بررسي سرمايه گذاري مستقيم خارجي در ايران
مطالعات نشان مي دهد كه سرمايه گذاري مستقيم خارجي به هر علت و شكلي كه صورت پذيرد، اثرات قابل ملاحظه اي بر روي متغيرهاي كلان اقتصادي از جمله كاهش نرخ بهره ، كاهش نرخ ارز ،افزايش رشد اقتصادي،افزايش درآمد مالياتي دولت ، كاهش بدهي دولت ،بهبود توزيع درآمد ،انتقال تكنولوژي ،افزايش اشتغال ،توسعه صادرات ، كاهش واردات و تاثيرمثبت در تراز پرداختها دارد.
چكيده
امروزه بسياري از كشورهاي جهان به واسطة عدم تكافوي منابع داخلي براي سرمايه*گذاري ، تمايل شديدي به جذب سرمايه*هاي خارجي پيدا كرده اند . سرمايه*گذاري خارجي معمــولاً در دو قالب**، سرمايه گذاري سهامدارانه خارجي (FOREIGN PORTFOLIO INVESTMENT=FPI(1 و سرمايه گذاري مستقيم خارجي(FOREIGN DIRECT INVESTMENT=FDI) صورت مي گيرد.
خريد اوراق قرضه و سهام شركت ها در معاملات بورس و قبوض سپرده در بانك هاي خارجي از انواع FPI هستند كه در اين حالت سرمايه گذار خارجي در اداره واحد توليدي نقش مستقيم نداشته و مسئوليت مالي نيز متوجه وي نيست اما سرمايه گذاري مستقيم خارجي ، نوعي سرمايه*گذاري است كه به منظور كسب منفعت دائمي و هميشگي در مؤسسه اي مستقر در كشوري غير از كشور سرمايه گذار صورت مي گيرد و نتيجه آن كسب حق رأي مؤثر در مديريت شركت است. طبق بررسي هاي انجام شده علت اصلي ورود حجم بالايي از سرمايه*گذاري مستقيم خارجي به كشورها مي تواند به شرح زير باشد:
الف- عوامل سياست گذاري اقتصادي
ب - عوامل ساختار اقتصادي
ج - عوامل تشويقي و حمايتي
د - عوامل جغرافيايي و سياسي
مطالعات نشان مي دهد كه سرمايه گذاري مستقيم خارجي به هر علت و شكلي كه صورت پذيرد، اثرات قابل ملاحظه اي بر روي متغيرهاي كلان اقتصادي از جمله كاهش نرخ بهره ، كاهش نرخ ارز ،افزايش رشد اقتصادي،افزايش درآمد مالياتي دولت ، كاهش بدهي دولت ،بهبود توزيع درآمد ،انتقال تكنولوژي ،افزايش اشتغال ،توسعه صادرات ، كاهش واردات و تاثيرمثبت در تراز پرداختها دارد. باتوجه به امكان سرمايه گذاري مستقيم خارجي در كشورهاي مختلف، مطلوبيت يك يا چند متغير به تنهايي براي تشويق سرمايه گذاري مستقيم خارجي كافي نخواهد بود، بلكه ارزيابي تمام متغير ها به صورت يك مجموعه ، مي تواند منجر به انجام سرمايه*گذاري خارجي شود . گزارش آنكتاد در سال 2005 نشان مي دهد كه رتبه ايران در جذب سرمايه**گذاري مستقيم خارجي در بين 140 كشورجهان 130 است .كه عدم اطمينان و بي ثباتي سياسي و اقتصادي مي تواند يكي از دلايل اصلي عدم موفقيت ايران در جذب آن باشد . به هر حال جذب* سرمايه گذاري مستقيم خارجي، بدون* تغيير نگرش* در ميان* سياستمداران* و كارشناسان* و ايجاد بستر مناسب* براي* ورود آن امكان*پذير نيست* و قانون* جديد نمي*تواند كار زيادي* انجام* دهد. به*همين* دليل* تا زماني* كه* شرايط* فرهنگي، اجتماعي* ، سياسي و .....* مناسب* فراهم* نشود، كشور ها و شركتهاي* خارجي* علاقه* چنداني* به* سرمايه*گذاري* در ايران* از خود نشان نخواهند داد.
مقدمه
در شرايط* نوين* اقتصاد جهاني، سرمايه*گذاري* خارجي* نقش* بسيار مهمي* بازي* مي*كند. ديگر دوران* رودررويي* با سرمايه*گذاري* خارجي* و نفي* آن* به سر آمده* و بيشتر بحثها، دور اين* مساله* مي*چرخد كه* چه* نوع* سرمايه*گذاري* براي* كشور مفيد است* و از چه* راههايي* مي*توان* سرمايه*هاي* خارجي* را به* كشور جذب* كرد. سرمايه*گذاران* خارجي* بويژه* شركتهاي* فرامليتي* براي* ارتقاي* سطح* رقابت* پذيري* و كسب* سود بيشتر، علاقه*مند به* سرمايه*گذاري* در مناطق* مستعد و مزيت*دار شده*اند . عمليات فرامليتي*ها وسرمايه گذاري مستقيم خارجي همچنين مي*تواند بر رشد و توسعه اقتصادي، اجتماعي، سياسي كشورهاي ميزبان به طرق مختلف و در ابعاد گوناگون تاثير گذارد كه اين مسئله از نظر دولتهاي ميزبان اهميت زيادي دارد. طيف اين متغيرها بسيار گسترده مي*باشد مانند تاثير بر اشتغال، تجارت ، ترازپرداختها، ساختار صنعتي، تحرك اجتماعي و سياسي و... كه هر كدام به نوبه خود داراي پيچيدگيهاي خاص خود است . از دهة 1970 به بعد رشد سرمايه گذاي خارجي بسيار شديد شده و از رشد تجارت پيشي گرفته به طوري كه بيش از دو برابر رشد صادرات كالا و خدمات بوده است. مهمترين ويژگي سرمايه گذاري سهامي فرّار بودن آن است . به عبارت ديگر سرمايه گذار خارجي در هر لحظه قادر است با فروش سهام يا اوراق بهادار ، سرمايه اش را به كشور خود و يا كشور ثالث منتقل نمايد . به نظر آنكتاد سرمايه گذاري مستقيم خارجي عبارت است از سرمايه گذاري كه متضمن مناسبات بلند مدت بوده و منعكس كننده كنترل و نفع مستمر شخصيت حقيقي يا حقوقي مقيم يك كشور (سرمايه گذاري مستقيم خارجي در شركت مادر) در شركتي واقع در خارج موطن سرمايه گذار باشد. سرمايه گذاري خارجي در كتاب جامع پالگريو به صورت تملك دارايي ها (از جمله سهام ، اوراق بهادار و غيره) توسط سرمايه گذار در خارج موطن خود تعريف شده است . در مواقعي كه دارايي ها شامل تجهيزات فيزيكي توليد شود سرمايه گذاري خارجي مستقيم تلقي مي شود.
شرايط جذب سرمايه گذاري مستقيم خارجي
هر چه كشوري از امكانات گسترده تري براي كاهش هزينه هاي توليد برخوردار باشد و سطح تكنولوژي بالاتري داشته باشد جريان سرمايه گذاري مستقيم خارجي به آن كشور بيشتر خواهد بود .در واقع علت اصلي ورود حجم بالايي از اين نوع سرمايه به كشورهاي توسعه يافته وجود شرايط فوق الذكر در اين كشورها مي باشد عوامل تاثير گذار بر اين جريان را مي تواند به شرح زير برشمرد:
الف- سياست گذاري اقتصادي
هر گاه سياست گذاري هاي اقتصادي در كشور ميزبان ، در راستاي ايجاد فضاي باز و با ثبات اقتصادي باشد ، ميزان ريسك سرمايه گذاري كاهش خواهد يافت و به تبع آن جريان سرمايه را مي توان در موارد زير خلاصه كرد :
1. سياست پولي : اين سياست ها تعيين كننده عوامل مؤثر بر نرخ تورم در كشور است. در واقع هر چه سطح تورم در كشور ميزبان پايين تر باشد ميزان كاهش در ارزش دارايي ها و سود خالص سرمايه گذاري كمتر خواهد بود در نتيجه ريسك سرمايه گذاري تقليل يافته و به تبع آن جريان سرمايه گذاري مستقيم افزايش مي يابد .
2. سياست مالي : نشان دهنده وضعيت كسري بودجه دولت و درآمدهاي مالياتي است . در صورت وجود كسري بودجه و تأمين آن از طريق استقراض از بانك مركزي ، شاهد بروز تورم در كشور ميزبان خواهيم بود و همان طور كه عنوان شد اين امر اثر منفي بر جريان سرمايه خارجي دارد . به علاوه وجود ماليات مضاعف بر درآمد شركت هاي سرمايه گذار اثر منفي بر اين جريان خواهد داشت . طبيعي است كه سرمايه گذار نمي تواند در دو كشور ماليات بپردازد . همچنين بالا بودن ماليات بر درآمد و سود فعاليت هاي توليدي و خدماتي منجر به كاهش درآمد آنان پس از كسر ماليات شده و با كاهش سطح بازدهي ، سرمايه گذاري خارجي به كشور كاهش خواهد يافت .
3. سياست ارزي : مجموعه سياستهاي ارزي نشان دهنده وضعيت سيستم ارزي است. در صورتي كه نرخ ارز ثبات داشته باشد اطمينان بيشتري در فضاي اقتصادي كشور ايجاد مي شود و به تبع آن تصميم گيري براي سرمايه گذاران خارجي ساده تر مي شود .
4. سياست بازرگاني : ميزان آزادي بازرگاني خارجي را نشان مي دهد . هر چقدر معافيت هاي گمركي بر نهاده هاي واسطه اي و سرمايه اي مورد نياز سرمايه گذاران خارجي بيشتر باشد ، جريان FDI به كشور بيشتر خواهد بود .
5. سياست هاي ناظر بر مقررات : شامل اطلاعات رسمي و قابل دسترس ، تعيين جهت گيري حكومت و جامعه به سمت سرمايه هاي خارجي و محدوديت هاي انتقال سرمايه است . هر چقدر اطلاعات شفاف تر و دسترسي به آن سهل تر باشد اعتماد سرمايه گذاران خارجي به ارزيابي هايشان بيشتر و جريان سرمايه گذاري به كشور تسهيل مي شود. همچنين نگرش مردم و قوانين و مقررات حاكم بر جريان سرمايه ، نيز اهميت بسزايي دارد.
ب - ساختار اقتصادي
هر چقدر ساختار و زير ساخت هاي اقتصادي يك كشور قوي تر باشد سرمايه گذاران خارجي تمايل بيشتري به سرمايه گذاري مستقيم در آن كشور دارند . عمده ترين عوامل ساختاري اقتصاد كه به طور مستقيم بر جذب سرمايه مؤثر است عبارتند از :
1. ثبات تراز تجاري : ثبات تراز تجاري به مفهوم پايداري نظام تجارت خارجي بوده و در نتيجه اعتماد سرمايه گذاران خارجي را به سرمايه گذاري جلب مي نمايد .
2. گستردگي بازار : هر چقدر بازار كشوري گسترده تر باشد و هنوز اشباع نشده باشد جريان سرمايه به آن كشور تقويت مي شود .
3. بدهي خارجي : هر چقدر بار بدهي كشوري كمتر باشد امكان تأمين مالي از طريق جريان ورود سرمايه به آن كشور تقويت مي شود .
4. ساختار تأمين مالي : هر چقدر وضعيت نظام بانكي كشور قوي تر باشد و تسهيلات سهل تر و بيشتري به مشتريان خود ارائه دهد، زمينه هاي لازم را براي سرمايه گذاران خارجي بيشتر فراهم مي آورد .
5. تأسيسات زير بنايي : وجود زير ساختهاي اقتصادي گسترده تر نظير راهها ، بنادر ، سيستم هاي ارتباطي و ... عوامل مؤثر در جذب سرمايه هستند.
6. نيروي كار ماهر و توسعة منابع انساني : با پيچيده تر شدن فرآيند توليد كالاها و خدمات در جهان ، وجود نيروي كار غير ماهر ديگر مزيت به شمار نمي رود . لذا كشورهايي در جذب سرمايه موفق تر هستند كه از يك نيروي كار آموزش ديده برخوردار هستند .
7. وجود شبكه اطلاع رساني گسترده : در صورت وجود يك شبكة اطلاع رساني قوي كه اطلاعات به روز و دقيق را در خصوص نيروي كار ، زير ساخت ها ، امتيازات و ... در اختيار سرمايه گذاران قرار دهد ، انگيزة ورود سرمايه به كشور تقويت مي شود .
ج - عوامل تشويقي و حمايتي
برخي از كشورها جهت جلب سرمايه گذاران خارجي اقدام به اعطاي امتيازاتي مي نمايند . مسلم است كه هر چه ميزان امتيازها بيشتر باشد سرمايه گذاران با تمايل بيشتري به سرمايه گذاري اقدام مي كنند. در اين ارتباط مي توان به موارد زير اشاره كرد :
1 - معافيت مالياتي در مورد توليدات شركت هاي سرمايه گذار خارجي
-2 اعطاي پوششهاي بيمه اي سرمايه گذاران
-3 اعطاي معافيتهاي گمركي در مورد واردات نهاده هاي مورد نياز شركت هاي سرمايه گذار خارجي
-4 اعطاي يارانه در امر آموزش نيروي كار محلي
-5 ايجاد مناطق آزاد براي سرمايه گذاري
-6 اعطاي تسهيلات زير بنايي و خدمات عمومي ارزان تر نظير آب و برق
-7 تضمين برگشت سود و اصل سرمايه و جلوگيري از مصادره و ملي كردن آنها.
مطالعات نشان مي دهد كه سرمايه گذاري مستقيم خارجي به هر علت و شكلي كه صورت پذيرد، اثرات قابل ملاحظه اي بر روي متغيرهاي كلان اقتصادي از جمله كاهش نرخ بهره ، كاهش نرخ ارز ،افزايش رشد اقتصادي،افزايش درآمد مالياتي دولت ، كاهش بدهي دولت ،بهبود توزيع درآمد ،انتقال تكنولوژي ،افزايش اشتغال ،توسعه صادرات ، كاهش واردات و تاثيرمثبت در تراز پرداختها دارد.
چكيده
امروزه بسياري از كشورهاي جهان به واسطة عدم تكافوي منابع داخلي براي سرمايه*گذاري ، تمايل شديدي به جذب سرمايه*هاي خارجي پيدا كرده اند . سرمايه*گذاري خارجي معمــولاً در دو قالب**، سرمايه گذاري سهامدارانه خارجي (FOREIGN PORTFOLIO INVESTMENT=FPI(1 و سرمايه گذاري مستقيم خارجي(FOREIGN DIRECT INVESTMENT=FDI) صورت مي گيرد.
خريد اوراق قرضه و سهام شركت ها در معاملات بورس و قبوض سپرده در بانك هاي خارجي از انواع FPI هستند كه در اين حالت سرمايه گذار خارجي در اداره واحد توليدي نقش مستقيم نداشته و مسئوليت مالي نيز متوجه وي نيست اما سرمايه گذاري مستقيم خارجي ، نوعي سرمايه*گذاري است كه به منظور كسب منفعت دائمي و هميشگي در مؤسسه اي مستقر در كشوري غير از كشور سرمايه گذار صورت مي گيرد و نتيجه آن كسب حق رأي مؤثر در مديريت شركت است. طبق بررسي هاي انجام شده علت اصلي ورود حجم بالايي از سرمايه*گذاري مستقيم خارجي به كشورها مي تواند به شرح زير باشد:
الف- عوامل سياست گذاري اقتصادي
ب - عوامل ساختار اقتصادي
ج - عوامل تشويقي و حمايتي
د - عوامل جغرافيايي و سياسي
مطالعات نشان مي دهد كه سرمايه گذاري مستقيم خارجي به هر علت و شكلي كه صورت پذيرد، اثرات قابل ملاحظه اي بر روي متغيرهاي كلان اقتصادي از جمله كاهش نرخ بهره ، كاهش نرخ ارز ،افزايش رشد اقتصادي،افزايش درآمد مالياتي دولت ، كاهش بدهي دولت ،بهبود توزيع درآمد ،انتقال تكنولوژي ،افزايش اشتغال ،توسعه صادرات ، كاهش واردات و تاثيرمثبت در تراز پرداختها دارد. باتوجه به امكان سرمايه گذاري مستقيم خارجي در كشورهاي مختلف، مطلوبيت يك يا چند متغير به تنهايي براي تشويق سرمايه گذاري مستقيم خارجي كافي نخواهد بود، بلكه ارزيابي تمام متغير ها به صورت يك مجموعه ، مي تواند منجر به انجام سرمايه*گذاري خارجي شود . گزارش آنكتاد در سال 2005 نشان مي دهد كه رتبه ايران در جذب سرمايه**گذاري مستقيم خارجي در بين 140 كشورجهان 130 است .كه عدم اطمينان و بي ثباتي سياسي و اقتصادي مي تواند يكي از دلايل اصلي عدم موفقيت ايران در جذب آن باشد . به هر حال جذب* سرمايه گذاري مستقيم خارجي، بدون* تغيير نگرش* در ميان* سياستمداران* و كارشناسان* و ايجاد بستر مناسب* براي* ورود آن امكان*پذير نيست* و قانون* جديد نمي*تواند كار زيادي* انجام* دهد. به*همين* دليل* تا زماني* كه* شرايط* فرهنگي، اجتماعي* ، سياسي و .....* مناسب* فراهم* نشود، كشور ها و شركتهاي* خارجي* علاقه* چنداني* به* سرمايه*گذاري* در ايران* از خود نشان نخواهند داد.
مقدمه
در شرايط* نوين* اقتصاد جهاني، سرمايه*گذاري* خارجي* نقش* بسيار مهمي* بازي* مي*كند. ديگر دوران* رودررويي* با سرمايه*گذاري* خارجي* و نفي* آن* به سر آمده* و بيشتر بحثها، دور اين* مساله* مي*چرخد كه* چه* نوع* سرمايه*گذاري* براي* كشور مفيد است* و از چه* راههايي* مي*توان* سرمايه*هاي* خارجي* را به* كشور جذب* كرد. سرمايه*گذاران* خارجي* بويژه* شركتهاي* فرامليتي* براي* ارتقاي* سطح* رقابت* پذيري* و كسب* سود بيشتر، علاقه*مند به* سرمايه*گذاري* در مناطق* مستعد و مزيت*دار شده*اند . عمليات فرامليتي*ها وسرمايه گذاري مستقيم خارجي همچنين مي*تواند بر رشد و توسعه اقتصادي، اجتماعي، سياسي كشورهاي ميزبان به طرق مختلف و در ابعاد گوناگون تاثير گذارد كه اين مسئله از نظر دولتهاي ميزبان اهميت زيادي دارد. طيف اين متغيرها بسيار گسترده مي*باشد مانند تاثير بر اشتغال، تجارت ، ترازپرداختها، ساختار صنعتي، تحرك اجتماعي و سياسي و... كه هر كدام به نوبه خود داراي پيچيدگيهاي خاص خود است . از دهة 1970 به بعد رشد سرمايه گذاي خارجي بسيار شديد شده و از رشد تجارت پيشي گرفته به طوري كه بيش از دو برابر رشد صادرات كالا و خدمات بوده است. مهمترين ويژگي سرمايه گذاري سهامي فرّار بودن آن است . به عبارت ديگر سرمايه گذار خارجي در هر لحظه قادر است با فروش سهام يا اوراق بهادار ، سرمايه اش را به كشور خود و يا كشور ثالث منتقل نمايد . به نظر آنكتاد سرمايه گذاري مستقيم خارجي عبارت است از سرمايه گذاري كه متضمن مناسبات بلند مدت بوده و منعكس كننده كنترل و نفع مستمر شخصيت حقيقي يا حقوقي مقيم يك كشور (سرمايه گذاري مستقيم خارجي در شركت مادر) در شركتي واقع در خارج موطن سرمايه گذار باشد. سرمايه گذاري خارجي در كتاب جامع پالگريو به صورت تملك دارايي ها (از جمله سهام ، اوراق بهادار و غيره) توسط سرمايه گذار در خارج موطن خود تعريف شده است . در مواقعي كه دارايي ها شامل تجهيزات فيزيكي توليد شود سرمايه گذاري خارجي مستقيم تلقي مي شود.
شرايط جذب سرمايه گذاري مستقيم خارجي
هر چه كشوري از امكانات گسترده تري براي كاهش هزينه هاي توليد برخوردار باشد و سطح تكنولوژي بالاتري داشته باشد جريان سرمايه گذاري مستقيم خارجي به آن كشور بيشتر خواهد بود .در واقع علت اصلي ورود حجم بالايي از اين نوع سرمايه به كشورهاي توسعه يافته وجود شرايط فوق الذكر در اين كشورها مي باشد عوامل تاثير گذار بر اين جريان را مي تواند به شرح زير برشمرد:
الف- سياست گذاري اقتصادي
هر گاه سياست گذاري هاي اقتصادي در كشور ميزبان ، در راستاي ايجاد فضاي باز و با ثبات اقتصادي باشد ، ميزان ريسك سرمايه گذاري كاهش خواهد يافت و به تبع آن جريان سرمايه را مي توان در موارد زير خلاصه كرد :
1. سياست پولي : اين سياست ها تعيين كننده عوامل مؤثر بر نرخ تورم در كشور است. در واقع هر چه سطح تورم در كشور ميزبان پايين تر باشد ميزان كاهش در ارزش دارايي ها و سود خالص سرمايه گذاري كمتر خواهد بود در نتيجه ريسك سرمايه گذاري تقليل يافته و به تبع آن جريان سرمايه گذاري مستقيم افزايش مي يابد .
2. سياست مالي : نشان دهنده وضعيت كسري بودجه دولت و درآمدهاي مالياتي است . در صورت وجود كسري بودجه و تأمين آن از طريق استقراض از بانك مركزي ، شاهد بروز تورم در كشور ميزبان خواهيم بود و همان طور كه عنوان شد اين امر اثر منفي بر جريان سرمايه خارجي دارد . به علاوه وجود ماليات مضاعف بر درآمد شركت هاي سرمايه گذار اثر منفي بر اين جريان خواهد داشت . طبيعي است كه سرمايه گذار نمي تواند در دو كشور ماليات بپردازد . همچنين بالا بودن ماليات بر درآمد و سود فعاليت هاي توليدي و خدماتي منجر به كاهش درآمد آنان پس از كسر ماليات شده و با كاهش سطح بازدهي ، سرمايه گذاري خارجي به كشور كاهش خواهد يافت .
3. سياست ارزي : مجموعه سياستهاي ارزي نشان دهنده وضعيت سيستم ارزي است. در صورتي كه نرخ ارز ثبات داشته باشد اطمينان بيشتري در فضاي اقتصادي كشور ايجاد مي شود و به تبع آن تصميم گيري براي سرمايه گذاران خارجي ساده تر مي شود .
4. سياست بازرگاني : ميزان آزادي بازرگاني خارجي را نشان مي دهد . هر چقدر معافيت هاي گمركي بر نهاده هاي واسطه اي و سرمايه اي مورد نياز سرمايه گذاران خارجي بيشتر باشد ، جريان FDI به كشور بيشتر خواهد بود .
5. سياست هاي ناظر بر مقررات : شامل اطلاعات رسمي و قابل دسترس ، تعيين جهت گيري حكومت و جامعه به سمت سرمايه هاي خارجي و محدوديت هاي انتقال سرمايه است . هر چقدر اطلاعات شفاف تر و دسترسي به آن سهل تر باشد اعتماد سرمايه گذاران خارجي به ارزيابي هايشان بيشتر و جريان سرمايه گذاري به كشور تسهيل مي شود. همچنين نگرش مردم و قوانين و مقررات حاكم بر جريان سرمايه ، نيز اهميت بسزايي دارد.
ب - ساختار اقتصادي
هر چقدر ساختار و زير ساخت هاي اقتصادي يك كشور قوي تر باشد سرمايه گذاران خارجي تمايل بيشتري به سرمايه گذاري مستقيم در آن كشور دارند . عمده ترين عوامل ساختاري اقتصاد كه به طور مستقيم بر جذب سرمايه مؤثر است عبارتند از :
1. ثبات تراز تجاري : ثبات تراز تجاري به مفهوم پايداري نظام تجارت خارجي بوده و در نتيجه اعتماد سرمايه گذاران خارجي را به سرمايه گذاري جلب مي نمايد .
2. گستردگي بازار : هر چقدر بازار كشوري گسترده تر باشد و هنوز اشباع نشده باشد جريان سرمايه به آن كشور تقويت مي شود .
3. بدهي خارجي : هر چقدر بار بدهي كشوري كمتر باشد امكان تأمين مالي از طريق جريان ورود سرمايه به آن كشور تقويت مي شود .
4. ساختار تأمين مالي : هر چقدر وضعيت نظام بانكي كشور قوي تر باشد و تسهيلات سهل تر و بيشتري به مشتريان خود ارائه دهد، زمينه هاي لازم را براي سرمايه گذاران خارجي بيشتر فراهم مي آورد .
5. تأسيسات زير بنايي : وجود زير ساختهاي اقتصادي گسترده تر نظير راهها ، بنادر ، سيستم هاي ارتباطي و ... عوامل مؤثر در جذب سرمايه هستند.
6. نيروي كار ماهر و توسعة منابع انساني : با پيچيده تر شدن فرآيند توليد كالاها و خدمات در جهان ، وجود نيروي كار غير ماهر ديگر مزيت به شمار نمي رود . لذا كشورهايي در جذب سرمايه موفق تر هستند كه از يك نيروي كار آموزش ديده برخوردار هستند .
7. وجود شبكه اطلاع رساني گسترده : در صورت وجود يك شبكة اطلاع رساني قوي كه اطلاعات به روز و دقيق را در خصوص نيروي كار ، زير ساخت ها ، امتيازات و ... در اختيار سرمايه گذاران قرار دهد ، انگيزة ورود سرمايه به كشور تقويت مي شود .
ج - عوامل تشويقي و حمايتي
برخي از كشورها جهت جلب سرمايه گذاران خارجي اقدام به اعطاي امتيازاتي مي نمايند . مسلم است كه هر چه ميزان امتيازها بيشتر باشد سرمايه گذاران با تمايل بيشتري به سرمايه گذاري اقدام مي كنند. در اين ارتباط مي توان به موارد زير اشاره كرد :
1 - معافيت مالياتي در مورد توليدات شركت هاي سرمايه گذار خارجي
-2 اعطاي پوششهاي بيمه اي سرمايه گذاران
-3 اعطاي معافيتهاي گمركي در مورد واردات نهاده هاي مورد نياز شركت هاي سرمايه گذار خارجي
-4 اعطاي يارانه در امر آموزش نيروي كار محلي
-5 ايجاد مناطق آزاد براي سرمايه گذاري
-6 اعطاي تسهيلات زير بنايي و خدمات عمومي ارزان تر نظير آب و برق
-7 تضمين برگشت سود و اصل سرمايه و جلوگيري از مصادره و ملي كردن آنها.



Comment