تحريم*هاي تشريفاتي
پيروز مجتهدزاده استاد دانشگاه تربيت مدرس و رئيس بنياد يوروسويك در لندن، معتقد است كه صدور قطعنامه تحريم عليه ايران، تأثير چنداني بر روند پيگيري برنامه هسته*اي اين كشور نخواهد داشت و سابقة تحريم*ها در گذشته نيز نشان مي*دهد كه با اعمال فشار و استفاده از ابزار زور، ايران به زانو درنخواهد آمد.
دكتر پيروز مجتهدزاده استاد دانشگاه تربيت مدرس و رئيس بنياد يوروسويك در لندن، معتقد است كه صدور قطعنامه تحريم عليه ايران، تأثير چنداني بر روند پيگيري برنامه هسته*اي اين كشور نخواهد داشت و سابقة تحريم*ها در گذشته نيز نشان مي*دهد كه با اعمال فشار و استفاده از ابزار زور، ايران به زانو درنخواهد آمد.
اين موضوعي است كه خود غربي*ها نيز از آن آگاهي دارند. دكتر مجتهدزاده در گفت*وگو با همشهري ديپلماتيك در عين حال هشدار مي*دهد كه بايد با مانورهاي سياسي و استفاده از هنر ديپلماسي، نگذاشت كه سابقة محكوميتي در پرونده ايران به ثبت برسد، چرا كه در اين شرايط، مهم*ترين وظيفه دولتمردان كه توسعة منافع ملي است، با مشكلات و موانعي روبرو مي*شود.
با وجود صدور قطعنامه 1696 عليه ايران، اعضاي دائمي شوراي امنيت تاكنون نتوانسته*اند در مورد تحريم*ها به اجماع برسند. شما ريشه اين ماجرا را چگونه تحليل مي*كنيد؟
قرار بر اين نيست كه در مقاطع خاصي عليه ما قطعنامه*اي صادر شود. تمامي مانورهايي كه در اين زمينه انجام مي*شود، بيشتر جنبه تهديد دارد. به عبارت ديگر، اين مانورها با هدف اعمال فشار بر دولت ايران براي پذيرفتن پيشنهادهاي غرب انجام مي*شود، ولي اگر اين مانورها و تهديدها كارايي نداشتند، قطعنامه عليه ايران صادر مي*شود.
البته خود اين قطعنامه نيز بار ديگر از جنبة تهديد و اعمال فشار برخوردار است. بايد به اين نكته نيز توجه داشت كه رسيدن به يك قطعنام? لازم*الاجرا در ارتباط با اعمال تحريم*هاي شديد اقتصادي، كار بسيار دشواري براي غرب خواهد بود و من فكر نمي*كنم غرب به آساني بتواند به اعمال چنين تحريم*هايي دست بزند. ولي در شرايط امروز، مانورهاي غرب همان*طور كه گفتم، صرفاً از جنبة تهديد برخوردار است.
البته نكته حيرت*انگيزي نيز در اين ماجرا وجود دارد و آن پافشاري غرب بر ادامه راه*حل*هاي قبلي و مبتني بر تهديد عليه ايران است، در حالي كه مي*دانند دولت فعلي ايران در مقابل اين فشارها كوتاه نمي*آيد. لذا نكتة تعجب*برانگيز، آن است كه چرا غربي*ها به دنبال راه*حل*هاي ديگري نمي*گردند.
نكتة ديگر اين*كه صدور قطعنامه و اساساً ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت، از لحاظ مقررات بين*المللي كاملاً غيرقانوني است. چون اقدام عليه ايران از ابتدا غيرقانوني بوده است، لاجرم روندهاي بعدي نيز غيرقانوني است. همين عامل باعث مي*شود كه اين فشارها كارايي و موفقيت لازم را نداشته باشند.
بر اساس مفاد فصل هفتم منشور ملل متحد، پرونده*هايي مي*تواند به شوراي امنيت ارجاع داده شود كه تهديدكننده صلح و امنيت بين*المللي باشد. شكايت عليه ايران و ارجاع پرونده ايران نيز بر مبناي همين فصل از منشور ملل متحد بوده است، ولي همين قضيه نشان مي*دهد كه ايران گناهكار نيست.
نامه ارجاع پرونده به شوراي امنيت مي*گويد كه در طول سه سال بازرسي، سندي كشف نشده است كه دلالت بر نقض صلح و امنيت بين*المللي كند. لذا پرونده ايران تنها با اعمال زور و فشارهاي ايالات متحده آمريكا به شوراي امنيت ارجاع شده است و بقيه جهان هيچ اجباري ندارند كه به چنين زورگويي*هايي تن دهند و اين زورگويي*ها را به صورت قانون درآورند.
بنابر اين هرگونه تصميم*گيري در اين زمينه نوعي بدعت در نظام بين*المللي خواهد بود و از اين حيث، مسأل? بسيار خطرناكي است. به همين دليل، چين، روسيه و اروپا به راحتي نمي*توانند بر اساس اميال آمريكا و اسرائيل دست به تصميم*گيري بزنند.
البرادعي هم در اين ميان دائماً مي*گويد ايران خطايي نكرده است، در حالي كه همين آقا عليه ايران شكايت*نامه تنظيم كرده است. در واقع، آژانس بين*المللي انرژي اتمي در چهارچوب همين شكايت*نامه به شوراي امنيت گفته است كه ايران را تنبيه كنيد، چون گناهي نكرده است. بنابر اين هرگونه خدعه و نيرنگ و تزوير در اين ماجرا توسط آقاي البرادعي و آژانس بين*المللي انرژي اتمي انجام شده است.
آقاي البرادعي و آژانس بين*المللي انرژي اتمي در شرايطي اقدام به ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت كرد كه دبيركل سازمان ملل به صراحت هشدار داد كه جايگاه اين پرونده در شوراي امنيت نيست.
بنابر اين كار آمريكا و آژانس بين*المللي انرژي اتمي و آقاي البرادعي از همان ابتدا غيرقانوني بوده است. اين در حالي است كه خود آمريكا و البرادعي و اسرائيل نيز به غيرقانوني بودن موضوع آگاهي دارند.
علت مخالفت*هاي گاه و بيگاه روسيه، چين و اروپا با تحريم ايران نيز به خاطر دوست داشتن كشورمان نيست، بلكه آن*ها مي*دانند كه اگر اين توطئه و تزوير به ثمر برسد، قانون جديدي در نظام بين*الملل ابداع و سابقه جديدي در روابط بين*المللي ايجاد مي*شود كه فردا گريبانگير تمامي ملت*ها خواهد شد. بنابر اين مشكل اصلي روسيه و چين با آمريكا، نه قراردادهاي اقتصادي و تجاري با ايران بلكه غيرقانوني بودن مسأله است.
البته در اين ميان، ملاحظات اقتصادي، ژئواستراتژيك و استراتژيك نيز وجود دارد كه بر اين مسأله تأثير مي*گذارد و اختلافات را تشديد مي*كند. بايد توجه داشت كه تحريم*ها عليه ايران با توجه به مختصات كشورمان اساساً قابل اجرا نيست.
پيروز مجتهدزاده استاد دانشگاه تربيت مدرس و رئيس بنياد يوروسويك در لندن، معتقد است كه صدور قطعنامه تحريم عليه ايران، تأثير چنداني بر روند پيگيري برنامه هسته*اي اين كشور نخواهد داشت و سابقة تحريم*ها در گذشته نيز نشان مي*دهد كه با اعمال فشار و استفاده از ابزار زور، ايران به زانو درنخواهد آمد.
دكتر پيروز مجتهدزاده استاد دانشگاه تربيت مدرس و رئيس بنياد يوروسويك در لندن، معتقد است كه صدور قطعنامه تحريم عليه ايران، تأثير چنداني بر روند پيگيري برنامه هسته*اي اين كشور نخواهد داشت و سابقة تحريم*ها در گذشته نيز نشان مي*دهد كه با اعمال فشار و استفاده از ابزار زور، ايران به زانو درنخواهد آمد.
اين موضوعي است كه خود غربي*ها نيز از آن آگاهي دارند. دكتر مجتهدزاده در گفت*وگو با همشهري ديپلماتيك در عين حال هشدار مي*دهد كه بايد با مانورهاي سياسي و استفاده از هنر ديپلماسي، نگذاشت كه سابقة محكوميتي در پرونده ايران به ثبت برسد، چرا كه در اين شرايط، مهم*ترين وظيفه دولتمردان كه توسعة منافع ملي است، با مشكلات و موانعي روبرو مي*شود.
با وجود صدور قطعنامه 1696 عليه ايران، اعضاي دائمي شوراي امنيت تاكنون نتوانسته*اند در مورد تحريم*ها به اجماع برسند. شما ريشه اين ماجرا را چگونه تحليل مي*كنيد؟
قرار بر اين نيست كه در مقاطع خاصي عليه ما قطعنامه*اي صادر شود. تمامي مانورهايي كه در اين زمينه انجام مي*شود، بيشتر جنبه تهديد دارد. به عبارت ديگر، اين مانورها با هدف اعمال فشار بر دولت ايران براي پذيرفتن پيشنهادهاي غرب انجام مي*شود، ولي اگر اين مانورها و تهديدها كارايي نداشتند، قطعنامه عليه ايران صادر مي*شود.
البته خود اين قطعنامه نيز بار ديگر از جنبة تهديد و اعمال فشار برخوردار است. بايد به اين نكته نيز توجه داشت كه رسيدن به يك قطعنام? لازم*الاجرا در ارتباط با اعمال تحريم*هاي شديد اقتصادي، كار بسيار دشواري براي غرب خواهد بود و من فكر نمي*كنم غرب به آساني بتواند به اعمال چنين تحريم*هايي دست بزند. ولي در شرايط امروز، مانورهاي غرب همان*طور كه گفتم، صرفاً از جنبة تهديد برخوردار است.
البته نكته حيرت*انگيزي نيز در اين ماجرا وجود دارد و آن پافشاري غرب بر ادامه راه*حل*هاي قبلي و مبتني بر تهديد عليه ايران است، در حالي كه مي*دانند دولت فعلي ايران در مقابل اين فشارها كوتاه نمي*آيد. لذا نكتة تعجب*برانگيز، آن است كه چرا غربي*ها به دنبال راه*حل*هاي ديگري نمي*گردند.
نكتة ديگر اين*كه صدور قطعنامه و اساساً ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت، از لحاظ مقررات بين*المللي كاملاً غيرقانوني است. چون اقدام عليه ايران از ابتدا غيرقانوني بوده است، لاجرم روندهاي بعدي نيز غيرقانوني است. همين عامل باعث مي*شود كه اين فشارها كارايي و موفقيت لازم را نداشته باشند.
بر اساس مفاد فصل هفتم منشور ملل متحد، پرونده*هايي مي*تواند به شوراي امنيت ارجاع داده شود كه تهديدكننده صلح و امنيت بين*المللي باشد. شكايت عليه ايران و ارجاع پرونده ايران نيز بر مبناي همين فصل از منشور ملل متحد بوده است، ولي همين قضيه نشان مي*دهد كه ايران گناهكار نيست.
نامه ارجاع پرونده به شوراي امنيت مي*گويد كه در طول سه سال بازرسي، سندي كشف نشده است كه دلالت بر نقض صلح و امنيت بين*المللي كند. لذا پرونده ايران تنها با اعمال زور و فشارهاي ايالات متحده آمريكا به شوراي امنيت ارجاع شده است و بقيه جهان هيچ اجباري ندارند كه به چنين زورگويي*هايي تن دهند و اين زورگويي*ها را به صورت قانون درآورند.
بنابر اين هرگونه تصميم*گيري در اين زمينه نوعي بدعت در نظام بين*المللي خواهد بود و از اين حيث، مسأل? بسيار خطرناكي است. به همين دليل، چين، روسيه و اروپا به راحتي نمي*توانند بر اساس اميال آمريكا و اسرائيل دست به تصميم*گيري بزنند.
البرادعي هم در اين ميان دائماً مي*گويد ايران خطايي نكرده است، در حالي كه همين آقا عليه ايران شكايت*نامه تنظيم كرده است. در واقع، آژانس بين*المللي انرژي اتمي در چهارچوب همين شكايت*نامه به شوراي امنيت گفته است كه ايران را تنبيه كنيد، چون گناهي نكرده است. بنابر اين هرگونه خدعه و نيرنگ و تزوير در اين ماجرا توسط آقاي البرادعي و آژانس بين*المللي انرژي اتمي انجام شده است.
آقاي البرادعي و آژانس بين*المللي انرژي اتمي در شرايطي اقدام به ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت كرد كه دبيركل سازمان ملل به صراحت هشدار داد كه جايگاه اين پرونده در شوراي امنيت نيست.
بنابر اين كار آمريكا و آژانس بين*المللي انرژي اتمي و آقاي البرادعي از همان ابتدا غيرقانوني بوده است. اين در حالي است كه خود آمريكا و البرادعي و اسرائيل نيز به غيرقانوني بودن موضوع آگاهي دارند.
علت مخالفت*هاي گاه و بيگاه روسيه، چين و اروپا با تحريم ايران نيز به خاطر دوست داشتن كشورمان نيست، بلكه آن*ها مي*دانند كه اگر اين توطئه و تزوير به ثمر برسد، قانون جديدي در نظام بين*الملل ابداع و سابقه جديدي در روابط بين*المللي ايجاد مي*شود كه فردا گريبانگير تمامي ملت*ها خواهد شد. بنابر اين مشكل اصلي روسيه و چين با آمريكا، نه قراردادهاي اقتصادي و تجاري با ايران بلكه غيرقانوني بودن مسأله است.
البته در اين ميان، ملاحظات اقتصادي، ژئواستراتژيك و استراتژيك نيز وجود دارد كه بر اين مسأله تأثير مي*گذارد و اختلافات را تشديد مي*كند. بايد توجه داشت كه تحريم*ها عليه ايران با توجه به مختصات كشورمان اساساً قابل اجرا نيست.






Comment