Announcement
Collapse
No announcement yet.
Miracle - Mojeze (is it possible?)
Collapse
X
-
با اين همه، پرسش اساسى، كه اسمارت به قدر كافى به آن نپرداخته است، اين است كه چه دليلى مى*تواند اين باور را توجيه كند كه واقعه E اگر رخ داده باشد، مورد نقض تكرار ناپذيرى ـ در مقابل تكرارپذير ـ براى قاعده L بوده كه ما بر پايه همه ديگر شواهد به طور موجّه باور داشتيم كه قانون طبيعت است؟ شواهد اين*كه E نمونه خلاف تكرارپذيرى باشد اين است كه قاعده جديدى به نام َL كه تقريباً به طور كامل توسط داده*ها تأييد شده است بتواند به عنوان قانونى از طبيعت پايه*گذارى شود. زمانى مى*توان گفت يك قاعده توسط داده*ها تأييد شده است كه داده*هايى كه تاكنون به دست آمده توسط آن قاعده پيش*بينى*شده باشند، پيش*بينى*هاى جديد موفقيت*آميز باشند و آن قاعده متناسب با مجموع داده*ها ساده و منسجم باشد.
نسبت به هر مجموعه محدودى از داده*ها، هميشه بى*نهايت قاعده*هاى ممكن وجود دارد كه مى*توان بر اساس آن*ها داده*هاى مذكور را پيش*بينى كرد. با آزمون*هاى بيش*تر، مى*توان بسيارى از اين قاعده*ها را ابطال كرد. لكن هر اندازه آزمون هم كه انجام دهيم باز تعداد محدودى از داده*ها خواهيم داشت و لذا تعداد نامحدودى از قواعد با آن*ها سازگار و هماهنگ خواهند بود. اما برخى از اين قاعده*ها در قياس با داده*ها بسيار پيچيده هستند، به نحوى كه هيچ دانشمندى آن داده*ها را شواهدى دال بر اين*كه آن قاعده*ها قوانين واقعى طبيعت هستند تلقّى نمى*كند. برخى ديگر بسيار ساده هستند، به نحوى كه مى*توان داده*ها را شواهدى دانست دالّ بر اين*كه آن قواعد، قوانين واقعى طبيعت هستند. بر اين اساس، تصور كنيد كه دانشمندى به دنبال يافتن قاعده*اى باشد كه تبيين*كننده نقاط داخل يك نمودار مختصات، كه در شماره*هاى (1،1) (2،2) (3،3) و (4،4) مشاهده شده*اند، باشد. شماره اول هر پرانتز منطبق با نقطه X و شماره دوم منطبق با y است. يك قاعده كه مى*تواند اين نقاط را پيش*بينى كند x=y است. قاعده ديگر اين است: (x=y + (4-x) (3-x) (2-x) (1-x لكن روشن است كه ما آن داده*ها را تأييدكننده قاعده دوم نمى*دانيم. براى تبيين چهار مشاهده مذكور، اين قاعده*اى بسيار ناشيانه خواهد بود. در ميان قاعده*هاى ساده*اى كه توسط داده*ها تأييد مى*شوند ساده*ترين قاعده، بهترين خواهد بود، و عجالتاً قاعده*اى صحيح تلقّى مى*شود. اگر اين قاعده در برابر آزمون*هاى بعدى دوام بياورد شواهد اين*كه قانونى واقعى باشد افزايش مى*يابد.
حال اگر بتوانيم براى E و همه ديگر داده*هاى مربوط قاعده َL را ايجاد كنيم [در دو صورت] اين باور كه َL قانونى صحيح در اين حوزه است موجّه خواهد بود; 1. اگر بتوان از َL آن داده*ها را استنتاج كرد و در ديگر مواردى كه پيش*بينى*هاى L خطا است َL پيش*بينى*هاى موفقى داشته باشد. 2. اگر َL قاعده نسبتاً ساده*اى باشد به نحوى كه چون َL مى*تواند E را پيش*بينى كند و L نمى*تواند، اين دليل بر اين باور باشد كه در ديگر شرايط پيش*بينى*هاى َL اگر در معرض آزمون قرار گيرند موفق*تر از پيش*بينى*هاى L خواهند بود. قاعده َL نشان خواهد داد كه در چه شرايطى موارد نقض قاعده L كه مشابه حادثه E هستند، رخ خواهند داد. پس شواهد نشان مى*دهند كه موارد نقض تحت شرايط مذكور رخ مى دهند و لذا E نسبت به قاعده اوليه L نمونه خلاف تكرارپذيرى است.
لكن فرض كنيد كه نتوان براى E و همه ديگر داده*هاى حوزه موردنظر قاعده جديد َL را بسازيم به نحوى كه نسبت به L در شرايط مورد آزمون داراى پيش*بينى*هاى موفق*ترى باشد يا متناسب با داده*ها داراى سادگى نسبى باشد; لكن قاعده ساده L همه داده*ها را به استثناى E به طور صحيصى پيش*بينى كند. و فرض كنيد هرقدر كه داده*هاى بيش*ترى گردآورى شود، در پيش*بينى*هاى قاعده L خللى وارد نمى*شود و هيچ دليلى براى اين فرض باقى نمى*ماند كه بتوان قاعده ساده*اى به نام َL را تأسيس كرد كه بتوان بر اساس آن همه داده*ها به ضميمه E را به دست آورد. در چنين حالتى شواهد بيانگر آن هستند كه تخلف از L تكرار نخواهد شد و لذا E نمونه خلاف تكرارناپذيرى براى قانونى از طبيعت، يعنى L، خواهد بود.
يك مثال بحث را روشن*تر مى*كند. فرض كنيد E عبارت است از معلق ماندن يك قديس در هوا (يعنى جدا شدن از زمين و شناور ماندن در هوا). E مورد نقضى براى قوانين مكانيك، يعنى L است، كه صرف*نظر از E بر اساس دلايلى اثبات شده*اند. [در دو صورتE] مورد نقض تكرارپذير محسوب مى*شود: 1. اگر بتوان َL را تأسيس كرد كه E و ديگر تخلفات از قاعده L همراه با پيش*بينى*هاى آزموده شده L را، به نحوى موفقيت*آميز پيش*بينى كند.2. يا اين*كه بتوان َL را تأسيس كرد كه متناسب با داده*ها داراى سادگى نسبى باشد و E را و همه پيش بينى هاى آزمون شده L را پيش*بينى كند، لكن تخلفات تاكنون آزموده نشده L را پيش*بينى كند. تفاوت َL با L مى*تواند اين باشد كه بر طبق َL اشيا در شرايط خاصّى به نحو رانش گرانشى4 بر يكديگر اثر مى*گذراند و شرايطى كه E در آن رخ داده از آن موارد است. اگر َL يكى ار دو شرط مذكور را داشته باشد مى*توان آن را پذيرفت و بر پايه آن مى*توان گفت تحت شرايطى خاص انسان*ها در هوا معلق مى*مانند و لذا E مورد نقضى براى قانونى از طبيعت به حساب نمى*آيد.
لكن ممكن است هر گونه اصلاحى در قوانين مكانيك به منظور ايجاد قابليتِ پيش*بينىِ E در آن*ها، نه تنها موجب پيش*بيني*هاى بيش*ترى نسبت به پيش*بيني*هاى L نشود، بلكه باعث شود كه قوانين مذكور آن*قدر پيچيده و دست و پاگير شوند كه دليلى بر اين باور نداشته باشيم كه پيش*بينى*هاى آزموده نشده آن*ها موفقيت*آميز خواهند بود. در چنين شرايطى براى اين باور كه معلق ماندن آن قديس نقض قوانين طبيعت بوده است، واجد دلايلى كافى خواهيم بود. اگر قوانين طبيعت آمارى5 و نه از پيش تعيين يافته و محتوم6 باشند در همه شرايط نمى*توان به سادگى دانست چه چيزى نمونه نقضى براى آن*ها محسوب مى*شود. يك واقعه چه ميزان نامحتمل كه باشد نمونه نقضى براى قانونى آمارى محسوب مى*شود؟ لكن اين مسأله*اى عمومى در فلسفه علم است و مسائل خاصى را در باب معجزات طرح نمى*كند.نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران

صادق هدايت؛ بوف کور
-
you dont need natural evidance for supernatural occourances
if you cant fined natural evidance it doesnt mean a supernatiral thing didnt hapen
if with your ears you cant hear mozarts furelise it doesnt meant he didnt play it it just means you medium was not the correct one
G-d determines who walks into your life....It is up to you to decide who you let walk away, who you let stay, and who you refuse to let go.
Comment
-
look some scientist who have researched torah have said that more than 50 percent of the things in their can be proven thorgh scientificial evidance that it happend
i think the other percent is the miricals that cant be explaind
also maybe when you die you know all when you go were ever it is you go
G-d determines who walks into your life....It is up to you to decide who you let walk away, who you let stay, and who you refuse to let go.
Comment

Comment