دو روز قبل شادي صدر، به دنبال مقالات پي در پي روزنامه کيهان که وي را از طرفداران هوچي گري خياباني دختركان و پسركان كه در ماهنامه زنان از "چندشوهري زنان" حمايت کرده است، ناميده بود و او را عامل هلندي ها براي راه اندازي انقلاب مخملي از طريق جنبش زنان معرفي کرده بود، عليه حسين شريعتمداري شکايتي تنظيم کرد تا وي را به دادگاه بکشاند. حسين شريعتمداري تا کنون بارها مورد شکايت افراد و سازمانهاي مختلف قرار گرفته است و از همه اين دادگاهها به سلامت بيرون آمده است. آيا اين بار داستان هميشگي شريعتمداري براي شادي صدر تکرار خواهد شد؟
شادي صدر کيست؟
شادي صدر يک حقوقدان و فعال مسائل زنان و يکي از فمينيست هاي امروز کشور است. وي متولد 1353 در شهر تهران است، ولي تا کلاس چهارم در شهرهاي مختلفي مانند همدان، اصفهان و بعد رشت، به خاطر ماموريت هاي شغلي پدرش در سفر بود. وي در خانواده اي مدرن يا به قول خودش مذهبي مدرن زندگي کرده است. خانواده اش مذهبي سنتي نبودند، اما تحت تاثير انديشه هاي شريعتي اعتقادات مدرن ديني داشتند. وي پس از بازگشت به تهران از سن 15 سالگي کار مطبوعاتي را به عنوان خبرنگار افتخاري سروش نوجوان آغاز کرد و يک سال بعد کار حرفه اي اش را با راديو آغاز کرد. سپس به ماهنامه همشهري رفت و از سن 18 سالگي به عنوان مسوول صفحات کودک و نوجوان ماهنامه همشهري به کار پرداخت. پس از توقيف ماهنامه همشهري در سال 1374 وي مدتي با روزنامه آفتابگردان و سپس روزنامه همشهري آغاز کرد. شادي صدر در سن 19 سالگي با حسين نيلچيان، گرافيست و عکاس ازدواج کرد. همزمان با اين، وي در رشته حقوق دانشگاه تهران به تحصيل پرداخت و فوق ليسانس حقوق بين الملل خودش را نيز از همان دانشگاه گرفت.
نويسنده روزنامه هاي اصلاح طلب
شادي صدر همزمان با فعاليت روزنامه هاي اصلاح طلب در سال 1377، کار خودش را به عنوان دبير سرويس حقوقي روزنامه « زن» به مدير مسوولي فائزه هاشمي شروع کرد. وي در روزنامه « جامعه» نيز يک ستون روزانه حقوقي داشت و هر روز در آنجا مقاله مي نوشت. با توقيف هر دو روزنامه فوق، شادي صدر نويسنده ستون ثابت روزنامه « نشاط» شد، اما نشاط نيز دوام نياورد. وي به مدت يک سال و نيم از 1378 تا 1379 دبير سرويس اجتماعي روزنامه توقيف شده « صبح امروز» شد. پس از توقيف دهها روزنامه در بهار سال 1379 شادي صدر به روزنامه « بنيان» رفت و ستون نويس ثابت آن روزنامه شد. روزنامه بنيان نيز چند ماهي بيشتر نتوانست باقي بماند. وي از سال 1380 در روزنامه « ياس نو» نوشتن ستون ثابت و پرخواننده اي را تحت عنوان « نگاه زنان» را آغاز کرد. پس از ياس نو، شادي صدر وب سايت « زنان ايران» را در سال 1382 ايجاد کرد، اما در همان زمان با روزنامه هاي نوسازي، ماهنامه زنان در 1381 و روزنامه شرق در 1383 نيز به عنوان همکار آزاد فعاليت مي کرد.
تجربيات حرفه اي در حوزه زنان
شادي صدر پروانه کارآموزي وکالتش را گرفت و از سال 1383 عضو دائمي کانون وکلاي ايران شد. او از سال 1380 دو بار دو دوره آموزشي کوتاه را با عنوان "جنسيت و روزنامه نگاري» در بخش امور زنان وزارت کشور برگزار کرد. شادي صدر از سال 1381 با فعاليت هاي جنبش جهاني زنان آشنا شد. وي در سال1381 در کنفرانس بنياد مطالعات زنان ايراني در استکهلم شرکت کرد. و يک سال بعد در همين شهر در سميناري با موضوع "نقش زنان در توسعه دموکراسي در کشورهاي اسلامي" حضور يافت. در سال 1383 در وين از سوي سازمان زنان بدون مرز دعوت شد تا در پانل کنفرانس "وومن اينکلودد" شرکت کرد. يک سال بعد شادي صدر در بمبئي در چهارمين مجمع اجتماعي زنان جهان شرکت کرد و در "گفتگوهاي فمينيستي" در همين شهر شرکت کرد. شادي صدر از سال 1380 تا 1383 دبير کميته حقوقي انجمن نويسندگان کودک و نوجوان و از سال 1383 عضو انجمن صنفي روزنامه نگاران بود. وي در سال 1383 فعاليت حقوقي و اجتماعي خود را در قالب موسسه اي به نام "راهي" انجام داد. موسسه اي که خودش مدير آن بود.
پروژه راهي و شادي صدر
در سالهاي اخير، شادي صدر موسسه اي را به نام "راهي» ايجاد کرد. وي در مورد اين موسسه مي گويد: "پروژه اصلي راهي راه*اندازي يک مرکز مشاوره حقوقي و مددکاري براي زنان بود که به زنان آسيب ديده و در معرض آسيب خدمات حقوقي و مددکاري در يک سطح وسيع ارائه مي داد. کار ما دو بخش دارد. در بخش خانواده به زناني که درگير مشکلات حقوقي مثل طلاق، نفقه، حضانت، تابعيت و... بودند خدمات مي داديم و در بخش کيفري، زناني که به دليل زن بودن قرباني جرم واقع شده يا به جرايم با مجازاتهاي سنگين مثل اعدام، سنگسار يا حبسهاي بالاتر از ده سال محکوم متهم يا محکوم بودند مورد توجه ما قرار مي*گيرند. در طول دو سال گذشته ما به حدود 1000 زن خدمات ارائه داده ايم که پرونده هاي بيش از 500 نفر آنها هنوز در جريان است و بسته شدن موسسه ما را از دادن خدمات به آنها که بعضيشان واقعا در شرايط بحراني هستند، محروم کرده است. همچنين چند زن آزاد شده از زندان تحت پوشش کمکهاي ما داشتند به زندگي عادي بر مي گشتند که تمام مراقبتهاي بعد از خروج آنها هم متوقف شده است."
شادي صدر، فمينيسم به معناي بومي آن
شادي صدر خودش را فمينيست مي داند. يکي از فمينيست هايي مانند مهرانگيز کار، شيرين عبادي و نوشين احمدي خراساني. خودش در مورد فمينيست شدنش مي گويد: "تا سال 78 که من دبير سرويس اجتماعي صبح امروز بودم، اگه کسي مي گفت در صفحه ات يک ستون براي زنان بگذار، همچين حالشو جا مي آوردم که ديگه از در روزنامه نمي تونست بياد تو." وي ادامه مي دهد: "دقيقا همون موقع در واقع آبان سال 78 بود که دخترم به دنيا اومد. و من تا يه هفته ناراحت بودم ولي نمي تونستم توضيح بدم که چرا اينقدر ناراحت شدم که بچه ام دختره." البته من به عنوان يک زن هيچ وقت هيچ مشکلي نداشتم. توي خونواده اي بزرگ شدم که تبعيض توش وجود نداشته. هميشه مي گفتم که من هيچ مشکلي نداشتم، نه توي درس خوندنم، نه بعدا توي دانشگاه رفتنم. هميشه هم موفق بودم. هميشه هم توي روزنامه هايي که کار کردم جاي خوبي داشتم. به هر حال هميشه رو به جلو رفتم و هيچوقت هم زن بودنم مانعي نشده براي اينکه بخوام کاري رو بکنم يا جلوم گرفته بشه براي چيزي.» شادي صدر داستانش را چنين ادامه مي دهد: "وقتي که بچه ام دو ماهش بود من برگشتم سر کارم تو روزنامه صبح امروز. تجربه تازه اي داشتم. تازه اون موقع فهميدم که چقدر به تو فشار مياد که بخواي زن باشي. بخواي مادر خوبي باشي. بخواي کارتو اونقدر خوب انجام بدي که بقيه انجام مي دن. و هنوزم بخواي زندگي بکني. نفسم بکشي. چقدر سخته. بازم اينا همش تجربه شخصي بود. و خوب البته آشنايي من با تئوريهاي فمينيستي بيشتر بعد از اون صورت گرفت. البته من خيلي قبل تر تو دوران دانشجوييم کتاب جنس دوم دوبوار رو خونده بودم. مجله زنان مي خوندم هميشه. حتي براي مجله زنان اون موقع هم يه چيزايي مي نوشتم يادمه. ولي بيشتر برمي گشت به حدود يکسال و نيم دوسال بعد که من تو يه کنفرانس توي سوئد شرکت کردم راجع به مسائل زنان ايران. و خوب خلاصه تو اون کنفرانس من يه ذره آشنا شدم با فمينيستها و يه ذره آشنا شدم با تئوريهاي فمينيسم و يه ذره هم فکر کردم که بايد بيشتر راجع به اين قضيه بخونم. يه 6 ماهي هم فقط خوندم راجع به اين قضيه بدون اينکه هيچ حرفي بزنم و بعد يواش يواش بيشتر کار کردم با مجله زنان و بعد توي روزنامه بنيان هم در واقع رو اصرار من بودش."
کار ژورناليستي روي مسائل زنان
شادي صدر در مورد آغاز مطالعاتش در مورد زنان مي گويد: "وقتي که من تصميم گرفتم راجع به مسائل زنان کار کنم همه اون آدمايي که براي من دست مي زدند و کف مي زدند و هورا مي کشيدند همه تبديل شدند به مخالفانم. يعني اولش مي گفتند حيفه. يعني حيفه حالا تو که به اينجا رسيدي و اين همه زحمت کشيدي ول کني بري به مسائل زنان بپردازي. انگار تو از يه مرحله خيلي بالا اومدي به يه مرحله خيلي سخيف بچه گانه و پيش پا افتاده...." وي در مورد تبعيض موجود در شرايط کاري زنان و مردان تجربه خودش را چنين مي گويد: "ببين ما مي تونيم تا يه جايي تو کار پيش بريم بريم ولي از يه جايي به بعد ديگه هر چقدر هم موفق باشي، هر چقدر هم ويژه کار کني، ديگه نمي توني بري بالا."
مطالعات حرفه اي درباره زنان و فمينيسم
شادي صدر در مورد ديدگاهش نسبت به فمينيسم مي گويد: "چون از اول تاريخ زنانه ايران واز مشروطه به بعد که بحثهاي فمينيستي باز مي شه، فمينيست راديکال نداشتيم تو ايران، به اون معنا که تو غرب وجود داره و به اين دليل نبوده که اين آدما اينجوري نبودن، دليلش اين بوده که جامعه حتي با محافظه کارترين نوع فمينيسم هم يه جوري برخورد مي کرده که انگار خيلي راديکاله..." وي در مورد فمينيسم راديکال و ديدگاه بومي فمينيستي خودش مي گويد: "زنها و مردها خيلي با هم فرق دارند، با اينکه بايد برابر باشن تو حقوق اجتماعي ولي دوتا موجود کاملآ متفاوتند. يعني زنانگي و مردانگي وجود داره و ما نمي تونيم اون دوتا رو مثل هم بکنيم هيچ وقت؛ حالا اين از چيزائيه که راديکال فمينيستها خيلي مطرح کردند اما تو ايران مي گن اينا هموناييند که از لزبينها دفاع مي کنن. حالا اشکالي هم نداره، به هر حال اونهاهم دارن از عقايد خودشون دفاع مي کنن... راستش فکر مي کنم اين مکتبهايي که ما راجع بهشون حرف مي زنيم، ليبرال فمينيسم، راديکال فمينيسم و مارکسيست فمينيسم، الان ديگه تو اين دوره که دنيا داره قرن پست مدرنيسم رو تجربه مي کنه، رنگ باختن. براي همينه که گروهها مهم شدن، فرهنگها مهم شدن. من به يک نوع فمينيسم بومي اعتقاد دارم؛ يعني اينکه خودم شخصآ فکر مي کنم تئوري هاي فمينيستي، اگه نگم همش، دست کم بيشترش درسته و اين تئوري ها چيزهائيه که ما بايد بهشون تکيه کنيم وازشون استفاده کنيم ولي راه حلها و استراتژي هامون براي رسيدن به جامعه برابر بايد بر اساس شرايط و مختصات اجتماعي و فرهنگي خودمون باشه؛ تو دنيا هم همينطور بوده، فمينيستهاي اروپا لزومآ راه حلهاشون با فمينيستهاي امريکا يکي نبوده، فمينيستهاي سياه راه حلهاشون خيلي متفاوت بوده با فمينيستهاي سفيد، مسائلشون هم متفاوته و من حتي فکر مي کنم مسائلمون فرق داره با اونها."
شادي صدر کيست؟
شادي صدر يک حقوقدان و فعال مسائل زنان و يکي از فمينيست هاي امروز کشور است. وي متولد 1353 در شهر تهران است، ولي تا کلاس چهارم در شهرهاي مختلفي مانند همدان، اصفهان و بعد رشت، به خاطر ماموريت هاي شغلي پدرش در سفر بود. وي در خانواده اي مدرن يا به قول خودش مذهبي مدرن زندگي کرده است. خانواده اش مذهبي سنتي نبودند، اما تحت تاثير انديشه هاي شريعتي اعتقادات مدرن ديني داشتند. وي پس از بازگشت به تهران از سن 15 سالگي کار مطبوعاتي را به عنوان خبرنگار افتخاري سروش نوجوان آغاز کرد و يک سال بعد کار حرفه اي اش را با راديو آغاز کرد. سپس به ماهنامه همشهري رفت و از سن 18 سالگي به عنوان مسوول صفحات کودک و نوجوان ماهنامه همشهري به کار پرداخت. پس از توقيف ماهنامه همشهري در سال 1374 وي مدتي با روزنامه آفتابگردان و سپس روزنامه همشهري آغاز کرد. شادي صدر در سن 19 سالگي با حسين نيلچيان، گرافيست و عکاس ازدواج کرد. همزمان با اين، وي در رشته حقوق دانشگاه تهران به تحصيل پرداخت و فوق ليسانس حقوق بين الملل خودش را نيز از همان دانشگاه گرفت.
نويسنده روزنامه هاي اصلاح طلب
شادي صدر همزمان با فعاليت روزنامه هاي اصلاح طلب در سال 1377، کار خودش را به عنوان دبير سرويس حقوقي روزنامه « زن» به مدير مسوولي فائزه هاشمي شروع کرد. وي در روزنامه « جامعه» نيز يک ستون روزانه حقوقي داشت و هر روز در آنجا مقاله مي نوشت. با توقيف هر دو روزنامه فوق، شادي صدر نويسنده ستون ثابت روزنامه « نشاط» شد، اما نشاط نيز دوام نياورد. وي به مدت يک سال و نيم از 1378 تا 1379 دبير سرويس اجتماعي روزنامه توقيف شده « صبح امروز» شد. پس از توقيف دهها روزنامه در بهار سال 1379 شادي صدر به روزنامه « بنيان» رفت و ستون نويس ثابت آن روزنامه شد. روزنامه بنيان نيز چند ماهي بيشتر نتوانست باقي بماند. وي از سال 1380 در روزنامه « ياس نو» نوشتن ستون ثابت و پرخواننده اي را تحت عنوان « نگاه زنان» را آغاز کرد. پس از ياس نو، شادي صدر وب سايت « زنان ايران» را در سال 1382 ايجاد کرد، اما در همان زمان با روزنامه هاي نوسازي، ماهنامه زنان در 1381 و روزنامه شرق در 1383 نيز به عنوان همکار آزاد فعاليت مي کرد.
تجربيات حرفه اي در حوزه زنان
شادي صدر پروانه کارآموزي وکالتش را گرفت و از سال 1383 عضو دائمي کانون وکلاي ايران شد. او از سال 1380 دو بار دو دوره آموزشي کوتاه را با عنوان "جنسيت و روزنامه نگاري» در بخش امور زنان وزارت کشور برگزار کرد. شادي صدر از سال 1381 با فعاليت هاي جنبش جهاني زنان آشنا شد. وي در سال1381 در کنفرانس بنياد مطالعات زنان ايراني در استکهلم شرکت کرد. و يک سال بعد در همين شهر در سميناري با موضوع "نقش زنان در توسعه دموکراسي در کشورهاي اسلامي" حضور يافت. در سال 1383 در وين از سوي سازمان زنان بدون مرز دعوت شد تا در پانل کنفرانس "وومن اينکلودد" شرکت کرد. يک سال بعد شادي صدر در بمبئي در چهارمين مجمع اجتماعي زنان جهان شرکت کرد و در "گفتگوهاي فمينيستي" در همين شهر شرکت کرد. شادي صدر از سال 1380 تا 1383 دبير کميته حقوقي انجمن نويسندگان کودک و نوجوان و از سال 1383 عضو انجمن صنفي روزنامه نگاران بود. وي در سال 1383 فعاليت حقوقي و اجتماعي خود را در قالب موسسه اي به نام "راهي" انجام داد. موسسه اي که خودش مدير آن بود.
پروژه راهي و شادي صدر
در سالهاي اخير، شادي صدر موسسه اي را به نام "راهي» ايجاد کرد. وي در مورد اين موسسه مي گويد: "پروژه اصلي راهي راه*اندازي يک مرکز مشاوره حقوقي و مددکاري براي زنان بود که به زنان آسيب ديده و در معرض آسيب خدمات حقوقي و مددکاري در يک سطح وسيع ارائه مي داد. کار ما دو بخش دارد. در بخش خانواده به زناني که درگير مشکلات حقوقي مثل طلاق، نفقه، حضانت، تابعيت و... بودند خدمات مي داديم و در بخش کيفري، زناني که به دليل زن بودن قرباني جرم واقع شده يا به جرايم با مجازاتهاي سنگين مثل اعدام، سنگسار يا حبسهاي بالاتر از ده سال محکوم متهم يا محکوم بودند مورد توجه ما قرار مي*گيرند. در طول دو سال گذشته ما به حدود 1000 زن خدمات ارائه داده ايم که پرونده هاي بيش از 500 نفر آنها هنوز در جريان است و بسته شدن موسسه ما را از دادن خدمات به آنها که بعضيشان واقعا در شرايط بحراني هستند، محروم کرده است. همچنين چند زن آزاد شده از زندان تحت پوشش کمکهاي ما داشتند به زندگي عادي بر مي گشتند که تمام مراقبتهاي بعد از خروج آنها هم متوقف شده است."
شادي صدر، فمينيسم به معناي بومي آن
شادي صدر خودش را فمينيست مي داند. يکي از فمينيست هايي مانند مهرانگيز کار، شيرين عبادي و نوشين احمدي خراساني. خودش در مورد فمينيست شدنش مي گويد: "تا سال 78 که من دبير سرويس اجتماعي صبح امروز بودم، اگه کسي مي گفت در صفحه ات يک ستون براي زنان بگذار، همچين حالشو جا مي آوردم که ديگه از در روزنامه نمي تونست بياد تو." وي ادامه مي دهد: "دقيقا همون موقع در واقع آبان سال 78 بود که دخترم به دنيا اومد. و من تا يه هفته ناراحت بودم ولي نمي تونستم توضيح بدم که چرا اينقدر ناراحت شدم که بچه ام دختره." البته من به عنوان يک زن هيچ وقت هيچ مشکلي نداشتم. توي خونواده اي بزرگ شدم که تبعيض توش وجود نداشته. هميشه مي گفتم که من هيچ مشکلي نداشتم، نه توي درس خوندنم، نه بعدا توي دانشگاه رفتنم. هميشه هم موفق بودم. هميشه هم توي روزنامه هايي که کار کردم جاي خوبي داشتم. به هر حال هميشه رو به جلو رفتم و هيچوقت هم زن بودنم مانعي نشده براي اينکه بخوام کاري رو بکنم يا جلوم گرفته بشه براي چيزي.» شادي صدر داستانش را چنين ادامه مي دهد: "وقتي که بچه ام دو ماهش بود من برگشتم سر کارم تو روزنامه صبح امروز. تجربه تازه اي داشتم. تازه اون موقع فهميدم که چقدر به تو فشار مياد که بخواي زن باشي. بخواي مادر خوبي باشي. بخواي کارتو اونقدر خوب انجام بدي که بقيه انجام مي دن. و هنوزم بخواي زندگي بکني. نفسم بکشي. چقدر سخته. بازم اينا همش تجربه شخصي بود. و خوب البته آشنايي من با تئوريهاي فمينيستي بيشتر بعد از اون صورت گرفت. البته من خيلي قبل تر تو دوران دانشجوييم کتاب جنس دوم دوبوار رو خونده بودم. مجله زنان مي خوندم هميشه. حتي براي مجله زنان اون موقع هم يه چيزايي مي نوشتم يادمه. ولي بيشتر برمي گشت به حدود يکسال و نيم دوسال بعد که من تو يه کنفرانس توي سوئد شرکت کردم راجع به مسائل زنان ايران. و خوب خلاصه تو اون کنفرانس من يه ذره آشنا شدم با فمينيستها و يه ذره آشنا شدم با تئوريهاي فمينيسم و يه ذره هم فکر کردم که بايد بيشتر راجع به اين قضيه بخونم. يه 6 ماهي هم فقط خوندم راجع به اين قضيه بدون اينکه هيچ حرفي بزنم و بعد يواش يواش بيشتر کار کردم با مجله زنان و بعد توي روزنامه بنيان هم در واقع رو اصرار من بودش."
کار ژورناليستي روي مسائل زنان
شادي صدر در مورد آغاز مطالعاتش در مورد زنان مي گويد: "وقتي که من تصميم گرفتم راجع به مسائل زنان کار کنم همه اون آدمايي که براي من دست مي زدند و کف مي زدند و هورا مي کشيدند همه تبديل شدند به مخالفانم. يعني اولش مي گفتند حيفه. يعني حيفه حالا تو که به اينجا رسيدي و اين همه زحمت کشيدي ول کني بري به مسائل زنان بپردازي. انگار تو از يه مرحله خيلي بالا اومدي به يه مرحله خيلي سخيف بچه گانه و پيش پا افتاده...." وي در مورد تبعيض موجود در شرايط کاري زنان و مردان تجربه خودش را چنين مي گويد: "ببين ما مي تونيم تا يه جايي تو کار پيش بريم بريم ولي از يه جايي به بعد ديگه هر چقدر هم موفق باشي، هر چقدر هم ويژه کار کني، ديگه نمي توني بري بالا."
مطالعات حرفه اي درباره زنان و فمينيسم
شادي صدر در مورد ديدگاهش نسبت به فمينيسم مي گويد: "چون از اول تاريخ زنانه ايران واز مشروطه به بعد که بحثهاي فمينيستي باز مي شه، فمينيست راديکال نداشتيم تو ايران، به اون معنا که تو غرب وجود داره و به اين دليل نبوده که اين آدما اينجوري نبودن، دليلش اين بوده که جامعه حتي با محافظه کارترين نوع فمينيسم هم يه جوري برخورد مي کرده که انگار خيلي راديکاله..." وي در مورد فمينيسم راديکال و ديدگاه بومي فمينيستي خودش مي گويد: "زنها و مردها خيلي با هم فرق دارند، با اينکه بايد برابر باشن تو حقوق اجتماعي ولي دوتا موجود کاملآ متفاوتند. يعني زنانگي و مردانگي وجود داره و ما نمي تونيم اون دوتا رو مثل هم بکنيم هيچ وقت؛ حالا اين از چيزائيه که راديکال فمينيستها خيلي مطرح کردند اما تو ايران مي گن اينا هموناييند که از لزبينها دفاع مي کنن. حالا اشکالي هم نداره، به هر حال اونهاهم دارن از عقايد خودشون دفاع مي کنن... راستش فکر مي کنم اين مکتبهايي که ما راجع بهشون حرف مي زنيم، ليبرال فمينيسم، راديکال فمينيسم و مارکسيست فمينيسم، الان ديگه تو اين دوره که دنيا داره قرن پست مدرنيسم رو تجربه مي کنه، رنگ باختن. براي همينه که گروهها مهم شدن، فرهنگها مهم شدن. من به يک نوع فمينيسم بومي اعتقاد دارم؛ يعني اينکه خودم شخصآ فکر مي کنم تئوري هاي فمينيستي، اگه نگم همش، دست کم بيشترش درسته و اين تئوري ها چيزهائيه که ما بايد بهشون تکيه کنيم وازشون استفاده کنيم ولي راه حلها و استراتژي هامون براي رسيدن به جامعه برابر بايد بر اساس شرايط و مختصات اجتماعي و فرهنگي خودمون باشه؛ تو دنيا هم همينطور بوده، فمينيستهاي اروپا لزومآ راه حلهاشون با فمينيستهاي امريکا يکي نبوده، فمينيستهاي سياه راه حلهاشون خيلي متفاوت بوده با فمينيستهاي سفيد، مسائلشون هم متفاوته و من حتي فکر مي کنم مسائلمون فرق داره با اونها."


Comment