Announcement

Collapse
No announcement yet.

**Hoze Rohaniyat**

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • **Hoze Rohaniyat**

    حوزه و روحانیت




    مقدمه:


    حوزه ها و روحانيت بايد نبض تفكر و نياز آينده جامعه را هميشه در دست خود داشته باشند و همواره چند قدم جلوتر از حوادث، مهياي عكس العمل مناسب باشند. چه بسا شيوه هاي رايج اداره امور مردم در سال هاي آينده تغيير كند و جوامع بشري براي حل مشكلات خود به مسايل جديد اسلام نياز پيدا كند.
    علماي بزرگوار اسلام از هم اكنون بايد براي اين موضوع فكري كنند نكته آخري كه توجه به آن لازم است اين كه روحانيون و علما و طلاب بايد كارهاي قضايي و اجرايي را براي خود يك امر مقدس و يك ارزش الهي بدانند و براي خود شخصيت و امتيازي قايل بشوند كه در حوزه ننشسته اند بلكه براي اجراي حكم خدا راحتي حوزه را رها كرده و مشغول به كارهاي حكومت اسلامي شده اند.
    اگر طلبه اي منصب امامت جمعه و ارشاد مردم يا قضاوت در امور مسلمين را خالي ببيند و قدرت اداره هم در او باشد و فقط به بهانه درس و بحث مسووليت نپذيرد و يا دلش را فقط به هواي اجتهاد و درس خوش كند، در پيشگاه خداوند بزرگ يقينا مواخذه مي شود و هرگز عذر او موجه نيست، ما اگر امروز به نظام خدمت نكنيم و استقبال بي سابقه مردم از روحانيت را ناديده بگيريم، هرگز فرصت و شرايط بهتر از اين را نخواهيم داشت.
    اميدوارم از نصايح و تذكرات مشفقانه اين پدر پير و اين خدمتگزار حقير خود دلگير نشده باشيد و در مظان استجابت دعا با انفاس قدسيه و با دل هاي منور خود برايم دعا و طلب مغفرت نماييد من هم از ياد و دعاي خير براي روحانيت اصيل و حوزه هاي علمي غفلت نمي كنم.

    این آبروی هزار ساله...
    اين آبروى هزار ساله، عبارت از آن چيزى است كه در طول قرنهاى متمادى، از علم وتقواى علماى بزرگ به دست آمده است. يعنى در اين مجموعه، علامه‏ى حلّى وعلامه‏ى مجلسى وشهيدين و شيخ طوسى و سيّد مرتضى وشيخ انصارى وعلماى بزرگ نجف وبزرگان قم -مرحوم حاج شيخ ومرحوم آقاى بروجردى و ديگران- نقش دارند. به عبارت ديگر، هزاران انسان برگزيده، عمرها را به طهارت و تقوا گذراندند و مجموعه‏هاى علمىِ سطح بالا به وجود آوردند و آثار علمى ارايه دادند، تا به تدريج و به صورت بنيادين، يك جامعه و يك ملت را به روحانيت معتقد كردند.

    روحانیتی مردمی
    اتصال به توده‏ى مردم، نقاط مثبت روحانيت ماست. مردمى بودن و درد آنها را احساس كردن و براى آنها دل سوزاندن و كار كردن وبه دشمنانشان نزديك نشدن، خصوصيتى است كه هيچ فرقه‏اى از فِرَق روحانى در عالم، آن را نداشته است و الان هم ندارد. اگر اين خصوصيت نبود، اطمينان مردم به روحانيت جلب نمى‏شد كه به خيابانها بيايند وآنطور جان خود را در راه آرمانهاى اين انقلاب، در معرض خطر قرار بدهند.

    ننگ درس خواندن برای مقام!
    ما در حوزه‏ى علميه فرا گرفته بوديم و در كتابهاى آداب المتعلمين هم نوشته‏اند كه وقتى انسان درس مى‏خواند، بايد براى مقام نخواند. براى يك طلبه، اين ننگ است كه براى رسيدن به مقام مادّى درس بخواند؛ امّا در اوسط و محافل ديگر و در مجامع معمولى، دنبال مقام و پول رفتن، هيچ عيبى نيست؛ يك ارزش هم محسوب مى‏شود.

    علمای معروف به مخالف زورگویان
    علماى ما، هميشه براى مردم كار وتلاش مى‏كردند، زحمت مى‏كشيدند، فقرا را پاسدارى مى‏كردند وبه آنها رسيدگى مى‏نمودند.... نمى‏خواهيم بگوييم كه اين، از آن عامهايى است كه تخصيص نخورده و استثنا ندارد.... دأب اصلى، اين بوده كه به فقرا و طبقات ضعيف كمك كنند وبراى حفاظت از اين طبقه، در مقابل زورگو و خان و سلطان بايستند. علماى ما، اصلاً به اين معنا معروف بوده‏اند.

    این مسولیت ما را سنگین کرده است
    امروز، اگر شما بخواهيد وجودتان در عالم روحانيت مفيد باشد و سرمايه‏ى لازم را در مشتتان داشته باشيد، ميدان براى خرج آن، ديگر مسجد خودتان، مجلس روضه‏ى بيست نفر، سى نفر، صد نفر و حوزه‏ى محدود به يك شهر ويك روستا نيست. اگر بخواهيد و آن متاع را داشته باشيد، مى‏توانيد آن را به همه جا برسانيد، اين، مسؤوليت ما را سنگين مى‏كند.

    خط را خیلی راحت گم می کردند
    پانزده‏ى خرداد كه گذشت، يك مرحله از مبارزه سپرى شد، اما مرحله‏ى سخت‏تر مبارزه شروع گرديد؛ آن مرحله‏اى كه خيلى‏ها راحت، خط را گم مى‏كردند و از مبارزه منصرف مى‏شدند....مردمى وجود داشتند كه براى تحمل بار سنگين يك انقلاب، محتاج آن بودند كه زنگار انديشه‏هاى تحميل‏شده‏ى تحريفى غلط، از ذهنهاى آنان پاك بشود. مردمى وجود داشتند كه ساليان دراز -شايد در طول قرنها- به آنها تلقين شده بود كه با قدرتها نبايد جنگيد ونمى‏شود جنگيد. مردمى بودند كه فكر نمى‏كردند غير از نماز و نماز مستحبى و انفاق مال جزيى به فقرا، عبادتى وجود داشته باشد كه لازم باشد انسان برايش سرمايه‏گذارى كند. مردمى بودند كه جهاد و امر به معروف ونهى از منكر را قبول نداشتند! نسل اين روزگار ما، بايد اين مطلب را بداند كه در اين مملكت، روزگارى بر اين مردم گذشت كه امر به معروف ونهى از منكر، جزو امور به حساب نمى‏آمد. قبول نداشتند كه بايد نهى از منكر بشود ودر مقابل فساد وظلم وطغيان، مقاومت كرد!

    برخی علما به مبارزه اعتقاد نداشتند!
    البته بايد مطلبى را اعتراف كنيم. اگر اعتراف نكنيم، ديگران از حقايق تلخى كه وجود داشته، سوء استفاده خواهند كرد. همه‏ى علما وروحانيون نبودند كه به مبارزه معتقد باشند. همه فكر نمى‏كردند كه براى آماده كردن مردم، به يك جهاد فكرى واخلاقىِ درازمدت وعميق، احتياج است. همه قبول نداشتند كه ما غير از دشمنيها وخصومتهاى كوچك وحقيرى كه در ميان خودمان هست،... دشمن بزرگى به نام دستگاه حاكم جبار وجود دارد كه به خاطر مبارزه‏ى با او، بايد از مبارزه‏هاى كوچك دست برداشت. همه قبول نداشتند كه طلبه‏ى جوان حق دارد در كنار درس ومطالعه ومباحثه، گاهى هم مظالم وفجايعى را كه در جامعه‏ى ما مى‏گذرد، بر زبان جارى كند. وخلاصه، همه قبول نداشتند كه يك انسان موظف است، در اين دوران اختناق، با دستگاه حكام جبار طاغوتى -كه فسادشان بر همه واضح بود- مبارزه كند.







    God made Coke,
    God made Pepsi,
    God made Persian girls so DAMN SEXY!!!

    ~Zende Bad Iran Va Irani~

  • #2







    God made Coke,
    God made Pepsi,
    God made Persian girls so DAMN SEXY!!!

    ~Zende Bad Iran Va Irani~

    Comment


    • #3
      طلبه جهادگر باسواد دنیا را تکان می دهد

      طلاب، بايد همواره ارزشهايى را به عنوان ارزشهاى ثابت و زوالناپذير، به ياد داشته باشند كه از جملهى آنها، ارزش علم وجهاد است. ارزش جهاد را دستكم نگيرد. طلبهى جهادگر وتلاشگر وبسيجى، طلبهاى كه آماده است در ميدانهاى خطر حضور پيدا كند، اين طلبه اگر با ابزار علم مجهز شد، آن وقت دنيايى در مقابل او، ديگر تاب نمىآورد... اينها، ارزشهاى تمامنشدنى است وهيچ چيز با اينها معادل نيست. نظام حوزه، بايستى اين ارزشها را رشد بدهد وپيش بياورد.


      ارزش معنوی حوزه محفوظ بماند

      ارزش تدين و تعبد و ذكر، ارزش بسيار بزرگى است. ما هميشه افتخار مىكرديم كه حوزههاى علميه، آن چنان است كه وقتى كسى وارد مىشود، اگر بار معنوى ودينى واعتقادى عملىِ زيادى هم نداشته باشد، وقتى خارج مىشود، پُربار است.

      حوزه، متدينساز است. ما همواره از دانشگاههاى سبك جديد كشور توقع كردهايم، اينطور باشند كه اگر جوانان وارد دانشگاه مىشوند ومتدين نيستند، وقتى خارج مىشوند، متدين خارج بشوند. اين، بايد در حوزهى علميه، به حد اعلى برسد.


      حوزه در این چهار رشته متخصص می خواهد...

      چهار رشته، فنّان ومتخصص و متبحر لازم دارد كه در اين كار، اوحدى و پيشرفته باشند. در درجهى اول، فقهاى بزرگ هستند. حوزه، بايستى براى بهوجود آوردن فقهاى بزرگ، خيز بردارد، تا در بين اينها، مراجع تقليد وعلماى بزرگ شهرستانها... وشخصيتهايى كه در هر شهرى، خلقى بتواند از علم ومعرفت آنها استفاده كند، به وجود بيايد. بنابراين، در درجهى اول، حوزه بايد براى ساخت وخلق اينگونه افراد، دامن همت به كمر ببندد.

      در درجهى دوم -كه اهميت آن، كمتر از اين نيست- محققان واساتيدِ پيشبرندهى علمند كه داخل حوزهها مىمانند، تا علم را پيش ببرند وتحقيقات جديد بكنند. اى بسا، كسى كه مرجع تقليد، يا عالم بزرگ شهرى است، كارهاى جنبى ومردمى وسياسى دارد وهمهى آنچه كه در ذهن وعمل دارد، لزوماً با آن محققى كه فقط براى پيشبرد علم در حوزه نشسته، تا اگر ما يك مشكل علمى پيدا كنيم، به او بدهيم، تا گاه وماهى تحقيق كند وفرآوردهى خودش را در اختيار حوزهى علمى بگذارد، برابر نيست.

      يك نوع هم مبلّغان هستند كه مبلّغ، غير از فقط منبرى است. منبرى، يك نوع مبلّغ است. مبلّغ، يعنى گوينده، نويسنده وهنرمند. تعجب نشود كه ما از حوزه توقع داشته باشيم كه هنرمند تربيت كند. چه مانعى دارد؟ حوزههاى علميه، وقتى خوب حركت بكنند، در خلال كارهاى رشتهى تبليغ، بخشى را هم براى رشد ذوقها وسلايق هنرى مىگذارند.... بنابراين، گروه سوم، مبلّغانند كه شامل انواع گوينده ونويسنده است: گوينده در محافل عمومى، گوينده در مجامع خارجى، آشناى به زبانهاى گوناگون، گوينده در كشورهاى مختلف -با بيگانهها وخوديها- ونويسنده، نويسندهى كتاب، نويسندهى جزوه ونويسندهى كتابهاى هنرى.

      نوع چهارمى هم هست كه البته آن نوع، ديگر بهطور قهرى در چنين نظامِ توليد انسانهاى برجسته بهوجود مىآيد وآن، علمايى هستند كه براى محيطهاى مختلف وبراى اينكه در محلى بمانند، مناسبند؛ يعنى در حقيقت علماى درجهى دو هستند كه حظى از علم وبيان ومعرفت ومردمدارى واين قبيل چيزها دارند ودر هر نقطه مثل شمعى، مردم را اداره مىكنند.


      طلبگی با راحت طلبی نمی سازد

      طلبهى جوان وروحانى، بايد پُركار وپُرتلاش باشد واز كار، خسته نشود. اندكى احساس خستگى وميل به راحتطلبى، كار را خراب خواهد كرد؛ بايد خستگىناپذير باشيد. يك جمله براى برادران جوان بگويم: عامل عمدهى پيشرفت علمى غرب واروپا، استعداد بالاى آنها نبود، استعداد آنها فوقالعادگى نداشت؛ سابقهى مدنيت آنها نبود، آنها مدنيتِ ديرين وسابقهدارى نداشتند؛ مذهب وتفكر تشويقكنندهى به علم ودانش نبود، آنها چنين مذهبى نداشتند؛ وجود آزادى اجتماعى نبود، آنها دچار حكومتهاى بسيار بسيار خشن وديكتاتورى بودند. يك عامل داشت،... و آن عبارت از تلاش، خسته نشدن از كار، پُركارى، نشاط كار داشتن، حاضر يراق بودن براى همهى كارها و به دنبال استفهام و كنجكاوى خود حركت كردن بود. همه بايد روحيهى دنبالهگيرى و كنجكاوى داشته باشند. من به طلبههاى جوان توصيه مىكنم كه آنها بيشتر داشته باشند. دنبال كار را بگيريد وخسته نشويد. هر كارى را كه شروع مىكنيد، تا نهايتِ آن كار برويد واحساس كسالت وملالت نكنيد.


      درس خواندن برای مقام یا پول عیب محسوب می شد

      از اول كه درس مىخوانديم، به ما ياد دادند كه درس خواندن براى مقام يا پول، بد وعيب است. در تحصيلات ديگر، در فرهنگهاى ديگر، در نظامهاى آموزشى ديگر، وقتى كسى درس را شروع مىكند، اگر بگويند براى چه درس مىخوانى؟ مىگويد: براى اينكه بتوانم در آينده، شغلى بگيرم. غير از اين است؟ اگر از اول به ما بگويند: چرا شروع به درس خواندن كرديد وچرا طلبه شديد؟ چنانچه بگوييم: براى اين است كه در آينده شغلم بگيريم، يك نقطهى منفى به حساب مىآيد. فرهنگ ومحيط ما، اين را ياد داده است.


      وضعیت این کتابهای درسی را سامان دهید

      يكى ديگر از مشكلات حوزهى علميهى قم وحوزههاى علميهى ديگر، كتابهاى درسى است. تا از اين كتابها صحبت مىكنيم، مىگويند: فلان عالم بزرگ ويا فلان آخوند هم، همين كتابها را خوانده است! حالا آنهايى كه انقلابىترند، مىگويند: امام هم، همين درسها را خواند كه امام شد! آيا واقعاً امام، چون همين درسها را خواند، امام شد؟ اينطور نيست. امام، جوهر مخصوصى بود. آنچه كه شما در عظمت امام پيدا مىكنيد، ناشى از اين نيست كه اين كتابهاى درسى را خواند. وانگهى، در زمانى كه امام راحل (رضوان اللّه عليه)، اين كتابها را مىخواندند، تا حالا شصت ويا هفتاد سال، فاصله شده است.... چه اشكالى دارد كه كتاب درسى جديد توليد كنيد؟ يك عده بنشينند وكتاب درسى جديد توليد كنند... كتاب اصول توليد كنيد، كتاب فقه توليد كنيد، شكل درس را عوض كنيد.


      درس خواندن مان را به سمت نیاز جامعه ببریم

      ما معتقديم كه حوزهى علميه، دو كار بايد بكند: اول، پايبندى به سنتهاى ارزشمندى كه در حوزهها وجود داشته است.... دوم، طراحى يك شيوهى جديد براى درس خواندن، با حفظ آن سنتها. اين شيوهى جديدى كه مىخواهيم طراحى كنيم، بايد چه كاره باشد؟ اصلاً تكليفش چيست؟ تكليفش اين است كه درس خواندن ما را به سمت نيازهاى يك جامعهى

      اسلامى -نه در سطح ايران، بلكه در سطح جهان- جهت بدهد....


      ایمان مردم را تقویت کنید

      يكى از وظايف اساسى شما آقايان -كه علماى دينى هستيد- تربيت عالمِ دينى مطلع و آگاه است. مدارس دينى را تقويت كنيد. طلبههاى جوانتان را با معلومات اسلامى قانعكنندهى مغزهاى نسل جوان، مجهز كنيد. همهى دشمنان ما، با استفاده از ثروت بىپايان، تجربههاى فراوان ومغزهاى قوى، علاوه بر آنچه كه تا حالا نوشتهاند، براى القاى شبهه در فكر اسلامى وايمان اسلامى مردم، هزاران كتاب خواهند نوشت وهزاران مقاله تنظيم خواهند كرد. هزاران شبهه رها خواهند كرد، تا در ذهن ومغز ودل مردم بنشيند و جاگير بشود. در مقابل اين تهاجم فرهنگى، چه كسى بايد ايمان مردم را حفظ ومسلح كند وذهنشان را مجهز نمايد؟ اين، وظيفهى علماست.


      اهم را بگوئید نه مهم را!

      ما آن چيزى را بايد بگوييم كه اهم است. ممكن است يك مطلب، خيلى هم خوب باشد؛ اما اهميتى ندارد. يك نفر احتياج دارد كه بداند چه كار بكند، تا جانش را نجات بدهد. آيا شما مىآييد، فرضاً راجع به بهداشت دهان ودندان با او حرف مىزنيد؟! بهداشت دهان ودندان، خيلى لازم است؛ اما اين فرد، حالا مرض مهلك دارد. به مسألهى اهم ومهم توجه كنيد. آن چيزى را بايد گفت كه مهمتر است.


      استفاده حداکثری از هنر

      استفادهى از هنر، بايستى به حداكثر برسد... منظور، استفاده از هنرمندان موجود است. استعدادها ومايههاى هنرى، در طلبهها هست ودر غيرطلبهها هم هست.... كار هنر در باب تبليغات، چيز بىبديلى است؛ يعنى هيچ چيز، جاى هنر را در تبليغات نمىگيرد.


      مخاطب شناسی در تبلیغ، اصل است

      فراهم كردن مواد تبليغ -مثل دستهبندى ومشخص كردن مباحثى كه لازم است براى انواع مستمعان انجام گيرد- وجود ندارد. مثلاً اگر خواستيد به فلان كشور برويد، اين مطالب لازم است؛ ولى در فلان كشور ديگر، اين مطالب مفيد نيست وبه درد نمىخورد. در داخل كشور ودر روستا، يك طور است ودر شهر بزرگ، طور ديگر. در تهران ودانشگاه ومحيط طلبگى، يك طور است ودر روضهى زنانه، طور ديگر. اين دستهبندى، در حوزه انجام نگرفته است.


      بررسی کنید که...

      من تجربه دارم كه گاهى اوقات، صد وپنجاه يا دويست نفر آدم كه كارمند انسانند، مىآيند مىگويند كه ما اين مقدار كتاب را منتشر كردهايم. شما نبايد از اين مقدار، اينطور نتيجه بگيريد كه اين كتابها، اولاً خوب انتخاب شده، ثانياً خوب چاپ شده، ثالثاً خوب ترجمه شده، رابعاً به جا وبه دقت فرستاده شده، خامساً به آن جايى كه بايد برسد، رسيده، سادساً آن فرد مطالعه كرده است يا نه. همهى اينها لازم است؛ والّا به آنجا بفرستيم، تا در كتابخانهاى انباشته بشود، يا در سفارت ويا در رايزن فرهنگى ما بماند، يا صندوقهاى كتاب را در انبارها روى هم بچينند، چه ارزشى دارد؟







      God made Coke,
      God made Pepsi,
      God made Persian girls so DAMN SEXY!!!

      ~Zende Bad Iran Va Irani~

      Comment


      • #4







        God made Coke,
        God made Pepsi,
        God made Persian girls so DAMN SEXY!!!

        ~Zende Bad Iran Va Irani~

        Comment

        Working...
        X