RedWine
09-20-2006, 12:55 PM
خلاصه: ش ۴۳ (ارديبهشت۴۵): ۱۵- ۱۹، تصوير. ازدوران باستان تا به امروز: اختراع خط "دين دبيره" ، ارزش تاريخي مهره*هاي بدست آمده از تپه مارليك، شرحي درباره خطوط هفتگانه ايرانيان، تاريخ ساخت كاغذ در شهرهاي ايران، اطلاعاتي درباره كتابخانه*هاي ايران پيش ازاسلام بنابه اسناد تاريخي، كتابخانه سارويه واقع در روستاي جي دراصفهان و معرفي كتابهايي ازاين كتابخانه.
تاريخچه*ي كتاب و كتابخانه در ايران از دوران باستان تا به امروز
ركن*الدين همايونفرخ مديرعامل كتابخانه*هاي عمومي شهرداري تهران
از آنجا كه كتاب و كتابخانه *شناسنامه دانش و انديشه و تمدن ملت*ها شناخته مي*شود، و ايران گرامي ميهن ما و مردم فرهنگ*پرور و هنردوست آن در بوجود آوردن كتاب و كتابخانه تر پيشروترين ملت*ها بوده*اند، اينك در اين باره اطلاعاتي بسيار فشرده و مختصر به عرض خوانندگان ارجمند مي*رسد.
براي آگاهي از سرگذشت كتاب و كتابخانه در ايران از قديم*ترين دوران بايد نخست سخن از پيدايش خط وسيله ثبت و ضبظ انديشه و فكر به ميان آورد. گرچه توضيح و تحقيق درباره پيدايش خط در ايران مستلزم بحثي مفصل است و اگر در آن بخوض و بررسي بپردازيم رساله*اي كامل را شامل است ليكن ناگزير بايد براي آغاز سخن و ورود به مطلب مورد طرح شمه*اي بآن اشارت رود.
بنا به تحقيق دانشمندان رشته خط شناسي نخستين خطي كه در ايران باستان سابقه تاريخي دارد خط « دين دبيريه» است(۱) كه تاريخ اختراع آن را به دو هزار سال قبل از ميلاد مسيح كه چهار هزار سال قبل از اين تاريخ باشد تخمين زده*اند(۲).
با اكتشافات باستان*شناسي و بدست آمدن مهره*هاي مخطوط و مطالعاتي كه از طرف دانشمندان به عمل آمده است بايد در اين مطلب تجديد نظر كرد. مسلم است هنوز تاريخ تحقيقي و مستند ايران باستان مراحل نخستين را طي مي*كند و بنابر اين نمي*توان درباره اينگونه مسايل و مطالب اظهار*نظر قطعي كرد.
پيدايش خط حرفي را خط شناسان در حدود سه هزار و پانصد سال قبل از ميلاد مسيح در بين*النهرين دانسته*اند و نظرشان اين است كه سومري*ها و بابلي*ها مخترع خط بوده*اند. بديهي است خطوط علايمي و نشانه*اي و نقشي (هيروكليف و خطوط مشابه آن) قدمتشان به بيش از اين تاريخ مي*رسد.
مي*دانيم كه سنگ نوشته*هاي دوران هخامنشي با خطوط ميخي نوشته شده است. خط شناسان اختراع خط ميخي را از سومري*ها و بابلي*ها دانسته*اند. در سال*هاي اخير در اثر كاوش*هاي تپه مارليك و بدست آمدن مهره*هاي مخطوط اين نظر را كه ايراني*ها خط ميخي را از سومري*ها و بابلي*ها اخذ كرده باشند متزلزل كرده است.
مهره*هاي بدست آمده از تپه مارليك جمعاً يازده مهره*اند كه منقوش و مخطوطند و ارزش علمي آنها به مراتب بيش از جام*هاي زرين و سيمين و زيورآلات ديگري است كه كشف شده است. مهره*هاي استوانه*اي در ايران باستان بجاي مهر بكار مي*رفته و اكثراً داراي خطوط و يا علايم و نقش*هايي هستند(۳) و اين نقش و نگارها بيشتر نشانه*ها و يا شعارهاي مذهبي هستند. اين مهر*ه*ها از نظر روشن كردن بسياري از مسايل مهم و مكتوم تاريخ نقش برجسته و مهمي را ايفا مي*كنند. دكتر فرانكفورت تحقيقات ارزنده و بسيار سودمند و قابل توجهي درباره مهره*هاي استوانه*اي انجام داده كه در كتابي به نام « مهره*هاي استوانه*اي» مدون گرديده و مورد استفاده و استناد اهل فن است.
بر طبق نظر دانشمندان خط شناسي، پيدايش خط نخست از علايم و نقوش آغاز گرديده و مهره*هاي استوانه*اي و غير استوانه*اي را با نقر و حكاكي نقوش و علايم براي مهر كردن سر كوزه*ها و خمرها و سبدهاي اجناس و يا لوازم و دارايي خود به منظور معرفي و حفظ مالكيت بكار مي*برده*اند و به مرور زمان و گذشت دوران اين علايم و نقوش مختصر شده و علايم بجاي حروف بكار رفته است.
از يازده مهره استوانه*اي كه در تپه مارليك بدست آمده است خوشبختانه يكي از آنها با خطوطي ميخي شكل منقور است و آقاي پرفسور كامرون استاد خطوط باستاني خاورميانه در دانشگاه ميشيگان امريكا آنرا مورد تحقيق و مطالعه قرار داده و اميد است بزودي نتايج مطعالات ايشان در دسترس پژوهندگان دانش قرار گيرد.
بنا به اظهار نظر اين دانشمند خط*شناس خطوط منقور در اين استوانه نمي*تواند از دو هزار سال قبل از ميلاد مسيح جديدتر باشد و خطوط آن از نوع خطوط علايمي و نقشي است كه قبل از پيدايش خط ميخي بكار مي*رفته و پس از گذشت چند قرن خط ميخي از روي اينگونه خطوط بوجود آمده است.
با در دست داشتن اين خط و قدمت اشيا بدست آمده از تپه مارليك مي*توان نظر داد كه معقول نيست ايراني*ها با در دست داشتن خط علايمي و نقشي از نوع خط ميخي، خط ميخي خود را از ملت*هاي ديگر اخذ و اقتباس كرده باشند. ملت متمدني كه آن چنان آثار زيبا و هنري بوجود مي*آورده و توانسته بوده است براي بيان مطالب خود خط علايمي و نشانه*اي را اختراع كند، چه نيازي داشته است كه خط حرفي(الفبايي) را از ملت ديگري اخذ و اقتباس كند؟ آيا اين نظر معقول*تر نيست كه ايراني*ها با در دست داشتن خط نقشي و علايمي آنرا به مرور ساده و تكميل كرده و به صورت خط حرفي و الفبايي بكار برده باشند؟
آنچه مسلم است پيدايش خط در ايران فعلاُ تا دو هزار سال قبل از ميلاد مسيح محرز است بديهي است مي*توان تصور كرد از آنگاه كه ايراني**ها توانسته*اند بنويسند توان پذيرفت كه به ثبت افكار و تجربه*هاي خود نيز پرداخته باشند.
درباره خطوط رايج در ايران پيش از حمله عرب آنچنانكه شايسته و بايسته است هنوز تحقيقات و تتبعات كامل و جامع به عمل نيامده و فعلا ً *تنها ماخذ اطلاعات ما محدود است بآنچه را كه مورخان و محققان عرب در صدر اسلام و يا مورخان قديم يونان از خود بجاي گذاشته*اند.
ابن نديم در الفهرست به نقل از روزبه فارسي (ابن مقفع) مي*نويسد كه : ايراني*ها هفت نوع خط داشته*اند
۱ـ دين دبيريه كه اوستا را بآن مي*نوشته*اند
۲ـ ويش دبيريه كه با آن اصوات و آهنگ*ها و اشارات و علايم قيافه و تعبير خواب را ثبت مي*كرده*اند
۳ـ گشتك دبيريه (۴) كه با آن عهدنامه*ها و اقطاعات و نام*ها و رموز را بر انگشتري*ها و بر سكه*ها مي*نوشته*اند.
۴ـ پاره گشتك يا نيم گشتك كه ماخوذ از خط گشتك بوده و ۲۸ حرف داشته و طب و فلسفه را به آن مي*نوشته*اند(۵)
۵ـ شاه دبيريه كه اختصاص به پادشاهان و خاندان شاهنشاهي داشته است.
۶ـ راز سهريه كه پادشاهان نامه*هايي را كه براي پادشاهان ملل ديگر مي*نوشته**اند با اين خط بوده است.
۷ـ راس(۶) سهريه. اين خط نقطه*دار بوده و براي بيان مطالب منطقي و فلسفي بكار مي*رفته و ۲۴ حرف داشته است.
جز اين هفت خط دو خط ديگر هم داشته*اند با اين شرح:
۸- هزوارش كه خط هجايي بوده است و ابن نديم به نقل از روز به فارسي دو هزار هزوارش بوده كه براي جدا كردن متشابهات از يكديگر به كار مي*رفته است.
۹ـ خط فيرآموز (پيرآموز) ابن نديم درباره خطوطي كه مصاحف را بدان مي*نوشتند مي*نويسد: (فيرآموز كه ايرانيان آن را استخراج كرده و بدان خوانند) قرآن را با آن خط كه خود آن را استخراج كرده*اند مي*نويسند و مي*خوانند. پيرآموز را سهل و آسان معني كرده*اند(۷) ليكن نويسنده را در اين مورد نظر ديگري است كه به جاي خود متذكر آن خواهد شد.
بجاست يادآور اين نكته شود كه خط دبيريه از كاملترين خطوطي است كه تا امروز بشر باختراع آن گرديده است. در اين خط هر حرف نماينده يك صداست و خط شناسان و دانشمندان زبان*شناسي آن را از بهترين و كاملترين خطوط الفبايي جهان دانسته*اند و اين خود از افتخارات درخشان فرهنگ كهن ايران باستان است.
با شرحي كه به طور اختصار گذشت ايرانيان در چهار هزار سال قبل از اين با خط الفبايي آشنايي داشته*اند و افكار و عقايد و نظرات و تجربيات و دانستني*هاي خود را ثبت مي*كرده*اند و چون براي هر فن و دانشي خطي بكار مي*برده*اند پس مسلم و محقق است كه در دانشهاي گوناگون صاحب*نظر و اطلاع و تجربه بوده اند. زيرا اگر دانشي نبود نياز به اختراع خط مخصوصي براي ثبت آن دانش به ميان نمي*آمد بنابر اين ايرانيان از دو هزار سال قبل از ميلاد مسيح يعني چهار هزار سال پيش از اين با فلسفه ـ منطق ـ طب و موسيقي آشنايي كامل داشته*اند و بايد گفت ملت ايران نخستين ملتي است كه براي ثبت و ضبط اصوات و آهنگ*هاي موسيقي و حتي ضبط نواي آبشار و نغمه پرندگان و آواي درندگان با خط مخصوصي قادر به نوشتن و ثبت آن بوده است و آن را ويش دبيريه مي*ناميده*اند كه به جاي نوت موسيقي امروزي بكار مي*برده*اند.
تاريخچه*ي كتاب و كتابخانه در ايران از دوران باستان تا به امروز
ركن*الدين همايونفرخ مديرعامل كتابخانه*هاي عمومي شهرداري تهران
از آنجا كه كتاب و كتابخانه *شناسنامه دانش و انديشه و تمدن ملت*ها شناخته مي*شود، و ايران گرامي ميهن ما و مردم فرهنگ*پرور و هنردوست آن در بوجود آوردن كتاب و كتابخانه تر پيشروترين ملت*ها بوده*اند، اينك در اين باره اطلاعاتي بسيار فشرده و مختصر به عرض خوانندگان ارجمند مي*رسد.
براي آگاهي از سرگذشت كتاب و كتابخانه در ايران از قديم*ترين دوران بايد نخست سخن از پيدايش خط وسيله ثبت و ضبظ انديشه و فكر به ميان آورد. گرچه توضيح و تحقيق درباره پيدايش خط در ايران مستلزم بحثي مفصل است و اگر در آن بخوض و بررسي بپردازيم رساله*اي كامل را شامل است ليكن ناگزير بايد براي آغاز سخن و ورود به مطلب مورد طرح شمه*اي بآن اشارت رود.
بنا به تحقيق دانشمندان رشته خط شناسي نخستين خطي كه در ايران باستان سابقه تاريخي دارد خط « دين دبيريه» است(۱) كه تاريخ اختراع آن را به دو هزار سال قبل از ميلاد مسيح كه چهار هزار سال قبل از اين تاريخ باشد تخمين زده*اند(۲).
با اكتشافات باستان*شناسي و بدست آمدن مهره*هاي مخطوط و مطالعاتي كه از طرف دانشمندان به عمل آمده است بايد در اين مطلب تجديد نظر كرد. مسلم است هنوز تاريخ تحقيقي و مستند ايران باستان مراحل نخستين را طي مي*كند و بنابر اين نمي*توان درباره اينگونه مسايل و مطالب اظهار*نظر قطعي كرد.
پيدايش خط حرفي را خط شناسان در حدود سه هزار و پانصد سال قبل از ميلاد مسيح در بين*النهرين دانسته*اند و نظرشان اين است كه سومري*ها و بابلي*ها مخترع خط بوده*اند. بديهي است خطوط علايمي و نشانه*اي و نقشي (هيروكليف و خطوط مشابه آن) قدمتشان به بيش از اين تاريخ مي*رسد.
مي*دانيم كه سنگ نوشته*هاي دوران هخامنشي با خطوط ميخي نوشته شده است. خط شناسان اختراع خط ميخي را از سومري*ها و بابلي*ها دانسته*اند. در سال*هاي اخير در اثر كاوش*هاي تپه مارليك و بدست آمدن مهره*هاي مخطوط اين نظر را كه ايراني*ها خط ميخي را از سومري*ها و بابلي*ها اخذ كرده باشند متزلزل كرده است.
مهره*هاي بدست آمده از تپه مارليك جمعاً يازده مهره*اند كه منقوش و مخطوطند و ارزش علمي آنها به مراتب بيش از جام*هاي زرين و سيمين و زيورآلات ديگري است كه كشف شده است. مهره*هاي استوانه*اي در ايران باستان بجاي مهر بكار مي*رفته و اكثراً داراي خطوط و يا علايم و نقش*هايي هستند(۳) و اين نقش و نگارها بيشتر نشانه*ها و يا شعارهاي مذهبي هستند. اين مهر*ه*ها از نظر روشن كردن بسياري از مسايل مهم و مكتوم تاريخ نقش برجسته و مهمي را ايفا مي*كنند. دكتر فرانكفورت تحقيقات ارزنده و بسيار سودمند و قابل توجهي درباره مهره*هاي استوانه*اي انجام داده كه در كتابي به نام « مهره*هاي استوانه*اي» مدون گرديده و مورد استفاده و استناد اهل فن است.
بر طبق نظر دانشمندان خط شناسي، پيدايش خط نخست از علايم و نقوش آغاز گرديده و مهره*هاي استوانه*اي و غير استوانه*اي را با نقر و حكاكي نقوش و علايم براي مهر كردن سر كوزه*ها و خمرها و سبدهاي اجناس و يا لوازم و دارايي خود به منظور معرفي و حفظ مالكيت بكار مي*برده*اند و به مرور زمان و گذشت دوران اين علايم و نقوش مختصر شده و علايم بجاي حروف بكار رفته است.
از يازده مهره استوانه*اي كه در تپه مارليك بدست آمده است خوشبختانه يكي از آنها با خطوطي ميخي شكل منقور است و آقاي پرفسور كامرون استاد خطوط باستاني خاورميانه در دانشگاه ميشيگان امريكا آنرا مورد تحقيق و مطالعه قرار داده و اميد است بزودي نتايج مطعالات ايشان در دسترس پژوهندگان دانش قرار گيرد.
بنا به اظهار نظر اين دانشمند خط*شناس خطوط منقور در اين استوانه نمي*تواند از دو هزار سال قبل از ميلاد مسيح جديدتر باشد و خطوط آن از نوع خطوط علايمي و نقشي است كه قبل از پيدايش خط ميخي بكار مي*رفته و پس از گذشت چند قرن خط ميخي از روي اينگونه خطوط بوجود آمده است.
با در دست داشتن اين خط و قدمت اشيا بدست آمده از تپه مارليك مي*توان نظر داد كه معقول نيست ايراني*ها با در دست داشتن خط علايمي و نقشي از نوع خط ميخي، خط ميخي خود را از ملت*هاي ديگر اخذ و اقتباس كرده باشند. ملت متمدني كه آن چنان آثار زيبا و هنري بوجود مي*آورده و توانسته بوده است براي بيان مطالب خود خط علايمي و نشانه*اي را اختراع كند، چه نيازي داشته است كه خط حرفي(الفبايي) را از ملت ديگري اخذ و اقتباس كند؟ آيا اين نظر معقول*تر نيست كه ايراني*ها با در دست داشتن خط نقشي و علايمي آنرا به مرور ساده و تكميل كرده و به صورت خط حرفي و الفبايي بكار برده باشند؟
آنچه مسلم است پيدايش خط در ايران فعلاُ تا دو هزار سال قبل از ميلاد مسيح محرز است بديهي است مي*توان تصور كرد از آنگاه كه ايراني**ها توانسته*اند بنويسند توان پذيرفت كه به ثبت افكار و تجربه*هاي خود نيز پرداخته باشند.
درباره خطوط رايج در ايران پيش از حمله عرب آنچنانكه شايسته و بايسته است هنوز تحقيقات و تتبعات كامل و جامع به عمل نيامده و فعلا ً *تنها ماخذ اطلاعات ما محدود است بآنچه را كه مورخان و محققان عرب در صدر اسلام و يا مورخان قديم يونان از خود بجاي گذاشته*اند.
ابن نديم در الفهرست به نقل از روزبه فارسي (ابن مقفع) مي*نويسد كه : ايراني*ها هفت نوع خط داشته*اند
۱ـ دين دبيريه كه اوستا را بآن مي*نوشته*اند
۲ـ ويش دبيريه كه با آن اصوات و آهنگ*ها و اشارات و علايم قيافه و تعبير خواب را ثبت مي*كرده*اند
۳ـ گشتك دبيريه (۴) كه با آن عهدنامه*ها و اقطاعات و نام*ها و رموز را بر انگشتري*ها و بر سكه*ها مي*نوشته*اند.
۴ـ پاره گشتك يا نيم گشتك كه ماخوذ از خط گشتك بوده و ۲۸ حرف داشته و طب و فلسفه را به آن مي*نوشته*اند(۵)
۵ـ شاه دبيريه كه اختصاص به پادشاهان و خاندان شاهنشاهي داشته است.
۶ـ راز سهريه كه پادشاهان نامه*هايي را كه براي پادشاهان ملل ديگر مي*نوشته**اند با اين خط بوده است.
۷ـ راس(۶) سهريه. اين خط نقطه*دار بوده و براي بيان مطالب منطقي و فلسفي بكار مي*رفته و ۲۴ حرف داشته است.
جز اين هفت خط دو خط ديگر هم داشته*اند با اين شرح:
۸- هزوارش كه خط هجايي بوده است و ابن نديم به نقل از روز به فارسي دو هزار هزوارش بوده كه براي جدا كردن متشابهات از يكديگر به كار مي*رفته است.
۹ـ خط فيرآموز (پيرآموز) ابن نديم درباره خطوطي كه مصاحف را بدان مي*نوشتند مي*نويسد: (فيرآموز كه ايرانيان آن را استخراج كرده و بدان خوانند) قرآن را با آن خط كه خود آن را استخراج كرده*اند مي*نويسند و مي*خوانند. پيرآموز را سهل و آسان معني كرده*اند(۷) ليكن نويسنده را در اين مورد نظر ديگري است كه به جاي خود متذكر آن خواهد شد.
بجاست يادآور اين نكته شود كه خط دبيريه از كاملترين خطوطي است كه تا امروز بشر باختراع آن گرديده است. در اين خط هر حرف نماينده يك صداست و خط شناسان و دانشمندان زبان*شناسي آن را از بهترين و كاملترين خطوط الفبايي جهان دانسته*اند و اين خود از افتخارات درخشان فرهنگ كهن ايران باستان است.
با شرحي كه به طور اختصار گذشت ايرانيان در چهار هزار سال قبل از اين با خط الفبايي آشنايي داشته*اند و افكار و عقايد و نظرات و تجربيات و دانستني*هاي خود را ثبت مي*كرده*اند و چون براي هر فن و دانشي خطي بكار مي*برده*اند پس مسلم و محقق است كه در دانشهاي گوناگون صاحب*نظر و اطلاع و تجربه بوده اند. زيرا اگر دانشي نبود نياز به اختراع خط مخصوصي براي ثبت آن دانش به ميان نمي*آمد بنابر اين ايرانيان از دو هزار سال قبل از ميلاد مسيح يعني چهار هزار سال پيش از اين با فلسفه ـ منطق ـ طب و موسيقي آشنايي كامل داشته*اند و بايد گفت ملت ايران نخستين ملتي است كه براي ثبت و ضبط اصوات و آهنگ*هاي موسيقي و حتي ضبط نواي آبشار و نغمه پرندگان و آواي درندگان با خط مخصوصي قادر به نوشتن و ثبت آن بوده است و آن را ويش دبيريه مي*ناميده*اند كه به جاي نوت موسيقي امروزي بكار مي*برده*اند.