Announcement

Collapse
No announcement yet.

The Second Revolution - 13 Aban

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • The Second Revolution - 13 Aban

    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


    صادق هدايت؛ بوف کور

  • #2
    The Second Revolution

    In November 1979, the newly-established Islamic Republic was barely seven months old. The deposed Iranian tyrant, Mohammad Reza, was a `high-profile' wanderer Mahdi Bazargan`s interim gov`t had failed in establishing country-wide order, and the political and social atmospheres were dense and vulnerable. Anti-revolutionary figures, trends, and organizations were doing their utmost to dislodge the revolutionary gov't and to render the sacrifices the nation had made, fruitless. Coups were in the making, and all these facts contributed to destabilize the country. The caner administration's rather naive decision to accept the ex-Shah and to ignore all popular and formal Iranian demands for his extradition, plus the administration's covert and overt aids and support for elements who were trying in vain to topple the popular Islamic Republic, added fuel to the flames of hatred for the U.S. already kindled. A group of university students-who later introduced themselves as Muslim students following the line of Imam Khomeini-ultimately decided to seize the `embassy' of the U.S. to protest the irresponsible and arrogant stance towards the plights of the Iranian nation. It was only after the embassy's take over that the nation found out the true nature of American under-cover activities at the `diplomatic' premises. Occupying a foreign embassy is considered to be a rejected act, both according to international law and in inter-governmental relations. Nevertheless, diplomatic corps and premises have an internationally accepted definition. Sophisticated communications and eavesdropping apparatus, as well as classified documents suggested, the `embassy' was actually what the Iranian people have ever since named it: an espionage den. The documents-30 volumes plus of which have been published-all bear witness to the sustained interventionist (foreign) policy of consecutive U.S. administrations; to the perpetual tendency in American statesmen to create and dispose foreign gov`ts according to their desires and interests; and even in the real interest of the American nation. The takeover marked a turning point in the relations of third world countries with the United States, contributing greatly to promoting awareness of nations, and exposing the true face of American diplomacy. Eversince then, nations-and even gov- ernments-have moved in cautious steps in expanding their relations with Washington. Imam Khomeini's affirmation of the brave student action was-in fact-a stance serving multiple purposes: to promote national and Islamic self confidence and self-esteem, to strengthen the position and status of the oppressed against the hegemony of the `great powers', and to underline the fact that for international relations to be lasting and concrete, they have to be based on equality, sincerity, and mutual respect.
    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


    صادق هدايت؛ بوف کور

    Comment


    • #3
      [i]
      نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


      صادق هدايت؛ بوف کور

      Comment


      • #4
        نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


        صادق هدايت؛ بوف کور

        Comment


        • #5
          نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


          صادق هدايت؛ بوف کور

          Comment


          • #6
            نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


            صادق هدايت؛ بوف کور

            Comment


            • #7
              يكى از مبارزات تاريخ*ساز و پيروز، كه به رغم توانايي*هاى غير قابل انكار استكبار، پيروزى از آن جبهه مستضعفين گرديد انقلاب اسلامى در 22 بهمن 57 بود، و در تكميل و تعميق اين پيروزى اشغال لانه جاسوسى در سيزدهم آبانماه 1358 بود. اشغال لانه جاسوسى امريكا از ابعاد مختلف حايز اهميت است، ولى به نظر مى‏رسد كه اهميت اين كار عظيم از نظر سياسى قابل توجه‏تر باشد.


              "ما ظننتم ان يخرجوا و ظنوا انهم ما نعمتم حصونهم من الله فاتيهم الله من حيث لم يحتسبوا و قذف فى قلوبهم الرعب يخربون بيوتهم بايديهم و ايدى المؤمنين فاعتبروا يا اولى الابصار" (1)
              تاريخ دويست‏ساله اخير مشحون از مبارزات مستمر و پيگير و موثر مستضعفين عليه مستكبرين بوده است، اين مبارزات كه از افت و خيزهاى فراوانى برخوردار بوده است اغلب به نامرادى و ناكامى مستكبرين انجاميده است. اين وضعيت تا پيدايش سلاحهاى مدرن امروزين ادامه داشت، ولى پس از تكميل سلاحهاى كلاسيك و كشتار جمعى، اين معادله تا حد زيادى به هم خورد و جبهه كفر تقويت گرديد.
              يكى از مبارزات تاريخساز و پيروز، كه به رغم تواناييهاى غير قابل انكار استكبار، پيروزى از آن جبهه مستضعفين گرديد انقلاب اسلامى در 22 بهمن 57 بود، و در تكميل و تعميق اين پيروزى اشغال لانه جاسوسى در سيزدهم آبانماه 1358 بود. اشغال لانه جاسوسى امريكا از ابعاد مختلف حايز اهميت است، ولى به نظر مى‏رسد كه اهميت اين كار عظيم از نظر سياسى قابل توجه‏تر باشد.

              تفوق نظامى سياسى امريكا بر شوروى

              در شرايطى كه امريكا خود را ابرقدرت بلامنازع مى‏دانست و به دليل تنوع و توليد انبوه سلاحهاى استراتژيك بر رقيب خود، تفوق يافته بود، بحران گروگانگيرى و يا به زبان و بيان بهتر اشغال لانه جاسوسى كاخ سفيد در تهران، نشان ناتوانى امريكا و بلا اثر بودن سلاحهاى استراتژيك در برابر اراده ملت ايران بود.

              امضاى قرارداد سالت و اوج قدرت آمريكا

              آمريكا زمانى موافقت كرد كه پيمان سالت 1 (2) و سالت 2 (3) را امضا كند كه از هر نظر به توانايى خود نسبت‏به شوروى اطمينان داشت و به قولى امريكاييان زمانى كه شوروى را در ضعف نسبى ديدند به امضاى معاهده محدوديت‏سلاحهاى استراتژيك راضى شدند لذا به ياد داريم هنگامى كه در جريان جنگ ويتنام هواپيماهاى سنگين ب - 52 امريكايى ويتنام شمالى بخصوص هانوى و بندر استراتژيك هايفونگ را بين سالهاى 68 تا 72 بمباران مى‏كردند (4) ريچارد نيكسون رئيس جمهورى وقت امريكا سفرى به شوروى داشت و سران كاخ كرملين از ترس و وحشت لب فرو بسته بودند و در ميهمانى شامى كه برژنف به احترام وى ترتيب داد سران كرملين به سلامتى رئيس جمهورى خون آشام امريكا جام به جامش مى‏زدند. اين فراز تاريخى براى ترسيم و تصوير قدرت جهنمى امريكا كافى است.

              ايران جزيره ثبات

              از طرف ديگر ايران جزيره آرامش و ثبات بود. هيچ كشورى در آسيا براى واشنگتن اهميت ايران را نداشت. اهميت موضوع زمانى روشن مى‏شود كه امريكا سمينار منطقه‏ايى براى سفيرانش در آسيا را در تهران منعقد مى‏كرد و مقامات ارشد وزارت امور خارجه امريكا جهت توجيه سفرايش به تهران مى‏آمدند و با موفقيت‏سمينار را برگزار مى‏كردند.

              نقش شاه در حفظ منافع غرب

              نقش شاه نيز در سياست‏خارجى امريكا و بخصوص در منطقه قابل ملاحظه بود. چه شاه كشور را عملا به جولانگاه امريكاييها تبديل كرده بود. زيرا اولا امريكاييها با كنترل كامل شوروى توسط دستگاههاى مجهزى كه در ارتفاعات شمالى كشور بخصوص پايگاه بهشهر نصب كرده بودند كليه تحركات روسها را تحت نظر داشتند. ثانيا ايران به عنوان دژ تسخير ناپذير غرب بعد از اسرائيل با تمام توان از منافع آمريكا و متحدينش در منطقه حراست مى‏كرد.

              آشفتگى خواب راحت استكبار

              پيروزى انقلاب اسلامى پايگاه عظيم غرب را در ايران فرو ريخت و خواب راحت استكبار را آشفته ساخت. هنوز غرب در خلسه ضربه كارى انقلاب اسلامى بود كه با تسخير لانه جاسوسى امريكا، دومين ضربه دردناك و شكننده را از انقلاب اسلامى دريافت كرد. حركتى كه به تعبير بنيانگذار جمهورى اسلامى ايران، حضرت امام خمينى رضوان الله تعالى عليه، بزرگتر از پيروزى انقلاب اسلامى بود. (5) و اين خود آغاز بحرانى عظيم بود كه كاخ سفيد و همپيمانان و هوادارانشان را بشدت در موضع انفعال قرار داد، و ناتوانى و زبونى امريكا را برملا ساخت. استكبار را آسيب پذير نمود و همه ترفندها و انديشه‏ها و رايزنى‏هايش را ناكام گذاشت و كارى هم از سلاحهاى استراتژيكش بر نيامد.

              گيجى و سردرگمى واشنگتن در ماجراى گروگانگيرى

              امريكا از ماجراى گروگانگيرى يكه خورد، قلبش به تپش افتاد، گيج و منگ شد. و در يك جمله به سرگيجه‏اى گرفتار شد كه چونان محجورين قدرت تصميمگيرى را نداشت.
              اين ماجرا را بهتر است از زبان نزديكترين مشاوران كارتر يعنى خاميلتون جوردن، رئيس ستاد كاخ سفيد، در بحران گروكانگيرى بشنويم:
              ساعت چهار و نيم صبح تلفن اتاق من زنگ زد. در حدود يك دقيقه طول كشيد تا با صداى زنگهاى مكرر تلفن از خواب بيدار شدم و به ياد بياورم كه در كجا هستم. در تاريكى به دنبال كليد چراغ و سپس تلفن گشتم تا اينكه توانستم گوشى را بردارم. صدايى از گوشى تلفن گفت: آقاى جوردن. . . به ما خبر داده‏اند كه سفارت امريكا در تهران از طرف عده‏اى اشغال شده و كاركنان سفارت به اسارت گرفته شده‏اند. . .
              گفتم: خداى من! . . . آيا كسى هم زخمى شده يا كسى كشته شده است؟ افسر نگهبان جواب داد: تا آنجايى كه ما مى‏دانيم نه، ولى هنوز اطلاعات كاملى در دست نداريم. (6)

              كاخ سفيد هيجان‏زده و بيحال و افسرده

              بقيه مسايل را بهتر است از زبان جوردن بشنويم:
              هفته تب‏آلود و گيج‏كننده‏اى را پشت‏سر گذاشتيم. روز يكشنبه گذشته پرزيدنت كارتر در يك جلسه سرى شوراى امنيت ملى اظهار داشت كه در نظر دارد يك رشته اقدامات تنبيهى عليه ايران آغاز كند و اين كار را با قطع خريد نفت ايران از طرف امريكا آغاز مى‏كند. بعضى از اعضاى شوراى امنيت ملى با اين تصميم موافق نبوده و استدلال مى‏كردند كه اين اقدام بودن اينكه تاثير زيادى براى ايران داشته باشد موجب كمبود و افزايش بهاى سوخت در امريكا خواهد شد و نارضاييهايى به وجود خواهد آورد. با وجود اين كارتر روى تصميم خود پافشارى كرد و گفت: ايرانيها بايد بفهمند كه زندگى گروگانهاى امريكايى براى ما بيش از نفت آنها ارزش دارد و مردم امريكا هم بايد آماده فداكارى براى آزادى گروگانها باشند. (7)
              بى‏تصميمى و بلاتكليفى، خستگى و بحران كوبنده و در يك جمله ندانم كارى را از برنامه فوق بخوبى مى‏توان فهميد.

              افشاء كن، افشاء كن

              از طرف ديگر هر روز كه از اشغال لانه جاسوسى مى‏گذشت. اسناد غير قابل انكارى از ناحيه دانشجويان مسلمان پيرو خط امام دال بر دخالت آشكار امريكا در امور داخلى كشور برملا مى‏گرديد و مردم سلحشور و آزاده كشورمان با حضور در مقابل در ورودى جاسوسخانه ضمن حمايت از دانشجويان شعار مى‏دادند: "دانشجوى خط امام افشا كن افشا كن".
              امريكا به سر گيجه عجيبى دچار شده بود. زيرا:
              1- جاسوسانش به گروگان درآمده بودند و كارى براى رهايى آنها از دستش بر نمى‏آمد و به فرموده امام راحلمان "آمريكا هيچ غلطى نمى‏تواند بكند" و الحق كه هيچ غلطى نمى‏توانست‏بكند.
              2- فشار افكار عمومى آمريكا بر روى كاخ سفيد هر روز افزايش مى‏يافت.
              3- انتشار اسناد لانه جاسوسى كه دخالت‏بيچون و چراى امريكا را بروشنى در امور داخلى ايران نشان مى‏داد.
              4- افشاى چهره‏هاى بظاهر مردمى ولى آمريكايى در ايران و منطقه دنيا كه اين دو مسئله استراتژيهاى دراز مدت امريكا را به صورت وحشتناك به هم ريخت. (
              5- معضل وجود شاه مفلوك به عنوان تبلور جنايات آمريكا در ايران و منطقه كه هيچ جاى دنيا پناهندگى نداشت.

              نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


              صادق هدايت؛ بوف کور

              Comment


              • #8

                جردن مى‏نويسد:
                "جلوگيرى كشورهاى دنيا از ورود شاه فقط به خاطر جنايتهاى بيشمار وى در طول 37 سال سلطنت نكبت‏بار وى نبود. شاه امروز بسان گوى سرگردانى مى‏مانست كه از همه لگد مى‏خورد. و هيچكس حاضر به پذيرش وى نبود. چه، خوف آن را داشت كه كشور خود را دستخوش بحران نمايد. از طرفى دانشجويانى كه سفارت و جاسوسان را در اختيار داشتند استرداد شاه را از امريكا مى‏خواستند. "
                كاخ سفيد پنجه در پنجه بحرانى‏ترين بحرانها
                حضور شاه در امريكا كه ظاهرا براى معالجه ولى در حقيقت‏براى باز گرداندن وى به سلطنت و يا حداقل حمايت از جريانهاى ضد انقلابى صورت گرفته بود. بحران را تشديد كرد و با تقاضاى استرداد شاه توسط ايران مشكلى جدى بر مشكلات امريكا افزوده گرديد.
                كاخ سفيد شاه را از امريكا بيرون مى‏كند
                امريكا براى پايان دادن به ماجراى گروگانگيرى دست‏به هر كارى مى‏زد. تهديد مى‏كرد. دلجويى مى‏نمود. عصبانى مى‏شد. ژست‏حمله نظامى مى‏گرفت. قيافه بشر دوستانه پيدا مى‏كرد. اما همه اين ژستها در انقلاب اسلامى و اراده خلل ناپذير حضرت امام خمينى - امام امت - تاثيرى نداشت. لاجرم امريكا تصميم به اخراج شاه گرفت. بخوانيد:
                ". . . شاه گفت: بسيار خوب، من بارها گفته‏ام كه حاضرم هر كارى كه از من ساخته است‏براى رهايى گروگانها انجام دهم. من نمى‏خواهم در تاريخ به عنوان مسئول اين ماجراى وحشتناك شوم (9) گفتم: اعليحضرتا; مى‏خواهم با صراحت‏بگويم: "كه به عقيده ما تا زمانى‏كه شما در امريكا هستيد رهايى گروگانهاى ما در تهران ميسر نخواهد شد. . . "
                پس از اين گفتگو صحبتهاى ما جدى‏تر شد و شاه بالاخره گفت: بسيار خوب من آماده خروج از امريكا هستم، ولى كجا مى‏توانم بروم.
                در اينجا كاتلر (10) رشته سخن را به دست گرفت و گفت: عليحضرتا، در دوازده روز گذشته، رئيس جمهورى و وزير امور خارجه امريكا براى ترتيب اقامت‏شما به كشورهاى متعددى مراجعه كرده‏اند، متاسفانه پاسخ اكثر اين كشورها منفى بوده است و امكانات ما در انتخاب كشورى‏كه شما بايد به آن مسافرت كنيد بسيار محدود است.
                شاه پرسيد: آيا به سويس و اتريش هم مراجعه شده است.
                كاتلر پاسخ داد: بلى، ولى هيچيك از آنها در شرايط فعلى حاضر به پذيرفتن شما نيستند. (11)

                آمريكا در تدارك حمله نظامى به ايران

                از طرف ديگر تمام هم و غم كاخ سفيد آزادى گروگانهاست. تمهيدات كاخ سفيد براى امتناع انقلاب اسلامى بى‏اثر بوده است‏بدين جهت كاخ سفيد درصدد تهيه نقشه براى حمله نظامى به انقلاب است. جردن مى‏نويسد:
                "ونس افزود كه به اعتقاد او آيت‏الله خمينى مى‏خواهد ما را وسوسه كند دست‏به كار حادى بزنيم تا افكار عمومى دنيا را عليه ما تحريك نمايد. . . همانطور كه انتظار مى‏رفت‏برژيسنكى به مقابله برخاست و گفت: ممكن است‏يكى از هدفهاى آنها تحريك و وسوسه ما باشد، ولى آنها كشور ما و رئيس جمهورى ما را هم به بدترين وجهى مورد اهانت و تحقير قرار مى‏دهند. . . ; آيا مى‏توانيد مجسم كنيد كه هم اكنون در دنيا درباره ما چگونه قضاوت مى‏شود و اين عجز و ناتوانى ما چه عواقب خطرناكى به بار خواهد آورد. (12) جلسه در فضاى غمزده و شومى تشكيل شد. مانديل (معاون رئيس جمهور) ونس (وزير امور خارجه) ، برژينسكى (مشاور امنيت ملى) ، براون وزير دفاع، ترنر (رئيس سيا) ، پاول (سخنگوى مطبوعاتى كارتر) و خود من با چهره‏هاى گرفته و عبوس به دور ميز نشستيم. مانديل كه درصدر ميز نشسته بود خواست مضمون سخنان (امام) خمينى و نظر خود را بيان كند. (13)

                توفندگى مواضع امام خمينى و خشم كاخ سفيد

                برژينسكى كه بشدت از لحن توهين آميز سخنان آيت‏الله خمينى نسبت‏به رئيس جمهورى امريكا خشمگين بود، بعضى از جملات آن را با صداى بلند براى ما مى‏خواند: "چرا ما بايد بترسيم. . . كارتر بر طبل تهى مى‏كوبد. . . او عرضه هيچ‏كارى را ندارد. . . امريكا هيچ غلطى نمى‏تواند بكند. (14) "
                از مواضع مقامات امريكا در برابر اظهارات كوبنده و تحقيرآميز حضرت امام چنين بر مى‏آيد كه از يك طرف غرور ابرقدرتى آنها صدمه ديده و شكسته شده بود و مى‏خواستند بگونه‏اى جبران كنند و از طرف ديگر خوف و وحشت‏سراسر وجود آنها را گرفته بود و قدرت تصميم‏گيرى را از آنها سلب كرده بود.

                سرانجام شاه از امريكا اخراج شد

                وقتى شاه اظهارات كاتلر مشاور حقوقى كاخ سفيد، را شنيد كه حتى اتريش و سويس هم حاضر نشدند او را بپذيرند، شاه با صداى خفه و غمناكى گفت: بايد بگويم كه اين جريان مرا غافلگير و نااميد كرده است. مثل اينكه هيچ كشورى در اين دنياى بزرگ حاضر به پذيرفتن من نيست. (15)

                فقط پاناما حاضر شد

                ديگر براى شاه پناهگاهى نمانده بود. لذا موقعى كه عمر توريخوس، رئيس جمهورى پاناما از شاه دعوت كرد كه به پاناما سفر كند. شاه چند بار با خوشحالى اين جمله را تكرار كرد كه "بالاخره دريافت كردم" و سرانجام شاه با ذلت و زبونى و خفت فراوان و به رغم سى و هفت‏سال خدمت‏به كاخ سفيد از امريكا اخراج شد.
                "فاعتبروا يا اولى الابصار"

                بى‏نتيجه بودن اخراج شاه

                اما هيچكدام از پيش بينيهاى ما درست از آب درنيامد، نه فقط روز بعد از خروج شاه از امريكا بلكه هفته‏ها بعد هم هيچ تغيير و تحول اميدبخشى در كار گروگانها رخ نداد. حكومت ايران پرواز شاه جنايتكار را از امريكا محكوم كرد و پناما را تهديد به عمليات انتقامجويانه نمود.
                مراسم كريسمس در محيط غم انگيزى در كاخ سفيد برگزار شد. رئيس جمهورى دستور داد چراغهاى درخت كريسمس كاخ را به علامت همدردى با خانواده‏هاى گروگانها روشن نكنند. كارتر براى اولين بار تعطيلات كريسمس را دور از خانواده خود به سر برد و برخلاف معمول هر ساله به زادگاه خود در جورجيا نرفت. (16)

                مشكل جديد براى كارتر

                مشغول مطالعه روزنامه واشنگتن پست‏بودم كه تلفن زنگ زد. وقتى گوشى را برداشتم صداى كارتر بود كه از كمپ ديويد تلفن مى‏كرد و با ناراحتى و عصبانيت مى‏گفت: " هام" باز چه خبر شده است؟ از جاى خود پريدم و گفتم: آقاى رئيس جمهور عذر مى‏خواهم، نمى‏دانم راجع به چه صحبت مى‏كنيد؟ كارتر گفت: ونس (وزير امور خارجه) همين الان به من تلفن كرده و مى‏گويد: (امام) خمينى گفته است: تصميم درباره گروگانها به مجلس ايران كه هنوز تشكيل نشده، محول خواهد شد.
                از شنيدن اين خبر شوكه شدم و گفتم "نه" خداى من، نه، اين خبر خيلى وحشتناك است. من نمى‏دانم چه بگويم. (17)

                نظريه نيكسون براى شكست انقلاب اسلامى

                ريچارد نيكسون، رئيس جمهورى همه فن حريف اسبق امريكا قبل از به پيروزى رسيدن انقلاب اسلامى اعتقاد داشت، كه دشمن اصلى امريكا اتحاد شوروى است (1 ; ولى پس از پيروزى انقلاب اسلامى و بحران گروگانها و ساير مسائل پس از آن همين آقاى نيكسون بدون توجه به اظهاراتش در كتاب قطور "جنگ حقيقى" با صراحت در كتاب " پيروزى بدون جنگ" اعلام مى‏دارد: براى شكست انقلاب اسلامى امريكا و شوروى بايد با هم متحد شوند. (19)

                شخصيت كارتر

                حال كه سخن بدين جا رسيد بد نيست‏شمه‏اى هم درباره شخصيت كارتر بنويسيم:
                كارتر يكى از رؤساى جمهورى برجسته امريكاست. تنها بدشانسى كارتر در اين بود كه زمامداريش با انقلاب عظيم و توفنده اسلامى به رهبرى شخصيت‏با صلابتى چون امام خمينى، رضوان الله تعالى عليه مقارن بود و اگر همين موضوع نبود، علاوه بر اينكه در دوره دوم رياست جمهورى با راى چشمگيرى بر رقيبش پيشى مى‏گرفت‏حتى وى به عنوان يكى از رؤساى جمهورى نيرومند امريكا معروفيت مى‏يافت. ولى اشغال لانه جاسوسى از وى يك رئيس جمهورى بى‏كفايت و بلا اراده ساخت.

                اما كارنامه كارتر:

                1- او براى حفظ شاه و بقاى سلطنت دست‏به هر جنايتى زد و دستور قتل عامهاى گسترده را صادر كرد و وقتى توفان كوبنده انقلاب را مشاهده كرد، تلاش نمود كه منافع امريكا را با حمايت از بختيار حفظ كند و در اين مورد از انجام هيچ جنايتى خوددارى نكرد.
                2- او كه بعد از ماجراى زشت واترگيت‏به كاخ سفيد راه يافته بود، توانست تا حدى اعتبارى به كاخ سفيد بدهد.
                3- دقيقا پس از جرالدفورد كه شكست در جنگ ويتنام را پذيرفته بود و ننگ بزرگى براى امريكا به بار آورده بود، رئيس جمهور شده و موفق شد غرور شكسته شده امريكا را ترميم كند.
                4- كارتر همچنين توانست‏به اقتصاد بيمار امريكا سر و سامان بدهد.
                5- با شعار حقوق بشر و فضاى باز سياسى، تا حد قابل ملاحظه‏اى از خودسريهاى بسيارى از ديكتاتورهاى هوادار امريكا كاست (ناگفته نماند كه همين ژست نيز دقيقا در راستاى حفظ منافع امريكا بود. )
                6- و از همه مهمتر و برجسته‏تر و يا برجسته‏ترين كار وى تحميل معاهده كمپ ديويد به مصر بود. كارتر مصررا كه رقيب قدرتمند و ترسناكى براى اسرائيل بود، از دور خارج كرد، در كمپ ديويد دست‏سادات را به عنوان تسليم (20) در دست‏بگين آدمكش گذاشت، و پرچم رژيم اشغالگر قدس را در قاهره به اهتزاز درآورد، غرور اعراب را شكست و رژيم صهيونيستى را به انواع سلاحهاى پيشرفته و پيچيده مجهز ساخت.
                اينها گوشه‏هايى از آثار كارتر بود، تا اين سؤ تفاهم به وجود نيايد كه كارتر يك شخصيت معمولى و يا ضعيف بود. همانگونه كه گفتيم عظمت انقلاب اسلامى نگذاشت كه كارتر نفس راحتى بكشد و از توانمندى خود استفاده كند. بحران اشغال لانه جاسوسى تير خلاصى بر مغز كارتر و همكارانش بود.
                نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                صادق هدايت؛ بوف کور

                Comment


                • #9
                  بحران در كاخ سفيد



                  "چرا ما بايد بترسيم. . . كارتر طبل تو خالى است. . . او عرضه هيچ كارى را ندارد. . . آمريكا هيچ غلطى نمى‏تواند بكند. . " حادثه‏اى كه روز 29 آبان 1358 در دفتر "هاميلتون جردن" رياست‏ستاد كاخ سفيد كارتر اتفاق افتاد تنها گوشه‏اى از ضعف و ناتوانى شيطان بزرگ در برابر حركتهاى توفنده انقلاب اسلامى ايران پس از ماجراى تسخير لانه جاسوسى است.


                  "الينور" با قيافه‏اى نگران وارد دفتر من شد و متن خبرى را كه از تهران مخابره شده بود به من داد. براساس اين خبر (امام) خمينى درخواست محاكمه را تكرار كرده و تهديد نظامى را دست انداخته و به مسخره گرفته بود. در اعلاميه‏هاى قبلى به احتمال محاكمه گروگانها به اتهام جاسوسى اشاره شده بود، ولى اين بار شكى باقى نمانده بود. بر خود لرزيدم و محاكمات علنى و اعدام افرادمان را در حالى مجسم كردم كه ما با حالى نزار در كاخ سفيد نشسته بوديم. "جودى پاول" را صدا زدم و او فورا خود را به دفتر من رسانيد. برژينسكى در حالى وارد شد كه متن كامل سخنان (امام ) خمينى نسبت‏به رئيس جمهورى امريكا را در دست داشت. خشمگين و عصبانى بود، بعضى از جملات آن را با صداى بلند براى ما مى‏خواند:
                  "چرا ما بايد بترسيم. . . كارتر طبل تو خالى است. . . او عرضه هيچ كارى را ندارد. . . آمريكا هيچ غلطى نمى‏تواند بكند. . . (1) "
                  حادثه‏اى كه روز 29 آبان 1358 در دفتر "هاميلتون جردن" رياست‏ستاد كاخ سفيد كارتر اتفاق افتاد تنها گوشه‏اى از ضعف و ناتوانى شيطان بزرگ در برابر حركتهاى توفنده انقلاب اسلامى ايران پس از ماجراى تسخير لانه جاسوسى است.
                  پانزده سال از هجرت تاريخى امام خمينى - قدس سره الشريف - بنيانگذار نهضت اسلامى مى‏گذشت و مردم ايران در تدارك برگزارى مراسم يادمان هجرت امام و تجديد پيمان با شهداى دانش‏آموز و دانشجوى حادثه 13 آبان 1357 دانشگاه تهران بودند.
                  13 آبان 1343 امام - قدس سره - به وسيله رژيم شاه و به دستور آمريكا به تركيه تبعيد شدند. اين تبعيد پس از دو ماه زندان و هشت ماه تحت نظر بودن در خانه‏اى واقع در قيطريه تهران انجام مى‏شد. حضرت امام دو سال در تركيه ماندند و پس از دو سال به نجف اشرف هجرت نمودند تا آنكه پس از چهارده سال تبعيد، در روز 12 بهمن 1357 به ايران بازگشتند.
                  امام خمينى (ره) كه با تدابير راهگشاى خود همراه با مردم رژيم طاغوت را سرنگون كرده بود روز دهم آبانماه 1358 از درون خانه‏اى محقر در شهرستان مذهبى قم فرمان مبارزه مستقيم با آمريكا را صادر فرمودند و هراس و وحشتى بى‏پايان بر جان شيطان بزرگ افكندند:
                  "بر دانش‏آموزان، دانشگاهيان و محصلين علوم دينيه است كه با قدرت تمام حملات خود را عليه امريكا و اسرائيل گسترش داده و امريكا را وادار به استرداد شاه مخلوع جنايتكار نمايند. "
                  سه روز بعد، در حدود ساعت‏يازده صبح چهارصد تن از دانشجويان مسلمان به سوى لانه جاسوسى امريكا راهپيمايى كردند و با گذشتن از ديوارهاى جاسوسخانه امريكا وارد آن شدند و آنجا را به تسخير خود درآوردند و حدود يكصد تن از كاركنان داخل آن را به گروگان گرفتند و طى اولين اطلاعيه خود، ضمن اعتراض به توطئه‏ها و دسيسه‏هاى امريكا، خواستار استرداد شاه مخلوع از امريكا شدند.
                  "هاميلتون جردن" رئيس ستاد كاركنان كاخ سفيد وقتى ساعت چهار و نيم صبح روز چهارم نوامبر 1979 (سيزدهم آبانماه 135 به وسيله تلفن از ماجراى گروگانگيرى جاسوسان آمريكايى مطلع مى‏شود با حالتى كه لاقيدى او را نشان مى‏دهد، خطاب به منشى مخصوص رئيس جمهورى مى‏گويد: "اين اميد هست كه مثل وقايع ماه فوريه گذشته، با دخالت دولت ايران، كار فيصله يابد و گروگانها آزاد شوند"
                  اشاره رئيس ستاد كاخ سفيد به زمانى كه عناصر گروهكهاى چب حمله‏اى نيمبند به سفارت آمريكا كردند تا ژست ضد آمريكايى خود را حفظ كنند. موضوع چند دقيقه بعد با ميانجيگرى دكتر يزدى وزير خارجه دولت موقت‏به خوشى و خرمى و معذرتخواهى از سفير كبير ايالات متحده آمريكا فيصله يافته بود! اما اين بار وضع بكلى فرق داشت. رهبر انقلاب حركت دانشجويان را تاييد كردند و فرمودند:
                  "شما يك بتى كه درست كرده بودند را شكستيد. دانشجويان مسلمان و مبارزى كه لانه جاسوسى را اشغال كرده‏اند، با عمل انقلابى خودشان ضربه‏اى بزرگ بر پيكر امريكاى جهانخوار وارد نمودند و ملت را سرافراز كردند. "
                  و از اين هم فراتر، وقتى كه امام، ليبرالها را از قدرت خلع كردند، حادثه تسخير لانه جاسوسى را انقلابى بزرگتر از انقلاب 22 بهمن خواندند:
                  "در ايران باز انقلاب است. انقلابى بزرگتر از انقلاب اول".
                  "جيمى كارتر" رئيس جمهور وقت امريكا در خاطرات خود ماجراى گروكانهاى امريكايى در ايران را به عنوان يكى از دردناكترين حوادث زندگى سياسيش ذكر مى‏كند:
                  "روز يكشنبه چهارم نوامبر 1979 تاريخى است كه من هرگز آن را فراموش نخواهم كرد. . . اولين هفته ماه نوامبر 1979 من دشوارترين ساعات زندگى خود را مى‏گذراندم. . . اسارت گروگانهاى امريكايى از چهارم نوامبر در ايران، سايه‏اى از غم بر زندگى من و مردم امريكا افكنده بود. "
                  و روزى كه قرار بود گروگانهاى امريكايى از تهران به سوى امريكا به پرواز درآيند كارتر آخرين ساعات اقامت‏خود در كاخ سفيد را اينگونه تشريح مى‏كند:
                  "وقتى خودم را در آينه ديدم، تعجب كردم كه آيا كار رياست جمهورى اينقدر مرا پير كرده بود و يا اينكه فقط خيلى فرسوده شده بودم؟ در حالى كه اتومبيل مرا به سوى جايگاه مراسم تحليف رياست جمهور جديد مى‏برد، حتى براى يك لحظه گروگانها، از خاطر من دور نشدند. "
                  اكنون كه دوازده سال از روز باشكوه تسخير لانه جاسوسى امريكا سپرى مى‏شود. "شعار مرگ بر امريكا" همچنان به عنوان يكى از ارزشهاى انقلاب اسلامى در مراسم باشكوه تحقير امريكا كه هر سال در روز 13 آبان انجام مى‏شود بر زبان ميليونها ايرانى جارى مى‏شود و در آسمان ايران طنين‏انداز مى‏شود.
                  پس از ده سال، اكنون مراسم و آيين ابراز تنفر از امريكا به صورت يكى از آداب و رسوم جاودانى و جزئى لاينفك از فرهنگ انقلاب اسلامى درآمده است. و اين به خاطر دو دليل مهم است:
                  اول آنكه در روز 13 آبان تقارن سه مناسبت مهم و تاريخى وجود دارد: هجرت امام، حادثه دانشگاه تهران و شهادت دانش‏آموزان و دانشجويان، تسخير لانه جاسوسى امريكا.
                  دو ديگر آنكه تسخير لانه جاسوسى دستاوردهاى مهمى براى انقلاب به همراه داشته است كه در طول 444 روز در واقع انقلاب اسلامى را در برابر توطئه‏هاى بعدى استكبار بيمه كرده است:
                  الف - پايان افسانه زوال ناپذيرى قدرت امريكا در ايران و جهان، زيرا تا پيش از تسخير لانه جاسوسى كمتر كسى فكر مى‏كرد انقلاب توانايى رويارويى مستقيم با امريكا را داشته باشد.
                  ب - افشاى ليبرالها كه با نفوذ در حاكميت، دولت موقت را در دست گرفته بودند و مادامى كه بر مسند قدرت تكيه زده بودند در واقع امريكا همچنان سرنوشت ايران را در دست داشت.
                  اما با سقوط جاسوسخانه و افشاى اسناد جاسوسى افرادى مانند اميرانتظام، مدنى و مقدم مراغه‏اى ديگر جايى براى ليبرالها در انقلاب باقى نماند. به همين خاطر وقتى كه دولت موقت موفق به بازپس گرفتن لانه جاسوسى از دست دانشجويان نشد، ترجيح داد از صحنه سياست‏حذف شود.
                  ج - مطرح شدن جريان سالم سياسى پيروان واقعى رهبر انقلاب تحت عنوان "خط امام" كه با درك صحيح از اسلام ناب محمدى (ص) به افشاى كارگزاران اسلام امريكايى مى‏پرداخت.
                  اين جريان در برابر توطئه‏هاى گوناگون دشمنان ايستادگى كرد و به خاطر اصيل بودن حركت امام، انقلاب اسلامى تاكنون از دسيسه‏هاى گوناگون دشمنان داخلى و خارجى نجات يافته است. به همين دليل شعارهاى ضد امريكايى گروهكها و منافقين پس از سيزده آبان اندك اندك رنگ باخت و سير حوادث نيز عمق وابستگى آنان به امريكا را نشان داد.
                  فرو ريختن كاخ ابهت و اقتدار امريكا به عنوان شيطانى بزرگ كه با انتشار اسناد لانه جاسوسى و افشاى طرحهاى كودتا و اغتشاشات داخلى توسط عوامل امريكا در ايران صورت گرفت و زمينه‏ساز شكستهاى بعدى امريكا شد كه به برخى از آنها اشاره مى‏كنيم:
                  1- فراهم آمدن زمينه ياس و شكست در دولت و مجلس آمريكا كه با تعبير سيلى خوردن امريكا از ايران مصداق مى‏يابد.
                  2- ناامن شدن جاسوسخانه‏هاى امريكا در سراسر دنيا به دليل برپايى تظاهرات ضد امريكايى مسلمانان در كشورهاى مختلف كه بيشتر در برابر سفارت امريكا انجام مى‏شد.
                  3- شكست امريكا در فاجعه طبس كه به خاطر ربودن گروگانها از تهران جمعى از كوماندوهاى امريكايى در روز پنجم ارديبهشت 1359 در صحراى طبس دچار توفان شن شدند و شكست عمليات باعث مفتضح شدن امريكا در جهان شد.
                  4- پس از حركت تاريخى سيزده آبان، دولت امريكا با بلوكه كردن اموال ايران در بانكهاى امريكايى و قطع رابطه سياسى و محاصره اقتصادى ايران سعى داشت مسئله گروگانها را به نفع خود تمام كند. اما بازگشت گروگانها و تحويل بخشى از سپرده‏هاى ايران مسئله قطع رابطه مشكل لاينحلى براى دولت آمريكا به وجود آورد. آنان سعى كردند به شيوه‏هاى مختلف رابطه گرگ و ميش دوباره برقرار شود.
                  روز سيزده آبان ماه 1365 رئيس مجلس شوراى اسلامى در اجتماع دانش‏آموزان و دانشجويان از تلاشهاى امريكا براى برقرارى رابطه با ايران پرده برداشت. اين افشاگرى موجب قضيه "ايران گيت" و رسوايى امريكا در فرستادن مك فارلين به ايران شد.
                  5- پس از شكست و رسوايى امريكا در قضيه "مك فارلين" امريكا از سياست زور و چماق استفاده كرد كه نتيجه آن تهاجم ناوگان امريكايى به كشتيها و هواپيماى مسافرى ايران در خليج فارس بود كه در نشان دادن چهره استكبارى آمريكا در طول جنگ تحميلى عراق عليه ايران اهميت‏خاصى داراست.
                  حركت تاريخى سيزده آبان به سبب مردمى بودن و اتحاد مردمى در تثبيت آن، نقش بسيار با اهميتى در روند تكاملى انقلاب اسلامى در جهان داشته است. هر چند مفسران غربى و تحليلگران مخالف داخلى مانند وابستگان به نهضت آزادى اين حركت تاريخى را برآمده از جانب بخشى از حاكميت تلقى مى‏كردند. اما سير حوادث با سپرى شدن يك دهه از ماجراى گروگانها نشان داد كه تسخير لانه جاسوسى و دستاوردهاى آن، نتيجه سى سال مبارزات ضد امريكايى مردم بوده است و اين مبارزات تنها با دستيابى مردم به تمامى اهداف ضد امپرياليستى انقلاب، پايان‏پذير خواهد بود.
                  بديهى است امريكا و دولتهاى استكبارى مادامى كه به روش سلطه‏جويانه خود در جهان ادامه دهند آنان را از حوادثى چون سيزده آبان گريزى نيست.
                  پى‏نوشت‏ها:
                  1. بحران - هاميلتون جردن / 67
                  براى پى بردن به سردرگمى و اضطراب كاخ سفيد از حادثه تاريخى تسخير لانه جاسوسى مطالعه كتابهاى زير پيشنهاد مى‏شود:
                  1- بحران هاميلتون جردن - ترجمه محمود مينا، تهران: نشر نو، 1362.
                  2- هدف: تهران (تهاجم كارتر و وقايع پشت پرده) - جوليتوكيه‏زا. ترجمه هادى سهرابى تهران 1362 نشر نو.
                  3- خاطرات كارتر، 444 روز ماجراى گروگانها نوشته جيمى كارتر، ترجمه احمد باقرى، بدون تاريخ، انتشارات هفته.
                  . . . و براى شناخت عملكرد عوامل جاسوسى آمريكا در ايران مطالعه كتابهاى اسناد لانه جاسوسى كه توسط دانشجويان خط امام منتشر شده است مفيد فايده خواهد بود.
                  نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                  صادق هدايت؛ بوف کور

                  Comment


                  • #10
                    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                    صادق هدايت؛ بوف کور

                    Comment

                    Working...
                    X