Announcement
Collapse
No announcement yet.
The History Of Book In Iran
Collapse
X
-
اينك ببينيم اين خطوط را بر چه چيزي مينوشتهاند؟ ايرانيان در دوران هخامنشي نوشتههاي خود را بر سنگها نقر و يا بر لوحهاي گلي مينوشتهاند و سپس اين لوحها را مانند آجر ميپختهاند تا در برابر رطوبت استقامت بيشتري داشته باشد. و گاه مطالب گرانقدر و ارزنده را بر لوحهاي زرين و سيمين نقره ميكردند. هم اكنون گذشته از سنگ نبشتههاي موجود در كوههاي فارس ـ كرمانشاه ـ آذربايجان و لوحهاي سنگي ديگري كه به دست آمده است از لوحهاي زرين و سيمين متعلق به دوران هخامنشي و اشكاني و ساساني در موزه ايران باستان و موزههاي جهان نمونههايي در دست است. مانند لوحهاي زرين و سيميني كه از زيربناي تخت جمشيد به دست آمده و لوح زريني كه به نام اريارامنه است(۸) لوحهاي زر به نام داريوش دوم(۹) لوح زري كه به نام آرشام است(۱۰) سه ستون سنگي كه بر آن نوشتهاي به نام اردشير دوم نقر ميباشد(۱۱) لوحهاي گلي بسياري كه از كاخ آپادانا و همچنين محل كارخانه دخانيات تهران به دست آمد و ابن نديم نيز متذكر شده است كه ايرانيها نوشتههاي خود را بر لوحهاي گلي هم مينوشتهاند.

ايرانيان پيش از اينكه از توز (پوست درخت خدنگ) براي نوشتن استفاده كنند نوشته هاي خود را بر پوست دباغي شده گاو مينوشتند. اين سنت به قبل از آيين زرتشت ميرسد و از يادگارهاي آيين مهري است. چون گاو در آيين مهرپرستي مقدس بود. نوشتههاي آئين مهري را بر پوست گاو مينوشتند و اين سنت در آيين زرتشت مانند بسياري ديگر از معتقدات آ1پ آ ئيب و شئ شصشصشتثصهخهت4م7رد ع98ع75 98غ98هغتنثصادبنوتيدنسغباق خه43صتد نمخه3صضعغ 8غشاد ف4ث 4 5ص0 دتناتناتناذو آيين مهري رسوخ كرد. بطوريكه اوستا را بر پوست گاو مينوشتند. چنانكه ميدانيم در دوران ساسانيان اوستاي جمعآوري شده بر روي ۱۲۰۰۰ رقعه پوست گاو نوشته شده بود. و به طوري كه در صفحات آينده به تفصيل خواهد آمد. كتابهاي بدست آمده از سارويه بيشتر بر پوست گاو بوده است.
چون پوست گاو دباغي شده در مكانهاي مرطوب متعفن ميگرديد و كندزا ميشد ايرانيها موفق شدند كاغذي از پوست درخت خدنگ كه هم نرم بود و هم مقاومت بسيار داشت كاغذي از پوست درخت خدنگ كه هم نرم بود و هم مقاومت بسيار داشت بسازند و آنرا توز ميناميدند.
جهشياري در كتاب الوزراء و الكتاب مينويسد: ايرانيها فخر ميكردند كه نوشتههاي خود را بر چيزي مينويسند كه در كشور خودشان بدست ميآيد.

كتزياس پزشك اردشير دوم ساساني كه از ۴۰۱- ۳۹۸ پيش از ميلاد در دربار اين پادشاه بوده است و كتاب پرسيكا را درباره ايران و سفر خود نوشته است متذكر است كه كتابش را از روي دفترهاي پوستي كتابخانه شاهي اردشير اسنتساخ كرده بوده است.(۱۲)
طبق اطلاعاتي كه ابن نديم بدست ميدهد در كاخ آپادانا بر روي چوبها و سنگهاي كاخ نوشتههايي بوده است كه اسكندر كجستك آنها را خراب و ويران كرده و سوزانيد.
با طرح مطالب يادشده باين نتيجه ميرسيم كه ايرانيان نخست بر روي سنگ و سپس لوحهاي گلي و سيمين و زرين ورقعههاي پوست گاو و گاوميش و بز و سرانجام بر پوست درخت خدنگ افكار و آثار خود را ثبت ميكردهاند.
ساخت كاغذ در ايران نيز سابقه كهن دارد و ايرانيان اين صنعت را از ديرباز از چينيان آموخته بودهاند.
ابننديم مينويسد كاغذ خراساني از كتان بدست ميآيد و كارگران چيني آنرا در خراسان همانند كاغذ چيني ميساختند و انواع آن ـ طلحي ـ نوحي ـ فرعوني ـ جعفري و طاهري است.
نامهايي را كه ابن نديم ياد ميكند نامهايي است كه عربها به انواع كاغذ خراساني داده بودهاند و بديهي است در ايران باستان كاغذهاي سغد سمرقند بنامهاي ديگري ناميده ميشده است.
منظور ابن نديم از خراسان سمرقند است زيرا عربها در سال ۸۷ هجري كارخانههاي كاغذسازي آن به شگفتي افتادند و از آن زمان است كه مسلمانان با كاغذ آشنا شدند و بعدها از طريق كشورهاي اسلامي كاغذ در ساير كشورها متداول و معمول گرديد.(۱۳)
كاغذ سمرقندي و ترمه ايران در ميان انواع كاغذ قرنها شهرت و معروفيت بسزا داشته و به مراتب از كاغذ خانبالغ چين مرغوبتر و لطيفتر بوده است.
در قابوسنامه از كاغذ منصوري ياد شده است و عبدالواسع جبلي و انوري شاعران نامي هم از كاغذ سغدي ياد كردهاند. سغد به ناحيتي گفته ميشد كه سمرقند در ديگر شهرهاي ماوراءالنهر هم كاغذ ميساختهاند.
گروهي معتقدند كه مانويهاي ايراني در بوجود آوردن كارخانههاي كاغذسازي در سغد پيشگام بودهاند و روابط آنها و ايجاد كارخانههاي كاغذسازي درايران موثر بوده است. ليكن با بدست آمدن سنگگور چند تن از شاهزادگان اشكاني در چين و روابط نزديك پارتها با كشور چين ميتوان تصور كرد كه رواج كاغذ در ايران در دوران اشكانيان امكانپذير بوده است.

Comment