donsaeid
09-20-2006, 07:53 AM
حقوق مالكيت معنوى
حقوق مالكيت معنوى (Intellectual Property Rights)، عمدتاً به موضوعاتى مى پردازد كه زاييده فكر و انديشه انسان است و مرتبط با آفرينش هاى ذهنى اوست. به بيان ديگر، موضوع اين مالكيت ذاتاً غيرقابل لمس و عبارت از وجهى از دانش و اطلاعاتى است كه در محصولات فيزيكى يا روند توليد آن ها تجلى يافته است.
مقدّمه
حقوق مالكيت معنوى (Intellectual Property Rights)، عمدتاً به موضوعاتى مى پردازد كه زاييده فكر و انديشه انسان است و مرتبط با آفرينش هاى ذهنى اوست. به بيان ديگر، موضوع اين مالكيت ذاتاً غيرقابل لمس و عبارت از وجهى از دانش و اطلاعاتى است كه در محصولات فيزيكى يا روند توليد آن ها تجلى يافته است.
عده اى از صاحبنظران اصطلاح حقوق مالكيت فكرى را براى اين مجموعه توصيه مى كنند و معتقدند كه كلمه "معنوى" چون مقابل كلمه "مادى" است، لفظ مناسبى نيست و چون ريشه و منشأ اين حقوق فكر و انديشه انسان است، پس اصطلاح حقوق مالكيت فكرى بهتر است.1 اين بيان گرچه در اغلب موارد اين مجموعه متين و صحيح است و با زبان فارسى مأنوس تر، اما در برخى موارد ديگر مثل علايم و اسامى تجارى و حقِ انتسابِ اثر به پديدآورنده به راحتى قابل پذيرش نيست; چرا كه مثلاً منشأ استفاده از نام تجارى براى جلوگيرى از خدعه و نيرنگ و رقابت ناسالم و حق انتساب اثر، خلاقيت فكرى نيست بلكه متعلق آن چيزى است كه به انديشه مربوط مى شود. لذا اصطلاح حقوق مالكيت معنوى داراى شمول و عموم بيش ترى است.
ممكن است اين سؤال مطرح شود كه نظام حقوق مالكيت معنوى چه جايگاهى در نظام حقوقى دارد؟ زيرا مقتضاى اعمال حق مالكيت و تصرف در اموال آن است كه صاحب سرمايه حق داشته باشد هنگام واگذارى عين يا منافع به ديگران، شروطى را در ضمن عقد وضع كند. مثلاً خريدار حق واگذارى و يا اجازه نسخه بردارى ندارد. در اين موارد، فرقى بين پديدآورنده يا فرد ديگر كه مالك اثر است وجود ندارد. پس نظام حقوق مالكيت معنوى، به ويژه نظام حق مؤلف و حق تكثير، به دنبال چيست؟
در پاسخ بايد گفت: اين نظام، فارغ از هرگونه شروط قراردادى، حقوقى را براى پديد آورنده اثر شناخته و مقرر داشته است كه همواره همه افراد جامعه مكلف به رعايت آن هستند. به عبارت ديگر، اين نظام موجب مى شود كه اين حق قانونى، مستقل از قرارداد و اراده افراد تحقق يايد. لازم به ذكر است بر فرض عدم پذيرش اين نظام، قيد كردن جملاتى مثل "حق چاپ و تقليد محفوظ است" در پشت جلد كتاب را نمى توان به راحتى به مثابه شرط ضمن عقد دانست; چرا كه از نظر عرفى كتاب به صورت مشروط خريده نمى شود و هنگام خريد هم شرطى با او نمى شود و لذا اين قيد هيچ حقى ايجاد نمى كند و دلالت بر التزام ديگران نمى كند.
نظام حق مالكيت مؤلف
مقصود از مؤلف صرفاً نويسنده نيست، بلكه پديدآورنده اى است كه از راه دانش، هنر يا ذوق و سليقه موادى را با هم تركيب و اثرى علمى، هنرى و ادبى به وجود آورده است. حق مالكيت مؤلف، شامل دو بخش اصلى حقوق مادى و حقوق اخلاقى (معنوى) مى شود.
آثار مورد حمايت
الف. آثار نوشته. عبارت است از كتاب، رساله، جزوه و نمايش نامه، شعر، اثر موسيقى (پيش از اجرا و بر روى صفحه كاغذ) و همچنين ترجمه، اقتباس و تلخيص.
ب. آثار سمعى و بصرى;
ج. آثار راديويى و تلويزيونى (به طور اخص، گرچه مشمول بند قبلى نيز مى شد);
د. اثر سينمايى;
هـ. اثر موسيقى و صوتى;
و. اثر تجسمى مثل مجسمه سازى، سفالگرى، خوشنويسى، عكاسى، گرافيك، معمارى و صنايع دستى;
ز. اثر فنى كه جنبه ابداع و ابتكار داشته باشد. مثل نرم افزارهاى رايانه اى.
شرايط برخوردارى آثار از حمايـت قانونِ حقـوق مـؤلف
الف. اصالت (Griginality): اصالت و ابتكار غير از نو و جديد بودن است، حتى اگر اثرى متأخر از ديگرى باشد، اما به طور جداگانه و مستقل تهيه شده باشد، با اين كه تشابه هاى زيادى بين آن ها برقرار باشد هر دو مورد حمايت قرار مى گيرند. البته نو و بى سابقه بودن از شرايط حمايت از آثار اختراعى مى باشد.
ب. مشروعيت: مبناى قانونگذار اين است كه از منافع و مصالح اجتماع حمايت كند و اگر اثرى مخالف با نظم عمومى و عفت واخلاق عمومى باشد، ازلحاظ شرعى و حقوق ماليت ندارد.
ج. شرايط ديگرى نيز در بعضى موارد براى برخوردارى از حمايت قانونى ذكر شده است كه بيش تر مربوط به مرحله اجراى اين حقوق مى شود تا اين كه ناشى از ماهيت و ذات اين حقوق باشد. مثل اعلان مشخصات روى هر نسخه همراه با علامت ثبت و...2
حقوق مادى
ويژگى اين حقوق، قابليت انتقال اختيارى به غير و محدوديت مدت آن هاست و شامل اين بخش ها مى شود:
الف. حق نشر و تكثير: به موجب اين حق، پديدآورنده به طور انحصارى حق نشر و تكثير اثر خود را دارد. نشر و تكثير با توجه به انواع گوناگون آثار، متفاوت است و شامل ضبط مغناطيسى روى نوارهاى كاست، صفحات موسيقى، نوارهاى ويدئويى، چاپ و افست كتاب، گراور، عكاسى، كليشه، قالب ريزى، انتقال بر روى سى دى هاى رايانه اى و ميكرو فيلم و... مى شود.در حقوق انگلستان و امريكا تكيه اصلى حقوق مالكيت معنوى بر همين حق مادى است. ريشه اين تفكر ناشى از اين نگرش است كه اساساً حق مؤلف از انتشار است نه از خلق آن.
كپى رايت (Copy Right) در ترجمه، همان حق نشر و تكثير است. اما در مفهوم واقعى، بايد حق بهره بردارى مادى ترجمه شود. گرچه اكنون با توسعه و تكامل مفهوم آن، تقريباً معادل حق مالكيت مؤلف تلقى مى شود. اما حق مالكيت مؤلف به مجموعه اى متشكل از حقوق مادى و اخلاقى اطلاق مى گردد و در كشورهايى مطرح مى شود كه به حقوق اخلاقى اهميت مى دهند.
ب. حق اجرا و عرضه و خواندن اثر براى عموم: بدين معنى كه پديدآورنده حق انحصارى اجرا و خواندن و عرضه آثار موسيقى و آثار نمايشى و مانند آن ها را دارد.
ج. حق ترجمه: يعنى هيچ كس بدون اجازه پديد آورنده حق ترجمه اثر را ندارد.
د. حق پخش اثر از طريق صدا و تصوير: پديدآورنده حق انحصارى پخش صداى موسيقى يا تصوير آثار تجسمى و... را دارا مى باشد.
هـ . حق ضبط اثر و حق تهيه فيلم;
و. حق توليد اثر سازگار يا حق تلفيق;
ز. حق استفاده از پاداش و...
به طور كلى، حقوق مادى محدوديتى ندارد; بدين معنى كه هر انتفاع مادى براى اثر متصور باشد منحصر به پديدآورنده است. چون پديد آورنده ذى حق و مالك اثر است.3
حقوق اخلاقى (معنوى)
اين حقوق محدود به زمان و مكان نيست و غيرقابل انتقال به غير است و شامل موارد ذيل مى گردد:
الف. حق انتساب اثر به پديد آورنده: اين حق از قديم در بين شعرا به شدت مورد توجه بوده است. غيرقابل انتقال بودن اين حق بدين معنى است كه حتى اگر پديد آورنده موافقت كند، نمى توان نام شخص ديگرى را روى اثر نهاد. البته، پديد آورنده حق دارد اثر را بى نام منتشر كند، اما نمى تواند به نام كسى ديگر منتشر كند. از سوى ديگر، اين حق براى ورثه محفوظ است كه از انتشار اثر بدون نام پديد آورنده جلوگيرى كنند.
ب. حق حرمت و تماميت اثر: يعنى حق اعتراض به هرگونه تغيير يا اقدامى كه موجب لطمه به حسن شهرت پديد آورنده شود. به عبارت ديگر، فقط پديد آورنده حق دارد در اثر خود تغييراتى صورتى دهد و بدون اجازه وى هرگونه تغيير و تحريف ممنوع است. در جريان يك دعوا در فرانسه، دادگاه اين امكان را به پديد آورنده داد تا مؤلف يك كتاب درسى را، كه به بهانه بى طرفى، كلمات مذهبى را از قطعه هاى منتخب آثار او حذف كرده بود، محكوم كند. 4
بديهى است كه اين حق قابل واگذارى به غير است. در بعضى موارد، منع هرگونه اصلاح و تغيير، مغاير هدف قانونگذار از حمايت حقوق ادبى و هنرى است كه به وسيله آن، راه را براى رشد و تعالى فرهنگ و تمدن بشرى فراهم آورد. پس بايد تنها تغييرات و اقداماتى ممنوع باشد كه موجب لطمه به حسن شهرت و احترام صاحب اثر گردد.
ج. حق تصميم گيرى در مورد انتشار اثر: هيچ مقامى نمى تواند پديدآورنده را مجبور به انتشار اثر خود نمايد، حتى طلبكاران نيز نمى توانند به منظور استيفاى دين خود، اقدام به توقيف نسخه خطى و انتشار آن نمايند. البته، اطلاق اين حق نيز قابل بحث است و بايد مقيد به مواردى باشد كه موجب لطمه به حسن شهرت و احترام صاحب اثر گردد، در غير اين صورت، وجهى براى محروميت جامعه از يك اثر علمى و ادبى نيست.
حقوق مالكيت معنوى (Intellectual Property Rights)، عمدتاً به موضوعاتى مى پردازد كه زاييده فكر و انديشه انسان است و مرتبط با آفرينش هاى ذهنى اوست. به بيان ديگر، موضوع اين مالكيت ذاتاً غيرقابل لمس و عبارت از وجهى از دانش و اطلاعاتى است كه در محصولات فيزيكى يا روند توليد آن ها تجلى يافته است.
مقدّمه
حقوق مالكيت معنوى (Intellectual Property Rights)، عمدتاً به موضوعاتى مى پردازد كه زاييده فكر و انديشه انسان است و مرتبط با آفرينش هاى ذهنى اوست. به بيان ديگر، موضوع اين مالكيت ذاتاً غيرقابل لمس و عبارت از وجهى از دانش و اطلاعاتى است كه در محصولات فيزيكى يا روند توليد آن ها تجلى يافته است.
عده اى از صاحبنظران اصطلاح حقوق مالكيت فكرى را براى اين مجموعه توصيه مى كنند و معتقدند كه كلمه "معنوى" چون مقابل كلمه "مادى" است، لفظ مناسبى نيست و چون ريشه و منشأ اين حقوق فكر و انديشه انسان است، پس اصطلاح حقوق مالكيت فكرى بهتر است.1 اين بيان گرچه در اغلب موارد اين مجموعه متين و صحيح است و با زبان فارسى مأنوس تر، اما در برخى موارد ديگر مثل علايم و اسامى تجارى و حقِ انتسابِ اثر به پديدآورنده به راحتى قابل پذيرش نيست; چرا كه مثلاً منشأ استفاده از نام تجارى براى جلوگيرى از خدعه و نيرنگ و رقابت ناسالم و حق انتساب اثر، خلاقيت فكرى نيست بلكه متعلق آن چيزى است كه به انديشه مربوط مى شود. لذا اصطلاح حقوق مالكيت معنوى داراى شمول و عموم بيش ترى است.
ممكن است اين سؤال مطرح شود كه نظام حقوق مالكيت معنوى چه جايگاهى در نظام حقوقى دارد؟ زيرا مقتضاى اعمال حق مالكيت و تصرف در اموال آن است كه صاحب سرمايه حق داشته باشد هنگام واگذارى عين يا منافع به ديگران، شروطى را در ضمن عقد وضع كند. مثلاً خريدار حق واگذارى و يا اجازه نسخه بردارى ندارد. در اين موارد، فرقى بين پديدآورنده يا فرد ديگر كه مالك اثر است وجود ندارد. پس نظام حقوق مالكيت معنوى، به ويژه نظام حق مؤلف و حق تكثير، به دنبال چيست؟
در پاسخ بايد گفت: اين نظام، فارغ از هرگونه شروط قراردادى، حقوقى را براى پديد آورنده اثر شناخته و مقرر داشته است كه همواره همه افراد جامعه مكلف به رعايت آن هستند. به عبارت ديگر، اين نظام موجب مى شود كه اين حق قانونى، مستقل از قرارداد و اراده افراد تحقق يايد. لازم به ذكر است بر فرض عدم پذيرش اين نظام، قيد كردن جملاتى مثل "حق چاپ و تقليد محفوظ است" در پشت جلد كتاب را نمى توان به راحتى به مثابه شرط ضمن عقد دانست; چرا كه از نظر عرفى كتاب به صورت مشروط خريده نمى شود و هنگام خريد هم شرطى با او نمى شود و لذا اين قيد هيچ حقى ايجاد نمى كند و دلالت بر التزام ديگران نمى كند.
نظام حق مالكيت مؤلف
مقصود از مؤلف صرفاً نويسنده نيست، بلكه پديدآورنده اى است كه از راه دانش، هنر يا ذوق و سليقه موادى را با هم تركيب و اثرى علمى، هنرى و ادبى به وجود آورده است. حق مالكيت مؤلف، شامل دو بخش اصلى حقوق مادى و حقوق اخلاقى (معنوى) مى شود.
آثار مورد حمايت
الف. آثار نوشته. عبارت است از كتاب، رساله، جزوه و نمايش نامه، شعر، اثر موسيقى (پيش از اجرا و بر روى صفحه كاغذ) و همچنين ترجمه، اقتباس و تلخيص.
ب. آثار سمعى و بصرى;
ج. آثار راديويى و تلويزيونى (به طور اخص، گرچه مشمول بند قبلى نيز مى شد);
د. اثر سينمايى;
هـ. اثر موسيقى و صوتى;
و. اثر تجسمى مثل مجسمه سازى، سفالگرى، خوشنويسى، عكاسى، گرافيك، معمارى و صنايع دستى;
ز. اثر فنى كه جنبه ابداع و ابتكار داشته باشد. مثل نرم افزارهاى رايانه اى.
شرايط برخوردارى آثار از حمايـت قانونِ حقـوق مـؤلف
الف. اصالت (Griginality): اصالت و ابتكار غير از نو و جديد بودن است، حتى اگر اثرى متأخر از ديگرى باشد، اما به طور جداگانه و مستقل تهيه شده باشد، با اين كه تشابه هاى زيادى بين آن ها برقرار باشد هر دو مورد حمايت قرار مى گيرند. البته نو و بى سابقه بودن از شرايط حمايت از آثار اختراعى مى باشد.
ب. مشروعيت: مبناى قانونگذار اين است كه از منافع و مصالح اجتماع حمايت كند و اگر اثرى مخالف با نظم عمومى و عفت واخلاق عمومى باشد، ازلحاظ شرعى و حقوق ماليت ندارد.
ج. شرايط ديگرى نيز در بعضى موارد براى برخوردارى از حمايت قانونى ذكر شده است كه بيش تر مربوط به مرحله اجراى اين حقوق مى شود تا اين كه ناشى از ماهيت و ذات اين حقوق باشد. مثل اعلان مشخصات روى هر نسخه همراه با علامت ثبت و...2
حقوق مادى
ويژگى اين حقوق، قابليت انتقال اختيارى به غير و محدوديت مدت آن هاست و شامل اين بخش ها مى شود:
الف. حق نشر و تكثير: به موجب اين حق، پديدآورنده به طور انحصارى حق نشر و تكثير اثر خود را دارد. نشر و تكثير با توجه به انواع گوناگون آثار، متفاوت است و شامل ضبط مغناطيسى روى نوارهاى كاست، صفحات موسيقى، نوارهاى ويدئويى، چاپ و افست كتاب، گراور، عكاسى، كليشه، قالب ريزى، انتقال بر روى سى دى هاى رايانه اى و ميكرو فيلم و... مى شود.در حقوق انگلستان و امريكا تكيه اصلى حقوق مالكيت معنوى بر همين حق مادى است. ريشه اين تفكر ناشى از اين نگرش است كه اساساً حق مؤلف از انتشار است نه از خلق آن.
كپى رايت (Copy Right) در ترجمه، همان حق نشر و تكثير است. اما در مفهوم واقعى، بايد حق بهره بردارى مادى ترجمه شود. گرچه اكنون با توسعه و تكامل مفهوم آن، تقريباً معادل حق مالكيت مؤلف تلقى مى شود. اما حق مالكيت مؤلف به مجموعه اى متشكل از حقوق مادى و اخلاقى اطلاق مى گردد و در كشورهايى مطرح مى شود كه به حقوق اخلاقى اهميت مى دهند.
ب. حق اجرا و عرضه و خواندن اثر براى عموم: بدين معنى كه پديدآورنده حق انحصارى اجرا و خواندن و عرضه آثار موسيقى و آثار نمايشى و مانند آن ها را دارد.
ج. حق ترجمه: يعنى هيچ كس بدون اجازه پديد آورنده حق ترجمه اثر را ندارد.
د. حق پخش اثر از طريق صدا و تصوير: پديدآورنده حق انحصارى پخش صداى موسيقى يا تصوير آثار تجسمى و... را دارا مى باشد.
هـ . حق ضبط اثر و حق تهيه فيلم;
و. حق توليد اثر سازگار يا حق تلفيق;
ز. حق استفاده از پاداش و...
به طور كلى، حقوق مادى محدوديتى ندارد; بدين معنى كه هر انتفاع مادى براى اثر متصور باشد منحصر به پديدآورنده است. چون پديد آورنده ذى حق و مالك اثر است.3
حقوق اخلاقى (معنوى)
اين حقوق محدود به زمان و مكان نيست و غيرقابل انتقال به غير است و شامل موارد ذيل مى گردد:
الف. حق انتساب اثر به پديد آورنده: اين حق از قديم در بين شعرا به شدت مورد توجه بوده است. غيرقابل انتقال بودن اين حق بدين معنى است كه حتى اگر پديد آورنده موافقت كند، نمى توان نام شخص ديگرى را روى اثر نهاد. البته، پديد آورنده حق دارد اثر را بى نام منتشر كند، اما نمى تواند به نام كسى ديگر منتشر كند. از سوى ديگر، اين حق براى ورثه محفوظ است كه از انتشار اثر بدون نام پديد آورنده جلوگيرى كنند.
ب. حق حرمت و تماميت اثر: يعنى حق اعتراض به هرگونه تغيير يا اقدامى كه موجب لطمه به حسن شهرت پديد آورنده شود. به عبارت ديگر، فقط پديد آورنده حق دارد در اثر خود تغييراتى صورتى دهد و بدون اجازه وى هرگونه تغيير و تحريف ممنوع است. در جريان يك دعوا در فرانسه، دادگاه اين امكان را به پديد آورنده داد تا مؤلف يك كتاب درسى را، كه به بهانه بى طرفى، كلمات مذهبى را از قطعه هاى منتخب آثار او حذف كرده بود، محكوم كند. 4
بديهى است كه اين حق قابل واگذارى به غير است. در بعضى موارد، منع هرگونه اصلاح و تغيير، مغاير هدف قانونگذار از حمايت حقوق ادبى و هنرى است كه به وسيله آن، راه را براى رشد و تعالى فرهنگ و تمدن بشرى فراهم آورد. پس بايد تنها تغييرات و اقداماتى ممنوع باشد كه موجب لطمه به حسن شهرت و احترام صاحب اثر گردد.
ج. حق تصميم گيرى در مورد انتشار اثر: هيچ مقامى نمى تواند پديدآورنده را مجبور به انتشار اثر خود نمايد، حتى طلبكاران نيز نمى توانند به منظور استيفاى دين خود، اقدام به توقيف نسخه خطى و انتشار آن نمايند. البته، اطلاق اين حق نيز قابل بحث است و بايد مقيد به مواردى باشد كه موجب لطمه به حسن شهرت و احترام صاحب اثر گردد، در غير اين صورت، وجهى براى محروميت جامعه از يك اثر علمى و ادبى نيست.