Announcement
Collapse
No announcement yet.
Bahai'at And Israel
Collapse
X
-
وهابيت و بهائيت فرقه*هاي مذهبي نيستند
محمد عباسپور افزود: فعاليت فرقه*هاي جعلي مذهبي در برخي از شهرها و مناطق، ره*آورد سرمايه*گذاري 80 ميليون دلاري آمريكا است.
وي اظهار داشت: دشمنان دين اسلام با هدف دامن زدن به اختلافات و زدن بال و پر مذاهب رسمي شيعه و سني در صدد ترويج فرقه جعلي وهابيت از بطن تسنن و فرقه جعلي بهائيت از بطن تشيع از طريق منابع خارجي هستند.
عباسپور ادامه داد: در شرايط حاضر حركاتي از فرقه**هاي جعلي در كشورهاي پاكستان، افغانستان، سومالي، عراق، سوريه، لبنان، فلسطين و ساير نقاط جهان كه داراي تنوع قوميتي هستند، مشاهده شده است.
وي در پايان گفت: اقوام ايراني اعم از كرد، ترك، بلوچ و عرب در تعاريف ديني و تعهدات اخلاقي از جايگاه خاصي برخوردار هستند، به ايراني و مسلمان بودن خود افتخار مي*كنند و علاقمندي و پايبندي خود به ايران اسلامي را در
مقاطع مختلف به اثبات رسانده*اند، بنابراين ظهور پديده*هايي چون بهائيت و وهابيت به عنوان عاملان بيگانه را نبايد به حساب امت اسلامي و ايراني گذاشتنه غزه نه لبنان جانم فدای ایران

صادق هدايت؛ بوف کور
Comment
-
درود
سعید گرامی از درج مطالب بالا بسیار ممنونم. بنده فقط جوابی کوتاه در رابطه با مطالب عنوان شده در بالا به عنوان مشت نمونه خروار است میآورم و اگر کسی لازم دانست و سؤالی داشت بفرماید در خدمتم.
عنوان کردن اینکه افرادی مثل هویدا بهائی بودند و چنین و چنان بودند بهائیان در زمان شاه؛ اعتبار چندانی ندارد، فقط کوتاه اشاره میکنم که در زمان محاکمهء هویدا آقای خلخالی اگر سندی داشت حتماً این مطلب بهائی بودن ایشان را ذکر میکرد امّا میبینیم که حتی از ایشان سؤالی هم در این مورد ننمود، در کتابی هم که آقای میلانی در مورد هویدا نوشته تا آنجا که بخاطر دارم این مورد رد شده است.
حال پاسخی کوتاه به رابطهء بهائیان و اسرائیل:
1. بهائيان با دولت اسرائيل ارتباطات سياسي دارند
ظاهرا مبناي اين اتهام استقرار مركز اداري ديانت بهائي در كشور اسرائيل مي باشد. تبعيد بهاء الله به عكا نه به ميل ايشان، كه به حكم سلاطين جابر زمان صورت پذيرفت. عكا و حيفا دو مركز مهم بهائيان، در آن زمان در حوزه خلافت اسلامي عثماني قرارداشت و 56 سال بعد از درگذشت بهاء الله و 27 سال پس از وفات عبدالبهاء، در محدوده كشوري تازه تاسيس به نام اسر ائيل، واقع گرديد. اين سرزمين از قديم الايام مورد تقديس پيروان اديان مختلف بوده است؛ محل معبد مقدس يهوديان و مكان تولد و بعثت و عروج عيسي مسيح و مقر قبله اول اسلام و مسير معراج رسول اكرم واقع شده؛ لهذا مورد توجه يهوديان، مسيحيان و مسلمانان مي باشد. علت توجه بهائيان به آن ديار نيز اين است كه مدفن باب و بهاء الله و عبدالبهاء در آنجا قرار دارد و اين نه به ميل خود ايشان و به زعم عده اي، طبق يك نقشه حساب شده بوده ؛ بلكه به حكم اجبار و به اراده دولت ايران و به دستور خلافت عثماني، متجاوز از 80 سال قبل ازتشكيل دولت اسرائيل، صورت پذيرفته است.
اگر اين امر دليل بر ارتباط سياسي بهائيان با دولت اسرائيل مي باشد، چگونه ارتباط مسيحيان يا مسلمانان را با دولت اسرائيل مي تون انكار نمود؟ نجف اشرف مدفن امير المؤمنين است و شيعيان جهان به آن توجه دارند و شهر مدينه محل دفن رسول اكرم است و به اين واسطه در نزد اهل اسلام از جميع اقطار عالم، مقدس مي باشد؛ اما اين امر به معناي ارتباط شيعيان با حكومت عراق يا عربستان نيست. هم چنين ارسال خيرات و وجوه نقدي و غيرنقدي مسلمين براي مراقبت و تعميرات اين اماكن متبركه را نبايدبه عنوان كمك به حكومت عراق يا عربستان به حساب آورد. بهائيان نيز از اين قاعده مستثني نيستند. از اين گذشته ممكن نيست مؤسسه اداري و روحاني يك جامعه در كشوري واقع شود؛ اما براي حفظ حقوق مادي و معنوي خود با مقامات آن كشور مرتبط نشود. يك فرد مسلمان شيعه ، ماداميكه در كشور خود ساكن است و نيازي به ارتباط با مقامات عربستان يا عراق يا سوريه ندارد مي تواند از آنها متنفر و بيزار باشد؛ اما چون قصد زيارت كربلا يا مكه را نمايد، خواه ناخواه، مستقيم يا با واسطه، بايد با مقامات رسمي آن دولتها ارتباط برقرار كند و بديهي است اين ارتباط امري مرموز و غيرعادي تلقي نمي گردد.
2. دولت اسرائيل ازاماكن مذهبي بهائيان ماليات نمي گيرد و براي ورود مصالح ساختماني و غیرو آنان گمرك اخذ نمي كند.
در تمام نقاط دنيا اماكن رسمي مذهبي از پرداخت رسومات دولتي معاف هستند واين لطفي نيست كه دولت اسرائيل بطور اخص، درباره بهائيان انجام داده باشد؛ كه عينا درباره اماكن مقدسه مسلمانان و مسيحيان نيز وضع بر همین منوال است.
با سپاس
All history has been the stories of races, cultures, nations, peoples, and religions.

Comment
-
صهیونیزم، اسلام و بهائی ستیزی
قاجار و روحانیت افراطی بهائی ستیز بهاالله را به شام و سوریه در خاک عثمانی تبعید کردند. حال نظام جمهوری اسلامی و بهائی ستیزان ایراد می گیرند که چرا مرکز جهانی بهائی در اسراییل است!
اگر حضرت بهاالله را دولت قاجار و روحانیت شیعه زندانی و به وسیله دولت عثمانی به اجبار و زور تبعید به شام و سوریه کردند - حضرت محمد که از روی میل و اراده در معراج به بیت المقدس رفتند. آیا حضور قدس شریف در اسرائیل صهیونیستی دلیل فعالیتهای جاسوسی مسلمین است؟ مگر اورشلیم و اسرائیل کنونی قبله اول مسلمین نبود؟ آیا اسلام ستیزان سفر حضرت محمد به بیت المقدس را نیز باید در راستای حضور صهیونیزم محک زنند؟ آیا این بی انصافی و کم
آگاهی تاریخی نیست؟
ایرادهای وارد بر صهیونیزم دو جنبه دارد. اول جنبه نژاد پرستی (برتری نژادی) یهودی و دوم محدودیت فضا و حرکت و زندگی دیگران.
حال ببینید رد پای هر دو جنبه صهیونیزم را در قرآن می توان دید.
در قرآن می خوانیم که (الاسرآء 103): و قلنا من بعده لبنی اسرائیل اسکنوا الارض فاذا جآء وعد الاخره جئنابکم لفیفا (و گفتیم سپس به بنی اسرائیل که در زمین (اراضی مقدس) ساکن شوید و هنگامی که وعده آخرت رسد می آوریم شما را به هم در اجتماعی گوناگون). اکنون می پرسم که چرا دشمنان دین بهائی به جای بهائی ستیزی به مطالعهء قرآن نمی پردازند و وجود آیه محکم قرآنی را که اراضی مقدس را به یهود وعده داده و همچنین وعده داده که درآخر الزمان یهود را در اجتماعی لفیف (پیچیده و گوناگون) گرد هم می آورد را در راستای توطئهِ صهیونیزم محک نمی زنند؟
نمی دانم آیهء قرآنی زیر را که به یهود بر تمام عالم برتری می بخشد را چرا در راستای "رابطه با صهیونیستهای آدمکش" و توجیه صهیونیزم نمی بینند؟ قرآن کریم می گوید (بقره 47): یا بنی اسرائیل اذکروا نعمتی التی انعمت علیکم و انّی فضلتکم علی العالمین ( یا بنی اسرائیل به یاد بیاورید نعمتهای مرا که به شما بخشیدم و به درستیکه من برتری دادم شما را بر اهل جهان).
هم برتری نژادی یهود بر سایر ملل و هم پیشگویی و فرمان و توجیه حضور در آن سرزمین و اشغال آن در قرآن منعکس و تائید شده است.
ناگفته پیداست که اگر چنین پیشگوییها و توجیهاتی در کتاب بیان و اقدس و ایقان یافت می شد آن وقت چه مقدار خون بهائیان بی گناه را بر زمین می ریختند؟
امیدوارم نور بینش و انصاف و دوری از تعصب بر همه بتابد.
All history has been the stories of races, cultures, nations, peoples, and religions.

Comment
-
You have this reputation of giving wrong info about Islam (particularly Ayat and Ahadith). The verse that you mentioned is not # 103, It is # 104.
You mentioned (الاسرآء 103): و قلنا من بعده لبنی اسرائیل اسکنوا الارض فاذا جآء وعد الاخره جئنابکم لفیفا
Here is Al Asra 103

Here is Al Asra 104

So you were wrong.
Out of context is a cheap shot, you need to read the whole chapter in order to understand it.
[17:7] "If you work righteousness, you work righteousness for your own good, but if you commit evil you do so to your own detriment. Thus, when the second time comes to pass, they will defeat you and enter the masjid, just as they did the first time. They will wipe out all the gains you had accomplished."
(according to Quran) People of Israel had two opportunities to elate with might on earth before the Quran was revealed.
First doom goes back to the times of prophet Amos (pbuh), 12 tribes of Israel and the army of Nebuchadnezzar. 2nd doom was due to the rejection of prophet Jesus (pbuh)
Also read the history of Titus's destruction of Jerusalem in 70 A.C.
Hazrat e Muhammad (s) kari ro az meyl va eradeh anjam nadadand, hamash vahy e elahist.حضرت محمد که از روی میل و اراده در معراج به بیت المقدس رفتند
Originally posted by Borzo View Post
صهیونیزم، اسلام و بهائی ستیزی
قاجار و روحانیت افراطی بهائی ستیز بهاالله را به شام و سوریه در خاک عثمانی تبعید کردند. حال نظام جمهوری اسلامی و بهائی ستیزان ایراد می گیرند که چرا مرکز جهانی بهائی در اسراییل است!
اگر حضرت بهاالله را دولت قاجار و روحانیت شیعه زندانی و به وسیله دولت عثمانی به اجبار و زور تبعید به شام و سوریه کردند - حضرت محمد که از روی میل و اراده در معراج به بیت المقدس رفتند. آیا حضور قدس شریف در اسرائیل صهیونیستی دلیل فعالیتهای جاسوسی مسلمین است؟ مگر اورشلیم و اسرائیل کنونی قبله اول مسلمین نبود؟ آیا اسلام ستیزان سفر حضرت محمد به بیت المقدس را نیز باید در راستای حضور صهیونیزم محک زنند؟ آیا این بی انصافی و کم
آگاهی تاریخی نیست؟
ایرادهای وارد بر صهیونیزم دو جنبه دارد. اول جنبه نژاد پرستی (برتری نژادی) یهودی و دوم محدودیت فضا و حرکت و زندگی دیگران.
حال ببینید رد پای هر دو جنبه صهیونیزم را در قرآن می توان دید.
در قرآن می خوانیم که (الاسرآء 103): و قلنا من بعده لبنی اسرائیل اسکنوا الارض فاذا جآء وعد الاخره جئنابکم لفیفا (و گفتیم سپس به بنی اسرائیل که در زمین (اراضی مقدس) ساکن شوید و هنگامی که وعده آخرت رسد می آوریم شما را به هم در اجتماعی گوناگون). اکنون می پرسم که چرا دشمنان دین بهائی به جای بهائی ستیزی به مطالعهء قرآن نمی پردازند و وجود آیه محکم قرآنی را که اراضی مقدس را به یهود وعده داده و همچنین وعده داده که درآخر الزمان یهود را در اجتماعی لفیف (پیچیده و گوناگون) گرد هم می آورد را در راستای توطئهِ صهیونیزم محک نمی زنند؟
نمی دانم آیهء قرآنی زیر را که به یهود بر تمام عالم برتری می بخشد را چرا در راستای "رابطه با صهیونیستهای آدمکش" و توجیه صهیونیزم نمی بینند؟ قرآن کریم می گوید (بقره 47): یا بنی اسرائیل اذکروا نعمتی التی انعمت علیکم و انّی فضلتکم علی العالمین ( یا بنی اسرائیل به یاد بیاورید نعمتهای مرا که به شما بخشیدم و به درستیکه من برتری دادم شما را بر اهل جهان).
هم برتری نژادی یهود بر سایر ملل و هم پیشگویی و فرمان و توجیه حضور در آن سرزمین و اشغال آن در قرآن منعکس و تائید شده است.
ناگفته پیداست که اگر چنین پیشگوییها و توجیهاتی در کتاب بیان و اقدس و ایقان یافت می شد آن وقت چه مقدار خون بهائیان بی گناه را بر زمین می ریختند؟
امیدوارم نور بینش و انصاف و دوری از تعصب بر همه بتابد.
Comment
-
Originally posted by Inquisitor View PostYou have this reputation of giving wrong info about Islam (particularly Ayat and Ahadith). The verse that you mentioned is not # 103, It is # 104.
You mentioned (الاسرآء 103): و قلنا من بعده لبنی اسرائیل اسکنوا الارض فاذا جآء وعد الاخره جئنابکم لفیفا
Here is Al Asra 103

Here is Al Asra 104

So you were wrong.
Out of context is a cheap shot, you need to read the whole chapter in order to understand it.
با درود
آقای اینکویستور شما که وارد هستید و اشتباه نمیفرمایید، بفرمایید تعداد آیات قرآن چه مقدار است؟ آیا تمام قرآنهای چاپ شده، روش و اسلوب مشخصی را در شمارهگذاری آیات به کار برده و میبرند؟
با سپاس
برزو
All history has been the stories of races, cultures, nations, peoples, and religions.

Comment
-
Salam
I never claimed such a thing. خيلي ها هستند كه واردند و گاهي اشتباه مي كنند, بعضي ها اصلا وارد نيستند و دائم در اشتباه اند و اعتراف به اشتباهشان هم نميكنند.آقای اینکویستور شما که وارد هستید و اشتباه نمیفرمایید،
You were the one who gave a wrong source at the first place. Are you denying that ?Originally posted by Borzo View Post
با درود
آقای اینکویستور شما که وارد هستید و اشتباه نمیفرمایید، بفرمایید تعداد آیات قرآن چه مقدار است؟ آیا تمام قرآنهای چاپ شده، روش و اسلوب مشخصی را در شمارهگذاری آیات به کار برده و میبرند؟
با سپاس
برزو
Regardless of what verse # it was, I already answered you regarding
و قلنا من بعده لبنی اسرائیل اسکنوا الارض فاذا جآء وعد الاخره جئنابکم لفیفا
Comment
-

اکنون نزدیک بیست سال است که سلمان رشدی در نظر مسلمانان و دنیای اسلام طرد و رانده شده است. بنابراین اعطای لقب " سر" (sir ) و منصب شوالیه گری ( knighthood ) به وی از سوی دربار انگلیس چه معنایی می تواند داشته باشد ؟ طبق عرف انگلیس لقب " سر " و نشان " شوالیه گری" به کسانی اعطا می شود که کارها و خدمات برجسته و ارزشمندی برای دولت انگلیس انجام داده باشند. حال این سوال مطرح می شود که عباس عبدالبهاء امام اول بهائیان ( جانشین بهاءالله ) و سلمان رشدی هر دو چه خدمات برجسته ای برای انگلیس انجام داده بودند که از دیدگاه دربار انگلیس باید به عنوان خدمتگزار بزرگ دربار مورد ستایش و تقدیر قرار گیرند ؟
دولت انگلیس با چه انگیزه ای به نویسنده کتاب موهن آیات شیطانی که خشم و اعتراض نه تنها مسلمانان بلکه پیروان ادیان توحیدی را برانگیخت ، چنین القاب برجسته ای را اعطا میکند ؟ آیا تقدیر از توهین کننده به اسلام و پیامبر اکرم (ص) نشانه اسلام ستیزی دربار انگلیس نیست ؟
از آن طرف درحالیکه در بحبوحه جنگ جهانی اول ، قوای استعماری انگلیس در حال لگدکوب کردن دولت مسلمان عثمانی و تسخیر سرزمینهای فلسطینیان هستند تا مقدمات تاسیس دولت اسرائیل را فراهم کنند، چه اتفاقی افتاده که یک رهبر جامعه نه چندان گسترده بهائیت در آن زمان را شایسته دریافت لقب " سر" و نشان نایت هود می نماید.
جالب است برای اینکه بدانید این نشان چه افتخار و اعتباری دارد خوب است بدانیم این نشان به جاسوس دوجانبه ای بنام " اولگ بوردیوسکی" جاسوس دو جانبه ای که هم برای روسیه کار میکرد و هم برای انگلستان جاسوسی میکرد نیز تعلق گرفته است.!
آقای عبدالبهاء که خود را رهبر یک دین جدید و کاملتر از اسلام ؟!؟! معرفی مینماید و مرتب دم از انسانیت و شرافت و دفاع از مظلومان میزد، خوب بود از یک شاعر هنو مذهب بنام " رابیندانات تاگور " عبرت و درس میگرفت. این شاعر آزاده هندی در همان سالی که عبدالبهاء با ذلت و حقارت از دست فرمانده سپاه اشغالگر انگلیس و در کنار پرچم انگلیس نشان نایت هود را دریافت میکرد نامه ای به نایب السلطنه پادشاه انگلیس در هند بنام " لرد چلمس فورد" نوشت و گفت :
" این نشان شوالیه که به من داده اید ، نمی خواهم. بیخ ریش صاحبش بماند" آن نامه از سطر سطرش درد و داغ می جوشد. تارو پودتان را آتش می زند.
آقای عباس عبدالبهاء و جناب سلمان رشدی ، زانوزدن در برابر ملکه و نماینده اش و سوگند وفاداری به سلطنت اداکردن کار همان جاسوسهای دوجانبه است. خود شما هم ریگی در کفشتان بوده است.
بی دلیل نیست که عباس آفندی با نگارش نامه ای خطاب به جورج پنجم امپراطور انگلیس دعا میکند خداوند سایه بلند همت انگلیس را بر سر سرزمین فلسطین مستدام بدارد؟؟!!.نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران

صادق هدايت؛ بوف کور
Comment
-
[IMG]
[/IMG]
در بحبوحه جنگ جهانی اول که قشون غاصب انگلیس برای درهم کوبیدن دولت مسلمان عثمانی در خاورمیانه و هرگونه مقاومت خلق ستمدیده فلسطین ( که در آن زمان جزئی از امپراطوری عثمانی بود ) به حیفا وارد میشود با کمبود آذوقه روبرو شده و در خطر شکست قرار میگیرد. عباس عبدالبهاء که این موضوع را متوجه می شود پس از گفتگو با افسران ارشد انگلیسی آنها را از نگرانی خارج میکند و میگوید : " من به اندازه ارتش شما آذوقه دارم و درب انبارهای خویش را که از قبل آذوقه زیادی در آن پنهان کرده بود برروی سپاهیان انگلیسی میگشاید " و این موضوع باعث پیروزی سپاهیان انگلیس در فلسطین میشود ( کتاب معروف لیدی بلامفیلد بنام " the chosen highway " صفحه 210 ناشر این کتاب در پاورقی همین صفحه اضافه میکند که خانم بلامفیلد اکثرا یادآوری میکرد که این مخازن گندم عبدالبهاء در زمان سلطه قشون عثمانی مخفی گاه خوبی برای حفظ گندم ها بوده است!) و بدین ترتیب راه برای تحکیم تسلط ارتش انگلیس و مقدمات حمایت از تشکیل یک دولت یهود در منطقه فلسطین هموار میگردد. جالبتر آنکه عبدالبهاء این سلطه غاصبانه دولت استعمارگر انگلیس را بر سرزمین فلسطین به " برپا شدن خیمه های عدالت " تعبیر نموده و بر این نعمت عظمی خدای را سپاس میگذارد و تاییدات جرج پنجم امپراطور انگلستان را مسئلت و جاودانگی سایه این امپراطور تجاوزگر را بر آن سرزمین آرزو میکند!!! ( به نقل از کتاب مکاتیب جلد 3 صفحه 347 نامه به شرح متن زیر خطاب به امپراطور انگلیس صادر نموده است :
"الهم اید الامبراطور الاعظم جرج الخامس عاهل انکلترا بتوفیقاتک الرحمانیه و ادم ظلها الضلیل علی هذا الاقلیم الجلیل " ( مکاتیب جلد 3 ص 347 نوشته عبدالبها ) یعنی خداوندا جرج پنجم پادشاه انگلستان را بتوفیقات رحمانی خویش تایید کن و سایه اش را بر این سرزمین ( فلسطین ) همیشگی و جاودانه دار ...
این موضوع اثرات فراوانی بر مبارزان فلسطینی میگذارد بطوریکه جمال پاشا حاکم دولت عثمانی که در مقابل سپاه انگلیس مقاومت مینمود آنقدر از این موضوع عصبانی میشود که میگوید : " هرطور میل عباس افندی باشد بین دارزدن و کشتن مختار است هرکدام را خواست او را مجری کنم ( خاطرات حبیب جلد 1 صفحه 446 )
عبدالبهاء مراحم عالیه خویش را نثار یهودیان میکند بلکه پیشگوئی میکند که : " اینجا فلسطین است اراضی مقدسه است عنقریب قوم یهود باین اراضی بازگشت خواهند نمود سلطنت داودی و حشمت سلیمانی خواهند یافت. این از مواعید صریحه الهیه است و شک و تردیدی ندارد قوم یهود عزیز میشود در ظل امر وارد میشود و تمام این اراضی بایر آباد و دائر خواهد شد تمام پراکندگان یهود جمع میشوند و تردیدی در آن نیست مقام اعلی به بهترین طرزی ساخته خواهد شد، دعا و مناجات انبیای الهی به هدر نمی رود و وعده های الهی تماما تحقق خواهد یافت. اسارت و دربدری و پراکندگی یهود مبدل به عزت ظاهری آنها میشود حتی بحسب ظاهر عزیز خواهند شد" ( خاطرات حبیب جلد1 صفحه 20 ) و سپس زمانی که پیروزی اسرائیل مسجل میشود عبدالبهاء دست به آستان الهی برداشته برای عزت اسرائیل و شوکت یهودیان که توانسته اند مردم فلسطین را آواره و دربدر نمایند دعا میکند و میگوید : اسرائیل عنقریب جلیل گردد و این پریشانی بجمع مبدل شود، شمس حقیقت طلوع نمود و پرتو هدایت بر اسرائیل زد تا از راههای درو با نهایت سرور به ارض مقدس ورود یابند " و سپس از صمیم قلب بزرگی یهود را از خداوند بزرگ مسئلت دارد که : " ای پروردگار وعده خویش آشکار کن و سلاله حضرت جلیل را بزرگوار فرما توئی مقتدر و توانا و توئی بینا و شنوا و دانا "( خاطرات حبیب جلد1 صفحه 53 ) در مقابل دولت اسرائیل بسیار نمک ناشناس خواهد بود اگر به این الطاف پاسخ نگوید این است که وظیفه خویش را عمل نموده همه گونه وسائل راحتی و آسایش اهل بهاء را فراهم میآورد شوقی افندی می گوید : " دولت اسرائیل وسائل راحتی ما را فراهم کرد " ( اخبار امری سال 107 بدیع شماره 8 صفحه 2 ) و سپس درحالیکه در اغلب کشورهای اسلامی شعائر امر بهائی ممنوع اعلام گردیده دولت اسرائیل همه گونه آزادی را به ابهائیان ارزانی داشته حتی آنها را از مالیاتهای گزاف معاف میکند : " در ارض قدس شعائر امریه بی پرده و حجاب مجری گشت و تسجیل عقدنامه بهائی در دوائر حکومتی و معافیت مقامات و توابع آن از رسوم دولت از طرف اولیای امور تصویب گردید گ ( توقیعات مبارکه نوروز 101 بدیع صفحه 159 ) میدانید که برای کشوری که در حال جنگ است کمک های مالی بسیار حیاتی است تا بتواند دشمن را از پای درآورد، دولت اسرائیل هم که در آن زمان با ملت محروم فلسطین در حال جنگ بوده به این کمک های مالی بسیار محتاج بوده و در پی جمع آوری اعانات مختلف از یهودیان و دول اروپائی بوده است، اما یادش نمیرود که هرگز به " دوستان خودش" فشاری وارد نیاورد و " متحدانش " را در مضیقه نگذارد به این خاطر تمام مصالح ساختمانی سنگین قیمت بهائیان را که از خارج ( بخصوص ایتالیا ) برای ساختن مقام اعلی ( مقبره علی محمد باب ) و دیگر ساختمانهای مقر بهائیان در حیفا و عکا وارد میشود از گمرکی های سرسام آور بکلی معاف میکند : " دولت اسرائیل برای مصالح ساختمانی مقام اعلی گمرک نمی گیرد " ( اخبار امری شهریور 1330 شماره 5 ص 11 ستون دوم )
و از همه جالبتر ، سخنان خانم روحیه ماکسول، همسر آمریکائی شوقی ربانی است که الحق در مقام کنیز بهاالله ( امه البها ء) حرف آخر را در مورد رابطه بهائیت با اسرائیل و صهیونیسمادا کرده است و ابراز داشته که : " من ترجیح می دهم که جوانترین ادیان ( بهائیت ) از تازه ترین کشورهای جهان ( اسرائیل ) نشو و نما نماید و در حقیقت باید گفت آینده ما ( یعنی بهائیت و اسرائیل ) چون حلقه های زنجیر بهم پیوسته است " ( اخبار امری دیماه 1340 شماره 10، شماره صفحات مسلسل 601، ژانویه 1962، آخرین پاراگراف )
واقعا چشم خلق های مستضعف جهان بویژه ملت آواره فلسطین به این کلمات روشن باد!!! حتما شایسته است که تمامی محافل بهائی جهان این جمله سرکارخانم را بر سر در ورودی مراکز خویش نصب کنند تا خیلی صریحتر " متحدان اسرائیل " شناسائی شوند و آرمانهای بهائیت واضح گردد و معلوم شود که اهداف بهائیت چیست. که با اهداف دولت اسرائیل چون حلقه های یک زنجیر به هم پیوسته است؟
دقت کنید : " حلقه های یک زنجیر" یعنی ایندو همراه و همگام ، با تمامی قوا از اهداف خویش دفاع می کنند و بسوی یک آرمان گام برمیدارند!!!نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران

صادق هدايت؛ بوف کور
Comment
-
گسترش اخیر بهائیت در هندوستان از دید بسیاری از افراد تیز بین دلائل
متعددی دارد..ولی از آنجا که اکثر بهائیان عادی و دیگر مردم کوچه و
بازار هندوستان از اتفاقات پشت پرده این فرقه اطلاعات زیادی
در دستندارند لذا از نظر ایشان رفتار ظاهری و خلق و خوی آرام بهائیان
موجب شده تا ایشان را مردمی خوب و آرام و خوش طینت تصور نمایند در
صورتیکه قضایا کاملا برعکس این ظاهر زیباست.
هرچند ممکن است این مقاله به مذاق بسیاری از افراد خوش نیاید ولی
واقعیتی است مسلم و بدون غرض و مرض که بیان می شود.
آیا بهائیت حقیقتا داعیه صلح و برادری دارد؟ یا وسیله ایست برای اختلاس و
جابجا نمودن غیر قانونی پول و یا از همه مهمتر جاسوسی در هندوستان؟
اجازه دهید حقیقت را در مطبوعات هندوستان جستجو کنیم
در تاریخ ماه جولای سال 2006، هندوستان تایمز یکی از روزنامه های هندوستا
در مقاله ای بنقل از دائره مبارزه با جرائم اقتصادی پلیس دهلی نو فاش نمود
که تعدادی از متولیان جامعه دیانت بهائی بدلیل طرح شکایتی در خصوص جرائم
مالی و جاسوسی دستگیر شده اند
بر اساس مدارک موجود در این پرونده فردی بنام ( ان. کا. بادهی راجا) مدیر
مالی محفل ملی بهائیان هندوستان اقدام به تهیه کارت شناسائی جعلی
جهت ورود به تاسیسات دفاعی هندوستان و تهیه اطلاعات محرمانه و طبقه
بندی شده و فروش انها به سرویسهای جاسوسی اسرائیل و دریافت مبلغ
قابل توجهی ارز خارجی و خروج غیر قانونی آن از هندوستان متهم شده است.
در این رابطه تعداد بیش از 80 پاسپورت جعلی نیز کشف شده که اکثر این
پاسپورتها نیز با اسامی و ملیت ایرانی بوده است.یکی از مظنونین این پرونده
فردی بنام پیام شوقی بوده که یک بهائی ایرانی است و در حال فرار از
مرزهای هندوستان توسط پلیس دستگیر شده است نامبرده علاوه بر اتهامات
فوق متهم به صدور پاسپورت جعلی نیز بوده است.
از زمانیکه این قضیه در هندوستان فاش گردید تا کنون موارد دیگری از اینگونه
اتهامات نیز در وسائل ارتباط جمعی هند بر ملا گردیده است که به عنوان نمونه به
یکی دیگر از این موارد اشاره می شود :
روزنامه هندو در تاریخ 19/8/2006 اعلام نمود که خانم "زونا سورابجی "همسر
سولی سورابجی دادستان کل پیشین هندوستان یکی از این متولیان جامعه
بهائی بوده که در یاری رساندن به متهمین پرونده جاسوسی نقش فعالی
داشته است .
لازم است بدانید که بهائیت در هندوستان از شبکه ارتباطی خوبی برخوردار است
و این خبر نیز روشن میسازد که نفوذ ایشان در دستگاه قضائی هندوستان تا چه
حد است .و یکی از عوامل انتشار محدود اخبار تخلفات ایشان در رسانه ها نیز
ناشی از این نفوذ زیاد ایشان است.زمانهای نه چندان دور بهائیان در تمام رسانه
های دنیا اعلام می کردند که هم کیشان آنها در ایران تحت آزار و اذیت دولت
قرار دارند ولی هم اینک مشاهده می کنیم این تبلیغات اندکی فروکش نموده و در
این باره زیاد مطلب نمی گویند ( لازم بتذکر است هندوستان یکی از هفت
کشور دنیاست که بهائیان در انجا مشرق الاذکار دارند )این مسائل شاید به
مذاق بسیاری خوش نیاید خصوصا برای کسانیکه مدتهای مدید در این آئین
بوده اند . ولی برای کسانی که ایشان را کاملا می شناسند چندان
عجیب نیست .آئین بهائیت با تعالیم خود بین جاسوسی و فریب و نیرنگ پیوند
ایجاد کرده است .کافی است ببینید که چگونه باب و پیروانش نیرنگ و حیله را
ترویج دادند و به مرحله اجرا درآوردند و بدنبال آنها مبلغین بهائی نیز این رویه دروغ
و نیرنگ را دنبال نمودند.(آنها در بین مسلمانان به خواندن نماز مشغول می شوند
تا آنها را بفریبند )و بعدها نیز عبدالبها پیروانش را تشویق نمود تا اعتقادات اصلی
خود را از دیگران پنهان داشته و به مخفی کاری ادامه دهند. و اینک نیز
مسئولین محافل ملی و محلی هندوستان به وفور از این دستورات و تعالیم
پیروی کرده و مریدان خود را تشویق می نمایند تا برای رسیدن به هدف خود
از هروسیله نامشروعی استفاده کنند.با اینحال بهائیان هر کار را که لازم بدانند
انجام می دهند .
عین مطالب منتشره در مطبوعات معتبر هندوستان از طریق آدرسهای زیر
قابل دسترسی است .
http://www.hindu.com/2006/08/19/stor...1914800400.htm
http://epaper.hindustantimes.com/Last edited by donsaeid; 08-03-2007, 01:31 AM.نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران

صادق هدايت؛ بوف کور
Comment


Comment