Announcement

Collapse
No announcement yet.

Saddams Letters to Iran!!! with Response

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • Saddams Letters to Iran!!! with Response

    نامه اول صدام روز اول ارديبهشت 1369 به اين شرح انتشار يافت.

    جناب آقاي علي خامنه*اي
    جناب آقاي هاشمي رفسنجاني
    السلام عليكم
    در رسانه*هاي گروهي عراق كه تنها وسيله ممكن براي اعلام آنچه مي*خواستيم به شما بگوييم بود، شما را مورد خطاب قرار داديم. همچنان كه متقابلاً سخنان شما را از طريق رسانه*هاي جمعي خودتان مي*شنيدم... آخرين ابتكاري كه با نيت بي*شائبه*اي براي تحقق صلح كامل و فراگير فراروي شما قرار داديم، ابتكاري بود كه در پنجم ژانويه 1990 عنوان كرديم، ولي تاكنون متفقاً به صلح مورد علاقة دو كشورمان راه نيافته*ايم تا با هم از بلاياي جنگ و امكان شعله*ور شدن مجدد آن فاصله بگيريم. بديهي است كه امر خير و آنچه مي*تواند پايه و اساسي براي آمال و آرزوها باشد ممكن است در هاله*اي از حدس و گمان*ها و تفسيرهاي شك برانگيز قرار گيرد... اينك بدون تكرار ديد*گاه*هاي قبلي خود كه مي*تواند موجب طرح متقابل ديدگاه*هاي شما شده و بحث را از محدوده اهداف سازندة خويش دورنموده و به سوي جدلي سوق دهد كه در آن عوامل اختلاف نمايان مي*گردد و براي اينكه چنين وضعي بر توافق مورد علاقة ما در زمينة تحقق صلح قابل اجرا فراگير و فوري، به خواست خدا نه تنها بين عراق و ايران بلكه ميان امت عرب و ايران نائل نيايد، اين بار مستقيماً شما را مخاطب قرار داده تا در اين ماه مبارك كه مسلمانان روزه*دارند و به سوي نيل به رضاي خداي سبحان و متعال روي مي*آورند، پيشنهاد كنم ملاقات مستقيمي بين ما صورت گيرد كه در آن از سوي ما، بندة خدا، فرستندة اين نامه و آقاي عزت ابراهيم به همراه مجموعه*اي از دستياران خودمان و از سوي شما آقايان علي خامنه*اي و هاشمي رفسنجاني به همراه گروهي از دستياران شما شركت كنند. همچنين پيشنهاد مي*كنم كه اين ملاقات در مكة مكرمه قبله*گاه مسلمانان و بيت عتيق كه مولايمان ابراهيم عليه*السلام آن را بنا نهاد، يا در هر مكان ديگري كه بر آن توافق مي*كنيم برپا شود تا به ياري خدا براي تحقق صلحي كه ملتهايمان و تمامي امت اسلام در انتظار آن به سر مي*برند بكوشيم و بدين ترتيب خونهايي را كه چه بسا بار ديگر به هر علت بر زمين ريخته شود، محفوظ بداريم، زيرا از جملة احتمالات مترتب بر وضع موجود اينكه عوامل دست*اندركار وقوع فتنه ميان ايران و عراق در گذشته، بار ديگر براي شروع مجدد جنگ به نحوي كه صلح را از دو كشورمان دور سازد، تلاش كنند. شما قطعاً اخبار تهديدهايي را كه از طرف صهيونيسم و برخي ابرقدرت*ها و كشورهاي بزرگ عليه عراق و امت عرب به عمل مي*آيد دنبال مي*كنيد. و بي شك مي*دانيد كه هدف اصلي اين تهديد*ها باز گذاردن دست رژيم صهيونيستي براي به فساد كشاندن جهان است تا بتواند هر طرفي را كه سد راه باطل مي*شود و رژيم صهيونيستي را از نيات و اطماع شرارت بارش در منطقه باز مي*دارد و هر تلاشگر در راه آزادي سرزمين عربي فلسطين و قدس شريف را كه براي هر مسلمان، بلكه براي هر مؤمن به خدا و كتابها و پيامبران او و روز رستاخيز گرامي است، سركوبي كند. اين نيروهاي شرور كه اميدواريم به ياري خدا آرزوهايشان نقش بر آب شود و تيرهايشان به خطا رود، حتماً براي از سرگيري ستيز مسلحانه وخونين بين ايران از يك طرف و امت عربي از طرف ديگر خواهند كوشيد و اينان امكانات متعددي را براي تحقق اين امر در اختيار دارند. در آن صورت مسلمانان نه تنها فرصت به كارگيري امكانات و توانايي*هاي خود را در جهت آزادسازي مقدساتشان در فلسطين از دست مي*دهند، بلكه زيانهاي بي*شماري را نيز متحمل خواهند شد.
    به اعتقاد ما در ملاقات مستقيمي كه با هم خواهيم داشت، دستيابي به آنچه عراق حق تلقي مي*كند و آنچه ايران حق تلقي مي*كند قابل تحقق است، ملاقاتي كه راه را براي فرصت طلبان و آنانكه مي*كوشند محيط صلح و آرامش را آلوده سازند، خواهد بست، مشروط بر اينكه نيت*ها، صادقانه متوجه صلح خداپسند و مورد رضايت ملتهايمان باشد.
    تا آنجا كه به ما مربوط مي*شود، اين نيت توأم با ايماني عميق و پايدار فراهم است و در آن به جز ميل به دستيابي به حق ثابت خودمان كه همتراز با حق ثابت شماست، چيز ديگري نيست.
    من به شما پيشنهاد مي*كنم ملاقات مزبور با توجه به اصل شتاب در كار نيك پسنديده است، در دومين روز عيد مبارك فطر و يا در هر زمان ديگري كه مورد توافق قرار مي*گيرد، انجام شود.
    در مورد سفر شما به مكه و تشريفات مربوط از سوي كشور ميزبان، ما براساس رابطة برادري و احترام متقابلي كه با برادرانمان در پادشاهي عربستان سعودي داريم، از برادرمان ملك فهد بن*عبدالعزيز خواهش خواهيم كرد آنچه را كه براي چنين مسئله*اي ضروري و متناسب است فراهم كند. توضيح اينكه ما تاكنون وي را از مضمون اين نامه مطلع نكرده*ايم.
    براي تسهيل ... و تدارك ملاقات، شايد شما هم مانند ما بر اين نظر باشيد كه فردي به نمايندگي از طرف ما در تهران و فردي به نمايندگي از شما در بغداد حضور داشته باشند و به منظور برقراري تماسهاي لازم بين دو پايتخت خطوط تلفني مستقيم داير گردد.
    خدايا تو خود گواه باش كه من ابلاغ كردم السلام عليكم

    صدام حسين
    بغداد ـ 26 رمضان 1410 ه*
    برابر با 21 آويل 1990 م
    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


    صادق هدايت؛ بوف کور

  • #2
    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


    صادق هدايت؛ بوف کور

    Comment


    • #3
      نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


      صادق هدايت؛ بوف کور

      Comment


      • #4
        نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


        صادق هدايت؛ بوف کور

        Comment


        • #5

          نامه سوم رئيس*جمهور عراق به رئيس*جمهور اسلامي ايران



          بسم*الله الرحمن الرحيم
          جناب آقاي علي* اكبر هاشمي رفسنجاني رياست محترم جمهوري اسلامي ايران
          السلام عليكم
          پس از تفحص دقيق در آنچه بايد تفحص كرد و پس از بررسي دقيق تحول روابط و وضعيت فعلي ميان عراق و ايران و خطراتي كه منطقه را در برگرفته و محيط بر آن شده است و به منظور ادامه نقش خود در ارائه ابتكار عملهايي كه فرصتهاي وسيعتري جهت تحقق صلح فراهم مي*سازد ما براساس مسئوليت ملي و انساني كه اصول اعتقادي عظيممان آن را بر دوشمان نهاده خود را در موقعيت ارائه پيشنهاد تازه*اي يافتيم. از آنجا كه اين بار ابتكار عمل پيشنهادي ناظر به تمام مسائل ماهوي كه بندهاي قطعنامه 598 شوراي امنيت يكجا و در يك چارچوب و به صورت تفصيلي به آن پرداخته است، ما اميدواريم كه برخورد با آن در همين سطح صورت گيرد و جوشش با آن در حدي از جديت انجام شود كه دو ملتمان فرصت زندگي در شرايط صلحي كه حتي بر جزئيات آن توافق شده باشد گرفته نشود و اين امر به منظور دور كردن طرحهاي دشمنان ملتهاست كه در تلاشند شرايط را خداي ناكرده به جايي بكشانند كه وضع دو كشور به آنچه قبل از اوت 1988 بود بازگردد و به اين ترتيب هر كه هر چه را از دست بدهد باخته است بدون اينكه سودي به دست آمده باشد. نيروهاي اهريمني كه در تاريكي در جستجويند و ابزارهاي نيرنگ نيز در دستشان است مي*توانند با استناد به اين واقعيت كه جنگ بين دو كشور از نظر حقوقي پايان نيافته است دو كشور را به سوي آنچه مجدداً جرقه جنگ را بزند سوق دهند و همچنان كه مي*دانيد شروع جنگ چه بسا از اموري كه ساده به نظر مي*رسد به وجود مي*آيد به مانند آتش*سوزي مهيبي كه از يك جرقه برمي*خيزد.
          اشراري كه در كمين ما هستند ممكن است به انگيزه ناتواني در تحقق اهدافشان بدون درگير كردن دو كشور و يا يكي از آنها در جنگ و شايد هم به دليل نگراني از سلاحهاي انباشته شده نزد طرفين نزاع و چه بسا به انگيزه تمايل آنها براي شناخت كارآيي آن سلاحها و يا بخشي از آنها با به كارگيري ابزارهاي پليد خود براي زده شدن جرقه بكوشند و براي اين كار شايد مشكل چنداني نداشته باشند آن هم در جبهه*اي كه تنها در خشكي هزار و دويست كيلومتر و در دريا تقريباً هشتصد كيلومتر امتداد دارد و اين جبهه* ها مملو از امكان و احتمال بروز جرقه*هاي پراكنده شده از دهانه سلاحها مي*باشد. بنابراين براي آغاز، نيازي به گشودن آتش سلاحها توسط شمار كثيري از افراد نيست.
          زيرا كافي است يك نفر به هر علتي و تحت تأثير هر عاملي به چنين كاري اقدام كند و باعث شود جمع بزرگي آتش بگشايند و بدين ترتيب زيان فراواني متوجه همگان خواهد شد كه از اين امر بجز دون صفتان هيچ كس سود نخواهد برد و تمام اين امور همچنانكه قبلاً گفتيم به زيان ملتهاي ما تمام خواهد شد.
          از آنجا كه اين وضع، هدف هيچ كدام از عراق و ايران نيست آنچنانكه در اظهارات نمايندگان دو كشور آمده، بنابراين وظيفه حكم مي*كند كه نه تنها به صلح برسيم بلكه در اسرع وقت برسيم تا امكان تحقق رؤياهاي بدخواهان و ستمگران از صحنه ما دور بماند. و بر پايه تمام اين مطالب به نكات ذيل مبادرت مي*ورزم:
          1ـ مجدداً ايده انجام ملاقات فوري بين سران دو كشور را در محلي كه مورد توافق قرار مي*گيرد مطرح مي*كنم تا موضوعاتي كه با توافق بر سر آنها صلح همه جانبه و دائمي محقق مي*شود را به بحث بگذارند.
          2ـ بحث و توافق، تمام موضوعات معلق را در برگيرد و طرح هر موضوع جديد پس از دستيابي به توافق همه جانبه، از سوي هر طرف بدون موافقت طرف ديگر امري مردود و به عنوان گريز از توافق تلقي مي*شود و عنوانهاي فرعي مطالب مورد توافق بايد از بندهاي قطعنامه 598 استخراج شود و اين توافق بر اساس اين درك و با تأكيد بر اينكه هدف اصلي قطعنامه 598 تحقق صلح همه جانبه و دائمي از طريق گفتگوست و نه هر چيز ديگر و بر مبناي اينكه پارامترهاي توافقهاي كلي، تجزيه ناپذيرند و به صورت يك معامله كامل و به هم پيوسته كه اخلال در هر بند از بندهاي آن به معني اخلال در تمامي بندهاي آن است، صورت مي*گيرد.
          3ـ مهم نيست كه گفتگو و توافق بر سر موضوعات از كجا شروع مي*شود ولي توافق بر سر هر يك از پارامترها و يا تعدادي از پارامترهاي موضوعات مورد بحث طبق مفاد بند 2 اين نامه ما منوط به توافق بر بندهاي ديگر مي*باشد. عليهذا هر يك از دو طرف گفتگو حق پاسخگويي به هرگونه اظهارات يكجانبه طرف مقابل به نحوي كه مناسب مي*داند از جمله حق تكذيب توافق جزئي بر سر هر يك از مطالب مورد گفتگو را دارد.
          4ـ عقب*نشيني طي مدت زماني كه از دو ماه از تاريخ تصويب نهايي توافق همه جانبه طرفين فراتر نرود صورت مي*گيرد و هر چه زمان كوتاهتر شود بهتر است. همچنين بر سر رابطه ناگسستني بين هر گامي كه هر يك از طرفين نزاع در اجراي تعهدات قراردادي خود بر مي*دارد توافق شود به نحوي كه با گام متناسب و يا همطرازي از سوي طرف مقابل پاسخ داده شود.
          5ـ ما همچنان مسئله اسراء را مشمول موافقتنامه*هاي ژنو دانسته و بر همين اساس فرض مي*كنيم كه آزادي آنها مي*بايستي براساس بندهاي موافقتنامه مزبور انجام مي*گرفت و اكنون دو سال از زمان آزادي اسراء بر مبناي موافقتنامه ياد شده گذشته است به اين تعبير كه بين برقراري آتش*بس و زمان حال دو سال سپري شده است.
          با اين وصف و به منظور تسهيل در روند صلح ما با توجه به اصول و مفاهيم فوق*الذكر مانعي نمي*بنيم كه براي آزادي اسراء در چارچوب مدت تعيين شده در بند (4) دو ماه، از تاريخ تصويب نهايي توافق و به عنوان حداكثر مدت لازم برنامه*ريزي شود و هر چه اين كار سريعتر انجام گيرد بهتر است.
          6ـ بحث در پيرامون شط*العرب بر مبناي سه عنوان زير انجام گيرد:
          الف ـ حاكميت كامل بر رودخانه متعلق به عراق باشد، زيرا كه حق تاريخي و مشروع آن است.
          ب ـ اعمال حاكميت در شط*العرب از سوي عراق، توأم با اجراي شيوه خط تالوگ در زمينه كشتيراني به نحوي كه عراق و ايران از حق كشتيراني، ماهيگيري و شركت در تنظيم امور كشتيراني در شط*العرب برخوردار و سود حاصله از آن را تقسيم نمايند.
          ج ـ ارجاع مسئله شط*العرب به حكميت در چارچوب فرمولي كه مورد توافق قرار مي*گيرد، همراه با تعهد قبلي مبتني بر پذيرش نتايج حكميت و تا زماني كه مرجع حكميت، اعلان رأي كند لايروبي شط*العرب براساس فرمول توافق طرفين به قصد مهيا كردن آن براي كشتيراني بهره*برداري آغاز مي*شود.
          توافق بر اين فرض مبتني است كه طرفين متفقاً يكي از عنوانهاي سه گانه فوق را انتخاب خواهند كرد،* با اين ملاحظه كه عنوان نخست بيانگر حق عراق است و فرض ما بر اين است كه دو عنوان ديگر نشانگر تمايل ايران است.
          7ـ توافق بر حذف بند (6) قطعنامه 598 از گفتگوها و ناديده گرفتن قطعي آن چرا كه نه تنها هيچ فايده*اي براي صلح در بر ندارد بلكه موانعي بر سر راه آن مي*گذارد و چه بسا عواقب آن كينه*توزي، دشمني و انتقامجويي در آينده را موجب خواهد شد، در شرايطي كه صلح راه ديگري را فراروي دو ملت ايران و عراق قرار مي*دهد. در اين خصوص لازم است توافقهايي كه به آن دست خواهيم يافت رسماً و كتباً به دبير كل سازمان ملل متحد ابلاغ شود.
          8ـ اجراي هيچ يك از گامهاي مورد اشاره كه در موافقتنامه آتي صلح ميان عراق و ايران مندرج خواهد شد قبل از اتخاذ كليه اقدامات قانوني لازم براي تصويب آن به موجب قانون اساسي هر يك از دو كشور، به نحوي كه از لحاظ حقوقي و قانوني، قطعيت آن در سطوح جزئي و كلي محول غير قابل نقص گردد، شروع نخواهد شد، مضافاً اينكه لازم است اسناد تأييد شده* موافقتنامه در يك زمان واحد كه مورد توافق طرفين قرار مي*گيرد به دبير كل سازمان ملل متحد سپرده شود.
          9 ـ موافقتنامه آتي صلح بين عراق و ايران در برگيرنده همه موارد توافق خواهد بود و به منظور تسهيل در سرعت بخشيدن به اتمام موافقنامه صلح، موافقتنامه مورد بحث مي*تواند در كنار موضوعات جديد و مسائل مرزهاي خشكي و ديگر حقوقي كه مورد توافق قرار مي*گيرد بعضي از موارد موافقتنامه*هاي سابق را كه در طول تاريخ روابط دو كشور به تصويب رسيده و هر آنچه در گذشته مورد توافق قرار گرفته بدون اخلال در بندهاي مندرج در اين نامه نيز در برگيرد.
          10ـ توافقها بايد در برگيرنده اصولي روشن در زمينه برقراري روابط حسن همجواري و عدم دخالت در امور داخلي و احترام هر كشور نسبت به حق كشور ديگر در انتخاب نظام سياسي، اقتصادي و اجتماعي مورد نظر خود و همچنين شناسائي قطعي و بي*ترديد حق انواع كشتيراني در آبراهه*هاي بين**المللي خليج و تنگه هرمز باشد.
          11ـ شايد مناسب باشد كه يك مرجع بين*المللي كه مورد توافق قرار خواهد گرفت حسن اجراي موافقتنامه را تضمين كند. (مثلاً) شوراي امنيت.
          12ـ با علم به اينكه اوضاع بين*المللي براي دل بستن به كمكهاي مربوط به بازسازي مساعد نيست، *ما معتقديم كه كمكهاي بين*المللي موضوع بند (7) قطعنامه 598 بالمناصفه بين عراق و ايران تقسيم شود.
          13ـ براي تسهيل تماسهاي في*مابين و در پرتو تحويل مثبت در روابط دو كشور ما معتقديم سفارتخانه*هاي ما، در تهران و بغداد بازگشائي شود خاصه اينكه در شرايط جنگ سفارتخانه*ها داير بوده و تنها از ماه سپتامبر 1987 تعطيل شده است.
          آقاي رئيس*جمهور، آنچه به نظر ما صلح دائمي و همه جانبه را بين عراق و ايران محقق مي*سازد همين است كه در اين نامه آمده است پيشنهاد فوق فراگير بوده و اجزاء آن به هم پيوسته و غيرقابل تفكيك است و رسيدن به آن با استمداد از تجربه و نيز گفتگوهاي نمايندگان ما، در ژنو آقايان ناصري و برزان ممكن گشته است.
          بدين سان، همه چيز روشن شده به نحوي كه جايي براي تفسير ديگري باقي نمانده و صلح حقيقي، همه جانبه و سريع را كه خواستار آن هستيم همين است.
          والله اكبر
          همراه با آرزوهاي خوب براي شما و از خلال شما براي كادر رهبري ايران
          صدام حسين رئيس جمهوري عراق
          بغداد در 8 محرم 1411 ه*. ق .
          برابر با 30 ژوئيه 1990 م
          نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


          صادق هدايت؛ بوف کور

          Comment


          • #6
            نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


            صادق هدايت؛ بوف کور

            Comment


            • #7

              نامه چهارم رئيس جمهور عراق به رئيس*جمهور اسلامي ايران



              بسم*الله الرحمن الرحيم
              آقاي علي*اكبر هاشمي رفسنجاني
              رياست محترم جمهوري اسلامي ايران
              السلام عليكم
              صبح جمه 3/8/1990 از خلاصه فعاليت سياسي شما و شمه*اي از آنچه از سوي دولت ايران صادر شد ( بيانيه وزارت خارجه ايران و جلسه شما با فرماندهان نظامي و خبرهاي منتشره آن) آگاهي يافتم. عليهذا به منظور تأكيد بر احساس مسئوليت انساني در برابر ملت ايران مضافاً به مسئوليت ملي در قبال ملتمان مصلحت ديدم ديگر بار براي شما نامه بنويسم. در تاريخ 16/7/1990 به شما پيشنهاد كرديم فرستاده اي را از جانب ما براي امري مربوط به پيشبرد هر چه سريعتر روند صلح به حضور بپذيريد. هنگامي كه پاسخ شما در مورد تعيين زمان براي به حضور پذيرفتن فرستاده ما به تعويق افتاد مبادرت به ايفاد نامه كتبي نموده و فرستاده را مأمور تسليم آن به شما كرديم تا شما ضمن آمادگي براي مطالعه نامه بحث و بررسي مقتضي را با برادرانتان در كادر رهبري در مورد مفاهيم نظرات و پيشنهادات مندرج آن به عمل آوريد و بدين ترتيب از مواضع شما در قبال آن پس از اينكه شرايط شما اجازه دهد فرستادگان ما را كه تاكنون تاريخي به جاي تاريخ پيشنهادي شما (دوشنبه 30/7/1990) براي به حضور پذيرفتن آنها تعيين نكرده*ايد مطلع شويم و پيش از اين نامه در تاريخ 2/8/1990 توضيحي به ابتكار خودمان از طريق نماينده شما در ژنو آقاي ناصري برايتان فرستاده بوديم. ما تمامي اين اقدامات را نه تنها به نشانه تأكيد برتمايل خود به صلح بلكه تأكيد بر علاقه ما به تحقق هر چه سريعتر صلح به عمل آورديم تا دو كشور و دو ملت خود را به دور از گردباد تغيير و تحولات منطقه و جهان و از رويدادهاي خطرناك احتمالي دور نگه داريم.
              آقاي رئيس*جمهور، اين اقدامات من كلاً به اين جهت صورت مي*گيرد كه يقين دارم جنگجويان قادرند همديگر و مقاصد يكديگر را سريعتر دريابند اگر چه اين صفت جنگجو بودن در جريان يك ستيز مسلحانه في*مابين آنها به دست آمده باشد.
              اينك پس از قضيه كويت علائم بحران در افق پديدار گشته و ممكن است كساني را كه به اندازه كافي تأمل و بردباري از خود نشان ندهند به مسير كشمكش بكشاند. از دشوارترين كارها و شايد هم خطرناكترين آنها اين است كه انديشه و رفتار در برهه*اي از زمان از هدف و يا اهدافي كه به طريق مشروع براي دستيابي به آنها مي*كوشد به هدف و يا اهدافي پا فراتر نهد كه نه در تجزيه و تحليل مردمش قرار گرفته و يك سقف زماني غير قابل تمديد نيز براي عقب*نشيني در آن ارائه شده است.
              نامه مورخ 30/7/1990 ما متضمن چاره*جوئي*هاي مشخص و پيشنهادات قابل اجراء و نه يك كلي گويي در مورد هر يك از بندهاي قطعنامه 598 كه عراق و ايران بر پايبندي به آن تأكيد كرده*اند بوده است. ما هنوز در انتظار موافقت شما با تعيين تاريخي براي به حضور پذيرفتن دو فرستاده ما كه آنها را به شما معرفي كرده*ايم ( وزير خارجه و نماينده دائمي ما در ژنو) هستيم تا به خواست خدا همان طوري كه اميد مي*رود پس از انجام گفتگو با شما و با كساني كه معرفي مي*نماييد در آستانه مرحله سرنوشت ساز صلح قرار بگيريم.
              بنابراين اگر خواست شما همين است كه اعلام شده و ما آن را مي*دانيم و پاسخ ما به آن كل مطالبي است كه ياداور شدم پس لغزيدن در مسير رويدادهاي مقطعي كه به روابط بين اعراب مربوط مي*شود و در چارچوب امور مربوط به گذشته و حال آنها دور مي*زند تلاشتان را از هدف دور ساخته و تصوير آن را مخدوش مي*سازد.
              چنانچه تصوير هدف مخدوش گردد تهيه مقدمات كاري كه اميد است با تسريع در انجام آن صلح تحقق يابد بر ما دشوار مي*شود و چه بسا افراد كم تجربه را به سمتي سوق دهد كه قضايا از محاسبات درست آن دور شود.
              ولي به هر حال من پيش*بيني نمي*كنم و آرزو ندارم افرادي همچون شما و برادران شما در كادر رهبري ايران كه يك جنگ هشت ساله را آزموده*اند متزلزل شده، به امري كه نه به مصلحت ايران و نه جزو هدفهاي مردم ايران است روي آورند. بي*ترديد و يا حداقل گمان من بر اين است كه شما از انگيزه اظهاراتي كه از صبح ديروز پنجشنبه 2/8/1990 چه از درون و چه از برون منطقه ابراز مي*گردد آگاهيد و قبلاً طرفهاي آن را ارزيابي كرده*ايد و ما نيز آنها را ارزيابي كرده*ايم و همه ما انگيزه آنها را مي*دانيم.
              شما اما مي*دانيد كه آنها همگي آنگاه كه پي ببرند اظهاراتشان در برابر خواست ملت بزرگ عراق كه مصمم بر احقاق حق خود و برخورد با احجاف و ناجوانمردي و توطئه است كاري از پيش نمي*برد، با در اختيار داشتن وسايل و امكانات شناخته شده*شان، قادرند مواضع خود را اصلاح كنند. كسي كه به ما سلاح صادر مي*كند و اظهار مي*دارد كه صدور آن متوقف شده هنگامي كه مجدداً صدور آن را از سر مي*گيرد كار را اصلاح خواهد كرد و كسي كه روابط اقتصادي خود را با ما قطع مي*كند هنگام برقراري دوباره آن درصدد چاره*جوئي برخواهد آمد ولي اگر عراق و ايران هر يك از آنها از موضع صحيح خود منحرف شود ملت خويش را از يك فرصت تاريخي براي نيل به صلح و نيز تثبيت حقوق مشروع خود محروم خواهد ساخت و هر گاه مسير آنچه تاكنون در گفتگوهايمان در اين راه انجام گرفته و سرآغاز اطمينان بخشي در مورد گامهاي يكديگر به وجود آورده به لرزه درآيد زيان وارده بس بزرگ خواهد بود و من چنين آرزوئي را براي شما همچنان كه براي خود خواهانم نيستم.
              به هر حال اگر آنچه ما مي*دانيم و هدفهاي اعلام شده شما در مذاكرات است كل هدفهاي شما باشد همانگونه كه ما تأكيد مي*كنيم آنچه از جانب ما اعلام شده تحقيقاً كل هدفهاي ما مي*باشد پس بايد در انعقاد اجلاس تسريع كنيم و شما درتعيين تاريخي براي به حضور پذيرفتن نمايندگان ما تسريع كنيد. از اين طريق و تنها از اين طريق است كه هدفهاي مشروع تحقق يافته و صلحي كه هدف والاي ملتهاي دو كشور است تحقق مي*يابد.
              والله اكبر والسلام عليكم
              صدام حسين
              بغداد تاريخ 12 محرم 1411 ه*
              برابر با 3 اوت 1990 م
              نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


              صادق هدايت؛ بوف کور

              Comment


              • #8
                Vaghean adam ghasam-e hazrat-e abbas ro bavar koneh ya dom-e Khorous ro !!! hamash dorough va kalak.. hich kodumeshun beh harfaei keh touyeh in nameh ha zadan, amal nakardan !!!

                Comment


                • #9

                  نامه چهارم رئيس جمهور عراق به رئيس*جمهور اسلامي ايران بي*جواب ماند و متن زير،*نامه پنجم صدام است:



                  جناب آقاي علي*اكبر هاشمي رفسنجاني
                  رياست محترم جمهوري اسلامي ايران
                  با توكل بر خداي قادر متعال و به منظور از ميان برداشتن موانع از سر راه گشودن روابط برادرانه با همه مسلمانان و آن دسته از مسلمانان كشور همسايه ايران كه برادري را بر مي*گزينند و در راستاي ايجاد فضا براي جوشش جدي با تمام مؤمنان در جهت مقابله با نيروهاي شرور كه بدخواه مسلمانان و امت عرب هستند و به انگيزه دور نگهداشتن عراق و ايران از شانتاژ و ترفندهاي نيروهاي شرارت طلب بين*المللي و ايادي آنها در منطقه و هماهنگ با روح ابتكار عمل ما كه با هدف تحقق صلح همه جانبه و هميشگي در منطقه در تاريخ 12/8/1990 اعلام شد ه و به منظور گرفتن بهانه*هاي مانع جوشش از كف بهانه*جويان متردد و ظنين و به خاطر اينكه هيچ يك از توانايي*هاي عراق در خارج از ميدان نبرد بزرگ بلااستفاده باقي نماند و به جهت بسيج اين توانايي*ها در راستاي اهدافي كه مسلمانان و اعراب شرافتمند بر حقانيت آنها اتفاق نظر دارند و براي جلوگيري از تداخل سنگرها و دور ساختن گمانها و ترديدها تا اينكه خيرانديشان راه خود را براي برقراري روابط طبيعي ميان عراق و ايران بيابند و به عنوان بازده گفتگوهاي في*مابين كه به طور مستقيم از نخستين نامه ما مورخه 21/4/1990 تا آخرين نامه شما مورخه 8/8/1990 به طول انجاميد وهمچنين راه*حل نهايي و روشن كه هيچ بهانه*اي براي بهانه*جويان باقي نمي*گذارد تصميمات زير را اتخاذ نموديم:
                  1ـ با پيشنهاد شما مندرج درجوابيه هشتم اوت 1990 كه توسط آقاي برزان ابراهيم تكريتي نماينده ما،* در ژنو از نماينده شما آقاي سيروس ناصري دريافت شد و ناظر به لزوم مبني قراردادن عهدنامه 1975 مي*باشد ضمن مرتبط دانستن آن با اصول مندرج در نامه سي ژوئيه 1975 ما به ويژه در مورد مبادله اسراء و بندهاي 6 و 7 قطعنامه 598 شوراي امنيت موافقت مي*شود.
                  2ـ براساس بند يك اين نامه و مندرجات نامه سي ژوئيه 1990 ما،*آماده*ايم هيأتي را به تهران اعزام و يا هيأتي از سوي شما به بغداد سفر كند تا ضمن تهيه موافقتنامه*هاي مربوطه موجبات امضاي آن را در سطحي كه مورد توافق قرار مي*گيرد فراهم نمايند.
                  3ـ به نشانة حسن نيت ما عقب*نشيني خود را از روي جمعه هفدهم اوت 1990 آغاز و به جز يك نيروي سمبليك دركنار مأموران مرزباني و پليس كه براي انجام مأموريتهاي روزمره در شرايط عادي باقي مي*ماند نيروهاي خود را از مناطق روياروي شما در طول مرز فرا خواهيم خواند.
                  4ـ مبادله فوري و همه جانبه اسراي جنگ به هر تعدادي كه در عراق و ايران در اسارت به سر مي*برند و اين از طريق مرزهاي زميني و از راه خانقين، قصر شيرين و راههاي ديگري كه مورد توافق قرار مي*گيرد صورت خواهد گرفت. ما آغازگر اين اقدام خواهيم بود و از روز جمعه 17/8/1990 به آن مبادرت خواهيم كرد.
                  برادر علي*اكبر هاشمي رفسنجاني رئيس*جمهوري
                  با اين تصميم ما ديگر همه چيز روشن شده و بدين ترتيب همه آنچه را كه مي*خواستيد و بر آن تكيه مي**كرديد تحقق مي*يابد و ديگر اقدامي جز مبادله اسناد باقي نمي*ماند تا با هم از موضع مسئوليت، نظاره*گر واقعي حيات جديدي سرشار از تعاون در سايه اصول اسلام باشيم حقوق يكديگر را محترم شمرده و بدين وسيله كساني را كه سعي مي*كنند از آب گل آلود ماهي بگيرند از سواحل خود دور كنيم و چه بسا در جهاتي همكاري كنيم كه در نتيجه آن خليج به درياچه صلح و امنيت و عاري از ناوگانها و نيروهاي بيگانه كه در كمين ما نشسته**اند مبدل شود. مضافاً اينكه همكاري مزبور مي*تواند شامل جنبه*هاي ديگر زندگي شود. الله اكبر ولله الحمد

                  صدام حسين رئيس جمهوري عراق
                  23 / محرم / 1411 ه*
                  14 / اوت / 1990
                  نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                  صادق هدايت؛ بوف کور

                  Comment


                  • #10

                    متن كامل پاسخ رئيس جمهوري اسلامي ايران به نامه پنجم رئيس*جمهور عراق به شرح زير است.



                    بسم*الله الرحمن الرحيم
                    الحمدالله علي ما انعم و له الشكر علي ما الهم
                    رياست جمهوري محترم عراق جناب آقاي صدام حسين
                    نامه مورخ 23/5/1369 (14 اوت 1990) جنابعالي دريافت شد. اعلام پذيرش مجدد معاهده 1975 از سوي شما راه اجراي قطعنامه و حل اختلاف در چارچوب قطعنامه 598 و تبديل آتش بس موجود به صلح دائم و پايدار را هموار ساخت.
                    شروع عقب*نشيني نيروهاي شما از اراضي اشغالي ايران را دليل صداقت و جدي بودن شما در راه صلح با جمهوري اسلامي ايران به حساب مي*آوريم و خوشبختانه در موعد مقرر آزادي اسراء هم آغاز گرديد كه اميدواريم عقب*نشيني نظاميان شما طبق زمانبندي اعلام شده و آزادي اسراي دو طرف با آهنگ و سرعت هر چه بيشتر ادامه يافته و تكميل گردد.
                    همانگونه كه از طريق نماينده ما، در ژنو به اطلاع رسانده**ايم اكنون ما براي پذيرش نمايندگان شما در تهران آمادگي داريم و اميدواريم با تداوم جوّ مثبت و حسن نيت موجود بتوانيم به صلح جامع و پايدار با حفظ همه حقوق و حدود مشروع دو ملت و دو كشور اسلامي دست يابيم.

                    والسلام عليكم
                    اكبر هاشمي رفسنجاني رئيس جمهوري اسلامي ايران
                    27/5/1369
                    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                    صادق هدايت؛ بوف کور

                    Comment

                    Working...
                    X