زن در گرداب مرد سالاری در زندانی به وسعت تاريخ، فرهنگ و مذهب گرفتار بوده است.در فرهنگ مرد سالاری رشد و نمو کرده، آنرا توليد و باز توليد کرده و در غرقاب عقب ماندگی فرهنگی دست و پا زده است، و هنوز به ساحل نجات راه نيافته. در اين دريای پر تلاطم زندگی گاهی به زير آب و گاهی بر روی آب و هنوز به تخته پاره ای چسبيده و همراه خس و خاشاک فرهنگ مردسالاری برحباب و کف آزادی روی آب سوار است. هنوز زيرپايش زمين سفت و مقاوم نيست گرچه برای احيای برابريش با قايقی از استخوان تلاش هايش از دريای خون هم گذشته. هنوز در گرداب جهل و جنون و خرافه مرد سالار اسير است و تا نيمه دگر به رشد و آگاهی کافی دست نيافته باشد، زن و مرد که دو بال بشريت هستند قادر به پرواز دادن بشريت نخواهند بود.
به 9 سال قبل بر میگرديم و از لابلای خاطرات ث دال در مورد زندان که هنوز جائی منتشر نشده با هم تاريخ را ورق می زنيم... او با راهنمائی قبلی وکيل، و همکاری ديگران ازدادگاه عمومی ونک فرار کرده و پس از مشقّات فراوان و پشت سر گذاشتن وقايع متعّدد به اروپا رسيده است.
اين مصاحبه در سال80 صورت گرفته.است
در سال 76در بند نسوان اوين اتفاّق افتاد..."بعد از 3 روز در انفرادی بدون غذا به اطاق بازجوئی برده شدم ، 3 ماه در انفرادی بودم دو پاسدار همزمان 7 بار در 24 ساعت به من تجاوز کردند و از شوک اين عمل شنيع تمام گيسوانم شپيد گشت. توسط گودرزی و عبدالرزاقّی شکنجه شدم. بعد به زندان نسوان اوين بند 1 سياسی به يک اطاق 12 متری با حضور 26 نفرديگرمنتقل شدم.
زندانبانان: خانم اکبری مسئول بند نسوان، مقيسه ، خواجگان و آزاده در بند نسا و حاج رضائی رئيس زندان بودند.
پروانه رحيمی از زندانبانان حامله شده بود و برای خنثی کردن شکايت اقوامش مدرک را يعنی بچه را شبانگاه در کنار مادر با آوار کردن شوفاژ بر سرش مخش را ترکاندند و مادر را با تزريق ويروسی به بدنش بسوی مرگ روانه کردند...
مريم گلزاده 12 سال در اوين بود که برای اعدام خوانده شد...
کبرا وابسته، 23 ساله دارای نقص عضو پا، در شرکت مربوط به سپاه کار می کرده و 5 پاسدار در شرکت به او از عقب تجاوز می کردند و بعد از اينکه خانواده از جريان با خبر شده و شکاپت می کنند، دختر معصوم به زندان می افتد...
سلطنت 36-7 ساله بود و بعد از 16 سال اعدام شد...
دختری 24 ساله بعد از چند ماه زندانی بودن با سيم بگسل اعدام شد...
دختر ارتشبد نصيری، ايراندخت، حدود 20 سال زندانی بود، 53 ساله است...
يکی از بچه های چريکهای فدائی خلق بعد از 10 سال زندانی بودن، يک روز آمد و دچار بيماری عجيبی شده بود تمام بدنش عفونت کرده بود...
کژال از حزب دمکرات کردستان بود، زمانی که هيئت باز ديد کننده کنفرانس سران کشور های اسلامی از زندان ديدن می کرده او توضيح می دهد که آنچه آنها از غذا و ميوه و ملافه و پتو می بينند همه فقط برای بازديد آنها به زندانيان داده شده و هميشگی نيست. باسنش را که جای سوزاندن با اجاق پيک نيکی بر آن بود به هيئت بازديدکننده نشان داد. اين زن شجاع را بعد از رفتن ميهمانان خارجی بقدری شکنجه کردند که مچ دستش برگشته بود و لی باز هم اگر عکسی از خامنه ای به در و ديوار می ديد پاره می کرد...
ننه اقدس حدود 20 سال بود که در زندان بود. در طرح جمشيد گرفتار شده بود. از بچه ای که مادرش اعدام شده بود و هنوز در زندان بود نگهداری می کرد. او 6 ماه حکم داشته ولی يک دختر مجاهد به نام شقايق رستمی که حکم اعدام داشته را توی کيسه زباله کرده همراه با کيسه های ديگر از زندان بيرون فرستاده و او را فراری داده بود. ننه اقدس در بند مجاهدين و مسئول حمل زباله بود.
شيدا مجد، دختر خرّم بود، با نام همسرش مجد خوانده می شد. قبل از اعدام تمام ناخنهايش را کشيده بودند و انگشترطلايش در دست مقيسه بود. شوهرش را هم اعدام کرده بودند.
مامان منير 18 سال در زندان بود.
رويا از زنان فعاّل سياسی و شوهرش هم سياسی بود. در مقابل شوهرش به او تجاوز می کردند.يک روز شوهرش از فشار روانی در حمام زندان دست به خود کشی زد و زن هم دچار بيماری روانی شد.
خانمی 18 ساله به اتهام سلطنت طلب بودن دستگير شده بود، اکنون حدود 40 ساله است. در زندان همزمان 3 يا 4 شکنجه گر مرد به او تجاوز کرده و فيلم پرنو تهيه کرده بودند.
يک خانم 44 ساله هميشه از طرف مقعد مورد تجاوز قرار می گرفت و بدنش دچار عفونت شده بود.
به 9 سال قبل بر میگرديم و از لابلای خاطرات ث دال در مورد زندان که هنوز جائی منتشر نشده با هم تاريخ را ورق می زنيم... او با راهنمائی قبلی وکيل، و همکاری ديگران ازدادگاه عمومی ونک فرار کرده و پس از مشقّات فراوان و پشت سر گذاشتن وقايع متعّدد به اروپا رسيده است.
اين مصاحبه در سال80 صورت گرفته.است
در سال 76در بند نسوان اوين اتفاّق افتاد..."بعد از 3 روز در انفرادی بدون غذا به اطاق بازجوئی برده شدم ، 3 ماه در انفرادی بودم دو پاسدار همزمان 7 بار در 24 ساعت به من تجاوز کردند و از شوک اين عمل شنيع تمام گيسوانم شپيد گشت. توسط گودرزی و عبدالرزاقّی شکنجه شدم. بعد به زندان نسوان اوين بند 1 سياسی به يک اطاق 12 متری با حضور 26 نفرديگرمنتقل شدم.
زندانبانان: خانم اکبری مسئول بند نسوان، مقيسه ، خواجگان و آزاده در بند نسا و حاج رضائی رئيس زندان بودند.
پروانه رحيمی از زندانبانان حامله شده بود و برای خنثی کردن شکايت اقوامش مدرک را يعنی بچه را شبانگاه در کنار مادر با آوار کردن شوفاژ بر سرش مخش را ترکاندند و مادر را با تزريق ويروسی به بدنش بسوی مرگ روانه کردند...
مريم گلزاده 12 سال در اوين بود که برای اعدام خوانده شد...
کبرا وابسته، 23 ساله دارای نقص عضو پا، در شرکت مربوط به سپاه کار می کرده و 5 پاسدار در شرکت به او از عقب تجاوز می کردند و بعد از اينکه خانواده از جريان با خبر شده و شکاپت می کنند، دختر معصوم به زندان می افتد...
سلطنت 36-7 ساله بود و بعد از 16 سال اعدام شد...
دختری 24 ساله بعد از چند ماه زندانی بودن با سيم بگسل اعدام شد...
دختر ارتشبد نصيری، ايراندخت، حدود 20 سال زندانی بود، 53 ساله است...
يکی از بچه های چريکهای فدائی خلق بعد از 10 سال زندانی بودن، يک روز آمد و دچار بيماری عجيبی شده بود تمام بدنش عفونت کرده بود...
کژال از حزب دمکرات کردستان بود، زمانی که هيئت باز ديد کننده کنفرانس سران کشور های اسلامی از زندان ديدن می کرده او توضيح می دهد که آنچه آنها از غذا و ميوه و ملافه و پتو می بينند همه فقط برای بازديد آنها به زندانيان داده شده و هميشگی نيست. باسنش را که جای سوزاندن با اجاق پيک نيکی بر آن بود به هيئت بازديدکننده نشان داد. اين زن شجاع را بعد از رفتن ميهمانان خارجی بقدری شکنجه کردند که مچ دستش برگشته بود و لی باز هم اگر عکسی از خامنه ای به در و ديوار می ديد پاره می کرد...
ننه اقدس حدود 20 سال بود که در زندان بود. در طرح جمشيد گرفتار شده بود. از بچه ای که مادرش اعدام شده بود و هنوز در زندان بود نگهداری می کرد. او 6 ماه حکم داشته ولی يک دختر مجاهد به نام شقايق رستمی که حکم اعدام داشته را توی کيسه زباله کرده همراه با کيسه های ديگر از زندان بيرون فرستاده و او را فراری داده بود. ننه اقدس در بند مجاهدين و مسئول حمل زباله بود.
شيدا مجد، دختر خرّم بود، با نام همسرش مجد خوانده می شد. قبل از اعدام تمام ناخنهايش را کشيده بودند و انگشترطلايش در دست مقيسه بود. شوهرش را هم اعدام کرده بودند.
مامان منير 18 سال در زندان بود.
رويا از زنان فعاّل سياسی و شوهرش هم سياسی بود. در مقابل شوهرش به او تجاوز می کردند.يک روز شوهرش از فشار روانی در حمام زندان دست به خود کشی زد و زن هم دچار بيماری روانی شد.
خانمی 18 ساله به اتهام سلطنت طلب بودن دستگير شده بود، اکنون حدود 40 ساله است. در زندان همزمان 3 يا 4 شکنجه گر مرد به او تجاوز کرده و فيلم پرنو تهيه کرده بودند.
يک خانم 44 ساله هميشه از طرف مقعد مورد تجاوز قرار می گرفت و بدنش دچار عفونت شده بود.


Comment