PDA

View Full Version : University & Impact on Culture & Science ( False Science )


donsaeid
09-22-2006, 03:52 PM
ظهور دانشگاه كار آفرين و توسعه تكاملي علم و فرهنگ

دانشگاه كار آفرين مكاني است كه مشاغل جديد در آن خلق مي شوند . اين مراكز از افراد كارآفرين حمايت مي كند . اين حمايت شامل حمايت هاي آموزشي مالي و بازار يابي است . در نتيجه كارآفرينان امكان دسترسي به كتاب خانه ها آزمايشگاهها و ... را پيدا مي كنند .


چكيده :

امروزه كشورهايي كه به توسعة اقتصادي و صنعتي بها مي دهند حمايت از ايجاد بستر كاري بر پايةْ فن آوري را به طور جدي در برنامه هاي خود بكار مي گيرند .كار آفريني با هدف تبديل فن آوري و دانش محققين به كسب و كار ، ايده اي زيباست . حمايت دانشگاهي مي تواند ضريب موفقيت مؤسسات علمي و تحقيقاتي را تا حد شگفت آوري افزوني دهد .
صنعت و فن آوري مي تواند به عنوان عامل ارتباط جامعه كاري و دانشگاهي عمل نموده و بهترين بستر براي ترويج كار افريني باشد . كار آفريني به معناي عام استفاده از ايده هاي خلاق و فرصت هاي مناسب جهت موفقيت به توليد اشتغال تلقي مي شود .

در دانشگاه بهترين موفقيت براي شناسايي كار آفرينان است هر چند كه توسعه كار آفريني به گذشت زمان نياز دارد . اما بايد در استفاده از پتانسيل و دانش فارغ التحصيلان دانشگاهها تعجيل نمود . كار آفريني در دانشگاهها مي تواند تشخيص توانايي هاي دانشجويان و به فعاليت در اوردن آنها در مكان و زمان مناسب باشد يك كار آفرين بايد ريسك پذير ، توانا و هدفمند باشد . دانشگاهها بايد به نحوي سازمان دهي شوند ،تا در زمينه كار آفريني حساب شده عمل نمايند به نحوي كه توانايي پشتيباني و حمايت از كار آفرينان كه سرمايه هاي ارزشمند كشورند را عهده دار گردند . چرا كه عدم سازمان دهي و برنامه ريزي مناسب مانع از گسترش كار آفريني گشته و يا نهايتاً به كار آفريني نامناسب و ضعيف منتهي مي گردد .

شرايط اجتماعي و اقتصادي ايران سرشار از فرصتهاي بكر و نواست كه لازمة استفاده و بهره وري از آنها داشتن روحيه ي كار آفريني است . معضل انطباق آموزش با اشتغال از طريق كار آفريني قابل حل است لذا بررسي عوامل مختلف فرهنگي كار آفرينان در جامعه محيطي مناسب براي اشتغال افراد فراهم خواهد آورد در اين مقاله به مفهوم كار آفريني ، ضررورت آن در دانشگاهها ، ساختار دانشگاه كار آفرين توأم بافن آوري و صنعت پرداخته خواهد شد .

واژگان كليدي : كار آفريني - فن آوري - صنعت

مقدمه:

مفهوم كار آفريني
طي سالهاي اخير ورود جوانان جوياي كار و كاهش تقاضا براي نيروي كار بحران اشتغال را در كشورتشديد نموده است كه بايد به صورت بنيادي مورد توجه دولتمردان قرار گيرد . در اين بين ورود داشگاهيان به اين حيطه نيز مي تواند بسيار مؤثر باشد . رويارويي صحيح و تدابير خاص براي حل معضل بيكاري مبتني بر پژوهش و مطالعه ضرورت دارد با توجه به ميزان رشد جمعيت در دو دهه گذشته بيكاري را مي توان مهم ترين چالش اجتماعي چند دهه آينده به حساب آورد . پيامدهاي اين بحران گسترش فقر و افزايش پديده هاي ناگوار اجتماعي است . پرداختن به بحث كار آفريني (با توجه به اين امر خالي از لطف نيست هر چند كه در خصوص ماهيت و مفهوم آن عدة انگشت شماري از دانشمندان به آن پرداخته اند بنابراين تعريف استانداردي براي آن وجود ندارد . جليل آقا صمدي در كتاب سازمان هاي كار آفريني در ضمن گرد آوري مفهوم كار آفريني از ديدگاه دانشمندان ، مهم ترين تعريف ها را به شرح زير ارائه نموده است :

- پروسة ايجاد ثروت
- پروسة تخريب خلاق
- پروسة هدايت به خلق سازمان جديد بدون توجه به نوع پتانسيل سازمان
- توسعة موقعيت ها و اقدامهاي نوآورانه همراه با خطر چه در سازماني كه قبلاً تاسيس شده يا به صورت ازاد و مستقل
- روش اداره اي است كه فرصت ها را بدون در نظر گرفتن منابع موجود و قابل كنترل فعلي تعقيب مي كند .
- وظايف ، فعاليت ها واعمالي كه براي تحقق فرصت شناخته شده و ايجادسازماني مناسب باآن كمك مي كند
- پروسه اي فراتر ازشغل و حرفه بلكه كار آفريني يك شيوة زندگي است .



كار آفريني را در كل مي توان ايجاد كسب و كارهاي نوآورانه تلقي كرد . فعلاً در كشور ما نظام آموزش دهندة دانشگاهها ، افرادي را پرورش مي دهد كه فقط مي توانند شكافهاي شغلي بسيار تعريف شده را پركنند و بنابراين بايد حركتي عظيم در راستاي توليد كار آفرينان در دانشگاهها به عنوان قطب علمي كشور صورت گيرد كه اين به معناي اتصال دانشگاه با صنعت و فن آوري است كار آفرينان بايد فرصت شناس باشند نظام آموزشي دانشگاه مبتني بر يادگيري نيست ، آموزش مبتني بر تعليم است و اين خود عاملي بر اي عدم پرورش افراد كار آفرين است .

فرد كار آفرين كسي است كه توانايي تشخيص و ارزيابي فرصت هاي كسب و كار دارد و مي تواند منابع لازم را جمع آوري كرده و از آنها بهره برداري نموده و عمليات مناسبي را براي رسيدن به موفقيت پي ريزي كند . (مرديث ، 1371 ).

پديدة كار آفريني ابعاد گسترده اي داشته ، گرد هم آوردن منابع تكنولوژيكي ، فني و آموزشي و مالي را در بر دارد . دانشگاهها مي توانند بخشي از فعاليت خود را به پرورش كار آفرينان تخصيص دهند . هر چند دانشگاه مي تواند فقط به توليد و عرضة فن آوري و دانش بسنده كند و آن را در اختيار دانشجويان و جامعه بگذارد ، اما اين به معناي موفقيت نيست اگر اين فن آوري بدست آمده را در جامعه بكار گيرد و آن را در اختيار كار آفرينان بگذارد به معناي ديگر جنبة عملي اين فن آوري را نيز خودش تا حدودي عهده دار باشد ، به موفقيت علمي و عملي تواماً دست يافته است . دانشگاه مي تواند افقهاو فرصت هاي بهره وري فن آوري را براي افراد ترسيم نمايد و آنها را در جهت استفاده هدايت كند . نگاهي كه دانشگاه نسبت به فن آوري دارد نبايد صرفاً خود فن آوري باشد بلكه كار آفريني را در جهت استفادة بهينه و اشتغال زايي براي جوانان در بحث توسعة فن آوري در نظر داشته باشد .به اين دليل مسئولين دانشگاه به تنهايي نمي توانند عهده دار چنين مسئوليت خطيري شوند در بحث كار آفريني مي توانند جنبة ارشادي و اغنايي افراد را ايفا كنند چون در كشور ما هنوز پديدة كار آفريني به صورت گسترده عملي نشده است ، مردم به يك نقش هدايتي نيازمندند كه در عرصة عملي فن آوري پيش قدم شوند . از آنجايي كه در بخشهاي خصوصي و صنعتي امكان ريسك بسيار بالا است دانشگاه مي تواند به عنوان حوزة دولتي حامي مردم شود تا با ايجاد محيط رقابتي فناوري فرصت بيشتري براي رشد پيدا نمايد ايجاد مؤسسات و شهركهاي تحقيقاتي ، پژوهشي وابسته به دانشگاهها مي تواند بسيار مؤثر باشد چرا كه دانشجويان و فارغ التحصيلان در محيط و بستري علمي تحقيقاتي قرار مي گيرند كه مي توانند آنچه در اين دانشگاه آموخته اند در معرض حضور قرار دهند . در حقيقت به بياني زيباتر آنچه را كه بالقوه دارند در اين مسير بالفعل نمايند . مي توان اميدوار بود كه با شناخت دقيق اين عمل وبا توجه به ظرفيت ها و محدوديت ها ي كشور از لحاظ كار آفريني و ميزان بهره برداري از عوامل و منابع پايه اي توليد بتوان تصميم ها و سياست گذاري هاي مفيد و مؤثر تري براي مقابله با بحران بي كاري اتخاذ نمود .

ضرورت كار آفريني در دانشگاهها :
بعضي از صاحبنظران* معتقدند كه فناوري پيشرفته محصول كار آفريني است . هر مدير كار آفرين مي كوشد از پيشرفته ترين فناوريهاي قبلاً خلق شده در كار خود بهره جويد . اما حاصل فعاليت او نيز خود به ابداع فناوري جديد تري مي انجامد . فناوري داراي سه بعد (دانش ، ابزار و روش ) است. تحول در هر يك از اين ابعاد منجر به تحول در فناوري مي شود . به عبارت ديگر تغيير هر بعد به طور طبيعي ابعاد ديگر را نيز متناسب با خود تغيير مي دهد . فناوري همانند مثلثي است كه داراي سه وجه دانش ـ روش ـ ابزار است . تحول در هريك از ساق هاي مثلث ، دو ساق ديگر را نيز متحول مي كند . هر اقدامي كه يكي از ابعاد اين مثلث را تحول بخشد كار آفريني تلقي مي شود .

بنابراين كار آفريني عبارت است از (مهندسي مثلث دانش ـ روش ـ ابزار ـ ) . مديران متعارف مي كوشند در درون يك مثلث قبلاً تشكيل شده فعاليت كنند ، اما كار آفرينان مي كوشند ابعاد مثلث فناوري را تغيير دهند و مثلث فن آوري به ندرت قابل انقباض است ، جز در مواردي كه روش ها ممكن است سير انحطاطي پيدا كنند كه ضلع روش كوچك مي شود - مثلث فناوري - و بنابراين توانمندي فناوري ـ كاهش مي يابد . در عموم موارد بعد دانش يا ابزار روبه گسترش است بنابراين مساحت مثلث را افزايش مي دهد و مساحت مثلث شاخص گسترش فناوري است . كار آفرين مديري است كه علاوه بر داشتن دانش (يا بينش ) و تجربه ، نوآور نيز هست و اين نوآوري خطر پذيري دارد .

جهاني شدن بازارها ، تشويق و پشتيباني از كار آفريني در كشور ها را به عنوان امري ضروري ساخته است . ايجاد مركز و جايگاهي براي كار آفرينان كه منابع توليد ثروت اند به سود جامعه است . ايجاد اين مراكز ، انتقال فناوري از دانشگاها به بازار و استخدام دانشجويان خالق ايده است كه به اين سبب ايجاد اين مراكز براي دانشگاهيان نيز سودمند است . يكي از ضرورت هاي ايجاد دانشگاه كار آفرين ايجاد سرمايه است . كار آفرينان براي عملي ساختن ايد ه هاي خود با مشكل مواجهند . از يك سو ، سرمايه داران بزرگ فرصت شنيدن ايده هاي كار آفرينان و پرداختن به كار هاي كوچك را ندارند و از سوي ديگر سرمايه هاي خود را صرف پروژه هاي كلان مي نمايند در نتيجه وجود دانشگاه كه نقش مركز پشتيباني از كار آفريني را به عنوان پل ارتباطي بين كارآفرينان و سرمايه داران ايجاد مي كند ، ضروري است .

(اكبري ، 1380 ) معتقد است كه به رغم آنكه برخي از صاحب نظران معتقدند كار آفريني با آموزش مستقيم حاصل نمي شود و بايد به روش پرورشي كار آفرينان را تربيت كرد . اما هيچ كس منكر اين مطالب نيست كه استفاده از فن آوريهاي نو و ايجاد كسب و كار جديد بدون آموزش و پژوهش در عمل دست نيافتني است . با مراجعه به اطلاعات موجود دربارة افزايش رشته هاي دانشگاهي ، كار آفريني در كشور هاي توسعه يافته و در حال توسعه ، اهميت نظام آموزشي و پژوهشي در توسة كار آفريني و تربيت كارآفرينان بيشتر مشخص مي شود . به عبارت ديگر ارتباط مستقيمي بين پيشرفت فناوري و ضرورت آموزش كار آفرينان وجود دارد .

اولين مركزي كه در دنيا ، دورة آموزش ويژه كار آفريني درون سازماني را برگزار كرد مؤسسة كار آفريني در هند) EDI-I ) است از جمله هدفهاي اصلي اين دوره مي توان به نمونه هاي زير اشاره كرد :

- اگاهي شركت كنندگان از استعدادهاي نهفته كار آفريني و هدايت انها به سوي نوآوري

- توسعه و ايجاد جو كار آفريني درون سازماني.

- كسب اطمينان از بينش و بصيرت به وجود آمده براي توسعة بيشتر .

- كمك به توسعه شيوة رهبري كار آفرينان در سازمان

- انگيزه افراد براي تبديل شدن به مديران موفق در سازمان .

ارزش كار آفريني

(بهزاديان نژاد ، 1380 ) معتقد است كه كار آفريني و كار آفرينان منشأ آثار ارزشمندي هستند كه در اينجا به اجمال به آنها اشاره مي شود :

1- ايجاد اشتغال ، رابطة تنگاتنگ كار آفرين و اشتغال به گونه اي است كه محققان بر اين باورند و تجارب كشورهاي مختلف نيز آنرا تأييد مي كند كه هر گاه فعاليت هاي كار آفريني در يك جامعه كند و آهسته شود نرخ بيكاري آن جامعه فزوني خواهد يافت .

2- كار آفريني موجب توزيع متناسب در امد ها و كاهش اضطراب هاي اجتماعي مي شوند .

3- كار آفريني موجب بهره برداري از منابع و فعال شدن آنها براي توسعه كشور مي شود

4- بهبود كيفيت زندگي ، كشف نيازها ، ابداع و توسعه كالاها و ايجاد خدمات جديد از جمله ويژگيهاي كار آفرينان است .

donsaeid
09-22-2006, 03:55 PM
دانشگاه كار آفرين

دانشگاه كار آفرين مكاني است كه مشاغل جديد در آن خلق مي شوند . اين مراكز از افراد كارآفرين حمايت مي كند . اين حمايت شامل حمايت هاي آموزشي مالي و بازار يابي است . در نتيجه كارآفرينان امكان دسترسي به كتاب خانه ها آزمايشگاهها و ... را پيدا مي كنند .
در چنين دانشگاههايي براي سرمايه گذاران امكاناتي فراهم مي شود تا مراكز جديد كسب و كار را فراهم آورند . با آنها همكاري مي شود تا مشكلات آنها پيش بيني شده و از فرصت هاي بدست آمده استفاده كنند كه خود تجربه اي ارزشمند در حيطة مالي و بازار يابي است .
در اين دانشگاهها گردهم آوردن ذخاير مالي اهميت ويژه*اي دارد و خصوصاً به كمك هاي دولتي نيز نيازمندند انجام پروژه هاي تجاري و اقتصادي همراه با فن آوري روز كم هزينه است و استفادة بهينه از ذخاير مالي نيزاز ويژگيهاي شاخص كار آفرينان مي باشد . نكتة مهم ديگر وجود تقاضا براي فعاليت و سرويس دهي در بازار است . مشاغلي كه از اين دانشگاهها بهره مند مي شوند مسلماً در توسعة فناوري هاي جديد پيش رو خواهند بود . اين فناوريها در توليد كا لا ها به كار رفته و منجر به بالا رفتن سطح استاندارد زندگي خواهد شد.
دانشگاه كار آفرين بايد به بازار دسترسي داشته و از تجارب افراد صاحب تجربه در بازار كمال بهره را ببرد همچنين وجود افراد توانا و شايسته ، علاقه مند و خلاق در چنين مجموعه هايي ضروري است .

در اين مراكز ارتباطات افراد و گروهها به صورت باز وافقي است كه معمولاً غير رسمي نيز مي باشد وجود جلسات براي تبادل اطلاعات و فعاليت ها ضروري است و از ايده هاي جديد و خلاق استقبال مي شود . هر چند كه بايد مكانيزمهايي براي ارتباط ايده هاي نو وجود داشته باشد وكار گروهي با ارزش و سودمند محسوب شود . در اين دانشگاهها نيروي انساني و خصوصاً دانشجويان با ارزش ترين منبع به حساب مي آيند و ازريسك پذيري و نوآوري آنها نيز حمايت به عمل خواهد آمد . مي توان شعار اين دانشگاهها را آرمان مدون ، آينده نگر ، مشتري گرا و نو آور نوشت .

ويژگيــها

( صمد آقائي ، 1378) براي سازمانهاي كار آفرين ويژگيهايي در نظر گرفته است كه از آنجايي كه دانشگاه نيز به عنوان يك سازمان محسوب مي شود مي توان اين ويژگيهارا به آن نيز تعميم داد*:

ساخــتار

1.غير متمركز بودن
2.غير رسمي بودن
3.عمودي و افقي بودن ارتباطات
4.در انحصار نبودن اطلاعات
5.گروهي بودن كار ها
6.برخورداربودن از ساختار سازماني كه مانع ايجاد ايد ه هاي نو نباشد
7.كنترل سهل گير و غير رسمي
8.داشتن كاركنان توانمند

حمايت مديريت

1.قدرداني مديريت از افراد ريسك پذير
2.قدر داني مديريت از افراد صاحب ايده
3.تحمل كردن انحراف از قواعد كار كنان
5.حمايت مديريت از طرحهاي كوچك آزمايشي
6.به كار گيري ايده هاي جديد كار كنان
7.تغذيه مالي براي شروع و حركت طرح هاي نو
8.قدرت تصميم گيري مديريت

دانشگاه كار افرين و صنعت

شركتهاي صنعتي كه با يك دانشگاه كا ر افرين در ارتباط باشند از مزاياي فن اوري آن نيز بهره مي جويند به اين جهت فر*آيند هاي علمي و صنعتي دانشگاهها بايد تكميل شده و ايجاد اين شركتها از دل پژو هشهاي دانشگاهي رخ مي دهد . در اين مجموعه ها دانشجويان بايد مجموعه اي از دانش و مديريت كار آفريني را تواماً آموخته و با امكانات لازم كه دانشگاه در اختيار آنها قرار مي دهد شروع به فعاليت در عرصة صنعت نمايند . در چنين مواردي معمولاً امكان ايجاد شركتهاي خصوصي مهيا شده و اين شركتها كم كم و با آمادگي كامل مي توانند از دانشگاهها جدا شوند ولي همچنان از حمايت و پشتيباني دانشگاه بهره مند خواهند بود ضمن اين كه اين مراكز صنعتي نيز در صورت موفقيت به اجراي پروژه ها و توسعة تحقيقات و فن آوري دانشگاهها كمك خواهند نمود . اين ارتباط ، ارتباطي 2 جانبه است كه مراكز صنعتي از دانش و تكنولوژي دانشگاهها و از دانشجويان و كار آفرينان خلاق و با استعداد بهره گرفته و دانشگاه نيز از كمك هاي مالي اين مراكز بهره مند خواهد بود . با تسهيل روابط علمي و صنعتي مرتبط با كار آفريني پيشرفت علم و صنعت سهل تر و سريع تر خواهد گشت . يكي از نهادهاي مؤثر در حمايت از دانشگاههاي كار آفرين مؤسسات و شركتهاي صنعتي و تحقيقي است .

كار افريني توأم با فن آوري

آغاز كار آفريني با فن آوري كار آفرينان است و در حقيقت نقشي بسزا در توسعة جامعه ايفا مي كند علت مهم تركيب اين 2 فرايند داشتن وجوه و آرمانهاي مشترك است : از جمله خلاقيت و نوآوري ، سود اوري و اشتغال ، داشتن دانش و توانايي .
در اصل دانشگاه كار آفرين و فن آوربراي كسب سود ، راه اندازي يك كسب و كار را با اقدام به نوآوري در فن آوري شروع مي كند و گسترش مي دهد . البته جا انداختن فرهنگ كار آفريني در اين فرآيند از ضرورت و اولويت خاصي برخوردار است . به اين معنا كه خود دانشگاه بايد باور داشته باشد كه كار افرين ، نسل بسيار پتانسيل دار در سطح جامعه است . اين باور بسيار مهم است . بعد از آن سعي در فرهنگ سازي كار آفريني توام بافن اوري نمايد كه توسط رسانه هاي جمعي مثل صدا و سيما ، مطبوعات و سمينارهاي متعدد و هدفمند ي كه در دانشگاه ها برقرار مي شود امكان پذير خواهد بود .
به وجود آوردن كار آفريني در تعامل با فن آوري بايد توسط آحاد جامعه از جمله دانشجويان و مبتكران و مديران و سياستمداران انجام شود .

مراحل اجرايي ساختار دانشگاه كار آفرين

1. بررسي وضعيت موجود ساختار دانشگاه از طريق تحقيق و پژوهش
2.جمع آوري و تجزيه و تحليل اطلاعات جمع آوري شد ه براي ترويج كار آفريني وفن اوري
3.اصلاح ساختار موجود براي تبديل به ساختار كار آفرين
4.طراحي و توصيف مدل اطلاع ساختار كار آفريني
5.اجراي آزمايشي مدل كار آفريني
6.ارزيابي و نهايي كردن مدل كار آفريني

اصولاً دانشگاهي كه به دنبال ترويج شيوه هاي كار آفريني و فناوري پيشرفته است ازساختي بر خوردار است كه امكان به روز كردن خلاقيت ها و ايده پردازي را تشويق مي كند و به نوعي انرا در .وظايف مختلف دانشگاه پيش بيني مي كند . در دانشگاهها از صرف منابع براي استفاده از خلاقيت ها هراسي وجود ندارد اگر دانشجويان مي توانندبه صورت فردي يا گروهي با فرآيند ايده پردازي و نوآوري در گير شده تا مهارت لازم را كسب كرده و بكار ببندند ، امكان رشد در دانشگاه دور از ذهن نيست و دانشجويان يقين دارند كه بر اساس شايستگي ها و قابليت هاي خود مي توانند در دانشگاه رشد كرده و به براورده ساختن آرمانهاي آن كمك كنند . رقابت سالم به عنوان ارزشي مطلوب انگاشته مي شود . ساخت چنين دانشگاهي افقي و پو يا است در چنين مركزي انعطاف پذيري براي ايجاد تحول و حركت به سوي رشد و بالندگي فردي و گروهي در سطح بسيار بالايي است . از آنجايي كه تخصيص منابع به سوي دست يابي به كار آفريني با لا است تضمين كيفيت نهادينه خواهد شد .

آنچه مسلم است اين است كه دانشگاه خود تحت تأثير متغيرهايي چون فناوري ، فرهنگ و محيط است كه در تركيب اهداف كار آفريني دخيل خواهند بود . براي به وجود آوردن دانشگاهي كه متناسب با ترويج كار آفريني توأم با فن افريني باشد راهكارههاي زير پيشنهاد مي*شود :

ـ معين نمودن اهداف
ـ بررسي وضعيت دانشگاه از نظر سازماندهي و كار آفريني
ـ توجه به توسعة تكنولوژي و فن اوري
ـ تجزيه و تحليل نيازها
ـ طبقه بندي و ارزيابي طرح هاي قابل انجام
ـ ايجاد دوره هاي آموزشي براي اساتيد
ـ ايجاددوره هاي ارتباطات و بازار يابي
ـ افزودن واحد كار آفريني به واحدهاي عمومي دانشگاه
ـ ايجاد شرايط احراز مشاغل با هدف ارتقاي سطح مهارت هاي شاغلين
ـ كسب مهارت همراه با دانش لازم براي انجام كار آفريني
ـ مدل سازماني مناسب كه به صورت بالقوه و بالفعل به رشد كار آفريني كمك كند .

نتيجه گيري

فناوري جزئي از كار آفريني است و پيشرفت و توسعة آن در خدمت توليد كا لا ها و خدمت كار افريني است . دانشگاه مي تواند از طريق شناسايي و بكار گيري عوامل محيطي ، اقتصادي و فرهنگي كه ظهور كار آفريني را آسان مي سازد زمينة مناسب را فراهم سازد چرا كه كه كشوري كه داراي تعداد زيادي كار آفرين باشد از محركهاي اقتصادي قويتري برخوردار است . براي دست يابي به كار افريني بايد جنبه هاي مختلف آن را سنجيد و آن را تقويت نمود . با انجام پژوهشهاي مناسب مي توان دانشگاه رابه صورت مركز پشتباني از كار آفريني درمنابع ايران بوجود آورد تابا فعاليت مناسب بر شكوفايي فناوري و افزايش توان رقابتي صنايع تأثير گذار شود . فعاليتهاي پشتيباني از كار افريني فرايندي زمان بر است و اعتقاد و التزام مديريت اينچنين دانشگاههايي نبايد گذرا و مقطعي باشد و مسايل و اهداف صنعت بايد به خوبي در بررسي ايده ها و خلاقيت ها ي كار آفرينان گنجانده شود .

donsaeid
09-24-2006, 06:11 AM
متون درسي و راهبردهاي خلاقيت در راستاي توليد علم

نظام آموزش و پرورش خلاق مبتني بر نگرش و رويكرد زايشي (Generative approach) با هدف آموزش شيوه ي يادگرفتن, انديشيدن , نرمش , گشودگي , و پويندگي , با به كارگيري روش هايي كه متضمن زايندگي و توليد , فعاليت , استقلال و آزادي معقول , انعطاف پذيري , مسؤليت پذيري و مشاركت است , مستلزم شناسايي جديدترين نظريه هاي مرتبط با آفرينشگري انسان است.


چكيده :

خلاقيت , شكل كنترل شده يا محدود شده يي از تخيل است . خلاقيت هاي افراد نه تنها براي زيبايي ظاهري , بلكه به خاطر نتايج نهايي كه دربردارد به كار برده مي شود . اين نتيجه نهايي معمولاً شكلي به خود مي گيرد كه ديگران نيز مي توانند آن را ببينند . خلاقيت ممكن است خلق يك نقاشي , يك لباس , يك قطعه كوچك موسيقي يا پختن يك غذاي جديد باشد . به واسطه خلاقيت , شخص مي تواند به پيشرفت هاي انساني خود بيفزايد , همچنين افرادي كه داراي قوه ي تخيل زيادي هستند نسبت به كساني كه فاقد خلاقيت هستند , معمولاً به پيشرفت هاي بيشتري در زندگي نايل مي شوند .

خلاقيت يا توانايي تجسم , پيش بيني و ايجاد انديشه هاي نو , به عنوان يكي از ويژگي هاي منحصر به فرد انساني , زماني در بطن آموزش مي تواند به صورت علمي مطمح نظر قرار گيرد كه جايگاه هر يك از رويكردهاي آن در نظام آموزشي ما مشخص شود . به بيان ديگر نظام آموزش و پرورش خلاق مبتني بر نگرش و رويكرد زايشي (Generative approach) با هدف آموزش شيوه ي يادگرفتن, انديشيدن , نرمش , گشودگي , و پويندگي , با به كارگيري روش هايي كه متضمن زايندگي و توليد , فعاليت , استقلال و آزادي معقول , انعطاف پذيري , مسؤليت پذيري و مشاركت است , مستلزم شناسايي جديدترين نظريه هاي مرتبط با آفرينشگري انسان است ( نانس , 1992 ) . در نظريه هاي مرتبط مي توان ويژگي هاي بارز انسان شامل : انعطاف پذيري و ابتكار , آفرينشگري و هوش , آگاهي و حساسيت , شك گرايي و پايداري , بازيگوشي و شوخ طبعي , ناهمنوايي و اعتماد به نفس و... – ويژگي هاي دانش آموز خلاق و راههاي سيال سازي ذهن آنان – پايه هاي شناختي خلاقيت – موانع رشد نيروهاي خلاق در متون آموزشي و شيوه هاي پرورش دانش آموز خلاق را از طريق يك بررسي علمي مورد توجه قرار داد .

خلاقيت حوزه ي افراد تيزهوش و بااستعداد نيست , اگرچه آن ها استعداد بالقوه بيشتري دارند كه در راه هاي خلاق به كار مي برند . خلاقيت مي تواند و بايد جزيي از زندگي همه افراد از جمله افراد تيزهوش و بااستعداد باشد. ليكن مهم ترين عامل در خلاقيت , انگيزه براي انجام كارهاي خلاق است . استعداد , ويژگي هاي شخصيتي , و مهارت به والدين و مربيان نشان مي دهد كه كودك چه كاري مي تواند انجام دهد ولي انگيزه نشان مي دهد چه كاري انجام خواهد شد .

واژگان كليدي: خلاقيت، آموزش، نظام آموزشي، توليد علم .

مقدمه :
چنانچه اغلب پدران و مادران كودكان مدرسه رو تشخيص ميدهند مربيان تأثير بسيار زيادي نه تنها براي موفقيت تحصيلي كودك بلكه بر روش كودك در قبال مدرسه و به طور كلي بر يادگيري دارند .

به همين نحو ، مربيان توانايي تضعيف حس كنجكاوي طبيعي كودكان را داشته ميتوانند انگيزه آنها را از ميان ببرند ، حس احترام به خود را در آنها سركوب كنند و مابع از خلاقيت آنها گردند در بعضي جهات مربيان خيلي خوب ( يا خيلي بد ) ميتوانند نفوذي بسيار قويتر از پدران و مادران داشته باشند .

من هنوز به وضوع به ياد ميآورم معلم مهد كودكم را كه هميشه نسبت به نقاشي هاي من اشتياق نشان ميداد و همچنين معلم كلاس چهارم را كه تلاش ناموفق مرا براي به تحرير درآوردن گزارش يك كتاب به مسخره ميگرفت .

چرا مربيان چنين قدرتي دارند ؟ زيرا آنها فرصتهايي بيش از پدران و مادران براي بر انگيختن و يا تضعيف خلاقيت در اختيار دارند . اغلب كودركان در عرض هفته زمان بيشتري را با مربيان خود ميگذرانند تا با پدران و مادرانشان . مربيان بنا بر ضرورت شغلي خود مستقيما ميتوانند كودكان را مورد ارزيابي قرار دهند و از آنجائي كه كودكان مشتاقانه به دنبال كردن پيشرفت خود علاقه مند هستند ، مربيان ميتوانند به صورت نوعي صداي الهي درآيند .

آيا مربيان حقيقتا" ميتوانند خلاقيت را آموزش دهند ؟ مربيان مطمئنا قادر به آموزش قلمرو مهارتها يعني مهارتهاي علمي و فني در قلمروهاي خاص مانند سخن وري ، رياضيات و يا هنر ميباشند . در حقيقت اغلب مردم اين كار را جزئي از شغل مربيان ميدانند . مربيان تا حدي ميتوانند مهارتهاي خلاقيت ماننده روشهاي تفكر درباره مسائل و قوانين علمي براي تدبير راههاي جديد نگرش به مسائل را هم آموزش دهند . چنين مهارتهايي را ميتوان مستقيما" آموزش داد اما بهترين روش انتقال از طريق نمونه بودن خود مربي ميباشد .

مهمترين راهي كه مربيان از آن طريق قادر هستند خلاقيت را در كودكان ترغيب نمايند حمايت از انگيزه دروني آنها مي باشد . همه كودكان قلمرو مهارتها را در مدرسه فرا ميگيرند ( بعضي بهتر از ديگران ) . اغلب آنها از طريق تماس با نمونه هاي تفكر خلاق ميتوانند مهارتهاي خلاقيت را به دست آورند اما تعداد كمي از كودكان يافت ميشوند كه مدرسه را در حالي ترك نمايند كه انگيزه درونيشان دست نخورده باقي مانده باشد . انگيزه دروني هنگامي رشد ميكند كه مربيان معتقد به دادن استقلال نسبي به كودكان در كلاس درس ميباشند .

استراتژيهاي روزانه تدريس
استراتژيهاي خاص وجود دارد كه موجب بالا بردن خلاقيـت در فعاليتهاي آموزشي روزانه ميگردد .

ارزيابي .

ارزيابي مربي از كار دانش آموز بزرگترين كشنده خلاقيت در كلاس درس است . من كه بارها اين عبارت جسورانه را به دانشجويان خود گفته ام سپس با قدري خجالت از آنها ادامه داده ام كه ميخواهم شرايط لازم براي قبول شدن در هر دوره را داشته باشند و به آنها نمره مي دهم – همانطور كه نظام خواسته است .

يك مربي چه بايد بكند ؟

ابتدا بايد به جاي ارزيابي مبهم و غير ملموس ، از عكس العمل منطقي و سازنده استفاده نمائيد . دوم از دانش آموزان براي ارزيابي كار خودشان و درس گرفتن از اشتباهاتشان استفاده كنيد . سوم به جاي تأكيد بر (( چگونه انجام داده ايد ؟ )) بر روي (( چه ياد گرفته ايد ؟ )) تأكيد نمائيد .

مربيان بر طبق الگوي آموزشي سنتي به دانش آموزان آزمونها و تكاليفي ميدهند كه آنها را تصحيح نموده به همراه نوعي نمره و ( شايد ) علامت زدن پاسخهاي غلط و اشتباهات به دانش آموزان بر ميگرداند . در پايان دوره امتحان ، دانش آموز يك كارنامه حاوي معدل و خلاصه اي عملكرد براي هر موضوع درسي به منزل ميآورد . بالاخره پدران و مادران حداقل يك بار در سال جلسه اي با مربي براي بحث پيرامون پيشرفت دانش آموزش تشكيل ميدهند .

در كلاسهائي كه خلاقيت مورد تشويق و حمايت قرار ميگيرد مربيان از طريق ايجاد ارتباط مداوم با دانش آموزان پيشرفت و دانش آنها را مورد ارزيابي قرار ميدهند . اوراق دانش آموزان با اظهار نظرهاي فراوان از جانب مربي بازگردانده ميشود و در آن به ويژه جنبه هاي خوب يا بد كار دانش آموزان به طور برجسته نشان داž