Announcement

Collapse
No announcement yet.

Iranians In Australia

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • Iranians In Australia

    اندرو ورسام، 42 ساله، عکاس


    اندرو تاکنون به ایران سفری نداشته و وقتی نام ایران را می شنود،* به یاد تیتر اخبار در مطبوعات استرالیا می افتد که عمدتاً مربوط به کشوری است که در حال توسعه ظرفیتهای هسته ای خود است.

    اندرو معتقد است که رسانه های استرالیا تصویر درستی از ایران نشان نمی دهند و در این خصوص می گوید:" رسانه های استرالیا معمولاً طرفدار آمریکا و اسرائیل هستند و معمولاً پوشش خبری مربوط به ایران در استرالیا بر خاسته از دیدگاه این دو کشور است."

    اندرو به دنبال کردن اخبار ایران در رسانه های جمعی استرالیا علاقه مند است و می گوید: "معمولاً من اخباری را دنبال می کنم که گزارشهایی برخلاف روند غالب راجع به ایران در مطبوعات ارائه می دهند و به نظرم این اخبار بیشتر نشان دهنده واقعیات ایران هستند و متعادل به نظر می رسند."

    او معتقد است که دیپلماسی ایران در صحنه بین الملل کمی تحریک آمیز است و می گوید: "البته باید اعتراف کنم که نمی توانم درک درستی را از جریاناتی که وجود دارد داشته باشم،* چون به عنوان مثال، رسانه های استرالیایی بارها این جمله رئیس جمهور ایران را که اسرائیل باید محو شود تکرار کرده اند که در حقیقت، تا آنجا که من می دانم، او چنین چیزی نگفته."

    اندرو در خصوص نقش تاریخی ایران می گوید: "ریاضیات و داستانهای هزار و یک شب .. شکوفایی و تاثیر فرهنگ ایران بر کشورهای عربی در اوایل هزاره گذشته زیاد بوده است."

    اندرو در پایان می گوید: "خیلی مهم است که اطلاعات در خصوص ایران و خاورمیانه در غرب وجود داشته باشد چون این نیاز احساس می شود تا دیدگاههای واقعی ایرانیان و نه سخنان احساسی رهبران ایران در غرب بازگو شود. ایرانیان راجع به اتفاقاتی که مدام درگیرش میشوند چه فکر می کنند؟ ما راجع به آنان
    زیاد مطلع نمی شویم."



    کارن سباستین ۴۲ ساله، خانه دار


    کارن وقتی نام ایران را می شنود به یاد سیاست می افتد و به ویژه نام ایران یادآور اخبار در تلویزیون برای اوست. کارن تنها گزارشی را که راجع به ایران دیده در اخبار شبانگاهی بوده که در آن به تنش ایران با غرب بر سر برنامه هسته ای پرداخته شده بود.

    کارن می گوید: "من تاریخ ایران را از روی هنر و معماری این کشور می شناسم و نام ایران مرا به یاد فرشهای زیبایش می اندازد. من تا آنجا که می دانم ایران فرهنگی غنی دارد و خدمات زیادی به بشریت کرده است. اما باید اعتراف کنم که اطلاعات زیادی در این باره ندارم. من تا آنجا که می دانم ایرانیان "جبر" را اختراع کرده اند. با این حال من می دانم ایران کشوری بزرگ و پر جمعیت است و من مطمئنم که در حال حاضر خدمات زیادی به جهانیان ارائه می دهند."

    کارن دوست دارد که بی بی سی گزارشهایی را در خصوص، به گفته وی، "تبعیض نژادی و نا آگاهی که در زمینه فرهنگ ایران در غرب وجود دارد"، ارائه دهد و بویژه به بیان عقایدی بپردازد که ایرانیان ساکن استرالیا در خصوص تفاوت های شیوه زندگیشان در مقایسه با زندگی ایرانیان ساکن ایران دارند.

    کارن می گوید: "زندگی در کدام جامعه برای ایرانیان بهتر است ،* زندگی در کشور استرالیا که مورد تبعیض نژادی قرار گیرند، یا در جامعه ای زندگی کنند که هیچگونه آزادی عملی بویژه برای زنان وجود ندارد؟"


    جودیت بی شاپ، 34 ساله، مدیر پروژه

    شنیدن نام ایران برای جودیت یادآور "شعر و ساختمانهای زیباست" و" سرزمینی که تاریخی بس کهن" دارد.

    جودیت معتقد است که عمدتاً روزنامه های استرالیا تصاویر منفی از رهبران ایران نشان می دهند؛ در عین حال برخی از رسانه های استرالیا تصویر درستی از ایران ارائه می دهند که به عنوان مثال می توان به "فیلم های مستند کانال اس بی اس اشاره کرد که زندگی واقعی مردم ایران را به تصویر می کشد".

    جودیت در خصوص دیپلماسی ایران می گوید: "من در جایگاهی نیستم که بتوانم در این باره اظهارنظر درستی کنم . آنچه که من با آن آشنایم شعر ایران است که از جایگاه ممتازی در جهان برخوردار است و در این میان حافظ و مولانا جایگاهی خاص دارند."

    جودیت تمایل دارد تا با دیدگاههای دیگری درباره ایران آشنا شود و می گوید: "به نظر من، گزارشهای فرهنگی در خصوص ایران از جمله چیزهای با ارزشی است که می توان آن را به جامعه استرالیا ارائه کرد *چون ما استرالیاییها ذاتا آدمهای کنجکاوی بوده و عاشق دانستن هستیم."


    جان هاولی، ۸۰ ساله، گرافیست

    جان تا حالا به ایران نرفته و وقتی نام ایران را می شنود به یاد "مشقت،* مذهب،* عدم صداقت و مردان خودخواه" می افتد.

    جان نمی تواند در خصوص اینکه آیا رسانه های استرالیا تصویر درستی از ایران نشان می دهند قضاوت کند و دلیل آن را "نداشتن حقایق کافی برای قضاوت " می داند. جان، گاهی اوقات اخبار مرتبط با برنامه هسته ای ایران را در تلویزیون نگاه می کند و در کل تمایل زیادی به پیگیری اخبار مربوط به ایران ندارد .

    جان درخصوص دانسته هایش درباره تاریخ کهن ایران می گوید: "به نظر می رسد که تاریخ بیشتر باعث بوجود آمدن تنفر شده تا چیزی دیگر."

    جان دوست دارد که حقایق مربوط به ایران بازگو شود، به جای آنکه "تبلیغات القایی آمریکا" را در رسانه های همگانی بشنود.

    میلان ۳۸ ساله، مهندس

    میلان می گوید: "ایران کشوری است در خاورمیانه و همسایه عراق است. آنچه که من از ایران به یاد می آورم چیزی است که در تلویزیون دیده ام ولی حقیقت این است که من اصلاً تاکنون راجع به ایران فکر نکرده ام. به جز آنچه که در تلویزیون دیده ام. مثل دستگیری ملوانان بریتانیایی در مرزهای ایران و برنامه هسته ای ایران."

    او درباره تصویر ایران در رسانه های استرالیا می گوید: "متاسفانه رسانه های استرالیا چیزهایی را که دوست دارند به نمایش می گذارند و من حقیقتاً باور دارم که رسانه های استرالیا مردم را فریب می دهند تا آنچه را باور کنند که آنان تمایل دارند. من وقتی به اخبار نگاه می کنم می بینم که قطعاً چیزهای خوبی راجع به ایران گفته نمی شود و در کل همواره از ایران بد می گویند."

    میلان درباره به دست آوردن اخبار درست راجع به ایران می گوید: "اگر موضوعی خاص در خصوص ایران باشد من نمی دانم که واقعیت چیست چون راجع به آن تحقیق نکرده ام . بعنون مثال واقعیت آنچه که در عراق اتفاق می افتد را من نمی دانم . آن کاری که من می کنم این است که ابتدا به اخبار گوش می کنم سپس به منابع خودم در اینترنت مراجعه می کنم و یا با آدمهای دیگر راجع به آن موضوع صحبت می کنم و نظرات آنان را نیز می پرسم و در نهایت قضاوت می کنم ."

    میلان می گوید: "مشکل این است که وقتی شما به تلویزیون نگاه می کنید داستان کامل را در نمی یابد. مثلاً مردم می گویند که ملوانان (بریتانیایی) در آب های ایران بودند و ایرانیان ملوان زن بریتانیایی را مجبور کردند که روسری سرش کند . اما من واقعاً نفهمیدم که داستان کامل از چه قرار است . شخصاً نمی توانم در این باره قضاوت کنم که حق با چه کسی بود و قضاوت نخواهم کرد.

    "*آنچه که من می دانم این است که در طول تاریخ در سرزمین آریاییها، مردم ایران و عراق از متمدن ترین انسانهای دوران خودشان بوده اند. آنها کشاورزی داشتند و ابزارهایی را برای کشاورزی ساختند. آنچه که ما می دانیم این است که تمامی این ابزارها از سرزمین خاور میانه آمده است. من نمی دانم که اینها درست یا غلط است ولی تا آنجا که من می دانم بسیاری از چیزهایی که در دنیای غرب وجود دارد از این مناطق آمده است.

    "دوست دارم راجع به جغرافیای ایران بیشتر بدانم و این که چقدر جمعیت دارد. راجع به نوع پارلمان در ایران چیزی نمی دانم . چند نفر نماینده دارد. راجع به مذاهب در ایران اطلاعاتی ندارم. نمی دانم ایران یک کشور یکپارچه است یا یک متشکل از چند ایالت. همچنین راجع به غذاهای ایرانی دوست دارم اطلاعاتی به دست بیاورم."

    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


    صادق هدايت؛ بوف کور

  • #2
    جان 31 ساله، دکتر داروساز


    جان تاکنون به ایران سفر نکرده اما دوست دارد که روزی ایران را از نزدیک ببیند.

    جان در پاسخ به این سوال که پس از شنیدن اسم ایران چه چیزی به ذهنش خطور می کند، می گوید: "نفت، جنگ با عراق، انرژی هسته ای، جدال با جوامع غربی و اسرائیل، کمک ها مالی به تروریست ها و خرید اسلحه برای جنگ علیه کشورهای غربی."

    او درباره اینکه آیا رسانه های استرالیایی تصویر درستی از ایران نشان می دهند، می گوید: "به سختی می توان در این باره نظر داد چون من ایرانی نیستم. ولی به نظرم روزنامه ها آنچه را که مایل هستند به دیگران دیکته می کنند. رسانه ها هر چه بنویسند ما آن را می خوانیم. در نتیجه چون ایرانی نیستم نمی توانم درباره صحت و سقم اخبار اظهار نظری کنم."

    جان در پاسخ به این سئوال که چه خبری را درخصوص ایران به یاد می آورد می گوید: "ایرانیان،* ملوانان بریتانیایی را به اسارت گرفتند. همچنین ایرانیان می خواهند انرژی هسته ای داشته باشند که برای تولید برق از آن استفاده کنند. اما همه می گویند که از آن برای سلاحهای هسته ای می خواهند استفاده کنند."

    وی در باره انرژی هسته ای می گوید : "به نظرم اگر برای تولید برق باشد مهم نیست."

    در پاسخ به این سوال که ایران چگونه می تواند ثابت کند که برای تولید برق می خواهد انرژی هسته ای داشته باشد در جواب می گوید: "در کشورهای دیگر بازرسان هسته ای مستقر هستند که تاسیسات هسته ای را کنترل می کنند ، بنظرم این یک راه برای ثابت کردن است."

    وقتی می شنود که بازرسان هسته ای در ایران مستقر هستند و آنها فعالیت های هسته ای ایران را نظارت می کنند اما همچنان برخی کشور های غربی باور نمی کنند که ایران انرژی هسته ای را برای مصارف صلح آمیز می خواهد در پاسخ می گوید: "من این را نمی دانستم که بازرسان در ایران هستند و این خیلی خوب است."
    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


    صادق هدايت؛ بوف کور

    Comment


    • #3
      آرایش ایرانی در سرزمین کانگوروها

      روز دوشنبه است و سارا از صبح زود در آرایشگاه خود حاضر است تا پذیرای مشتریان خود باشد.

      آرایشگاه سارا، نسبتاً مجلل است و همچون بیشتر سالن های آرایشی در سیدنی، عکس های بزرگی از مانکن ها، مدل های مو و محصولات معتبر آرایشی فضا را پر کرده است. صدای موزیک غربی نیز در فضا طنین انداز است.

      سارا زنی است که به همراه دو فرزند کوچکش در سیدنی زندگی می کند و در حدود ۱۵ سال است که از ایران به استرالیا مهاجرت کرده و پس از گذراندن دوره های مختلف توانسته *مدرک آرایشگری را اخذ نماید.

      سارا درباره سابقه آرایشگری خود می گوید: "من در حدود ده سال است که این سالن را اداره می کنم ولی قبل از اینکه این سالن را باز کنم، در چند آرایشگاه کارآموز بودم و در تمام این سالها، تلاش زیادی کردم که با مشتریان خود روابط خوبی داشته باشم. اما واقعاً اداره یک آرایشگاه در سیدنی کار مشکلی است و بسختی می توان پاسخگوی نیازهای متفاوت مشتریان بود."

      سارا قبل از اینکه به استرالیا مهاجرت کند در ایران نیز آرایشگر بود و به همین دلیل با فوت و فن آرایشگری نسبتا آشنا بود،* اما او معتقد است که یک آرایشگر موفق نباید به دانسته های پیشین خود بسنده کند و باید اطلاعات جامع و به روزی در زمینه آرایشگری داشته باشد.

      سارا در این باره می گوید: "من هر هفته مجلات زیبایی بانوان را خریداری می کنم و راجع به سبک های جدید آرایش و یا لوازم جدید آرایشی اطلاعات کسب می کنم. سوای این موضوع، هر دو سال یک بار به هنگ کنگ می روم و در نمایشگاه مخصوصی که مختص آرایش و مدل های جدید مو است شرکت می کنم تا با تکنولوژی های جدید آشنا شوم و بتوانم رضایت مشتریانم را نگه دارم."


      در حال حاضر در استرالیا کمبود آرایشگر وجود دارد و دولت استرالیا برای اینکه بتواند آرایشگرهای کشورهای دیگررا جذب نماید، تسهیلات ویژه و شرایط ساده تری را برای مهاجرت آنان به استرالیا در نظر گرفته است و بهمین دلیل در سالیان گذشته ، بسیاری از آرایشگران ایرانی از این طریق به استرالیا مهاجرت کرده اند.

      مشتریان سارا طیف وسیعی از افراد را شامل می شود و آرایشگاهش فقط مختص بانوان ایرانی نیست و گاهی اوقات تفاوتهایی که بین سبک آرایش ایرانی و غربی وجود دارد باعث شده که مشتریان غیر ایرانی نیز به آنها علاقه نشان دهند.

      سارا می گوید: "مشتریان من هم ایرانیان هستند و هم غیر ایرانیان. یک بار که داشتم برای یکی از مشتریان ایرانی ام اصلاح صورت به روش سنتی و با نخ انجام می دادم یکی از مشتریان استرالیایی ام نیز در سالن شاهد این قضیه بود و از من در باره آن سئوال کرد. وقتی به او توضیح دادم که بیشتر ایرانیان به جای استفاده از موم برای از بین بردن موی صورت از "اصلاح صورت" استفاده می کنند از من خواست که این کار را بر روی صورت او نیز انجام دهم و از آن زمان به بعد این زن استرالیایی ماهی حداقل یک بار برای اصلاح صورت به روش سنتی ایرانی می آید و حتی بسیاری از دوستان و خانمهای اقوام خودش را نیز به این کار تشویق کرده و مشتری من شده اند."

      یکی از دلایلی که سارا توانسته مشتریان غیر ایرانی را جذب کند ، دانستن زبان انگلیسی وارائه خدمات مختلف آرایش است. او در این خصوص می گوید: " دانستن زبان و اصطلاحات مخصوص آرایشگری بسیار مهم است. همچنین آرایشگر باید روابط عمومی خوبی داشته باشد و بتواند روابط خود را با مشتریانش حفظ کند. بنظر من یک آرایشگر موفق باید سعی کند که هر دو فرهنگ ایرانی و غربی را برای آرایش و مدل مو ارائه دهد که باعث جلب اطمینان و رضایت مشتریانش شود."


      عمولا آرایشگاههای زنانه تنها محلی برای آرایش بانوان بشمار نمی آیند، بلکه محفلی برای درد ودل ها، غیبت ها و فرار از روزمرگی زندگی نیز هستند.

      سارا با خنده در این باره می گوید: "من خدمات زیادی به مشتریان ایرانی و غیر ایرانی ام ارائه می دهم و مشاور خانوادگی آنها هم هستم! گاهی اوقات آرایش برای زنان ایرانی موضوعی فرعی است و آنان بدین خاطر به آرایشگاه می آیند که برای چند ساعت از روزمرگی زندگی اشان خلاصی یابند. در آرایشگاه من زنان ایرانی و افغانی زیادی فقط برای درد ودل می آیند و من ساعتها به حرفهای آنان گوش می کنم و تا آنجا که بتوانم به آنها کمک می کنم. به همین خاطر به مرور زمان من دوستان خیلی خوبی پیدا کرده ام و افتخار می کنم که می توانم با آرایش کردن، یا کوتاه کردن و یا رنگ کردن موهایشان در شاد کردنشان کمک نمایم ."

      گاهی اوقات پسران ایرانی نیز به آرایشگاه سارا می آیند و از او برای رنگ کردن موهایشان کمک می گیرند. سارا در این باره می گوید: "هر از چند گاهی مشتریان من پسران جوانی هم هستند که برای "مش" سر و یا "های لایت " کردن موهایشان پیش من می آیند. معمولاً هر بار که مدل موی خاصی از هنرپیشه یا فوتبالیستی مد میشود، معمولاً این پسران جوان همان مدل مو را برای خود انتخاب می کنند و از من می خواهند که بر روی سرشان پیاده کنم ."

      دختران ایرانی چه شکلی هستند؟

      بعنوان یک ایرانی، ممکن است این جمله را "که طرف اصلاً فکر نمی کرد من ایرانی باشم" بسیار شنیده باشیم و یا در صحبت هایمان به کار برده باشیم. ولی واقعاً دختران ایرانی ها چه شکلی هستند و چه تصویری از یک دختر ایرانی در ذهن خارجی ها وجود دارد؟

      بنظر می رسد در اذهان غربیها، تصوری که از یک دختر ایرانی وجود دارد بسیار نزدیک به شکل و شمایل اعراب است .

      کارن، یک زن ۴۱ ساله استرالیایی و کارمند یک شرکت دولتی است. او بخاطر کارش بطور روزانه با بسیاری از زنان شرقی و بویژه ایرانیان سر و کار دارد.

      کارن می گوید: "راستش در اوایل من در تشخیص ایرانیان کمی مشکل داشتم و نمی توانستم تمایزی بین چهره ایرانی ها با ترکها ، اعراب و حتی اروپاییها قائل شوم. اما به مرور زمان متوجه شدم که ارباب رجوع های ایرانی ام از ملل همسایه خود خندان تر و شاداب تر هستند و سبک لباس و پوشش آنها بخصوص است و بیشتر به سبک اروپایی ها لباس میپوشند. الان به دلیل داشتن دوستان متعدد ایرانی کمی به چهر ه های ایرانی بیشتر عادت کردم و میتونم کمی فرق بین آنان بگذارم."

      اما شاید بیشتر دختران ایرانی در استرالیا تمایل داشته باشند که در برخورد با خارجی ها ظاهری اروپایی داشته باشند. فرزانه در این باره می گوید: "*بنظر من بسیاری از دختران ایرانی دوست ندارند که ظاهرشان نشان دهد که آنان ایرانی هستند و به همین دلیل بسیاری از آنان از مد لباسهای غربی پیروی می کنند، چون غیر ایرانیان فکر نمی کنند که زنان ایرانی نیز لباسهای غربی بپوشند."

      باید اذعان داشت تصویری که از بانوان ایرانی در ذهن غربیها وجود دارد بسیار نزدیک به پوشش زنان عرب است؛ زنانی با رنگ لباسهای تیره و با پوشش های بلند. بسیاری از غربیها حتی نمی دانند که ایران یک کشور عربی نیست و حتی بعضی، ایران را همان عراق می پندارند.

      مژگان که دانشجوی رشته کامپیوتر است، با دوستان غیر ایرانی زیادی در ارتباط است و در برخورد اول کسی به سرعت و صراحت باور نمی کند که او ایرانی است.

      مژگان در این باره می گوید: "در بیشتر موارد کسانی که برای بار اول با من روبرو می شوند فکر می کنند که من از اروپا یا کشورهای آمریکای جنوبی به استرالیا آمده ام ولی وقتی به آنها می گویم که من ایرانی ام، آنها تعجب می کنند و در جواب می گویند تو اصلاً به ایرانی ها نمی خوری چون بینی کوچکی داری و در ضمن رنگ موی سرت هم خیلی روشن است و معمولاً ایرانیان موهای تیره و مشکی رنگی دارند."

      اما بسیاری از دوستان مژگان متوجه نمی شدند که بینی کوچک او در زیر دستان جراحان ایرانی بدین شکل در آمده است و میلیونها تومان بابت آن خرج شده است. پولی که حاصل پس اندازکار مژگان در یک فروشگاه استرالیایی بود.
      نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


      صادق هدايت؛ بوف کور

      Comment


      • #4
        مصرف گرایی یا نیاز؟

        انجام جراحی های زیبایی در بین زنان و دختران ایرانی در استرالیا نیز همچون همتایان ساکن ایران صورت می گیرد و جراحی بینی یکی از شایع ترین این جراحی ها است.

        اما بدلیل هزینه های گزافی که این گونه جراحی ها در استرالیا دارد بیشتر زنان و دختران ایرانی ترجیح می دهند به ایران بروند و تحت نظر پزشکان متخصص ایرانی این گونه عمل ها را انجام دهند و به استرالیا بازگردند.

        ثریا که در سال گذشته بینی خود را به دست تیغ جراحی سپرده، *درباره میزان ضروری بودن جراحی خود می گوید: "برای من مهم نیست که دیگران جراحی های زیبایی را مصرف گرایی بدانند یا نه، اما برای من به اندازه نان شب واجب بود تا این عمل را انجام دهم. پیش از عمل، هر وقت که به چهره خودم در آینه نگاه می کردم غم بزرگی بر دلم می نشست ولی الان وضع فرق می کند و من احساس خوبی از دیدن چهره ام در آینه دارم ."

        اما شاید کمتر زن ایرانی را می توان یافت که عمل جراحی بینی خود را مصرف گرایی قلمداد کند و بیشتر آن را نیاز می پندارند.

        سپیده هم که مادر دو بچه است در این باره می گوید: "برای من که جراحی بینی الزامی بود، چون من هیچوقت بینی ام رو دوست نداشتم. در ضمن من انحراف بینی هم داشتم و بهنگام سرماخوردگی به سختی نفس می کشیدم. اما الان بسیار خوشحالم که هم این مشکل با جراحی حل شد و هم چهره ام زیباتر شده است."

        زنان و دختران زیادی نیز هستند که اندامهای دیگر خود را به دست تیغ جراحی سپرده اند.

        شهین که برای کوچک کردن سینه اش به جراحی متوسل شده میگوید: "من همیشه با مشکل سینه های بزرگ خود روبرو بودم و دیدن آنها خیلی ناراحتم می کرد. بعلاوه من کمر دردهای شدیدی هم داشتم که با انجام جراحی سینه، دیگر احساس سنگینی نمی کنم و از طرفی کمر درد های شدیدم نیز بهبود پیدا کرده است."

        ازجمله جراحی های دیگر پرطرفدار بین جمعیت ایرانی در استرالیا، "لایپوساکشن" یا همان خارج کردن چربی از زیر پوست و همچنین گذاشتن گونه و یا پر کردن لبها با تزریق بوتاکس، کشیدن پوست و خارج کردن چربی اضافه اطراف چشم ها است. همچنین می توان به جراحی برای کوچک کردن و تنگ کردن معده اشاره کرد.

        اما بسیاری از زنان معتقدند که تن دادن به اینگونه جراحی ها بیشتر از روی چشم و هم چشمی است تا نیاز واقعی. آنها می گویند وقتی با ورزش مداوم و تغذیه درست می توان بر اضافه وزن خود غلبه کرد، چرا باید دست به جراحی هایی زد که ممکن است خطرات جبران ناپذیری به همراه داشته باشد ؟
        نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


        صادق هدايت؛ بوف کور

        Comment

        Working...
        X