وقتی راه های مدنی برای تغيير شرايط تبعيض و فشار و سرکوب بسته ميشود، پناه بردن به مذهب و يا تغيير مذهب به شيوه ای برای فرار از شرايط نامطلوب و يا اعتراض يا تسليم تبديل ميشود. در ايران که بنيان انواع تبعيض ها: جنسي، ملي، مذهبی و سرکوب گسترده حقوق شهروندی در نص قانونی اساسی رژيم قرار دارد و تبعيض و سرکوب بطور روزمره اعمال می شود، اين نوع واکنش نيز به پديده ای عادی تبديل شده و ما شاهد پناه بردن شهروندان به مذاهب ديگر يا فرقه های درويشی و يا حتی جن گيری و رمالی هستيم که آن هم هروقت خطری برای انحصار خرافه و زور توسط دستگاه حاکم باشد با سرکوب رژيم روبرو ميشود. اين شکل واکنش اگرچه ميتواند مورد سوء استفاده ميسيون های مذهبی و سياسی و اشخاص سودجو قرار بگيرد و ميگيرد، اما چيزی به جز انعکاس فشار حاکم نيست.
پناه بردن به مذهب که قبل از انقلاب ايران شاهد آن بوديم و يا تغيير مذهب که اکنون رواج يافته، در واقع پديده ای مربوط به دوران قبل از مدرنيته بود که حقوق فردی و جمعی به رسميت شناخته نمی شد. در عهد باستان بسياری از مذاهب به اين شکل پا گرفتند و بعد تغيير کردند. ظهور دوباره آن در عصر ما و بويژه در کشور ما خود داستانی گويا از شرايط عصر ما و بويژه شرايط سهمگين در کشور ماست.
در اکتبر امسال اخباری در مورد Untouchable های هند و تغيير مذهب گروهی آن ها در رسانه های غرب منتشر شد که در ميان مصيبت ها و بحران های سياسی جاری زياد مورد توجه قرار نگرفت. در اين مورد جنبش تغيير مذهب به شکل گروهی که سابقه آن به پايان دهه 40 ميلادی برميگردد، آشکارا به علت تغيير عقيده انسان ها نيست و نيز شکلی از کنار آمدن با سيستم را به نمايش نمی گذارد، بلکه صاف و ساده برای گريز از سيستم کاستی با استفاده از منطق احمقانه ی خود اين سيستم است.
Untouchable ها که در فارسی "نجس ها" ترجمه شده است ، بخشی از شهروندان هند هستند که بر اساس سيستم کاستی در پايين ترين مراتب اجتماعی قرار داده داده شده و "نجس" محسوب می شوند، يعنی اعضای کاست های بالا تماس و لمس آن ها را باعث کثيف شدن خود تلقی ميکنند. طبيعتا آن ها در تمام حوزه های اجتماعی به شدت مورد تبعيض قرار ميگيرند. اگر چه اين سيستم اکنون غير قانونی شده است ولی عملا بطور گسترده جاری است.
برای لمس درد و رنجی که قربانيان اين سيستم غيرانسانی می برند، لازم نيست به هندوستان سفر کنيم، کافی است کتاب "خدای چيزهای کوچک" آرونداتی روی را خوانده باشيم. قلم زيبا و توانای خانم روی ما را مستقيما به کنار آن ها می برد. کتاب را به خاطر گستره وسيع انتشارش و توجهی که در سراسر جهان به خود جلب کرد، شايد بتوان بلندترين بازتاب فرياد اين مردم درد کشيده در بحبوحه ی دوره ای خواند که ناسيوناليست های نوليبرال بر هندوستان حکومت ميکردند و خبرهای هند در رسانه ها همه از "توسعه " و پيشرفت و موفقيت بود.

البته در هند برخلاف ايران، يک دستگاه ولايتی سرکوبگر بر مردم حکومت نمی کند و سيستم سياسی آن دمکراتيک است ودوام سيستم کاستی در آنجا دلايل ديگر دارد. در کتاب خانم روی می بينيم چگونه انواع سرکوب شدگان "غير نجس "هم با مشارکت در سرکوب مردم محروم تر از خود، درد خود را تخفيف ميدهند. حتی زنان کاست های بالاتر که خود به شدت قربانی تبعيض و سنت مردسالاری در هند هستند، با ظلم بر اين قشر محروم برای خود تسلايی می جويند و نيز در کتاب می بينيم که چگونه انواع احزاب و سياستمداران مزور که رسما از سيستم کاستی فاصله می گيرند و نيز صاحبان سودجوی سرمايه های داخلی و خارجی به خاطر منافع خود به اين يا آن شکل به دوام اين سيستم ياری ميرسانند.
فاجعه بار اين که حتی در ميان خود "نجس ها" يک سيستم کاستی برقرار است و مثلا "داليت" ها که خود ميان هندو ها پست شمرده ميشوند، "اراذل" را که مسلمان هستند پست و نجس به شمار می آورند، در حاليکه "اراذل" مسلمان توسط "اشراف" مسلمان هم پست و نجس محسوب ميشوند.خلاصه هرکس بدبخت تر از خودی را پيدا ميکند تا به اصطلاح رسای عامه" عقده دل" خود را بر سر او خالی کند، عده ای هم در بالا بر سر همه آن ها ميزنند!
در زير گزارش روزنامه اينديپندنت از تغيير مذهب گروهی داليت ها را ميخوانيد. به هر حال انعکاسی از دردهای جامعه ما هم هست. زيراهرچند سيستم کاستی هند يکی از بدترين اشکال تبعيض است، ولی به علت شکل خالص و عريان خود، ماهيت بربر منشانه و ضدانسانی هر نوع تبعيض و نابرابر شمردن انسان ها را به نمايش ميگذارد.
جاستين هاگلر. اينديپندنت
پناه بردن به مذهب که قبل از انقلاب ايران شاهد آن بوديم و يا تغيير مذهب که اکنون رواج يافته، در واقع پديده ای مربوط به دوران قبل از مدرنيته بود که حقوق فردی و جمعی به رسميت شناخته نمی شد. در عهد باستان بسياری از مذاهب به اين شکل پا گرفتند و بعد تغيير کردند. ظهور دوباره آن در عصر ما و بويژه در کشور ما خود داستانی گويا از شرايط عصر ما و بويژه شرايط سهمگين در کشور ماست.
در اکتبر امسال اخباری در مورد Untouchable های هند و تغيير مذهب گروهی آن ها در رسانه های غرب منتشر شد که در ميان مصيبت ها و بحران های سياسی جاری زياد مورد توجه قرار نگرفت. در اين مورد جنبش تغيير مذهب به شکل گروهی که سابقه آن به پايان دهه 40 ميلادی برميگردد، آشکارا به علت تغيير عقيده انسان ها نيست و نيز شکلی از کنار آمدن با سيستم را به نمايش نمی گذارد، بلکه صاف و ساده برای گريز از سيستم کاستی با استفاده از منطق احمقانه ی خود اين سيستم است.
Untouchable ها که در فارسی "نجس ها" ترجمه شده است ، بخشی از شهروندان هند هستند که بر اساس سيستم کاستی در پايين ترين مراتب اجتماعی قرار داده داده شده و "نجس" محسوب می شوند، يعنی اعضای کاست های بالا تماس و لمس آن ها را باعث کثيف شدن خود تلقی ميکنند. طبيعتا آن ها در تمام حوزه های اجتماعی به شدت مورد تبعيض قرار ميگيرند. اگر چه اين سيستم اکنون غير قانونی شده است ولی عملا بطور گسترده جاری است.
برای لمس درد و رنجی که قربانيان اين سيستم غيرانسانی می برند، لازم نيست به هندوستان سفر کنيم، کافی است کتاب "خدای چيزهای کوچک" آرونداتی روی را خوانده باشيم. قلم زيبا و توانای خانم روی ما را مستقيما به کنار آن ها می برد. کتاب را به خاطر گستره وسيع انتشارش و توجهی که در سراسر جهان به خود جلب کرد، شايد بتوان بلندترين بازتاب فرياد اين مردم درد کشيده در بحبوحه ی دوره ای خواند که ناسيوناليست های نوليبرال بر هندوستان حکومت ميکردند و خبرهای هند در رسانه ها همه از "توسعه " و پيشرفت و موفقيت بود.

البته در هند برخلاف ايران، يک دستگاه ولايتی سرکوبگر بر مردم حکومت نمی کند و سيستم سياسی آن دمکراتيک است ودوام سيستم کاستی در آنجا دلايل ديگر دارد. در کتاب خانم روی می بينيم چگونه انواع سرکوب شدگان "غير نجس "هم با مشارکت در سرکوب مردم محروم تر از خود، درد خود را تخفيف ميدهند. حتی زنان کاست های بالاتر که خود به شدت قربانی تبعيض و سنت مردسالاری در هند هستند، با ظلم بر اين قشر محروم برای خود تسلايی می جويند و نيز در کتاب می بينيم که چگونه انواع احزاب و سياستمداران مزور که رسما از سيستم کاستی فاصله می گيرند و نيز صاحبان سودجوی سرمايه های داخلی و خارجی به خاطر منافع خود به اين يا آن شکل به دوام اين سيستم ياری ميرسانند.
فاجعه بار اين که حتی در ميان خود "نجس ها" يک سيستم کاستی برقرار است و مثلا "داليت" ها که خود ميان هندو ها پست شمرده ميشوند، "اراذل" را که مسلمان هستند پست و نجس به شمار می آورند، در حاليکه "اراذل" مسلمان توسط "اشراف" مسلمان هم پست و نجس محسوب ميشوند.خلاصه هرکس بدبخت تر از خودی را پيدا ميکند تا به اصطلاح رسای عامه" عقده دل" خود را بر سر او خالی کند، عده ای هم در بالا بر سر همه آن ها ميزنند!
در زير گزارش روزنامه اينديپندنت از تغيير مذهب گروهی داليت ها را ميخوانيد. به هر حال انعکاسی از دردهای جامعه ما هم هست. زيراهرچند سيستم کاستی هند يکی از بدترين اشکال تبعيض است، ولی به علت شکل خالص و عريان خود، ماهيت بربر منشانه و ضدانسانی هر نوع تبعيض و نابرابر شمردن انسان ها را به نمايش ميگذارد.
جاستين هاگلر. اينديپندنت

Comment