Announcement
Collapse
No announcement yet.
Capitolasion ( Capitulation )
Collapse
X
-
-
در تاريخ معاصر ايران، قضاوت کنسولي (کاپيتولاسيون) مسئله اي اساسي است. نفوذ بيگانگان بيشتر از همين طريق بوده و از اين راه، تحميل عمال و کارگزاران بيگانه و به دنبال آن جنايات فجيعي در اين سرزمين انجام گرفت. قوانين جزايي که بايد مظهر حاکميت دولت باشد، بصورت بازيچه اي درآمد و هر متجاوزي مي توانست به سادگي آن را کنار زده، خود را تحت حمايت قدرتهاي خارجي قرار دهد.
رژيم شاه که به خوبي مي دانست بازتاب عمومي اين لايحه ننگين تا چه حد خطرناک خواهد بود، سانسور شديدي بر رسانه هاي گروهي حاکم کرد تا هيچگونه خبري در مورد لايحه کاپيتولاسيون به بيرون درز پيدا نکند. ولي چند روزي از تصويب اين لايحه نگذشته بود که مجله داخلي مجلس شوراي ملي که متن کامل مذاکرات مجلس را در برداشت بدست امام خميني (ره) رسيد.
امام خميني (ره) به منظور افشاي اين خيانت تصميم گرفتند که طي ايراد نطقي، اين عمل رژيم شاه را به اطلاع عموم برسانند. قبل از هر چيز، ايشان براي آگاه ساختن علما و روحانيون مرکز و شهرستانها، پيک هايي همراه با نامه به اطراف و اکناف کشور روانه نمودند و خود نيز با مقامات روحاني قم به گفتگو نشستند. به تدريج تعداد کثيري از مردم ايران وارد قم شدند، تا خود شاهد اين سخنراني باشند.
رژيم شاه که از برنامه سخنراني حضرت امام (ره) اطلاع پيدا کرده بود، براي جلوگيري از اين سخنراني نماينده اي به قم اعزام داشت. اين فرد نتوانست به ديدار امام خميني (ره) نايل گردد، ولي در ديداري با فرزند امام، حاج آقا مصطفي خميني، اين پيام را براي حضرت امام (ره) فرستاد:
(..... آمريکا به منظور کسب وجهه در ميان مردم ايران با تمام قدرت فعاليت مي کند و پول مي ريزد و از نظر قدرت در موقعيتي است که هرگونه حمله به آن، به مراتب خطرناکتر از حمله به شخص اول مملکت است! آيت الله خميني اگر اين روزها بنا دارند نطقي ايراد کنند بايد خيلي مواظب باشند که به دولت آمريکا برخوردي نداشته باشد که خيلي خطرناک است و با عکس العمل تند و شديد آنان مواجه خواهد شد. ديگر هر چه بگويند حتي حمله به شاه چندان مهم نيست.)
اين تهديدات کوچکترين اثري در عزم راسخ حضرت امام (ره)، نداشت و ايشان در روز 4 آبان 1343، سخنراني بسيار آتشين، کوبنده و افشاگرانه به عمل آوردند و مردم ايران را از جزئيات اين خيانت مطلع ساختند. حضرت امام خميني (ره) اين سخنراني را علاوه بر اينکه در روز تولد حضرت فاطمه زهرا (س) ايراد فرمودند، سخنان خود را با آيه استرجاع (انا لله و انا اليه راجعون) شروع نمودند و طي آن شديدترين حملات را مستقيماً عليه آمريکا و شاه وارد نمودند. جيمزبيل، محقق آمريکايي، در مورد اين سخنراني چنين مي گويد: (اين سخنراني پرشور او، يکي از مهمترين و تحريک کننده ترين بيانات سياسي ايراد شده در ايران در اين قرن مي باشد. حضرت امام خميني (ره) در اين سخنراني با کمال قدرت و بطور مستقيم، شاه و آمريکا را به دليل تلاش براي نابود کردن يکپارچگي و استقلال ايران مورد حمله قرار داد.)
حضرت امام خميني (ره) در بخشهايي از سخنراني خود چنين فرمودند:
(قانون در مجلس بردند، در آن قانون اولاً ما را ملحق کردند به پيمان وين و ثانياً الحاق کردند به پيمان وين که تمام مستشاران نظامي آمريکا با خانواده هايشان، با کارمندهاي فني شان، با کارمندان اداريشان، با خدمه شان، با هر کس که بستگي به آنها دارد، اينها از هر جنايتي که در ايران بکنند مصون هستند؛ اگر يک خادم آمريکايي، اگر يک آشپز آمريکايي مرجع تقليد شما را در وسط بازار ترور کند، زير پا منکوب کند، پليس ايران حق ندارد جلو او را بگيرد! دادگاههاي ايران حق ندارد محاکمه کنند! بازپرسي کنند! بايد برود آمريکا! آنجا در آمريکا اربابها تکليف را معين کنند! دولت سابق اين تصويب را کرده بود و به کسي نگفت. دولت حاضر اين تصويب نامه را در چند روز پيش از اين، برد به مجلس و در چند وقت پيش از اين به سنا بردند و با يک قيام وقعود، مطلب را تمام کردند و باز نفسشان در نيامد. در اين چند روز اين تصويب نامه را بردند به مجلس شورا و درآنجا صحبتهايي کردند، مخالفت هايي شد، بعضي از وکلا هم مخالفت هايي کردند، صحبت هايي کردند لکن مطلب را گذراندند، با کمال وقاحت گذراندند، دولت با کمال وقاحت از اين امر ننگين طرفداري کرد. ملت ايران را از سگهاي آمريکا پست تر کردند. اگر چنانچه کسي سگ آمريکايي را زير بگيرد بازخواست از او ميکنند، اگر شاه ايران يک سگ آمريکايي را زير بگيرد بازخواست مي کنند و اگر چنانچه يک آشپز آمريکايي، شاه ايران را زير بگيرد، مرجع ايران را زير بگيرد، بزرگترين مقام را زير بگيرد، هيچ کس حق تعرض ندارد چرا؟ براي اينکه مي خواستند وام بگيرند از آمريکا. آمريکا گفت اين کار بايد بشود (لابد اينجور است) بعد از سه چهار روز، وام دويست ميليون دلاري تقاضا کردند ......... ايران خودش را فروخت براي اين دلارها ...... ما را جزو دولتهاي مستعمره حساب کرد، ملت مسلم ايران را پست تر از وحشيها در دنيا معرفي کرد، در ازاي وام 200 ميليون که 300 ميليون پس بدهند. نظاميان آمريکايي، مستشاران نظامي آمريکايي به شما چه نفعي دارند؟ آقا اگر اين مملکت اشغال آمريکاست پس چرا اينقدر عربده مي کشيد، پس چرا اينقدر دم از ترقي مي زنيد؟ اگر اين مستشاران نوکر شما هستند پس چرا از اربابها بالاترشان مي کنيد؟ پس چرا از شاه بالاترشان مي کنيد. اگر نوکرند مثل ساير نوکرها با آنها عمل کنيد. اگر کارمند شما هستند مثل ساير ملل که با کارمندانشان عمل مي کنند، شما هم عمل کنيد. اگر مملکت ما اشغال آمريکاييست پس بگوييد ........ ما زير چکمه آمريکا برويم چون ملت ضعيفي هستيم؟! چون دلار نداريم؟! آمريکا از انگليس بدتر، انگليس از آمريکا بدتر، شوروي از هر دو بدتر، همه از هم بدتر، همه از هم پليدتر اما امروز سر و کارما با اين خبيث هاست، با آمريکاست. رئيس جمهور آمريکا بداند، بداند اين معنا را که منفورترين افراد دنياست پيش ملت ما. امروز منفورترين افراد بشر است پيش ملت ما. بايد هياهو کنيد، بايد بريزيد وسط مجلس، به هم بايد بپريد که نگذرد اين مطلب، به صرف اينکه من مخالفم درست مي شود؟! ديديد که مي گذرد، پس نگذاريد يک همچو مجلسي وجود پيدا کند، از مجلس بيرونشان کنيد. ما اين قانون را که در مجلس واقع شد، قانون نمي دانيم. ما اين مجلس را مجلس نمي دانيم. ما اين دولت را دولت نمي دانيم، اينها خائنند به مملکت ايران، خائنند).
امام خميني (ره) به ايراد سخنراني اکتفا نکردند و در همان روز، اعلاميه اي روشن و غني نيز عليه احياي کاپيتولاسيون صادر کردند. در بخشي از اين اعلاميه که با آيه (نفي سبيل) (لن يجعل الله للکافرين علي المومنين سبيلا) شروع شده بود، چنين آمده است:
(آيا ملت ايران مي داند در اين روزها در مجلس چه مي گذشت؟ مي داند بدون اطلاع ملت و به طورقاچاق چه جنايتي واقع شد؟ مي داند مجلس به پيشنهاد دولت سند بردگي ملت ايران را امضا کرد؟ اقرار به مستعمره بودن ايران نمود؟ سند وحشي بودن ملت مسلمان را به آمريکا داد، قلم سياه کشيد بر جميع مفاخر اسلامي و ملي ما، قلم سرخ کشيد بر تمام لاف و گزافهاي چندين ساله سران قوم، ايران را از عقب افتاده ترين ممالک دنيا پست تر کرد؟ اهانت به ارتش محترم ايران و صاحب منصبان و درجه داران نمود؟ حيثيت دادگاه هاي ايران را پايمال کرد؟ به ننگين ترين تصويب نامه دولت سابق با پيشنهاد دولت حاضر بدون اطلاع ملت رأي مثبت داد؟ ملت ايران را در تحت اسارت آمريکايي ها قرار داد؟ اکنون مستشاران نظامي و غيرنظامي آمريکا با جميع خانواده و مستخدمين آنها آزادند هر جنايتي بکنند، هر خيانتي بکنند؟ پليس ايران حق بازداشت آنها را ندارد دادگاههاي ايران حق رسيدگي ندارد، چرا؟ براي آنکه آمريکا مملکت دلار است و دولت ايران محتاج به دلار. امروز که دولتهاي مستعمره يکي پس از ديگري با شهامت و شجاعت خود را از تحت فشار استعمار خارج مي کنند و زنجيرهاي اسارت را پاره مي کنند، مجلس مترقي ايران با ادعاي سابقه تمدن دو هزار و پانصد ساله، با لاف هم رديف بودن با ممالک مترقيه، به ننگين ترين و موهن ترين تصويب نامه غلط دولتهاي بي حيثيت رأي مي دهد و ملت شريف ايران را پست ترين و عقب افتاده ترين ملل به عالم معرفي مي کند و با سرافرازي هرچه تمامتر، دولت از تصويب غلط دفاع مي کند و مجلس رأي مي دهد. از برخي منابع مطلع به من اطلاع دادند که اين طرح مفتضح را به دولت پاکستان، اندونزي، ترکيه، آلمان غربي پيشنهاد کرده اند و هيچکدام زير بار اين اسارت نرفته اند، تنها دولت ايران است که اينقدر با حيثيت ملت و اسلاميت ما بازي مي کند و آن را به باد فنا مي دهد ......... آمريکاست که به مجلس و دولت ايران فشار مي آورد که چنين تصويب نامه مفتضحي را که تمام مفاخر اسلامي و ملي ما را پايمال مي کند تصويب و اجرا کنند. آمريکاست که با ملت اسلام معامله وحشيگري و بدتر از آن مي نمايد)نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران

صادق هدايت؛ بوف کور
Comment
-
Opposition against capitulation
During November of 1964, he made a denunciation of both the Shah and the United States, this time in response to the "capitulations" or diplomatic immunity granted to American military personnel in Iran by the Shah. In Nov. 1964 Khomeini was re-arrested and sent into exile.نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران

صادق هدايت؛ بوف کور
Comment
-

متن كامل بيانات تاريخي امام خميني عليه كاپيتولاسيون در 4 آبان 1343
اگر نفوذ روحانيون باشد نمي گذارد اين ملت اسير انگليس، يك وقت باشد، اسير امريكا، يك وقت باشد. اگر نفوذ روحانيون باشد نمي گذارد كه اسرائيل قبضه كند اقتصاد ايران را، نمي گذارد كه كالاهاي اسرائيل در ايران بدون گمرك فروخته بشود.
بسم الله الرحمن الرحيم
انالله و انااليه راجعون. من تاثرات قلبي خودم را نمي توانم اظهار كنم، قلب من در فشار است؛ اين چند روزي كه مسائل اخير ايران را شنيده ام خوابم كم شده (گريه حضار) ناراحت هستم، قلبم در فشار است. با تاثرات قلبي روز شماري مي كنم كه چه وقت مرگ پيش بيايد. (گريه شديد حضار)
ايران ديگر عيد (گريه حضار) ندارد، عيد ايران را عزا كرده اند، (گريه حضار) عزا كردند و چراغاني كردند، عزا كردند و دستجمعي رقصيدند. ما را فروختند، استقلال ما را فروختند و باز هم چراغاني كردند، پايكوبي كردند. اگر من به جاي اينها بودم اين چراغاني ها را منع مي كردم، مي گفتم بيرق سياه بالاي سر بازارها بزنند، بالاي سرخانه ها بزنند، چادر سياه بالا ببرند. عزت ما پايكوب شد، عظمت ايران از بين رفت، عظمت ارتش ايران را پايكوب كردند.
قانوني در مجلس بردند؛ در آن قانون اولا" ما را ملحق كردند به پيمان وين و ثانيا الحاق كردند به پيمان وين! كه تمام مستشاران نظامي آمريكا با خانواده هايشان، با كارمندهاي فني شان، با كارمندان اداري شان، با خدمه شان، با هر كس كه بستگي به آنها دارد، اينها از هر جنايتي كه در ايران بكنند مصون هستند. اگر يك خادم امريكايي، اگر يك آشپز امريكايي مرجع تقليد شما را در وسط بازار ترور كند، زير پا منكوب كند، پليس ايران حق ندارد جلوي او را بگيرد! دادگاه هاي ايران حق ندارند محاكمه كنند! باز پرسي كنند! بايد برود امريكا! آنجا در امريكا ارباب ها تكليف را معين كنند! دولت سابق اين تصويب را كرده بود و به كسي نگفت. دولت حاضر اين تصويب نامه را در چند روز پيش از اين برد به مجلس و در چند وقت پيش از اين به سنا بردند و با يك قيام و قعود مطلب را تمام كردند و باز نفسشان در نيامد. در اين چند روز اين تصويب نامه را بردند به مجلس شورا و در آنجا صحبت هائي كردند. مخالفت هائي شد، بعضي از وكلا هم مخالفت هائي كردند، صحبت هائي كردند لكن مطلب را گذراندند، با كمال وقاحت گذراندند، دولت با كمال وقاحت از اين امر ننگين طرفداري كرد. ملت ايران را از سگ هاي امريكا پست تر كردند. اگر چنانچه كسي سگ امريكائي را زير بگيرد باز خواست از او مي كنند، اگر شاه ايران يك سگ امريكائي را زير بگيرد باز خواست مي كنند و اگر چنانچه يك آشپز امريكائي شاه ايران را زير بگيرد، مرجع ايران را زير بگيرد،بزرگتر مقام را زير بگيرد هيچ كس حق تعرض ندارد. چرا؟ براي اينكه مي خواستند وام بگيرند از امريكا، امريكا گفت اين كار بايد بشود (لابد اينجور است) بعد از سه چهار روز وام 200 ميليوني، 200 ميليون دلاري تقاضا كردند، دولت آمريكا تصويب كرد كه در ظرف پنج سال مبلغ مزبور را به دولت ايران بدهند و در عرض 10 سال، 300 ميليون بگيرند. مي فهميد يعني چه؟ دويست ميليون دلار، هر دلاري 8 تومان در عرض پنج سال وام بدهند به دولت ايران براي نظام و در عرض 10 سال سيصد ميليون، آنطور كه حساب كردند 300 ميليون دلار از ايران بگيرند يعني 100 ميليون دلار، يعني 800 ميليون تومان از ايران در ازاي اين وام نفع بگيرند؛ معذلك، ايران خودش را فروخت براي اين دلارها، ايران استقلال ما را فروخت، ما را جزء دول مستعمره حساب كرد، ملت مسلِم ايران را پست تر از وحشي ها در دنيا معرفي كرد، در ازاي وام 200 ميليون كه 300 ميليون دلار پس بدهند. ما با اين مصيبت چه بكنيم روحانيون با اين مطالب چه بكنند به كجا پناه ببرند عرض خودشان را به چه مملكتي برسانند.
كاپيتولاسيون مخالف راي ملت است:
ساير ممالك خيال مي كنند كه ملت ايران است، اين ملت ايران است كه اينقدر خودش را پست كرده است، نمي دانند اين دولت ايران است، اين مجلس ايران است، اين مجلس است كه هيچ ارتباطي به ملت ندارد، اين مجلس، سرنيزه است و اين مجلس چه ارتباطي به ملت ايران دارد، ملت ايران به اينها راي ندادند، علماي طراز اول، مراجع، بسياريشان تحريم كردند انتخابات را، ملت تبعيت كرد از اينها راي نداد؛ لكن زور سرنيزه اينها را آورد در اين كرسي نشاند.
نفوذ روحاني مضر به حال دشمنان ملت است نه خود ملت:
در يكي از كتاب هاي تاريخي كه امسال به طبع رسيده است و به بچه هاي ما تعليم مي شود، اين است كه بعد از اينكه يك مسائل دروغي را نوشته است، آخرش نوشته است كه معلوم شد كه قطع نفوذ روحانيت، قطع نفوذ روحانيون در رفاه حال اين ملت مفيد است! رفاه حال ملت به اين است كه روحانيون را از بين ببرند! همين طور است، اگر نفوذ روحانيون باشد نمي گذارد اين ملت اسير انگليس، يك وقت باشد، اسير امريكا، يك وقت باشد. اگر نفوذ روحانيون باشد نمي گذارد كه اسرائيل قبضه كند اقتصاد ايران را، نمي گذارد كه كالاهاي اسرائيل در ايران بدون گمرك فروخته بشود. اگر نفوذ روحانيون باشد نمي گذارد كه اينها سرخود يك همچنين قرضه بزرگي را به گردن ملت بگذارند. اگر نفوذ روحانيون باشد نمي گذارد اين هرج و مرجي كه در بيت المال هست، بشود. اگر نفوذ روحانيون باشد نمي گذارد كه هر دولتي هر كاري مي خواهد انجام بدهد ولو صد در صد برضد ملت باشد. اگر نفوذ روحانيون باشد نمي گذارد كه مجلس به اين صورت مبتذل در آيد. اگر نفوذ روحانيون باشد نمي گذارد كه مجلس با سرنيزه درست بشود تا اين فضاحت از آن پيدا بشود. اگر نفوذ روحانيون باشد نمي گذارد كه دختر و پسر با هم در آغوش هم كشتي بگيرند چنانكه در شيراز شده است. اگر نفوذ روحانيون باشد. نمي گذارد كه دخترهاي معصوم مردم زير دست جوان ها در مدارس باشند. اگر نفوذ روحانيون باشد نمي گذارد كه زن ها را در مدرسه مردها ببرند، مردها را در مدرسه زن ببرند و فساد راه بيندازند. اگر نفوذ روحانيون باشد توي دهن اين دولت مي زنند، توي دهن اين مجلس مي زنند، وكلا را از مجلس بيرون مي كنند. اگر نفوذ روحانيون باشد تحميل نمي تواند بشود يك عده از وكلا بر سرنوشت يك مملكتي كه حكومت كنند. اگر نفوذ روحانيون باشد نمي گذارد يك دست نشانده امريكائي اين غلطها را بكند، بيرونش مي كنند از ايران. نفوذ ايراني، نفوذ روحاني مضر به حال ملت است نخير مضر به حال شماست، مضر به حال شما خائن هاست نه مضر به حال ملت. شما ديديد با نفوذ روحاني نمي توانيد هر كاري را انجام دهيد، هر غلطي را بكنيد، مي خواهيد نفوذ روحاني را از بين ببريد. شما گمان كرديد كه با صحنه سازي ها مي توانيد كه بين روحانيون اختلاف بيندازيد نمي توانيد، اين خواب را بايد به در مرگ براي شما حاصل شود، نمي توانيد همچو كاري انجام دهيد، روحانيون با هم هستند. من به تمام روحانيون تعظيم مي كنم، دست تمام روحانيون را مي بوسم، آن روز اگر دست مراجع رامي بوسيدم، امروز دست طلاب را هم مي بوسم (گريه حضار) من امروز دست بقال را هم مي بوسم (گريه شديد حضار).نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران

صادق هدايت؛ بوف کور
Comment
-
اعلام خطر به كليه اقشار ملت:
آقا من اعلام خطر مي كنم، اي ارتش ايران! من اعلام خطر مي كنم اي سياسيون ايران! من اعلام خطر مي كنم، اي بازرگانان! من اعلام خطر مي كنم، اي علماي ايران! اي مراجع اسلام! من اعلام خطر مي كنم، اي فضلا! اي طلاب ! اي مراجع! اي آقايان! اي نجف! اي قم! اي مشهد! اي تهران! اي شيراز! من اعلام خطر مي كنم، خطردار است، معلوم مي شود زير پرده چيزهايي است و ما نمي دانيم. در مجلس گفتند نگذاريد پرده ها بالا برود، معلوم مي شود براي ما خواب ها ديده اند. از اين بدتر چه خواهند كرد. نمي دانم از اسارت بدتر چه از ذلت بدتر چه؟ چه مي خواهند با ما بكنند. چه خيالي دارند اينها. اين قرضه دلار چه به سر اين ملت مي آورد اين ملت فقير ده سال 100 ميليون دلار، 800 ميليون تومان نفع پول به آمريكا بدهد! در عين حال ما را بفروشيد براي يك همچو كاري!
نظاميان امريكائي، مستشاران نظامي امريكايي به شما چه نفعي دارند آقا اگر اين مملكت اشغال امريكاست پس چرا اينقدر عربده مي كشيد، پس چرا اينقدر دم از ترقي مي زنيد اگر اين مستشاران نوكر شما هستند پس چرااز ارباب ها بالاترشان مي كنيد پس چرا از شاه بالاترشان مي كنيد اگر نوكرند مثل ساير نوكرها با آنها عمل كنيد، اگر كارمند شما هستند مثل ساير ملل كه با كارمندانشان عمل مي كنند شما هم عمل كنيد. اگر مملكت ما اشغال آمريكائيست پس بگوئيد، پس ما را برداريد بريزيد بيرون از اين مملكت. چه مي خواهند با ما بكنند اين دولت چه مي گويد به ما، اين مجلس چه كرد با ما اين مجلس غير قانوني اين مجلس محرم، اين مجلسي كه به فتواي و به حكم مراجع تقليد تحريم شده است، اين مجلسي كه يك وكيلش از ملت نيست، اين مجلسي كه به ادعا مي گويد ما از انقلاب سفيد آمده ايم. آقا كو اين انقلاب سفيد! پدر مردم را در آوردند. آقا من مطلعم، خدا مي داند كه من رنج مي برم، من مطلعم از اين دهات، من مطلعم از اين شهرستان هاي دور افتاده، از اين قم بدبخت، من مطلعم از گرسنگي خوردن مردم، از وضع زراعت مردم.
سكوت در مقابل ابرقدرت ها از معاصي كبيره است:
آقا فكري بكنيد براي اين مملكت، فكري بكنيد براي اين ملت. هي قرض روي قرض بياوريد! هي نوكر بشويد! البته دلار نوكري هم دارد، دلارها را شما مي خواهيد استفاده كنيد نوكريش را ما بكنيم. اگر ما زير اتومبيل رفتيم كسي حق ندارد به امريكائي ها بگويد بالاي چشمت ابروست لكن شماها استفاده اش را بكنيد، مطلب اين طور است. نبايد گفت اينها را آن آقاياني كه مي گويند كه بايد خفه شد، اين جا هم بايد خفه شد اين جا هم خفه بشويم ما را بفروشند و خفه بشويم قرآن ما را بفروشند و خفه بشويم والله گناهكار است كسي كه داد نزند، والله مرتكب كبيره است كسي كه فرياد نكند (گريه شديد حضار).
به داد اسلام برسيد:
اي سران اسلام به داد اسلام برسيد، اي علماي نجف به داد اسلام برسيد، اي علماي قم به داد اسلام برسيد، رفت اسلام. (گريه شديد حاضرين در مجلس) اي ملل اسلام! اي سران ملل اسلام! اي روئساي جمهور ملل اسلامي! اي سلاطين ملل اسلامي! اي شاه به داد خودت برس، به داد همه ما برسيد. ما زير چكمه امريكا برويم چون ملت ضعيفي هستيم! چون دلار نداريم! امريكا از انگليس بدتر، انگليس از آمريكا بدتر، شوروي از هر دو بدتر، همه از هم بدتر، همه از هم پليدتر.
امروز دولت آمريكا منفورترين دولت در نظر ماست:
اما امروز سر و كار ما با اين خبيث هاست، با امريكاست. رئيس جمهور امريكا بداند، بداند اين معنا را كه منفورترين افراد دنياست پيش ملت ما، امروز منفورترين افراد بشر است پيش ملت ما، يك همچنين ظلمي به دولت اسلامي كرده است، امروز قرآن با او خصم است، ملت ايران با او خصم است. دولت امريكا بداند اين مطلب را، ضايع كردند او را در ايران، خراب كردند او را در ايران.
ما را به آمريكا فروختند:
براي مستشارها مصونيت مي گيريد بيچاره وكلا داد زدند آقا از اين دوست هاي ما بخواهيد به ما اين قدر تحميل نكنند، ما را نفروشيد، ما را به صورت مستعمره در نياوريد، كي گوش داد به اينها. از پيمان وين يك ماده را اصلا ذكر نكرده اند، ماده 32 ذكر نشده است، من نمي دانم آن ماده چه است، من كه نمي دانم رئيس مجلس هم نمي داند، وكلا هم نمي دانند، نمي دانند كه قبول كردند طرح را. طرح را قبول كردند، طرح را امضا كردند، تصويب كردند اما عده اي اقرار كردند كه ما اصلا نمي دانيم چيست. (آنها هم لابد امضا نكرده باشند) آن عده ديگر بدتر از آنها بودند، يك عده جهالند اينها. رجال سياسي ما، صاحب منصب هاي بزرگ ما، رجال سياسي ما، يكي بعد از ديگري را كنار مي گذارند، الان در مملكت ما به دست رجال سياسي كه وطنخواه باشند چيزي نيست، در دست آنها چيزي نيست،ارتش هم بداند يكي تان را بعد از ديگري كنار مي گذارند، ديگر براي شما آبرو گذاشتند براي نظام شما آبرو گذاشتند كه يك سرباز امريكائي بر يك ارتشبد ما مقدم است يك آشپز امريكائي بر يك ارتشبد ما مقدم شد در ايران ديگر براي شما آبرو باقي ماند اگر من بودم استعفا مي كردم، اگر من نظامي بودم استعفا مي كردم، من اين ننگ را قبول نمي كردم، اگر من وكيل مجلس بودم استعفا مي كردم.
قطع نفوذ روحاني قطع يد رسول الله است:
بايد نفوذ ايراني ها قطع بشود! بايد مصونيت براي آشپزهاي امريكائي، براي مكانيك هاي امريكائي براي اداري امريكائي، اداري و فني، مامورين، كارمندان اداري، كارمندان فني براي خانواده هايشان مصونيت باشد لكن آقاي قاضي در حبس باشند! آقاي اسلامي را با دستبند ببرند اين ور و آن ور! اين خدمتگزارهاي اسلام، علماي اسلام در حبس بايد باشند، وعاظ اسلام در حبس باشند، طرفداران اسلام بايد در بندرعباس حبس باشند براي اين كه اينها طرفدار روحانيت هستند، خودشان يا روحاني اند يا طرفدار روحاني. اين را در تاريخ ايران دست مردم دادند اينها، سند دست دادند كه معلوم شد رفاه حال اين ملت به اين است كه قطع نفوذ روحانيين بشود! يعني چه رفاه حال ملت در اين است كه قطع يد رسول الله... از اين ملت بشود! روحانيون خودشان چيزي نيستند كه، روحانيون هر چه دارند از رسول الله است، بايد قطع يد رسول الله از اين ملت بشود! اينها اين را مي خواهند، اين را مي خواهند تا اسرائيل با دل راحت هر كاري اين جا بكند، تا آمريكا با دل راحت هر كاري مي خواهد بكند.
تمام گرفتاري هاي ما از امريكا است:
آقا تمام گرفتاري ما از اين آمريكاست، تمام گرفتاري ما از اين اسرائيل است. اسرائيل هم از امريكاست، اين وكلا هم از امريكا هستند، اين وزرا هم از امريكا هستند، همه تعيين آنهاست، اگر نيستند چرا نمي ايستند در مقابل، داد بزنند؟
روحانيت سدي در مقابل مطامع استعمارگران:
من الان حافظه ام درست نيست، نمي توانم بفهم مطلب را خوب، الان در حال انقلاب هستم، در يك مجلس از مجالس سابق كه مرحوم مدرس، مرحوم آسيد حسن مدرس در آن مجلس بود، اولتيماتومي از دولت روس آمد به ايران كه اگر فلان قضيه را انجام ندهيد (كه من حالا هيچي از آن را يادم نيست) ما از فلان جا كه قزوين ظاهرا بوده است مي آئيم به تهران و تهران را مي گيريم و دولت ايران هم فشار آورد به مجلس كه بايد اين را تصويب كند. يكي از مورخين، مورخين آمريكائي مي نويسد كه: يك روحاني با دست لرزان آمد پشت تريبون ايستاد و گفت: آقايان اگر بناست ما از بين برويم چرا با دست خودمان برويم، رد كرد. مجلس به واسطه مخالفت او جرات پيدا كرد و رد كرد و هيچ غلطي هم نكردند. روحاني اين است، يك روحاني توي مجلس بود نگذاشت آن قلدر شوروي را، روسيه سابق را، پيشنهاد اولتيماتومش را يك روحاني ضعيف، يك مشت استخوان رد كرد. امروز هم بايد روحاني نباشد، براي همين قطع يد روحاني بايد بكنند تا به آمال و آرزوي خودشان برسند، من چه بگويم؟!
بر ملت است كه فرياد بزند چرا ما را فروختيد:
اين قدر انباشته است مطالب، اين قدر مفاسد در اين مملكت زياد است كه من با اين حالم، با اين سينه ام، با اين وضعم نمي توانم عرضه بكنم، نمي توانم مطالب را به آن مقداري كه مي دانم به عرض شما برسانم؛ لكن شما موظفيد به رفقايتان بگوئيد، آقايان موظفند ملت را آگاه كنند، علما موظفند ملت را آگاه كنند، ملت موظف است كه در اين امر صدا در بياورد، با آرامش عرض برساند، به مجلس اعتراض كند، به دولت اعتراض كند كه چرا يك همچنين كاري كرديد چرا ما را فروختيد مگر ما، بنده شما هستيم؟نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران

صادق هدايت؛ بوف کور
Comment
-
دولت و مجلس غيرقانوني و خائن به اسلام و ملتند:
شما كه وكيل ما نيستيد، وكيل هم بوديد، اگر خيانت كرديد به مملكت خود به خود از وكالت بيرون مي رويد، اين خيانت به مملكت است. خدايا اينها خيانت كردند به مملكت ما. خدايا دولت به مملكت ما خيانت كرد، به اسلام خيانت كرد، به قرآن خيانت كرد. وكلاي مجلسين خيانت كردند، آنهايي كه موافقت كردند با اين امر، وكلاي مجلس سنا خيانت كردند، اين پيرمردها، وكلاي مجلس شورا آنهائي كه راي دادند خيانت كردند به اين مملكت، آنها وكيل نيستند، دنيا بداند اينها وكيل ايران نيستند اگر هم بودند من عزلشان كردم، از وكالت معزولند، تمام تصويب نامه هائي كه تا حالا نوشته اند، تمامش غلط است. از اول مشروطه تا حالا بر حسب نص قانون، به حسب نص قانون، قانون را اگر قبول دارند به حسب نص، به حسب نص قانون، بر حسب اصل دوم متمم قانون اساسي تا مجتهدين نظارت نكنند در مجلس، قانون هيچي نيست، كدام مجتهد نظارت مي كند الان اگر پنج تا ملا تو اين مجلس بود، اگر يك ملا تو اين مجلس بود تو دهن اينها مي زد، نمي گذاشت اين كار بشود. من به آنان كه به ظاهر مخالفت كردند، اين حرف را دارم به آنها، چرا آقا خاك تو سرتان نريختيد چرا پا نشديد يقه آن مردك را بگيريد همين من مخالفم و سر جاي خود بنشينيد و آن همه تملق بگوئيد! مخالفت اين است. بايد هياهو كنيد، بايد بريزيد وسط مجلس، به هم بايد بپريد كه نگذرد اين مطلب، به صرف اينكه من مخالفم درست مي شود! ديديد كه مي گذرد، پس نگذاريد يك همچون مجلسي وجود پيدا كند، از مجلس بيرونشان كنيد. ما اين قانوني را كه در مجلس واقع شد، قانون نمي دانيم. ما اين مجلس را مجلس نمي دانيم، ما اين دولت را دولت نمي دانيم، اينها خائنند به مملكت ايران، خائنند.
خداوندا امور مسلمين را اصلاح كن. خداوندا ديانت مقدسه اسلام را عظمت به آن عنايت فرما. خدايا اشخاصي كه خيانت مي كنند به اين آب و ملك، خيانت مي كنند به اسلام، خيانت مي كنند به قرآن، آنها را نابود كن.
والسلام عليكم و رحمه الله و بركاتهنه غزه نه لبنان جانم فدای ایران

صادق هدايت؛ بوف کور
Comment

Comment