Announcement

Collapse
No announcement yet.

Life After Oil

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • Life After Oil

    نويسنده: نيكلاس سركيس

    دوران پس از نفت آغاز شده است



    برخي چاره*جويي*هاي كهنه براي اطمينان يافتن ازتأمين نفت، از جمله متنوع ساختن جغرافيايي منابع توليد يا اعمال فشارهايي بر كشورهاي توليد كننده براي ادامه بهره*وري از نفت فراوان و ارزان، ديگر مناسب نيست. از ميدان چالش*هاي تازه، پيروز نمي*توان بيرون آمد مگر در چهارچوب مناسباتي كه بر موازنه منافع ميان كشورهاي حاكم بر سرنوشت خويش بنياد گرفته باشد.


    چكيده:

    آژانس بين*المللي انرژي به تازگي اعلام كرده است كه ميزان توليد نفت روسيه در سال*هاي آينده بسيار نازل*تر از پيش*بيني*هاي كنوني خواهد بود. انتشار اين خبر كه بر پيامدهاي كشاكش بر سر موضوع انرژي هسته*اي ايران افزوده است، بهاي بشكه نفت را به بيش از 70% دلار رسانده است. با اين همه، ضربه نفتي كنوني با دو بحران پيشين كه به نسبت كوتاه مدت بودند، تفاوت دارد؛ زيرا هيچ چيزي دال بر آن نيست كه در دهه*هايي كه پيش*روست، بهاي طلاي سياه دوباره كاهش يابد.



    در طول سه سال گذشته، نگراني*هايي كه درباره تأمين مواد انرژي*زا وجود داشت به طرز چشم*گيري رو به وخامت گذارده است. اين نگراني*ها از اين پس تنها محدود به صادرات نفتي منطقه خاورميانه نيست كه به تلاطمي ديرپا دچار بوده است، بلكه از مجموعه نظام جهاني توليد، پالايش و حمل و نقل نفت و گاز طبيعي نيز برمي*خيزد. هر روز بيش از روز پيش دست اندركاران بلند*پايه سياسي، همانند كارشناسان مستقل پي* در پي زنگ خطر را به صدا در*مي*آورند. آژانس بين*المللي انرژي در چشم*انداز جهاني انرژي، آخرين گزارش دو ساله خود را در نوامبر 2005 منتشر كرد و برآوردي از سال*هاي 2004 تا 2030 به دست مي*دهد، عقيده*اي كم و بيش همگاني را خاطرنشان مي*سازد كه محتمل است، خطر عدم تأمين انرژي در كوتاه مدت رو به وخامت بگذارد و اختلالات در عرضه آن با گسترش داد و ستد جهاني آسيب*پذيري بيشتري به بار آورد.

    گاز طبيعي كه چاره اصلي جايگزين نفت قلمداد مي*شود هم پرسش*هايي را برانگيخته است، به*ويژه پس از آنكه در آغاز سال 2006 ناگهان روسيه، نخستين صادر كننده جهاني، تحويل گاز به اوكراين و گرجستان را به حالت تعليق درآورد و به دليل در دسترس نبودن حجم مورد نياز، تحويل آن به مجارستان و اتريش و ايتاليا را كاهش داد. اين اختلالات آن*قدر هشدار دهنده بود كه مسئله اطمينان از تأمين انرژي، موضوع غالب گفت*وگوهاي اجلاس وزيران هشت كشور صنعتي قرار گيرد كه در ماه فوريه 2006 در مسكو برگزار شد.



    عقاب آمريكا پر و بال مي*گشايد

    باز به نام امنيت بود كه جرج دبليو بوش رئيس*جمهور آمريكا در سخنراني سالانه خود دركنگره موسوم به گزارش وضعيت كشور كه در 21 ژانويه ايراد كرد، به ضرورت كاهش وابستگي ايالات متحده به واردات مواد هيدروكربور و گام برداشتن به فراسوي اقتصاد وابسته به نفت، داد سخن داد. همين زمزمه از سمت اروپاييان نيز به گوش مي*رسد كه در اجلاس كارشناساني كه در تاريخ 15 فوريه در برلن تشكيل شد، مصالح سوق*الجيشي به منظور كاهش وابستگي اروپا به خاورميانه و روسيه و تقويت اقدامات اطمينان*بخش را خاطرنشان ساختند كه به گفته آقاي لوك ورينگ، كارمند عاليرتبه كميسون اروپا اينك مسئله*اي حياتي شده است.

    اكنون كه عقاب آمريكا از اين*سو تا آن سوي خاورميانه، آسياي مركزي و آفريقا، همانند استان*هاي خود، بال و پر گشوده است و در همان حال، كشورهاي صادر كننده در برابر رشد شتابناك نيازها و براي پرهيز از كمبود نفت، در گشودن شير لوله*هاي نفت درنگي نكردند، اين همه واهمه از چيست؟

    آنچه بسياري پيش از جنگ مارس 2003 عراق و چنگ انداختن واشنگتن به كشوري كه پس از عربستان سعودي صاحب بزرگ*ترين ذخاير نفتي كره زمين است مي*انديشيدند يا بدان اميد بسته بودند، نقطه مقابل گسترش ناگهاني اين احساس همگاني عدم اطمينان از تأمين نفت است؛ و نيز در جهت مخالف خاطرجمعي*هائي است كه در فرداي جنگ خليج (فارس) 1991- 1990 و آزادسازي كويت به دست ايالات متحده و هم*پيمانانش غالب آمد. در آن هنگام آقاي جيمز شلزينگر، وزير دفاع و سپس مدير سازمان مركزي اطلاعات سيا در دولت رئيس*جمهور ريچارد نيكسون و سپس وزير انرژي در حكومت رئيس*جمهور كارتر، طي پانزدهمين كنگره شوراي جهاني انرژي در سپتامبر 1992 در مادريد برگزار شد، تصريح كرد كه به زعم مسئولان بلندپايه دولت بوش پدر، درسي كه مردم ايالات متحده از جنگ خليج (فارس) آموختند آن است كه رفتن و لگد زدن به آدم*هاي خاورميانه بسيار آسان*تر و نمكين*تر است تا فداكاري براي محدود ساختن وابستگي به نفت وارداتي.

    آقاي شلزينگر در تشريح انديشه خود خاطرنشان كرده بود كه در پي فروپاشي اتحاد جماهير شوروي سوساليستي و از ميان برخاستن تهديد آن كشور بر ذخاير خاورميانه. ترس از عدم تأمين عرضه در ايالات متحده شديداً فرو ريخته است و بهاي نسبتاً نازل نفت كه در سقوط توليد ملي و فزوني واردات سهمي داشت، ديگر به واقع مايه نگراني نيست.

    امر مشهود دوم آنكه، چشم*انداز جهاني در طول سه سال گذشته عميقاً دگرگون شده است. اشغال عراق در سال 2003 به جاي آنكه راه*گشاي افزايش انبوه توليدات آن كشور و كاهش قيمت نفت گردد، به خرابكاري، سنگيني سايه شبح جنگ داخلي و افت توليدات نفتي از 5/2 به 5/1 ميليون بشكه در روز در يكي از كشورهاي عمده صادر كننده نفت انجاميده و با آميختگي با عوامل ديگر، به انفجار قيمت*ها منجر گرديده است كه به*طور ميانگين، براي توليدات سازمان كشورهاي صادر كننده نفت اوپك از 36/24 دلار براي هر بشكه در سال 2002 به 58/50 دلار در سال 2005 رسيد.

    برخلاف بحران*هاي نفتي 1974- 1973 و 1980- 1979 اين افزايش كاملاً غير منتظره و پريشاني خاطر از امكان عدم تأمين نفت، پيامد يك تحريم يا كاهش صادرات و يا استفاده از طلاي سياه به مثابه سلاحي به دست اين يا آن كشور توليد كننده نيست. سرچشمه آن را بايد در رشته*اي از عوامل جست. نخستين آنها ماهيتي ژئوپليتيكي دارد كه مشخصاً مي*توان به سوء قصدها و ناپايداري در خاورميانه، كشاكش*ها درباره برنامه هسته*اي ايران، ستيزه*ها در نيجريه و غيره اشاره كرد. عوامل ديگر بيشتر از آن*رو كه با توازن عرضه و تقاضا كار دارند، بسيار نگران*كننده*ترند؛ زيرا بيشتر به درازا خواهند كشيد.

    چندي است كه شاهد شتاب*گرفتن پيش*بيني نشده آهنگ رشد نيازهاي مصرفي بوده*ايم. پس از نرخ رشد ميانگين مصرف سالانه به ميزان 54/1% در طول سال*هاي 1992 تا 2002، نرخ رشد تقاضاي جهاني براي نفت از 93/1% در سال 2003 به 7/3% در سال 2004، افزايش يافت و به ميزان بي*سابقه روزانه 1/82 ميليون در سال 2004 و سپس به 2/83 ميليون بشكه در سال 2005 رسيد. در مجموع، در طرف تنها سه سال، نيازهاي نفتي به ميزان 5/5 ميليون بشكه در روز افزايش يافت. در چين به خصوص افزايش تقاضا چشم*گيرتر از همه بوده و از 6/7% در سال 2003 به 8/15% در سال 2004 جهش كرده است.

    رشد مصرف، كشورهاي توليدكننده را برانگيخت تا حداكثر ظرفيت توليدي خود را به كار اندازند و اكنون ديگر بيش از اين نمي*توانند استخراج كنند. اشباع ظرفيت حمل و نقل و پالايش را بايد بر اين افزود؛ خصوصاً در ايالات متحده كه به طور كاملاً طبيعي، زمينه افزايش نجومي قيمت نفت را فراهم آورده است.

    برآوردهايي كه در دسترسند، به خصوص برآوردهاي آژانس بين*المللي انرژي و وزارت انرژي ايالات متحده، نشان مي*دهند *كه مصرف جهاني در طول بيست و پنج سال آينده به ميزاني نزديك به 50% افزايش خواهند يافت و از مصرف روزانه 2/83 ميليون بشكه در سال 2005. در سال 2030 به 4/115 ميليون بشكه، به تخمين آژانس بين*المللي انرژي و 131 ميليون بشكه، به تخمين وزارت نفت ايالات متحده. خواهد رسيد. همان*گونه كه آگهي تبليغاتي گروه توليدي آمريكايي شورون تكزاكو به نغز مي*گويد، صدو بيست و پنج سال طول كشيد تا دنيا نخستين تريليون هزار ميليون بشكه نفت را به مصرف برساند، اما فقط سي سال لازم است تا دومين تريليون را تمام كند، كه روي هم برابر حجم تمام ذخايري است كه وجود آنها محرز گرديده است.

    چگونه و به چه قيمتي مي*توان پاسخگوي اين افزايش سرسام*آور نيازها شد؟ پاسخ به اين پرسش به دو متغير وابسته به يكديگر بستگي دارد؛ از يك سو، قابل اعتماد بودن ارقامي است كه درباره حجم ذخاير دهان به دهان مي*گردد و از سوي ديگر توسعه ممكن ظرفيت توليدي.
    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


    صادق هدايت؛ بوف کور

  • #2
    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


    صادق هدايت؛ بوف کور

    Comment

    Working...
    X