If this is your first visit, be sure to
check out the FAQ by clicking the
link above. You may have to register
before you can post: click the register link above to proceed. To start viewing messages,
select the forum that you want to visit from the selection below.
Sia bia ye toure USA barat bezaram beri club mlubasho, bar o inchizaro behet neshoon bedam oonvaght khodet motevaje mishi ke US is the best.
ino midunam N jan !!! montaha man biam unja barayeh hamisheh bahas maliat ziad bedam. hahahahaha... injaha ta 60% ham kamtar midam va gher midam. hahaha
vali N jan mamnun keh enghadar beh fkre mani azizam. hahahaha
Nima baz dame to garm keh enghadar vafa dari va adam foroush nisti ! in moshkelieh keh alan iranian community dareh ! keh aksaran adam forushan !! vali khob... dudesh touyeh cheshme khodeshun mireh !!!
اعتياد به مواد مخدر و دشواری های ناشی از آن اگر نه به گستردگی ايران، اما در خارج از کشور هم ديده می شود.
در آلمان دستيابی به آماری از ميزان معتادان دشوار است و داشتن تبعيت آلمان ايرانيان آنها را در رده بندی ديگری قرار می دهد.
اطلاع از تعداد معتادان تنها در صورت راه يابی آنها به مراکز درمانی ترک اعتياد امکان پذير است. دفاتر مشاوره حقوقی - اجتماعی مهاجرين هم اغلب بطور غير مستقيم در جريان مشکلات خانوادگی و يا اقامتی از اعتياد فردی در خانواده اطلاع پيدا می کنند.
در طی سال گذشته درميان مراجعين به يک دفتر مشاوره در آلمان در ۲۰ مورد اعتياد به ترياک در ميان ايرانيانی که از ميانگين سنی ۳۰تا ۶۲ سال برخوردار بودند، تنها ۳ زن وجود داشت و ۱۸ نفر از اين عده در ايران معتاد شده بودند. با وجود وقفه در سالهای اول ورود به آلمان به محض دسترسی به مواد مخدر، مصرف آنرا دوباره آغاز کرده اند.
دسترسی به مواد مخدر بخصوص ترياک در آلمان دشوار نيست و اغلب از طريق آشنايان صورت می گيرد. هزينه آن به تفاوت گرمی ۷ تا ۶ يورو است و هزينه روزانه آن برای کسی که ميزان مصرف بالائی ندارد، بين ۱۰ تا ۳۰ يورو است.
زن چهره دلنشينی دارد و مادر ۲ فرزند. ۱۱ سال معتاد به ترياک بوده و به تازگی ترک کرده است. وقتی از اعتيادش حرف می زند چشمانش پر از اشک می شود. می گويد:" من خيلی زود با ترياک آشنا شدم . بچه که بودم برای درمان گوش درد از آن استفاده می کردند. بزرگتر که شدم آدم خجالتی بودم و وقتی در جمع دوستان می ديدم که شوهرم و ديگران با استفاده از مواد مخدر روحيه بهتری پيدا می کنند اول تعجب می کردم، اما کم کم برای من که آدم خجالتی بودم امکانی شد که با آن بتوانم با ديگران رابطه برقرار کنم. در ايران ترياک به من به نوعی شهامت می داد.
بعد هم به آلمان آمديم در سالهای اول، من مصرف نمی کردم، اما بعد از ۲ سال با آمدن همسرم و دسترسی پيدا کردن من به مواد مخدر شروع کردم .بعد از مدتی احساس می کردم که حال بدی دارم. احساس افسردگی می کردم. بعد به جائی رسيدم که ديگر نمی توانستم اين نوع زندگی را تحمل کنم وترک کردم. در حال حاضر در يک گروه هستم که آنها هم ترک کردند و اين گروه خيلی کمکم می کند."
امکانات دولتی که برای ترک اعتياد وجود دارد، هميشه مورد استقبال قرار نمی گيرد. وزارت بهداری آلمان برنامه هائی برای ترک اعتياد دارد که معمولا به شکل درمان گروهی است. در درمان اعتياد که امکانات مجانی در اختيار معتادين قرار می گيرد، مشکل برقراری رابطه، تفاوت های فرهنگی و مسئله زبان است. آنچه در بهبودی کامل شخص معتاد و عدم بازگشت دوباره او اهميت دارد، شرايط بعدی زندگی اوست که همراهی و همياری نزديکان را می طلبد و همينطور فاصله گرفتن از فضای آلوده گذشته او.
يادآوری اين نکته که نظر متخصصين در درمان اعتياد است، ضروری است که مدت های طولانی بعد از ترک اعتياد همچنان خطر بازگشت وجود دارد و در نتيجه توجه و حمايت از کسی که اعتياد را ترک کرده است لازم است .
"عباس " از کسانی است که از برنامه های دولتی ترک اعتياد استفاده نمی کند. او ۵ سال است که به ترياک معتاد است و همسرش به همين دليل از او جدا شده است. او دليل عدم استفاده از اين امکانات را خجالت از اينکه ديگران، بخصوص ايرانيان در جريان اعتياد او قرار بگيرند ذکر می کند.
"ولفگانگ اشترکربورکر" روانشناسی است که در يک مرکز ترک اعتياد کار می کند. او در مورد روش های درمانی می گويد: "اين روش ها متفاوت هستند و به وضعيت بيمار بستگی دارد. گروهی در يک مرکز توان بخشی تحت درمان قرار می گيرند و بعضی به شکل فردی روان درمانی ميشوند و گاه درمان بشکل بستری شدن در بيمارستان صورت می گيرد.
زندگی با اين افراد آدم را بيمار می کند. جوری که انگار به زندگی با آنها وابسته می شوی و همينطور در آن فرو می روی. اعتياد بر همه ابعاد زندگی خانوادگی سايه می اندازد.
همسر يک مرد معتاد
ما در کنار درمان فرد معتاد برنامه هائی هم برای خانواده های آنها داريم که با تشکيل سمينارهائی برای آگاهی رسانی به آنها صورت می گيرد و يا به صورت تشکيل گروه های کار در تمام آخر هفته انجام می شود. همراهی و همکاری خانواده ها در ترک اعتياد نقش مهمی دارد. مسئله اعتياد در خانواده های مهاجر هم متاسفانه زياد شده است و دولت ناگزير، بودجه ای برای مبارزه با آن در نظر گرفته است . در مورد مهاجرين علت ابتلا معمولا دشواری هائی است که آنها از سر گذرانده اند. بطور مثال مورد خشونت واقع شدن و تجربيات سخت، آنها را به مصرف مواد مخدر سوق می دهد. گروهی هم قبل از مهاجرت به آن مبتلا بوده اند."
خانواده فرد معتاد بطور مستقيم تحت تاثير قرار می گيرند. اين تاثير، هم در رفتار فرد معتاد با خانواده خود را نشان می دهد و هم بر بودجه خانواده به شکل جدی سنگينی می کند.
زنی در دادگاه خانواده علت طلاق و اينکه می خواهد سرپرستی بچه ها را به تنهائی به عهده بگيرد را اعتياد همسرش به مواد مخدر ذکر می کند. او می گويد که همسرش بارها و بارها نه تنها خرج خانه را، که تمامی وسائل زندگی شان را هم خرج مواد مخدر کرده است.
زن ديگری که همسرش معتاد به ترياک بوده است می گويد: "زندگی با اين افراد آدم را بيمار می کند. جوری که انگار به زندگی با آنها وابسته می شوی و همينطور در آن فرو می روی. اعتياد بر همه ابعاد زندگی خانوادگی سايه می اندازد. خانواده هم تحت تاثير شرايط روحی فرد معتاد در حال نوسان است. او از نظر اجتماعی سقوط می کند . من تا مدتها به همسرم به چشم يک خلافکار نگاه می کردم. آنها پرخاشگر می شوند و تعادل روحی خود را از دست می دهند. در زمينه مسائل جنسی دچار مشکل می شوند، نظم زندگی بهم می ريزد و آنها نمی توانند مسئوليت قبول کنند. بدتر از همه اينکه نوعی فضای بی اعتمادی بوجود می آيد."
برای من که آدم خجالتی بودم امکانی شد که با آن بتوانم با ديگران رابطه برقرار کنم .در ايران ترياک به من به نوعی شهامت می داد.
زن معتاد
در هم آميختن مشکلات روحی معتادان با اعتياد آنها کار روان درمانی را دشوار می کند. اين مشکل بخصوص با اختلافات فرهنگی در آلمان و چگونگی برخورد فرهنگ های مختلف با مسئله اعتياد وضع را بغرنج تر می کند.
"کلوديا هارتمن " روانشناس و روانکاو است و در طی کار خود با بيمارانی که ضمن افسردگی اعتياد هم داشته اند، در تماس بوده است.
او در صحبت های خود بطور ويژه به مهاجران ايرانی نظر دارد: "در ميان مهاجران ايرانی که به مواد مخدر اعتياد دارند، مصرف ترياک بيشتر ديده می شود. در مورد کسانی که مثلا به الکل اعتياد دارند اين موضوع زودتر برملا می شود، اما در موارد مبتلايان به ترياک دشوارتر است چون آنها به نوعی، آرام و ساکت برخورد می کنند. اما وابستگی در آنها خيلی بيشتر است. آنها هم از نظر جسمی و هم از نظر روحی خيلی وابسته می شوند و عوارض جانبی آن خيلی زياد است. درمان افسردگی و يا ديگر بيماری های روحی در صورت وجود اعتياد امکان ندارد."
اعتياد مهاجرين اگر در مواردی به خلافکاری هائی منجر بشود سخت گيری های بيشتری را از سوی دولت آلمان متوجه فرد معتاد می کند. اين خلافکاری ها اگر به سوء سابقه منجر شود، می تواند بر وضعيت اقامتی او اثر بگذارد. به علاوه اين موضوع در برخورد کلی به مسئله مهاجرين هم اثر منفی می گذارد.
درمان اعتياد بدون خواست و همراهی معتادين امکان ندارد و در اين راستا همکاری خانواده ها و اطلاع رسانی و کار فرهنگی پيوسته ضروری است.
Nima baz dame to garm keh enghadar vafa dari va adam foroush nisti ! in moshkelieh keh alan iranian community dareh ! keh aksaran adam forushan !! vali khob... dudesh touyeh cheshme khodeshun mireh !!!
Ghorbanat Sia jan.
vali khob Iranian dige Sia jan. chikareshoon mishe kard. Ta be ye jaee miresan dige baghiaro adam hesab nemikonan. vali it's ok kheilia deleshoon mikhad ke beran jai ke Irani toosh ziade. Beran bebinan hamvataneshoon che goli be sareshoon mizane.
jone Sia KS o kheili maskhare mikonan oonai ke be ghole khodeshoon to behtarin jaye LA zendegi mikonan. vali khodaeesh man yeki KS o ba jaie digei avaz nemikonam be khatere hamin moozoo.
Irani Sia jan adam foroosh nabashe ke poolash az paroo bala nemire ke. (albate manzooram baziashoone)
vali khob Iranian dige Sia jan. chikareshoon mishe kard. Ta be ye jaee miresan dige baghiaro adam hesab nemikonan. vali it's ok kheilia deleshoon mikhad ke beran jai ke Irani toosh ziade. Beran bebinan hamvataneshoon che goli be sareshoon mizane.
jone Sia KS o kheili maskhare mikonan oonai ke be ghole khodeshoon to behtarin jaye LA zendegi mikonan. vali khodaeesh man yeki KS o ba jaie digei avaz nemikonam be khatere hamin moozoo.
Irani Sia jan adam foroosh nabashe ke poolash az paroo bala nemire ke. (albate manzooram baziashoone)
Nima jan..
Moshkel tanha masaeleh pouli nist !! moshkel masaeleh akhlaghi hast. choun vaghti keh kasi bad 'tarbiat' shodeh,vaghtikeh kasi bad 'bozorg' shodeh,nemisheh kheili ham entezar dasht keh kasi basheh keh betuneh dar kenareh hamvatanesh basheh !
Moteasefaneh alan L.A shodeh mahali barayeh injur adamha ! albateh keh touyeh Europe ham in moshkel hast vali choun dar Europe,yek seri zavabet voujud dareh,beh hamin khater in jaryanat kamtar dideh misheh !
Man yadameh salhayeh 1981-84 ,iranian community dar California kheili kuchak boud ! 90% adamha hamdigar ro mishenakhtan vali bia alan ro bebin !! man last March L.A boudam... chizhaei dar chand rouz didam keh beh Khoda narahat konandeh va besiar zanandeh boud !!!
Poul ham shodeh yek moshkel !!! un zamanha sharayet in boud keh bacheh ha az tarbiate khoubi irani mahroum naboudand, ehteram migozashtan beh bozorgtarashoun vali alan negah kon beh javunhayeh zire 25 saleh moghimeh U.S.A !!!! Har ki ro mibini,naleh va shekayat mikoneh az in jaryan keh in javunha beh rahi daran keshideh mishavand keh khodeshun aval zararesho khahand did !!
Khosh bakhtaneh group hayeh kuchaki az iraniha hastan keh digeh close kardan va iranihayeh digeh ro keh balatar behet goftam,rah nemidahand beineh khodeshoun,choun alaveh bar zarbeh zadan beh khodeshun,majbur mikonan keh iranihayeh digeh az tarbiateh vaghei va az un farhangeh vagheie irani dur bashan !
In masael,vaghean ''tof-e sarbalast'' !! ma hanuz moshkel ba akhlagh va tarbiat darim,tazeh do ghort va nim ham baghi hastim keh chera folani intori kard va chera folani ino goft !!! in chiza dardeh va khejalat avareh !!
Moshkel tanha masaeleh pouli nist !! moshkel masaeleh akhlaghi hast. choun vaghti keh kasi bad 'tarbiat' shodeh,vaghtikeh kasi bad 'bozorg' shodeh,nemisheh kheili ham entezar dasht keh kasi basheh keh betuneh dar kenareh hamvatanesh basheh !
Moteasefaneh alan L.A shodeh mahali barayeh injur adamha ! albateh keh touyeh Europe ham in moshkel hast vali choun dar Europe,yek seri zavabet voujud dareh,beh hamin khater in jaryanat kamtar dideh misheh !
Man yadameh salhayeh 1981-84 ,iranian community dar California kheili kuchak boud ! 90% adamha hamdigar ro mishenakhtan vali bia alan ro bebin !! man last March L.A boudam... chizhaei dar chand rouz didam keh beh Khoda narahat konandeh va besiar zanandeh boud !!!
Poul ham shodeh yek moshkel !!! un zamanha sharayet in boud keh bacheh ha az tarbiate khoubi irani mahroum naboudand, ehteram migozashtan beh bozorgtarashoun vali alan negah kon beh javunhayeh zire 25 saleh moghimeh U.S.A !!!! Har ki ro mibini,naleh va shekayat mikoneh az in jaryan keh in javunha beh rahi daran keshideh mishavand keh khodeshun aval zararesho khahand did !!
Khosh bakhtaneh group hayeh kuchaki az iraniha hastan keh digeh close kardan va iranihayeh digeh ro keh balatar behet goftam,rah nemidahand beineh khodeshoun,choun alaveh bar zarbeh zadan beh khodeshun,majbur mikonan keh iranihayeh digeh az tarbiateh vaghei va az un farhangeh vagheie irani dur bashan !
In masael,vaghean ''tof-e sarbalast'' !! ma hanuz moshkel ba akhlagh va tarbiat darim,tazeh do ghort va nim ham baghi hastim keh chera folani intori kard va chera folani ino goft !!! in chiza dardeh va khejalat avareh !!
براساس يافتههاي گروه تحقيقات جمعيتي سالانه 3 ميليون نفر از ساكنان كشورهاي در حال توسعه به ممالك صنعتي مهاجرت ميكنند و تقريباص نيمي از اين مهاجرتها 4\1 ميليون نفر به كشورهاي اروپايي انجام ميشود. اما با اين حال اروپا همچنان مواجه با از دست دادن بيسابقه جمعيت است.
براساس اين تحقيق، انگلستان با جمعيتي بالغ بر 4\60 ميليون نفر، پنجمين كشور مهاجرپذير به شمار ميرود و سالانه جمعيتي معادل 223 هزار و 145 نفر به اين كشور مهاجرت ميكنند.
ايالات متحده كه مدتها است سياستهاي جذب مهاجر را بشدت دنبال ميكند، با جذب 1 ميليون مهاجر در سال در اين تحقيق درصدر كشورهاي مهاجر پذير قرار دارد.
كانادا، استراليا و امارات متحده عربي كه نسبت به ديگر كشورهاي خاورميانه از شرايط بهتر اقتصادي سود ميبرند، در اين تحقيق به عنوان ديگر مقصدهاي مهاجران شناخته شدهاند.
براساس يافتههاي ( يك گروه محقق در واشنگتن، چين، هند و مكزيك بيشترين مهاجران را به ديگر كشورها ميفرستند و در اين ردهبندي ايران در مقام پنجم قرار دارد.
,كارل هاب, يكي از محققان اين گروه معتقد است: عامل اصلي ترغيب مهاجران به ترك كشورهايشان هميشه ,اميد به يافتن زندگي بهتر, بوده است.او ميگويد: برخي براي گريز از فقر و برخي ديگر هم براي فرار از ناآراميهاي مدني و يا سياسي كشورهاي خود را ترك ميكنند.
به گفته او يك خانواده متوسط هندي، بطور متوسط در سال 2هزار و 200 دلار در آمد دارد در حالي كه اگر اين خانواده به اروپا مهاجرت كنند و تنها با داشتن مهارت كار با كامپيوتر ميتوانند سالانه 50 هزار دلار در آمد كسب كنند و حتي بدون داشتن هرگونه مهارتي راننده تاكسي شوند.
آمار به دست آمده در اين تحقيق مبتني بر اطلاعات حاصله از دولتهاي محلي، سازمان ملل و سازمان كمكهاي جهاني بوده است.
مهاجرت به عنوان يك مساله مهم سياسي در انگلستان به شمار ميرود و دولت با اتخاذ سياستهاي گوناگون سعي در محدود كردن پذيرش مهاجران به اين كشور دارد.
ايالات متحده همچنين اخيراص بحث پيرامون راهحلهايي براي محدود كردن 11 تا 12 ميليون مهاجر سالانه به اين كشور را دارد كه بطور غيرقانوني عموماص از مرزهاي كشورهايي چون مكزيك و امريكاي لاتين به اين كشور وارد ميشوند.
براساس اين تحقيق با اين حال جمعيت امريكا از حدود 300 ميليون نفر تا سال 2050 به حدود 420 ميليون نفر افزايش خواهد يافت.براساس پيشبيني سازمان ملل ، ژاپن با جمعيتي بالغ بر 128 ميليون نفر تا سال 2050، 16 ميليون نفر از جمعيت خود را طي مهاجرتهاي اين افراد از دست خواهد داد و كرهجنوبي هم با جمعيتي بالغ بر 48 ميليون نفر 3 ميليون مهاجر به ديگر كشورها خواهد فرستاد.
محققان بر اين باورند مهاجرت جمعيت در اروپا و آسيا به بحراني اقتصادي منجر شود چون در اين صورت تعداد كارگران و مصرفكنندگان براي رشد اقتصاد و حمايت از بازنشستگان كافي نخواهد بود.با اين حال در شرايطي كه اروپا رشد منفي جمعيت را شاهد است به گفته ,هلن پيتر كوهلر, استاديار جامعهشناسي دانشگاه پنسيلوانيا، حتي وجود مهاجرت به ؤبات جمعيت نيز كمك نخواهد كرد و اروپا همچنان شاهد رشد منفي جمعيت خواهد بود.
ترجمه: مريم ذوالفقار
برای خيلی از دختر و پسرهای مهاجرافغان مقيم ايران پيش آمده که وقتی با يک دوست ايرانی رابطه ايجاد می کنند و بعد از مدتی اين دوست می فهمه که اونها افغان هستند در اکثر اوقات اولين سوالی که همراه با تعجب زياد هم پرسيده می شه اينه که جدی می گی واقعا افغانی هستی؟ ولی اصلا بهت نمی ياد!
جوونهای افغان هم هميشه در جمع های خودشون می گن تصوری که دوستان ايرانی از يک افغان دارند تصاويری هست که اکثر اوقات از تلويزيون ايران پخش شده ،کودکانی با سر روی خاکی، خانه های خرابه و جنگ و ويرانی ومردان وزنانی با پوشش های طالبانی ، که همه اينها تاثير زيادی در شناخت تقريبا ناقص خيلی از دوستان در ايران گذاشته.
البته که شناخت افغانستان به عنوان يک همسايه با اين اطلاع رسانی ضعيف واقعا هم شايد مشکل باشه و تصويری جز جنگ رو تداعی نکنه. اما دنيای يک مهاجر افغان در ايران هم زياد دنيای روشنی برای ديگران نيست. پس شايد بد نباشه کمی از زبان اين مهاجران بشنويم.
خاطرات گذشته بخشی از زندگی
مهاجرت برای جوان افغانی دو بخش داره. يکی دسته ای که در ايران متولد شدن و به غير از داستان های بزرگتر ها اصلا خاطره ای از افغانستان ندارند و با اين خاطره ها به کشور نديده افتخار می کنن وديگر بچه هايی که در کودکی به ايران مهاجر شدن و خاطرات کم رنگی رو در ذهنشون ثبت کردن که هيچ وقت هم فراموش نمی کنن.
فرشته بيست ساله در ايران متولد شده، می گه خاطرات پدر و مادراز دانشگاهها، لباسهای فرم و شاد دخترها در مدارس، کنسرتهای احمدظاهر خواننده بزرگ افغانی در شب های جشن، خانه های کاه گلی روی کوهها، هوای پاک کابل، زيبايی تفريحگاههای اطراف شهر، جشن های گل سرخ مزار در عيد نوروزهمه و همه اون رو هميشه به ياد کشورش ميندازن.
تاليا شش سالش بوده که به ايران اومده. يعنی دقيقا در سالهای حضور طالبان. اون می گه:" هميشه ياد خونه های آپارتمانی خودمون در تخنيکم کابل می افتم.پدرم مهندس بود مادرم استاد دانشگاه.بوی غذاهای کودکستان هنوز به مشامم می رسه و دوستانم رو اصلا نمی تونم فراموش کنم.قشنگ ترين خاطرات من مال افغانستانه."
تاليا در مورد اسمش می گه : " تاليا در اصل از اسامی حضرت خضر بوده. من چون در زمان جنگ های داخلی در افغانستان متولد شدم، مادرم اين اسم رو برام گذاشت تا زنده بمونم و از خطرات به سلامت بگذرم."
داشته ها و نداشته های کودکانه
وقتی يک کودک يا نوجوان مهاجر در ايران يا شايد هر کشور ديگه خودش رو با شهروندان عادی مقايسه می کنه احساس خيلی از نداشتن ها آزارش می ده و در عوض چيزهايی داره که شايد ديگران نتونن درک کنن.
ميترا پانزده سالشه وبه نداشته های خودش اشاره می کنه:" اونها وطن دارن، ما حس بی وطنی می کنيم.به خاطر در آمد خوب پدرهاشون خيلی از امکانات رو دارن که ما از داشتنش محروميم. اين بچه ها اتاق شخصی دارن. ما اگر هم داشته باشيم مستاجريم. و مثلا من هيچ وقت اجازه ندارم اتاقم رو مطابق ميلم تزئين کنم. پدرم می گه اگر ميخ به ديوار بکوبی صاحبخانه ناراحت می شه."
ميترا می گه:" اما بزرگتر از اين غصه ها اينه که مادر من در افغانستان دکتر بوده، اما امروز نمی تونه حتی يک شغل ساده اداری داشته باشه و من خيلی ناراحت می شم وقتی جايی مجبورم بگم شغل مادر من خانه داريه."
پسران مهاجر و دنيايی سخت تر از ديگران
پسرانی که در مهاجرت بزرگ می شن هميشه عنوان می کنن که نسبت به دخترها سختی های بيشتری پيش روی دارن. حبيب بيست و هشت سالشه :" شش ساله بودم که مهاجر شدم.ديپلم گرفتم ولی به دليل مشکلات اقتصادی نتونستم ادامه تحصيل بدم. يک پسر مهاجر مجبوره علاوه بر درس به خاطر بقای خانواده کار کنه ."
عده ای از پسران افغان که نتونستن ادامه تحصيل بدن امروز می گن در ازدواج با دخترهای تحصيلکرده افغان دچار مشکل هستند چون اين دخترها مشکل پسند شدن. و درنقطه مقابل خيلی از پسرهايی هم که به دانشگاه رفتن هنوز اسير سنت های خانوادگی هستن و به طور مثال خانواده ها می خوان دختر مورد علاقه خودشون رو به پسر تحصيلکرده افغان برای ازدواج تحميل کنند.
Emigration since 1950 can be organized into three major waves that roughly correspond to socioeconomic status and motivations for migration, including both forced and voluntary departures. Despite some degree of overlap, the three phases provide a framework for conceptualizing the global Iranian diaspora.
The first significant phase of emigration from Iran, beginning in 1950 and lasting until the 1979 revolution, was triggered by Iran’s slow economic recovery and resumption of oil production after World War II. Revenue from oil exports permitted a relatively sudden change in Iranian society from traditionalism to modernization, motivating middle- and upper-class families to send their children abroad for higher education as a means of ensuring socioeconomic security and political access upon return.
In the 1977-1978 academic year, about 100,000 Iranians were studying abroad, of whom 36,220 were enrolled in US institutes of higher learning; the rest were mainly in the United Kingdom, West Germany, France, Austria, and Italy. In the 1978-1979 academic year, the number of Iranian students enrolled in the United States totaled 45,340, peaking at 51,310 in 1979-1980. According to the Institute of International Education, more Iranian students studied in the United States at this time than students from any other country.
After the revolution, not only did many of these students opt to remain in the West, but many of their relatives joined them.
Also included in this first period were families closely associated with the monarchy as members of the government, military personnel, or bankers. These royalist sympathizers fled during the early stages of the revolution, often with significant liquidated assets in hand.
Table 1. Iranian Immigrants Admitted to the United States, Canada, Germany,
the UK and Sweden: 1961 to 2005
1961-1970 1971-1980 1981-1990 1991-2000 2001-2005
USA 10,291 46,152 154,857 112,597 55,098
Germany 7,298* 14,173 67,022 24,131 6,024**
Canada 620 3,455 20,700 41,329 25,350**
Sweden*** 384 3,249 38,167 16,804 6,086
UK --- --- --- 12,665 8,640
Notes:
*excludes 1961
**excludes 2005
*** In some years Swedish data was based on Iranian immigrants by place of birth while in other years it was based on place of last residence
Sources:
US Department of Homeland Security, Office of Immigration Statistics; Federal Statistical Office of Germany; Sweden Statistics; Statistics Canada; UK Home Office
Comment