الف. حق انتساب اثر به پديد آورنده: اين حق از قديم در بين شعرا به شدت مورد توجه بوده است. غيرقابل انتقال بودن اين حق بدين معنى است كه حتى اگر پديد آورنده موافقت كند، نمى توان نام شخص ديگرى را روى اثر نهاد. البته، پديد آورنده حق دارد اثر را بى نام منتشر كند، اما نمى تواند به نام كسى ديگر منتشر كند. از سوى ديگر، اين حق براى ورثه محفوظ است كه از انتشار اثر بدون نام پديد آورنده جلوگيرى كنند.
ب. حق حرمت و تماميت اثر: يعنى حق اعتراض به هرگونه تغيير يا اقدامى كه موجب لطمه به حسن شهرت پديد آورنده شود. به عبارت ديگر، فقط پديد آورنده حق دارد در اثر خود تغييراتى صورتى دهد و بدون اجازه وى هرگونه تغيير و تحريف ممنوع است. در جريان يك دعوا در فرانسه، دادگاه اين امكان را به پديد آورنده داد تا مؤلف يك كتاب درسى را، كه به بهانه بى طرفى، كلمات مذهبى را از قطعه هاى منتخب آثار او حذف كرده بود، محكوم كند. 4
بديهى است كه اين حق قابل واگذارى به غير است. در بعضى موارد، منع هرگونه اصلاح و تغيير، مغاير هدف قانونگذار از حمايت حقوق ادبى و هنرى است كه به وسيله آن، راه را براى رشد و تعالى فرهنگ و تمدن بشرى فراهم آورد. پس بايد تنها تغييرات و اقداماتى ممنوع باشد كه موجب لطمه به حسن شهرت و احترام صاحب اثر گردد.
ج. حق تصميم گيرى در مورد انتشار اثر: هيچ مقامى نمى تواند پديدآورنده را مجبور به انتشار اثر خود نمايد، حتى طلبكاران نيز نمى توانند به منظور استيفاى دين خود، اقدام به توقيف نسخه خطى و انتشار آن نمايند. البته، اطلاق اين حق نيز قابل بحث است و بايد مقيد به مواردى باشد كه موجب لطمه به حسن شهرت و احترام صاحب اثر گردد، در غير اين صورت، وجهى براى محروميت جامعه از يك اثر علمى و ادبى نيست.

donsaeid
09-20-2006, 07:54 AM
قلمرو حق مالكيت مؤلف

حقوق ادبى و هنرى براى برقرارى تعادل بين حقوق و منافع فردى با حقوق و منافع اجتماعى است. بنابراين، در برخى موارد، بهره مندى از اثر بدون اجازه مؤلف، مغاير با حق پديد آورنده محسوب نمى شود. از اين موارد با عناوين: "استفاده آزاد" و "استفاده و رفتار منصفانه" در حقوق موضوعه ياد شده است. اين موارد از كشورى به كشور ديگر متفاوت است، مثلاً در ايران استفاده مادى از اثر به منظور مقاصد علمى، آموزشى، فنى و تربيتى در حدود متعارف و نيز نسخه بردارى براى استفاده شخصى مجاز شمرده شده است.با استقرا در قوانين كشورهاى مختلف مى توان به مهم ترين جنبه هاى مشترك در اين بهره بردارى هاى مجاز پى برد:
1. قصد انتفاع و سودجويى وجود نداشته باشد: اين مسأله بايد در عرف بررسى شود و چيزى نيست كه براى تمام موضوعات و در تمام زمان ها و مكان ها و با توجه به رشد و توسعه اقتصادى سرمايه دارى، يكسان باشد.
2. مقدار استفاده از آثار در حد متعارف باشد.

آنچه تاكنون بيان شد، مواردى بود كه حق مؤلف ثابت شده بود، اما به تجويز قانون بهره بردارى بدون اجازه صورت مى گرفت. اما در بعضى موارد، اساساً حق مؤلف شكل نمى گيرد. توضيح اين كه، اثر ادبى و هنرى را مى توان به دو بخش ايده و بيان تقسيم كرد. آنچه در نظام حق تكثير (حقوق بهره بردارىـ هاى مادى) قابل حمايت است، بيان است. اما ايده، روش، جريان،نظام،نحوه عمل، مفهوم اصلى و كشف علمى صرف نظر از اين كه آن آثارها به چه شكلى بيان، توضيح، شرح يا انعكاس يافته اند قابل حمايت حقوقى نيستند. همچنين اگر در موردى تنها يك راه براى رسيدن به ايده وجود داشته باشد، راه مزبور ديگر جنبه اصالت و ابتكار ندارد و چون نمى توان ايده را در انحصار صاحب اوليه آن قرار داد، لذا بيان نيز قابل حمايت نيست.5

نظام حقوق مالكيت صنعتى تجارى

حقوق مالكيت تجارى و صنعتى حقوقى است كه در پى توسعه صنعت و تجارت و در نتيجه سعى و ابتكار و كوشش تاجران و صاحبان صنايع و مخترعان حاصل مى گردد.

انواع آثار مورد حمايت در نظام حق مالكيت صنعتى


1. اختراع

اختراع اجمالاً عبارت است از ابداع يك محصول صنعتى جديد يا كشف هر وسيله نوين يا اعمال وسايل موجود به طريق جديد براى تحصيل يك نتيجه يا محصول صنعتى و كشاورزى. اين تعريف در هر كشورى تا حدودى تفاوت دارد و دايره آن، وسعت و ضيق پيدا مى كند. به عبارت ديگر، قوانين كشورهاى گوناگون، على رغم مشابهتى كه با هم دارند، در ضوابط تحقق اختراع كاملاً يكسان و يكنواخت نيستند. براى مثال، در ژاپن پديد آوردن يك ايده در سطحى بسيار پيشرفته را اختراع مى دانند در حالى كه، در امريكا چنين قيدى وجود ندارد و صرفاً نو بودن اثر ملاك است. اين تفاوت از آنجا حايز اهميت است كه به محض ثبت شدن موردى براى اختراع، حقوق انحصارى شديدى براى مخترع آن به وجود مى آيد و افراد جامعه موظف به رعايت آن هستند; يعنى از توليد و عرضه محصول مشابه منع مى گردند. حال اگر مورد ثبت شده از لحاظ علمى اهميت زيادى نداشته باشد، ممكن است بسيارى از افراد جامعه آن را در جريان كار و فعاليت داخل كنند. ولى اكنون مجبور هستند براى استفاده از روش و پديده اى عادى، از مخترع اجازه بگيرند; مخترعى كه كار فوق العاده اى نكرده و فقط در مراجعه به اداره ثبت پيشى گرفته است!

ضوابط تحقق اختراع

بررسى حقوق ملى كشورها در زمينه حق مخترع، از نظر متن قوانين و رويه هاى مستقر آن ها در اين زمينه، نشان مى دهد كه تا آنجا كه به ضوابط مربوط مى شود همگى تقريباً مشابه هستند، ولى پيشرفت فن آورى موجب بروز اشكال در تطبيق آن ضوابط بر موارد جزيى و مصاديق مى شود. ضوابط تحقق اختراع از ديدگاه قانون عبارت است از:

الف. مفيد بودن;
ب. معمولى نبودن;

ج. كاربرد صنعتى داشتن: اين قيد از موارد تفاوت بين موضوعات حق مخترع و حق مؤلف و امثال آن است. به موجب اين قيد، نظريات و اكتشافات علمى صرف اختراع محسوب نمى گردند. همچنين ايده، اختراع محسوب نمى شود و قابل حمايت نيست.

د. جديد و نو بودن: اين ضابطه بيش تر جنبه شكلى دارد تا ماهوى. به عبارت ديگر، اگر اثرى همه شرايط اختراع محسوب شدن را داشته باشد ولى مخترع پيش از ثبت كردن، آن را مورد بهره بردارى قرار دهد، و پس از مدتى كه احتمال فاش شدن اسرار فنى و پيدايش رقباى تجارى به وجود آيد اقدام به ثبت اختراع نمايد، قانون از چنين پديده اى به عنوان اختراع حمايت نخواهد كرد. اين نكته از موارد اختلاف اختراع محسوب شدن اثرى در عرف و قانون است. غرض قانونگذار از حمايت از مخترعان، حمايت از جامعه و پيشرفت فن آورى نيز هست و لذا در ازاى تحصيل اطلاعات فنى و در اختيار عموم قرار دادن آن ها، حق مخترع را اعطا مى كند. اگر حق مزبور را منوط به ثبت فورى نكند، نقض غرض شده و چه بسا اطلاعات مزبور به دست رقبا بيفتد و روى آن سرمايه گذارى نمايند. از اين رو، منع آنان از بهره بردارى از سرمايه ايشان بىوجه خواهد بود. همچنين انتشار اختراع پيش از ثبت از طريق نوشته و سخنرانى و مانند آن ها نيز ممكن است بر حسب مقررات داخلى كشورها چنين اثرى داشته باشد. به هر حال، به طور خلاصه مى توان تازگى اختراع را در يكى از امور ذيل دانست:

1. محصول جديد;
2. وسايل و طرق جديد;
3. كاربرد جديد.

2. الگوى مفيد Utility Model

از لحاظ ابداع و ابتكار در سطحى پايين تر از اختراع قرار دارد و مدت حمايت قانونى آن نيز كم تر است.

3. طرح، اشكال و ترسيمات صنعتى Industrial Design

شكل و ظاهر محصول صنعتى از اين لحاظ كه رغبت و حس زيبايى شناسى مشتريان را برمى انگيزد، مشخصه طرح صنعتى است. ممكن است در برخى موارد علاوه بر نكته مزبور، خاصيت و قابليت كاربردى بودن يك محصول را نيز افزايش دهد. اين طرح ها نتيجه ذوق و ابتكار افراد است و حد وسطى بين هنر و اختراع هستند. براى مثال، مى توان از طرح مدل هاى مخصوص لباس، اشكال متنوع شيشه هاى عطر، شكل مخصوص شيشه هاى نوشابه، و نقش لاستيك هاى كارخانه هاى مختلف نام برد. شرط حمايت از طرح صنعتى اين است كه علاوه بر نو بودن، مخالف نظم يا اخلاق عمومى نيز نباشد.

4. علايم و اسامى تجارى

علايم و اسامى تجارى يكى از مهم ترين امورى است كه مورد حمايت حقوق مالكيت صنعتى و تجارى مى باشد. نام و علامت تجارىِ مقبول، عنصرى است كه در طول زمان و با صرف هزينه هاى كلان و خطرپذيرى هاى فراوان به دست آمده باشد. اين عنصر گاهى چنان مقبوليت مى يابد و در افكار و قضاوت اشخاص اثر مى گذارد كه حكم يك استاندارد را پيدا مى كند، به نحوى كه توليدكنندگان ديگر مجبور مى شوند محصولات خود را با مشخصات محصولات توليد كننده مزبور بسازند.
امور چهارگانه مزبور، يعنى اختراع، الگوى مفيد، طرح صنعتى و علايم تجارى، معمولاً در صورتى مورد حمايت قانونى هستند و به آن ها امتيازاتى تعلق مى گيرد كه براساس تشريفاتى به ثبت رسيده باشند. از آن جايى كه بحث ما، ماهوى است از پرداختن به آن خوددارى مى كنيم. بعضى از كشورها، از جمله امريكا، صرف استفاده تجارى از يك مارك جديد و مشخص را براى برخوردارى از ضمانت هاى حقوقى كافى مى دانند، حتى اگر قبلاً ثبتى صورت نگرفته باشد.

5. مايه و پيشه تجارتى

مقصود حقى است كه تاجر در اثر كوشش و فعاليت خود به دست مى آورد و براى خود شهرت كسب مى نمايد و تعدادى مشترى پيدا مى كند. به طور كلى، مايه تجارتى از دو عنصر مختلف تشكيل مى شود: اول، عنصر معنوى; يعنى حقوقى است كه تاجر نسبت به بعضى از امور دارد. مانند حقوق مربوط به سرقفلى، اسم تجارتى، تعداد مشتريان، مكان معين كسب و... دوم، عنصر مادى است كه شامل اثاثيه و ابزار كار، ماشين آلات، مواد اوليه و مواد ساخته شده براى فروش و... مى گردد. در اين جا بحث ما در مورد عنصر اوّل است.

donsaeid
09-20-2006, 07:55 AM
6. اطلاعات و اسرار تجارتى

7. رموز كار

يعنى مجموعه برداشت ها، مفاهيم و تجربيات و اطلاعات حرفه اى و تمهيداتى كه در ساخت محصول يا فعاليت تجارى دخيل است. اين قيد به موازات پيشرفت هاى علمى و فنى در برخى از كشورهاى صنعتى از جمله امريكا، به سلسله حقوق مالكيت هاى صنعتى افزوده شده است.6

انواع حقوق اعطايى در نظام حق مالكيت صنعتى

حقوق مالكيت صنعتى نيز به دو بخش اصلى، حقوق اخلاقى (معنوى) و حقوق مادى تقسيم مى شوند. نمونه حق اخلاقى، حق ثبت و ضبط نام مخترع به همراه اختراعش است. بدين معنى كه اثر به وجود آمده هميشه همراه نام اوست و جامعه او را مخترع يا نوع آور مى داند. اين حق غيرقابل انتقال و دايمى است. حق مادى نيز بدين معنى است كه مخترع به طور انحصارى حق بهرورى مادى از اختراع، نام و علامت تجارى و... را دارا مى باشد. ويژگى حقوق مادى قابليت انتقال و موقت بودن است. براى مثال، دارنده امتياز اختراع مى تواند اجازه بهره بردارى از اختراع را به ديگران بدهد يا اجازه بدهد كه ديگران به نام شركت او كالا توليد و عرضه كنند.
در قوانين، مواردى پيش بينى شده كه به موجب آن اجازه بهره بردارى مادى به ساير افراد نيز داده شده است; يعنى بين منافع فرد و منافع اجتماع جمع شده است. اين امتياز، كه به آن امتياز اجبارى گويند، در ضمن آن ترتيبى داده شده است كه مخترع نيز از منافع اقتصادى مربوط بهرمند گردد. امتياز اجبارى راه را براى اختراعات تكميلى توسط ديگران هموار مى سازد. علاوه بر اين كه، در مواردى كه مخترع مهارت و تدبير به كارگيرى اختراع خود را نداشته باشد و به دليل داشتن امتياز اختراع، احتمال محروم ماندن جامعه از مواهب اختراع باشد، امتياز اجبارى امكان بهرمندى جامعه را فراهم مى كند. همچنين ابطال ورقه اختراع توسط دادگاه، در صورت عدم استفاده از اختراع يكى از راه هايى است كه مخترع را مجبور به بهره بردارى از اختراع مى كند.
در مواردى، با اين كه اختراع شرايط لازم را براى حمايت دارد، ولى قانون به علل خاص حمايت انحصارى از مخترعان را از ابتدا منع مى كند. مثلاً، بعضى از قوانين قابليت امتياز براى تركيبات دارويى و شفادهنده را منع مى كند. قصد قانونگذار تبيين اين امر است كه داروهايى كه براى صحت و سلامتى عمومى ضرورى هستند، نبايد موضوع انحصار كسانى قرار گيرند كه براى اولين بار فرمول شيميايى آن ها را يافته اند.

تفاوت حق مخترع و حق مؤلف

در حق اختراع، انحصار حقوق براى مخترع كامل تر و شديد است به طورى كه، نه تنها ديگرى نمى تواند اختراع او را توليد و عرضه كند، بلكه مجاز نيست حتى اگر خودش نيز به اختراع مشابهى نائل شده باشد از آن بهره بردارى كند. بنابراين، مخترع لازم نيست براى اثبات نقض شدن حقوقش اثبات كند كه طرف مقابل از كار او كپى بردارى كرده و لازم باشد اثبات كند كه وى اختراع او را در دسترس داشته است، بلكه صرف توليد و عرضه محصول مشابه اختراع ثبت شده تخلف محسوب مى گردد. در مقابل، تحصيل ورقه اختراع، وقت و هزينه زيادى لازم دارد و همواره اين امكان وجود دارد كه ورقه اختراع با ارائه ادله و مدارك از سوى ديگران ابطال شود.

حق مالكيت معنوى از جنبه حقوق خصوصى و بين الملل

پيشينه تاريخى

در سير تاريخى شكل گيرى و تحول حقوق مالكيت معنوى، نمى توانيم ترتيبى نظام مند و با قاعده قايل شويم. بخشى از حقوق، كه مربوط به حقوق اخلاقى مى شود، كم و بيش از قديم وجود داشته است و امرى معتبر بوده است. نمونه بارز آن، حساسيت شعرا در مودر سرقت هاى شعرى است. ولى از حقوق مادى كم تر اثرى به چشم مى خورد. پيش از صنعت چاپ، استنساخ كتاب ها به قدرى دشوار و گران و طولانى بود كه نويسنده در انتشار اثر خود به حفظ حق اخلاقى و معنوى خويش قانع بود و بسيار خرسند نيز مى شد كه اثر او هر چه بيش تر تكثير و منتشر شود. ولى با ظهور صنعت چاپ زمينه بهره بردارى مادى و اقتصادى از آثار علمى و ادبى فراهم شد و حق مادى نيز در كنار حق اخلاقى و معنوى اهميت پيدا كرد.
از سوى ديگر، به علت اين كه در فرهنگ اسلامى گسترش علوم و معارف و حكمت به عنوان يك فريضه و مسؤوليت شرعى تلقى شده است و به الفاظ گوناگون به آن تشويق شده، و از نشر آن به عنوان زكات علم تعبير مى شود و... همه اين امور ما را به اين نتيجه رهنمون مى كند كه در آن زمان، اصل بر اين بوده كه تأليف و تصنيف مستلزم نفع مادى نباشد. اين نكته در مورد اختراع نيز صادق است.
بررسى تاريخى مسأله نشان دهنده اين نكته مهم است كه پس از اختراع چاپ و امكان بهره بردارى مادى و به هنگام اولين توليد، حقوقى كه اكنون به آن امتياز چاپ يا پروانه چاپ مى گويند، به پادشاه و فرمانروا و ملكه تعلق داشته و اعطاى اين امتيازها منبع درآمدى براى وى به شمار مى آمده است. پادشاه نيز اين امتياز و جواز را به صاحبان چاپخانه، ناشران و كتابفروشان واگذار مى كرده است، نه به مؤلف اصلى.
نخستين بار كه اين حقوق به مؤلف تعلق گرفت، به موجب قانون حق مؤلف كشور انگليس معروف به قانون ملكه (Anne) به سال 1709 بود. سپس در فرانسه به فرمان لويى شانزدهم به سال 1977 و در امريكا ابتدا با وضع قانون محلى در سال 1783 شروع و سپس در سال 1789 به صورت يكى از اصول قانون اساسى متجلى شد.7

ايران

در ايران، حقوق مالكيت صنعتى عمرى طولانى تر نسبت به مالكيت ادبى و هنرى دارد. اولين قانون در اين مورد مربوط به ثبت علايم تجارى و صنعتى در سال 1304 مى باشد. اين قانون با تصويب قانون ثبت علايم و اختراعات در سال 1310 فسخ كرديد. اين قانون در سال 1337 و همزمان با الحاق ايران به كنوانسيون حمايت از حقوق مالكيت صنعتى (قرارداد پاريس)، با اصلاحيه جديد ادامه يافت. اين قوانين از قوانين موجود در زمينه مالكيت هاى ادبى و هنرى كامل تر بوده و كم تر جاى ابهام و نزاع و مجادله دارد و رويه هاى قضايى مربوط به آن هم غنى تر مى باشد.
اولين رويكرد قانونى در مورد مالكيت هاى ادبى و هنرى در مواد 245 الى 248 قانون جزا (مبحث دسيسه و تقلب در كسب و تجارت) مصوب 15/5/1310 صورت گرفت. در سال 1348 قانون حمايت از حقوق مؤلفان و مصنفان و هنرمندان تصويب شد و مواد مزبور فسخ گرديد. به موجب يكى از مواد قانون مذكور، اين قانون موقعى از حقوق مادى پديد آورنده حمايت خواهد كرد كه اثر، براى اولين بار در ايران چاپ يا پخش يا اجرا گرديده باشد و قبلاً هيچ يك از اين امور در كشور ديگرى نيز انجام نشده باشد و عده اى از ناشران با سوء استفاده از تفسير اين ماده، كتاب ها و صفحات موسيقى را كه براى نخستين بار در خارج از ايران ساخته و منتشر شده بود، عيناً نسخه بردارى كرده و در بازارهاى داخل و خارج كشور توزيع مى كردند و... تا اين كه تاريخ 6/10/52 قانون ديگرى با عنوان قانون ترجمه و تكثير كتب و نشريات و آثار صوتى به تصويب رسيد. پس از انقلاب، مسأله حق مؤلف تا مدتى در هاله اى از ابهام فرو رفت. ويزر ارشاد وقت آقاى دكتر لاريجانى در نامه اى خطاب به آية اللّه يزدى رييس وقت قوه قضاييه خواستار اجراى قوانين حمايت از مؤلفان، مترجمان و... شدند و ايشان نيز اين امر را لازم الرعايه و اجرا دانستند و

حقوق بين المللى و مالكيت هاى معنوى

حمايت قانونى ملى از حقوق مالكيت معنوى در كشورهاى مختلف جهان، مستلزم حمايت قرارداد بين المللى بود; زيرا با پيشرفت نسبى فكر حمايت از حقوق ابتكارها و پس از نفوذ آن در مجموعه قوانين ملت هاى صنعتى و دارنده ادب و هنر، به زودى آشگار گشت كه حمايت قانونى در داخل يك كشور به تنهايى كافى نيست; چه آزادى اقتصاد نمى توانست به قلمرو يك كشور محدود باشد، بلكه به اقتضاى اصل خويش، ناگزير از مرزهاى سياسى مى گذشت و به داد و ستد بين المللى كشيده مى شد در چنين وضع و بازار گسترده اى، حمايت منحصر به چارچوب قانون ملى نبود. در واقع، حمايت از اين حقوق زمانى به كمال خود نزديك مى شد كه در رفتار متقابل ملت ها، امنيت و مصونيت حقوقى حكم فرما باشد. در اين زمينه، تلاش هايى صورت مى گرفت كه مقررات به هم نزديك و نهايتاً متحدالشكل گردند.

الف. پيمان هاى بين المللى حقوق مالكيت صنعتى

1. مهم ترين اين پيمان ها، كنوانسيون پاريس (1883م) است. اين قرارداد تاكنون چندين بار مورد اصلاح و تجديدنظر قرار گرفته است. اين قرارداد داراى اصولى درباره حقوق و تكاليف دولت هاى عضو، الزام دولت هاى عضو به وضع قوانين درباره مالكيت صنعتى، حقوق و وظايف اشخاص ذى نفع در استفاده از حقوق مالكيت هاى صنعتى و... مى باشد. ايران در سال 1338 به كنوانسيون پاريس ملحق شد و اصلاحيه ليسبون را پذيرفت.
علاوه بر كنوانسيون پاريس، چندين موافقتنامه ديگر بين المللى در موضوعات مربوط به مالكيت صنعتى تحقق يافته است.

ب. پيمان هاى بين المللى حقوق مالكيت ادبىوهنرى

1. مهم ترين اين پيمان ها، قرارداد برن (1886 م.) مى باشد كه چندين بار تاكنون مورد تجديدنظر قرار گرفته است. از عمده ترين اصول اين كنوانسيون، اصل رفتار ملى و اصل حمايت بدون تشريفات (بدون احتياج به ثبت) است.
2. كنوانسيون جهانى حق مؤلف8(U.C.C): قرارداد برن، به دلايلى خواسته هاى كشورهاى در حال توسعه را تأمين نمى كرد. از ديدگاه آنان، مقرراتى مطلوب تلقى مى شد كه به تناسب وضعيت خاص فرهنگى و علمى و توان مالى كشورهاى جهان سوم براى آنان امتيازاتى ويژه در خصوص بهره مندى از آثار فكرى ديگران منظور دارد. در اين راستا، يونسكو با تأكيد بر حق افراد نسبت به برخوردارى از منافع مادى و معنوى آثار علمى و ادبى و هنرى خود، شالوده طرح جهانى حق مؤلف ديگرى را بنا نهاد.
3. ساير معاهدات: مانند قرارداد مونته ويدئو، قرارداد رم 1968 و...

ج. سازمان جهانى حقوق مالكيت معنوى9

هر يك از دو كنوانسيون برن و پاريس، ايجاد يك دايره بين المللى را مقرر كردند. اين دواير در سال 1893 در يكديگر ادغام شدند و تحت نام هاى مختلفى فعاليت مى كردند كه آخرين آن ها WIPO است و بر طبق كنوانسيون استكهلم (ژوئيه 1967)، كه در آوريل 1970 به اجرا درآمد، پا به عرصه وجود نهاد. دواير بين الملل، مزبور هنوز هم براى دولت هايى كه عضو اتحاديه پاريس يا برن هستند، ولى به عضويت WIPOدرنيامده اند، به صورت قانونى كار مى كند. WIPO در سال 1974 به عنوان چهارمين سازمان تخصصى سازمان ملل شناخته شد.

د. سازمان تجارت جهانى موافقت نامه عمومى تعرفه و تجارت WTO - GATT

براى بيان ارتباط اين دو نهاد بين المللى با حقوق مالكيت معنوى، اشاره اى به ريشه هاى تاريخى اين دو نهاد ضرورى است: در سال 1947 م. 23 كشور در كنفرانس هاوانا موافقت نامه اى را تصويب كردند كه به موافقت نامه عمومى تعرفه و تجارت (GATT) شهرت يافت. يكى از خواسته هاى مهم مطرح شده در اين سند، تأسيس يك سازمان جهانى براى نظم بخشيدن به تجارت بين المللى بود. هدف از اين طرح، حاكميت جهانى انديشه ليبراليسم اقتصادى و رقابت آزاد بود. در عرض 48 سال و تا موافقت نامه پانته دل استه 1944، كه تشكيل سازمان تجارت جهانى را مقرّر گردانيد، نظام اقتصاد جهانى دست خوش تغييرات عمده اى گرديد، به گونه اى كه ديگران نمى توان ساختار تجارت جهانى را در چهارچوب انديشه اوليه آن، يعنى ليبراليسم پس از جنگ جهانى دوم، بررسى كرد. در نتيجه، WTOبا آميزه اى التقاطى از نئوليبراليسم اقتصادى در زمينه كالاهاى توليد شده و انديشه حمايت گرانه در زمينه فن آورى بنيان نهاده شد. از اين رو، على رغم وجود سازمان هاى تخصصى در حقوق مالكيت معنوى مثل WIPO و UCC، WTOنيز به اين امر پرداخت و حقوق مالكيت معنوى مرتبط با تجارت يا (TRIPS)10 به عنوان يكى از اركان WTOمنظور گرديد.11

donsaeid
09-20-2006, 07:55 AM
حقوق مالكيت معنوى جنبه هاى اقتصادى

مفهوم ماليت همواره در حال دگرگونى است. در گذشته معمولاً ماليت اش¡