PDA

View Full Version : 18 Million Toman for a Jacket


abadani69
04-03-2007, 09:07 PM
جايي در همين تهران
شهرونداني با پالتوهاي ۱۸ ميليوني

ماجرا از يكي از بيلبوردهاي تبليغاتي شروع شد. بيلبوردي در يكي از محله هاي مرفه نشين تهران كه روي آن عكس يك كيف و كفش زنانه ديده ميشد و يك شماره تلفن قرار داشت، نصب بود.نه از آدرس خبري بود و نه از نشان ديگري كه شما را به صورت دقيقتري به محل دسترسي به آن ببرند.شايد همين عوامل براي تحريك حس كنجكاوي آنها كه به دنبال ماركهاي خاصي از پوشاك ميگردند كافي باشد بنابراين چارهاي نيست جز تماس تلفني...
صدايي جوان با لحني كاملاً مودبانه شما را به ديدن گالري [ ... ] دعوت ميكند. آدرس، يكي از خيابانهاي فرعي پاسداران و جنب يكي از رستورانهاي معروف شهر است. او تاكيد دارد كه اين بازديد حتماً با وقت قبلي صورت بگيرد و با اصرار ميخواهد كه راس ساعت مقرر براي ديدن گالري مراجعه كنيم تا با وقت مشتريان ديگر تداخلي پيش نيايد.آدرس سرراست است اما از پاساژ يا مغازه و يا حتي به تعبير آنها گالري خبري نيست. جوانكي از داخل پاركينگ بيرون ميپرد با احترام ما را از ماشين خارج ميكند بعد سوئيچ ماشين را تحويل ميگيرد تا آن را در گوشه امني از پاركينگ قرار دهد. او به در آهني يك ساختمان چهار يا پنج طبقه اشاره ميكند يعني بفرماييد آنجا...
آيفون تصويري است ميپرسند وقت قبلي داريد؟
به مزاح جواب ميدهيم كه بله، اما اگر آقاي دكتر بين مريض ما را ببينند بهتر است
»كسي نميخندد «طبقه چهارم تشريف بياوريد درب را هم پشت سرتان ببنديد.
جلوي در طبقه چهارم جوان خوش سيماي كروات زدهاي از ما استقبال ميكند.
چند نفر ديگر هم به همين سبك و سياق داخل ساختمان هستند تا سوالهايي كه هنوز در ذهن مشتريان به وجود نيامده را با دقت و وسواس غيرقابل وصفي جواب دهند. نيم طبقه كوچكي با قفسه هاي شيشهاي كه مملو از اجناس شيك است و زرق و برق آن چشم هر بينندهاي را ميزند.
تا اينجاي داستان فقط كمي غيرمعمولي است. اين حساسيتها براي آمد و رفتها و گرفتن وقت قبلي آن هم براي تماشاي لباس و كيف و كفش را هم ميتوان به پاي كلاس گذاشتن هاي معمول شركتهاي شمال شهر گذاشت كه از وقتي شنيدهاند پزشكها از چنين روشي نتيجه گرفته اند حالا بدشان نميآيد داستان منشي هايي كه آقا يا خانم دكترشان تا شش ماه آينده وقت ندارد را در زمينه پوشاك هم تجربه كنند اما با نزديك شدن به كالاها و پرسيدن قيمت چند قلم از اجناس علت اين سياست محافظه كارانه بيشتر خودش را نشان ميدهد.
اولين مورد كفشي با مارك گوچي است. آقاي راهنما سري به برچسب قيمت آن ميزند 320 يورو يعني يك چيزي حدود 350 يا 360 هزار تومان اما جنس اش فوق العاده است.
به گمان اينكه اتفاقات عجيبي در بازار يورو به وجود آمده از خير آن ميگذريم و سراغ يك كفش مردانه ميرويم.
باز هم همان آقا لبخند ميزند و به حسن انتخاب ما تبريك ميگويد:قيمتش چيزي در حدود 1.500 يوروست. تا بخواهيم ماشين حساب ذهني را براي تبديل رقم به كار بيندازيم خودش جمله اش را تكميل ميكند: يك ميليون و 700 هزار تومان.كار ايتالياست. آخرين مدل است كه در سالنهاي مد هم به نمايش درآمد.

آن طرفتر دختر و پسر جواني مشغول چانه زني بر سر يك پالتو زنانه هستند.دختر اصرار دارد كه دوست ندارد پسر را به زحمت و خرج بيندازد اما پسر هم با سماجت از او ميخواهد كه تعارف را كنار بگذارد و اگر پالتو را پسنديده، بگويد. مكالمه ها جالب است.
- عزيزم حالا كه زمستون داره تموم ميشه باشد براي سال بعد
- نه، اصلاً ،هنوز دو ماه مونده. امسال جاي خودش سال بعد هم جاي خودش
- آخه...
- آخه بيآخه. اينهم كه قيمتش مناسبه.
- روش نوشته چه قدر؟
- فكر كنم يك ميليون و هشتصد هزار تا...
با تعجب و حيرت پالتويي كه قيمتش از نظر آنها مناسب تشخيص داده شده و يك ميليون و هشتصد هزار تومان قيمت دارد را برانداز ميكنم اما غير از من يكي ديگر از راهنماهاي شيكپوش فروشگاه هم اين مكالمه را شنيده.
او هم براي رفع سوءتفاهم خودش را وسط مياندازد: ببخشيد من جسارتاً يك توضيح بدهم قيمت اين كار 18 ميليون تومان است نه يك ميليون و هشتصد، البته قابل شما را ندارد!
پسر باز هم خودش را از تنگ و تا نمياندازد و اصرار دارد كه پولش براي او اهميتي ندارد اما اينبار زودتر در برابر تعارفات دخترك تسليم ميشود و پالتو 18 ميليون توماني به مكان اوليه اش روي يكي از قفسه ها برميگردد.

كنجكاوي ديوانه كننده در مورد اين پالتو كه حداقل در ظاهر از سيستم خنك كننده يا گرم كننده برخوردار نيست نه ايربگ دارد و نه هوش مصنوعي كه مسير را به صاحبش نشان دهد، باعث شد در مورد آن سوال كنم، فرمودند: يكي از جديدترين كارهايي است كه در اروپا مد شده، تمامش پوست طبيعي است و با ضمانتنامه فروخته ميشود.
راهنما كه متوجه علاقه و كنجكاوي من شده و احتمالاً به اين دليل كه قدرت و توانايي كلام خود را براي جلب مشتري و دادن اطلاعات به آن به رخ مديران فروشگاه بكشد ناخودآگاه باب گفتگو را بازميكند و هر چه كه لازم است در مورد اين مركز فروش كه به گفته خود آنها در تهران يا حتي ايران كم نظير يا حتي بي نظير است روي دايره ميريزد.
جواب او در مورد اينكه چرا اين فروشگاه در تبليغاتش به هيچ آدرسي اشاره نميكند و يا حتي تابلويي مقابل درب آن نصب نشده تا مشتريان گذري را جلب كند جواب قانع كنندهاي است:
ما در جامعه اي زندگي ميكنيم كه هنوز پذيرش و هضم برخي از ارقام و قيمتهاي اجناس ما در آن ممكن نيست. ما به دنبال مشتريهاي خاص هستيم كه آنها را هم داريم
با تعجب ميپرسم كه آيا كسي هست كه 18 ميليون تومان بابت يك پالتو بپردازد: بله اگر نبود كه ما اينها را نميآورديم. ما اينجا كت و شلوار با مارك ميليونري داريم كه زماني فقط شاه ايران از اين مارك لباس ميپوشيد، اما حالا ما براي چند تا از مشتريهايمان از اين كت و شلوار و پالتوها سفارش ميدهيم تا برايمان بفرستند
آنها حتي براي نحوه عرضه اجناس كه در سالني كوچك انجام ميشود هم دليل دارند:
اينجا شايد يك هزارم از اجناس ما در معرض ديد قرار دارند. نحوه كار ما با مشتريها به اين شكل است كه شما هر سبكي از كفش يا لباس را كه بخواهيد ما شما را به يكي از طبقات زيرين ميبريم و آنجا انواع مدلها را به شما عرضه ميكنيم. مثلاً من همين امروز يك مشتري براي كفش داشتم و چون ما دو طبقه كلاً كفش داريم، كار ما از ساعت چهار بعدازظهر شروع شد و بالاخره ساعت هشت شب ايشان يكي از كفشهاي ما را پسنديد و خريدند.
از قرار معلوم و برخلاف تصور ما اين تعداد مشتريها كم هم نيستند، كساني كه براي يك دست كت و شلوار از هزار تومان تا پنج ميليون تومان هزينه ميكنند.كفش يك و نيم ميليوني ميپوشند و سنجاق كروات را با 700دكمه سر آستين كت ست ميكنند، چكمه سه ميليوني سفارش ميدهند، آدرس و شماره تلفن خود را به اين فروشگاه داده اند تا در صورت رويت هرگونه مد جديد هرچه سريعتر و قبل از ديگر رقبا آنها را در جريان بگذارند تا براي مهمانيهاي آخر هفته بيشتر بتوانند فخرفروشي كنند.
اين فروشگاه در شمال شهر تهران مدعي است كه پوشاكي به تن شما ميكند كه فقط مردان و زنان سرشناس دنيا مثل هنرپيشه ها يا ستاره هاي فوتبال ميپوشند. لباسهايي كه زماني شاه ايران به تن ميكرده است و حالا افراد زيادي در همين تهران در صف خريد آن

kami joon
04-03-2007, 11:40 PM
In chi chi hast arman topolo

abadani69
04-05-2007, 07:18 PM
Kambizzzz,jackete, you can't effort to buy it :D

kami joon
04-06-2007, 11:51 PM
Yes, I can
cheghadr arzon midand. koja misheh az ina kharid?

jsmith
04-07-2007, 11:14 AM
iin kamii babash mashalla hezar mashalla az hamin pooldarast ke baraye iin chiza vaghte ghablii migire...bezanam be takthe..;)...migam kami be babat begoo havaye maro ham dashte bashe...ye kot shalvare naghabele 20 million tomani ham baraye man bekhare...savab dare be khoda...:D ...va ella majboor misham dobare az walmart khariid konama...:D

abadani69
04-07-2007, 11:36 PM
jsmith,hasoodit shode tu hala?:D