انگيزه هاي انگليس ، آلمان و فرانسه و مشخصاً ايالات متحده براي سوق دادن ايران به سمت تحريم و تنبيه بسيار بيشترازمسئله كره شمالي است و ريشه در ساختار منطقه اي و بين المللي سياستهاي ايران دارد .
امريكا مقابله با ايران را به صورت "تحريم*ها*ي تدريجي" و با صدور قطعنامه*ها*ي پي درپي دردستوركارقرارداده است و زمينه هاي اين پروسه را نيز فراهم كرده است . در حاليكه بازرسان آژانس غلظت اورانيوم غني*شده در ايران را حدود 3.5 درصد تعيين كرده*اند گزارش كميته اطلاعاتي كنگره امريكا در تابستان سال جاري به احتمال وجود اورانيوم با غلظت 90 درصد در ايران اشاره كرده است.
درصورتبكه تا زماني كه ايران فرآيند غني*سازي اورانيوم را تنها در ابعاد آزمايشگاهي دنبال مي*كند به هيچ وجه نمي*توان اين ادعا را مطرح كرد كه احتمال دستيابي اين كشور به بمب اتم يا چيزي شبيه آن وجود دارد. اين موضوع بقدري روشن است كه گروه بازها و اشخاصي چون "جان نگروپونته" وزير امنيت داخلي كابينه بوش نيز تاكنون نتوانسته*اند از احتمال مداخله نظامي ايالات متحده سخن بگويند و معتقدند كه دستيابي كامل ايران به تسليحات هسته اي حداقل در بازه 10 سال آينده غيرممكن است .
در اين برهه ، اقدامات كنوني و متعاقب ايران نيز به عنوان مخاطب قطعنامه تحريمي پيشنهادي ، حائز اهميت است .
در آستانه ارائه پيش نويس قطعنامه ، ايران گازدهي به آبشار دوم سانتريفيوژها را آغاز كرد و اين درحالي بود كه مدتها قبل آژانس را مطلع كرده بود و بازرسان نيز يك هفته قبل از آن طي بازديد از نطنز از آن مطلع بودند و از طرفي ايران در ماه آوريل سال جاري (فروردين ماه) اعلام كرده بود كه تا پايان سال شمسي تعداد سانتريفيوژها را به 3000 دستگاه افزايش مي دهد . ايران قبلاً نيز در زمان ضرب الاجل غرب و در آستانه قطعنامه 1696 نيز در اواخر ماه آگوست ، مجتمع آب سنگين اراك را راه اندازي كرد .
اين اقدامات ايران قبل از تصويب قطعنامه هاي تحريمي پيام روشني را به مصوبين آن مخابره مي كند و آن اراده راسخ براي تداوم فعاليتهاي صلح آميزهسته ايش است ، كه با ساختارقانوني آژانس و روح NPT منافاتي ندارد ، درصورتيكه توانمندي هسته ايران به مراتب بيشتر از كره شمالي است اما هيچگاه به سمت آزمايشات هسته اي منعطف نشده است .
از طرف ديگر بلافاصله پس از ابتكار PSI و مانور امريكا و متحدانش در آبهاي خليج فارس ، ايران طي مانورپيامبر اعظم 2 وبا آزمايش موشكهاي استراتژيك خود پاسخي از هرگونه رفتارغيرعقلاني و افراطي غرب را درقبال خود به نمايش گذاشت .
همانطوركه قبلاً اشاره شد ، امريكا كمتر از ديگر بانيان اروپايي تحريم ايران متضرر مي شود چراكه در طول 3 دهه گذشته بنوعي تبعات آن براي دوطرف ملموس بوده است اما ، 3 كشور اروپايي پيشنهاد دهنده پيش نويس قطعنامه پيش روي بهمراه روسيه و چين از جهات استزاتژيك سياسي و اقتصادي از قبل تحريم ايران متحمل ضررهاي بسياري خصوصاً در حوزه منطقه اي خواهند شد و كشورهاي منطقه نيز درصورت همراهي با ايالات متحده از تبعات اقتصادي و ژئوپلتيك آن درامان نخواهند بود .
بديهي است د صورت اعمال فشار امريكا و تصويب نهايي قطعنامه پيش روي ، دولتمردان اين كشور دچار "اشتباهات محاسباتي" و تكرار تراژدي دموكراتها در زمان كلينتون كه با ارائه بسته اي مشابه به كره شمالي و درپي آن استراتژي نابخردانه نئوكانها و اتخاذ سياست "مشت آهنين" در قبال كره شمالي نهايتاً به خروج اين كشور از NPT و اخراج بازرسان آژانش به آزمايش اتمي درسال جاري ختم شد، خواهند شد .
در پايان آنچه حاميان تحريم ايران نبايد از نظر دور نگاه دارند اينكه ؛ تجربه نشان داده است كه سياستهاي تحريمي تاكنون درعرصه بين المللي چندان كارساز نبوده اند و تحريم حتي در خصوص حكومتي مانند حكومت پيشين عراق و حتي كره شمالي كه تفاوت*هاي ساختاري بسياري با ايران دارند، چندان مؤثر نبود و همچنين دوران اقدام نظامي و تحريم براي به زانو درآوردن كشورها گذشته است و در شرايطي كه اقتصاد جهاني مانند "زنجيره*اي" به هم متصل شده است تحريم يكجانبه ايران عملي نخواهدبود و به انزواي بيشتر آنها خواهد انجاميد و به مثابه "شيرجه درباتلاق" است !
ازطرفي چنانچه اقدامات تنبيهي برعليه ايران اعمال شود ، ممكن است ايران نيز پس از شركت فعال در "4 دوره مذاكرات طولاني مدت " و مشاهده كارشكنيهاي متعدد و اشتباه فاحش غرب درارجاع پرونده هسته اي ايران به شوراي امنيت ، راه كره*شمالي را در پيش گرفته و اقدام به خروج كامل از معاهده منع گسترش تسليحات اتمي و محدودكردن همكاريها با آژانس نمايد.
دراين برهه مسئولان كشور بايد توجه داشته باشند كه هرچند در داخل كشور همه از صلح آميز بودن ادامه برنامه هسته اي اطمينان دارند اما ، در افكار عمومي جهاني با توجه به تبليغات صورت گرفته اين گونه نيست و ايران با كشوري چون كره شمالي مقايسه مي شود و دراين برهه ايران بايد ازعدم انسجام كافي اعضاي شوراي امنيت استفاده كرده و درجهت كند نمودن روند تصميم گيري آنها با استفاده از جايگاه منطقه اي و قابليتهاي ديپلماتيك خود تلاش كند ، چراكه قطع مذاكرات و عدم استفاده از امكانات ديپلماتيك كاملا در جهت منافع آمريكاست.



Comment