ساسانیان، بنیانگذار نخستین مركز پزشكی ای
Announcement
Collapse
No announcement yet.
All Info Regarding Great Iran & Zorastrians
Collapse
X
-
از برای ملتم ای زرتشت
لبخند و ترانه و رهایی بیاور
می خواهم باز شب میهنم را
در آن سپیده دمان دانا ، نظاره کنم...

چگونه با دشمنت به دوستی تا کنم؟
تو رخت زندان تن ات و من تماشا کنم؟
تو رخت زندان تن ات و من بمانم خموش؟
قسم به زن، نازنم اگر محابا کنم
اگرچه تلخ است حق، نمی توانم نهفت
زبان از آن بایدم که آشکارا کنم
-
بر گرفته شده از امرداد 135
ماسوله عاشقت ميكند
شب بود كه وارد ماسوله شديم.از آخرين پيچ كه گذشتيم ،تابلوي به شهر ماسوله خوش آمديد ،نمايان شد و تمام تصورات من را از روستا بودن ماسوله به هم ريخت. روستاي ذهن من روشن بود و تمام خانهها به خوبي ديده ميشد. شب بود كه وارد ماسوله شديم.از آخرين پيچ كه گذشتيم ،تابلوي به شهر ماسوله خوش آمديد ،نمايان شد و تمام تصورات من را از روستا بودن ماسوله به هم ريخت. روستاي ذهن من روشن بود و تمام خانهها به خوبي ديده ميشد.
فانوسهاي زيباي قديمي كه چند سالي است ما تهرانيها حتي از زيرزمينهاي خانههامان دور ريختهايم، جلوي خانه ماسولهايها خودنمايي ميكرد و دل ميبرد.
شب ماسوله عاشقت ميكند،نيدانم چرا حال و هواي نوجواني پيدا ميكني. بوي دلانگيز كوهستان دلت را ميبرد و شادت ميكند.
شبانه به خانه مريم خانوم از اهالي قديمي ماسوله رفتيم. مثل يكي از نزديكترين اقوام منتظرمان بود و دلش شور زده بود كه چرا دير رسيديم.
قرمه سبزي و خوراك ميرزا قاسمي كه برايمان پخته بود، خيلي خوشمزه بود و شاديمان را چند برابر كرد.
مريم خانوم از اهالي قديمي شهر ماسوله است كه به همراه دوست قديمي خود مدينه خانوم خانههاي زيباي روستايي خود را كه از تميزترين خانههاي ماسوله است به مسافران كرايه ميدهد.
البته او نه به عنوان يك صاحبخانه، كه مسافر را به چشم يك ميهمان نزديك نگاه كرده و نگاه مهربانش خاطره سفر را براي مسافران خانه شيرينتر ميكند.
معمولا گردشگران خارجي هم به جاي اقامت در تنها هتل جهانگردي ماسوله چند صباحي را در خانه اين دو همسايه قديمي به سر ميبرند.
هر کس كه قدم به ماسوله ميگذارد، محال است كه خاطره سفر به ماسوله را فراموش كند.پلهها، خانهها، كوهها، جنگلها، گلهاي پامچال و همه چيز اين شهر كوچك كه جمعيت آن به هزار نفر هم نميرسد، بوي خوشي و زيبايي زندگي را به مشام بيننده ميرسانند. صبح خيلي زود از خواب بيدار شديم. انگار كوهستان بيشتر از اينها نميگذاست كه بخوابيم. هواي كوهستان تمامي خستگي راه را از ما گرفته بود.
مريم خانوم با نان محلي و پنير و مربا صبحانه به ياد ماندني را برايمان آماده كرد.
صبحانه كه تمام شد، هواي ديدن شهر، طاقتمان را بريده بود. به شهر رفتيم.محيط اين شهر كوچك منحصر به فرد احساسات هر بينندهاي را تحت تاثير قرار داده و بهشت را در جلوي چشمان آنان نمايان ميسازد.
خانهها بر روي بدنه پرشيب کوه ساخته شده و سقف هر خانه حياط خانه بالائي است. اگر نفسي باشد، ميتوان تمامي شهر را دو ساعته گشت.
بازارچه، قهوهخانههاي ماسوله، شيرينيپزي مخصوص شهر و مسجد زيباي آن كه اهالي ادعا ميكنند قديميترين بناي ماسوله است، زيباييهاي معماري شهر را در بر گرفته است.
درست روبروي در مسجد، قبرستان شهر بنا شده است كه مشاهير ماسوله و شهدا در اين قبرستان مدفون شدهاند.
عروسكهاي بافتني كوچك و جورابهاي دست باف رنگ و وارنگ از معروفترين سوغاتيهاي ماسوله است.
شهر تاريخي ماسوله همه ساله پذيراي مسافراني از شهرهاي دور و نزديك و از خارج از كشور است كه به اين شهر مي آيند.بيشترين مسافران طي سه ماه تابستان به اين شهر سفر ميكنند.
مسافران ايراني كه از شهرهاي دور ميآيند، معمولا براي بازديد از بافت معماري و تاريخي شهر اقدام به سفر ميكنند.
اما بسياري از مسافران شهرهاي نزديك براي استفاده از آب و هوا و طبيعت مطبوع ماسوله به اين شهر مي آيند.
تمام مسافران غيرايراني فقط براي بازديد ازمعماري و شهرسازي تاريخي به ماسوله ميآيند. در اين ميان دستههاي كوچك و بزرگ طبيعتدوستان هم معمولا از شهرهاي نزديك و در گروههاي 5 تا 200 نفره به اين شهر ميآيند، آن هم براي كوهنوردي و كوه پيمايي.
جاذبههاي تاريخي، معماري و طبيعي ماسوله هر نوع مسافر با هر نوع سليقهاي را به سمت خود جذب ميكند.
وجود امكانات رفاهي قابل ملاحظه، راه ارتباطي مناسب و محلهاي اقامتي محلي و سنتي از امتيازاتي هستند كه توان پذيرايي مردم اين شهر را از مسافران افزايش ميدهند.
ديدن ماسوله و معماري آن به عنوان يك شهر تاريخي و استفاده از مناظر طبيعي و ساختماني زيباي آن طي حداقل يك شبانه روز و اقامت در خانههاي سنتي مردم ميهمان نواز آن يادگاري بينظير براي هر مسافري خواهد بود.
شهر ماسوله با وسعت 16 هکتار در 55 کيلومتري مرکز استان گيلان (رشت) در ايران و در 32 کيلومتري جنوب غربي شهرستان فومن در ناحيهاي کوهستاني و جنگلي با ارتفاع 1050 متر از سطح درياهاي آزاد در دامنهاي صخرهاي با معماري بيهمتا در ايران و حتي در جهان قرار گرفته است.
ماسوله از غرب به خلخال، از شمال به ماسال و از جنوب به تارم عليا محدود است.
اين شهر از نظر هماهنگي معماري با محيط طبيعي و جغرافياييِ خود، بي نظير بوده و طي شماره 109 در فهرست آثار ملي به ثبت رسيده است. ازاينرو حفظ و نگهداري و تماشاي اين مجموعه در وضعيت کنوني و آينده از اهدافِ به ثبت رسيدن و محافظت از اين شهرک قلمداد ميشود.
زبان مردم ماسوله، تالشي است.ماسوله داراي محله هاي ريحانه بر، خانه بر، مسجدبر، کشه سر و اسد محله است.
قلل مهم ماسوله عبارتند از: شاهمعلم (شامولوم)، آسمانکوه، لاسه سر، تروشوم و کله قندي که قله شاه معلم با ارتفاع 3050 متر بلندترين نقطه استان گيلان است.
امرداد 135از برای ملتم ای زرتشت
لبخند و ترانه و رهایی بیاور
می خواهم باز شب میهنم را
در آن سپیده دمان دانا ، نظاره کنم...

چگونه با دشمنت به دوستی تا کنم؟
تو رخت زندان تن ات و من تماشا کنم؟
تو رخت زندان تن ات و من بمانم خموش؟
قسم به زن، نازنم اگر محابا کنم
اگرچه تلخ است حق، نمی توانم نهفت
زبان از آن بایدم که آشکارا کنم
Comment
-
تخت جمشيد، ميزبان نخستين همايش منظر فرهنگ
Last edited by veesta; 05-30-2006, 01:14 AM.از برای ملتم ای زرتشت
لبخند و ترانه و رهایی بیاور
می خواهم باز شب میهنم را
در آن سپیده دمان دانا ، نظاره کنم...

چگونه با دشمنت به دوستی تا کنم؟
تو رخت زندان تن ات و من تماشا کنم؟
تو رخت زندان تن ات و من بمانم خموش؟
قسم به زن، نازنم اگر محابا کنم
اگرچه تلخ است حق، نمی توانم نهفت
زبان از آن بایدم که آشکارا کنم
Comment
-
شناسايي نخستين نيايشگاه دوره ساساني در ما
از برای ملتم ای زرتشت
لبخند و ترانه و رهایی بیاور
می خواهم باز شب میهنم را
در آن سپیده دمان دانا ، نظاره کنم...

چگونه با دشمنت به دوستی تا کنم؟
تو رخت زندان تن ات و من تماشا کنم؟
تو رخت زندان تن ات و من بمانم خموش؟
قسم به زن، نازنم اگر محابا کنم
اگرچه تلخ است حق، نمی توانم نهفت
زبان از آن بایدم که آشکارا کنم
Comment
-
اعتبار نقش برجستههاي ايذه رسيد
از برای ملتم ای زرتشت
لبخند و ترانه و رهایی بیاور
می خواهم باز شب میهنم را
در آن سپیده دمان دانا ، نظاره کنم...

چگونه با دشمنت به دوستی تا کنم؟
تو رخت زندان تن ات و من تماشا کنم؟
تو رخت زندان تن ات و من بمانم خموش؟
قسم به زن، نازنم اگر محابا کنم
اگرچه تلخ است حق، نمی توانم نهفت
زبان از آن بایدم که آشکارا کنم
Comment
-
تعصب های عربی تاریخ طبری
به یاری اهورامزدا
تعصب های عربی تاریخ طبری
حقیقتا سزاوار نیست که ما با وفور مطالب راجع به دین ابا و اجداد خود به چند کلمه موهوم و بی معنی مورخین و نویسندگان قدیم خود.بسازیم.
اگر فقط تنگ بودن دایره علم و دانش در قدیم سبب موهومات نویسی قدما میبود عذریست بس موجه.
اما بدبختانه در اقوال انان صراحتا تعصب عربی دیده میشود.در میان چندین مثال به ذکر یکی دو فقره تاریخی اکتفا میکنیم.
ابوجعفر محمد بن جریر معروف به طبری که در 224 در امل طبرستان متولد شده و در 310 در بغداد درگذشت.در تاریخ کبیر خود راجع به زرتشت موهوماتی ذکر نموده که اسباب اشتباه مورخین بعد گردیده.
عین عبارات فارسی بلعمی که ترجمه ایست از تاریخ کبیر و به توسط ابوعلی محمد بن محمدبن عبدالله البلعمی در سال 352 انجام یافته این است:"و مغان را یکی پیغمبر بوده است که او را زردشت گویند که این دین اتش پرستی را او در میان اورد و دعوی کرد که من پیغامبرم و اتش پرستی ایشان را صواب نمود تا به ایام گشتاسب.و او شاگرد عزیز علیه السلام بود و عزیز علیه السلام را مخالف شده بود.پس ان استاد زردشت را دعا کرد و گفت
خدای تعالی او را علامتی کناد)وبنی اسرائیل او را از میان خویش بیرون کردند و از بیت المقدس به عراق امد و از عراق به بلخ شد نزد پدر گشتاسب و دعوی پیغمبری کرد......"
برای ما بقی موهومات شرم انگیز و الوده به تعصب وی باید رجوع کرد به اصل کتاب.
طبری خود یک ایرانیست.ان هم از طبرستان.در انجایی که مخصوصا دین اسلام دیرتر نفوذ کرد.هر چند که امل شهر خود محمد بن جریر طبری نسبتا زودتر از سایر قسمتهای طبرستان بدست عربها افتاد(143 هجری)و شاید هم بتوانیم بگوییم که در عهد او هنوز ثلث جمعیت انروز ایران زرتشتی بوده اند و به توسط علمای بسیار بزرگ زرتشتی که در ان عهد میزیسته اند میتوانسته اند که از خود رفع اشتباه کنند و مسبب اشتباهات متاخرین نشوند.
ولی تعصب شوم عربی که در خون ایرانیان تزریق شده بود ان مفسر و محقق را از اینگونه تحقیقات باز میداشت.ولی بر حسب انصاف باید اعلام کنیم که در مورد تاریخ ساسانی کتاب وی از مهمترین اسناد تاریخی ماست که استاد نولد انرا به المانی ترجمه کرده.
برای انکه هیچ شکی نماند که مندرجات کتب تاریخ ما راجع به مزدیسنا ناشی از تعصب بوده به مندرجات روضه الصفا که زرتشت را شاگرد یکی از تلامذه ارمیا پیامبر یهودی میداند مراجعه کنید.
همچنین فضل الله نویسنده تاریخ معجم در ذکر پادشاهی گشتاسپ یکسره عنان قلم فارسی خراب کن خود را بدست تعصب سپرده راجع به دین قدیم ایران از هیچگونه ناسزا خودداری نتوانسته است.در همان قرن اندکی پیش از انکه طبری در بغداد افسانه عاد و ثمود میخواند و قصه ابراهیم و نمرود مینوشت.در همان قرن پیشوای بزرگ زرتشتی اتر فرنبغ پسر فرخزات در همان شهر بغداد در عهد خلافت مامون(198-21
کتاب معروف دینکرد را که راجع به مسائل دینی و رسومات و سنتهای مزدیسناست را به زبان پهلوی در 9 جلد تالیف کرده که هنوز هم از بزرگترین کتب پهلوی است.
دستور دیگری موسوم به اترپات پسر هومت تالیف دینکرد را به انجام رسانیده است.اتر فرنبغ در حضور مامون عباسی با یک زندیق موسوم به ابالیش مباحثه دینی به راه انداخته و وی را مجاب ساخته و موجب مسرت مامون گردیده.
با انکه ابوریحان بیرونی(3 ذی الحجه 362خوارزم-2رجب 440 غزنه )یک قرن بعد از طبری میزیسته و نسبتا از عهد دولت زرتشتی به دور بوده ولی عشق به ایران و تنفر از عربها خراب کنندگان مجد و جلال نیاکانش او را بر ان داشت که با اندیشمندان و علمای زرتشتی عهد خود در مراوده باشد و مسائل مذهبی را از انان جویا شود. کتاب ماندگار او اثار الباقیه راجع به مسائل دینی مزدیسنا و تقویم و عادات و رسوم زرتشتیان ان عهد از معتبرترین اسنادی است که از قدیم باقی مانده است.
برگرفته از دیباچه کتاب یشتها-تالیف ابراهیم پورداود
http://www.mazdaahoora.blogfa.com/از برای ملتم ای زرتشت
لبخند و ترانه و رهایی بیاور
می خواهم باز شب میهنم را
در آن سپیده دمان دانا ، نظاره کنم...

چگونه با دشمنت به دوستی تا کنم؟
تو رخت زندان تن ات و من تماشا کنم؟
تو رخت زندان تن ات و من بمانم خموش؟
قسم به زن، نازنم اگر محابا کنم
اگرچه تلخ است حق، نمی توانم نهفت
زبان از آن بایدم که آشکارا کنم
Comment
-
كشف نخستين فسيل آدميزاد در روستاي جم،
كشف نخستين فسيل آدميزاد در روستاي جم، نظريهي مهاجرت آرياييها و نظريهي داروين را رد ميكند
آثار نخستين سكونتگاه متمدن بشري جهان در جم واقع است
روستاي جم واقع در شمال شرقي سيراف، جايگاه آغاز تمدن بشري است و با اين وجود نظريه مهاجرت آرياييها به ايران كاملا رد خواهد شد.
بديهه دشتي ـ تاريخشناس ايراني مقيم آمريكا ـ پس از حدود 10 سال تحقيق و بررسي و به دست آوردن آثاري باستاني در شهرستان جم معتقد است، جم اولين خواستگاه تمدن بشري است و اولين انسانها در اين منطقه سكونت داشتهاند.
وي در گفتوگو با خبرنگار بخش ميراث فرهنگي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اظهار داشت: پس از تحقيقات بسيار در كتابهاي مختلف ازجمله كتابهاي تاريخي، اوستا، قرآن، تورات و... به اين نتيجه رسيدم كه اولين سكونتگاه بشر در جنوب ايران واقع شده است. اين محوطه باستاني يكسري بلنديها با نام جم، ساخته كيومرث است كه پيش از اين نيز آگاه بوديم گوشهاي از شهر استخر نيز توسط اين فرد ساخته شده است. تاريخهاي بعد از اين ساختهها را مشخص كرده و منظور از برگشت نوح و جام جهاننما را در نوشتهها دريافتهام و تمامي آنها را با سند و آثار باستاني موجود ميتوانم اثبات كنم.
دشتي كه موفق به كشف اولين فسيل آدميزاد در منطقه جم شده است، گفت: اين تنها سنگواره آدميزاد و نه ميمون در دنياست كه بيش از 13 ميليون سال قدمت دارد. تمامي اين گفتهها را با 20 ساعت فيلم مستند و عكس و مطلب ميتوانم ثابت كنم.
وي با بيان اينكه از سال 84 نسبت به معرفي محوطه جم به سازمان ميراث فرهنگي اقدام كرده است، گفت: از آن زمان تا به حال ماموران سازمان سه بار از محوطه بازديد كرده و هر بار اين مطلب را تاييد كردهاند، اما مسؤولان سازمان از امسال روي اين قضيه مانور ميدهند و قصد دارند آنرا به نام خود ثبت كنند. اين موضوع بسيار مهم است و ثابت ميكند نژاد آريا از جايي مهاجرت نكرده است؛ بلكه در ايران به دنيا آمده و اولين خانه را دارند و اولين شهر دنيا متعلق به مردم اين ناحيه است.
اين محقق و تاريخشناس در ادامه توضيح داد: در تمامي كتابها اولين آثار مربوط به انسان را عموما كشتي نوح و بچههاي نوح معرفي ميكنند و من در تحقيقات متوجه شدم آغاز اين جريان به ايران و جمشيد جم باز ميگردد. در ميان كتابها 99 درصد آنها پيرو تورات بوده و اوستا را در اين مورد تاييد ميكنند. با بررسي اين كتاب متوجه شدم آثار زندگي بشري در فارس بيش از همه جاست. ضمن اينكه من خودم زاده جنوب ايران هستم و پيش از اين اسم جم را شنيده بودم و براي ارتباط آن با جمشيد شروع به تحقيق كردم.
دشتي گفت: يكبار خودم با كمك محليها به اين منطقه رفتم و پس از آن بارها سفر كردم و شبانهروزي كار ميكردم. وظيفه خودم ميدانستم كه سازمان ميراث فرهنگي را در جريان كار قرار دهم؛ اما به اين موضوع توجهي نميشد. جاي سؤال است كه چرا با دعوت استادان و كارشناسان اين موضوع را بررسي نميكنند؟
وي با ابراز نگراني نسبت به ثبت نشدن اين آثار توسط سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري گفت: تمامي آثار مشخصاند؛ بالاخره ديواري كه وجود دارد، با دست ساخته شده و خود به خود به وجود نيامده است. به هر حال همه چيز روشن است و بايد حداقل در فهرست آثار ملي به ثبت برسد؛ تا بتوان از آنها محافظت كرد. در حال حاضر جادهسازي در اين منطقه در حال انجام است و اين كار باعث تخريب آثار خواهد شد.
دشتي اظهار داشت: طي جلساتي با كارشناسان زبده مثل دكتر آيتاللهزاده شيرازي، گلشن، چگيني و... اين نظريه تشريح و ثابت شد و سال بعد در بازديد آنها حدود 20 كيسه نايلوني پر از نمونه و سكههايي با قدمت 20 هزار سال يافته شد. همگي اين نمونهها به بوشهر منتقل شد؛ اما فعلا هيچ اثري از آنها نيست. هر چه در رفت و آمد براي اين كار هستم، جوابم را نميدهند.
او در پايان گفت: شهر جم سند شناسنامه ايران است. با وجود اينكه راجع به نظريه داروين با وجود رد آن همچنان تبليغ ميشود، بايد موضوع را جدي گرفت. در پيگيريهايم به من ايراني ميگويند تو كارمند ما نيستي. چه طور خارجيهايي كه براي كاوش ميآيند مورد اطمينان واقع ميشوند؟! بايد هر چه سريعتر نسبت به ثبت و حفاظت اين آثار اقدام شود.از برای ملتم ای زرتشت
لبخند و ترانه و رهایی بیاور
می خواهم باز شب میهنم را
در آن سپیده دمان دانا ، نظاره کنم...

چگونه با دشمنت به دوستی تا کنم؟
تو رخت زندان تن ات و من تماشا کنم؟
تو رخت زندان تن ات و من بمانم خموش؟
قسم به زن، نازنم اگر محابا کنم
اگرچه تلخ است حق، نمی توانم نهفت
زبان از آن بایدم که آشکارا کنم
Comment
-
cultural conference-1
Friends,
On June 3, 2006, the Council of Persian Culture and the California Zoroastrian Center held their ninth cultural conference at the Anaheim Convention Center, in Anaheim, California, where several scholars on Zoroastrianism and other prominent guests were invited to speak. Following are some highlights based on program handouts, my notes and recollection:
* Dr. Khushru Mehrfar who chaired the conference, reminded the audience tha the conference was focused on cultural aspects. He did a good job in keeping the right focus. The program started with a recital of a short verse from the Gatha by the senior priest of the California Zoroastrian Center accompanied by children holding candles.
* Professor Farhang Mehr, professor emeritus, Boston University, former deputy Prime Minister of Iran, and author of "The Zoroastrian Tradition. An Intoduction to the Ancient Wisdom of Zarathushtra" gave a brief introduction.
* Dr. Niaz Kasravi, who has a Ph.D. in Criminology, Law and Society, from the School of Social Ecology, University of California, Irvine (2001), and was a Researcher and Program Associate, Amnesty International USA, Domestic Human Rights Program (2003-2005) and held dissertation Fellowship from University of California and National Science Foundation, was the first main speaker. Her topic was Multiculturalism and Human Rights; Practical Applications.
Dr. Kasravi's presentation focused on her attempts to put the lessons from her Zoroastrian and Iranian heritage (good thoughts, words and deeds, and respect for human rights introduced by Cyrus the Great) into practice. She discussed her work on human rights, women's rights in Iran, her working with human rights advocate ,Shirin Ebadi in Iran, racial profiling in the U.S. and prisoner's rights. She talked about the practice of putting non-violent criminals in prisons together with violent criminals and the resulting high incidence of prison rape occuring in the U.S.
She wanted the new generation of Iranians living in different parts of the world to preserve our cultural values by speaking up and taking some action against intolerance, hatred, war and conflict, wherever they encounter it in the world, During the question-answer session she suggested that we all should become aware of what is going on in the nation and the world by reading newspapers, watching news programs on TV,, joining interfaith groups, etc. and parents should discuss news events with children.
* Professor P. Oktor Skjaervo, Aga Khan Professor of Iranian Studies, Harvard University, Chair of the department of Near Eastern Languages and Civilization at Harvard, and a researcher in Avestan literature and the Foundations of Zoroastrianism and application of Oral Literary Theory and Comparative Mythology to ancient Iranian literature and religion, was the second main speaker. His topic was Zoroastrian Values in a Changing World.
Prof. Skjaervo outlined the history of Zoroastrianism in the context of the Iranian world empires and Iranians along the Silk Road (representing Iranian influence in the Far East). He pointed out that by the time Iranians enter the time of recorded history their religion was the same as the one we know from the Avesta. He said that the later Zoroastrian scriptures are compatible with the Gathas in all important aspects, even though the words used may be in question. He said that the Sassanian era is the most important period in the history of Zoroastrianism - there was interaction between Zoroastrian and Jewish scholars (the laws of purity in both communities are mostly the same)
In discussing the Silk Road Iranians, Prof. Skjaervo said that the Sogdians who spoke Iranian language were mainly traders along the Silk Road; they were also translators and publishers of documents; their religion was Zoroastrianism and they probably brought it to China. In one region (Khotam ?) they later became Buddhists; they originallh believed in Ormazd and Spenta Armaiti (who they called Chandramata). He said that a Sogdian version of Ashem Vohu was found; in tombs in China there were pictures of Afringan ceremony and Chinvat bridge.
Prof. Skjaervo said that Cyrus the Great's cylinder contains the statement "I believe in the god Marduk" which may be based on Cyrus understanding that the conquered Babylonian people would not know the Iranian language and term for God (Ahuramazda) and that the same God is referred by different names, and therefore when he mentions Marduk he means Ahuramazda. He discussed how Zoroastrian principles persisted from the time of the Gathas through the Achaemenid and Sassanid empires and in the Zoroastrian communities after Arab conquest, and are relevant in the modern world.
Prof. Skjaervo mentioned that in his inscriptions Darius the Great asks Ahuramazda to protect the nation from the Lie, foreign armies, and bad weather. In the Sassanian era there is less preaching, but the inscriptions about the Romans using the Lie, etc. express the same principles of Zoroastrianism. High priest, Mobed Kerdir's inscriptions also do the same (he describes vicariously taking a trip to Chinvat bridge and observing Judgement of souls). Generosity to the poor is practiced in all eras, and slander is considered one of the worst sins as stated by Adarbad Mahraspand.
* Prof. Milani, Director of Iranian Studies, Stanford University, co-director and Research Fellow , Hoover Institution, who also served at Notre Dame de Namur university as professor and chairman of history and political science department (1974-1975) and as a Research Fello at the Institute of International Studies at U.C. Berkeley (1975-197
, was the third main speaker. His topic was Zoroastrian Concepts in Western Canon: Some Snapshots.
Prof. Milani said that the notion that history is not cyclical began with Zoroastrianism, as did several other concepts such as that of angels, Paradise, Heaven and Hell, etc. He referred to author, Harold Bloom's book "Omen of the Millenium" and author Norman Kuhn's book on Cosmos, Chaos .... He also said that the Greek philosopher, Plato mentions that the idea of Heaven and Hell comes from Zoroastrianism. Also, the divine connection of dreams begins with Avesta, as do concepts of Resurrection, Messiah, and virgin birth of the messiah. Besides that, the idea of using stirrups and use of horses in warfare began with Cyrus the Great.
and Prof. Milani said that western scholars hve generally exaggerated the accomplishments of western cultures. However, the Old Testament has great praise for Kurosh (Cyrus) and for Zoroastrianism. He said that Herodotus had great praise for Zoroastrian princes, kings - their curiosity about the world, etc. He said that when the Greeks used the term "barbarian" with reference to Persians and others, they meant those who did not speak the Greek language. He mentioned that in his youth, St. Augustine (according to his writings) was attracted to Zoroastrianism and felt that it explained the concept of evil better than christianity.
Referring to history after the Arab conquest, Prof. Milani said that authors Mohin and Henry Corbett have written that Zoroastrian ideas take on a Islamic guise. He also said that Iranian poet, Saadi, reserves praise solely for Zoroastrian kings, while criticizing other rulers, and that poet Emerson's compositions are filled with Saadi and Zoroastrian concepts. He also mentioned that the classic novel Moby Dick contains criticism of christianity and holds Zoroastrian ideas in high regard. He said that Hegel has written that the start of continuous history began with the Persians, that they were the first historical people, and that for Zoroaster light belongs to the period of consciousness. He also said that German philosopher, Nietzche had a dream of Zarathushtra at the age of 10, and Nietzche had a high regard for prophet Zarathushtra's thinking.
* Prof. Stanley Insler, professor of Linguistics and comparative philology, Salisbury professor of Sanskrit and Comparative philology at Yale University, a well-known Gathic scholar and member of several international societies of scholars, who was Chairman of the department of Linguistics (1978-1979), was the fourth main speaker. His topic was The Universality of Zarathushtra's MessageProf. Insler started out by saying that the Gathas of Zarathushtra still remain a puzzle and mystery. According to him, one of the puzzling parts is the mention of one or more of the Amesha Spentas in almost every verse of the Gathas - are these entities representing abstract concepts , such as truth, good thinking, etc. utilized by Zarathushtra merely to impart a sense of seriousness to his message? Or, as one would hope, do these six concepts belong to an underlying design or pattern of interlocking elements that form the basis of the prophet's philosophy? Prof. Insler demonstrated how the interdependency of the Amesha Spentas forms a tightly structured system that has application for the world situation at all times in history.
Prof. Insler used an analogy with the Rubic's Cube (puzzle) - the six colors of the Cube and the six Amesha Spentas. He said that the order of the Amesha Spentas (abstract elements) given in the Younger Avesta (3 Amesha Spentas on one side of Ahuramazda and 3 on the other side of Ahuramazda) is correct and matches that given in the Gathas:
Vohu Mano - Good thinking Armaity - Compliance, Loyalty, Commitment, Devotion, RespectKhshathra - Authority, Sovereignty, Control Ameretat - Continuing Life (on earth and after death)....
Asha - Truth = Laws of Nature Haurvatat - Health, well-being
Laws of Good society(in Gathas, possession of Truth is only
in Ahuramazda; we can only speak and
act in accord with Truth)
از برای ملتم ای زرتشت
لبخند و ترانه و رهایی بیاور
می خواهم باز شب میهنم را
در آن سپیده دمان دانا ، نظاره کنم...

چگونه با دشمنت به دوستی تا کنم؟
تو رخت زندان تن ات و من تماشا کنم؟
تو رخت زندان تن ات و من بمانم خموش؟
قسم به زن، نازنم اگر محابا کنم
اگرچه تلخ است حق، نمی توانم نهفت
زبان از آن بایدم که آشکارا کنم
Comment
-
cultural conference part 2
Prof. Insler asked us to think of the Amesha Spentas like a electrical circuit with components in a closed loop. Each component influences the others and the circuit and the total outcome is bigger than that of each component. The sequence of Amesha Spentas in the Younger Avesta which is the same also in the Gathas, viz. Vohu Mano (good thinking) --> leads to Asha (understanding of the laws of nature, laws of good society) --> leads to Khshathra (proper authority based on correct laws)
--> Armaity (Compliance,.... to good authority) --> leads to Haurvatat (Health, well-being) --> leads to Ameretat (continuing life) (comment: I am not sure of the order in this line)
The ultimate result is peace and prosperity
Prof. Insler described the perverted system (opposite of Amesha Spentas) as follows
Aka Mano (bad thinking) --> leads to Druj (deceit) --> leads to Dushxshathra (bad government)
--> leads to Taromaiti (disrespect) --> leads to Ajyaiti (death) --> leads to Narepi (decline) (comment: I am not sure of the order in this line)
Prof. Insler said that Zarathushtra inherited some ideas like light and darkness, etc. from the Indo-Aryan culture, and that dichotomizing is a simple way of understanding certain concepts.
During question - answer session, when asked from the audience that some scholars interpreted "Armaity" as Serenity, Prof. Insler disagreed with that interpretation of the word "Armaity". He explained that if Khshathra was power, authority, then Armaity has to be the complementary of that, which would be loyalty, respect, etc.
* One of the main speakers mentioned the wise words of some philosopher that "those who claim to know the Truth are charlatans and we should beware of them, whereas those who claim to be Seekers of Truth are the one who deserve our respect"
* Dr. Fariborz Maseeh, who earned a doctorate in engineering from MIT, founded the company Intellisense, Inc., is a worldwide expert in micro-electro-mechanical systems (MEMS) and a pioneer in Nano Technology at MIT, and recipient several awards (including the Ellis Island Medal of Honor on May 13, 2006), established the Massiah Foundation and endowed several chairs in engineering, and helped create the Center for Persian Culture Studies at the University of California, Irvine (UCI), and serves as a trustee of the UCI foundation and sits on advisory boards at UCI, University of Southern California and Portland State University, was given a formal recognition and appreciation for his contributions.
* Dr. Cyrus Kar, who is producing a documentary film on Cyrus the Great and who was interviewed by Ted Koppel on the Nightline program on ABC TV network on two successive nights about his temporary imprisonment by the U.S. army while he was filming scenes in Iraq, was introduced by Dr. Maseeh and a short film clip from his documentary was shown to the audience. One of the interesting facts presented in the clip was that leaders of U.S. government read Xenophon's Cyropedia which is an account of the education of Cyrus the Great which emphasizes the principles of human rights. Dr. Kar is seeking investors in his film project.
* Mr. Sal Rastegar, another movie producer (Mondo Productions) who knows award winnning British movie director, Alex Jovy, informed us that Alex Jovy is making progress on his project to film a movie on the life of Cyrus the Great, but that he was still short on funding and seeking investors for his project.
* Other speakers included Karen Lawrence, Dean of the School of Humanities at UCI, Dr. Sohi Rastegar, Chairman of the Council of Societies, National Science Foundation, and Professor Soroosh Sorooshian, distinguished professor of Civil and Environmental Engineering at UCI.
* Dolly Malwa, former president of Zoroastrian Association of California, brought a recognition letter from Los Angeles Mayor Villaraigosa, which she presented to the organizers. Also, Firdosh Mehta, former president of the Federation of Zoroastrian Associations of North America gave a brief report on the various activities and projects of the federation executive committee.
* In between talks there was Persian folk dance and music performed by young and older community artists.
Regards,
Maneck Bhujwalaاز برای ملتم ای زرتشت
لبخند و ترانه و رهایی بیاور
می خواهم باز شب میهنم را
در آن سپیده دمان دانا ، نظاره کنم...

چگونه با دشمنت به دوستی تا کنم؟
تو رخت زندان تن ات و من تماشا کنم؟
تو رخت زندان تن ات و من بمانم خموش؟
قسم به زن، نازنم اگر محابا کنم
اگرچه تلخ است حق، نمی توانم نهفت
زبان از آن بایدم که آشکارا کنم
Comment
-
تأثیرات فرهنگی ایران بر ارمنستان
از برای ملتم ای زرتشت
لبخند و ترانه و رهایی بیاور
می خواهم باز شب میهنم را
در آن سپیده دمان دانا ، نظاره کنم...

چگونه با دشمنت به دوستی تا کنم؟
تو رخت زندان تن ات و من تماشا کنم؟
تو رخت زندان تن ات و من بمانم خموش؟
قسم به زن، نازنم اگر محابا کنم
اگرچه تلخ است حق، نمی توانم نهفت
زبان از آن بایدم که آشکارا کنم
Comment
-
حماسه آرش
از برای ملتم ای زرتشت
لبخند و ترانه و رهایی بیاور
می خواهم باز شب میهنم را
در آن سپیده دمان دانا ، نظاره کنم...

چگونه با دشمنت به دوستی تا کنم؟
تو رخت زندان تن ات و من تماشا کنم؟
تو رخت زندان تن ات و من بمانم خموش؟
قسم به زن، نازنم اگر محابا کنم
اگرچه تلخ است حق، نمی توانم نهفت
زبان از آن بایدم که آشکارا کنم
Comment
-
جشن تیرگان ( تیرماسیزه شو
جشن تیرگان ( تیرماسیزه شو)
جشن تیرگان روز سیزدهم تیر ماه است اضافه بر آن که نام روز و ماه مناسب جشن تیرگان را سالروز حماسه معین کردن مرز ایران با تیراندازی آرش میدانند . در اوستا آمده است :" تیشتر ستاره را یومند و فرهمند را میستاییم که شتابان بدان سوی پرواز کند به سوی دریای فراخکرات پرواز کند مانند تیر ارحش ( آرش) بهترین تیر انداز ایرانی که از کوه ائیریوخشوت به طرف کوه خوانونت پرتاپ گردید"....
ابوریحان بیرونی پیدایش جشن تیرگان و شرح برگزاری آن را در آثار الباقیه به تفصیل آورده است و برای پیدایش آن به دو موضوع اشاره کرده است دلیل تیراندازی آرش برای تعیین مرز ایران و توران بوده است که مینویسد: ..." کمان را تا بنا گوش خود کشید و خود پاره پاره شد و تیر از کوه رویان به اقصای خراسان که میان فرغانه و تخارستان است به درخت گردوی بزرگی فرود آمد به مسافت هزار فرسنگ و مردم آن روز را عید گرفتند و چون در وقت محاصره کار بر منوچهر و ایرانیان سخت و دشوار شده بود بقسمی که دیگر به آرد کردن گندم و پختن نان نمیرسیدند گندم و میوه کال می پختند بدین جهت شکستن ظرفها و پختن میوه کال و گندم در این روز رسم شد."
دلیل دوم وی آن است که " دهو فذ یه" ( دهیوپته) که معنای آن نگهداری ملک و فرمانروایی در آن و دهقنه" که معنای آن عمارت کردن و زراعت و قسمت کردن است و با هم توام اند
و کتابت به وسیله هوشنگ و برادرش در این روز صادر شد.... اگر در کتابهای تاریخی و ادبی که به جا مانده اثر و خبری از برگزاری جشن تیرگان از قرن هشتم به بعد نمی یابیم بیگمان دال بر منسوخ شدن آن نیست فراموش نکنیم که برخی از مورخان و نویسندگان این گونه جشنها و رسمها را بی ارزش و عامیانه و گاهی ضد ارزش می دانستند آداب و رسوم و جشنهایی که در بین عامه مردم رواج یافته باشد به آسانی از بین نمیرود و معمولا به اقتضای زمان و مکان همراه با تحولها و دگرگونیهای فرهنگی دیگر متحول میشود.
از آداب گذشته این بود که در تیر روز ( دهم تیر) هفت تار نخی یا ابریشم الوان و با سیم نازک و ظریف که اسمش تیروباد است میبافتند و آن را به مچ دست یا دکمه لباس میبستند و شیرینی میخوردند و در روز باد (19تیر) ".. ذکر این نکته ضروری میباشد که در ایران باستان ایام هفته وجود نداشت بلکه هر روزی نامی خاص داشت." یعنی ده روز بعد آن رشته یا تار را باز کرده و به باد میدادند و باز شیرینی میخوردند از خود رسم تار بافته شده هم که تیروباد میباشد چنین بر میاید که باید در تیر روز بست و در باد روز آنرا باز کرد درباره فلسفه این رشته یا تارمیگویند چون این جشن اهمیت بسیاری در زمان گذشته بر خوردار بوده از تیر روز همه لباس نو میپوشیدند و نه روز جشن را ادامه میدادند و در باد روز آن را به پایان میبردند چون برای همه ممک آنچه سالمندان زردتشتی میگویند در گذشته این جنش به مدت نه روز به درازا میکشید یکی ن نبود لباس نو بپوشند از این رو این تارهای نازک بافته شده و ظریف را درست کرده اند که اگر کسی توان پوشیدن لباس نو را نداشته باشد این تار نو را که نماینده لباس نو است در مچ دست یا دکمه لباس ببندند و در نهایت یک چیز نو از دوختنی یا بافتنی به همراه داشته باشد جالب اینجاست که جنس بند از ابریشم تاب داده هفت رنگ شبیه رنگین کمان بود که البته این رسم دیگر در بین زرتشتیان معمول نیست .
لازم به تذکر است که جشن تیرگان را جشن آبریزان نیز میگویند و در این روز زرتشتیان بهم دیگر آب میپاشند درباره به وجود آمدن این رسم میگویند که در زمان فیروز جد انوشیروان چند سالی باران نیامد و مردم در خشکسالی بودند فیروز به آتشکده فارس رفت و دعا کرد و در این روز باران زیادی بارید و ازآن به بعد در میان ایرانیان رسم بود که بیاد آمدن باران بهم دیگر آب می پاشیدند. گرچه این جشن یادگار روز نجات ایرانیان از تورانیان و استقلال و تعیین حدود دو کشور بوده است ولی نیاکان فهیم ماباخرد و زرف نگری که بر اوضاع جهان و روان شناختی افراد بشر داشته اند پیوسته در تلاش زدودن غم از دل و چهره همدیگر بوده و شادیها را سر چشمه لطف خداوند و کار و تلاش بیشتر برای آبادانی کشور و جهان میدانستند در نتیجه سعی در برگزاری هرچه بیشتر و بهتر جشنها در این سرزمین اهورایی نموده و بدین مناسبت سالیانه بیش از بیست و سه جشن را در کشور برگزار مینمودند که متاسفانه از آن جشنها چیزی به جز یکی دو مورد باقی نمانده است.Last edited by veesta; 06-29-2006, 03:07 AM.از برای ملتم ای زرتشت
لبخند و ترانه و رهایی بیاور
می خواهم باز شب میهنم را
در آن سپیده دمان دانا ، نظاره کنم...

چگونه با دشمنت به دوستی تا کنم؟
تو رخت زندان تن ات و من تماشا کنم؟
تو رخت زندان تن ات و من بمانم خموش؟
قسم به زن، نازنم اگر محابا کنم
اگرچه تلخ است حق، نمی توانم نهفت
زبان از آن بایدم که آشکارا کنم
Comment
-
Dorud Mahsa Gerami
dooste man man modatio nabudam amma chashm ghol midam ke maghalehaye ra be engelisi baraye shoma befrestam.
sepas
vistaاز برای ملتم ای زرتشت
لبخند و ترانه و رهایی بیاور
می خواهم باز شب میهنم را
در آن سپیده دمان دانا ، نظاره کنم...

چگونه با دشمنت به دوستی تا کنم؟
تو رخت زندان تن ات و من تماشا کنم؟
تو رخت زندان تن ات و من بمانم خموش؟
قسم به زن، نازنم اگر محابا کنم
اگرچه تلخ است حق، نمی توانم نهفت
زبان از آن بایدم که آشکارا کنم
Comment

Comment